Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to الف
 

 

صفحه اصلی     معرفی     WAP      پیوندهای الف    آرشیو     ارسال مطلب

تبلیغات

 کد مطلب: 5172, P.View: 9704
تغییر رفتار آمریکا، "رسانه" و چند صدایی هسته ای چاپ ارسال به رفقا


(13 توصیه)

            بهمن هدایتی   
۲۵ بهمن ۱۳۸۵
هرچه به  پایان مهلتی که قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل برای تعلیق فعالیت های هسته ای کشورمان معین کرده است، نزدیک می شویم، جنگ روانی - رسانه ای علیه جمهوری اسلامی شدت می گیرد و ابعاد گسترده تری پیدا می کند. اگر تا ماه های قبل، "لبنان" عرصه تقابل عمق استراتژیک ایران با استراتژی غرب و آمریکا بود، امروز صحنه این تقابل به "عراق" و مرزهای غربی کشورمان رسیده است.
 
امروز کمتر صاحبنظر و تحلیلگری است که در ابعاد گسترده و جدی ، ترویج و تثبیت  جنگ روانی ایالات متحده آمریکا علیه کشورمان، تردید داشته باشد.
این جنگ روانی مبتنی بر جدال رسانه ای و البته سازو کار نظامی در عراق و منطقه خلیج فارس، حاکی از عزم جدی برای انجام پروژه "تغییر رفتار" ازسوی آمریکا علیه ایران است.
 
آمریکایی ها بعد از پروژه ارجاع ایران به شورای امنیت، محور جدیدی از استراتژی خود را در قبال ایران آغاز کرده اند که می توان آن را "اعمال فشار سخت و نرم برای تغییر رفتار یا تغییر رژیم در ایران" توصیف کرد. بدون تردید شرط اول تحقق این استراتژی، قرار گرفتن ایران در انزوای سیاسی-رسانه ای و حملات بی امان سیاسی-خبری علیه جمهوری اسلامی است.تبلیغ مکرر حمله قریب الوقوع آمریکا به ایران در رسانه های مختلف غربی از این جهت انجام می‌شود.
 
هر چند گفته می شود این تبلیغات در شرایط فعلی، صرفا یک جنگ روانی است، اما نباید این جنگ روانی را آنطور که بعضی گمان  کرده اند، تنها محدود به عملیات روانی تصور کرد. استراتژی آمریکایی ها این است که این جنگ روانی را با سیاست پلکانی تا مرز تخریب روحیه ملی پیش ببرند و با خنثی کردن مولفه ها و پتانسیل های  دفاعی و امنیتی کشورمان، بتوانند با کمترین هزینه و کمترین فشار، به اهداف خود برسند.

واقعیت این است که همانطور که ملت ایران با یک "صدای واحد" همواره  خواستار "حق مسلم هسته ای" خود بوده و هست ، به حق این توقع را دارند که مسئولان هم در این راه "وحدت رویه" داشته باشند و یک صدا از ایران برخاسته شود. اما متاسفانه چندی است که نشانه های نگران کننده ای در این مورد، به چشم اهل نظر می رسد که آخرین آن  در حواشی جریان سفر دکتر لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی  به کنفرانس امنیتی مونیخ روی داد.
اگر با دقت به شرایط داخلی کشور و موضع گیری های مسئولان مختلف بنگریم، متوجه خواهیم شد که تحقق وحدت هسته ای در میان مسئولین نیز دارای بستر کاملا مساعد و آماده ای است .
 
همه مسئولان ارشد نظام بر حفظ حقوق هسته ای اتفاق نظر دارند، همه آنها پافشاری بر حقوق هسته ای را از لجبازی و ماجراجویی سیاسی منفک می دانند، همه آنها بر حساس بودن و خطیر بودن اوضاع اتفاق نظر دارند، همه آنها مذاکره و اعتماد سازی را یک "اصل" در پیگیری حقوق هسته ای می دانند و همه دلسوزان کشور با هر سلیقه سیاسی(حتی گرایشات خارج از حاکمیت) کم و بیش همین عقیده را دارند و این خود یک سرمایه سیاسی و ملی عظیم برای رسیدن به فن آوری هسته ای است.
 
این نقاط مشترک به قدری قوی و موثر است که می توان به سرعت با جمع بندی و گرفتن برآیند واحدی از آنان، مقدمات عبور از بحران هسته ای را فراهم نمود و کشور را از این مرحله مهم عبور داد، در این مسیر قطعا هیچ کس موافق تسلیم بی منطق و سازش بی پشتوانه نیست.

نکته مهم اینجاست که اگر مسئولانی هم هستند که به دلایلی ، سلیقه ای جز این اجماع نانوشته ملی را دارند، عقلا و منطقا و حتی شرعا باید "سلیقه" خود را کنار بگذارند و بخاطر مصلحت کشور و نظام ، خود را با این وحدت، هماهنگ و هم آوا کنند. نکته قابل تامل این است که این اجماع نانوشته چندان گستردگی وسیعی دارد که حل شدن معدود سلایق متفاوت با آن ، اصولا کمترین هزینه و تنش را به دنبال دارد و خیلی زود مورد قبول و پذیرش جامعه قرار می گیرد اما در این میان به نظر می رسد  نکته مهمتری مغفول مانده است.

واقعیت این است که  مهمترین پیامد تلخ ادامه و گسترش این چندصدایی هسته ای می تواند این مساله باشد که "رسانه های کشور" به عنوان سربازان خطوط مقدم کشور در نبرد رسانه ای و جنگ نرم با غرب دچار تزلزل شده و این تزتزل در تحلیل رسانه ای و مشغول شدن به اختلافات مسئولان کشور در مورد موضوع هسته ای(آخرین مثال و نمونه آن تکذیب و تایید های مکرر و متناقض در مورد مساله تعلیق در روزهای اخیر) می تواند باعث سرخوردگی رسانه ها و به طبع آن "مردم" که ارتباطی تنگاتنگ با رسانه ها دارند، شود.

این تزلزل رسانه ای در جبهه خودی به سرعت می تواند پشتوانه ملی موضوع هسته ای با خطر جدی مواجه کند که در این صورت، طرف مقابل با کمترین هزینه در جنگ روانی خود پیروز می شود و همانطور که گفته شد راه برای دیگر اقدامات دشمن نیز باز می شود.

بی گمان افول یک حکومت و ملت وقتی آغاز می شود که "قدرت اقناع کنندگی رسانه های آن" کاهش یابد و در نبردهای رسانه ای، انفعال و یاس و سردرگمی در تحلیل، بر فضای رسانه ای خودی حکفرما شود و مردم و نخبگان خواهان اطلاعات و اخبار به رسانه های بیگانه هجوم ببرند و طبعا تحلیل های آنان را بپذیرند.

اولویت مهم امروز در موضوع هسته ای ، می تواند به فعلیت رساندن پتانسیل موجود در میان نخبگان و مسئولان کشور برای نیل به وحدت کامل در موضوع هسته ای و یک طراحی منسجم رسانه ای در برابر جنگ روانی آمریکا ، باشد.زیرا در ادامه مسیر دشوار فعلی، هزینه اختلافات و ناهماهنگی ها در مواضع هسته ای مسئولان،  روز به روز بیشتر و جبران ناپذیرتر می شود و باید قبل از آنکه این فرصت های ناب به تهدیداتی بنیادی تبدیل شود، سازوکاری برای آن اندیشید. 
 
