|
توضيح بخش تحليلي الف: با فرونشستن گردو غبار و به تعبيري دود و آتش حوادث بعد از انتخابات و پايان جو هيجان و احساسات ايجاد شده بعد از 22خرداد، به تدريج امكان بررسي و تحليل دقيقتر ريشهها و عوامل آن اتفاقات تلخ فراهم ميشود.
در اين ميان، دانشجويان برخي دانشگاههاي دولتي در تهران، اصفهان و شيراز كه شاهد ابعادي از اين فتنه بزرگ بوده اند با شروع سال جديد تحصيلي فرصت ميیابند به آنچه در هفته پاياني خرداد88 اتفاق افتاد بينديشند.
متن زير، خاطرات يكي از دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان از حوادث شوم بعد از ظهر 23خرداد در اين دانشگاه است. همان ساعاتي كه در خيابانهاي مركزي تهران نيز عده اي با هويت نامعلوم و مشكوك، چندين دستگاه اتوبوس، شعبه بانك، موتورسيكلت و تعداد بيشماري سطل زباله را به آتش كشيده و ناگهان جو پايتخت را شديدا ناامن كردند.
بخش تحليلي الف از دريافت و انعكاس خاطرات بينندگان محترم و مطالب مشابه اين متن، استقبال ميكند و آنرا براي يافتن ريشه هاي آشوبها و آسيب شناسي مديريت بحران ايجاد شده، ضروري و مفيد ميداند. البته يادداشتها و خاطراتي منعكس ميشوند كه اولا هويت نوسنده آن براي الف كاملا احراز شود و ثانيا نوشته ها و خاطرات به مداركي نظير عكس مستند باشند.
روايت يك شاهد عيني از آشوبهاي 23 خرداد دانشگاه اصفهان
ابتدا باید برای درک بهتر مطالب زیر در مورد موقعیت دانشگاه صنعتی اصفهان بگویم که دانشگاه ما در فاصله ی حدود 25 کیلومتر از شهر اصفهان واقع شده و به دلیل دور بودن از شهر، خود مانند یک شهرک می باشد. در این مکان خوابگاه های 2 و 3 و 5 (خوابگاه های پسران) در نزدیکی دانشکده کشاورزی و خوابگاه 9 و 10 (خوابگاه دختران لیسانس) در نزدیکی دانشکده منابع طبیعی و خوابگاه الغدیر در نزدیکی سالن آمفی تئاتر دانشگاه می باشد.
عصر روز شنبه 88.3.23 كه نتایج انتخابات اعلام شد، من در خوابگاه بودم و بهمراه دوستانم براي امتحان فردا آماده ميشديم. سلف دانشگاه بخاطر پیگیری های شورای صنفی در ایام امتحانات ماءالشعیر می داد. اتفاقات عجيب آن شب از همان سلف شروع شد چراكه برخلاف رويه مرسوم، بعضیها شیشه های ماءالشعیر را با خود بیرون می بردند....
حوالي ساعت 10 آن شب با دوستان مشغول ديدن سخنرانی آقای رئیسجمهور بوديم كه به تدريج سروصدايي غير عادي از محوطه خوابگاه ما بگوشمان رسيد. عده ای از درون اتاق ها و عده ای در پایین خوابگاه2 دانشگاه، شعارهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر دروغ گو سرداده بودند و به تدريج عده اي را از داخل ساختمان خوابگاه را با خود همراه كردند. من و دوستانم پایین آمدیم تا ببینیم چه خبر است. دقایقی بعد كساني كه پايين بودند، با پرتاب شیشه های ماءالشعیر، شیشه های خوابگاه 2 را شکستند و جمعیت دانشجویان را به پايين كشاندند. عده ای برای تماشا و عده ای برای شعار دادن و تخلیه خود می آمدند. در این حین بود که ناگهان یک یخچال از طبقه 4 خوابگاه به پایین پرتاب شد و با صدايي مهيب، جو هيجاني موجود را چند برابر کرد. در ادامه تعدادی مانیتور نیز به پایین پرتاب شد. معلوم بود كه اين حركتها با برنامه ریزی قبلی و براي تحريك بچه ها و تزريق هيجان به گروه جمع شده انجام مي شد.
