خطا را باید پذیرفت
اين روزها سخنان سردار جعفري فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه پنج شنبه گذشته در همايش مسئولان بسيج دانشجويي دانشگاهها ايراد شده بود به يك چالش جدي در عرصه سياسي كشور تبديل شده و عكس العمل هاي موافق و مخالف فراواني را در پي داشته است. سردار جعفري در اين همايش بر ضرورت حمايت بسيج از اصولگرايان تاكيد ورزيده و به عنوان فرمانده مشترك كل سپاه و نيروي مقاومت بسيج خطاب به بسيجيان گفته بود «براي تداوم راه انقلاب اسلامي حمايت از جريان اصولگرايي ضرورتي قطعي، اجتناب ناپذير و تكليف الهي نيروهاي انقلابي و ارزشي كشور به شمار مي آيد» و افزوده بود «جريان اصولگرايي بعد از گذشت 25سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اكنون در حاكميت دو قوه از سه قوه كشور قرار گرفته است.»
در پي اظهارات فرمانده كل سپاه، برخي از افراد و گروههاي وابسته به جبهه اصلاحات سخنان ايشان را نقض صريح سفارش حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب دانستند كه نظاميان را از عضويت در گروههاي سياسي منع فرموده و دخالت يا موضع گيري آنان به نفع يا عليه جريانات سياسي را خلاف قانون و ممنوع اعلام كرده بودند. در سوي ديگر ماجرا، شماري از اصولگرايان با استناد به اين كه اصولگرايي محدود و منحصر به يك گروه و يا حزب سياسي نيست بلكه ترجمان وفاداري به اصول انقلاب و ارزش هاي آن است، به مقابله با اعتراض جبهه اصلاحات برخاسته و اظهارات فرمانده سپاه را نه فقط در تعارض با نظر حضرت امام(ره) و قوانين جاري ندانسته بلكه سخنان ايشان را مستند به قانون اساسي معرفي كردند كه دفاع از دستاوردهاي انقلاب اسلامي را يكي از ماموريت هاي سپاه برشمرده است.
و اما، درباره اين مناقشه، اشاره به چند نكته ضروري به نظر مي رسد.
1- نظر حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب درباره ممنوعيت نظاميان از عضويت در گروهها و احزاب سياسي و دخالت آنان در مناقشات و رقابت هاي سياسي- از جمله انتخابات- به حمايت از يك حزب و گروه و يا مخالفت با حزب و گروه ديگر، به اندازه اي روشن و خالي از ابهام است كه جاي كمترين ترديدي در آن نيست. و نكته درخور توجه آن كه منظور حضرت امام(ره) از گروهها و احزاب سياسي كه دخالت نظاميان را در رقابت ها و مناقشات آنها ممنوع فرموده اند، احزاب و گروههاي قانوني است. بنابراين مادام كه يك حزب و يا گروه سياسي از سوي مقامات رسمي و مسئولان ذيربط غيرقانوني اعلام نشده است، نيروهاي نظامي حق دخالت در مناقشات و موضع گيري به نفع يا عليه هيچيك از آنها را ندارند.
2- سردار جعفري از نيروهاي كارآزموده و آگاه سپاه پاسداران است كه وفاداري و پايبندي خود به نظرات حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب را بارها به اثبات رسانده است بنابراين به سختي مي توان اظهارات اخير ايشان را در تقابل با نظر حضرت امام(ره) و حمايت از يك حزب و جناح سياسي تلقي كرد، بلكه به نظر مي رسد فرمانده محترم سپاه از اصولگرايي به مفهوم و معناي واقعي آن يعني وفاداري به ارزش هاي اسلامي و انقلابي حمايت كرده بي آن كه يك جريان يا جبهه سياسي با اين نام ويژه را مورد نظر داشته باشد.
اگر چنين باشد- كه بايد چنين باشد- اظهارات سردار جعفري را نمي توان در تقابل با رهنمود امام راحل(ره) تلقي كرد. اما...