 
اظهار نظر
مشارکت در بحث
14441 | ناشناس   |2007-02-14 14:25:47|IRAN
ما مردم پيش از اين مواضع خود را مشخص كرده و بارها بر آن تاكيد كرده اند از جمله 22بهمن نيز به صراحت از آن دفاع كرده اند . و دولت نيز مواضع خود رابيان كرده است ولي برخي مسئولين نبايد به خاطر مخالفت با سياستهاي دولت باعث ازبين رفتن اين وحدت ملي و چند گانگي آراء گردند
14448 | حسین   |2007-02-14 14:39:40|IRAN
و دولت نيز مواضع خود رابيان كرده است ولي برخي مسئولين اون که البته! در ضمن مواضع هسته ای را نظام مشخص میکند نه قوه مجریه و همه باید با آن هماهنگ باشند.
14444 | ممد   |2007-02-14 14:27:05|IRAN
یک نفر به این برادرمان حسینی بگوید مراعات کند. تکذیب هم تکذیب های آصفی
14459 | ناشناس   |2007-02-14 16:52:47|IRAN
حرف اول و آخر رو در مورد مساله هسته ای شورای امنیت ملی می زنه و به نظر من دیگران (افراد غیر رسمی و همچنین کسانی که در این مورد خاص مسئولیتی ندارند) نباید اظهار نظر کنند (حداقل با استفاده از موقعیت و جایگاهی که دارند). دوستان نیز در شرایط فعلی نباید هیجان زده شوند چون سیاست ما هم مثل فرهنگ ملی ما مبتنی بر بی نظمی عجیبی هستش که البته برخی مواقع نتایج جالبی هم ببار میاره و همین نکته باعث می شه دیگران برداشتهای متفاوتی از نظرات و نیات دولت ما داشته باشند که بنظر من زیاد هم بد نیست. تجربه شخصی من می گه که اگه یک سیتم بی نظم رو به زور بخواهید منظم کنید همه چیز اون از هم می پاشه پس اجازه بدین تا سیستم سیاسی عجیب غریب ما کارشو بکنه و کمی صبر کنید! مردم هم که شعار حمایت از حقوق هسته ای میدن در واقع از سیاستهای نظام حمایت میکنن حتی اگه روزی این سیاست مساوی با پذیرش تعلیق باشه.
14463 | محمدرضا   |2007-02-14 16:52:37|IRAN
همین مقاله شما باعث اختلاف هست. ماجراجویی دیگه چیه بستین به دولت. در دیپلماسی که همیشه نباید بشینیم دیگران موضوع بحث برای ما تعیین کنند. گاهی هم ما باید توپ رو بندازیم اونا بدوند دنبالش و الا لحظه ای آرامش نخواهیم داشت و باید دائم پاسخگوی غرب باشیم. یک روز آزادی بیان، یک روز حقوق بشر، یک روز هسته ای و بهانه هایی که هیچ وقت تمام نمی شوند.
14474 | حسن   |2007-02-14 21:12:03|IRAN
طبعا الف نصف مقاله كه فحش به احمدي نژاد و سايت هاي هوادارش بوده را حذف كرده!
سابقه نويسنده نشان مي دهد كه نمي تواند اينقدر آرام و از موضع پدرانه نصيحت كند
________________________
الف - ای حسن! همانا ما خطی از این مطلب حذف نكردیم، اگر خود نویسنده این کار را نکرده باشد :twisted:
14477 | ناشناس   |2007-02-14 21:31:53|IRAN
تیتر این مطلب می توانست این باشد: تداوم چندصدایی هسته ای ؛ خلع سلاح رسانه های خودی
14497 | ناشناس   |2007-02-15 10:45:35|IRAN
ضعف ديپلماسي دولت احمدي نژاد آقا رو مجبور كرد راسا وارد قضيه شوند و آقاي ولايتي رو به روسيه اعزام كنند.اين دولت ورييس آن خيلي خوش خيالند . آقاي احمدي نژاد پيام 22 بهمن امسال رو درك نكرد و فكر مي كنه اگر واقعيت ها رو بگه مردم مرعوب مي شوند .ملت ايران تا آخرين توان و قطره خون ايستادگي مي كند آقای رييس جمهور اين را بفهم
14527 | ناشناس   |2007-02-15 14:42:47|IRAN
بنده دقيقا عكس شما فكر مي كنم.
ضمنا مايه گذاشتن از رهبري براي كوبيدن دولت آن هم در اين شرايط يك عمل مناقانه است
14561 | ابوذر منتظرالقائم  - از قبول مقاله از فردي اينچن   |2007-02-15 19:47:19|IRAN
مي نمي دانم ، چطور شد سايتي مانند الف ، از فردي مانند بهمن هدايتي مقاله دريافت كرده ! اين برايم بسيار عجيب است. شايد دوستان نمي دانند - كه اگر نمي دانند متاسفانه عذر بدتر از گناه است - كه آقاي هدايتي قبلا با نام مستعار احمد سيف الاسلام وبلاگي بنام كلاشينكف ديجيتال "در آدرس KELASH.PERSIANBLOG.COM" را راه اندازي و هدايت مي كرد و حالا مدتي است با نام علني و اشكار خود اين وبلاگ را اداره مي كند. محتواي اني وبلاگ ،‌نمونه اي از رسانه هاي تفرقه افكن است كه هر سياستي جز سياستهاي نظام جمهوري اسلامي ايران در حوزه هاي استرات‍‍ژيك را تعقيب مي كند. بدنيست بدانيد وبلاگ ايشان كانديد دريافت جايزه از بخش فارسي راديو دويچه وله آلمان در مسابقه وبلاگش شد و حزو ده وبلاگ برتر از نظر داورانش همچون حسين درخشان قرار گرفت. همچنين بدنيست به وبلاگ علي پيرحسينلو از نوچه هاي ستاد مساركت در تهران در آدرس alpr.ir سري بزنيد و به لينكي كه محتواي " انتخاب همراه براي 13 بدر" را دارد ، كليك كنيد تا ببينيد به وبلاگ چه كسي و كدام محتوايش لينك داده شده است. آقاي هدايتي ، مدتها پيش از من درخواست كرده بود در ماهنامه اي كه با آقاي سليمي نمين منتشر مي كنند مقاله بدهم . من از ايشان از همان يكي دو سال پيش تاكنون 1 - 2 جلد از آن ماهنامه را خواسته ام كه ببينم و بعد بگويم كه مي خواهم بنويسم يا نه و ايشان هم رفته كه بياورد ! از طرقي هم مطلع شدم آقاي سليمي نمين هرگونه آشنايي با اين آدم را تكذيب كرده است ! بگذريم كه ايشان در ميان دوستان نزديك خودش رسما به سمپاتي نهضت آزادي مشهور است و اينجانب نيز ايشان را بيشتر از ديگران ، بشدت متمايل و متصل به جريان ملي مذهبي و نهضت آزادي مي دانم . جهت اطلاع عرض كنم ايشان جزو آن دسته اي است كه صحت خط نامه حضرت امام به وزير كشور وقت در خصوص نهضت باصطلاح آزادي را منكر است و قائل به تهمت "برخورد چكشي و غير عقلايي نظام با اين گروهك" - كه بفرموده حضرت امام از منافقين هم بخاطر تظاهرشان به اسلام - خطرناكترند مي باشد . بدنيست به گزارشي كه خود حضرات در مجله اينترنتي هفت سنگ در منزل دبيركل گروهك منحله نهضت باصطلاخ آزادي تهيه كرده اند توجه كنيد و به عكس هاي يادگاريشان با ايشان هم توجهي داشته باشيد. گروهك نهضت آزادي در گزارشي كه توسط هفت سنگي ها تهيه شده ، خود را براي نظام & آلترناتيو سلطنت طلبان معرفي مي كند ! اينكه كسي يك عنوان خبرنگاري سياسي را يدك بكشد ، براي سايت متعادلي همچون الف ، براي دادن تريبون ، ‌كفايت مي كند ؟ بشدت متعجب شدم . قبلا بنده با ايشان مفصلا در وبلاگهامان مناظره كرده ايم . بدنست محتواي مناظره را كه هم در وبلاگ بنده و هم در وبلاگ ايشان موجود است بررسي كنيد. خلاصه بگويم كه كار عجيبي كرديد. مطمئنا از ر نا آشنايي با ايشان بوده است. بصراحت مي گويم حواستان جمع اين آقا و رفقايش باشد.
