|
نقد عملكرد صداوسيما در حوادث اخیر |
|
|
کد مطلب: 50426, P.View: 8093
|
|
محمدحسن حائری شیرازی
|
|
۰۸ مرداد ۱۳۸۸ |
|
مطلب را با اين سؤال اساسي شروع ميكنم «گران شدن سيبزميني مهمتر است و يا گرفته شدن جان و امنيت شهروندان»
اين سؤال مهمي است كه مسئولين صدا و سيما بايد به آن پاسخ دهند در اين زمينه چند نكته حائز اهميت است:
1- صدا و سيما از اموال عمومي است و متعلق به شهروندان همين مرز و بوم پس بايد در خدمت همين مردم باشد. انحراف اين دستگاه از منافع عمومي نوعي تصرف غاصبانه در اموال عمومي است و «گرفتن مال مردم از مردم»
2- صدا و سيما در صورتي كه در خدمت مردم باشد و مردم آن را زبان گوياي خود در مشكلات ببينند ميتواند گامهاي موثري در جهت انباشت نيروي اجتماعي براي اصلاح كارگزاران نظام بردارد و اين قابليت منحصر به فرد تنها در صورتي به فعليت ميرسد كه با تدبير مسئولين امر توانسته باشد اعتماد بينندگان خود را جلب كند تا با پشتوانهي همين مردم مسئولين را از خطا و لغزش باز دارد. از همين روست كه رسانه را پس از آزادي عدالت و قانون ركن چهارم دموكراسي دانستهاند.
3-در جريان اتفاقات روي داده در پاره ای بازداشتگاهها برخي مسئولين پا را از گليم خود درازتر كردند و به حقوق مردم تعدي شد. وظيفه رسانهي ملي آن بود كه به دفاع از حريم کسانی که در حق آنها جفا شده بر ميخواست و با تهيه گزارش از خانوادههاي بيپناه مسئولين را به پاسخگويي واميداشت. به يقين اگر معدود افرادی كه جان دستگیرشدگانشان را ملعبهي خود ساخته بودند خود را ملزم به دفاع از رفتار شنيع خود ميديدند چنين بيپروا به جان و عزيزان برخی از دستگیرشدگان تعدي نميكردند. و مگر صداي رساي خداوند را نشنيدند كه: « و لا تلبسوا الحق بالباطل و تكتموا الحق و انتم تعلمون» «حق را به باطل مپوشانيد تا حقيقت را پنهان سازيد حال آنكه به حقانيت آن واقفيد.
چرا حتي يك مقام مسئول پس از اين آبروريزي بر خود لازم نديد كه به واسطهي رخ دادن اين امر در مجموع تحت رياستاش استعفا دهد. چرا مجرمين خود را در حريم امن ميبينند اينها سوالاتي است كه مسئولين صدا و سيما بايد به آن پاسخ دهد.
هنوز هم دير نشده و تا خشك شدن ريشهي فساد راه طولاني است كه به مدد رسانهي ملي ميتواند قابل دسترس باشد.
رسانه ملي با تجديد نظر در آنچه تاكنون كرده ميتواند به بازسازي اعتماد مردم بپردازد و با رديابي بازداشتگاه كهريزك و امثال آن طراحان و عوامل اصلي ماجرا كه اين چنين هزينه سنگين بياعتمادي را بر نظام تحميل كردند به مردم معرفي نمايد.
4- نكتهِ مهم ديگر آن است كه چرا پارهاي اصولگرايان به بهانه دنبالهروي و اطاعت محض از ولي فقيه تا زماني كه ايشان وارد معركه نشوند ساكت ميمانند حال آنكه ولي فقيه در بسياري موارد پس از فضاسازي مومنين و سنگين شدن كفهي حق در قبال باطل بهتر ميتواند به اصلاح امور بپردازد. از مسلمات فقه شيعه در قبال اهل سنت است كه شيعه قائل به تخطئه است نه تصويب بدان معني كه احكام الهي با راي و نظر مجتهد كشف ميشود كه طبعاً گاه ميتواند خطا باشد و گاه صحيح در قبال برخي فرق اهل سنت كه راي و نظر مجتهد را مساوي انشا حكم الهي ميدانند.
در واقع اهل سنت مدعی اند هرآنچه مجتهد به عنوان رای الهی بدان دست یابد عین حکم خداست درحالی که در تشیع با اعمال روش صحیح، تلاش مجتهد برای کشف حکم الهی 'حجت' است گرچه ممکن است خطا باشد.
و چنين فقه فربه و پيشروي است كه ميتواند به مدد آزادي انديشه و تشويق نقد، به حركت رو به كمال جامعه كمك نمايد.
و در آخر مسئولين صدا و سيما را به پيروي از اين كلام مولايمان اميرمومنان ميخوانم كه الذليل عندي عزيز حتي اخذ الحق له و القوي عندي ضعيف حتي اخذ الحق منه
ناتوان و ستمديده پيش من ارجمند و عزيز است تا آنگاه كه حق او را بگيرم و نيرومند و ستمگر در نزد من ناتوان است تا هنگامي كه حق ستمديده را از او بستانم.
|