Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to الف
 

 

صفحه اصلی     معرفی     WAP      پیوندهای الف    آرشیو     ارسال مطلب

تبلیغات



  کد مطلب: 59738, P.View: 3903
ايجاد بصيرت عمومي چاپ ارسال به رفقا
سيد محمد رضا اصنافی   
۲۸ آذر ۱۳۸۸
اتفاقات اخیر کشور و تاکیدات به حق مقام معظم رهبری در لزوم ایجاد بصیرت بخصوص بصیرت در دوران فتنه  ضرورت ایجاد بصیرت یا به عبارتی ساده تیز بینی سیاسی  را اثبات می کند.قطعا در حوادث و طوفان های سیاسی نقش خواص و لزوم بصیرت خواص بیشتر نمود می کند اما آنچه نباید از آن غافل ماند بصیرت در جامعه و عموم مردم است. ضرورت ایجاد بصیرت عمومی از آنجا بیشتر نمود پیدا می کند که وقایع اخیر نشان داد که حوادث آنچنان اتفاق می افتد که عده ای از خواص با سابقه هم نیازمند توصیه رهبری به بصیرت می شوند  چه رسد به عموم جامعه.

 آنچه مشخص است بصیرت یک شبه و با یک سخنرانی و برنامه تلوزیونی ایجاد نمی شود بصیرت یک نیاز یک روزه و در یک دوران خواص نیست بصیرت توانایی تیز بینی و کشف حقیقت در میان انبوده حق و باطل هاست.بصیرت یک هنر است یک فن است که فرد در دوران غبار آلود شدن فضا نه تنها بتواند حق را از باطل بشناسد بلکه باطلی را که حق را به خود ممزوج کرده در فضایی غبار آلود درک کند.اگر امروز عده ای هنوز با همه قانون شکنی ها و حرمت شکنی ها هنوز زبانشان دراز است و هنوز اندک مخاطبی دارند به سبب فرصتی است که از اشتباهات خودی ها به انها داده شد و حقی را به باطل خود اضافه کردند تا نا حق را حق جلوه کنند.

جامعه منبع های بسیاری برای دریافت های سیاسی خود دارد که شاید مهم ترین آنها رسانه ها و محیط های علمی و دانشگاهی باشد بنابراین این دو منبع اطلاعات سیاسی عمومی بهترین و با صرفه ترین راه برای ایجاد بصیرت عمومی است.حال پرسش این است که چگونه ؟

همانطور که در فوق گفته شد بصیرت یک قرص نیست که با مصرف اش بصیرت ایجاد شود بصیرت و تیز بینی سیاسی یک فن است و این فن قطعا مانند دیگر فنون در تمرین ایجاد می شود.حال باید دید در این دو منبع اطلاعاتی ذکر شده(رسانه و دانشگاه) چگونه می توان با تمرین مخاطب به او هنر بصیرت و تیز بینی سیاسی  و دریافت حقیقت آموخت.

رسانه:

به عقیده نگارنده بصیرت با نشان دادن حق و تبلیغ برای حق و نشان دادن باطل و تاکید بار بطلان آن ایجاد نمی شود.امری که امروز در رسانه ملی به وفور رویت می شود.رسانه اگر سعی کند که با وضوح و تکرار حق و باطل را به مخاطب القا کند دچاریکی از این دو بازخورد منفی خواهد شد.اول اینکه ممکن است در مخاطب این حس ایجاد شود که قرار است فکری خاص به اول  تحمیل شود و نا خود آگاه  در مقابل ان موضع می گیرد و شاید موضعی مخالف با نظر ارائه شده در رسانه بگیرد.که این نه تنها کمکی به ایجاد بصیرت عمومی نمی کند بلکه  در جهت منافع  غیر حق عمل خواهد کرد.

اما بازخود منفی دوم:

 بر فرض تاثیر گذاری رسانه در القای و تثبیت حق در ذهن مخاطب, او را دچار باز خوردی منفی می کند که به ابتکار نگارنده "تنبلی در حقیقت یابی" نام می گیرد.یعنی مخاطب همیشه حق را واضح ,روشن و همیشه محق می بیند و در مقابل از باطل چهره ای به وضوح سیاه و منفی در ذهن دارد و ذهن او هیچ تلاشی برای دریافت حقیقت نکرده.نتیجه این باز خورد منفی در دو جایگاه نمود پیدا می کند یکی در مواجه شدن با تبلیغات و رسانه های جهانی (با رویکری خاص) و دیگری در زمان فتنه.

فردی را فرض کنید که با حسن اعتماد به تنها منبع اطلاعاتی خود یعنی رسانه ملی از  مخالفین جمهوری اسلامی چهره ای خاص(لحنی خالی از هر نوع منطق ظاهری و زورگویانه) در ذهن دارد حال او به هر دلیلی در معرض رسانه ای دیگر قرار می گیرد و با گفتار رنگ و لعاب کشیده ی آنها مواجه می شود.صحبت های زیبای اوباما را می شنود محکومیت حمله به مساجد از طرف نتانیاهو را می بیند , استدلال های کارشناسانشان را در مسئله هسته ای می شنود تصاویر برخورد پلیس در اتفاقات اخیر را می بیند و ... حال به نظر شما او توانایی تحلیل درست اینها را خواهد داشت ؟

آری ایجاد محدودیت رسانه در عدم ارائه دلایل و نظرات(هر چند غلط و باطل)مخالف حاکمیت, مخاطب را دچار این "تنبلی در حقیقت یابی" می کند و او دیگر هنر تیز بینی عمار گونه را ندارد زیرا ذهن او با ارائه یکسویه  اطلاعات عادت کرده و ذهنش تمرینی برای یافتن حقیقت نکرده.