3- و اما... متاسفانه بايد پذيرفت كه اظهارات فرمانده محترم سپاه- دستكم در ظاهر- با رهنمود صريح حضرت امام(ره) مغايرت داشته و در خوشبينانه ترين حالت مي توان گفت كه ايشان در بيان مقصود و منظور خود موفق نبوده است.
سردار جعفري در سخنان اخير خود اگرچه روي اصولگرايي به مفهوم واقعي كلمه تاكيد مي كند ولي نشاني ها و مشخصاتي كه از اصولگرايي ارائه مي دهد نشانه ها و مشخصات يك جبهه سياسي است و نه يك مفهوم ارزشي به معناي واقعي آن. ايشان در بخشي از اظهارات خود مي گويد «جريان اصولگرايي بعد از گذشت 25 سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اكنون در حاكميت دو قوه از سه قوه كشور قرار گرفته» و يا در بخش ديگري اظهار مي دارد «امروز در قوه مجريه و مقننه جريان اصولگرايي حاكم است از اين رو اگر بسيج مي خواهد در اين رابطه كاري كند، ابتدا بايد از اين جريان مراقبت كرده و سپس در حفظ، توسعه و پيشرفت آن و برطرف كردن نقاط ضعفش تلاش كند.»
همانگونه كه ملاحظه مي شود فرمانده محترم سپاه در سخنان خود از اصولگرايي به عنوان يك جريان مشخص سياسي ياد مي كند كه امروزه در دو قوه مجريه و مقننه حضور دارد يعني واژه اصولگرايي را به مفهوم واقعي كلمه و جدا از احزاب سياسي به كار نبرده بلكه با صراحت از يك جريان و جبهه سياسي سخن مي گويد كه اكنون در دو قوه مجريه و مقننه- دولت و مجلس- حاكميت دارد و از بسيجيان مي خواهد كه حمايت از اين جريان را براي خود يك «وظيفه الهي» بدانند. بديهي است كه اين اظهارات با رهنمود صريح حضرت امام مبني بر عدم دخالت نظاميان در رقابت هاي سياسي در تناقض بوده و نقض صريح دستورالعمل ايشان و مفاد قوانين جاري است.
4- ممكن است گفته شود كه اصولگرايان بر ارزش هاي اسلامي و انقلابي تاكيد دارند بنابراين حمايت از آنها به منزله حمايت از ارزش هاي انقلابي است. ولي بايد توجه داشت حضرت امام(ره)، ضمن آن كه برخورداري از بينش سياسي را براي نظاميان ضروري دانسته اند ولي دخالت آنان در رقابت هاي سياسي و حمايت از اين يا آن گروه و يا مخالفت با گروهي ديگر را صرفنظر از ميزان حقانيت آنها ممنوع فرموده اند و اين ممنوعيت، تمامي گروهها و احزاب قانوني كشور را شامل مي شود.
5- برخي از دوستان اصولگرا بدون توجه به صراحت نظر حضرت امام(ره) از اظهارات برادر عزيزمان سردار جعفري حمايت كرده اند كه بايد گفت؛ اگرچه بسياري از مدعيان اصلاحات بارها نشان داده اند كه به آموزه هاي خط امام(ره) و ارزش هاي انقلابي كمترين اعتقاد و توجهي ندارند ولي در موضوع مورد اشاره، اعتراض آنها به سخنان فرمانده محترم سپاه يك اعتراض قانوني و برحق است بنابراين تاسف آور است كه شماري از دوستان اصولگرا در قضاوت خويش، نظر صريح حضرت امام(ره) را ناديده گرفته و اعتراض رقباي سياسي خود به سخنان سردار جعفري را ملاك و معيار خود براي حمايت از اظهارات ايشان تلقي كرده اند!... مگر نه اين كه مطابق آموزه هاي اسلامي بايد «جانب حق را گرفت ولو عليه خودتان باشد» و يا مگر خداوند سبحان سفارش نفرموده است دشمني با اين يا آن گروه نبايد شما را از حق گويي و عدالت ورزي دور كند؟ و...
