|
کنترل کیفیت 6 سیگما در صنعت و حوادث اخیر |
|
| کد مطلب: 60016, P.View: 4605
|
یاسر سبحانی - دکتری مدیریت و استاد دانشگاه
|
|
۰۱ دي ۱۳۸۸ |
|
در اواسط دهه 1980، شركت موتورولا به تلاشي گسترده براي بهبود كيفيت و دستيابي به نقص صفر در توليدات و خدمات خود پرداخت. چنين وضعيتي را بهعنوان كيفيت 6 سيگما نام نهاد و يك سيستم سنجشي ايجاد كرد كه عملكرد را به سوي كسب رضايت مشتري به عنوان هدف اصلي سوق ميداد. سيگما حرف هجدهم از حروف الفباي يوناني و اصطلاحي در آمار است كه به نمايش انحراف از وضع مطلوب ميپردازد. شش سيگما را معادل 3.4 نقص در ميليون تعريف كردند و نقص را هر چيز خارج از رضايت مشتري ناميدند. شركتهاي نمونه آمريكايي، امروزه درحد 3 يا 4 سيگما يا به ترتيب معادل 66807 يا 6210 نقص در ميليون به توليد ميپردازند. براي دستيابي به 6 سيگما، سازمان به كاهش متغيرهاي اثرگذاري بر ضايعات موجود در فرآيند ميپردازد بهنحوي كه فرايندي جديد و محصولي نوين در سطح كيفيت 6 سيگما حاصل گردد.
حال ذکر چند نکته:
الف ) در جریان حوادث اخیر در کل یک یا دو هفته چند نفر به خیابانها آمدند؟ اگر از اصلاح طلبان بپرسید می گویند فقط در 25 خرداد آن هم در تهران 3 میلیون نفر بودند. البته این حرف بی منطق به راحتی قابل رد است. البته با پذیرش آن خواهیم دید که کار برای آقای موسوی بدتر خواهد شد.
یک حساب سر انگشتی جهت کاهش بار آقای موسوی در استدلال بعدی بد نیست. در آن روز می گویند حد فاصل آزادی تا پل یادگار امام مملو از جمعیت بوده خوب ما به آنها تخفیف داده و سبز تر از سبزها می شویم و می گوییم حد فاصل آزادی تا انقلاب پر از جمعیت بوده.
حال چند محاسبه
بین آزادی و انقلاب حدود 6000 متر فاصله است. عرض خیابان آزادی گیریم 70 متر باشد. گیریم هیچ ماشینی، جوی آبی و سطل زباله ای و غیره هم درخیابان نبود. گیریم تمام افراد حاضر هم طرفداران موسوی بوده اند. مساحت کل این منطقه می شود 420 هزارمتر مربع. از طرفی در هنگام راه رفتن جمعیت هر فردی حداقل یک متر مربع جا لازم دارد. پس در آن روز اگر خوب تخفیف بدهیم 420 هزار نفر جمعیت در این خیابان حضور داشته اند. (البته از راهپیمایی 22 بهمن که خود میدان آزادی و آیت الله سعیدی و جناح هم پر از جمعیت است جمعیت کمتری است)
حال بر فرض طی کل چند ماه آشوب فیزیکی در کل کشور 3 میلیون نفر انسان به خیابان آمده باشند. خوب بر می گردیم به کنترل کیفیت شش سیگما که انقلابی در کنترل کیفیت جهان بوده و هنوز شرکتهای معدودی توانسته اند به آن برسند.
طبق تعریف آن در هر یک میلیون قطعه 4 خطا اتفاق می افتد که آن 4 خطا خطای ذاتی هر فرآیند بوده که واقعا خارج از کنترل است.
حال اگر نیروی انتظامی ایران را بخواهیم در سطح کیفیت شش سیگما دارای خطای کشتن بدانیم، باید در این 3 میلیون نفر حدودا 12 نفررا کشته باشد.
اگر این 3 میلیون در ذهنشان 10 فعالیت افراطی شدید خطور کند و بخواهند در سطح شش سیگما خود را کنترل کنند باید 120 خطای بزرگ رخ دهد. کنترل کیفیت مطلوب و عادی در حال حاضر در نقاط پیشرفته دنیا 4 سیگما می باشد و اگر هم در حد کیفیت سایر شرکتهای نمونه دنیا نیروی انتظامی را قبول کنیم یعنی با احتساب 4 سیگما باید نیروی انتظامی به طور طبیعی و خارج از کنترل 24000 نفر را کشته و یا زخمی کند. هزاران خطای خشونت آمیز باید توسط جمعیت رخ دهد.
توجه: قصد بر این نیست که خطاهای نیروی انتظامی و قانون شکنان انتظامی و مردمی پوشیده شود. بله در کیفیت شش سیگما هم یک خطا هم یک خطاست. یک انسان هم یک انسان است. جان و مال تمامی انسانها محترم است.
اما یک سوال؟ آقای موسوی به چه دلیل این تعداد از هواداران خود را به خیابان کشاند تا خطاهای ذاتی هر فرآیند (در اینجا مثل درگیری جمعیت وسیع و یا افراد حمله کننده به مراکز نظامی ) بتواند ضررهای جبران ناپذیری را بر خانواده ها وارد کند.
آیا بهتر نبود ابتدا از راه قانون عمل می کرد و اگر بر فرض جوابش را ندادند و یا به او زور گفتند بعد مردم را به خیابان می کشاند؟
خطاهای ذاتی یک اصل در آمار و طبیعت نرمال آن است. با هر هزار بار باران آمدن هم قطعی است چند بار سیل راه می افتد. واریانس یک واقعیت در ظهور مکرر هر پدیده در عالم وجود است. خطای خارج از کنترل را نمی توان عیب کل یک سیستم دانست. نمی توان گفت این خسارات عیب سیستم جمهوری اسلامی است بلکه عیب اجزا آن است. بله در 200 هزار نیرو ممکن است چند نیرو هم اشتباه و یا حتی گناه کنند. این عیب کل سیستم به حساب نمی آید همانطور که درآمدن سیل عیب مقصر باران نیست که جلوی آن گرفته شود. این اتفاق در هر جای دنیا بود همین نتیجه را با یک واریانس نزدیک داشت. این قانون طبیعت است.
خطای نیروهای نظامی به همان نسبت قابل پیش بینی است که خطای مردم معترض قابل پیش بینی است. در حجم عظیم نمونه ها هم ممکن است 100 نیرو اشتباه کنند و هم ممکن است از میان چند صد هزار معترض 1000 نفر به مراکز نظامی حمله کرده و یا خشونت را در خیابان نشان دهند، ممکن است صدها نفر به مقدسات مردم اهانت کنند و ... که تمامی این خطاهای طبیعی فرآیند موجب خسارات طبیعی فرآیند خواهد شد.
چه کسی مقصر است؟ عیب کجاست؟
آقای موسوی که آغازگر حجم عظیم نمونهها (مردم) به این فرآیند (آشوب) است مسئول است نه خود فرآیند. هر پدیده فرآیندی به ذاتی دارای درصدی از واریانس است.
آیا آقای موسوی نباید پاسخ خونهای ریخته شده و خسارات مالی وارده و خسارات حیثیتی وارده به کشور را بپردازد؟
|
|