Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to الف
 

 

صفحه اصلی     معرفی     WAP      پیوندهای الف    آرشیو     ارسال مطلب

تبلیغات



  کد مطلب: 42842, P.View: 6616
نامه دوتشکل مهم دانشجويي به رهبرانقلاب چاپ ارسال به رفقا
بخش خبری الف   
۰۸ فروردين ۱۳۸۸
دو تشکل عمده دانشجویی کشور با ارسال نامه مشترکی به رهبر معظم انقلاب، با اشاره به مشکلات موجود در راه عدالتخواهی و  مبارزه با مفاسد اقتصادی، خواستار  مشخص شدن چهارچوب های عدالتخواهی و امر به معروف و نهی از منکر شدند.
به گزارش الف، در این نامه که در روزهای پایانی سال گذشته ارسال شده و به امضای مشترک دفتر تحکیم وحدت و جنبش عدالتخواه دانشجویی رسیده، همچنین به تلاشها و اقدامات حجه الاسلام جهانشاهی علیه متهمان زمین خواری در سیرجان و  نیز دستگیری و  محکومیت سوال برانگیز نامبره توسط دادگاه ویژه روحانیت اشاره شده است.
لازم به یادداوری است حجه الاسلام جهانشاهی 28 اسفندماه گذشته با حکم رهبر انقلاب از زندان آزاد شد و گفته می شود مقام معظم  رهبری در پیامی شفاهی، از تلاشهای این طلبه عدالتخواه سیرجانی تشکر کرده اند.
متن کامل نامه  دفتر تحکیم وحدت و جنبش عدالتخواه دانشجویی به رهبر معظم انقلاب به  این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
ولی امر مسلمین جهان
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (دام ظله العالی)
اولین بهار دهه چهارم انقلاب اسلامي را در حالي به جشن مي نشينيم كه ميوه ها و ثمرات شيرين داخلی و خارجی انقلاب به بار نشسته و جهان شاهد گسترش و تعمیق انقلاب اسلامي و پيروزي گفتمان حق طلبي انقلاب مردم ايران است. انقلابي كه به رهبري امام و با همراهي همه اقشار و نخبگان علي الخصوص حوزه و دانشگاه به پيروزي رسيد و ثمره خون صدها هزار شهید انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و میلیون ها عدالتخواه و آزادی خواه و حق طلب سراسر تاریخ است.
بي شك مهم ترين نقش را در پیش برد این مسیر حوزه و دانشگاه داشته اند و بر اساس رهنمودهای امام راحل مبارزه با تحجر و پول پستي و اشرافيت سرلوحه اقدامات سربازان انقلاب در این دو نهاد مقدس قرار گرفته است.
جوانان مومن حوزوي و دانشگاهي به پيروي از اين فرموده بينان گذار انقلاب و فرمان مقام عظماي ولايت براي پي گيري عدالت به صحنه آمدند. و به امر به معروف و نهی از منکر حاکمان و کانون های قدرت و ثروت و اطلاع رسانی در این عرصه پرداختند. اما اکنون و پس از گذشت سه دهه از انقلاب مشخص نبودن چهارچوب های عدالتخواهی و امر به معروف و نهی از منکر و ساختار مشخص حمایتی از آمرین به معروف و ناهیان از منکر - در راستای اصل 8 قانون اساسی - مشکلات متعددی برای مجاهدین این عرصه به میان آورده است.
برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان و طلاب و ممانعت از تداوم روند عدالتخواهی آنان، فروکاستن امر به معروف و نهی از منکر به معروف ها و منکرهای شخصی، بروکراتیک شدن امر و نهی، عدم اقدام جدی نهادهای مسئول در این عرصه نظیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر، عدم توجه به نهادینه کردن آن در افکار عمومی و در راس همه نبودن ساختار صحیح حمایتی از آمرین و ناهیان و عدالتخواهان مقابل عمل به این وظیفه خود نمایی می کند. آیا زمان آن فرا نرسیده است که به صورت نهادی از ابوذرهایی که با رعایت همه شرایط امر و نهی و عدم دخالت هر گونه غرض شخصی و گروهی و تنها با انگیزه دینی و انقلابی وارد این میدان خالی جهاد می شوند هم چون امام علی (علیه السلام)حمایت به عمل بیاید و چهارچوب های قانونی برای این مسئله معین گردد؟
هفته ای نیست که شاهد نتایج این مشکل ساختاری نباشیم. تنها یک نمونه از این موارد، روحانی آرمان‌خواه سیرجانی - حجه السلام علیرضا جهانشاهی- است که برای وفای به عهد خدا از عالمان دین جهت عدم سکوت مقابل بی‌عدالتی‌های زمانه، اقدام به سوال از مسئولین درمورد پيگيري مفاسد اقتصادی و زمین‌خواری در شهر سیرجان نموده و با پایان ضرب العجل ایشان و فرار مسئولین از پاسخ‌گویی برای اطاعت از فرمان مقام معظم رهبري در مطالبه عدالت و حمایت از مردم محروم و مستضعف و رساندن صدای آنان به مسئولین كشور از سیرجان پای پیاده به سمت تهران حرکت کرد؛ حرکتی که از سویی با حمایت مردم، طلاب و دانشجویان انقلابی، و از سوی دیگر با تطمیع و تهدید از جانب بعضی قانون دان های قانون شکن و کارشکنی و مزاحمت های مداوم در طول مسیر ایشان همراه شد. در آخرین گام ماموران امنیتی با حکم دادگاه ویژه روحانیت استان فارس به جرم آن چه خلاف شان روحانیت بودن!!!! حرکت ایشان نامیده می شد، جلوی ادامه حرکت ایشان را گرفته و سپس در هنگام ادای فریضه نماز اقدام به دستگیری ایشان نمودند و در زندان بدرفتاری های متعدد نظیر انفرادي هاي متعدد، قطع جیره بهداشتي، فرستادن به بند عمومی به جای بند روحانیت و ارسال به زندان اوین به جای زندان قم -که درخواست خانواده و همسر بیمار ایشان بود- در مدت گذشت يك سوم مدت زندان ايشان صورت گرفته است.