6- با شناختي كه نگارنده از سردار جعفري فرمانده محترم سپاه دارد، كمترين ترديدي ندارد كه براي ايشان پيروي از رهنمودهاي حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب يك اصل خدشه ناپذير است ولي همانگونه كه اشاره شد، اين برادر عزيز و انقلابي در اظهارات اخير خود- بي آن كه بخواهد- برخلاف نظر صريح امام راحل(ره) سخن گفته است و چاره آن پوزش از خطاي لفظي- سهوالبيان- و توضيح درباره آن است.
7- اين نكته نيز گفتني است كه با توجه به مواضع اعلام شده بسياري از مدعيان اصلاحات، اعتراض آنان به اظهارات اخير سردار جعفري را نمي توان ناشي از ارادت آنها به حضرت امام(ره) تلقي كرد، چرا كه برخي از اين افراد و گروهها، نه فقط بي ارادتي خود به امام راحل(ره) را بارها به صراحت نشان داده اند بلكه در موارد فراواني از دشمنان تابلودار امام و انقلاب نيز آشكارا حمايت كرده اند و كيهان طي 10سال گذشته نمونه هاي فراواني از مواضع مشمئزكننده مدعيان اصلاحات در مقابله با خط امام(ره) را به طور مستند مطرح كرده است و...
حسين شريعتمداري
2-
دشمن نفوذی یا دوست نادان؟
روال ما اين نيست- و حرفه اي هم نيست- كه يك نويسنده در يك نسخه از روزنامه دو نوشته جداگانه داشته باشد ولي امروز ماجراي ديگري در ميان است كه موكول كردن آن به فردا دور از انصاف به نظر مي رسد و نگارنده از حضرت امام(ره) خجالت مي كشد اگر در اين باره چيزي ننويسد. چرا كه آن بزرگوار مي فرمودند اهل قلم هم نسبت به آنچه مي نويسند مسئولند و هم نسبت به آنچه كه بايد بنويسند و نمي نويسند.
ديروز، سايت اينترنتي «نوسازي» كه يك سايت وابسته- و يا نزديك- به دولت نهم است و از آغاز راه اندازي تاكنون به حمايت از دولت و دفاع از مواضع و عملكرد آن مشغول بوده و هست، در يك اقدام غيرمنتظره كه فقط مي توان آن را «شرم آور» دانست به حجت الاسلام سيدحسن خميني حمله كرد و با جملاتي زشت و بي ادبانه ابراز تاسف اخير ايشان درباره رد صلاحيت برخي از نامزدهاي نمايندگي مجلس- احتمالا نامزدهاي حزب مشاركت- را به باد اعتراض گرفت. آنچه در يادداشت سايت نوسازي عليه نوه امام راحل(ره) آمده است به اندازه اي زشت و مشمئزكننده است كه واگويه آن نيز دور از ادب و بي حرمتي به بيت معظم امام راحلمان رضوان الله تعالي عليه تلقي مي شود و معلوم نيست گردانندگان سايت ياد شده با چه انگيزه و در پي كدام مقصود به اين اقدام ناروا دست زده اند؟!