جایگاه دوم دوران فتنه است که این "تنبلی حقیقت یابی"ناشی از عدم تمرین نمود پیدا میکند.وقتی فضا غبار آلود شد و حق و باطل در هم تنیده شد و باطل کمی از حق را برداشت و زیر بیرق حق برای ناحق سینه زد  توانایی و هنر کشف حق را ندارد.او هیچ گاه حرف های زیبا یا به تعبیر رهبری عزیر روکش ظریف کشیده شده بر پنجه اهنین را ندیده و نشنیده و با موجی از شخصیت های تمام سفید یا تمام سیاه مواجه بوده و حال که موقع امتحان است و حق و باطل  برایش عرضه شده, توانایی جدا کردن حق را ندارد.

 اگر رسانه در زمان غیر فتنه با پرهیز از القای مطلبی خاص(حتی حق) و با ارائه مساوی و بی طرفانه استدلال ها و منطق ها فضایی تمرین بصیرت را ایجاد کند حق به خودی خود پیروز است و در دوران فتنه نیز با بصیرت ایجاد شده نمایان خواهد بود.

دردانشگاه هم قصه همین است اگر مسئولین دانشگاه خلاف رویه گذشته عمل کنند و انتظار رهبری در ایجاد کرسی های آزاد اندیشی  برآوره کنند حق به خودی خود پیروز است.

جلوگیری از حضور سران منتقد در دانشگاه (مانند آنچه برای آقای آرمین در شیراز رخ داد) جز تحمیل هزینه به جریان مدافع نظام و رهبری در دانشگاه نتیجه ای ندارد.تفکر انقلاب و بسیج خود آنچنان محکم و قابل دفاع و ارائه است که برای دفاع از آن نیازی به نیرو های کمکی نیست.این اقدامات سلبی در دانشگاه و رسانه جز ایجاد شائبه ناتوانی در اثبات حق نتیجه ای برای  نظام ندارد.

 میدان تفکر و استدلال بی شباهت به میدان فوتبال نیست آرمانهایی نظام , امام و رهبری آنچنان توانایی در اثبات تفکر و اندیشه خود را دارد که نیازی به یار داوزدهم و سیزدهم ندارد!


 
اظهار نظر
مشارکت در بحث
262136 | علي   |2009-12-19 11:23:42|IRAN - [moderator14]
پيش از انتخابات دولت به منتقدين اجازه حضور در دانشگاه داد و به روساي دانشگاهها دستور همكاري داد

اين دستور بايد در مورد بعد از انتخابات نيز تداوم مي يافت و حضور منتقدين در دانشگاه و نقد دولت به نفع دولت است.

البته در دانشگاه نيز اين ظرفيت بايد پيش بيايد كه بعد از شنيدن نقد نيازي به شكستن شيشه و هوار كشيدن نيست
به نظر مي رسد عدم حضور منتقدين با رفتار جمعيتهاي سبز در ارتباط مستقيم است.

در واقع همانگونه كه عدم حضور منتقدين به ضرر نظام است رفتارهاي خارج از اصول نقادي نيز در بلند مدت به ضرر جنبش سبز است

جنبش سبز بايد با بازگشت به رفتار دمكراتيك مانع ريزش نيروهاي خود شود و با برنامه ريزي به دنبال يافتن جاي پايي مستحكم در مناسبات قدرت باشد

شكستن شيشه و آتش زدن نگاهها را جلب مي كند اما جاي پايي مستحكمتر از صندوق راي نيست.

