Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to الف
 

 

صفحه اصلی     معرفی     WAP      پیوندهای الف    آرشیو     ارسال مطلب

تبلیغات



  کد مطلب: 62350, P.View: 6613
بورژوازی ايرانی، اصلاح طلبی و ليبرال دمکراسی چاپ ارسال به رفقا
سعید معصومی، کالج اسلامی لندن   
۲۸ دي ۱۳۸۸
در اوایل انقلاب کمونیست بودن نوعی مدگرایی بود. افرادی که از قافله مردم مسلمان ایران عقب مانده بودند؛ برای خالی نبودن عریضه و انقلابی وانمود شدن، خود را کمونیست معرفی می کردند. جالب اینجا بود که آنها خود را از مردم مسلمان که انقلاب اسلامی را به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسانده بودند، جلوتر و مترقی تر می دانستند و ملت مومن ایران را گروهی فناتیک و متحجر قلمداد می کردند.

با شروع جنگ تحمیلی این قشر ناراضی از اسلام و انقلاب به محاق رفتند و با استفاده از اشتغال نیروهای مومن به جنگ؛ رو به کارهای اقتصادی آورده و تبدیل یه قشر ثروتمندی شده و راه خود را کاملا از نیروهای طرفدار انقلاب جدا کرده و در محافل خود به سبک کاملا متفاوتی از توده مردم به زندگی خود ادامه دادند...

بنا به دلایلی که خواهد آمد ثابت خواهد شد که بخش عمده ای از آشوبگران پس از انتخابات را همین قشر از جامعه ایرانی تشکیل می دادند. این گروه که دارای ثروت و مکنت بوده و از حمایت مالی و تبلیغاتی کشورهای غربی هم بهره مند بودند ولی فاقد قدرت سیاسی بودند، با استفاده از فرصت بدست آمده از جنجالهای بعد از انتخابات، سعی کردند که قدرت سیاسی کشور را نیز بدست آورند.
اینها بعضا همانهایی هستند که اوایل انقلاب خود را کمونیست معرفی می کردند. پس از فروپاشی شوروی مد روز عوض شد و مد جدیدی بنام لیبرال دمکراسی جای آن را گرفت. لیبرال دمکراسی در واقع شناسنامه و مرامنامه کشورهای غربی است که بر اساس اعتقاد به اصالت بشر (اومانیسم) بنا نهاده شده است.

برای واکاوی بستر و خاستگاه لیبرال دمکراسی می بایستی مقداری به تاریخ اروپا بپردازیم. این بررسی از آنجا مهم است که ما را در شناسایی هویت واقعی فتنه گران پس از انتخابات فارغ از شعارها و تظاهرات بیرونی آنها کمک زیادی خواهد کرد. در پایان نیز به بعضی راهها برای مقابله با این جریان الحادی خواهیم پرداخت.

آیا تاکنون به این فکر افتاده اید چرا از میان شهرهای بزرگ اروپا یک رودخانه بزرگ عبور می کند. شهرهای لندن، پاریس، وین، برلین و ... همگی دارای رودخانه ای بزرگ هستند. شهرهای بزرگی در اروپا هستند که پسوند بورگ، بورژ و یا بریج (Bridge) به معنای پل، دارند. یعنی اینها شهرهایی هستند که در کنار پل ساخته شده اند.  با مطالعه تاریخ اروپا در می یابیم که تمدن اروپایی پس از قرون وسطی  از کنار همین پلها آغاز شده است.

اروپای قرون وسطی بسیار عقب مانده و ملوک الطوایفی بود. به  دلیل آب و هوای مساعد در گوشه و کنار این قاره حکومتهای پادشاهی محلی کوچک و بزرگ حکومت می کردند. پادشاهان و اشراف تمام قلمرو خود را ملک شخصی خود دانسته و مردم را در حد برده و رعیت جزء تصور می کردند. معمولا رودخانه های بزرگ مرزهای این حکومتها را تشکیل می دادند که می توانستند از کنار ساحل آنها از قلمرو خود دفاع نمایند. مثلا کشور بریتانیا متشکل از دوازده حکومت کاملا مجزا بود که به آنها بارو می گفتند. ملکه ویکتوریا توانست این دوازده کشور را متحد کرده و کشور بریتانیا را بنیانگذاری کند.

قدرت دیگری در کنار پادشاهان وجود داشت که همواره باعث آزار آنها بوده و قدرت آنها را محدود می کرد. کلیسای کاتولیک نیز برای خود حکومت عریض و طویلی داشت که مانند پادشاهان عمل میکردند و با قدرت نظامی و مالی خود به حکوت مطلق العنان خود در قالب مسیحیت ادامه می دادند. وجود قدرت و ثروت در سازمان کلیسا باعث فساد رهبران آن شده بود و با ترویج عقاید خرافی و دگم و مبارزه با تفکرات جدید، از مذهب مسیحیت چهره ای خشن، ضد علم و دنیاطلب ساخته بود.

در این میان تجار و پبله وران جزئی بودند که با انتقال تولیدات هر حکومت محلی به حکومت محلی دیگر نیازهای دو طرف را تامین می کردند. آنها برای انتقال مال التجاره خود مجبور بودند همه روزه از پلهایی که روی رودخانه های مرزی ساخته شده بود عبور کنند. با گذشت زمان عده ای در کنار این پلها ساکن شدند و بازارچه هایی را تاسیس کردند. این بازارچه ها محصولات پیله وران را در میان راه خریده و آنها را از پیمودن راه تا کشور مقصد بی نیاز می کردند. این محصولات توسط بازرگانان مقصد در نیمه راه خریداری شده به کشور خود برده می شدند. این ایده جدید تجاری باعث ثروتمند شدن صاحبان این بازارچه های محلی کنار پل شد.  با رشد ثروت این افراد کم کم شهرهای جدیدی خارج از حیطه قلمرو کلیسا و پادشاهان در کنار پلها بوجود آمد. با گسترش این شهرها، طبقه جدیدی در در اروپای قرن چهاردهم میلادی به بعد بنام بورژوا بوجود آمد. بورژواها قشر ثروتمند شهرنشین تازه به دوران رسیده ای بودند که علیرغم ثروت زیاد، از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار نبودند و همواره مورد تحقیر اشراف واقع می شدند.

در قرون 14 و 15 میلادی تضاد منافع کلیسا با پادشاهان و پادشاهان با پادشاهان دیگر موجب جنگهای داخلی زیادی بین انها شد که نتیجه ان تضعیف قدرت اقتصادی و سیاسی طرفهای درگیر بود. ولی در این میان شهرهای کنار پل و طبقه تازه بدوران رسیده بورژوا از آسیب جنگهای محلی در امان مانده و آنها کما فالسابق از فرصت استفاده کرده قدرت اقتصادی خود را افزایش میدادند.

مخالفت کلیسا با علوم جدید و حمایت طبقه بورژوازی از دانشمندان؛ موجب هجوم آنها به این شهرهای جدید گردید و تاسیس دانشگاهها و مراکز تولیدی صنعتی بزرگ را باعث شد. کارخانجات ریسندگی و پارچه بافی انگلیس ثمره همین دوران است.  در این میان صنف بناها (Masons) که طبقه ثروتمندی بودند که بواسطه ساخت کاخها و کلیساها به مال و منال زیادی رسیده بودند؛ با تشکیل محافلی سری که به بنایان آزاد و یا فراماسونری مشهور شد، در صدد برآمدند تا در قدرت سیاسی نیز سهیم باشند. آنها بهترین محل فعالیت خود را همین شهرهای کنار پلها انتخاب کردند. نکته جالب توجه اینجاست که شباهت رفتار یهودیان و فراماسونها باعث گردید که این سازمان زیرزمینی تحت تسلط یهودیان قرار گیرد. فراماسونری از طبقه بورژوا به عنوان پیاده نظام خود استفاده شایانی کرد و انقلابی را در تمام زمینه های سیاسی، اقتصادی، عقیدتی، و هنری جامعه اروپایی بوجود آورد.

فراماسونری با  ارائه ارزشهای جدید  با هر آنچه که کلیسا و اشراف معتقد بودند مخالفت می کرد. آنها در حوزه سیاست  بجای حکومت سلطنتی و موروثی؛ دموکراسی را مطرح کردند. بجای کار برای کلیسا و اشراف، نظریه اقتصاد آزاد و سرمایه داری را ارائه دادند. در حوزه هنر بجای نقاشی قدیسان مذهبی، به نقاشی و مجسمه سازی "انسانهای برهنه"تشویق کردند. رمانهای عشقی جایگزین داستانهای مذهبی گردید. در حوزه عقیدتی، بجای اصالت خدا، اصالت انسان و یا اومانیسم را قرار دادند. بجای تاکید بر اصول، با این عنوان که هیچ چیزی مقدس نیست، لیبرالیسم و لاابالیگری مذهبی را جایگزین کردند. اعلام کردند ، فقط آنچه برآیند خواست اکثریت مردم باشد حق است و باید به عنوان قانون رعایت شود. انسان در تعریف آنها موجودی شد زمینی و با نیازهای زمینی مانند خوراک و پوشاک و لذت.

در این دوره، اصالت لذت و شهوت جای اصالت عقیده و اعتقاد به آخرت را گرفت. دین یک تجریه فردی و برای کسب آرامش روحی اعلام گردید. این تحول فرهنگی در اروپا به رنسانس تعبیر می شود. در یک کلام، رنسانس یعنی قطع رابطه خداوند با انسان و  دادن مسئولیت مدیریت انسان به هواهای نفسانیش.

این تعاریف جدید مورد استقبال زیاد مردمی که از ظلم و جور پادشاهان خسته و از تحقیر  کلسیا در رنج بودند قرار گرفت. تا آنجا که پس از قرن پانزدهم میلادی که جنگهایی داخلی بین پادشاهان و کلیسا آنها را بشدت ضعیف کرده بود، فراماسونری را بر آن داشت که با تکیه بر قدرت مردمی بورژوازی به جنگ با اشرافیت و کلیسا برود. از این پس جنگهای جدیدی بوجود آمد. قدرت فکری، اقتصادی و علمی طبقه بورژوازی به رهبری فراماسونری پس از سالها جنگ بر اشرافیت و کلیسا فائق آمد. انقلاب کبیر فرانسه در قرن 18 میلادی نقطه پایان فروپاشی اشرافیت در اروپا بود. کلیسای کاتولیک نیز با بوجود آمدن مذهب اعتراض و اصلاح طلبی دینی (پروتستان) شکست سختی خورد تا آنجا که در قرن 18 میلادی کلیساها به اصطبلهای حیوانات مبدل شدند.

جنگهای داخلی اروپا اگرچه باعث تضعیف قدرت اقتصادی و سیاسی شد ولی باعث رشد فناوری نظامی در اروپا نیز گردید. اختراع باروت و تفنگ تحول زیادی را در شیوه جنگها بوجود آورد. ساخت ناوهای جنگی به همراه تجهیزات نظامی پیشرفته؛ کشورهای اروپایی را بر آن داشت تا با کشورگشایی دوران استعمار غرب را شروع نمایند. از این تاریخ به بعد است که کشورهای اسلامی تحت استعمار قرار گرفتنند...
 
در دوران کنونی لیبرال دمکراسی نسخه جاری اومانیسم قرون جدید اروپاست. «لیبرال دمکراسی» با اعتقاد به «پلورالیسم مذهبی» و عقیدتی با هرگونه «اصول گرایی» مخالفت می کند. در دیدگاه آنها مذهب یک تجربه شخصی است و منحصر به دین و آیین خاصی هم نیست. لذت جویی شخصی حرف اول را در اهداف آنها می زند. اعتقاد به خدا یک باور روبنایی است و تاثیری در زندگی و تصمیم گیریهای فردی انسان ندارد. باید گفت لیبرال دمکراسی تفکر الحادی و ضد خدایی دوران معاصر است. این تفکر شالوده و بنیان کلیه سیستمهای سیاسی اقتصادی غرب اروپایی و آمریکایی و حتی کشورهایی است که با سیستم سوسیالیستی اداره می شوند.