14562 | ابوذر منتظرالقائم  - به متن توجه كنيد ! خنده تان م   |2007-02-15 19:45:50|IRAN
بهمن هدايتي : " ... در این مسیر قطعا هیچ کس موافق تسلیم بی منطق و سازش بی پشتوانه نیست." به عبارتي مي شود برداشت كرد دوستان در حال تئوريزه عبور از باصطلاح بحران هسته اي با تسليم با منطق ! و سازش با پشتوانه هستند ! "
14563 | ابوذر منتظرالقائم  - باز هم به متن توجه كنيد   |2007-02-15 19:45:43|IRAN
بهمن هدايتي : ... بی گمان افول یک حکومت و ملت وقتی آغاز می شود که "قدرت اقناع کنندگی رسانه های آن" کاهش یابد و در نبردهای رسانه ای، انفعال و یاس و سردرگمی در تحلیل، بر فضای رسانه ای خودی حکفرما شود و مردم و نخبگان خواهان اطلاعات و اخبار به رسانه های بیگانه هجوم ببرند و طبعا تحلیل های آنان را بپذیرند.." اين سبك ادبيات ، برايتان آشنا نيست ؟ فكر نمي كنيد دقيقا اين تيپ اظهارات را در روزنامه هاي زنجيره اي زياد خوانده بوديد موقعي كه در مقابل تخلفات خود با تعطيلي و موانع نشر مواجه مي شدند ؟
14566 | ابوذر منتظرالقائم  - به متن بازهم توجه كنيد :   |2007-02-15 19:45:19|IRAN
بهمن هدايتي " ... هر چند گفته می شود این تبلیغات در شرایط فعلی، صرفا یک جنگ روانی است، اما نباید این جنگ روانی را آنطور که بعضی گمان کرده اند، تنها محدود به عملیات روانی تصور کرد. استراتژی آمریکایی ها این است که این جنگ روانی را با سیاست پلکانی تا مرز تخریب روحیه ملی پیش ببرند و با خنثی کردن مولفه ها و پتانسیل های دفاعی و امنیتی کشورمان، بتوانند با کمترین هزینه و کمترین فشار، به اهداف خود برسند..." اولا : عجيب نيست ؟ يكي از كساني كه تبليغات موصوف را برملا كرده و آن را جنگ رواني خواند رهبر انقلاب است ! دوما : كل پراگراف هم كه سروتهش چيزي جز همون عمليات رواني رو نميگه !
14568 | ابوذر منتظرالقائم  - به متن باز نگاه كنيد :   |2007-02-15 19:48:43|IRAN
بهمن هدايتي : "...ما متاسفانه چندی است که نشانه های نگران کننده ای در این مورد، به چشم اهل نظر می رسد که آخرین آن در حواشی جریان سفر دکتر لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی به کنفرانس امنیتی مونیخ روی داد..." اينها چيزي جز پالسهاي غلط فرستادن براي اونور مرز نيست ؟ همه مسئولان اتفاقا در حوزه جهت گيري هاي كلان خصوصا در حوزه هسته اي به هيچ وجه نظري جز نظر رسمي نظام ندارند. چيز ديگري هم در رسانه هاي - خودي ! - در اني زمينه وجود ندارد. حتي احزاب سياسي هم نظراتشان را تقريبا همين گونه بيان مي كنند. ژس اين آقا داره چي ميگه ؟ چرا يك مقاله اي نوشته كه با تيترش هيچ ارتباطي نداره ، خود مقاله هم چيز آش شعله قلمكاريه ؟ الف ؟ داشتيم ؟ ‌اين مقاله هاي ضعيف را چرا مي گذاري ؟‌
14572 | ابوذر منتظرالقائم  - جان من همين الان برويد وبلا   |2007-02-15 20:38:08|IRAN
آدرسش اينه : kelash.persianblog.com
ببينيد به چه چيزي لينك داده : » روزنامه گاردين خبرداد: تلاش نومحافظه كاران آمريكا براي گشودن جبهه جديدي عليه ايران . خب . ما نفهميديم الان وبلاگ اين حضرت آقا از نظر مقاله خودش ، در جبهه جنگ رواني ، ‌خودي محسوب مي شود يا نخودي ؟ يا مال عدم صداقت در سياست رسانه اي است ! اينجوري دم خروسي و قسم حضرت عباسي ميشه.
14605 | ناشناس   |2007-02-16 11:35:07|IRAN
اینجا شعبه اینترنتی نیمه پنهان کیهان است یا کامنت های الف؟
14635 | ابوذر منتظرالقائم  - مي دونيد اين كامنت آخري رو ك   |2007-02-16 15:32:02|IRAN
ماجرا خيلي جالب شد. می دونيد اين كامنت رو كي گذاشته ؟ كاري نداره . بريد تو وبلاگ صاحب مقاله ، ببينيد به وبلاگ چه كسي با اسم كيهان بچه ها تحت پرشين بلاگ لينك داده شده ؟ اين لينك قبلا با عنوان "كيهان تحت پرشين بلاگ " برقرار بود ! معلومه ديگه ! به وبلاگ بنده در وبلاگ آقاي هدايتي با اين عنوان لينك داده شده . ضمنا اگه ما چهارساله همديگه را مي شناسيم ،‌اگر كامنت يا مطلب بي نام و نشان هم بنويسيم جفتمان تشخيص مي دهيم قلم كداميكمان است. ! نويسنده كامنت آخر ، خود آقا بهمن است ! اگر جواب داشت از اين تيپ كامنت ها نمي گذاشت ! اني وسط ، كلاس كار الف است كه ضربه خورد. من كه خدايي ناراحت شدم . مي دونستيد []
14805 | حامد طالبي  - چرا بهمن هدايتي و قلم زهرآگ   |2007-02-17 16:31:49|IRAN
وقتي مطلب رو خوندم، تعجب كردم كه چرا سايتي مثل "الف" از يك منافق به نام بهمن هدايتي مطلب منتشر كرده. مي خواستم مفصل توضيح بدم كه اين فرد كيه اما ديدم آقاي منتظرقائم مفصل دست اين عامل بيگانه كه متاسفانه در خبرگزاري مهر هم نفوذ كرده، رو كرده است. من هم مجددا همان توضيحات آقاي منتظرقائم در مورد هدايتي رو گوشزد مي كنم. مراقب باشيد ديگر اين سايت تبديل به جولانگاه منافقيني همچون اون نشود. راستي ... سايت سفيرلينك هم مال اين آقاست.حتما بريد ببينيد ...
14823 | بهمن هدایتی   |2007-02-17 17:36:15|IRAN
دوستان الف؛ انصاف حکم می کند پاسخ بنده را به این اتهامات منتشر کنید، صبح جوابم را فرستادم ولی ظاهرا به دست شما نرسیده است:///
(الف - شما این مطلب را زیر خبر خاتمی ارسال کرده بودید که بلافاصله منتشر شد. اینجا هم منتشر می شود.)
در سالهای بعد از انقلاب اسلامی ، تلاش گسترده ای و قابل تاملی برای اسلامی کردن و دینی کردن امور و پدیده ها، علوم و ...به وجود آمد، اما به نظر می رسد ظاهرا در این راه قدری زیاده روی شده است، چون می بینیم که این روزها عطش و شور "اسلامی کردن" به تلاش برای اسلامی کردن دروغ و تهمت و انگ و ظلم و بی تقوایی هم رسیده است! از این جهت که عده ای لابد به قصد قربت و دفاع از انقلاب و اسلام و مصلحت چارچوب هایی که از نظام تصور می کنند،به خود اجازه می دهند با ابزارهایی ذاتا غیراسلامی و غیرشرعی مثل دروغ، تهمت و افترا و جوسازی ، گمانه زنی ناصواب طرف مقابل-را که از نظر آنان خارج از دایره انقلاب و نظام قرار دارد-را از میدان بدر کنند.