البته سبزها اكنون در اقليت هستند اما گرفتن شوراها براي آنها امكان پذير است و اگر انها در شوراها خود را اثبات كنند مي توانند وزن آراي خود را افزايش دهند
262213 | س   |2009-12-19 14:37:39|IRAN - [moderator14]
جمعیت سبز وقتی شیشه ها رو میشکستن و در برنامه دانشجویان دیگر اخلال ایجاد می کردند باید فکر اینجایش را هم می کردند که با عدم کنترل بر رفتارهای طیف افراطی، فرصت اعتراضات مسالمت آمیز را هم از دست می دهند.
262139 | ناشناس   |2009-12-19 11:28:26|IRAN - [moderator14]
حرف های قشنگی بود، اما با واقعیت فعلی 180 درجه متفاوت هست. اصولا کسانی که خود را وحی منزل میدانن نیاز به شنیدن سخن منتقد ندارند از این رو است که سخن محسن آرمین ضد امنیت تلقی میشود.
از این روست که رسانه ملی به رسانه میلی تغییر پیدا کرده و از فردای انتخابات ماهیت واقعی خود را به نمایش میگذارد.
262211 | رضا   |2009-12-19 14:35:03|IRAN - [moderator14]
... واز این روست که موسوی هیچ بخشی از قانون را و اصولا هیچ کس را جز خودش قبول ندارد. از این رو است که شعار قانون مداری سر می دهد و خود را پیرو راه امام می داند ولی از فردای انتخابات ماهیت واقعی خود را به نمایش می گذارد.
262243 | محسن   |2009-12-19 15:35:01| - [reg889162]
اتفاقا به نظر من دقیقا تک صدایی در اینترنت جریان داره اونم به خاطر عدم شناخت مناسب از این فضا از آدم هایی که باید در این عرصه کار کنند...
چقدر باید انسان حسرت بخوره ،گریه کنه که جوون ها انقدر بی دفاع در مقابل حملات ضد دینی قرار دارند این نشانه یکی از ضعف های حوزه است...
من خودم بارها در همین فضا سایت های ضد دینی دیدم و تا جایی که تونستم کار کردم علیهشون ولی من یه نفرم و نفوذ زیادی ندارم اگر این جریانات حق بود فطرت انسان قبول می کرد ناراحتی من اینه که چرا فقط این صداها در اینترنت باشه به راحتی خیلی از این شبهات جواب داره ولی صدای جواب در حد بسیار بسیار ضعیفه ما باید کاری کنیم که صداها با هم برابر بشه و از انتخاب جوون ها نترسیم جوون ها باید صداها رو بشنوند و انتخاب کنند همین و چون فطرتی که خدا قرار داده خدا جوست پس ما هیچ وقت نگران نیستیم...
البته این یه مثال بود و دامن شما از این صحبت ها بری است چون شما هم مسلمان معتقد هستید.
من نگرانم که فضاهای دانشگاه ها به سمت منطق نمیره چرا مناظراتی که در دانشگاه ها برگزار میشه تبدیل به استادیوم میشه چرا عده ای همیشه شلوغ کاری می کنند این چیزی نیست که قابل انکار باشه همه ما دانشجوها دیدیم شاید این مورد قبول دو طرف هم نباشه ولی عزیز من بدون عده ای نمی خواهند که صداها منعکس بشه....
مگه همین رهبر نگفت که کرسی ها آزاد اندیشی باید برگزار بشه این یعنی حتی یک ملحد بیاد با یه مسلم مناظره بکنه و یا دو فرد سیاسی با هم بحث کنند ولی آیا واقعا جریان جاری در دانشگاه ها به این مسئله کمک می کنه...
در تمام مناظرات تنها کاری که نمیشه شنیدن صدای مخالفه مگه ما خودمون این مهمان هارو دعوت نمی کنیم چرا فقط دنبال تایید نظرات خومون هستیم.
در اینترنت هم حتما همه قبول دارند که صدای جریان سبز قوی تره و اونم شاید به خاطر بافت جمعیتی طرفدار ها باشه...
من خیلی خوشحالم و ناراحت نیستم چون نشون میده که این جریان زرنگه باهوشه و فرصت ها رو میشناسه چرا توهین کنم ولی حرف من این که جلوی این جریان ،جریان مقابلی که خوب بلد باشه دفاع از نظام کنه در این شرایط وجود نداره...
من دنبال صدایی از جریان مخالف سبز هم هستم من نمی گم نظر من حقه نه من و امثال من هم اشتباه داریم ولی شما هم نباید نگران شنیدن صدایی از این طرف هم از جانب طرفدار هاتون باشید...
چرا ما روی هم اسم می گذاریم مگر جز این که می خواهیم طرفدارهامون رو نسبت به شنیدن حرفهای مخالف بیمه کنیم از هر دو جناح....
من به نظر شما احترام می گذارم من و رهبرم به خاطر خود شما دوست داریم جریان مقابل هم راه بیفته اگر شما حق هستید نباید نگران صحبت های من و امثال من باشید ما هم صدایی مثل شما قضاوت با خوانندگان...
من از رهبرم یاد گرفتم اگر میخواهی با کسی صحبت کنی و ارشاد کنی عصبانیش نکن توهین نکن اگه عکس منو آتیش زدن مراقب باش توهین نکن...
چون کسی که عصبانی باشه منطق گوش نمیده
شاید من تو دلم ناراحت می شم و دلم خون میشه ولی من خیلی از جوون ها رو مقصر نمی دونم این افراد نتیجه تک صدایی ما هستند نشانه ضعف ما در عمل هستند ما هم باید حرف بزنیم تا خودشون انتخاب کنند...
شما مطمئن باش این جریان حاضر تمام حق جاری نیست و من این رو شاید در مناظره با 200-300 نفر امتحان کردم همه حق طلبند حتی اگر به ظاهر اول معتقد به جریان روبرو نباشند ولی در صحبت های فردی و بررسی مناسب در جریان شاید نظر خیلی ها عوض شد...
بازم میگم من نمی گم نظر امثال من حق کامله ولی شما باید نظرهای مقابل رو هم بشنوی شاید نظرت عوض شد همین....
پس لطفا پیش داوری نکن و انگ نزن همه اینطور نیستند
262141 | امیر   |2009-12-19 11:29:42|IRAN - [moderator14]
رئیس دولت که جرات ظاهر شدن در محافل علمی و دانشگاهی را ندارند . طرفدارانش هم که هو می شوند . آقای موسوی و کروبی و خاتمی هم که اگر اجازه دهند به دانشگاه بیایند جمعیت میلیونی به استقبالشون میرن و شورای امنیت ملی صد درصد این اجازه را نمیدهد . طرفدارانشان نیز که در زندان هستند . پس منظور شما از سران مخالف دولت اشخاصی مانند آقای رضایی و توکلی است ؟