تفکر لیبرالیستی علیرغم ظاهر مسالمت جوی آن، بشدت و حتی با قوه قهریه با تفکراتی که اصول گرایی، اعم از اصول گرایی اسلامی، مسیحی و حتی کمونیستی را تبلیغ می کنند مبارزه می کند. منظور ما از اصول گرایی اسلامی، تاکید بر آموزه های اصیل دینی به عنوان روش زندگی الهی است که توسط پیامبر گرامی اسلام و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین و بدست علما و فقها به دست ما رسیده است.

انقلاب اسلامی ایران بر پایه اصول گرایی بناگردید. امام خمینی رحمه الله با ارائه تفکری ناب و اصیل نشان داد که دین اسلام و فرهنگ شیعی می تواند برخلاف آنچه کلیسا به مردم نشان داد؛ مظهر تعقل، مردمسالاری و عدالت باشد. ایران توانست با تشکیل حکومتی پاک؛ الهام بخش مردم ستمدیده جهان شود.  بنانهادن حکومتی براساس شریعت و با انتخاب مردم؛ خاری بود بر چشم لیبرال دمکراسی که ظهور و بروز خود را در مقابله با فرهنگ منحط کلیسای قرون وسطایی بدست آورده بود.

خطر پدیده انقلاب اسلامی در اواخر قرن بیستم موجب شد تا استکبار جهانی هجوم همه جانبه نظامی و فرهنگی را بر علیه ملت شجاع و مظلوم ایران آغاز کند. ایران مبتلا به جنگی 8 ساله شد ولی بحول و قوه خداوند متعال و با رهبری حکیمانه و تقدیم شهدای زیادی از جوانان پاک توانست جنگ را به نفع خود به پایان برساند.

ولی در زمانی که ملت ایران مشغول دفع دشمن بود عده ای فقط با تمرکز بر کارهای اقتصادی به آلاف و الوف فراوانی رسیدند. و طبقه ثروتمند جدیدی را که اساسا با نظام مخالف بودند شکل دادند. ما می توانیم از این طبقه به عنوان بورژوازی ایرانی نام ببریم. بورژوازی ایرانی دلال منش، لذت جو، هرهری مذهب، بشدت غربزده، دین گریز، روشنفکر نما، بی ریشه و ضد انقلاب اسلامی است. اوج آمال و آرزوهای آنها غرب است و حالشان از فرهنگ ایرانی - اسلامی بهم می خورد.

پس از شکست در فاز نظامی، استکبار جهانی بدرستی دریافت که فقط با تبلیغ و رواج فکر لیبرال دمکراسی می تواند ایران را شکست دهد. رهبر معظم انقلاب با درک بموقع این خطر، از ترویج فکر لیبرال دمکراسی به عنوان تهاجم فرهنگی دشمن نام می برند که این نشان دهنده عمق بصیرت الهی ایشان است.

انقلاب اسلامی با قدرت تمام راهها را برای نفوذ این تفکر بسته بود. تا زمانی که امام در قید حیات بودند این تفکر نتوانست از خود قدرتی نشان دهد. ولی متاسفانه جریاناتی در مسیر انقلاب بوجود آمد که بعضی از متفکرین خواسته و ناخواسته شروع به تئوریزه کردن تفکر لیبرال دمکراسی در ایران کردند. بجرات می توان گفت تئوری قبض و بسط دکتر عبدالکریم سروش در دهه شصت با ارائه پلورالیسم دینی (همان تفکر لیبرالی قرن 16 میلادی اروپا) اولین قدم محکم را برای ترویج لیبرال دمکراسی در ایران برداشت. این مباحث بتدریج، و با استفاده از غفلت روحانیت و حوزه های علمیه،  در مراکز دانشگاهی و علمی رواج یافت و نسل جدیدی از روشنفکران غربزده را در ایران بوجود آورد.

از این تفکر دو گروه ولی با انگیزه های متفاوت استقبال کردند:

1. گروهی که به جناج چب مشهور بودند و با کنار رفتن از قدرت پس از رهبری آیت الها خامنه ای بدنبال فکر جدیدی بودند که بتوانند دوباره قدرت سیاسی را بدست آورند. رهبران این گروه عمدتا از تحصیلکردگان علوم جامعه شناسی بودند. متاسفانه دروس جامعه شناسی ایران که مبتنی بر تفکر و معیارهای لیبرال دمکراسی نوشته شده است، در گرایش آنها به این اندیشه تاثیر بسیار داشت. این گروه با نهادن نام اصلاح طلبی (نسخه ایرانی مذهب پروتستان) حرکت سیاسی وسیعی را آغاز کردند که در نهایت منجر به انتخاب آقای خاتمی به عنوان رئیس جمهور در سال 76 شد. در دوره ایشان فضای فرهنگی برای ترویج و جا انداختن تفکر لیبرال دمکراسی گسترش یافت. روزنامه های متعددی برای همین منظور منتشر گردید. در این میان اقای مهاجرانی به عنوان وزیر ارشاد وقت، سهم زیادی برای ترویج این رویکرد داشت. این تفکر جدید و بزک کرده ولی در باطن خباثت آمیز آنقدر شایع شد که حتی مومنین را نیز تحت تاثیر قرار داد. متاسفانه کسانی از پایه گذاران انقلاب ناخواسته در دام افتادند و مبلغ این جریان شدند.

تفکر لیبرال دمکراسی در صورت موفقیت کامل، کلیه قدرت دفاعی مردم ایران را که به باورداشتهای شیعی مبتنی بر آئین محمدی، عدالت علوی،  قیام حسینی, علوم باقری و انتظار مهدوی متکی بود را از بین برده و مردم ایران را از لحاظ فرهنگی در مقابل فرهنگ الحادی لیبرال دمکراسی جهانی سازی شده تسلیم می کرد.  در این جا بود که باید فاتحه انقلاب را خواند. و لالاسلام السلام.

در این فضای سنگین سیاسی، رهبر معظم انقلاب بودند که یک تنه خطر نفوذ لیبرال دمکراسی را به مردم تذکر می دادند. ایشان به هر مناسبتی به تشریح این فکر شیطانی و آگاه نمودن مردم نسبت به خطرات آن برای انقلاب اسلامی تلاش می کردند. آیت الله مصباح هم سهم زیادی برای روشنگری در این زمینه داشت. ولی ایشان مظلومانه مورد هجوم همه جانبه ترور شخصیتی قرار گرفت ونتوانست آنطور که باید و شاید موثر واقع شود.

با کمال تاسف، سیاست فرهنگی هشت سال ریاست جمهوری آقای خاتمی منجر به ترویج فکر لیبرال دمکراسی در ایران شد و موجب گردید تا در حوزه های هنری مانند سینما فیلمهای زیادی براساس آن ساخته شود. فکر بسیجی و شهادت طلبی به سخره گرفته شد. کتابهای زیادی با مضامین عشقی، شهوانی نوشته شد. خوانندگان و نوازندگان زیادی مانند قارچ سر برآوردند. تاکید افراطی بر جمهوریت نظام در مقابل اسلامیت آن نیز برای جا انداختن دمکراسی از نوع غربی آن بود. در یک کلمه باید گفت در یک سناریوی دقیق، رنسانس ایرانی برای گذر از تفکر اصولگرای شیعی به تفکر غربی مبتنی بر لیبرال دمکراسی در حال انجام بود.

2. بورژوازی ایرانی گروه دیگری بود که از تفکر لیبرال دمکراسی استقبال کرد. این گروه را می توان مشابه ایرانی بورژازی قرون 15 و 16 میلادی اروپا دانست که فقط به فکر منافع شخصی خود بودند و از ابتدای انقلاب فقط بدنبال کسب مال و ثروت به هر طریقی بودند. این طبقه نورسیده در قسمتهای اعیان نشین شهرها و یا برجها ساکن شدند. تا آنجا که حتی بعضی از برجهای 5 ستاره در انتخاب خریداران آپارتمانهای خود دقت می کردند که حتما افرادی بی قید باشند. برخی از این برجها با داشتن تمام امکانات رفاهی و اتصال به ماهواره های غربی فضای زندگی ساکنین آنها را تبدیل به فضای زندگی در کشورهای اروپایی آنهم از نوع بی بند و بار کرده است. بی حجابی، مشروبات الکلی، پارتیهای شبانه با روانگردانها و روابط نامشروع از ویژگیهای بعضی از این برجهاست. البته حضور این قشر منحصر در زندگی در برجها نیست.

تبلیغات مستهجن ماهواره ای و همراهی سیاسی جناح اصلاح طلب با این گروه مرفه بی قید، زمینه را برای جنبش اعتراضی ظبقه بورژوازی ایرانی آماده کرده بود. انتخابات ریاست جمهوری فرصت خوبی برای خیزش قدرت خواهی این طبقه بود. آقای موسوی قبل از انتخابات در مصاحبه با روزنامه تایم گفت: "تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط می‌شود و بخش‌های دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود."

در بافت جمعیتی این گروه بخصوص پس از فروکش کردن اعتراضات نسبت به تقلب در رای گیری، مشاهده می کنیم  که شرکت کنندگان در آشوبها عمدتا از افراد بی قید هستند که احترامی برای امام خمینی، عاشورا، اسلام و ایران قائل نیستند. آنها با آتش زدن و تخریب و با دستورگیری از آن سوی مرزها کنترل جریان سبز را از دست آقای موسوی و اصلاح طلبان خارج کرده و کار را به سمت شعارهای ضد دینی  و ضد انقلابی پیش بردند.

تحرکات بی سابقه ضد انقلابیون بی بندو بار و کلیه عناصر فراری، بدنام و فاسد خارج از کشور و حمایت آنها از جنبش سبز فقط بدلیل آن بود که افرادی از جنس خود در ایران علم مخالفت با نظام را برافراشته بودند. هجوم بی سابقه آنها در خارج از کشور به صندوقهای رای برای رای دادن به آقای موسوی به هیچوجه اعتقاد به آرمانهای اصلاحی به دین و یا برای اعتراض به مدیریت دولت آقای احمدی نژاد نبود. بلکه در ورای آن به تغییری امیدوار بودند که بتواند ریشه دینداری را در ایران بخشکاند.

اما با عنایت خداوند تبارک و تعالی این توطئه خطرناک شکست خورد و ما درجریانات پس از انتخابات دست خداوند را برای تطهیر انقلاب از وجود فکر خبیث لیبرال دمکراسی و مبلغان آن می بینیم. خوشبختانه مردم ما با شناسایی به موقع دشمن به مقابله با آنها پرداختند. هم اکنون جبهه دشمن هر لحظه در حال عقب نشینی است. به قطع و یقین می توان گفت که اضمحلال سیاسی جریان سبز اجتناب ناپذیر است. هر زمان که می گذرد فقط مقداری حرکات ایزایی در حال افول از این جریان دیده می شود.

ولی باید توجه کنیم که این پایان کار نیست. جنبش اعتراضی پس از انتخابات؛ دارای سه رکن بورژوازی ایرانی، اصلاح طلبی و تفکر لیبرال دمکراسی است. ما فقط توانسته ایم بخش سیاسی اصلاح طلبی و آشوبهای فیزیکی و خیابانی را کنترل کنیم. ولی متاسفانه هشت سال حکومت اصلاح طلبان و دهها ماهواره دشمن و صدها سایت اینترنتی به کمک سران استکبار جهانی، جریان فکری لیبرال دمکراسی را در بعضی اقشار جامعه مانند پاره ای از جوانان، دانشجویان و مرفهین نهادینه کرده است. پس از ایجاد آرامش سیاسی در کشور، نظام باید فکری اساسی برای تطهیر جامعه از فکر و اندیشه لیبرال دمکراسی کند. در غیر اینصورت، حتی در صورت آرامش موقتی، باید در هر فرصت منتظر هجوم دوباره این تفکر به بدنه و ریشه های انقلاب اسلامی باشیم.