هرچند که بخش اعظم کامنت هایی که در مورد این مطلب در سایت الف گذاشته شد، هیچ ارتباطی به اصل مطلب و به قول الفی ها با انگیزه " پیشرفت و گسترش بحث" نداشت و به جای پرداختن به "ما قال"(که یک هشدار دلسوزانه و منطقی بود) به خیال خود قصد افشاگری علیه نویسنده مطلب و "من قال" را داشت، ولی مجبورم ضمن عذر از خوانندگان محترم ، برخلاف میل باطنی اشاره ای به محورهای طرح شده دراین این کامنت های مطلب کنم، چون مهم تر و آسیب زننده تر از ایجاد فرهنگ "دروغ و افترای اسلامی"، شیوع و تثبیبت و تبلیغ و تکرار آن است:

برای رفع خستگی هم شده به اهم اتهاماتی متوجه بنده کرده اند، توجه کنید: نوشتن وبلاگ با اسم واقعی! نامزدشدن برای دریافت جایزه بهترین وبلاگ از رادیو آلمان، لینک دادن مشارکتی ها به وبلاگ کلاش! اما تنها موضوعی ارزش پاسخ دارد، مساله ای است که در مورد آقای سلیمی نمین به بنده نسبت داده اند: در اوایل سال 83 بنده متصدی انتشار نشریه ای به نام "دانش روز" شدم، چون برخلاف آقای ابوذر خود را محور و ملاک مسلمانی نمی دانستم برای ایجاد تنوع و استفاده از سلایق مختلف از ایشان هم (که برخلاف بنده شهامت استفاده از نام حقیقی اش را ندارد!) خواستم که مقاله ای برای انتشار در این نشریه بدهد، مطلب اصلی این نشریه، مصاحبه ای مفصل با آقای سلمین نمین در مورد تاریخ انقلاب اسلامی بود(که عکسها و اصل گفتگو را هم اینک در اختیار دارم) موقعی که به این برادرمان گفتم مطلبی برای انتشار بدهد برای آشنا شدن با رویه نشریه، گفتم که مطلب اصلی نشریه همین گفتگو با سلیمی نمین است، به دلیل اختلاف با مدیرمسئول این نشریه، همکاری ما با این دوستان متوقف شد و اصولا نشریه از سوی ما منتشر نشد، حالا من کجا ادعا کردم که با سلیمی نمین آشنایی دارم یا" به همراه ایشان" قصد انتشار نشریه را داشتم؟!

گفتگو و مصاحبه یکی از اصلی ترین رشته های روزنامه نگاری است و گفتگو با افراد مختلف در طیف های گوناگون سیاسی ،برای کسب اطلاعات و" تحلیل دست اول" از جریانات سیاسی از عادی ترین مسائل در حرفه ماست، اما این برادر عصبانی که این الزامات و اقتاضائات حرفه ای را متوجه نمی شود، فکر می کند مصاحبه و گفتگو با این افراد به معنای حمایت و سمپاتی از آنهاست ،مصاحبه با دکتر ابراهیم یزدی در آرشیو نشریه اینترتی هفت سنگ هم موجود است و سئوالات چالشی بنده-به عنوان مصاحبه کننده- هم در آن برای اهل نظر منعکس است، البته این درست است که بنده هیچ گاه از موضع اهانت و فحاشی با کسی گفتگو یا برخورد نکرده ام و خدا را شاکرم که گرفتار مطلق نگری نیستم و همواره بر حرمت و کرامت انسانی افراد تاکید کرده ام، اگر آقای ابوذر ناراحت است که روش بنده مثل ایشان نیست و این را جرم بنده می داند، این جرم را هم با کمال میل می پذیرم!ضمن اینکه سیاهه افرادی که بنده یا سایر روزنامه نگالران به اقتضای حرفه خود با آنها مصاحبه کرده ام، آنقدر متناقض و پرتعداد است که فکر کنم اگر آقای ابوذر آنها را بداند جدا با مشکل جدی در انتخاب انگ در مورد اینجانب مواجه شود!

برای اشنایی بیشتر دوستان با روحیه این دوست نامهربان خوب است یادآوری کنم که در همان مناظره که ایشان به آن اشاره می کنند(و توصیه می کنم دوستان آن را بخوانند) وقتی این مفهوم را برای آقای ابوذر توضیح داده شد وتلاش شد به ایشان تفهیم شود که گفتگو با افراد به معنای تایید مرام آنان نیست و مثلا خبرگزاری فارس یا ایسنا و..هم با افرادی مثل ابراهیم یزدی مصاحبه می کنند، این برادربلافاصله نتیجه گیری کرد که این گفتگوها تحت هدایت یک شبکه هدایت شده و توسط اینجانب انجام می شود! که این مساله تا مدتها به سوژه شوخی دوستان با من تبدیل شده بود.

سوابق و نوشته ها و به خصوص مواضع بنده در انتخابات دو سال اخیر به قدری روشن و علنی و شفاف است که نیازی به دادن توضیح در مورد گرایش سیاسی ام نیست، اما متاسفانه گرفتار شدن این برادرمان در کیش شخیصت و خود را محور همه چیز پنداشتن منجر به گفتن این جملات فتواگونه! در مورد من شده است که: " اینجانب ایشان را بیشتر از دیگران ، بشدت متمایل و متصل به جریان ملی مذهبی و نهضت آزادی می دانم "

در مورد این جمله مقاله که گفته بودم: " ... در این مسیر قطعا هیچ کس موافق تسلیم بی منطق و سازش بی پشتوانه نیست." آقا میثم (همان برادر ابوذر!) گفته اند: به عبارتی می شود برداشت کرد دوستان در حال تئوریزه عبور از باصطلاح بحران هسته ای با تسلیم با منطق ! و سازش با پشتوانه هستند.