262208 | علی   |2009-12-19 14:31:10|IRAN - [moderator14]
مسئله همین جاست که تا وقتی شما که در محافل علمی و دانشگاهی هستید راهی بجز هوکردن و آتش زدن عکس و فحش دادن و شیشه شکستن برای ابراز مخالفت خود بلد نیستید مسلما نتیجه ای جز افزایش کینه ها از حضور سیاسیون در فضای دانشگاه عاید دانشجویان نمی شود.
اقای موسوی هم با این جرم هایی که مرتکب شده توی هر کشور دیگه ای بود الان کم کم یا تبعید شده بود یا مجازات سنگینی براش بریده بودن. ضمنا جمعیت میلیونی تو دانشگاه جا نمیشن! 13آبان و 16آذر جمعیت میلیونی تون رو هم دیدیم.
راستی جمله معروف آقای "زنده باد مخالف من" که یادتان هست: چند نفرید که هو می کنید... بدهم بیرونتان کنند؟!
262222 | شیخ اشراق  - الکی خوش!   |2009-12-19 15:06:51| - [moderator14]
آقای امیر آقا خیلی دلش خوشه.اولا حضور میلیونی سبزی ها رو در 16 آذر 17 آذر دیدیم!دوما هیچ کسی بیخودی زندان نمیره البته اگه قبول داشته باشی که شما ها هم خدایی نکرده اشتباه می کنید.سوما این آقایون خیلی کوچک تر از اون هستند که شورای امینیت ملی از حضور هوادارانشون توی دانشگاه ها بترسند. چهارما مگه دکتر (: رهنورد در دانشگاه ها حضور ندارند پس چرا هیچ کس این خانم رو تحویل نمی گیره.پنجما اگر آقای رئیس جمهور در دانشگاه تا حالا نیومده علت سیاست بی منطقی و هوشیگرایانه جنبش سبز است. در جایی حرفی برای گفتن ندارید شروع به فحش دادن و تحقیر می کنید.در آخر هم سران فتنه خود وطن فروششه نه توکلی و رضایی
یاعلی
262246 | محسن   |2009-12-19 15:37:53| - [reg889162]
آفرین که افتخار می کنید هو می کنید مرد حسابی مگه دانشگاه استادیومه که هو میکنید و راضی هستید...
ولی من به جای شما خجالت می کشم که فضایی مثل دانشگاه محل فکر و بحثه تبدیل به استادیوم فوتبال شده دانشجوهامون که اینها هستند پس وای به حال مردم عادی...
در مورد جمعیت شما که هی میگید میلیونی هستید و این صحبتها شاعرهای قدیمی خوب گفتند:
مشک آن است که خوب ببوید نه آنکه عطار بگوید
262148 | مهدی  - مهدی   |2009-12-19 11:39:29|IRAN - [moderator14]
زمان پیامبر یک عده شلوغ می کردند تا صدای پیغمبر به گوش کسی نرسد به دوستان خودشان هم توصیه کرده بودند که اشیایی داخل گوش خود کنند تا صدای پیامبر را نشنوند یکی از آنها کمی این پنبه ( یا چیزی شبیه پنبه) را شل کرد و صدای پیامبر را شنید و مسلمان شد حالا حکایت منافقین جدید است که آنتن آنها فقط رسانه های بیگانه را قبول دارد و موقع سخنرانی دیگران جار وجنجال می کنندشاید این افراد در زندان مجبور شوند صدای مربیان خودشان را بشنوند اینطوری پس از معالجه روحی روانی به آغوش اجتماع باز می گردند
262186 | جان مهدی   |2009-12-19 13:20:10| - [moderator14]
پیغمبر کیه و منافق کیه بصیرت هم خوب چیزیه چشمان باید شستشو شود با رای شما موافق ام صدا و سیما باید اجازه دهد و این پنبه یا شبیهش شل کنه تا صدا حق را بشنوید و از منافقین و دروغگویان زمان فاصله بگیرید
262481 | پاسخ به جان مهدی  - پاسخ به جان مهدی   |2009-12-20 08:45:08|IRAN - [moderator7]
یعنی به حرف دلسوزان آمریکا و انگلیس گوش کنیم که خیر ما را می خواهند و دنبال استعمار ما نیستند همانطور که در طول تاریخ نبوده اندو ما خودمان عرضه نداریم روی پای کشور خدمان بایستیم و صدا سیما هم که با خون این بسیجیها به دست امثال خودشان افتاده و دیگر منافع آمریکا راحفظ نمی کند اه چه صدا و سیمای بدی!
262151 | alireza   |2009-12-19 11:46:21|IRAN - [moderator14]
سلام
اگر فضایی فراهم شود که حضور منتقدین یا موافقین حکومت در بستری آرام و بدون تنش تحقق یابد آنوقت بصیرت مدنظر نگارنده تحقق می یابد ولی اکثر قریب به اتفاق مناظره های دانشگاهی باسروصدا و ایجاد هیاهو همراهند. من که گمان نمی کنم در اینگونه مناظرات کسی نظرش تغییر کند. یعنی شرکت کنندگان یا موافق نظر خود را تشویق می کنند یا مخالف را هو می کنند و در این تغییرحالات تنها چیزی که ثابت می ماند همان نظر قبلیشان است! و همه می دانیم اصلا عده ای از دانشجویان در جلسات مخالفین خود شرکت می کنند تا آن را به هم بزنند یا اخلال ایجاد کنند. بگذریم که بعضی از سخنرانان هم بدشان نمی آید فضای گفتگوی منطقی را به فضایی همراه با شانتاژ و جنگ روانی تبدیل کنند.
کرسی های آزاداندیشی هم به نظر من اولین شرطشان باید حفظ آرامش و سعه صدر و تحمل مخالف باشد. برای ایجاد چنین فضایی یک پیشنهاد این است که در ابتدا این کرسی ها حول محور موضوعاتی که کمتر چالش برانگیزند نظیر فرهنگی یا اجتماعی یا سیستم آموزشی تشکیل شود تا به تدریج فضای گفتگوی دوستانه و منطقی حکم فرما شود.
262157 | سکولار پیرو خط امام  - این کارها دیگه چیه   |2009-12-19 12:03:52|IRAN - [moderator14]
این کارها دیگه چیه به رسانه های کشورهای آمریکا و انگلیس و مسئولین دلسوز آنها توجه کنیم بهتره این کشورها در طول تاریخ به همراه روسیه دلسوزی زیادی برای ایران داشته اند
262233 | سرخوش  - کنایه دوپهلو   |2009-12-19 15:23:11|IRAN - [moderator14]