برای این منظور راههای زیر پیشنهاد می‌شود:

1. تقویت اصل ولایت فقیه. ولایت مطلقه فقیه گوهر گرانبهایی است که خداوند متعال بواسطه خلوص امام خمینی و وفاداری ملت بزرگوار ایران به ما مرحمت فرموده است. رهبر معظم انقلاب نیز بحق توانسته است ملت را از گردنه های خطرناکی عبور دهد. حوادث پس از انتخابات بزرگترین و پیچیده ترین هجوم نظام استکبار جهانی به ملت ما بود که بوسیله هدایتهای الهی ولایت و بدست مردم ایران خنثی گردید. به همگان ثابت شد جمله امام خمینی که گفت "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا ممکلت آسیب نبیند." چه توصیه هوشمندانه ای بوده است.

2. روحانیت معظم آگاهی خود را نسبت به خطرات تفکر لیبرال دمکراسی بالا برده و خطرات آن را برای مردم توضیح دهد.

3. تلاش برای نزدیکی عمیق تر حوزه و دانشگاه. به تجربه ثابت شده است که هرگاه دانشگاه از حوزه بدور مانده است، بجای آن غربزدگی و تفکرات ضد دینی گسترش یافته است. در فتنه اخیر جناح دشمن امید زیادی به دانشگاه و دانشگاهیان بسته بود. دشمنان به جفا دانشگاهیان را از خود می دانستند. عناصر موثر و دلسوز حوزه و دانشگاه باید پس از حوادث اخیر به خود بیایند و مطمئن باشند حیات انقلاب اسلامی، بنا به رهنمودهای امام خمینی؛ به وحدت حوزه و دانشگاه است. متاسفانه این توصیه امام یا به درستی درک نشد و یا لزوم آن برای مسئولین ثابت نگردید. باید اعتراف کرد؛ خاستگاه و مروج فکر لیبرال دمکراسی در ایران دانشگاههای ما هستند. به این نکته بیندیشیم که اگر متفکرین حوزه در دانشگاهها حضور علمی داشتند؛ آیا این اندیشه شیطانی جرات بروز و گسترش پیدا می کرد؟  

4. ماهواره های فارسی زبان فاسد و دروغپرداز، اثر تخریبی زیادی بر ایمان دینی مردم دارند. همانگونه گه محیط دانشگاهی منفک از حوزه، گهواره رشد تفکر لیبرال دمکراسی در ایران شد، ماهواره ها از سوی دیگر نقش انحطاط اخلاقی بورژوازی ایرانی را بازی کردند. اثر ماهواره ها مانند اعتیاد به مواد مخدر است. اعتیاد به تماشای برنامه های لوس آنجلسی یک بیماری اجتماعی است که فقط با کار فرهنگی عمیق قابل معالجه است. نظام باید نسبت به خطرات ماهواره ها برای انحراف فکری مردم و بخصوص جوانان حساسیت مضاعفی داشته باشد.

تجربه ثابت کرده است جلوگیری فیزیکی تاثیر بازدارندگی زیادی ندارد. روش مقابله با ماهواره ها تقویت ایمان مردم و متقاعد کردن آنها برای خودداری اختیاری از مشاهده  این برنامه هاست. فتوای منع مشاهده توسط مراجع تقلید، ساخت سرگرمیهای سالم در رسانه ملی، تبیین اثرات تخریبی مشاهده ماهواره ها در تلویزیون؛ مساجد و منابر و مدارس می تواند در جای خود اثربخش باشد.

5. در دروس علوم انسانی و بخصوص جامعه شناسی در دانشگاهها بازنگری شود. درحال حاضر این دروس مبلغ فکر لیبرال دمکراسی هستند.

6. باید فکری برای جزایر انسانی منحرف در داخل کشور شود. مثلا بعضی از برجها که تبدیل به یک واحد یکپارچه زندگی به سبک غربی آن هم بصورت مستهجن شده اند.

7. بورژوازی ایرانی در حال قبح زدایی از بی عفتی، تحصیل مال حرام و بی قیدی دینی است. در مقابل باید ارزشهایی مانند دیانت، عفت و پاکدامنی، پاکدستی، و دوری ازتجمل گرایی تبلیغ شود. این امر می تواند با ساخت سریالهای تلویزیونی و تغییر در سبک زندگی مسئولین رده بالا  انجام شود.

8. گفتگوهای آزاد در قالب اتاقهای فکر در دانشگاهها، مدارس، حوزه های علمیه و درقالب مناظره های فرهنگی در صدا و سیما رایج شود. بدون انجام گفتگوهای آزاد، مردم نمی توانند در باره عقاید تفکر الحادی لیبرال دمکراسی حساس و آماده مقابله  باشند.

 
اظهار نظر
مشارکت در بحث
277759 | میترا ح  - دادگاه هتاکان روز عاشورا   |2010-01-18 03:12:14|IRAN - [moderator17]
فردا دادگاه هتاکان روز عاشوراست
امیدواریم قوه قضائیه بر طبق عدالت و قانون بدون هیچ ملاحطه ای با اغتشاشگران و هتاکان به مقدسات در روز عاشورا برخورد کنه و انها را به اشد مجازات برساند تا برای سایر منافقان و مزدوران درس عبرت باشد .
قوه قضائیه باید به تکلیف قانونی وشرعی خود عمل کند
277766 | مجید ز  - ازمون قوه قضائیه   |2010-01-18 04:16:01|IRAN - [moderator17]
سلام
ولایت مطلقه فقیه گوهر گرانبهایی است که خداوند متعال بواسطه خلوص امام خمینی و وفاداری ملت بزرگوار ایران به ما مرحمت فرموده است. رهبر معظم انقلاب نیز بحق توانسته است ملت را از گردنه های خطرناکی عبور دهد. حوادث پس از انتخابات بزرگترین و پیچیده ترین هجوم نظام استکبار جهانی به ملت ما بود که بوسیله هدایتهای الهی ولایت و بدست مردم ایران خنثی گردید. به همگان ثابت شد جمله امام خمینی که گفت "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به ممکلت آسیب نرسد." چه توصیه هوشمندانه ای بوده است
در این کشور اگر اختلافی است باید بر اساس قانون و مطلبی که رهبری می فرماید عمل شود .
مقام عظمای ولایت هم امر فرمودند مردم منتظر اقدام مسولین باشند و خود اقدامی نکنند .
مردم ده ها میلیونی خروشان در 6 دی امدندو ضمن بیعت با ولایت در خواست خود را فریاد کردند، بگذار کینه توزان ، کوردلان و دشمنان هرچه می خواهند بگویند ، اگر دیروز برادرانم مظلومانه با دست خالی در مقابل دشمنان تابن دندان مسلح وکمک امریکا و تمام کفر ، با نثار جانشان پیروز شدند ، امروز من کمتر خواهم بود از پس چند مزدور در پاسداری از ازادی و میرات گران قدر انها بر نیایم .

شرکت کنندگان در آشوبها عمدتا از افراد بی قیدی بودند که احترامی برای امام خمینی، عاشورا، اسلام و ایران قائل نبودند. آنها با آتش زدن و تخریب و با دستورگیری از آن سوی مرزها کنترل جریان سبز را از دست موسوی و اصلاح طلبان خارج کرده و کار را به سمت شعارهای ضد دینی و ضد انقلابی پیش بردند.(گرچه سران فتنه نیز باید پاسخگوی دروغ ها و فتنه گری خود باشند)
آنان به تغییری امیدوار بودند که بتواند ریشه دینداری را در ایران بخشکاند ودرروز عاشورا جز برای محاربه با نظام جمهوری اسلامی و میراث شهیدان نیامده بودند
فردا ازمون قوه قضائیه در عمل به عدالت علوی است تا منافقان و افراد یاوه گو بدانند ازادی که به بهای خون هزاران شهید بدست امده ، بسار گران بهاست .
277771 | mihan  - چه توصیه ای !   |2010-01-18 05:16:23|UNITED KINGDOM - [moderator17]
آقای سعید معصومی، ایجاد آرامش سیاسی در کشور پیشنهاد می‌شود:
اگر اختلافات ادامه یابد، یکسری اختلافات در کشور نهادینه می‌شود و تضادها تثبیت می‌شود که در این صورت جامعه دیگر روی خوش نمی بیند.
277893 | کامران  - فرمالیته   |2010-01-18 12:27:06|IRAN - [moderator4]
کاربر 277771
منظور از آرامش سیاسی و وحدت حتما تجدید قوا برای آشوب های بعدی و پاک کردن چهره واقعی است نه؟ دستور العمل انگلیسی!
باید با محاکمه اوباش و سران قانون شکن به این فتنه خاتمه داد نه با فرمالیته کردن و ماسمالی کردن ماجرا به بهانه ایجاد آرامش!
277928 | ناشناس   |2010-01-18 14:12:14| - [moderator4]
بله، ولی حتما باید ادعای تقلب که از طرف آقای موسوی مطرح شد ثابت شود. سپس می توان در مورد وحدت و حتی محاکمه مجرمان کهریزک صحبت کرد.

اول ادعای موسوی و دوستانش...

ما اگرچه ساکت هستیم اما این موضوع را رها نخواهیم کرد. وحدت بدون بررسی این موضوع معنا ندارد.
277776 | مرفه بی دردی که قدرت تشخیص نداره!   |2010-01-18 06:13:51| - [moderator17]
خیلی جالبه که با این تفکرتون در آخر صحبتتون از گفتگوی آزاد! حرف میزنید
دانشگاه. مدرسه. حوزه. و مخصوصا صدا و سیما.
حتما امکان پذیره
چرا که نه
278065 | mahdi   |2010-01-18 21:15:10| - [moderator5]
گفتگوی آزاد همان علم بر زمین مانده مقام معظم رهبری است در دانشگاه ها که با عنوان کرسی های آزاد اندیشی مطرح شد. اما ...
کو گوش شنوا
277777 | حمید   |2010-01-18 06:19:54|UNITED STATES - [moderator17]
با فراهم کردن امکان ازدواج در سنین بیست تا بیست و پنج سالگی جلوی خیلی از این مشکلات گرفته می شود.
277779 | ناشناس   |2010-01-18 06:55:48|UNITED STATES - [moderator17]
با سلام فراوان و تشکر از نوشته خوبتان.
یک مطلبی را که دلم می‌خواهد به این توصیه‌های شما اضافه کنم توجه به نخبه پروری واقعی در زمینه علوم انسانی است.
شما ببینید که مدارس تیزهوشان ما حتی هم اکنون رشته علوم انسانی ندارند.
بخشی از دانش‌آموزان تیزهوش ایرانی که به ا ین مدارس راه پیدا می‌کنند آنچنان با مسایل ریاضی و تجربی بمباران می‌شوند و از انسانیات دور می‌مانند که وقتی فارغ التحصیل می‌شوند به کلی از برخی مسایل پرت هستند.