قطعا اینگونه است! اصلا معنای دیپلماسی و عقلانیت همین است، عبور آبرومندانه و البته عزتمدانه کشور و نظام از بحران جدی و خطرناکی که با آن مواجه هستیم با حفظ حقوق مسلم خود، قطعا یک دغدغه برای دلسوزان مملکت و عقلای قوم هست و باید باشد، بنده هم به عنوان یک خبرنگار ساده و سرباز رسانه ای وطن همین قصد را دارم،" سازش منطقی و با پشتوانه و نرمش با پشتوانه و حکیمانه " هم یک اصل اسلامی است و در تاریخ اسلام مصادیق متعددی دارد: پیمان صلح حدبیه یا صلح امام حسن(ع) ، تقیه و... اگر جرم بنده ترویج این اصل مسلم عقلانی و اسلامی باشد ، آن را هم با کمال افتخار می پذیرم!

ضمن اینکه باید دانست در مقابل "نرمش با پشتوانه" مفهومی مثل "ایستادگی بدون منطق" وجود دارد که قطعا هر عاقلی آن را رد می کند ، چون شنیده می شود که صاحبان برخی تزهای انحرافی عقیدتی تلاش دارند به قصد قربت! کشور و انقلاب را به بن بست برسانند و به اصطلاح ملک و ملت را با سر به دیوار بکوبند و به چاه تهلکه" بیندازند تا به خیال خودشان مقدمه ظهور حضرت حجت (عج) شود! جدا امیدوارم این برادر طرفدار این تز خطرناک نباشد!

با احترام / بهمن هدایتی
14880 | ناشناس   |2007-02-18 09:25:15|IRAN
اين سوال و جواب نماد خامي و بچه بودن وبلاگ نويساني است كه ادعاي سياسي بودن هم دارند.
جمع كنيد اين بساط را. در وبلا گهايتان به اندازه كافي اين [] راد يده ايم
14833 | محمد صادق زمانی  - مومن و منافق را در نهایت خدا   |2007-02-17 18:23:29|IRAN
حقیقتا که متاسف و متاثر شدم وقتی دیدم که آقای حامد طالبی با این یقین و اطمینان بهمن هدایتی را منافق می خواند.

آقای طالبی مگر در جایگاه خدا نشسته اید که اینگونه درباره دیگران قضاوت می کنید؟

تهمت زدن به دیگران و دگم اندیشی از ویژگی های بارز شیعیان صفوی است نه شیعیان علوی!
...

این تذهبون آقای طالبی؟
14866 | حسین   |2007-02-17 22:41:12|IRAN
خوشبختانه چند روزی است که صدای ساز مخالف نمیاد و آقای لاریجانی یک تنه بار دیپلماسی رو به دوش می کشه ، ان شاء الله که ختم به خیر بشه ، سازش هم شرط عقله ، مهم حفظ نظام و انقلابه