به تدريج جمعیت زیادتر شد و عده ای، تجمع کنندگان را بسمت ساختمان مرکزی دانشگاه (محل اتاق ریاست و ساختمان اداری دانشگاه) فراخواندند و جمعیت با سردادن شعار به سمت ساختمان مرکزی روانه شد. با رسیدن جمعیت به ساختمان مرکزی، تعدادی آجر به شیشه سکوریت های ساختمان پرتاب شد و همه آنها پودر شدند. الان دیگر راه ورود به ساختمان باز شده بود هر چند که ورودی های اصلی ساختمان مانند همیشه بسته بودند.
یکی از ورودی های ساختمان مرکزی
گروهی جمعیت را دوباره به سمت اداره آموزش حرکت دادند. ظاهرا آنجا شیشه سکوریت نداشت و حفاظ پنجره ها آهنی بود. جمعیت مایوس به سمت سلف دانشگاه حرکت کرد. بعد از شكستن شیشه سکوریتها و پنجره های سلف و تریای سلف، جمعیت شعارگويان به سمت خوابگاه دختران حرکت کرد.
سلف مرکزی دانشگاه
فکر نمی کردیم خوابگاه دختران مثل پسران شلوغ شده باشد ولی مثل اینکه آنجا هم عدهای با ايجاد سروصدا و شكستن شيشه ها، دخترها را هم هيجان زده كرده بودند. با رسیدن جمعيت به حصار خوابگاه دختران، ابتدا اتاق انتظامات ورودی خوابگاه تصرف و منهدم شد و هرکسی از لج انتظامات هم که بود یک سطل آشغالی چیزی پرتاب می کرد به اتاق. ماشین هایی که پلاک دولتی بودند واژگون و شیشه های آنها هم شکسته می شد در آن زمان هنوز آتش زنه در اختيار جمع نبود چون این ماشین آتش نگرفت ولي بعد از مدتي آتش زنهها هم رسيد. معترضان به نتیجه انتخابات، قفل حصار ورودی خوابگاه خواهران را شکستند و تعدادی به داخل رفتند. تعدادي از دخترها هم از داخل شیشه های اتاق ها را می شکستند و به بیرون خوابگاه جمع مي-شدند. اوضاع شلوغ و به شدت احساسي بود. عده اي شعارهای تند میدادند. برخي هم به دختران خط می دادند که این کار را بکن و اینکار را نکن. بعضي ها هم از فرصت استفاده كرده و با دخترهایی که پایین آمده بودند بگو بخند راه انداخته بودند.
هسته اصلي اعتراض حدود 15 نفر بود اما همين عده با ايجاد هيجان و تحريك احساسات، تعدادي از دانشجويان را با خود همراه كردند. بقيه هم براي تماشا جمع شده بودند. شدت هيجان ايجاد شده، جوي درست كرده بود كه هيچ كس جرات نداشت به آن حركتهاي آشوبگرانه و شعارهاي تند اعتراض كند.
مدتي بعد، تعدادی از پسرها مقوا و چوب پیدا کردند و آتش زدند و دخترها را به همراهی فراخواندند. خوشبختانه دخترها 50 متر بيشتر جلوتر نیامدند و بعد از مدتی شعر ای ایران و یار دبستانی خواندن و رقصیدن و کف زدن؛ به اتاق هایشان برگشتند. البته تلاش ماموران انتظامات و سرپرست خوابگاه خواهران هم در بازگشت آنها به اتاقهايشان موثربود. يادآوري ميكنم شبها ساعت 10 درخوابگاه خواهران بسته ميشود و آن شب به دليل هجوم و شكستن در خوابگاه، دخترها استثنا" بعد از 10شب، به بيرون از محوطه آمده بودند كه البته هسته معترضين نتوانست دخترها را را خود همراه كند. به ناچار جمعيت راه ديگري را در پيش گرفت.
گروه معترض با سردادن شعار "موسوی - موسوی رای من را پس بگیر" به سمت نقلیه رفتند فقط یک اتوبوس در نقلیه بود. هسته اصلي معترضين با هل دادن اتوبوس به سمت سلف مرکزی قصد داشتند آنرا به سلف بزنند. تعدادی از اساتید نیز از کوی اساتید بیرون آمده بودند و عوض نصیحت و جلوگیری از دانشجویان، آنها را تماشا مي كردند. البته همانطور كه گفتم جو تند و احساسي آن لحظات، امكاني براي حرف و نصيحت باقي نميگذاشت. خوشبختانه یا متاسفانه اتوبوس به جدول های کنار خیابان گیر کرد و دیگر حرکت نکرد.
