|
یادداشت حسین شریعتمداری درباره جشن تولد رهبر انقلاب |
|
|
کد مطلب: 12857, P.View: 6160
|
۰۴ مرداد ۱۳۸۶ |
|
در پی انتشار اخباری مبنی بر برگزاری مراسم سالگرد تولد رهبر انقلاب مدیر مسئول روزنامه کیهان طی یادداشتی به این موضوع پرداخت. در این یادداشت آمده است: گفته اند -و حكيمانه گفته اند- كه «جز راست نبايد گفت» ولي اين نكته نيز بر آن افزوده اند كه «هر راست نشايد گفت» و نگارنده از آن هنگام كه به آنچه خواهم گفت دست يافتم، سخت به ترديد افتادم كه اين «خبر راست» از نوع «گفتني »هاست يا از آن دسته كه «نشايد گفت»؟ اما سرانجام كفه گفتن سنگين تر آمد، چرا...؟ خواهم گفت؛چند سالي است روز 24 تيرماه كه از راه مي رسد خيل عظيمي از شيفتگان و ارادتمندان «آقا» فرارسيدن اين روز را به عنوان روز تولد رهبر معظم انقلاب به يكديگر تبريك مي گويند و همه ساله جماعت انبوهي كه تازه از مناسبت اين روز باخبر شده اند بر اين خيل عظيم افزوده مي شود، تا آنجا كه امسال علاوه بر ارسال شاخه هاي گل، كارت تبريك، پخش شربت و شيريني، تهنيت از طريق پيام هاي تلفني و... برخي از روزنامه ها نيز، ستون و صفحه و يادداشت به پاسداشت اين روز اختصاص دادند و كيهان نيز...و اما، آن «خبر راست» كه نگارنده در گفتن آن ترديد داشت و سرانجام گفتن را بر نگفتن ترجيح داد اين است كه «تولد آقا در تيرماه نيست»...اول بار كه شماري از شيفتگان آقا با ارسال سبدهاي گل و نامه هاي محبت آميز سالروز تولد ايشان را تبريك گفتند، آقا در پاسخ آنان سخني فرمودند كه واگويه آن دشوار است و بيم جسارت مي رود، اما...راستي به ياد داريد روزي امام راحل ما (ره) خطاب به جماعتي از دلدادگان پاكباخته خويش كه به ديدار ايشان رفته بودند، فرمودند اگر مرا خدمتگزار بخوانيد خوشتر دارم تا رهبر بناميد؟... اما كدام عاشق شيفته اي زبان به اين جسارت مي گرداند؟... باز هم به ياد مي آوريد كه وقتي جماعتي در ستايش آقا سخن از همگامي با امير مؤمنان(ع) بر زبان آوردند، ايشان ابرو درهم كشيده و فرمودند خاك پاي جناب قنبر، غلام حضرت امير(ع) هم نيستند و...و اما، آن سخن آقا كه واگويه آن دشوار است چه بود؟ چند سال پيش وقتي براي اولين بار سبدهاي گل و نامه هاي تبريك ميلاد آقا به ايشان رسيد، در چند كلمه خطاب به يكي از نزديكان خويش نوشته بودند «اولاً، مولود اين حقير در تيرماه نيست و ثانياً؛ من و روز تولدم ارزش اين محبت ها را نداريم و اينها موجب شرمندگي من است، در عين حال لازم است از همه آنها تشكر شود.» غير از يك مورد در محضر امام(ره)، هرگز به ياد نمي آورم كه در گفتن و نوشتن تا اين اندازه گيج و مضطرب باشم، كه حالا هستم... چرا مي نويسم؟ به درستي نمي دانم، يا مي دانم ولي ياراي گفتن ندارم... «گنگ خواب ديده ام»...شايد! خبر «راست» است كه ولادت آقا در تيرماه نيست، چون خود فرموده اند، پس شيفتگان حضرتش بايد بدانند اما، آنچه آقا به تواضع فرموده اند را باور ندارم، نه من، هيچكس باور ندارد... محبت اگر زيباترين سرود كائنات است و عشق اگر دل انگيزترين ترانه هستي است -كه هست- چه كسي دوست داشتني تر از آقا كه همه عشق ها نثار او شود؟... نايب مراد غايب(عج) كه زلال آفرينش است و سايه آن گل كه هرچند، قرن ها پيش از اين شكفته است اما تنها گل شكفته اي است كه هنوز در غنچه مانده است و تنها غنچه اي كه باز است و ديده نمي شود، يا به هر چشمي ديدني نيست... تصور اين بود كه از آقا تواضع شايسته است و از عاشقانش، اصرار بايسته... اما، امسال رخداد ديگري اتفاق افتاد و اين تلقي را پيش كشيد كه آن تصور، يك «توهم» بوده است و آقا به جد -نه به تعارف- از روالي كه ياد شد، ناخشنودند. امسال در يكي از استان ها به مناسبت سالروز تولد آقا جشني برپا كرده بودند و دعوت از اين و آن براي حضور در اين مراسم... خبر كه به آقا رسيد -آنگونه كه نگارنده شنيده است و به وثوق شنيده است- در حاشيه برگه اي كه حاوي آن خبر بود نوشتند؛ «اين كار غلط است، اين تولد و امثال آن هيچ جشني ندارد، برگزاركنندگان مسئول وقت و عمر و اموالي هستند كه در اين كار صرف و ضايع مي شود. من از كسي كه براي تولد من جشن مي گيرد به هيچ وجه متشكر نمي شوم و او را مسئول زيان هاي اين كار هم مي شناسم»... همين!...
|