ضمنا آقایان این مملکت وزارت اطلاعات دارد
14951 | حامد طالبي  - []   |2007-02-18 14:21:08|IRAN
جناب آقاي زماني گفته است كه چرا من به اون آقا گفتم منافق. مي خواستم بپرسم كه []؟
آقاي زماني نظرش در مورد تقسيم بندي رهبري مبني بر خودي و غيرخودي چيست؟
14992 | ابوذر منتظرالقائم  - بخش اول : فهرست فحاشي فعلي آ   |2007-02-18 18:38:57|IRAN
بسم الله . يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون . آقاي بهمن هدايتي. اين جواب من به شما است. يادتان هست كه هيچ گاه از گفتگو و مباثه با شما فرار نكرده ام و يكي از نقاط موثر در اين عدم فرار من ، رفتار آشكار شما بوده است. خوب. شما مي توانيد الان در متن كامنت خودتان مجموعه بزرگي از توهين ها و تهمت ها و ادعاهايي را كه ذكر كرده ايد ليست كنيد. اگر نمي كنيد خودم براي شما مي كنم : 1- بهمن هدايتي مي گويد : " روزها عطش و شور "اسلامی کردن" به تلاش برای اسلامی کردن دروغ و تهمت و انگ و ظلم و بی تقوایی هم رسیده است!" با توجه به اين كه اين مطلب زيل مطالب من نوشته شده است معناي مستقيم ان انتساب اين الفاظ توهيني به اينجانب است. 2- بهمن هدايتي مي گويد :"عده ای لابد به قصد قربت و دفاع از انقلاب و اسلام و مصلحت چارچوب هایی که از نظام تصور می کنند،به خود اجازه می دهند با ابزارهایی ذاتا غیراسلامی و غیرشرعی مثل دروغ، تهمت و افترا و جوسازی ، گمانه زنی ناصواب طرف مقابل-را که از نظر آنان خارج از دایره انقلاب و نظام قرار دارد-را از میدان بدر کنند" . ماند بند قبلي ، چون اين كلمات توهين آميز ، ذيل مطلب اينجانب نوشته شده، عقل و منطق حكم مي كند قبول كنيم اين حرفهاي زشت به اينجانب نسبت داده شده است. 3- بهمن هدايتي مي گويد :"مهم تر و آسیب زننده تر از ایجاد فرهنگ "دروغ و افترای اسلامی"، شیوع و تثبیبت و تبلیغ و تکرار آن است" عطف به تحشيه قبلي. 4- بعد از همه فحش هايي كه نوشته ،‌بهمن هدايتي در ادامه نوشته است:"بنده هیچ گاه از موضع اهانت و فحاشی با کسی گفتگو یا برخورد نکرده ام و خدا را شاکرم که گرفتار مطلق نگری نیستم و همواره بر حرمت و کرامت انسانی افراد تاکید کرده ام، اگر آقای ابوذر ناراحت است که روش بنده مثل ایشان نیست و این را جرم بنده می داند، این جرم را هم با کمال میل می پذیرم!" با اين حساب ، ‌اينجانب به فحاشي متهم مي شوم و از اينكه بهمن هدايتي فحاش نيست (!) ناراحتم ! 5- بهمن هدايتي مي نويسد :"رفتار شدن این برادرمان در کیش شخیصت و خود را محور همه چیز پنداشتن منجر به گفتن این جملات فتواگونه! در مورد من شده است " با اين حساب ،‌اينجانب گرفتار كيش شخصيت ، خودمحوري و فتوا دادن متهم شده ام . آيا اين ها كلماتي مودبانه هستند ؟ 6- بهمن هدايتي مي نويسد :"صاحبان برخی تزهای انحرافی عقیدتی تلاش دارند به قصد قربت! کشور و انقلاب را به بن بست برسانند و به اصطلاح ملک و ملت را با سر به دیوار بکوبند و به چاه تهلکه" بیندازند تا به خیال خودشان مقدمه ظهور حضرت حجت (عج) شود! جدا امیدوارم این برادر طرفدار این تز خطرناک نباشد! " ما كه مي فهميم . الف هم مي فهمد. مابقي مخاطبان نيز مي فهمند واگر همينطور نبود اين آقا نمي نوشت. منظور اني آقا القاء حجتيه اي بودن بنده است. اين ها همه از ادب ايشان ناشي شده است !
14995 | ابوذر منتظرالقائم  - بخش ب:‌ پاسخي به فريب ها   |2007-02-18 18:43:44|IRAN
بسم الله . اين ،‌ بنظرم اتفاق خوبي بود كه با دست خود آقاي هدايتي ، بابي براي بازشناسي جريان امثال اين حضرت آقا فراهم شد. دعا مي كنم الف هم اين امكان را امتداد بدهد. آنچنان كه متن حاضر (آنچه كه آقاي هدايتي در پاسخ اينجانب نوشته است ) ادب ، تنها مرگي است (!) كه ايشان براي همسايه مي طلبد ، اما اگر همسايه مودب هم بود ، آن را انكار مي كند ! لطفي كه ايشان در حق همه كرد اينكه نمونه اي از رفتار خودش را همينجا هم به معرض نمايش گذاشت. اينجا چي مي بينيم ؟ اول تخريب وفحاشي ، بعد هم ژافشاري بر مواضع مورد نقد. آخر مطلب را اگر دقت كنيد ، مي بينيد ايشان بصراحت بر زاويه اي كه از كلامشان نقد كرده ام تريح كرده و بر صحت نظرم تاكيد كرده اند ! اين كار را با چه جراتي كرده ؟ چگونه به اين ذهنيت رسيده كه اين امر مي تواند برايش مفيد باشد ؟اين كار را كرده چون فكر مي كند با آنچه كه در خطوط بالاتر از آن نوشته ، توانسته خوب من را تخريب و منهدم كند و آنگاه است كه اگر حرف من حق هم باشد ، شنونده اي نخواهد داشت.
14997 | ابوذر منتظرالقائم  - بخش ج : تشريح آنچه كه گفتم و   |2007-02-18 18:50:58|IRAN
البته خوبي ماجرا اين است كه عين كلمات بنده و اين حضرت آقا همينجا مضبوط است. ديگر تحريف كاملا واقع نمي شود. خب تلاش است ديگر .تلاش كرد. اما نشد. خب. در خصوص مورد اول بگويم : مسئله اين بود كه آقاي هدايتي فردي بود كه اسمش براي هم دوستان آشكار شده بود. قبل از اينكه خودش اشكارا اسم خودش را درج كند. از جمله ، در مناظره اي كه ميان اينجانب و ايشان درگرفت ، اسم اصلي ايشان بارها ذكر شد. بعد از اين ماجرا ، ايشان (به آرشيو وبلاگش مراجعه كنيد ) روغن ريخته را نذر امامزاده كرده با ادبياتي توهين آميز نام اصلي خود را روي وبلاگش نوشت.حتما متن وبلاگش را بخوانيدتا نرفته اديت كند . ماجرا ، رفتار غير شفاف ايشان بود. خوب است كلمات من هميجا هست ! ايشان چطور مي گويد مشكل وبلاگ نويسي با نام اصلي است ؟ از كجا اين را گفت ؟ از خودش بايد پرسيد !
14998 | ابوذر منتظرالقائم  - ج در تشريح... - 2   |2007-02-18 18:54:24|IRAN
آقاي هدايتي ،‌ به اين نكته خرده گرفته است كه من نوشته ام دست نوشته هاي ايشان در وبلاگش از سوي راديو كلن آلمان (كه مامن بخش مهمي از اپوزيسون رسانه اي است) در زمره 10 وبلاگ برگزيده معرفي شده است. خب. اين هم تهمت است ؟ مي بينم كه ايشان هم قبول دارد تهمت نيست. اما جالب اينجاست ايشان طوري رفتار مي كند انگار اين موضوع هيچ اشكالي ندارد و بلكه موجب عزت و افتخار حسيني (!) است. اينجا فكر نمي كنم لازم است حرفي بزنم . العاقل يكفيه الاشاره . همين بس كه اپوزيسيوني مانند حسين درخشان داور اين جشنواره است و مابقي داورها هم در بي هويتي و اپوزيسيون بازي ، كم از او ندارند. اينجا بحث فكر كنم روشن باشد.
14999 | ابوذر منتظرالقائم  - ج - 3 :   |2007-02-18 18:57:20|IRAN
لينك دادن مشاركتي ها به آقاي هدايتي جرم ايشان نيست. نوشتن مطالبي كه به مذاق ايشان ، براي ضربه زدن به منافع ملي خوش آمده و لينك دادن و برد دهي بيشتر به آن ، جرم ايشان است. روشن است كه متن مطلب من هم اين موضوع را بوضوح روشن مي كند. ايشان در مطلبي ، سعي در القاء دروغگويي يا فراموشكاري براي آقاي دكتر احمدي ن‍ژاد يا دستكم تناقض گويي ايشان در حوزه امنيت ملي ( در خصوص تهديد بودن حضورناوهاي بيگانه در خليج يا نبودن آن ) داشهت اند. خب. آقاي پيرحسين لو دبير ستاد نسل سومي هاي ياور معين هم ، دقيقا با تيتري منطبق با متن تيتر حضرت آقا به متن ايشنا لينك داده . اين هم از رفتار صادقانه اقاي هدايتي. بازهم خدا را شكر مي كنم اصل مطالبم هنوز روي صفحه موجود است.
15000 | ابوذر منتظرالقائم  - ج - 4   |2007-02-18 18:58:06|IRAN
آقاي هدايتي ، از زير توضيح اين موضوعات مهم ،‌فقط با يك كلمه فرار كرده است :"ارزش جوابگويي ندارد ! " حالا واقعا ارزش نداشت ؟
15001 | ابوذر منتظرالقائم  - ج-5   |2007-02-18 19:03:22|IRAN