بعضی - به سبک فضای تحجر پیش از انقلاب در حوزه (به فرموده امام(ره)) که جهاد و دخالت در سیاست را دون‌شان روحانیت و خلاف مروئه و عدالت می‌دانستند؛- عدالت‌خواهی یک روحانی را خلاف شان روحانیت و مصداق تشويش اذهان عمومي به حساب آورده اند و دادگاه ویژه روحانیت انجمن حجتیه ای ها و کسانی که علیه وحدت اسلامی –بر خلاف صریح فرمایشات مقام معظم رهبری- عمل و اقدام می کنند و در یک نمونه مثل مسئله غزه در مقابل مقاومت اسلامی ایستادند را خلاف شان روحانیت به حساب نمی آورد، اما عدالت‌خواهی یک روحانی ولایت‌مدار مخالف زی روحانیت به حساب می‌آید؟
سوال بی پاسخ ما از مسئولین ذی ربط این پرونده این بود که منافع كدام اشخاص با این مسئله گره خورده كه با يك روحاني ولايت مدار عدالتخواه كه به تعبير خود، جز براي زمين نماندن حرف رهبري به ميدان نيامده است اين چنين برخورد مي شود؟ البته هزینه داشتن عدالتخواهی برای یک طلبه ولایت مدار طبیعی است چرا که به فرموده امام امت «روحانیون مبارز و متعهد به اسلام در طول تاریخ و در سخت ترین شرایط همواره با دلی پر امید و قلبی سرشار از عشق و محبت به تعلیم و تربیت و هدایت نسل‌ها همت گماشته‌اند و سپر بلای مردم بوده‌اند، بر بالای دار رفته‌اند و محرومیت‌ها چشیده‌اند، زندان‌ها رفته و اسارت‌ها و تبعیدها دیده‌اند.» اما اگر این اتفاق برای یکی از مخالفین نظام یا منسوبین به جناح های سیاسی و یا متصلین به کانون های قدرت و ثروت و اطلاع رسانی صورت می گرفت رسانه ها و حتی بعض مسئولین و نهادها به صحنه نمی آمدند؟
تداوم این گونه اقدامات و مشکل ساختاری ممکن است در دراز مدت موجب ثبت شدن هزینه مندی عدالتخواهی در حافظه تاریخی ملت، رویگردانی مردم از امر به معروف و نهی از منکر، فروکاسته شدن این وظیفه از عدالتخواهی به مسائل کم اولیت تر فردی، خودداری روحانیت از عمل به وظیفه دینی و تاریخی خویش و تثبیت اسلام خارج از صحنه و فردگرا و بی توجه به سیاست و عدالت و اجتماع انجمن حجتیه ای به جای اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله وسلم) گردد.
لذا درخواست تشکل های دانشجویی به عنوان سربازان ولایت فقیه در بخشی از این عرصه بزرگ جهاد، فراهم شدن شرایطی است که نهادهای مسئول به مشخص کردن چهارچوب های این مسئله، معین کردن سیاست های اصل برزمین مانده امر به معروف و نهی از منکر در قانون اساسی –اصل 8- و حمایت از عدالتخواهان و آمران به معروف و ناهیان از منکر به ویژه دانشجویان و طلابی نظیر طلبه عدالتخواه سیرجانی حجه الاسلام علیرضا جهانشاهی بپردازند تا به حول و قوه الهی اولین بهار دهه عدالت و پیشرفت با جهش در راه مطالبه عدالت و عمل به امر به معروف و نهی از منکر همراه گردد.
و الامر الیکم و السلام علیکم
دفتر تحکیم وحدت  - جنبش عدالتخواه دانشجویی
اظهار نظر
مشارکت در بحث
110845 | kiankaramipor  - پاسخ   |2009-03-28 13:41:55| - []
سلام ظاهرا عزيزان دفتر تحكيم جديدا با اينگونه معضلات برخورد نمودهاند ويا بخاطر اينكه يك روحاني در اين رابطه بازداشت شده به خروش آمده اند مثل اينكه گذرشان به قوه قضاييه نيفتاده ... براي نمونه به زندان اوين مراجعه كنند و سراغ آقاي غلامرضا فروغي امام جماعت سابق و انبوه ساز فعلي كه ساختمانهاي شفق و نگين غرب را به سه برابر ساختمانهاي ساخته شده فروخته را بگيريد و ببينيد در ...ميشود و صدها نفر كه پول هاي خود را به اميد خانه دار شدن به شركت ايشان داده اند چگونه بي كلاه مانده و با آنها چگونه برخورد ميشود ؟ الملك يبقي مع الكفر ولا يبقي مع الظلم...........
110989 | ناشناس  - تلاهبرداری در مقیاس انبوه   |2009-03-29 08:59:49| - []
لطفا از مهندس مختاری شرکت انبوه سازی تیلکو هم بگویید که کلی خانواده ضعیف را بدبخت کرد و با نیرنگهایش حتی به زندان هم نیفتاد
همینطور از بنویدی در شهر ری و همین فروغی خدانشناس...
ولی به نظرم بدتر از همه، مسوولان دولتی هستند که به وظیفه خود درشفاف سازی مقررات و فرصتها و حقوق مردم عمل نمی کنند و زمینه این سو استفده ها را فراهم می کنند.
111224 | بيگي  - عدالت؟   |2009-03-30 00:14:55| - []
اين سئوال بيش از چهل سال است كه در ذهن من است اگر كسي ميداند جواب دهد:
چرا دانشجوي عدالت خواه امروز رئيس يا مسئول نالايق يا فاسد فردا ميشود؟
110852 | يك دانشجو   |2009-03-28 14:37:55| - []
زنده باد جهانشاهي و امثال او
و احسنت بر الف كه انعكاس اين نداي حق طلبانه شد
110856 | نیما   |2009-03-28 14:51:14|IRAN - []
بزرگترین مشکل کشور بعد از مدریت نظارت است که متاسفانه ناظر و منظور در خیلی جاها یکی هستند و این به جز ظلم به مردم چیزی در بر ندارد . همه ما بدون استثنا مانند این روحانی در سیرجان شاهد بی عدالتی ها ،کلاه بر داری ها ، فساد ،رانت ،سو استفاده از بیت المال و غیره بوده ایم و هیچ اقدامی هم در رابطه این جرایم ندیده ایم . آیا امکان دارد در حالی که مردم عادی شاهد این جرایم هستند نهاد های ناظر و قضایی از آنها بی اعلاع باشند ؟! مسئولان ما چرا و چطور به جای اصلاح قوانین و برخورد قاطع با مجرمین سر به زیر برف کرده اند و با سطل ماست مشغول ماله کشی روی این اعمال خلاف هستند.