بسیاری از کسانی که در بهترین مدارس ایران درس خواند‌ه‌اند و حالا در کشورهای غربی ادامه تحصیل می‌دهند در صف اول مبارزه با انقلاب ایران بر‌آمده‌اند. این یک حقیقت تلخ است که البته دو جنبه دارد یکی اینکه متاسفانه در مملکت ما با کنکورها و امتحانات ورودی مدارس خوب فقط قشر مرفه می‌توانند برای آماده‌سازی فرزندانشان و در نهایت ورود آنها به چنین مدارسی هزینه کنند و رویکردهای این قشر کاملا مشخص است. بسیار باعث تاسف است که دختر و پسرهای بسیاری از مسولان مملکتی که کاملا شناخته شده‌اند و از چنین رانتهایی استفاده کرده و حالا به غرب راه پیدا کرده‌اند علنا در شبکه‌هایی مثل فیس بوک علیه نظام تبلیغ می‌کنند و به این کار افتخار هم می‌کنند!
نکته دوم هم اینکه هیچ بهایی در مملکت ما به علوم انسانی داده نمی‌شود. در ممالک غربی بهترین استعدادها می‌روند حقوق و انسانیات می‌خوانند و استعدادهای تجربی و ریاضی (مهندسی) را به خوبی هدایت می‌کنند در صورتی که در کشوری مثل مملکت ما بهترین استعدادها می‌روند دکتر و مهندس می‌شوند که هیچگاه تن به مدیریت استعدادهای پایینتر از خودشان در زمینه مدیریتی نمی‌دهند و به ناچار مملکت را ترک می‌کنند و یا اگر بمانند استعدادشان هرز می‌رود. حقیر به خاطر دارم که وقتی در ایران درس می‌خواندم هر بچه‌ای که بی‌عرضه تر بود به زور می‌فرستادند که علوم انسانی بخواند.
تا دولت و نخبگان و خود مردم این رویکرد را به علوم انسانی عوض نکنند هیچ چیزی درست نخواهد شد. و این البته زمان می‌خواهد ولی می‌توان به آن سرعت داد.

موفق باشید.
277784 | امین   |2010-01-18 07:08:20| - [moderator17]
حتما می خواید بگید این مطلب هیچ ربطی به مطالب نشریه ی توقیف شده ی همت در رابطه با بورژوا و این ها نداره؟!
چقدر تابلو یید شما ها
277867 | ناشناس   |2010-01-18 11:18:25|IRAN - [moderator4]
شما که مطلب رو خوندی چند درصدش شبیه بود آخه تهمت میزنی
چون موضوع مشترکه مثل همه یعنی؟
بابا تو لندن که همت پیدا نمیشه که D:
277786 | ناشناس     |2010-01-18 09:27:16|KYRGYZSTAN - [moderator17]
برادر مس خواهي بداني ثروتمندان چگونه ثروتمند شدند. اموال محصولي را ليست برداري كن. گفته مي شود قبل از روي كار امدن احمدي نژاد n ميليارد توامان بوده است. اكنون نيز ارزش گذاري كن

برادر من اين سياست هاي غلط باعث ايجاد ثروت باد آورده مي شود چرا خود را به ... زده ايد. بيشترين اعمال سياست غلط وفريبكاري در همين دولت انجام شده استو كسي كه در سخنراني ساوجبلاغ در مورد سوء استفاده از وام هاي بانكي صحبت مي كند نشان مي دهد كه الباي اقتصادي پرت است. اگر ايشان ---اين مطلب را در مجمع عمومي بانكها وشوراي پول واعتبار طرمي كزد در سخنراني ساوجبلاغ. يعني دنبال ---.
---------------
توهین و افترا به هرشهروند ایرانی قابل انتشار نیست - الف
277788 | طبا  - سلام   |2010-01-18 08:01:29|IRAN - [moderator17]
اول سلام
مطلبتون خيلي خوب و زيبا بود ولي كيه كه گوش كنه
277795 | ناشناس   |2010-01-18 08:41:29|IRAN - [moderator17]
به نظر شما چند درصد از معترضان جزء اين دسته بودند؟ كاش خدا را هم در نظر مي گرفتيد تا ببنيد بسياري از آنها جزء خانواده هاي شهدا( همت، باكري و ...) و بسياري از جانبازان و ايثارگران و خانواده هاي متدين بودند. طيف بسياري نيز جوانان و دانشجوياني كه هنوز عمرشان به جمع كردن پول و قدرت و ثروت نمي رسد. واقع بين باشيم. با اين حرف و بحث ها مطمئنا ديگري اثري از دين و اسلام در ايران ما نخواهد ماند.
277820 | علي  - كوتاه بين نباشيد   |2010-01-18 09:34:20|IRAN - [moderator4]
با سلام
درست است كه عده اي از خانواده هاي محترم شهدا و مومنين در صف معترضين بودند ولي خواسته آنها اجراي بهتر از اين قوانين اسلامي است و زمين تا آسمان با خواسته ي بقيه فرق دارد. شما اشتباه نكنيد. كمي با خداي خود خلوت بكنيد ببنيد چه كاري انجام داديد كه با دشمنان و بي دينان و هوس بازان در يك جبهه قرار گرفتيد و مسلما عده ي مومن معترض اينها را قبول ندارند. پس اگر عاقل باشيد كنار مي رويد تا نظام تكليفش را با اين عده ي قليل مشخص كند، آنگاه شما تشريف بياوريد.
موفق باشيد!
278057 | دانشجوي فرزند يك كارگر   |2010-01-18 20:47:26| - [moderator5]
آقاي علي اي كاش شما سخنگويي اين خانواده شهدا نمي شديد و اجازه بدهيد خودشان اظهار نظر كنند.
اما سايت الف هم يكسويه معترضان را به آشوبگر ، خارجي ، امريكايي و مرفه بي درد! و از اين تعابير نسبت دهد بجايي نخواهد رسيد.
آخه مرفه بي درد كه در اين شرايط به اقرار خود در جمهوري اسلامي به پول و ثروت رسيده بايد طرفدارش باشد كه هست.
پس كميوجدان داشته باشيد
277849 | محمد   |2010-01-18 10:31:39|FRANCE - [moderator4]
با سلام دوست عزیز ناشناس این چه حرفی می زنی ! شما توقع داری که ان میلیاردر شمال شهری خودش یا فرزندش بیاید تظاهرات یا مستقیم است به مبارزه بزند ! نخیر انها انقدر برای مال و جان خودشان ارزش قائل شده اند که هیچگاه انرا بخطر نمی اندازند و با پول و ایجاد تبلیغات و شایعه پراکنی و.... عده ای را گمراه و در مسیر خواسته خودشان حرکت می دهند و هر موقع که کم می اورند مستقیما مذور استخدام می کنند . شما هم ناراحت نباش اگر قرار باشد که هیچکس اشتباه نکند چه خانواده شهید چه مبارز قدیم و چه یار سابق انقلاب دیگر همه کشور پاک وبدون مشکل بود
277905 | ناشناس   |2010-01-18 13:10:42|IRAN - [moderator4]
دوست عزیز ناشناس ، ایشان ذکر کردند منظور اغتشاش گرانند نه معترضین ،
277802 | دانشجو   |2010-01-18 08:53:43|IRAN - [moderator4]
در يك سال گذشته به نظر مي رسيد كه غرب واقعا در برابر انرژي هسته اي ايران قافيه را باخته و در بن بست قرار دارد

آيا مسير تاريخ تغيير كرده و يك كشور ضعيف اراده خود را به كشورهاي ابر قدرت تحميل مي كند

اما با پيدايش شورشهاي خياباني در تهران خيالم تا حدودي راحت شد چون تاريخ به مسير اصلي خود بر گشت و آن كشور كوچك متوجه شد كه خلاف آب شنا كردن بهاي سنگيني دارد
296096 | ایرانی  - توبه   |2010-03-08 14:30:24|IRAN - [moderator18]
وای به حال تو و امثال تو که ذلت پذیر هستید
277805 | متخصص ارتباطات   |2010-01-18 08:55:04|IRAN - [moderator4]
آرمان انقلاب اين بود كه به بشريت اين امكان را بدهد كه از بالا به وضعيت كنوني خود بنگرد و
امام خواست به ما نشان دهد مرزهايي دور خود كشيده ايم با مين و سيم خاردار و همنوعان خود را جدا كرده ايم و اگر آنها از گرسنگي بميرند چون افغاني يا لبناني هستند صدايمان در نيايد اين از انسانيت و اسلاميت فاصله زيادي دارد.

بشر امروز ادعاي پيشرفت دارد اما مرزهايي دور خود دارد كه از بالا به شكل اصطبل است تا كشور. اگر كسي بخواهد به اصطبل ديگري وارد شود تكه پاره مي شود و اگر كسي در بيرون اصطبل از گرسنگي بميرد چون آفريقايي يا افغاني است كسي واكنشي نشان نمي دهد.

اين پيشرفت نيست و حيوانيت است و امام راهي را به ما نشان داد كه از اين مرزها و محدوديتها عبور كنيم و راه او انساني و اخلاقي است و شدني است

تنها نياز به يك رنسانس واقعي است يعني بايد به اصل خود برگرديم. حتي اگر قرار است از غربيها نيز تقليد كنيم آنها با بازگشت به اصل خود رشد كردند و ما نيز بايد به اصل خود برگرديم نه اينكه دنبال آنها بدويم.




مي گويند قرون وسطي آزادي انديشه نبود. شايد درست باشد اما آن زمان تنوع زندگي وجود داشت و اين نشاني از آزادي است. امروزه لباس و غذا و شيوه سخن همگان يكي شده.

يعني هر كس متولد مي شود شيوه زندگي او از قبل مشخص است و اين شيوه را رسانه ها تعيين مي كنند و تحميل مي كنند.

زنجير اين رسانه ها بسيار محكمتر از زنجيرهاي قرون وسطي است. زنجير رسانه هاي مدرن ناپيداست و به گردن همه ما آويزان است (گوشي هاي موبايل يكي از اين زنجيرهاست و آنتنهاي تلويزيون و ماهواره و همين اينترنت زنجيرهاي ديگر را شكل مي دهند.
277807 | علي   |2010-01-18 08:55:57|IRAN - [moderator4]
سبزهايي كه مي گويند نه غزه نه لبنان و بي بي سي آن را پخش مي كند.

سيد حسن در مقابل جواب داد كه اگر به لبنان حمله شود ما از ايران انتظار دخالت نداريم اما اگر اسرائيل به ايران حمله كند ما با تمام وجود وارد صحنه خواهيم شد.

انصافا اين سخن سيد خيلي مظلومانه است. لبنان در جنگ 33 روزه براي ما جنگيد و حمله اسرائيل به ايران را به تاخير انداخت و اكنون نيز به همين منظور مسلح مي شود و شنيد شعار نه غزه نه لبنان براي سيد بسيار سخت است .

شعار نه غزه نه لبنان با اصول انساني منافات دارد. به طور حتم انسانها به رشدي خواهند رسيد كه اين مرزها برچيده خواهد شد و در آن روز اين شعار سنبلي از عقب افتادگي اخلاقي انسانهاي مدرن خواهد شد.

آنها خواهند گفت يك زماني بشر به دور خود مرزهايي مي كشيد و نام آن را كشور مي گذاشت و اگر آن طرف مرز انسانهاي ديگر از گرسنگي مي مردند به اين دليل كه

د ر آن طرف مرز هستند مستحق مردن تلقي مي شدن
278079 | ناشناس   |2010-01-18 22:37:48|IRAN - [moderator5]
خيلي جالبه اين نظر را بنده يكي دو ماه پيش در همين سايت ديدم ميدانم فرصت بازبيني و حافظه شما ياري نمي دهد كه نظرات تكراري را تشخيص داده و منتشر نكنيد
278087 | ناشناس   |2010-01-18 23:44:47|IRAN - [moderator5]
برای کسانی که برای نظریاتی که مثل این نظر بر اساس آموزه های انسانی نوشته شده رای منفی می دهند متاسفم و به جای کسانی که رای مخالف داده اند احساس شرمساری می کنم...ما داریم به کجا می رویم؟!
278109 | جنبش سبز   |2010-01-19 00:56:00| - [moderator5]
اقای عزیز و محترم. اگر اسرائیل روزی چنین غلطی را مرتکب شود، مایی که برای احقاق حق و دفاع از رای خود ارام نمی نشینیم ، در مقابل غلطهای زیادی اسرائیل و گنده تر از اسرائیل هم ارام نخواهیم نشست و آنچنان جواب قاطع و رعد آسایی به این حماقتش میدهیم که سید حسن نصراله فرصت نکند اخبار روز اول غلط اسرائیل را بخواند. شما در مورد مردم ایران چه فکر کرده اید؟ امروز اگر ما علیه هم معترض باشیم. فردا یک اجنبی بخواهد نگاه چپ به ایران کند، قشر موافق دولت چشم راستش را از کاسه در می آورد و قشر معترض هم چشم چپ او را. شما خواهشا به جای اینکه تمجید از دیگران کنید مردم خود را بهتر بشناسید.
277810 | از روستا   |2010-01-18 08:59:18|IRAN - [moderator4]
ما قرار نيست مانند اروپا شويم ما انديشه اي داريم كه وجود اروپا را در كنار افريقاي گرسنه و افغانستان غارت شده تحمل نمي كند و براي همين انديشه است كه هزينه مي پردازيم

شرم آور است كه مردم اروپا دور اصطبل خود را سيم خاردار كشيده اند و در رفاه كامل زندگي مي كنند اما در جهان يك ميليارد گرسنه وجود دارد و سالانه بر اساس آمار سازمان فائو بيست ميليون نفر از سو تغذيه جان مي دهند و در ده سال گذشته در دارفور سودان بيش از هفت ميليون انسان مردند و ...

