|
تجمع سبزها در روز 13 آبان |
|
| کد مطلب: 56708, P.View: 7543
|
بخش تحلیلی الف
|
|
۱۸ آبان ۱۳۸۸ |
|
هفته گذشته مراسم رسمي روز مبارزه با استكبار جهاني با شكوه و استقبالي بينظير برگزار شد. در حاشيه اين راهپيمايي بزرگ، تجمع كمرنگ معترضين سبزپوش پس از هفتهها تبليغات پرحجم طرفداران داخلي و خارجي آقاي موسوي، قابل توجه بود.
درباره اين تجمع حاشيهاي و نحوه برخورد با آن ، تذكر چند نكته ضروري است:
1 – با وجودي كه استقبال معترضين از تجمع انحرافي 13 آبان بسيار محدود و كمتر از انتظار بود، اما نوع برخورد با اين عده، سوال برانگيز است.
مشاهدات عيني و فيلمهاي موجود نشان ميدهد با وجود حضور گسترده نيروهاي رسمي ناجا در حاشيه تجمع معترضين، افراد موسوم به «لباس شخصي» ميدان دار برخورد با اين تجمع غيرقانوني، بودهاند.
هر چند تلاش تجمع كنندگان ميدان هفتم تير براي انحراف تجمع ضد آمريكايي مقابل لانه جاسوسي، خدمت به آمريكا و اسرائيل و نوعي خيانت ملی محسوب ميشود، اما برخورد با خائنان نيز بايد در چارچوب قانون باشد. ضرب و شتم معترضان توسط افرادي كه هویت و حوزه مسووليتشان مشخص نيست آن هم در حضور نيروهاي رسمي انتظامي، سوال برانگيز و غيرقابل قبول است. نيروهاي موسوم به لباس شخصي تاكنون حداقل دوبار با حمله وحشيانه به كوي دانشگاه، فاجعه آفريدهاند. تعلل ناجا در برابر اين عده و رفتارهایشان، غيرقابل قبول است.
2 – مشاهدات عيني و فيلمهاي موجود نشان ميدهد در تجمع سبزها در روز 13 آبان و تجمع قبلي آنها در روز قدس، اوباش سازمان يافته خود را در صف معترضان سبز قرار داده طرفين را به خشونت و فحاشي تحريك ميكنند. اين اراذل، وظيفه تزريق هيجان، آتش زدن سطل آشغالها، شكستن شيشه خودروها و مغازهها را به عهده دارند و فقط در جريان تجمعات غيرقانوني فرصت عرض اندام پيدا ميكنند. هرقدر دامنه هیجان و احساسات بیشتر باشد، قدرت مانور آنها هم بیشتر است. حمله اوباش به پادگان حاوی اسلحه در غروب 25 خرداد ماه در خیابان آزادی، نمونه ای از توانایی عمل اوباش در تجمعات شدیدا هیجان زده است.
اشتباه بزرگ در برخورد با تجمعات غيرقانوني، برخورد يكسان با اوباش و معترضين عادی است. وقتي برخورد خشن و «از دم» در دستور كار باشد و آن هم توسط نيروهاي غيررسمي انجام شود، بهترين فرصت براي فعاليت اراذل و اوباش سازمان يافته فراهم ميشود و معترضين معمولي و حتي رهگذران بيطرف نيز ممكن است حركات اوباش را تاييد و با آنها همدردي كنند. در واقع در تجمعات غيرقانوني، كار مديريت بحران بايد آرام و منطقي كردن فضا، شناسايي اوباش و تحريك كنندگان، دعوت از جمع معترض به محلي مشخص، استماع نظرات آنها و تلاش براي اقناع آنها يا پيگيري مطالباتشان باشد.
كاري كه نيروي انتظامي نشان داده توان انجام آن را دارد اما گاهي به اشتباه، روش ديگري برگزيده مي¬شود.
3 – با كم شدن استقبال از تجمعات خياباني و ناتواني تندروهاي جنبش سبز در ايجاد اغتشاش در ورزشگاهها و دانشگاهها، به نظر می رسد آقاي موسوي در موقعیتی بلاتکلیف گرفتار شده است. به ويژه آنكه، كنترل معترضان خياباني بيشتر به دست تلويزيونهاي ماهوارهاي وابسته به دولت آمريكا و انگلستان افتاده است و در اين شرايط، دعوت آقاي موسوي به تند كردن فضا، ايشان را به رجوي و پهلوي و عوامل سيا شبيه ميكند.
هر چند شايد خيلي دير شده باشد اما بازگشت آقاي موسوي به مسير قانون، غيرممكن نيست. اين بازگشت براي ايشان شايد خيلي پر هزينه باشد اما از وضعيت بلا تكليفي فعلي قطعا بهتر است.
اگر آقاي موسوي از همان 23خرداد در مسير قانون حركت ميكرد و بجاي دعوت هوادارانش به اردوكشي خياباني، از مسير قانوني اعتراضش را پي ميگرفت، چه بسا امروز قوانين انتخابات و احزاب اصلاح شده بود و حزبي قوي مخالف دولت در كشور وجود داشت كه لوايح دولت را نقد ميكرد و راهحل هاي پيشنهادي خود را ارايه ميداد. اكنون بازگشت آقاي موسوي به مسير قانون و رسيدن به اين مرحله هر چند براي ايشان دشوار و پرهزينه است ، اما اين مسير را نبايد براي ايشان بسته تلقي كرد.
در اين ميان چهرههاي اصلاح طلب که در جریان آشوبهای پس از انتخابات و هیجانی شدن فضا، خود را از صف اغتشاشگران کنار کشیدند، امروز جايشان در صحنه سياسي كشور خالي است و نبايد ظرفيت فكري و تجربی آنها بلا استفاده بماند.
تحولات چند ماه اخير، درسها و تجربيات بزرگي براي همه نقش آفرينان صحنه سياسي ايران داشت. شايد مهمتر از همه آنكه، اصلاح گري و اصلاح طلبي ، فقط از مسير قانون ميتواند موفق شود.
|
|