110858 | بیننده  - نظر   |2009-03-28 15:01:43|IRAN - []
این حرکت ا طرف دانشجویان قابل تقدیر است.
بنده هم معتقدم که در فضای کنونی باید چارچوبه امر به معروف مشخص شود
110860 | ناشناس   |2009-03-28 16:38:52| - []
اين دفتر تحكيم همان دفتر تحكيم خود ساخته شماها نيست؟!
چون دفتر تحكيمي كه ما مي شناسيم از اين طرز فكرها نداره!
110869 | دانشجو   |2009-03-28 17:09:28| - []
من کاری به دسته بندی های سیاسی ندارم ولی کاری که الین دانشجوها کرده اند کاری بسیار درست و منطقی بوده است. تشکل دانشجویی که به عدالت و فساد حساس نباشد به درد نمی خورد.
110873 | تحکیمی سال 68   |2009-03-28 18:16:52| - []
تحکیمی که شما می شناسید اگر از این طرزفکرها نداشته باشد، همان منحل شود بهتر است.
جنبش دانشجویی باید بدون اینکه آلت دست گروه های سیاسی شود، علیه فقر و فساد و تبعیض فعال باشد. کار این دانشجوها کاملا قابل دفاع است.
111002 | ناشناس   |2009-03-29 09:35:04| - []
اگر اين مثلا دفتر تحکيم نسبت به فقر و فساد وتبعیض واکنش نشان می ده چرا راجع به سردار محصولی عزيز چيری نمی گه .
110870 | حسروسلجوقي  - ساختار نظارتي   |2009-03-28 17:16:21|IRAN - []
در نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي براي نظارت ساختارهاي لازم پيش بيني شده است ولي تعامل بودجه اي و نياز به منابع موجب شده است كه اين ساختارها بمرور به سازش با متخلفين و اغماض با خلاف كاران اقدام كنند و آن چه نظام و مردم و رهبري نياز دارند حاصل نشود.
اما استقلال سه قوه با ريسمان باريك بودجه و تشكيلات، قدرت و اختيار را از كف سه قوه ربوده است همينطور اين مشكل به مابقي ساختارها نيز سرايت كرده است بايد براي استقلال بودجه اي اين مراكز برنامه ريزي و فكري كرد تا از اين دور باطل خارج شويم.
111275 | خسرو   |2009-03-30 09:00:19|CANADA - []
مهمترین اهرم نظارت که در قانون اساسی هم پیش بینی شده آزادی مطبوعات است. اما روزنامه نگار بدبخت ما به مجرد نوشتن و یا طرح کردن مساله ای که خوش آیند قدرتمداران نیست جز اوین، دادگاه انقلاب، دستگیری توسط نیروی های خودسر و یا لباس شخصی راه دیگری پیش روی خود نمی بیند. نظامی که به مطبوعات و رسانه ها آزادی ندهد و روزنامه نگارش را ارج ننهد هرگز روری عدالت نمی بیند و فساد سرتاپای آن را خواهد گرفت.

سه قوه تنها زمانی می توانند به طور سالم حرکت کنند و استقلال و پویایی نسبی خود را حفظ کنند که توسط جامعه (بخوان رسانه های آزاد ) کنترل شوند. باز کردن فضای رسانه ای تنها برای آنها که ناسالم عمل می کنند و منشا فساد هستند، ضرر دارد.
110880 | هاشمی  - قوانین مغایر اسلام باید عوض   |2009-03-28 19:39:02|IRAN - []
ده ها هزار زندانی به دلیل بدهی در زندان هستند . در کجای قوانین اسلام حکم داده شده تا بدهکار غیر کلاهبرداررا زندانی کنند ؟ مگر حکومت موظف نیست تا بدهی بدهکاران ناتوان را از خزانه بپردازد ؟. باید بسیاری از قوانین اقتصادی مغایر احکام اولیه اسلام مانند قانون بیمه اجباری ، قوانین چک ، مهریه ،دیه ،مالیات ، گمرک ، بانک و.... عوض شود . رئیس محترم قوه قضائیه که خرابه ای را تحویل گرفت ، مدام از پالایش قوانین صحبت می کنند ولی دریغ از یک تحول ! . بارها مطلب فوق را اعلام کرده ، ولی تغییری دیده نشده است. باید برگردیم به احکام اسلام وقوانین من در آوری وتقلید از کفار را به عنوان مصلحت به صورت دائم تصویب نکنیم .