سکولار عزیز،سلام.چرا اینقدر دو پهلویی.اگر نظر خاصی داری صریح بگو تا قضاوت بشه .چند تا پیام ازت خوندم که تما مش اینجوری بوده.در اینکه این کشور هایی که نام بردی به این ملت ازسردلسوزی خدمتی نمیکنند حرفی نیست.اما اینو باید ازشون یاد بگیریم که اونا همیشه منافع مملکت خودشون رو اولویت قرار میدن وبعد تصمیم میگیرند. باید از هرکسی کارهای خوب رو یاد گرفت واز بدیهاش عبرت گرفت. درمورد این مقاله هم فکر میکنم مناظرات اینترنتی وغیر حضوری خیلی مناسب تر از حضور در بین دو جماعت با تضاد فکریه .چون اون نتیجه اش لجاجت و جنجاله وخورشیدحقیقت پشت ابر سیاه جنجال ولجاجت میمونه و کسی چیزی دستگیرش نمیشه .ولی اینجوری طرفها باهم مودبانه تر برخورد خواهند کرد واستدلال ومنطق غالب است برفضای بحث.از الف میخوام که آغازگر این کار قشنگ وروشنگرانه باشه وابتکار عمل رو به دست بگیره
262482 | پاسخ به سرخوش  - پاسخ به سرخوش   |2009-12-20 08:51:46|IRAN - [moderator7]
اتفاقا این نظر صریح گفته شده بعیضیها به حرفهای بی بی سی بیشتر از حرف مادرشان اعتماد می کنند و برای آن حاضرند حتی جان خودشان را به خطر بیاندازند ولی صریحا نمی گویند ما به اینها اعتماد داریم اتفاقا این نظر صریح گفته شده تقصیر شماست که نظرهای غیر صحیح زیادی دیده ای یا شنیده ای !
262170 | ناشناس   |2009-12-19 12:35:41| - [moderator14]
چرا آنهایی که جنبش سبز را مخالف امام میدانند به طرفداران این جنبش مجز راهپیمایی برای حمایت از امام نمیدهند؟
262228 | پاسخ به ناشناس  - پاسخ به ناشناس   |2009-12-19 15:15:59|IRAN - [moderator14]
راه امام و کارهای برعکس نظر امام مگه با افکار سکولار می توان پیرو خط امام بود می توان ولایت فقیه را انکار کرد شعارهای اصلی امام را عوض کرددر روز قدس بر عکس نظر امام شعار داد از آمریکا وجهانخواران عالم حمایت کرد به ولایت فقیه فحش داد و ادعای پیروی از خط امام کرد شما نمی توانید بگویید ما دانشجویان سکولار پیرو خط امام هستیم!
262262 | یزدی  - چرا جدا کردن مردم؟   |2009-12-19 16:15:48|IRAN - [moderator14]
دوست عزیز ناشانس،
راهپیمایی و تجمع دفاع از امام راحل دیروز در همه کشور برگزار شد. امام خمینی نقطه اشتراک همه جریانات در چارچوب نظام با هر سلیقه ای است و قابل متصل کردن به هیچ حزب و جناح و سلیقه ای خاص نیست.
حال چرا شما و جنبش سبز اصرار دارید بصورت جداگانه برای دفاع از امام تجمع کنید اصلا قابل درک نیست! مگر برای شرکت در نماز جمعه و تجمعات دیروز در سراسر کشور شرط خاصی وجود داشت؟ مردم را از هم سوا می کردند؟ مگر فکر میکنید آنان که آمده بودند همه مرید احمدی نژاد بودند و برای او آمده بودند؟ چرا دیروز حضور نداشتید!؟
اصولاً چرا این جریان سبز اینقدر اصرار دارد در همه چیز بین مردم خط بکشد و دسته بندی کند؟ حال اگر موضوع خاص حزبی و گروهی بود منطقی است، اما دفاع از امام که حزب و خط و رنگ ندارد!
262291 | سعيد!   |2009-12-19 16:50:17|JORDAN - [moderator7]
چرا جدا از مردم؟ بنظر شما مردم كيستند؟
به يك گروه از مردم تهمت زده شده و يك هفته تمام بمباران تبليغي شد. حالا اين گروه مي خواهد اعتده حيثيت كن مگر چه عيبي دارد؟
در ضمن تظاهرات ديروز بيشتر براي .... بود
يا حق
262177 | akbar  - iخندیدم!   |2009-12-19 12:48:51| - [moderator14]
سلام
این افراد بیان تو دانشگاهها و به تبلیغ فرقه های منحرف بپردازند و زیر آب اسلام رو بزنند!
دوست عزیز راهکار برای ایجاد بصیرت عمومی همون ایجاد کرسی های آزاد اندیشی توسط خود دانشجویان است نه اینکه یکی ضد دین بیاد و عقاید و مغزهای دانشجویان ما رو پر کنه!
یادآوری می کنم یکی از راهکارهای ایجاد بصیرت شناختن دشمن واقعی به عموم مردم است...
حالا ما از همین دشمن استفاده کنیم که بیاد تو دانشگاه ها و به التهاب تو دانشگاهها دامن بزنه!
نه!
همین دانشگاه با ایجاد کرسی های آزاد اندیشی نظرهای مختلف اعم از دینی و ضد دینی توسط خود دانشجوها نقد میشه...
نیازی به متفکر غربی نیست...
والسلام
262476 | سیدرضا  - حرف جدید     |2009-12-20 08:17:22|SWEDEN - [moderator17]
با سلام
میگم خوب شد یکی گفت کرسی آزاد اندیشی وگرنه چی داشتید برای گفتن.ببین ما می گویم اسلام اسلام و حکومت خود را با اسلام مقایسه ودر خیلی از موارد اسلام را با حکومت خود قیاس می کنیم باید کنکاش کنیم که چرا در صدر اسلام هرچه که می گذشت پایه های حکومت مستحکمتر و پیروانش بیشتر ، و خواندایم که فتح مکه بدون خونریزی انجام شد ولی حال ، برای اثبات برحق بودنمان هر کاری را که بتوانیم می کنیم .مسئله بعدی ، بچه مسلمان شاید سنت قد ندهد ولی در زمان جنگ می گفتن : راه قدس از کربلا می گذرد ولی خوب دیدیم که شرایط اجازه انجام این شعارها را نداد و کشور همسایه مان که اینهمه شهید و جانباز و خرابی و هزینه غیر قابل جبران به دست ما گذاشت حالا دوست شفیق ما شده است ؟ چرا ؟ چون سیاست ایجاب می کند .بعدشم روز دانشجو روز برائت از کشور های استکباری جهان می باشد شاید از دید شما آمریکا باشد شاید از دید من روسیه باشد که بدون شک و تردید می باشد خیانتهای که روسیه در حق این ملت کرده است هیچ کشور استعماری انجام نداده است .
262497 | ناشناس   |2009-12-20 09:26:57|IRAN - [moderator7]
جناب اکبر خندان -با سلام