نکته جالب اینکه از بعد از بازگشت از خوابگاه دختران، تعدادی از معترضين، چهره های خود را پوشاندند گويي براي كار بزرگتري آماده ميشدند. با اينحال تعدادی از آنها را میشد شناخت. برخي هم كه براي اين كار از قبل پارچه نياورده بودند، از پرده اتوبوس براي پوشاندن چهره های خود استفاده ميكردند. چند نفر صندلی هاي اتوبوس بينوا را آتش زدند و 2 نفر هم قصد داشتند با آتش زدن باك اتوبوس، آنرا منفجر کنند که تعدادی از بچه هاي بسیج به آنها گفتند که این اگر آتش بگیره که خودتونم نابود میشین و آن دو نفر دست کشیدند. خوشبختانه اتوبوس بنزینی نبود و گازوئیل سوز بود وگرنه.....
بعد از دور شدن جمعيت، تعدادي از دانشجوها اتوبوس را خاموش کردند.
در همان زمان تعدادي از دانشجویان خوابگاه بالا به سمت سالن آمفی تئاتر حرکت کردند و در خوابگاه الغدیر هم پس از نابودی اتاق انتظامات و شکستن شیشه های خوابگاه به سمت آمفی تئاتر آمدند. در اين زمان تعداد اغتشاشگران به حدود 100 نفر میرسید. البته جمعیت بیشتر بود عده ای برای تماشا آمده بودند و با معترضين همراهي نميكردند.
اغتشاشگران با شکستن شیشه های پنجره آمفی تئاتر به داخل آن رفتند و خيلي زود پرده آمفی تئاتر را آتش زدند که به سرعت سوخت و آتش به نقاط ديگر ساختمان آن هم سرایت کرد.

بیرون آمفی تئاتر دانشگاه

داخل آمفی تئاتر دانشگاه

سن آمفی تئانر دانشگاه

سن آمفی تئاتر از نمایی دیگر

سالن انتظار ورودی آمفی تئاتر
تعدادی از دانشجوها و بخصوص اعضای بسیج شروع به خاموش کردن آتش کردند.
اغتشاشگران سپس دوباره به سمت ساختمان مرکزی رفتند و آنجا را به آتش كشيدند و اموال تعدادی از اتاق ها از جمله اتاق حراست، انتظامات و ریاست را نابود کردند. تعداد زیادی مانیتور و کامپیوتر را شکستند و 3 خودرو دانشگاه را هم واژگون کردند.
پس از آتش زدن خودرو ها، جمعیت اغتشاشگر به سمت تالارها شتافت و با شکستن تمام صندلی های تالارهای 1 تا 7 (حدود 800 صندلی)، عملا امتحانات فردا را لغو کرده و با آتش زدن تالار 8 که در آن مراسم دانشگاه مانند سخنرانی های سیاسی یا فرهنگی و بعضی جشن های کوچک برگزار میشد، برنامه شان را دنبال کردند. جالب اینجا بود که قبل از آتش زدن تالار8 پیانویی را که متعلق به اموال دانشگاه و دراختيار کانون موسیقی بود، از ساختمان خارج کردند.
همانجا یکی از بچه هاي بسیج که در حال خاموش کردن آتش بود، دچار سوختگی شدیدی شد.
بعد از تالارها، اغتشاشگران به سمت مجتمع کلاس ها رفتند تا آخرین مکان برگزاری امتحان را نیز نابود کنند. ساعتي بعد با شکستن صندلی تمام کلاس ها و نابود کردن سالن مجتمع هدف انجام شده بود.

مجتمع کلاسها
ساعت 1:15 بامداد بود. اهداف بعدی آشوبگران می توانست کتابخانه مرکزی و دانشکده هاي شیمی و نساجی باشد. چون این دو دانشکده دارای بسیاری مواد آتش زا و باقابلیت انفجار بود. جمعيت پس از مجتمع کلاسها دو دسته شد عده اي به سمت دانشکده برق رفته و تعدادی هم به سمت دانشکده شیمی رهسپار شدند.