نگارنده نيز بر اين باور است و براي باور خود اسناد غيرقابل انكاري در اختيار دارد كه برخي از اعضاي حزب مشاركت و افرادي از مدعيان اصلاحات نه فقط شايستگي حضور در خانه ملت را ندارند بلكه شماري از آنان بايستي به جرم خيانت به مردم و نظام تحت پيگرد قانوني قرارگرفته و در دادگاههاي صالحه به مجازات هاي سنگين محكوم شوند بنابراين رد صلاحيت اين عده از سوي هيئت هاي اجرايي، نظارت و شوراي نگهبان مصداق واقعي حفظ امانت و دفاع از حق مسلم مردم است - و البته احتمال خطا در بررسي ها نيز منتفي نيست- و از سوي ديگر ترديدي نيست كه تمامي مردم از جمله شخصيت قابل احترامي نظير نوه محترم حضرت امام اگرچه در اظهارنظر پيرامون مسائل جاري كشور و تأييد يا تعريض به آنها آزادند ولي در تمامي اين موارد، فقط قوانين جاري نظام مي تواند و بايد ملاك و معيار تصميم گيري باشد. بنابراين همانگونه كه شخصيت قابل احترامي نظير جناب حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني مي تواند درباره يك رخداد اظهارنظر مخالف داشته باشد، موافقان آن رخداد نيز حق دارند نظر موافق خود را ابراز كنند. اما آنچه در سايت نوسازي آمده بيرون از اين قاعده منطقي و پذيرفته شده است، سايت نوسازي كه بعيد نيست نفوذي هاي مخالف دولت و امام و اصولگرايي در آن رخنه و جا خوش كرده باشند، نوه امام راحل(ره) كه تنها يادگار نسبي آن مراد به حق پيوسته است را با الفاظي زشت و ركيك مورد حمله قرار داده ، بي آن كه از روح مطهر حضرت امام(ره) كمترين شرم و حيايي داشته باشند و همه اين پلشتي ها را تحت پوشش حمايت از دولت انجام داده اند.
بي آن كه قصد مقايسه باشد بايد گفت؛ برخي از مسئولان به خاطر دارند كه بعد از انفجار رياست جمهوري و شهادت شهيدان بزرگوار رجايي و باهنر، وقتي نگارنده از يكي از مسئولان پرسيد؛ چگونه طي مدتي طولاني متوجه نفوذي بودن «كشميري»- عامل انفجار- نشديد؟ وي در پاسخ گفت؛ كشميري به اندازه اي ادعاي ديانت مي كرد كه همواره دو خودكار در جيب داشت. يكي به هزينه بيت المال براي استفاده دولتي و ديگري به هزينه خودش براي استفاده شخصي و نگارنده در آن جمع گفت؛ به خدا قسم اگر كشميري را ديده و اين حالت را مشاهده كرده بودم اولين نكته اي كه به ذهنم خطور مي كرد احتمال نفوذي بودن او بود، چرا كه آن روزها قيمت خودكار بيك حدود يك تومان بود و اگر كشميري ريگي در كفش نداشت مي توانست از يك خودكار شخصي براي هر دو منظور دولتي و شخصي استفاده كند ولي او دو خودكار جداگانه را براي فريب ساده لوحاني نظير شما تدارك ديده بود!... بگذريم از برخي اطرافيان آن روز شهيد رجايي كه خود را يك سازمان برجسته با مغز متفكر سياسي و امنيتي مي دانستند و هنوز هم مي دانند!
و بالاخره، روي سخن با رياست محترم جمهوري، جناب آقاي دكتر احمدي نژاد است كه نگارنده در سلامت نفس، تقوي و شيفتگي او به حضرت امام ترديدي ندارد و سخن آن است كه اقدام ياد شده تنها از دو طيف برمي آيد. اول؛ نفوذي هاي دشمن امام و دولت اصولگرا و به آخر خط رسيده كه خود را به سيم آخر مي زنند و دوم؛ از افراد ساده لوح و كم دان، اما پرمدعا يعني دوستان نادان، كه در هر دو حالت حضور آنان در يك سايت مشهور به حمايت از دولت، خطرناك و غيرقابل توجيه است. بنابراين، برادر عزيز و بزرگوار جناب آقاي احمدي نژاد كه نگارنده حضور شما در رأس قوه اجرايي كشور را يك موهبت الهي مي داند، مراقب اطراف خود باشيد و به هيچيك از دو طيف ياد شده فرصت حضور در پوشش حمايت از دولت اصولگرا را ندهيد. اگر هم آنان به دروغ خود را حامي دولت مي دانند، دروغ آنها را برملا كنيد.
حسين شريعتمداري