هزينه جشنهاي كريسمس و هزينه ساخت سلاحهاي كشتار جمعي براي سير كردن شكم گرسنگان آفريقا كافي نيست؟
277826 | fereydoon   |2010-01-18 09:46:09| - [moderator4]
این مقاله درس پس دادن سر کلاس است که بورژوازی چیست استثمار چی است . بورژواها خرند استثمارگرها گاو هستند خوب گیرم باشند تکلیف ما چیست شما برای این مملکت چه پیشنهادی داری ما که دوسیستم بیشتر نمیبینیم سرمایه داری(بورژوازی)و سوسیالیسم مطابق اصل 44 هم قرار است سیستم سوسیالیستی این کشور تبدیل به سرمایه داری شود خلاصه وقتی کارخانه را به بخش خصوصی واگذار میکنند معنیش اینست که یکعده سرمایه دار انرا میخرند
277829 | آصف  - چه ستم ها که به اسم اسلام و خ   |2010-01-18 09:59:12|IRAN - [moderator4]
سلام علیکم
ستم وظلم واقعی در نژاد پرستی آقایانی هست که تا موقعی که خود مسئول و مدیر این مملکت بودند ، هیچ مشکلی نبود ، تورم نبود ،رکود نبود ، بی کاری نبود ، اسلام و شیعه مظلوم بود ، ولایت فقیه خط قرمز بود (حبل المتین بود) ، آرمان امام راحل(ره) مو به مو باید اجرا می شد،مواد مخدر و قاچاق کالا نبود،رانت خواران را خود پرورش نمی دادند ، آقا زاده های مافیایی زمان آنها بوجود نیامدند ،شعار اصلی نظام کمک به همه مسضعفین(قانون اساسی و انسانیت) بود ، مبارزه با استکبار حرف اول بود ، صهیونیست غده سرطانی بود،خودخواهی وجود نداشت ، تصمیمات غلط وجود نداشت ، لجاجت اصلا جای بر ظهور نداشت و...
و حال که مردم فهمیدن به وسیله چیزهایی که فکر می کردند وجود نداشت(علنی وجود نداشت در باطن بیشتر از آنکه می شد تصور کرد در باطن بود) و آنها را حذف کردند به خاطر دروغ های فراوان شان:
1- عالمان بی عمل که سرد می کنند ملت را از سیاست.
2- مقدس مآب های ریاکار دین فروش که باعث لغزش مردم از اعتقاداتشان می شوند.
3-پرورش رانت خواری و حرام خواری ، باعث شد مردم بفهمند مسئولینی هستند که دروغ می گویند( آن هم عادت کرده و فراوان)
4-بزرگ کردن سیاسی ،علمی ، اقتصادی و... آقا زاده های خود با پول بیت المال ، چون خود را سرور و قیوم مردم می دیدند.
5- انحصار گری و خصوصی سازی به نفع خود در مواجه با جهانی شدن اقتصاد( چه کارها که با همین پسر خاله ها ، رانت خواران ، آقا زاده ها و... نکردند.
6-وضع قانون های بخشنامه ای به نفع جناح فامیلی خود.
.
.
.
تمامی این روش های استکبارانه و خودخواهانه و توام با دروغ این دین فروشان عواقبی دارد:
دلسردی، اغنا نشدن مردم ، بد بینی به مسئولین ، تردید در دین و مذهب ، بی کاری ، فشار اقتصادی ، دور تسلسل باطل رفتار های اجتماعی ، گسترش دروغ ،مخلوط شدن حلال و حرام و....
حال که دستشان از این همه سرریز شدن پول های حرام به جیب گشادشان نمی رسد
دست به جنایت هم خواهند زد، اهانت ، تهمت، دروغ ( دجال شدن) ، دست دوستی با دشمنان قسم خورده پیشکش شان چراکه:
همه این موارد حاصل غلطهای آنها بوده است و حال غلط های خود را به نظام نسبت می دهند و حکایت به زیر دیگ زدن را آغازمی کنند:
1-همراهی با وهابیان ، بهائی ها ، بابی ها و فرقه های ضاله( کسی که خیانهای فوق الذکر را می کند مطمئناً از همان اول از این گروه بوده است).
2- علنی کردن همکاری با استکبار با شعارهای ساختار شکنان آنها( کسی که خیانهای فوق الذکر را می کند مطمئناً از همان اول از این گروه بوده است).
3- آشکار کردن به استخدام در آمدن شبکه های جاسوسی سیا و موساد( کسی که خیانهای فوق الذکر را می کند مطمئناً از همان اول از این گروه بوده است).
4-ادامه دروغگوئی با دست زدن ها و تشویق ها دشمنان قسم خورده از تریبون ها ی مختلف مخالف نظامBBC,VOA، العربیه و....( کسی که خیانهای فوق الذکر را می کند مطمئناً از همان اول از این گروه بوده است).
5- اقدام به بر اندازی با کمک همه دشمنان جمهوری اسلامی ایران: سلطنت طلبها،ساواک سابق ، منافقین ، ضد انقلاب ها ، مخالفین ولایت فقیه ، مخالفین مکتب شیعه ، اشرار و آشوبگران ،اسکبار ، صهیونیست ، استعمار پیر ، غرب ،وهابی ها ، بهایی ها ، بابی ها و...( کسی که خیانهای فوق الذکر را می کند مطمئناً از همان اول از این گروه بوده است).
6-...
حکایت همچنان ادامه دارد مگر می شود جلوی تمامی آنها ایستاد و منتظر آسیب از این از خدا بی خبران نداشت چراکه همه کار می کنند و حمایت از طریق استکبار می شوند:
- جعل، سند سازی ،فتوشاپو...
- دروغ های بزرگ از طریق کد های آشوبگری خودشان.
- ترویج بی دینی خراف بودن دین اسلام و شیعه.
- اعطای نوبل های صلح و جوایز دیگر برای کشتار زنان و کودکان افغانستان، فلسطین ، یمن ،لبنان و عراق ( برای آنها فرقی نمی کند چه کسی جلوی تفکر فوکویامایی آنها بایستد)
- دروغ بزرگ تقلب برای براندازی.
- کشتار سازی جهت مظلو نمایی و ظالم جلوه دادن طرف مقابل.
- خود زنی جهت مظلو نمایی و ظالم جلوه دادن طرف مقابل.
- اهانت و ترویج توهین .
- امل دانستن انسانهای خداجو.
- خداجو دانستن حیوانهایی که اهانت می کنند به اهل بیت(ع)
-ادامه آشوبگری.
- اهانت به امام راحل(ره) با پشت پا زدن به انقلاب اسلامی ، قانون اساسی و آرمانهای او.
- توسل به استکبار برای نابودی نظام و تبدیل به یک عراق و افغانستان دیگر.
-حمایت از آقفازاده های حرام خوار قدرت طلب.
-حمایت از رانت خواران انحصارگر سابق.
- تشویش اذهان عمومی با ادامه آشوبگری.
- نابودی اصلاح طلبان و منتقدان اصلی و واقعی نظام اسلامی.
-مبارزه با تفکر استکبار ستیزی.
- هم پیمان شدن با رجوی ها.
حتما مزدور هم می شوند.
.
.
.
بالاخره ماه پشت ابر نمی ماند.
بالاخره فهمیدیم احساس ترس یعنی چه.
بالاخره فهمیدیم فرق اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی(ص).
بالاخره تجربه کردیم وقایع صدر اسلام و خلافت حضرت امیرالمومنین(ع) را.
بالاخره عمار،طلحه ، زبیر ،معاویه ، یزید ، شمر ها زمانه را هم دیدیم.
وای که این قدرت طلبان ، ریا کاران به اسم اسلام و خدمت به مردم چه ظلمهای که نکردند ، و اکنون نیز نشستند بیرون گود می گویند لنگش کنید(به زیر دیگ می زنند)
وسلام
277866 | رهگذر  - شهيد   |2010-01-18 11:16:07| - [moderator4]
اتفاقا همينها(خانواده شهدا و..) كه بعضى نام مي برند نشان ميدهد آن جمعيت اوليه از روى احساس و اعتماد به آقايان مدعى تقلب از ايشان حمايت كردند و پس از برملا شدن دروغ تقلب اكثرا ديگر اين حمايت ادامه نيافت مگر ميشود وقتى همه سفارش شهدا به پيروى از ولايت است خانواده آنها بخواهند درست در خلاف آن جهت حركت كنند و اگر هم در موارد معدودى اين رفتار بخواهد ادامه پيدا كند بايد گفت ملاك شهدا هستند نه زن و فرزندى كه بر خلاف وصيت شهيد حركت مي كنند.
277874 | ناشناس   |2010-01-18 11:26:45|IRAN - [moderator4]
جمهوری اسلامی تنها حکومتی است که بیشتر مخالفانش را طبقاتی تشکیل می دهد که دستشان به دهانشان می رسد!
بقالی که خانه اش در پایین شهر و مغازه اش در بالای شهر قرار دارد در روزهای اوج اعتراضات اخیر حرف جالبی می زد. او می گفت: انقلاب 57 انقلاب گرسنه ها بود. این شلوغ کاریها انقلاب سیرهاست!
البته راهکار اصلی ایجاد تعادل اقتصادی در جامعه و از بین بردن تبعیضهاست. تا زمانی که طبقات پایین جامعه رنج می کشند و بر سر آرمانهایشان ایستاده اند و تازه به دوران رسیده ها و نوکیسه های بی فرهنگ هر روز و با سوء استفاده از شرایط فربه تر می شوند و به دنبال آن هستند که علاوه بر قدرت اقتصادی قدرت سیاسی جامعه را هم در اختیار بگیرند , اوضاع همین است و تنازع سیاسی در جامعه به اشکال آشکار و پنهان ادامه خواهد یافت.
278116 | ناشناس   |2010-01-19 01:28:20|IRAN - [moderator7]
بقال محله شما اشتباه می کند. انقلاب اسلامی هم انقلاب گرسنگان نبود چرا که معنای انقلاب گرسنگان، تغییر به خاطر نان است. ان جا هم مردم ایران مطالباتی فراتر از نان داشتند و ان اجرای اسلام در حکومت و عزت مومنین بود.
امروز هم با توجه به تحولات سیاسی اجتماعی 20 سال گذشته بخشی از مردم بدنبال چیزی هستند که بنظرشان انقلاب به انها نداده یا حداقل در چند سال اخیر از انها دریغ شده. جدای از قشر شناخته شده به ضدیت با انقلاب و اسلام که اجرای اشوبها و اغتشاشات را بعهده دارند، بخش بزرگی از مردم هم با مطالباتی حتی بیشتر اقتصادی علم مخالفت را برداشته اند.
278188 | بقال محل!   |2010-01-19 10:12:42|IRAN - [moderator4]
ما عرض نکردیم مردم سال 57 برای نان و شکم قیام کردن گفتیم اونایی که علم انقلاب رو به پا کردن و تا امروز پاش ایستادن و خون دادن مردم طبقه 3 بودند. این حرفیه که خود امام که خدا رحمتش کنه بارها فرمودن!
ما هم قبول داریم که امروز بخشی از مردم دنبال یه چیزایی هستن اما این مردم اغلب کسانی هستن که یا پولدارن یا از قضا در همین 30 سال و عمدتا بعد از جنگ آبی زیر پوستشون رفته!
حالا ما که بخیل نیستیم خدا بیشتر بشون بده اما بقیه رو هم در حد یک رای دهنده معمولی قبول داشته باشن و نخوان با گردن کلفتی اقبیت رو جای اکثریت بنشونن اجرای اسلام در حکومت و عزت مسلمین پیش کش!
277882 | علی  - حق رو نباید با افراد سنجید   |2010-01-18 11:46:24| - [moderator4]
مشکل شما اینه که حق رو با افراد می سنجید نه با حق و حقیقت مگه طلحه و زبیر کی بودن ؟ بله ... هر کسی ممکنه تغییر کنه حتی شما و من و آقای کروبی و آقای احمدی نژاد و فرزند شهید همت
بنابراین مثلا من که می گم آقای احمدی نژاد آدم انقلابییه اگه ببینم همین احمدی نژاد مشایی رو منصوب بکنه . بهش ایراد می گیرم . اگه ببینم آقای موسوی هم روبروی انقلاب وایساده به اون هم ایراد می گیرم
حق رو باید با حق سنجید نه با افراد
277884 | شهریار   |2010-01-18 11:51:29|IRAN - [moderator4]
"بورژوازی ایرانی در حال قبح زدایی از بی عفتی، تحصیل مال حرام و بی قیدی دینی است."
"بورژوازی ایرانی دلال منش، لذت جو، هرهری مذهب، بشدت غربزده، دین گریز، روشنفکر نما، بی ریشه و ضد انقلاب اسلامی است."