در این زمان، یگان ویژه نیروی انتظامی وارد دانشگاه شد و دانشجویان با مشاهده آنها به سمت خوابگاه و جنگل دانشگاه فرار کردند.
ماموران نیروی انتظامی در نزدیکی خوابگاه مستقر شد و با زدن باتوم به حفاظ های خود سعی در آرام کردن جو و ترساندن اغتشاشگران داشتند. متاسفانه تعدادی از دانشجویان با دادن فحش های ناموسي به سربازان و ریختن آب جوش از طبقات بالا برسر آنها باعث شدند که چند سرباز به سمت ورودی خوابگاه 2 حرکت کنند. تعدادی از اغتشاشگران با زرنگی هرچه تمام یکی از سرباز ها را گرفته و به داخل آوردند. ابتدا کلاه او را برداشته و با آجر سر او را شکستند. بعد به قول خودشان برای زهر چشم گرفتن از بقیه سربازها گلوی سرباز بيچاره را با شیشه نوشابه کمی بریدند. یکی از آنها فریاد میزد بکش! بکش! که طرف مقابل شیشه را انداخت و گفت من آدمکش نیستم همین قدر بسه!
با این اقدام، نیروی انتظامی وارد خوابگاه شد. به هنگام ورود تعدادی از اغتشاشگران در اتاقها مخفی شدند و بقیه هم از پنجره ها بیرون پریده و به سمت جنگل رفتند. (از طرف جنگل دانشجویان می توانستند از سمت امامزاده محمد واقع درکوه سید محمد که بعد از جنگل واقع شده بود فرار کنند.)
دانشجوهاي بيطرف و ناظر هم به مسجد میرفتند تا از محل خطر دور شوند. عده ای از دانشجویان دلسوز هم با هماهنگی حراست، دانشجویان را به سمت مسجد می آوردند.
متاسفانه تعدادي از سربازان در اشتباهی فاحش، درب اتاق ها را شکستند و با کتک زدن دانشجویان باقی مانده در خوابگاه که یا خواب بودند یا برای امتحان آماده می شدند، همه را بیرون از ساختمان منتقل کردند. بعضی از دانشجویان که نمی دانستند كف راهروی خوابگاه پر از شیشه است با پای برهنه بیرون آمده بودند و کف پای آنها زخمی شده بود.
تعدادی از اغتشاشگران در خوابگاه 5 هم با تحریک نیروی انتظامی و با انداختن چند کولر در راه پله های خوابگاه و آماده کردن تعدادی آجر و سنگ، قصد داشتند با نیروی انتظامی مقابله كنند.
.jpg)
خوشبختانه با وساطت یکی از روحانیون دانشگاه و هماهنگی مسئولان، سربازان وارد خوابگاه 5 نشدند و خود دانشجویان با اغتشاشگران شروع به برخورد کردند و آنها هم با دیدن این صحنه فرار کردند و به تدريج جو خوابگاه و دانشگاه آرام شد اما بوي سوختگي و آثار آشوبهاي وحشيانه بر در و ديوار دانشگاه و دل و قلب دانشجويان ماند.
جالب اینجا بود که کسانی که آن شب و قبل از شروع فاجعه در دانشگاه، دانشجویان را در خوابگاه ها تحریک می کردند، روز بعد هنگام ورود به دانشگاه دستگیر شدند. آنها هنگام دستگیری با مظلوم نمایی و اعتراض می گفتند: ما که اصلا در دانشگاه نبوده ایم. واقعیت هم داشت، زیرا آنها پس از تحریک دانشجویان هوادار آقای موسوی، دانشگاه را ترک کرده بودند.
امروز و در آغاز سال جديد تحصيلي، سازمان دهندگان آشوبهاي آن شب، آزادنه در ترم جديد ثبت نام كرده و در حال ادامه تحصیل در دانشگاه هستند ولي مسئولیت رفتار غیرقابل توجیه آنها به پای دانشجویان شریف این دانشگاه نوشته شده است.
خسارات وارده به اموال دانشگاه و دانشجويان در آن شب تلخ، بیش از 2.5 میلیارد تومان برآورد ميشود. البته خسارات روحی و روانی دانشجويان جبران پذیر نیست...
مرتبط:
پرداخت هزينه رفتار سياسي از جيب دانشجو ممنوع
|