مردم ما فهم و شعور زیادی دارند لازم نیست کسی به آنها آموزش دشمن شناسی بدهد. کرسی آزاد اندیشی در دانشگاه ؟ برای چه ؟ باید خدمتان عرض کنم که کل جامعه باید بتوانند آزادانه اندیشه کنند و عقایدشان را در معرض نقد دیگران بگذارند و هراسی از داشتن یک عقیده خاص نداشته باشند و دولت یا بقول بعضیها نظام و بقول بعضی خواص حکومت ! امنیت این آزاد اندیشی را تضمین کند. بصیرت تزریقی نیست برادر. متفکر غربی چه عیبی دارد؟ همانطور که متفکر اسلامی نیاز داریم به این متفکرین هم نیاز داریم بگذاریم تضارب آرا اتفاق بیفتد. و بخاطر داشته باشید دین مبین اسلام توانایی پاسخ به خواسته های بشر را دارد پس نترسیم و بگذاریم آزادانه نظرات جاری شوند

یا حق
262192 | آقاي اصنافي من با استدلالات شما مخالفم!   |2009-12-19 16:48:44| - [moderator14]
آقاي اصنافي عزيز جائي براي بصيرت نيست .چرا؟
توضيح مي دهم.در اين تئوري بصيرت يعني دفاع از نظام.فرمول ساده اي دارد.شما اگر مدافع نظام باشيد بصيرت داريد اگر مخالف باشيد بصيرت نداريد.
من منظور دوستان را متوجه نمي شوم كه دائم تاكيد بر بصيرت دارند.آيا بصيرت جز به معناي دفاع از نظام است؟اگر اينچنين است نيازي به تمرين ندارد.نيازي به اقدامات صداسويما نيست.همين يك كلوم به توده مردم مي گوئيم:از ما دفاع كنيد تا بصيرت داشته باشيد.
اين از بصيرت.
اما شما درباره كرسي هاي آزادانديشي هم صحبت كرده ايد.من با اين كرسي ها به شدت موافقم ولي با اجرايش به شدت مخالفم.موضع جالبيست نه!عرض مي كنم.
در كشور ما كه جرمي داريم به نام اقدام تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي يا يك جرم جهانشمول به عنوان اقدام عليه امنيت ملي و يا جرمي به نام تشويش اذهان عمومي آيا اجراي اين كرسي ها منطقي است.به نظر شما اگر در اين كرسي ها در بين مخالفين يك آدم قدر پيدا بشود كه با استدلالات قوي خود ذهن مخاطبين را در جهت مخالفت با نام تحريك كند مسئولين امنيتي واطلاعاتي دست روي دست مي گذارند تا ايشان هرچه مي خواهد بگويد؟
متاسفانه ..
و درباره آخرين جمله شما
دوران فضاي باز دوم خرداد باطل بودن اين ادعاي شما را نشان داد.همه به ياد داريم كه فضاي باز آن دوران كه به نوعي يك نوع كرسي آزاد انديشي به پا شده بود واز طرفداري از انديشه سكولاريسم وليبراليسم گرفته تا انديشه انقلاب 57 همه وهمه در آن دوران به كشتي گرفتن انديشه شان مي پرداختند.ولي از آنجائي كه برخلاف ادعاي شما دوستان خود را ناتوان ديدند واحساس كردند اين فضاي باز توده مردم را در دفاع از نظام متزلزل مي كند وآقايون هم توانائي لازم براي رقابت با انديشه هاي سكولاريسم وليبراليسم را ندارند رو به بستن مطبوعات آوردند.من واقعا متحيرم در كشور ما كه روزي نيست سايتي فيلتر نشود ويا روزنامه اي بسته نشود شما با چه اعتماد به نفسي اين جمله آخرتان را بيان مي كنيد؟
262322 | for ever  - فضای باز دوم خرداد!   |2009-12-19 18:17:40|IRAN - [moderator17]
با سلام
تفاوت کرسی آزاد اندیشی با فضای به اصطلاح باز دوم خرداد در چیست؟
1- قانون اساسی هر کشوری یک هسته اصلی دارد که چیزی بین 5 تا 10 آن را تشکیل می دهد و اگر 90 درصد باقی قانون اساسی تغییر کند باز نظام سیاسی قبلی برسر جای خود باقی است ولی در صورتی که آن هسته تغییر کند به مفهوم تغییر ساختار سیاسی آن کشور است.
2-حال فرض کنید شما در فرانسه زندگی می کنید و قانون اساسی این کشور بر اساس اصول مثل لائسیته و دموکراسی برپا شده است و شمای شهروند فرانسوی اعتقادی به این اصول نداری و در پی طراحی نظام سیاسی بهتری هستی . آیا دولت و نظام سیاسی حاکم به شما مجوز فعالیت سیاسی - رسانه ای - فرهنگی حتی خیریه می دهد. هرگز !
اما ممکن است تاکید می کنم ممکن است به شما اجازه دهد تا نظرات خود را در مراکز دانشگاهی و یا در مجلات تخصصی ارائه دهید.
3- اما در کشوری که براساس خواست اکثریت مطلق مردم که شیعی مذهب هستند نظامی شیعی تشکیل شده است. در دوره دوم خرداد احزاب و رسانه هایی مجوز گرفتن و فعالیت کردند که هدفشان تعارض با هسته اصلی نظام سیاسی یعنی حاکمیت خدا بر مردم و دین خدا بود. در حالیکه مجوز آنها برای فعالیت در چارچوب قانون اساسی بود و عرصه عمومی جای این تعارضات نیست. (اگر خواستید می توان مفصل درباره این موضوع بحث کرد.)
4- بنابراین کرسی آزاد اندیشی برای این است که اگر کسی ادعایی غیر از ساختار سیاسی حاکم دارد. در فضای علمی ادعای خود را مطرح کند.
به شما اطمینان می دهم که به دور از جو سازی ها رسانه ای و در فضای علمی که دیگر سانسور و غیره ندارد افراد احیانا باسوادی هم وجود دارند که در این حوزه ها وارد شده و جواب کافی به همه این مباحث داده خواهد شد کما اینکه داده شده است.
262329 | for ever  - بصیرت   |2009-12-19 18:53:47|IRAN - [moderator17]
بصیرت چیست؟
بصیرت یک واژه صرفا دینی نیست. که البته منشا دینی دارد و با کلید واژه های دینی دیگر برخی گره های ذهنی را حل می کند.
تیز بینی سیاسی برای هر فرد ایرانی حکم می کند که :
1- شناخت دقیق و درستی از وضعیت گذشته وقایع رخ داده در اطراف خود را داشته باشد
2- درک صحیحی هم از شرایط حال شامل نقاط ضعف و قوت داشته باشد
3- به این جمع بندی برسد که برای رسیدن به شرایط بهتر یا مطلوب چه مسیری را باید برود.
4- اولویت بندی در انتخاب مسیر ها و اهداف