110972 | جواد کارگزاری  - دریغ از معرفت   |2009-03-29 07:49:15|IRAN - []
برای چندمین بار است که متن این نامه را می خوانم و هر بار بیش از بیش تأسف می خورم که درک و معرفت کسانی که به اصطلاح نام جنبش عدالتخواه دانشجویی را بر خود نهاده اند از ساختارهای حقوقی، سیاسی و نیز آنچه که به عنوان عدالت خواهی از سوی مقام رهبری معرفی شده است اندک و ناچیز است که برای موضوعی که با اندکی تأمل و اندیشه قابل پاسخگویی است به مقام رهبری نامه سرگشاده می نویسند و نمی دانند که پیشتر مقام رهبری چهارچوب عدالت خواهی از سوی دانشجویان را پیگیری مفهومی و معرفت شناسیک این موضوع دانسته اند و بدیهی است برخوردها و رفتارهایی مانند رفتار ساختارشکنانه آن طلبه سیرجانی به هیچ وجه مورد نظر مقام رهبری به عنوان یک حرکت عدالت خواهانه نبوده و نیست! اگر قرار باشد رفتارهای قانونی مقام های مسوول در جمهوری اسلامی زیر نظر رهبری با بهانه عدالت خواهی به چالش کشیده شود این کار معنایی جز به چالش کشیدن ساختار حکومت ندارد! چهارچوب قانونی عدالت خواهی به معنای مبارزه با فساد را قانون مشخص نموده است و در این زمینه اگر رسالتی بر عهده دانشجویان باشد آن است که به دنبال اصلاح قوانین و یا تصویب قوانین جدید باشند و این نیز جز با درک و فهم مسنجم و قابل دفاع از چهارچوب های حقوقی موجود امکان پذیر نیست! اگر لازم باشد به این موضوع بیشتر خواهم پرداخت. فقط خواستم تأسف و اندوه خودم را از سطح معرفتی کسانی اعلام کنم که به نام من و به نام هزاران دانشجوی دیگر سخن می گویند. و یک نکته مهم تر آن که، عدالت خواهی جز در چهارچوب یک نظریه عدالت امکان پذیر نیست. از جنبش عدالت خواه دانشجویی می پرسم که آیا آنها از چنین نظریه ای برخوردار هستند. به جرأت می گویم و حاضرم برای این موضوع با هر کس که بخواهد گفتگو و بحث کنم که نه تنها جنبش عدالت خواه دانشجویی بلکه بسیاری از کسانی که دم از عدالت می زنند درک شایسته و موجهی از آن ندارند و ...
بدرود
111044 | ناشناس  - دريغ از معرفت   |2009-03-29 11:04:50|IRAN - []
.............اگر قرار باشد رفتارهای قانونی مقام های مسوول در جمهوری اسلامی زیر نظر رهبری با بهانه عدالت خواهی به چالش کشیده شود این کار معنایی جز به چالش کشیدن ساختار حکومت ندارد! چهارچوب قانونی عدالت خواهی به معنای مبارزه با فساد را قانون مشخص نموده است و در این زمینه اگر رسالتی بر عهده دانشجویان باشد آن است که به دنبال اصلاح قوانین و یا تصویب قوانین جدید باشند......1- مگر كار دانشجويان اصلاح قانون ويا تصويب قوانين جديد است ؟ 2- اگر مبارزه با فساد كار دستگاه مسئول است دوحالت دارد يا اين دستگاه كار خود را خوب انجام داده است وفسادي نيست يا كار خود را انجام نداده است؟ در اينكه فساد هست شكي نيست (كم يا زياد آن را كاري نداريم ) وظيفه هر انسان ازاده و مسلمان است كه با آن فساد مبارزه كند هرچند عده اي خوششان نيايد . 3- حرف شما مثل مفهوم كاريكاتوري بود كه دولت اسرائيل را نشان مي داد كه به گوش فلسطينيان سيلي مي زد و به ايشان مي گفت حرف نزن برو سازمان ملل شكايت كن ! 4- با اين مطلب شما امر به معروف ونهي از منكر چه مي شود ؟ 5- حال حرف شما صحيح اگر دانشجوئي يا طلبه اي يا كارمند كاري در مبارزه با فساد كرد به شما چه ضرري مي رسد كه مخالف آن هستيد ؟ 6 - اگر به گفته شما مقام معظم رهبري مخالف حركت اين طلبه بودند چرا به فرمان ايشان وي از زندان آزاد شد ؟
7- امان از ما ايرانيان وذات خوبمان ، هر چيزي را با منافعمان هماهنگ مي كنيم وسپس راجع به آن نظر مي دهيم نه بر اساس حق وحقيقت 8- رفتارهاي مقامهاي مسئول زير نظر مقام معظم رهبري هم اگر غير قانوني بود بايد به چالش كشيده شود تا خداي نكرده اقدامات يك مفسد اين جايگاه را خدشه دار نكند وفكر مي كنم اين دين هرايراني مسلمان باشد به اسلام ونظام همانطور كه حضرت امام فرمودند از من هم اگر سفارشي آوردند به ديوار بزنيد ..........
111222 | جواد کارگزاری  - باز هم دریغ از معرفت!   |2009-03-29 23:39:59|IRAN - []
نخست از آن دوست ناشناسی که به من پاسخ گفته است سپاسگزاری می کنم. دوم، چند نکته را در پاسخ می گویم که امیدوارم به روشن شدن موضوع بیشتر کمک کند. پرسش هایی که وی طرح کرده است نشان می دهد که آنچه من گفته ام نیازمند توضیح بیشتر است. اگر بخواهم دوباره، البته به طور دقیق تر، برداشت خود از ایده عدالت طلبی از نوع دانشجویی را بیان نمایم آن است که: «دانشجو به عنوان دانشجو در وهله نخست و بالاتر از همه چیز شأن علمی دارد و اگر صحبت از جنبش عدالت‌ خواه دانشجویی یا عدالت طلبی دانشجویان به میان می آید مراد آن گونه عدالت طلبی است که رنگ و بوی علمی دارد. و الا اگر قرار باشد دانشجویان در یک نظام قانونی فراتر از قانون به دنبال مصداق ها بگردند در بهترین حالت تبدیل به پیاده نظام گروه های سیاسی گردیده و هیچ فرقی برای نمونه با مردم عادی و جنبش عدالت خواه زاغه نشینان نخواهند داشت. باید توجه داشت که عدالت طلبی دانشجویی در چهارچوب دانشجویی باقی بماند و خدای ناکرده دانشجویان به جای پردازش علمی به موضوع عدالت خواهی اسیر جریان های سیاسی نگردند. اگر اشتباه نکنم مقام رهبری در یکی از سخنرانی های خود در پاسخ به پرسشی درباره عدالتخواهی دانشجویی-که در نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت طول و تفصیل بیخود یافته است- اشاره کردند که دانشجویان وارد بحث های مصداقی نشوند و بر مفهوم عدالت خواهی تکیه کنند. ممکن است شما این حرف مقام رهبری را قبول نداشته باشید. این حق شماست. اما شما باید برای رد آن دلیل داشته باشید و سخن بی دلیل نگویید. به نظر من سخن مقام رهبری دقیق و آگاهانه است. چرا؟ دلیل نخست همان است که در مورد شأن جنبش عدالتخواهی دانشجویی گفتم. دلیل دوم، آن که اگر جنبش عدالتخواه دانشجویی بخواهد به مصداق ها بپردازد عدالت از یک آرمان به مجازات چند فرد فاسد فرو کاسته می شود و این یعنی مرگ آرمان عدالتخواهی؛ دلیل سوم، آن که پرداختن به مصداق ها حرکت قطار جنبش عدالت خواهی را کند می کند و توان جنبش مزبور به جای آفرینش فضای عدالتخواهی صرف حذف مصداق های بی عدالتی می گردد. دلیل چهارم این که، با پرداختن به مصداق ها و عدم برخورد با مصداق ها انگیزه جنبش عدالت خواهی کم یا نابود می شود (نتیجه حرکت آن طلبه سیرجانی که به قول معروف از قضا سرکنگبین صفرا فزود!).