آقاي هدايتي ، اين بار دست به "صراحتا" دروغگويي در موضوعي زده كه فكر مي كند اين بار اينجانب نخواهم توانست سندي براي آن بياورم . و آن ادعاي ايشان بود كه به من قريب به مضمون گفته بود "ما با آقاي سليمي نمين دارم مجله كار مي كنيم " چرا ؟ چون اين بحث بين ما در چت رخ داده بود. اما حالا كار خدا را نگاه كنيد ؟ خودش ، چون مي داند احتمال خوانده شدن مطلب توسط برادران همكار آقي نمين يا خود ايشان وجود دارد ، سند كافي براي اثبات حرف من بمن داده و به زبان ديگر ، معلوم نيست چه چيزي را تكذيب كرده ! هدايتي مي نويسد : "مطلب اصلی این نشریه، مصاحبه ای مفصل با آقای سلمین نمین در مورد تاریخ انقلاب اسلامی بود(که عکسها و اصل گفتگو را هم اینک در اختیار دارم) موقعی که به این برادرمان گفتم مطلبی برای انتشار بدهد برای آشنا شدن با رویه نشریه، گفتم که مطلب اصلی نشریه همین گفتگو با سلیمی نمین است، به دلیل اختلاف با مدیرمسئول این نشریه، همکاری ما با این دوستان متوقف شد و اصولا نشریه از سوی ما منتشر نشد." حالا سئوال من اين است. اگر مطلب اينگونه بوده ، چه ضرورتي براي طرح آن وجود داشته ؟ حالا يك نكته خنده دار هم بنويسم : ميشود آقاي هدايتي به بنده بفرمايند چگونه قرار بوده بنده با دادن مقاله با روش مجله آشنا بشوم ؟ شايد ايشان با گرفنت مقاله من با روش بنده آشنا مي شدند اما بنده چطور قرار بود با دادن مقاله با روش مجله آشنا بشوم ؟ و در نهايت : اصلا آقاي هدايتي در اين خصوص چيچي را تكذيب كرد ؟ همه اش را كه مجددا به زبان ديگر تكرار كرد !
15026 | ابوذر منتظرالقائم  - بخش سوم – 6   |2007-02-18 22:30:05|IRAN
در بخشی دیگر متن ، اینجانب ، به سمپاتی شهدید آقای بهمن هدایتی نسبت به نهضت آزادی اشاره کرده بودم و گفتم که عمده دوستان ایشان و تقریبا طیف کامل افرادی که ایشان را می شناسند ، به این نکته اذعان دارند . اما هیچگاه نگفتم که صرفا یک گفتگو ، مستند من است. من به آن گفتگو، برای بررسی متن آن استناد کردم . جالب است بدانید نگاهی که نهضت آزادی از طریق متن آن گفتگو القاء کرد ، دقیقا توسط تیتر متن که توسط هفت سنگ انتخاب شهد بود منتقل شد. مستندات من از این جنس است. همه از کلام خود این دوستان و همه حی و حاضر. حالا ، بد نیست آقای بهمن هدایتی ، تعارفات بی معنا و البته رسوا را کنارگذاشته ، نظر خود در خصوص گروهک منحله نهضت باصطلاح آزادی ، نامه حضرت امام (ره) به وزیر کشور وقت در مورد این گروهک حطرناک و عملکرد نظام جمهوری اسلامی در خصوص گروهک نهضت آزادیو خصوصا برانداز بودن و یا نبودن این گروهک ، صراحتا صحبت کند. اگر صحبت نکنند هم هیچ مشکلی پیش نمی آید. تمام این گفتگو ها را ما دو نفر قبلا با هم انجام داده ایم و متن چت مربوطه روی آرشیو وبلاگ هردونفرمان موجود می باشد. البته حتی بحث از این هم فراتر است . موضوع ، از یک گفتگو و القاء نظرات فرد مورد مصاحبه هم گذشته است. آقای هدایتی با عناصری از نهضت آزادی همچون فریبرز رئیس دانا ، سحابی پدر (در زمان حیات) و پسر و شخص ابراهیم یزدی ارتباطات مبهمی دارد و بهترین نکته اثبات این موضوع ، عدم ابراز نظر صریح ایشان درخصوص این گروهکهای منحله و برانداز محکوم دادگاههای انقلاب است.
15027 | ابوذر منتظرالقائم  - بخش سوم – 7   |2007-02-18 22:30:30|IRAN
حالا، آیا موضوع ، در حد یک مصاحبه ، آنهم فقط یکی ، آنهم با دبیرکل یک گروهک بسیار خطرناک ضد امنیتی است؟ همیشه باید توجه کرد ، لباس اتوکشیدهء آقای ابراهیم یزدی ، از دشنه ء بخون آغشتهء کومله ودموکرات خطرناکتر است و این اشاره حضرت امام راحل (ره) است که خطر اینان ، بلحاظ تظاهرشان به اسلام از منافقین هم بیشتر است . حال ، اگر کسی در خصوص این افراد به انفعال افتاده باشد ، یا بدتر ، تبدیل به عنصر جنگ روانی و حاشیه امن ساز و عادی کننده آنها در اجتماع و سیاست شده باشد ؛ حداقل کاری که باید در حق ملت و کشور ایران و مسلمانان ، از شر چنین موجودی کرد ، بایکوت و کنار گذاردن مهربانانه و با کمال آرامش او باشد و اگر خباثت ذاتی و نیت قبلی منفی او اثبات گشت ، برخورد در بالاترین سطوح شدت با وی ، وظیفه عاقلانه همه مسئولان است.
15028 | ابوذر منتظرالقائم  - بخش سوم – 8   |2007-02-18 22:30:56|IRAN
آقای بهمن هدایتی ، مدعی شده است :" سوابق و نوشته ها و به خصوص مواضع بنده در انتخابات دو سال اخیر به قدری روشن و علنی و شفاف است که نیازی به دادن توضیح در مورد گرایش سیاسی ام نیست" . خوب. چه کسی می تواند چنین ادعایی داشته باشد ؟ مواضع اصلی برخی از مهمترین عناصر سیاسی این کشور هنوز در هاله ای از ابهام وتردید پوشیده شده است ، آنوقت ، یک خبرنگار یک بار اخراجی و یک بار دعوتی که دست برقضا وبلاگ نویس مورد علاقه بوقهای رسانه ای بیگانه و اپوزیسیون خارج نشین فراری هم از آب در آمده ، چقدر می تواند به دام خودبزرگ بینی دچار شده باشد که چنین بگوید ؟ با این وصف چه کسی مستحق شنیدن لفظ دچار بودن به کیش شخصیت است ؟ اگر این نکته ای نباشد که زیاد بخواهم بر آن توقف کنم ، به موضوع فتوا دادن که آقای هدایتی مرا به آن دچار معرفی کرده می پردازم و عرض شود که البته من روحانی نیستم اما ارادت بسیار بالایی به علمای شیعه دارم و به فتاوای مراجع تقلید نیز احترام می گذارم و البته فتوای مرجع تقلیدم و حکم ولی فقیهم بر من لازم الاتباع ایت. اما فکر نمی کنم که متمایل و متصل دانشستن فردی به یک جریان سیاسی ، از جنس فتوای شرعی باشد. مگر آنکه که مدعی ، در اصول منطقی هم دچار بهم ریختگی شده باشد که چنین اعتقادی را از جنس احکام شرعی دانسته و اظهار آن را مستلزم داشتن مقام اجتهاد بداند !
15029 | ابوذر منتظرالقائم  - بخش سوم – 9   |2007-02-18 22:31:32|IRAN
در این مطلب من نه فتوا دادم و نه زیر فتوایی زدم ! اما تا آنجا که آقای هدایتی باید بخاطر داشته باشد ، ایشان در مقام افتاء نشسته ، حکم دادند که " حضور آقای احمدی نژاد در مسند ریاست جمهوری حرام شرعی است" و جالب آنجا است که حتی کلمه ای از فتوای ایشان را جابجا (انشاء الله ) نگفته ام . حالا ، آنچه که ایشان گفته اند و آنچه که من گفته ام را مقایسه کنیم وببینم کدام ، واقعا فتوا دادن است ! مجددا مستند این اظهارات آقای هدایتی هم ، بازهم متن وبلاگ خود ایشان که حاوی متن مناظره خود بنده و ایشان است.
15030 | ابوذر منتظرالقائم  - بخش سوم – 10   |2007-02-18 22:31:55|IRAN
چند ویژگی هم از آقای هدایتی ذکر کنم که هرکس بعدا با ایشان گرفتار گفتگو شد ، بداند و آگاه باش.د : 1- ایشان عادت دارد در گفتگوهای مکتوب ، طرف مقابل را تند تند و الکی ، متهم به عصبانی بودن ، پرخاشگر بودن ، نامهربان بودن و چه بودن و چه نبودن می کند. این رفتار ایشنا همینجا هم مشهود است . معلوم نیست ایشنا چگونه عصبانیت نداری اینجانب را کشف کرده ! با این نمط ، من نیز صدای دندان قروچه ایشان را از لای این سطور بوضوح می شنوم !
نکته دیگر هم اینکه ایشان اصرار دارد نام من ابوذر نیست و میثم است وبارها هم از من این جواب را شنیده که "خب من که ابوذرم ، حالا تو می خواهی بمن بگی میثم ، چه ایرادی داره ؟ " و این را مستند عدم جرات من برای فعالیت با نام اصلی می داند ! حالا ما چه گناهی کردیم با اسم خودمان می نویسیم وایشان باور نمی کنه ؟ شناسنامه بیاوریم ؟ :))
15031 | ابوذر منتظرالقائم  - بخش سوم – 11   |2007-02-18 22:32:15|IRAN
کاش می شد واز این بحث های حتما حاشیه ای – که رفتار این اقا باعث کشیده شدن آن به آنجا شده – پرهیز می کردیم و مجددا پنبه مقاله کج و معوج ایشان را می زدیم . بگویم که برخلاف برادرم حامد طالبی قائل نیستم که ایشان اصولا قلمی دارد ، وای بحال به مدل نیش دار یا تند آن ! و دقیقا ناراحتی و تاسف من ازدرج مطلبی در این سطح از استانداردها بود که سطح کار الف را پایین می آورد. اما بگویم که ، البته نفاق ، الزاما نام یک حزب و گروه سیاسی نیست که حتما باید کارت شناسایی آن را داشته باشی تا منافق باشی و مثل مفهوم بسیجی ، یک فرهنگ واخلاق است و الزاما ربطی به عضویت تشکیلاتی ندارد. لیکن من بهمن هدایتی را در این متراژها هم نمی بینم و وی را یک عنصر دست چندم سیاسی ، که اسیر جریانسازیهای جریانات باصطلاح اصلاح طلب شده ، در دستان براندازان فرهنگی و امنیتی کشور آرام آرام از یک جوان دلسوز و انقلابی ، تا سطح یک عنصر دستمالی شده احزاب و گروههای رانتخوار و فرصت طلب تنزل کرده ، بیشتر نمی دانم .
15032 | ابوذر منتظرالقائم  - بخش سوم - 12   |2007-02-18 22:32:34|IRAN
درخصوص مباحث"من قالی "و ضرورت آنها ، توجه آقای هدایتی و مابقی مخاطبان را به علم رجال که از علوم بنیادین حوزه علمیه و از ابزارهای فقاهت است جلب می کنم . ما مباحث "ماقالی" را کردیم و مبحث "من قالی" هم اینجا است که مهم می شود. وقتی یک خبرنگار سیاسی ، از خودش شبنامه جعل می کند ، ضرورت شناخت هویت او ، مطرح می شود !