ضمن اینکه با تعریف نویسنده از بورژوازی ایرانی مشکل دارم ولی حتی اگر قبول کنیم بنظرم میرسه نویسنده با این گونه توصیف ها تنها قصد تخلیه خود را دارد.
با صفر و صد کردن موضوعات به جایی نمی توان رسید.

به عنوان مثال، اگر ایشان معتقدند که مخالفان دولت دین گریز و ضد مذهب و ... هستند، احیانا باید آقای مشایی که حامی سرسخت احمدی نژاد است را تعالی دهنده ی دین دید.
با این برچسب های افراطی نه تنها مشکلی حل نمی شود بلکه تحلیل واقع بینانه سخت تر می شود. تنها اتفاقی که می افتد، خالی شدن دل نویسنده است.

به نظر من رسانه ها در حال حاضر باید به کمک تحلیل های واقع بینانه بیایند نه اینکه با ترسیم تصویری غیرواقع بینانه در جلوی مردم، شرایط را پیچیده تر کنند. نباید به صرف اینکه جنگ رسانه ای است، هر مطلبی را که نفی رسانه های غربی بود را به عنوان تحلیل داد.
277892 | سورنا  - پاینده ایران   |2010-01-18 12:18:11|IRAN - [moderator4]
مطالب این مقاله را می شود با پوست و استخوان لمس کرد قشری نوکیسه و بی اعتقاد به تمامی اصول با شعارهای فریبنده و دروغین با قصد به دست آوردن قدرت سیاسی.
این قشر بی هویت و دلال منش در صورت موفقیت نه تنها اثری از دین در جامعه باقی نخواهد گذاشت بلکه دیگر اثری از ایران نیز نخواهد بود نگاه کنید به شعارهای دروغین شان در حمایت از اقلیت ها و قومیت ها در انتخابات اخیر البته نه از جهت حمایت از حقوقشان بلکه برای آشوب درست کردن، برای قبیله ایی نشان دادن انتخابات، برای تهییچ ساده لوحان، برای جدا کردن مردم از هم و در یک کلام برای پاره پاره کردن ایران عزیز
البته ایرانیان وطن پرست و دیندار هرگز نباید از این جماعت بی هویت غافل باشند چرا که این جماعت مثل ویروس می ماند و قابلیت تغییر شکل را در هر محیطی دارد باید بهوش بود
277903 | آزاد انديش   |2010-01-18 13:00:00|IRAN - [moderator4]
بنده با تحليل ارائه شده تقريباً موافقم، فقط يک نکته در اينجا قابل ذکر است که نقاط ضعف و اشتباهي در طول اين 30 سال وجود داشته است که مي طلبد عملکرد ها نقد شود و با بازخوردي که گرفته مي شود به بهبود شرايط پرداخت تا هر چه بيشتر اهداف پاک و متعالي نظام به ظهور برسد.
277916 | میثم   |2010-01-18 13:48:55| - [moderator4]
آقای سعید معصومی عزیز،در درستی مطالبی که عرض کردید (بخصوص بورژوازی و تاریخچه وریشه های آن ومباحث مربوط به لیبرال دمکراسی)حرفی نیست ومن در حدی نیستم که اظهار کنم اما به نظر می رسد که شما در انطباق آن موارد با مصادیق مورد نظرتان در شرایط فعلی کشور دچار افراط شده اید. درست است که تاریخ تکرار می شود اما نه به صورت غیر منعطف و همواره مسائلی وجود دارد که پنهان می ماند.تمام حرکات با ظاهر اصلاح طلبانه دهه اخیر ایران را نمی توان با مهر بورژوازی و فراماسونری غربی منکوب کرد زیرا میل تغییر و پیشرفت لایه های مختلف جامعه اگر مثبت و مشروع باشد چه به ضرری اسلام و مردم و نظام مبتنی بر آن دو می گذارد. مگر اسلام دینی پویا نیست! مگر مردم ایران اقوامی نبودند که فرهنگ هر قوم مهاجمی را در فرهنگ غنیء خود محو کرده اند! پس ترس از تغییر رو به جلو برای چیست؟ آیا نمی توان هم اصولگرای واقعی بود و هم اصلاحاتی طبق شرایط روز اعمال کرد که مصالح نظام جمهوری اسلامی را تامین نماید.به راستی چند درصد مردم و دانشگاهیان که طرفدار اصلاحات هستند در این قالب قرار می گیرند.چرا تعریفی ازآنها در نظرات شما دیده نمی شود!
278005 | ناشناس   |2010-01-18 17:47:24|IRAN - [moderator4]
من نمونه هایی میارم در رد نظر شما.
توی دانشگاه ، من تا حالا فقط 6 نفر دیدم که دغدغه دین داشتند و اصلاح طلب هم بودند.

از این 6 تا هم 5 تاشون حرفشون این بود، دین از سیاست جداست.

بقیه دوستان اصلاح طلب هم که مشخص است و نیاز به توضیح نیست. شما خودتان را به خواب زده ایو وگرنه حقیقت آنکه بیشتر همفکرانتان درصدد سکولاریزه کردن دین مردم هستند، انکار ناپذیر است
278123 | محمد   |2010-01-19 02:09:54| - [moderator7]
وقتی دولت و در کل نظامی که اینقدر مهر دین رو به سینه میزنه، نتونه از پس معیشت مردم بر بیاد، بدونید که مردم اونو به حساب دین مینویسند

خدا نکنه روزی بیاد که اکثر مردم ما بی دین شده باشند ...
277943 | lمجید   |2010-01-18 14:41:21|IRAN - [moderator7]
جناب آقای معصومی
تحلیل جامع کامل ودرستی بود اززحمات شما در تهیه این مطلب وزین که ظاهرا" در خارج ازکشور می باشید متشکرم.برادر عزیز بسیاری از دانشگاهیان و روحانیون دقیقا" به مطالبی که شما نوشته اید ایمان وباور دارند.متاسفانه این مجموعه عظیم به واسطه عدم دسترسی سازمان یافته به پایگاه های فکری وفرهنگی مثل مساجد ، صدا وسیما ،کرسی های استادی و... ودرگیر شدن با زندگی روزمره بسختی وبصورت چهره به چهره به اینکار مبادرت می ورزندو مورد بدترین فشارها واهانت ها قرار می گیرند. وحتی در معدود رسانه هایی مثل این سایت که مبادرت به درج این اندیشه ها می کنند، از هتاکی و فحش و ناسزا در امان نیستند.امیدوارم از شما حداقل ایمیلی جهت ارتباط بیشتر داشته باشم.ان الله یدافع عن الذین آمنوا
277946 | دلسوز   |2010-01-18 14:45:04|IRAN - [moderator7]
جالبه ایشان از تفخر و تکبر کمونیستهای اوایل انقلاب سخن راندند و نمیدانم چرا وقتی خود را معرفی میکنند مینویسند " سعید معصومی از .... لندن " خوب مومن اینقدر مقاله و نوشته تو الف منتشر میشه کدامشون میگن از کجا؟! نکنه مینویسی از لندن تا مردم بگن اوووووووووو طرف لندنیه! خوش بحالش داره حال میکنه اونجا ( البته شرعی ) و نمیدونه ما اینجا چه میکشیم از دست اونایی که ایشون در نهایت طرفدار اوناست.!
عزیز برادر این هم یه نوع فخرفروشی و تکبر به هم میهن های خودت است ای کاش دیگه تکرار نشه!