در تبیین جنبش عدالت خواهی سخن بسیار است. نمی خواهم سرتان را درد بیاورم. فقط چند نکته کوتاه در پاسخ به دوست ناشناس به ترتیب نکته ها و پرسش های وی: 1. وظیفه دانشجویان آفرینش فضای عدالت خواهی است تا تمام سازمان ها و نهادهای مسوول از جمله قوه مقننه ناگزیر به تنفس در این فضا و حرکت به سمت عدالت خواهی گردند و طبیعی است که نتیجه منطقی فضای عدالت خواهی در حوزه قوه مقننه اصلاح قانون و تصویب قوانین جدید با رویکرد عدالت خواهانه است. 2. نکته دوم بر اساس دیدگاهی ریاضی و تجربی بیان گردیده است. اول این که فساد یک پدیده تک بعدی و داده شده نیست بلکه پدیده ای است چند بعدی و در حال تغییر. پس نمی توان وجود فساد را تنها به این موضوع ربط داد که نهاد یا مقام مسوول مبارزه با فساد کار خود را درست انجام نداده است و حالا چون او کار خود را درست انجام نداده است «وظیفه هر انسان آزاده و مسلمان است که با آن فساد مبارزه کند»! دوم این که، در این نتیجه گیری مشخص نکرده اید که مرادتان از مبارزه چه است؟ اگر منظور مبارزه در چهارچوب قانون است که همان حرف من را می گویید و اگر مبارزه ساختارشکنانه و غیر قانونی است که با نکته شماره 8 خودتان ناهمساز است و البته توجیهی هم برای آن بیان نکرده اید! 3. مثال کاریکاتوری شما در مورد رژیم اشغالگر قدس (و نه اسرائیل!) و فلسطین و سازمان ملل ربطی به موضوع بحث ندارد. از شما می پرسم در موضوع بحث چه کس یا کسانی به ترتیب رژیم اشغالگر قدس، فلسطین و سازمان ملل به شمار می‌آیند؟ لاید می خواهید بگویید افراد عدالت خواه، فلسطین، مقام های قانونی (البته دقیق تر: برخوردهای قانونی)، رژیم اشغالگر قدس، و …، سازمان ملل! (که من نتوانستم مصداقی برای آن بیابم). شاید بخواهید بگویید آن یک مثال بود و منظور شما چیز دیگری بوده است. پاسخ من این خواهد بود که آن در بحث ما یک مثال بی مورد چیز دیگری نمی تواند باشد. 4. امر به معروف و نهی از منکر در بالاترین مرتبه آن یک تکلیف دینی و شهروندی است که حدود آن در چهارچوب قانون تعریف می گردد. برای نمونه، قانون توهین را جرم دانسته است. حال آیا شما می توانید به بهانه امر به معروف و نهی از منکر به شخصی توهین کنید؟ نمونه دیگر، جان، مال و آبرو و … افراد مورد حمایت قانون می باشند و حکم به مجازات و اجرای آن به موجب قانون است. حال، آیا شما می توانید به بهانه امر به معروف و نهی از منکر جان، مال و آبرو و … افراد را زیر پا بگذارید؟ پاسخ دقیق تر به پرسش شما: برخلاف آنچه که شما گفته اید، تنها در یک فضای عدالت خواهانه-که نتیجه فعالیت ها و تلاش های نه مصداقی است- بستر امر به معروف و نهی از منکر شکل می گیرد و این همانی است که من بر آن تأکید داشته ام. 5. من را متهم کرده اید که مخالف مبارزه با فساد هستم. فرض کنیم چنین است که شما می گویید. اما بهتر آن نیست که سخنان درست یک ضد فساد را بپذیرید که به شما در شناخت مفهوم فساد و نحوه برخورد با آن کمک می کند تا از رفتارهای اشتباه افرادی حمایت کنید که از قضا رفتارشان به نفع من ضد فساد است؟! از شوخی بگذریم من با هیچ حرکت ضد فساد مخالف نیستم. تنها به این نکته ایمان دارم که در حوزه رفتارهای اجتماعی حرکت ناسنجیده می تواند یک مفهوم خوب و ارزشی را به مفهوم مبتذل و ضد ارزش بدل سازد. تمام حرف من آن است که بیاییم برای مبارزه با فساد چهارچوب نظری و دربایست های عملی آن را در حوزه جنبش دانشجویی تبیین نماییم. 6. پرسیده اید که اگر رهبری مخالف حرکت این طلبه بودند چرا به فرمان ایشان وی را آزاد کردند؟ پاسخ به نظر من روشن تر از آن است که بخواهد توضیح داده شود. اما می گویم تا نگویید با استناد به بدیهی بودن از پاسخ دادن طفره رفته ام. اول آن که، آن طلبه سیرجانی بدتر از هزاران دزد و کلاهبردار و … نیست که به مناسبت های مختلف مورد عفو رهبری به عنوان رییس کشور قرار می گیرند. هر چند مقایسه آن طلبه با آن افراد از نظر من از اساس اشتباه است. آن طلبه راه را اشتباه رفت و انگیزه های غیر شرافتمندانه نداشت. دوم آن که، عفو آن طلبه برای آن بود که اشتباه را با اشتباه جبران نمی کنند. اگر قرار بر این بود که آن طلبه همچنان در حبس بماند به دلیل آن که به اشتباه به مصداق عدالتخواهی تبدیل شده باشد حبس وی به منزله حبس عدالت خواهی قلمداد می گردید و انگیزه حرکت و فعالیت را از جنبش عدالت خواهی سلب می نمود و این یکی از همان چند آفت بدل نمودن هدف جنبش عدالتخواه دانشجویی به مبارزه با مصداق ها است که در ابتدا به آن اشاره کردم. تردید نداشته باشید که مقام رهبری برای نجات جنبش عدالتخواهی چاره ای جز این کار نداشت و شوربختانه این ستمی است که بر ایشان رفته است. چرا ما باید با رفتارهای اشتباه خود همواره از رهبری خرج نماییم و بعد هم به این کار خود افتخار نماییم که خود «مقام معظم رهبری» فرمان ازادی را صادر فرمودند». هیچکس نیست که بپرسد چرا آن رفتار نادرست انجام گرفت تا مقام رهبری خود بخواهد در این موضوع دخالت کند. 7. هر چه فکر می کنم نمی دانم منظور شما از نکته شماره 7 و ربط آن با آنچه من گفته ام چیست؟ کلی گویی دروازه سفسطه و فرافکنی و فرار از منطق و استدلال (و نه حق و حقیقت!) است. اگر خواستید حرف خود را واضح و روشن بگویید تا اگر قابل پاسخ گفتن بود پاسخ بگویم. و اما نکته شماره 8 شما که به مثابه تأیید آن چیزی بوده است که من گفته ام و در این صورت با نکته های قبلی شما ناهمساز است! این ناهمسازی را چگونه توجیه می کنید. ممکن است بگویید منظور شما برخورد مصداقی با رفتارهای غیر قانونی است و آنچه که من گفته ام برخورد مفهومی بوده است. اگر منظور شما این باشد ناهمسازیی در کلام شما وجود ندارد اما چنان که گفته ام فاقد چهارچوب توجیهی قابل قبول است. در این صورت شما باید مشخص کنید که نسبت این برخوردهای مصداقی با قانون چیست؟ آیا شما می خواهید به جای سازوکارهای قانونی عمل کنید؟ اگر پاسختان مثبت باشد آن وقت نسبت شما با آن سازوکارها چه خواهد بود؟ پاسخ شما باید با در نظر گرفتن این نکته باشد که در حوزه عمومی هیچ فردی بر فرد دیگر ولایت و حاکمیت ندارد جز در چهارچوب قانون. یعنی این که من به عنوان یک شهروند نمی توانم با وجود رفتار اشتباه شما با شما برخورد کنم مگر آن که قانون چنین اجازه ای را به من داده باشد.
111287 | ناشناس  - باز هم دريغ از معرفت   |2009-03-30 09:53:31|IRAN - []
با سلام
برادرعزيز آقاي جواد كارگزاري شايد اين مطلب مهمتر ووسيعتر از اين باشد كه بتوان با اين چند جمله آن را شرح داد وبه نتيجه رسيد توضيحات شما بحث اول شمارا كامل كرد من بعضي از انتقادات شما را مي پذيرم ؟ اما اجراي قانون با امر به معروف ونهي از منكر دومبحث جداگانه است من هيچ گاه اجراي قانون توسط افراد ومردم را با امر به معروف يكي نمي دانم اما يك نظام با نظارت مردم بر مسئولين سالم مي ماند وبايد زمينه اين نظارت درمطبوعات ،مردم ،سازمانهاي نظارتي وتشكل هاي سياسي وفرهنگي محيا باشد و نبايد ترس ار عقوبت همه را وادار به ناديده گرفتن همه كس وهمه چيز شود . من به عنوان يك شهروند از شما سئوال مي كنم اگر در سازمان بنده تخلفي صورت گرفت بايد چه كنم بديهي است كه به اسناد آن هم دسترسي ندارم . اما مطمئن هستم وخود شاهد بوده ام دهها تخلف صورت گرفته است . ايا تاكنون شما در چنين موقعيتي قرار گرفته ايد ؟من بوده ام من شاهد بوده ام از فلان ديوان بازرسي مامور امد نه تنها كاري نكرد بلكه ايرادات قانوني اسناد ومدارك مالي را هم بر طرف كرد تا اگر ديگري امد به انها گير ندهد . من شاهد بوده ام چگونه حق نابود مي شود وباطل پيروز انهم به خاطر رابطه . ان طلبه اگر افشا مي كرد ومسئولين پي گيري مي كردند دليلي نداشت كه از راه غير اصولي حركت كند . مثال من در خصوص سرباز رژيم صهيونيستي مقايسه نيست نه خدا نكند در ك اين مطلب است كه ظلم زياد و نبود دادرس و عدم تحمل ناجوانمردي باعث مي شود يك مسلمان فلسطيني بر خلاف عرف اسلامي دست به عمليات استشهادي بزند ظلم يك مدير ، ناعدالتي يك اداره ، عدم توجه مسئولين مربوطه ، نامردي يك بازرس يك طلبه را وادار مي كند راهي رود كه شايد بدترين راه باشد من مي گويم وقتي راهها بسته اند مردم به بي راهه مي روند شنيده ايد شخصي در بغداد اذان بي وقت مي گفت وي را نزد حاكم آوردند شكايت از مسئولي داشت و..... بايد راههاي واقعي وموثر نظارت وجود داشته باشد رسيدگي عادلانه ،بازرسي به حق ، ووووووو درخصوص بند هفت هم يك جمله بگويم زماني كه ما دانشجو بوديم به خود حق مي داديم به خاطر هر چيز تظاهرات كنيم و .. مسولين به خود حق مي دادند با دانشجويان برخورد كنند حال دانشجويان آن روز مسئول شده اند به خود حق مي دهند با دانشجويان برخورد كنند وفرزندان ما به خود حق مي دهند اعتراض كنند زماني كه كارمنديم به خود حق مي دهيم از مافوق انتقاد كنيم وقتي مافوق مي شويم ديگر به كسي حق انتقاد نمي دهيم واين داستان در خصوص اكثر ما صادق است ما بيشتر دنبال منافع شخصي هستيم تا منافع عمومي . امر به معروف خوب است زمانيكه من مي خواهم از آن استفاده كنم نه زمانيكه ديگري مي خواهد عليه من از آن استفاده كند انشاا.. موفق وپيروز باشيد
111116 | ناشناس   |2009-03-29 14:11:11|IRAN - []
وقتی داشتم نظرتون رومیخوندم احساس کردم شماهمون قاضی کج فهمی هستیدکه این حکم راصادرنموده شعارهای قشنگی دادی بارنگ ولعاب قانون مداری اماهمون قانونی که شماازاون دم میزنی فقط میتونه بگه هنجارشکنی نه زمین خواری رو میشناسه نه فساداقتصادی رو چون این قانون روراحت میشه دور زد
110973 | عاطف سعیدی   |2009-03-29 08:05:07|IRAN - []
اصلاهرگونه عدالت خواهی ضدارزش شده است وقتی که کارهاباندی ومافیایی است هرفردی که بخواهدایستادگی کندحذف می گردد.