بنابراین نه به عنوان یک مسلمان و شیعه که به عنوان یک ایرانی عاشق وطن چه درکی از گذشته داریم
این کشور در چند قرن گذشته دائما تحت بدترین نوع استبداد یعنی استبداد وابسته به بیگانه بوده و قانون همیشه ابزاری برای اجرای اراده دیکتاتورها. اما مردم طومار استبداد را در سال 57 جمع کردند و نظامی مردم سالار برگزیدند.
با همه فراز و فرود ها این نظام جوانی 30 ساله است با تجربه ای نو که البته 10 سال آن به درگیریهای شدید داخلی و خارجی گذشت.
حتما متوجه هستید که این زمان در تاریخ یک ملت این مدت چقدر کم است به خصوص ملتی به تاریخ ایران.
اما امروز چی؟
مثلا موضوع فقط انتخابات اخیر است . ساختار اجرایی و نظارتی انتخابات کشور ایراد دارد و امکان تقلب گسترده در آن وجود دارد, تا کسی نظر مخالفی دارد سریع یه عده سو استفاده می کنند و ...
ده ها مسئله ریز و درشت دیگه این وسط وجود داره که باید حل بشه

به کسی می گویند بصیر که تا یک خاری رفت توی دستش به پزشک مراجعه نکنه تا دست رو قطع کنه بلکه عفونت رو از بین ببره.
به کسی می گویند که در کشوری که سالهای طولانی فرار از قانون زرندگی محسوب می شه ولو اینکه قانونا حقش رو زیر پا بگذارند, در پی احقاق حقش از راه قانونی باشه.
بدونه که اولویت اول حفظ کشور و آبرو و اعتبار کشوره و اگر امروز من نتونستم به هر دلیل کمکی به این مطلب کنم , حداقل به آن لطمه هم نزنم.
بدونه که راه و روش حل معضلات ایجاد معضل نیست و هیچ وقت نمی شه با دستمال کثیف شیشه کثیف رو پاک کرد.
می شود کم هزینه ترین راهها را بدور از جنجالها و هیاهو ها پیدا کرد , کاری که کشور های دیگر با اختلافات شدید تر انجام می دهند لزوما هم به تغییر نظام سیاسی ختم نمی شه.
262503 | ناشناس     |2009-12-20 09:29:00|IRAN - [moderator17]
احسنت بر شما دوست عالیقدر.حرف دلم را به بهترین وجه گفتید. پیروز باشید
262200 | میرمهدی   |2009-12-19 14:09:01|IRAN - [moderator14]
سلام.
سایت الف چقدر به آنچه می گوید معتقد است؟ بارها و بارها مطلبی در باب احتمال وقوع تقلب در انتخابات را برای سایت شما فرستادم، اما دریغ از انعکاس آن! در حالی که من نه به عنوان ضد انقلاب و جیره خوار بیگانه، که بعنوان شهروند همین جمهوری اسلامی معتقد به آزادی اندیشه، ضمن اعلام شک و تردید خود در نتایج اعلام شده با دلیلی که به آن پرداخته ام، به هر کسی که بتواند مرا از شک و شبهه به در آورد، التماس کرده ام با بررسی موضوع، مرا به بطلان نظرم آگاه سازد. وقتی سایت الف با ادعای طرفداری از جریان آزاد اندیشه و انتقاد، حتی از پاسخ به نوشته جوان گمنامی در این کشور طفره می رود، آیا انتظار بجایی خواهد بود اگر توقع داشته باشیم تریبون های رسمی نظام برای بیان نظرات انتقادی، در اختیار سران معترضین و منتقدین قرار گیرد؟ وقتی از صدر تا ذیل نظام بر حقانیت مواضع دولتی و حکومتی پافشاری می کنند، جایی برای بیان انتقادات و اعتراضات وجود خواهد داشت؟ آیا وقتی سخن گفتن از انتخابات جرم تلقی می شود، می توانید به کسی که به روند انتخابات انتقاد و اعتراض دارد، فرصتی بدهید؟ سایت شما چقدر برای روشن شدن حقایق تلاش نموده است؟ انتشار مقالات سراپا تهمت و افترا بدون کوچکترین دلایل مستند علمی در خصوص انتخابات و معترضینش، بدون آنکه فرصتی به دیگران بدهید و نظرات و مقالات انتقادی دیگران را نیز منتشر نمایید، هنر چندانی نیست.
در صورت انتشار این نظر، بار دیگر لینک مقاله موصوف را برایتان خواهم فرستاد به این امید که شاید در عمل نیز به آنچه می گویید، پایبند باشید. موفق باشید.
262299 | میرمهدی   |2009-12-19 17:03:38|IRAN - [moderator17]
با سلام مجدد
ضمن تشکر از درج این نظر، لینک مقاله مورد اشاره را در اینجا می آورم:
http://www.4shared.com/file/133035607/966ecade/election-09.html
امیدوارم با نمایش نظر بنده، امکان نقد و بررسی مدعای این مقاله را فراهم سازید. همانگونه که بارها اعلام کرده ام، دست و قلم کسی که عدم صحت این نوشتار را بر بنده حقیر اثبات نماید، بوسیده و از دولت و حکومت بخاطر اعتراض نابجا عذر خواهی خواهم کرد. یقیناً هیچ انسان منصفی از کشف حقیقت ناراحت نمی شود. بنده نیز به مقتضای عقل و شرع و انصاف، پذیرای نقد منصفانه این متن هستم و دلیلی برای جنجال بیهوده ندارم.
والسلام من اتبع الهدی.
262201 | ناشناس   |2009-12-19 14:09:05|UNITED STATES - [moderator14]
چی شد الف دیروز؟
چرا حالا از مبدا و ریزش و .....اینجور حرفهایی که در مورد سبزها می گفتی در مورد خودتون نمی گید؟