دوم اینکه ما یه دور تاریخ شهرهای اروپایی کنار رودخانه و پل و خوندیم و ندونستیم کجای لیبرال دموکراسی واقعی با اصول مسلم اسلام در تضاد است؟
ما همیشه به بدبین های به اسلام میگفتیم و میگیم نگاه به مسلمانان نکن که وضعشون چطوره برو و نگاه به اسلام بکن که مترقی ترین قوانین را برای بشریت به ارمغان آورده . خوب حالا به ایشون میگم شما از کدام افراد هستی به آدمهایی که لیبرال دموکراسی را مدعی هستند نگاه میکنی یا به قوانین آن ؟
فقط میدونم که اسلام بطور کلی و شیعه اثنی عشر که افتخار عضویت باروح و جانم را درآن دارم ؛ چنانکه آقایان میگویند یک بعدی و خشن نیست و ما خواستار اسلامی هستیم که در آن پیامبر اسلام (ص) فرمودند " انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " ( من برای به نهایت رساندن سجیه های اخلاقی مبعوث شدم ) و همچنین فرمودند " سبقت رحمه غضبه " ( خداوند ما خدایی است که رحمت خود را بر غضبش برتری بخشید ) . حال میخواهند بگویند این اسلام ناب محمدی (ص ) است یا اسلام آمریکایی !برای من فرقی نمیکند.
277947 | ناشناس   |2010-01-18 14:54:22|IRAN - [moderator7]
ثروتمندان امروز چه کسانی هستند، برادران عزیز ما با قشر ثروت مند مخالفتی نداریم اسلام با سرمایه مخالفتی ندارد ما دست این عزیزان ثروتمند را هم می بوسیم ام به شرطی که طبق قانون عمل کنند سود و منفعت خود را ببرند و برای جامعه مفید باشند و اما اینکه معترضین از این قشر هستند خدمتتان عرض کنم از وضعیت گذشته چه در جنگ تحمیلی و چه در وضعیت فعلی هیچ کس به اندازه این آقایان سود نبرده و این قشر در هیچ شرایط حاضر به تغییر در وضعیت موجود نمی باشند و وضعیت فعلی برایشان بهشت است.
277948 | hosein  - خارج نشين   |2010-01-18 14:57:15|IRAN - [moderator7]
اين هم نسخه خارج نشيني ديگر براي از هم پاشاندن ملت وامت اسلامي ايران است.ايشان قانون اساسي جمهوري اسلامي را ناديده گرفته و از اصول شوراها و احزاب و....... كه بسياري از ان مباني مشترك اسلامي و ليبرالي دارد را ناديده گرفته است. امام بزرگوار وشهيدان بهشتي و مطهري و.... درست خلاف ايشان فكر ميكردند. لپ كلام ايشان هر كس غير از من ميانديشد پس ليبرال است و حكمش هم اخراج يا ..... است.PLease don,t censure again
277960 | سید   |2010-01-18 15:21:38|IRAN - [moderator4]
.....-مراعات یا عدم رعایت مسائل دینی بخصوص درزمینه اقتصادی ازافرادی که بعنوان الگوی جامعه هستندونقش کلیدی رادارند،.اثرات مثبت ومنفی خودراروی جامعه می گذارد.
3-بعدازجنگ دودوره آقای رفسنجانی رییس جمهور است.رشدسریع آقازاده ها وبی تقوایی اقتصادی درجامعه وآقازاده پروری وجولان مافیای اقتصادی و...و... -طبعااندیشه اقتصادی ونحوه زندگی فردی چون آقای رفسنجانی بعنوان یک شخصیت حقوقی که سالها نقش کلیدی درجامعه داشته اند ازدیدمردمی که انتظاردارند مدیران کلیدیشان زندگی همرنگ دین داشته باشند،پنهان نمانده ونمی ماند(البته اگرایشان بعنوان شخصیت حقیقی چندین برابراین هم ثروت داشته باشدمثل افرادحقیقی دیگرکه خدابه آنها مادیات بخشیده وهرطورکه بخواهند زندگی داشته باشندمردم ازوی انتظاری نداشته وندارند).اما دراینجا صحبت ازالگوبودن شیوه زندگی فردی وخانوادگی واجتماعی مدیران اصلی وستادی جامعه مطرح است که باکدام زاویه دین مطابقت دارد.
4-مردم به آقای خاتمی رای بالا می دهند تا به مسولین بفهمانندازشیوه اندیشه اقتصای دوره سازندگی خسته شده اند.
5-آقای خاتمی جمع زیادی ازوزرایش، وزرای دوره قبل تعیین می کند ،چند روزنامه نولید می شود، اما خبری ازعدالت اقتصادی وجلوگیری ازرشدآقازاده نیست....
وبزبان ساده تر،اگر رئیس جمهوروارد حریم امن آقازاده ها(سنبل سرمایه داری غربی) نمی شد،ومی گذاشت آنان کما فی السابق به فعالیتهای به اصطلاح اقتصادی خود،درامنیت کامل ادامه دهندوبخورندوببرند، قطعا این قشون کشی ها هم صورت نمی گرفت .وکسی بنام سیاست ،پرچم مخالفت با ایشان رادست نمی گرفت .هرچند که هرگز فعالان سیاسی به این امر اعتراف نمی کنند،وآن اندیشه اقتصادی رادرزیر ماسک سیاسی خودقرارداده ومی دهند،اماحقیقت رانمی شودزیرپا له کرد.وغیرازاین نیست جز چرخاندن مردم .وآن باصطلاح سیاستمدارانی هم که دراین دوطرف یکی به نعل می زنند ویکی هم به میخ، گویا ازطرف حضرات آقازاده ها چیزی برایشان ماسیده والاهربچه دبستانی می داند که دعوا برسرچیست. والسلام.
277983 | مهدی  - احسنت   |2010-01-18 16:12:18|IRAN - [moderator4]
واقعا عالی بود، به واقع ما در حوزه جامعه شناسی ضعیف عملکریدم، حوزه ای که اندیشمندان آن بسیاری از تحولات جهان رو رقم زده است. به واقع من در این چند سالی که با جامعه شناسی آشنا شدم، متوجه این مطلب شدم،
بورژواها برای تثبیت خودشون نیاز به قدرتی از انواع قدرتهای مورد نظر مارکس وبر داشتند، بنابراین با فقدان قدرت قانونی و کاریزماتیک در خودشون از راه قدرت سنتی وارد شدند و پس از دست گرفتن قدرت، با منشا بوجود آورنده اون رو یعنی دین به مبارزه برخواستند و دین گریزی رو ترویج دادند و به سمت بی دینی حرکت کردند، چرا که وجود دین پویای بهتری نظیر اسلام می توانست همه رشته های اون ها رو پنبه کند که ان شاالله با ظهور انقلاب اسلامی ایران این رشته ها پنبه خواهد شد. به واقع از سایت الف متشکرم و امیدوارم این گونه مطالب رو بیشتر بگذارند.
277985 | عسگر   |2010-01-18 16:18:47|IRAN - [moderator4]
متاسفانه آقای نویسنده به این موضوع اصلا توجه نمیکنند که اگر قرار است یک تفکر مورد پذیرش قرار بگیرد باید مردمی که گوش به صحبتهای مبلغین آن تفکر میدهند از آن موضوع قانع شوند.شما هنوز هم میگویید باید ریشه تفکر لیبرال دموکراسی را خشکاند.بدون اینکه مردم را با دلایل قوی و مستددل قانع کنید.شما بروید آنقدر به لحاظ تئوریک قوی شوید تا بتوانی با لیبرال دموکراسی مبارزه کنید .امروز به تعبیر خودتان میخشکانید فردا از جای دیگری ریشه میدواند.الحمدالله که قدرت سیاسی هم دارید.پس قاعدتا مشکلی با فهماندن مخاطب ندارید.ا الله اعلم به نیات
277998 | سید مهدی  - آقای معصومی متشکرم   |2010-01-18 16:54:28|IRAN - [moderator4]
با کمال تاسف تفکر لیبرال سرمایه داری امروز قلب ها و مغزهای بسیاری از مردم و مسئولین کشور ما را تحت تاثیر قرار داده است.آقای معصومی عزیز ،مسئله این است که ما در طول 20 سال بعد از جنگ زیر شدیدترین شبیخون های فکری و تبلیغاتی قرار داشته ایم.شاید وقایع بعد از انتخابات فرجی باشد برای بیدار شدن مردم و مسئولین،خصوصا مسئولین دانشگاهی و فرهنگی.در حال حاضر نمی توان امیدی به مسئولین فکری و فرهنگی داشت.تنها امثال شما و برخی دانشجویان و روحانیان گمنام هستند که باید به تنهایی و بدون انتظار کمک از جایی وارد میدان مبارزه با لیبرالیزم شوند.شما وظیفه دارید همه شماتت ها را به جان بخرید و در این مورد به روشنگری هایتان ادامه دهید.
278052 | ناشناس  - جاسوسان مسلمان را افشا کنید   |2010-01-18 20:30:01|UNITED STATES - [moderator5]
اگر کسی تا بحال متوجه نشده است که عبدالکریم سروش از نئوکانهاست و با آنان از جمله برنارد لوییس دمخور است باید خیلی جاهل باشد. دوست نزدیک او و از اصلاح طلبان - ناصر هادیان از عوامل سازمان سیا - در جلسه ای در دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد در زمانی که سروش در این دانشگاه به بیهوده گویی مشغول بود و بابت آن حقوق خوبی هم به او می دادند - در مقابل سئوال این که
دولت اصلاح طلب خاتمی موضعش در مقابل حمله آمریکا به عراق چیست ؟ گفت که این دولت مواضعش مانند دولت بوش است یعنی با حمله و اشغال عراق موافق.
این مرد عامل و جاسوس - سروش - در جلسات هاروارد - هیجوقت - لب به انتقاد از سیاستهای صهیونیسم و آمریکا - حتی برای یکبار - نپرداخت ولی مرتب با مشاورین سازمان سیا مرتب دیدار می کرد. مرگ بر جاسوسان
278054 | ناشناس   |2010-01-18 20:35:15|UNITED STATES - [moderator5]
لطفا" با اراجیف زیر سعی در بیگناه نشان دادن مجریان اصلی این کودتا - موسوی و زهرا رهنورد - نکنید که آنان را از گزند محکومیت مبرا سازید. این افراد از مجرمان اصلی هستند و باید فورا" دستگیر شده و محاکمه شوند:

{آنها با آتش زدن و تخریب و با دستورگیری از آن سوی مرزها کنترل جریان سبز را از دست آقای موسوی و اصلاح طلبان خارج کرده و کار را به سمت شعارهای ضد دینی و ضد انقلابی پیش بردند.}

ما تا زمانی که این جنایتکاران دستگیر و شدیدا" مجازات نشده اند آرام نخواهیم
نشست.
278068 | مهدی  - واقعگرایانه   |2010-01-18 21:48:34|IRAN - [moderator5]
با تمام احترامی که برای اعتقادات نویسنده این مطلب قائل هستم باید به جند نکته اشاره کرد

در طول آن پریود زمانی که نویسنده از تاریخ اروپا به آن اشاره کرد ، آن رخدادها و مسائل اجتماعی بود که آینده را ترسیم میکرد نه برنامه از قبل طراحی شده ای برای رسیدن به لیبرالیسم و این ذاتاً برمیگردد به تکامل بشر . با وجود آنکه بنده نیز با خیلی از مسائل نهادینه شده در غرب از قبیل برهنگی ، فساد جنسی و موارد مشابه مخالف هستم اما باید دید نتیجه ای این تغییرات چه شد ؟
طبیعیست که هر چه انسان بدست بیاورد امکان از دست دادن بخشی از انچه گذشته داشته وجود دارد از قبیل تکنولوژی . برای مثال بشر وقتی وسائل ارتباطی بی سیم را اختراع میکند امکانات زیادی برای خود فراهم آورده است و هرچند امواج آن ، مضراتی هم در پی دارد اما مصارف آن بیشتر است و در نتیجه استفاده از آن اپیدیمی می شود .
مسیری که غرب طی 5 قرن اخیر طی کرده ، امکانات زیادی را برای بشر بوجود آورده در علوم پزشکی انسانهای زیادی مشکلاتشان رفع شده ، در تکنولوژی ابزارهای زیادی اختراع شده و کافیست نگاهی به اطراف خود کنیم تا دریابیم هر جه که قابل استفاده است منشاء ان در غرب است که در 5 قرن اخیر بوجود آمده است .
(در این جا لازم است اشاره کنم منظور بنده با این مثالها این نسیت که به طور مطلق باید تسلیم غرب شد و امیدوارم خوانندگان محترم زود قضاوت نفرمایند )
حال چگونه این پیشرفت در غرب بسیار چشمگیر و در شرق سرعت به مراتب کمتری داشته را باید در تاریخ جستجو کرد . در طول تاریخ یک جنگ یا معاهده ، بیماری های فراگیر ، موقعیت جغرافیایی و عوامل زیادی در این اختلاف سرعت تاثیر گذار می باشد .
چه بسا به خاطر رخدادهای تاریخ ، امروز ایرانیان به یک تعریف برای جوامع بشری می رسیدند که جهانیان ناگزیر باید به آن تمکین می کردند . پس ما نیاید هر تعریف و یا اصطلاحی را فقط به دلیل ریشه غربی آن رد کنیم . امروژه در مدیریت ، علوم مختلف ، تکنولوژی و بسیاری دیگر از مسائل مجبور به قبول ساخته های غرب هستیم در نتیجه در علوم انسانی هم نباید بدون تحقیق و مطالعه هر تعریفی را رد کنیم . شرایط امروژه و قبل ما تشابه زیادی به گذشته غرب دارد و چه بسا آنها هم این راه را رفته و ما هم باید با مقداری فاصله زمانی برویم .
الیته اعتقاد قلبی بنده اینست که ما باید پتانسیل های خود را بشناسیم و با اصلاح تعاریف غرب ، آنها را با جامعه خود متناسب کنیم که اگر بخواهیم همه تجربیات آنها را تجربه کنیم فقط جلوی سرعت خود را گرفته و هزینه پیشرفت را زیاد می کنیم .