بد نیست حتما به متن گفتگو و مناظره ما دو نفر مراجعه شود. آنروز ، دعوای من با ایشان ، برسر رفتار زشت ایشان در دوران انتخابات بود. ایشان وطیف همسو ، در جریان دور اول و دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ، تمام همیت و تلاش خود را بر تخریب چهره دو کاندیدا و تایید یک کاندیدا گذاشتند و نام این سه نفر را می توانید از لابلای کلمات آن مناظره بیابید. کاری که گاها به توهین های زشت به آن دو نفر می کشید و صدای بسیاری از مخاطبان آفلاینهای زشت و خلاف شأن این طیف را درآورده بود.

والسلام علی من اتبع الهدی
ابوذر منتظرالقائم – وبلاگ پاسداران
15132 | محمد   |2007-02-19 13:40:25|IRAN
بعید نمی دانم این ابوذر خان یک مشکل شخصی هم با هدایتی داشته باشه یا اینکه خیلی بیکاره وگرنه این همه نظر دادن هیچ توجیهی نداره
15198 | ابوذر منتظرالقائم   |2007-02-19 23:38:47|IRAN
بسم الله . اگر تولی و تبری می تواند مشکل شخصی تعبیر شود ، من با نهضت آزادی که بقول حضرت امام به چیزی کمتر از وابستگی کامل ایران به آمریکا راضی نمی شود مشکل شخصی دارم . شما ندارید ؟
17896 | محمدمسیح مهدوی  - درمورد چیزی که مطمئن نیستی   |2007-03-10 20:26:16|IRAN
بسم الله
اگر اختلاف نظر عقیدتی که به تولی تبری منتهی شود مشکل شخصی محسوب می شه، بله! ولی اگر منظورت مشکل غیر عقیدتی و سیاسی است با آشنایی که با این دو نفر دارم مطمئنم این طور نیست!
15173 | تقی (ولی به خدا اون مشارکتی نی   |2007-02-19 18:31:41|IRAN
از نظر این برادران ابوذر و حامد اکثر ادما عامل بیگانه هستن. حامد جان شما برو الاغ رنگ کن تو خیابون بگردون. ...
15203 | حامد طالبی  - در پاسخ به تقی   |2007-02-19 23:38:40|IRAN
من افتخار می کنم که الاغ هایی که بر روی انها پرچم انگلیس و سایر کشورهای هتاک به اسلام را بسته بودیم در خیابان های تهران گرداندیم تا مردم چهره واقعی این کشورها را ببینند و ان کشورها طعم واقعی تحقیر را بچشند
15413 | یه عابر   |2007-02-21 08:47:35|IRAN
"ان کشورها طعم واقعی تحقیر را بچشند" وا مصیبتا ...
"چهره واقعی این کشورها را ببینند "
واقعا اینقدر شعور مردم رو پایین فرض کردین !
جای تاسفه که تمام این مسائل بنام دین صورت میگیره ..
یه مطلب هم راجع به اون دوست دیگرمون ، ذهن آدما شیشه ایه ، میشه فهمید توش چی میگزره هر چیزی هم که ازش تراوش کنه بازم نمایانگر اون ذهنه ، میشه خوند حس و حال شما رو موقعی که توجیهات خودت رو داشتی بر علیه آقای هدایتی تایپ میکردی
15525 | ناشناس   |2007-02-21 17:05:54|IRAN
فریبرز رئیس دانا کمونیست و چپی است چطور می تونه عضو نهضت آزادی باشه که بخواد با هدایتی رابطه مبهم داشته باشه؟
15669 | ابوذر منتظرالقائم  - اي داد ! مچم را گرفت !   |2007-02-22 13:03:28|IRAN
فریبرز رئیس دانا کمونیست و چپی است چطور می تونه عضو نهضت آزادی باشه که بخواد با هدایتی رابطه مبهم داشته باشه؟ وقتي يك آدم بي اطلاع بخواد طي يك ژست متفكرانه اداي مچ گيري را در بياره ، يه همچي چيزي ممكنه بنويسه .
15670 | ابوذر منتظرالقائم  - re:   |2007-02-22 13:12:21|IRAN
"ان کشورها طعم واقعی تحقیر را بچشند" وا مصیبتا ...
"چهره واقعی این کشورها را ببینند "
واقعا اینقدر شعور مردم رو پایین فرض کردین !
جای تاسفه که تمام این مسائل بنام دین صورت میگیره ..
یه مطلب هم راجع به اون دوست دیگرمون ، ذهن آدما شیشه ایه ، میشه فهمید توش چی میگزره هر چیزی هم که ازش تراوش کنه بازم نمایانگر اون ذهنه ، میشه خوند حس و حال شما رو موقعی که توجیهات خودت رو داشتی بر علیه آقای هدایتی تایپ میکردی حالا اين هم يه گفتني اي است. اما با ارزش ، يا بي ارزش.
مشارکت در بحث
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به نظر دیگر بینندگان می رسد.
- نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.
- از برجسته و رنگی کردن بدون دلیل کلمات و کاربرد بیش از یک علامت تعجب یا سوال بپرهیزید.

کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."