به زور نزدیک به چند هزار نفر رو تونستید جمع کنید.
اونم با اون همه تبلیغات تلویزیونی و ...
ولی جماعت 3 میلیونی سبز در عرض 2 ساعت و با انتقال سینه به سینه خبر جمع شدتد.
نامردی اگه بکی اینا به خارجی ها ربط داره.چون این عینه نامردیه.
حالا اگه مردی مقاله بزن که چرا نفرات خودتون ریزش کرده.

و اگه مردی بگو چرا به سبزها همون مجوزی که به دیگران داده شد نمیدن تا حضور ما رو هم ببینی که عاملان اصلی پاره شدن عکس امام رو رسوا کنیم.
262342 | علی   |2009-12-19 19:45:08|IRAN - [moderator17]
بابا پاشو یه سر بیا ایران و تو تظاهرات شرکت کن تا یک تجدید نظر کلی توی علم ریاضیات بکنی.
چندهزار نفر؟!
3میلیون؟!
2ساعت؟!
راهپیمایی دیروز مال طرفدارای احمدی نژاد نبود و سبزها اگر واقعا امام براشون مهم بود اصرار بر دسته دسته کردن مردم نداشتند و تو همون راهپیمایی شرکت می کردن.
262206 | سبز  - شرط مناظره   |2009-12-19 14:26:45|IRAN - [moderator14]
اولین شرط مناظره و گفتگو اینه که هیچ کدوم از دو طرف گفتگو خودش رو از قبل حق مسلم ندونه، بیاد برای گفتن و شنیدن! البته این رفتار آدم های دموکراته.
برای دیکتاتورها گفتگو هم یک وسیله است برای اثبات خودشون و همه محکومند به پذیرش!
حالا خودتون قضاوت کنید که نویسنده این متن به کدوم دسته نزدیکتره!
نظر من ناقض خیچ کدوم از قوانین این سایت نیست، پس این یکیو منتشر کن لطفا
262742 | كيا     |2009-12-20 14:26:48|IRAN - [moderator17]
در حالي كه من و شما در حال بمباران يكديگر هستيم و براي اثبات حقانيت خود به هزار و يك دليل حق و ناحق روي مياوريم عده اي در گوشه و كنار مملكت با ترويج اديان ديگر تيشه به ريشه دين و مذهب ميزنند . در يكي از روستاهاي استان فارس شنيده ام كه تمام اهالي ان روستا به دين مسيحيت گرويده اند از اين قبيل اخبار به صورت تك موردي خودم هم ديده ام . بهائيت دست به كار شده و به شدت در حال تبليغ است و و و .... اقايان الفي ايا اين موضوع خيلي كم اهميت است ؟ ايا اين يك هشدار جدي نيست ؟ ايا وقت ان نرسيده تا دست از اين همه هياهو و متهم كردن يكديگر برداريم و كمي هم به اين مشكل بزرگ بپردازيم ؟ ايا وقت ان نرسيده است تا كمي هم به چرايي اين موضوع پرداخته شود ؟ به خدا مغز سرم سوت ميكشد وقتي ميشنوم كه نوه يك شهيد و برادر زاده يك شهيد به دين مسيحيت گرويده . اقايان به داد اسلام برسيد . به داد قران برسيد كه در حال حاظر مظلومترين هستند .
مشارکت در بحث
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 

نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به
نظر دیگر بینندگان می رسد.
- نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران
منعکس نمی ‏شوند.
- با حروف فینگیلیش ننویسید و از کاربرد بیش از یک علامت تعجب یا سوال بپرهیزید.

کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."



(4 توصیه)