110975 | مذهبیان   |2009-03-29 08:09:14|IRAN - []
متاسفانه قانون گریزی وقانون شکنی همراه با انجام همه کارها بر اساس سلائق

شخصی در کل جامعه نهاد ینه شده است.هر کس میتواند آزادانه هر کاری را انجام

دهد مشروط بر اینکه انتقادی ار مسئولی صورت نگیرد. در چنین فضائی امر به

معروف ونهی از منکر جه حرکتی ار اعراب میتواند داشته باشد.خدا وکیلی آیا برای

حقوق شهروندی تعریفی شده و یا اصولا احترام وقداستی برای آن وجود دارد تا

به اعتبارش بشود امر به معروف ونهی از منکر کرد.
111000 | هموطن   |2009-03-29 09:28:15|IRAN - []
سلام
سئوال اين است در كشورهاي توسعه يافته كه مسلمان هم نيستند اصلا چيزي به نام امر به معروف و نهي از منكر وجود ندارد اما چگونه است كه هر چيزي اگر نگوييم صدر در صد مي توان به جرات ادعا كرد اكثرا در جاي كه بايد باشد قرار دارد و اين حين عدالت است(قرارگرفتن هرچيز در جاي خودش) .موضوع اين است كه اگر قانون درست وضع شود و درست اجرا شود و درست نظارت شود قطعا نيازي به اين نخواهد بود كه هر كس براساس برداشت شخصي خود به ديگري بگويد اين كار را بكن و اين كار را نكن و عامل بي نظمي گسترده در سطح جامعه شود .موضوع مهمتر اينكه در مملكت ما مصلحت گرايي (البته بايد گفت منفعت گرايي) جاي واقعيت گرايي را گرفته است .مثلا فلان مسئول شايستگي لازم براي احراز فلان پست را ندارد ليكن به مصلحت نيست كنار رود و اين در سراسر كشور ريشه دوانده است ! ! در واقع اگر هركسي سهمش از كارو زندگي و شغل و ... براساس شايستگي هايش باشد نه وابستگي به فلان شخص يا فلان جناح يا ... مطمئنا بسياري از مشكلات فعلي فرصت بروز پيدا نمي كردند .
يك سئوال هم از سايت محترم الف كه امكان تحقيق در اين زمينه را دارد دارم اميدوارم بررسي فرمايند . سئوال اين است چند درصد از فرزندان مسئولين رده هاي بالاي كشور كه در جايگاه تصميم گيري هستند در حال حاضرذ بيكار و فاقد شغل هستند . آيا شغل فعلي آنها متناسب با سن و سالشان ، مدرك تحصيلي اشان ، تجربه و تخصصشان است ؟ قطعا بدون تحقيق هم همه ما ميدانيم نتيجه چيست . ......
111276 | خسرو  - آزادی مطبوعات   |2009-03-30 09:03:54|CANADA - []
هموطن عزیز در این کشورهای "کفرزده" آزادی مطبوعات وجود دارد و این تنها مانع و دوای فساد قدرت است. جایی که حتی یک رسانه مستقل از دولت و جناح های قدرت وجود ندارد نباید انتظار دیگری داشته باشید
111018 | سيد عليرضا  - دل سوخته را سوخته دل داند و   |2009-03-29 10:04:12|IRAN - []
به نام خدا و با سلام
برادران عزيز در ادارات وسازمانهاي دولتي انسانهائي هستند به خاطر همين امر به معروف ونهي از منكر به خاك سياه نشستند وهيچ كس هم نبود و نيست كه به درد دلشان گوش كند و مرحمي بر دلهايشان بگذارد اينكه يك روحاني اقدامي كرده وزنداني شده يك نمونه بسيار كوچك اما قابل توجه بوده است شما يك كارمند دولت را در نظر بگيريد مدير كل از وي مي خواهد خلاف كند اطاعت نمي كند شغلش را از دست مي دهد بعد شاهد آن است كه شخص كم تجربه اي جايگزين وي مي شود و با اطاعت از خواسته هاي نا بجاي مدير كل به همه چيز مي رسد وچون يك نفر انسان درستكار و اشنا به امور را مزاحم خود مي بينند با هزار ترفند اورا از كانون تخلفات دور مي كنند و... حال اگر سعي كند كه تخلفات را افشا كند متوجه مي شود همه به خاطر رابطه با مدير كل روي حقيقت سرپوش مي گذارند چه حالي مي شود ؟ وقتي مديري نام فرزندش را از زماني كه هنوز ديپلم نگرفته در ليست كاركنان قراردادي كد گذاري مي آورد وچند سال بدون حضور در محل كار حقوق مي گيرد و بيمه پرداخت مي كند وبازرس وحسابرس و... آن را نديده مي گيرند چه حالي مي شود وقتي دهها دليل غير قابل انكار ( مثل استخدام دهها نفر اهالي مازندران در يك اداره كل در اصفهان ) را انكار مي كنند وبجاي برخورد با متخلفان با مظلوم و با امران امر به معروف برخورد مي شود چه حالي مي شود ؟ وقتي صدها نفر از كاركنان يك اداره كل شاهد اين مهم هستند كه ....آنان كه گفتند :چشم !به معاونت مدير كل ،مدير كلي و رئيس و بازرس و....به همه چيز رسيدند واز همه مزايا بهره بردند و در عوض آنكه به تخلف وسو استفاده نه گفت
با يد برود و بميرد چه راهي را در پيش مي گيرند ؟ جناب اقاي دكتر احمدي نژاد برادر گرامي : يك كشتي سوراخ هيچگاه به مقصد نمي رسد ! چهار سال گذشت چه شد ؟ شما سوار خودروئي هستيد كه هم باكش سوراخ است همي روغن ريزي دارد هم روغن سوزي داردهم صدها عيب ديگر به مقصد ني رسد مگر انكه در اولين تعمير گاه توقف و و نظام اداري را تعمير اساسي كنيد وهر قطعه مشكوكي را هم جايگزين كنيد البته با قطعه اصلي وفابريك . ا برادران گرامي مدير كلي كه ابروي نظام را به خاطر ماهي دويست سيصد هزارتومان مي برد ا با ريش يا بدون ريش با تسبيح يا بدون تسبيح وبا داغ مهر نماز يا بدون آن ازصد كافر براي اسلام خطرناكتر است به خدا قسم خيانت اينان هزار بار از اقدامات دشمنان قسم خورده اين نظام زيانبار تر است مدير كل ما سو استفاده كرد اين مهم نيست مهم اين است كه به صدها كارمند ياد داد چگونه سواستفاده كنند نشان داد كه چگونه با كلاه شرعي حرام را با نيت حلال بخورند نشان داد چگونه با ظاهري مذهبي مي شوده سر همه كس وهمه چيز كلاه گذاشت قبل از ايشان يك مدير فاسد بلفعل وجود داشت اما بعد از ايشان صدها مدير متخلف بلفعل وبلقوه داريم كه به آن مدير اقتدا مي كنند . با تشكر .
