Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to الف
 

 

صفحه اصلی     معرفی     WAP      پیوندهای الف    آرشیو     ارسال مطلب

تبلیغات

 کد مطلب: 3719, P.View: 2613
روایت تلخ یک برخورد چاپ ارسال به رفقا


(4 توصیه)

۱۴ دي ۱۳۸۵
یکی از کاربران الف در یادداشتی آورده است:

حاجي احرام دگر بند ببين يار كجاست

همزمان با ايام عيد مبارك قربان به دعوت يكي از برادران مسلمان اهل استانبول، عازم شيراز شديم تا ميراث جاويدان تمدن ايراني را در كنار شكوه فرهنگ اسلامي ببينيم.

نقش رستم، تخت جمشيد، ارگ كريم خان، مسجد وكيل، بازاروكيل، حافظيه، سعدي،... و نهايتا حضرت شاه چراغ، احمد بن موسي (ع) از برنامه هاي اين ايرانگردي يك روزه بود.

شيريني اين ايرانگردي در كاممان بود تا براي خواندن نماز مغرب به حرم شاه چراغ رفتيم. برادر گرامي من كه همسر و فرزندانش او را همراهي مي كردند درباره احمد بن موسي (ع) پرسيد و من توضيحاتي در خصوص نسبت برادري ايشان و حضرت امام رضا عليه السلام هستند دادم كه احترام و تامل وي را در پي داشت.

وقتي به صحن شاهچراغ رسيديم، ناگاه با برخورد زننده و بسيار ناشايست دربان حرم روبرو شديم. دربان به همسر محجبه اين استاد دانشگاه واكنش نشان داد: وا اسلاما! وا حجابا! بايد چادر بر سر كني و وارد شوي! بدون چادر حق ورود نداري!

همه ما دچار شك شديم زنهار حجاب ايشان از كامل ترين حجاب هاي زناني بود كه آنجا بودند و شايسته تذكر نبود چه رسد برخوردي چنين زننده.
 
Image

برادر مسلمان ترك كه عاشق فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي است و دكتراي ادبياتش را در دانشگاه تهران گرفته، در يكي از دانشگاه هاي معتبر دولتي مشغول به تدريس است و از سوي ديگر از چهره هاي اسلامي تركيه محسوب مي شود به دربان گفت: برادر از اين حجاب پوشيده تر سراغ داري؟ مسلمان اين يكي از كامل ترين حجاب هاي جهان است از بالاي سر و تا نوك پا يك پارچه پوشيده است آن وقت تو مي گويي بايد چادر سرت كني؟ اين چه حرفي است كه مي زني! همه چيز كه در ظاهر نيست.

اين گفت و شنود چالشي به اينجا ختم شد: من پول مي گيرم كه بگويم چادر سرتان كنيد! اين قانون است! اگر من نگويم مرا اخراج مي كنند و يكي ديگر را جاي من مي آورند! من پول مي گيرم كه اينجا چادر سر مردم كنم!

لحن برخورد و منطق اين نگهبان چنان دردآور بود كه تاسف باقي گذاشت و سرافكندگي. همسر من هم از اين برخورد ناراحت شد و گفت: اينجا فقط حفظ ظاهر مهم است! اينجا پوشيدگي مهم نيست! قوانين مهم است كه بايد رعايت شود! مانند هزاران تابلو كه در مغازه ها مي بيني: رعايت حجاب اسلامي الزامي است و هيچ حجابي نمي بيني! ظاهر حفظ شود اگر حرمتي پايمال شد، اگر آبروي مسلماني رفت، مهم نيست! كه آبروي مسلمان از بيشتر است از كعبه!  البته برادر ترك كه نيت زيارت اين حرم را در دل داشت، قبول كرد چادري براي همسرش به عاريت گرفته شود تا از نماز اول وقت و زيارت دور نشويم.  

موجب تاسف و ناراحتي عميق است در كشوري كه داعيه ام القرايي جهان اسلام دارد، هنوز «رافت اسلامي» و «زبان خوش‌گو» جايي ندارد و قوانين و مصداق هاي خشك بانگ دافعه را بر بلنداي جاذبه رحجان مي دهند.

سيدصادق حسيني