111059 | ناشناس   |2009-03-29 11:35:05|IRAN - []
با سلام
خواهشمند است كليه تلاش خود را براي تغيير آرم تشكلي كه چهره امام را در آرم خود قرار داده بكار بريد (مقام و مرتبه ايشان بسيار بالاتر از اين است و ........)
111079 | ناشناس   |2009-03-29 12:20:16|IRAN - []
عدالتخواهی و اصلاح قوانین جزا کار مجلس است که متاسفانه مجلس بیشتر دنبال بازیهای سیاسی و دخالت در امور سایر قواست تا فکر مشکلات مردم
111113 | اميرحسين   |2009-03-29 13:58:16|IRAN - []
مهمترين كاري كه دانشجويان انجام داده اند رساندن نداي كمك خواهي يك انسان مسلمان است.بنظر بنده آن قاضي اي كه حكم زندان اين شخص را صادر كرده بايستي مستندات قانوني كه بر اساس آن حكم صادر كرده را ارائه دهد تا آنوقت مشخص شود زواياي پنهان اين قضيه چه بوده.آيا دستگاه قضاء اشتباه كرده ؟.كاري كه دوستان دانشجو كرده اند اگر باعث شفاف سازي شود وسره را از ناسره مشخص كند آنوقت ميتوان گفت كاري كارستان صورت گرفته
111126 | فروزنده   |2009-03-29 14:26:43|IRAN - []
بابا بیکار شدید یه سری هم به بنیاد مستضعفان بزنید!
البته برخی وزارت خانه ها ومهمتر از همه شهرداری هم جای بدی نیست!
گمرک و نیروی انتظامی هم که دیگه تکراری شده. ولی خواهشا" به قوه قضائیه گیر ندید که واقعا کارشون درسته...
111206 | hossein  - http://iran66.blogfa.com/8801.aspx   |2009-03-29 20:44:40| - []
برای چی من این حرف ها رو می زنم چون رفتم ببینم این ها چی می گویند .من اگر قرار باشه خبرنگار باشم و کاریکاتوریست خود م بایدبرم دنبال خبر . از مصاحه من با رادیو 24سا عته تا رادیو 670و کانال یک شهرام همایون و خلاصه ایرانی یا خارجی . این سلطنت طلب ها دروغ می گویند مشتی عرق خور وزنا کار و پول پرست هستند .در مو مجاهدین خلق آنها مذهبی هستند اما روی کار باشند خطرناک هستند .صد ها هار آدم بیگناه رو یک شبه اعدام می کنند . کمونیست ها و حزب کمونیست ایران هنوز نقطه منفی من از این هاندیدم اما از کمونیست شوروی و چین و کوبا چرا . توده ای ها پول بده برات ملق می زنند و نوکر انگلیس هستند . تعجب اینجاست اکثرا تو خارج می گویند ایران جای خوبیه و پاسپورت دارند و می رند ایران و تعریف می کنند .من نرفتم و در مورد این قسمت چون ندیدم نظری نمیدم .خبرنگار راستگو
111384 | ناشناس  - مشتاقي نيا   |2009-03-30 22:12:16|IRAN - []
دادگاه ويژه روحانيت متاسفانه درديدبسياري از طلاب جايگاه خودراازدست داده است به خصوص بعداز اين ماجراويابرخوردبابرخي فضلاي معترض درسخنراني آقاي هاشمي ونيزاهمال درمقابل پايمال شدن حقوق بسياري ازطلاب توسط شركتهاي مضاربه اي بامديريت افرادروحاني نما يادش به خير دردولت سابق براي دفاع ازاين دادگاه چه حنجره اي پاره ميكرديم...ياذش بخير!
111405 | masood peyvandi   |2009-03-31 03:26:07| - []
واقعيت اين است باند حاكم بر دادگاه ويژه روحانيت وقوه قضاييه هيچ اعتقادى په مپارزه بافساد ندارند واندك قضات سالم را بيرون كرده اند وبهتر است دانشجويان اميد چنداني به اصلاح اين باند فاسد ريشه دار نداشته باشند.
مشارکت در بحث
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 

نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به
نظر دیگر بینندگان می رسد.
- نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران
منعکس نمی ‏شوند.
- با حروف فینگیلیش ننویسید و از کاربرد بیش از یک علامت تعجب یا سوال بپرهیزید.

کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."



(30 توصیه)