خیلی از مسائلی که امرروزه در جامعه ما بنام تهاجم غربی از آن یاد می شود ، بازخورد تکنولوژیست و اجتناب ناپذیر . بعنوان مثال ما تجهیزات ماهواره ای را ممنوع میکنیم ، در صورتی که بدیهیست ماهواره یک ابزار است و به خودی خود اثر سوء ندارد ، حال اگر در آن انواع شبکه های تلویزیونی در حوره های مختلف وجود دارد که گاهاً مضر هم هست ، نباید کل این بستر را ممنوع کرد بلکه می توان از آن بهره هم برد به شرط آنکه هم برنامه داشته باشیم هم برای استفاده کننده های از آن حق انتخاب و احترام قائل شویم .
امروزه اینترنت و شبکه های ماهواره ای ، رسم و رسوم و دیدگاه های انسانها را به هم نزدیک کرده است ، بدیهیست نمی توان به اینترنت یا انواع تکنولوژی ها ایراد گرفت زیرا با توجه به اینکه این ابزار ساخت غرب است آنها زودتر از ما از آن استفاده کرده اند و توانسته اند فرهنگ خود را به جوامع دیگر صادر کنند ، که بخشی از این فرهنگ ها درست و بعضی هم نادرست است . مردم در سراسر دنیا در حال استفاده از این ابزار هستند و روزانه در حال دریافت هزاران وبلکه میلیونها نکته می باشند . از آنجا هر کس حق انتخاب دارد ، در این بستر ایجاد شده به فرهنگ برتر ، پررنگ تر و پر جاذبه تر سوق پیدا میکند حال درست یا نادرست !
پس ما باید از این بستر فراهم شده به نحو احسن استفاده کنیم نه آن را محدود کنیم . در آینده به واسطه همین ابزار ارتباطی مردم دنیا آنچنان از نظر اعتقادات و فرهنگ به هم نزدیک می شوند که اگر بدبینانه نگاه نکنیم منجرب به صلح با ثبات در دنیا می شود . در نتیجه ( باتوجه به فرهنگ و تمدن طولانی خود ) باید هر چه زود تر بتوانیم یک بخشی از این مولد فرهنگ را به خود اختصاص دهیم .
به اندازه کافی در حوزه های مختلف از جوامع دیگر عقب هستم ، پس بجای رد کردن بدون مطالعه و کارشناسی هر آنجه غرب می گوید به فکر استفاده صحیح از تجربیات دیگران ، شناخت پتانسیل ها و استفاده صحیح از ابزار موجد باشیم .

برای خداوند کاری نداشت همه انسانها را به یک شکل ، به یک زبان و اعتقادات یکسان خلق کند ، در نتیجه بپذیریم که انسانها همانند اثر انگشتانشان در اعتقادات هم متفاوتندو به آن احترام بگذاریم .
278082 | mojtaba   |2010-01-18 22:53:08|EUROPEAN UNION - [moderator5]
نفی دستاوردهای بشری در حوزه علوم انسانی چند قرن اخیر، حقیقتا بی باکی می خواهد و این بی باکی هم فقط از نادان ها برمی آید.
278098 | سشسش     |2010-01-19 00:21:50|IRAN - [moderator7]
البته همه بد بختي ها از دروغ ديگري شروع شد و ان هم دروغ اتقلاب مخملي
278101 | ناشناس   |2010-01-19 00:24:46|UNITED ARAB EMIRATES - [moderator5]
مقایسه جنبش با خوارج معاویه.....نتیجه نداد؟رفتین سراغ قرن 18 راستی کی به حال میرسید؟
278115 | غلامحسین   |2010-01-19 01:22:38|IRAN - [moderator7]
در حال حاضر از دیدگاه جامعه شناسی 3 طبقه در کشور داریم: طبقه بسیار ثروتمند ، طبقه متوسط و طبقه پایین
در همه جای دنیا این طبقه متوسط است که باعث پیشرفت کشور می شود چرا که دائم در فکر اصلاح وضعیت است. برای طبقه مرفه که فرقی نمی کند چه کسی سر کار باشد... اتفاقا چون از وضعیت موجود سود برده نفعش در ادامه امر است. در عمل هم بطور نسبی جمعیت اندکی را تشکیل داده و تاثیرگذار نیست. طبقه پایین هم با وجودیکه جمعیت بیشتری را به خود اختصاص میدهد (هر چند کمتر از طبقه متوسط) اما این قدر مشکلات دارد که به فکر تغییر نمی افتد. فردی که به زحمت خرج اجاره خانه و خوراک خود را بدست می آورد و معدود درآمد خود را نیز خرج اعتیادش می کند فکر اصلاح امور در مخیله اش نیست. از طرف دیگر این طبقه به دلیل وابستگی مالی، ساده اندیشی، عدم بلوغ فکری و تاثیر پذیری از پروپاگاندای رسانه های حاکم ، طعمه خوبی برای انجام وظیفه به عنوان سیاهی لشکر تداوم وضع موجود به شمار می رود.
در حال حاضر طبقه متوسط اکثریت جامعه ایران را تشکیل می دهد و این طبقه گروهی است که نسبت به وضع موجود بی تفاوت نیست. در عمل هم انتخابات و حوادث پس از آن باعث شده اگر کسی قبلا بی تفاوت بوده اکنون این چنین نباشد. در بین اطرافیان خود اگر بنگرید زیادند افرادی که قبلا از عالم سیاست بسیار کم اطلاع بوده اند اما امروز موضع گیری کرده و تحلیلهای پخته ای می کنند... طبیعی است که این طبقه در صدد اصلاح بوده و مخالف رانت خواری گروه حاکم باشد. به همین دلیل است که جمع حاکم در صدد کاهش این طبقه و راندن آن به سمت طبقه پایین هستند تا مردم آنقدر دچار مشکلات شخصی باشند که نتوانند به اصلاح امور فکر کنند. به عنوان مثال طرح یارانه ها را جهت وابستگی بیشتر این گروه برنامه ریزی می کنند.
در ضمن برداشت شما از لیبرالیسم کاملا اشتباه و تحت تاثیر القائات حاکم است.
پیدایش لیبرالیسم به این شکل بوده که وقتی نظریه ایجاد حکومت بر مبنای رای اکثریت مردم ( یا همان دموکراسی) در مقابل حکومتهای استبدادی عملی شد، مهم ترین ایرادی که به آن وارد شد این بود که اکثریت می تواند با توسل به رای خود به اقلیت زور بگوید (دیکتاتوری اکثریت). لیبرالیسم با توسل به یک سری اصول از جمله احترام متقابل ، حقوق اقلیت و آزادی مطبوعات و رسانه ها سعی می کند از دیکتاتوری اکثریت جلوگیری کند.
امیدروارم نظرم چاپ شود!
278118 | ناشناس   |2010-01-19 01:48:10|IRAN - [moderator7]
این متن دارای اشکالات محتوایی و همچنین سرشار از غلطهای تایپی است.
شاید برای دوستانی مثل همین نویسنده که با کلیات تاریخی و سیر تکامل جامعه اروپا آشنا شده اند این مبحث بسیار کلیدی و مهم جلوه کند اما باید بدانند که مسایل ایران و جامعه اسلامی آن را باید با تحولات و مختصات خود ش سنجید نه تاریخ بورژوازی در غرب.
مسایل ایران از جنبه پیوند بورژوازی تاریخی آن(بازار) با روحانیت و حتی روحانیت انقلابی و تعارضات نظری در درون حوزه های علمیه پیرامون حکومت اسلامی و نظریه ولایت فقیه و نیز ترکیب طبقاتی فعلی ایران و تاثیر آن در انتخابات اخیر و .... کلا مسایل پیچیده ای را مطرح میکند که
1- به نظریات درون گفتمان دینی درباره حکومت برمیگردد نه ریشه های صد در صد غربی و متاثر از تعالیم لیبرال دموکراتهای اروپایی و
2- سبب دیگر عمل نشدن به ظرفیت دموکراتیک پیش بینی شده در قانون اساسی است که مورد قبول و میثاق وحدت ملی می باشد. چه بسا با عمل به این ظرفیت موجود می شد و می شود که نیروهای مایل به مشارکت سیاسی و اثر گذاری در سرنوشت خود را در چارچوب نظام اسلامی اداره کرد و به عنوان اقشار تولیدکننده علم، تولید کننده درآمد ملی و ثروت عمومی و زینت نظام اسلامی در عرصه های مختلف ورزشی و... به بازی راه داد.
278121 | hossein  - from Canada   |2010-01-19 02:07:03|CANADA - [moderator7]
شما در ایران با سیاست و مکار شوید تا به شما گیر ندهند .حقه بازی و دروغ و کلک را یاد بگیرید نه انسانیت را و اگر روزی فریب ما غربی ها را خوردید آن روز روز مرگ شما است و آغاز بدبختی واقعی .روراست می نویسم چون عادت دارم
cartoonist gol agha
278131 | Moji   |2010-01-19 03:26:09|IRAN - [moderator7]
جالب بود واقعا.
هیچ وقت فکر نمیکردم یه نفر اینقدر بتونه خلاق باشه که همچین چیزایی رو بتونه با هم مقایسه کنه.
شما واقعا اینطوری فک میکنین یا دارین شوخی میکنین؟
البته شما حق دارین هر جور که دوس دارین فک کنین.
ولی آخه برادر من الان میشه بفرمایید فرق شما با اونایی که "ملت مومن ایران را گروهی فناتیک و متحجر قلمداد می کردند." چیه؟
تحلیل شما همونقدر سطحی و یک بعدی و جانبدارانه است که تفکر اون آدما.
نمیدونم این الف عزیز قبل از منتشر کردن مقالات اونها رو میخونه یا نه ...
...
مخلص آقای سانسورچی هم هستیم ما.
278140 | ناشناس   |2010-01-19 05:49:23|CANADA - [moderator7]
برادر بزرگوار
تا آنجایی که تاریخ را می گوید زیبا و گزیده است ولی استنتاج ها و راه حلهای که می دهید نشان از ناپختگی فکری دارد. بیشتر تحت تاثیر ترس از لیبرال دموکراسی حاضر به

پیچیدن هر نسخه هستید.

توصیه من این است که باز در زمینه تاریخ انطباقی بنویسد اما بدون ادعای جامعه شناسی.
278142 | کاریکاتوریست سابق گل آقا از کانادا  - from canada   |2010-01-19 06:00:26|CANADA - [moderator7]
در جواب اکبر گنجی نوشتم
متاسفانه ما در خارج با جرات بگویم هیچ نشریه آزاد و مستقلی نداریم .یعنی ترس از آمریکا و گرفتار شدن و این گروه هک های لعنتی وطن فروش که بیشتر از همه سانسور دارند من را واداشته تا بی پروا حرف خودم را بزنم.چطور می شود میلیون ها طرفدار حکومت ایران را له کرد و به آنها اجازه حرف زدن نداد و باز بگوئیم ما آزادی خواه هستیم و آرزوی مرگ و جنگ و بدبختی برای ایران نمودن چون گروه و عقیده سیاسی ما محبوب تر از حکومت ایران نیستند در مورد اکبر گنجی من خیلی راحت می توانم جواب ایشان را بدهم نه برای حمایت از حکومت ایران بلکه برای رسوائی بی بی سی ها که 15 سال است من را سانسور کردند .بی بی سی در مملکت مسیحیان گردانده می شود و حقوق کارمندان آنها را دولت های مسیحی میدهند . همان ها که اکنون خودشان اعتراف دارند اسلام اولین و پر طرفدار ترین مذهب جهان است . یا شما در بی بی سی هیچوقت به بزرگترین مذهب دنیا به دیده احترام نگه کرده ائید ؟که اکنون اکبر گنجی را بازیچه آرزو های خود و فریب می دهید ؟شما ها که جنایات اسرائیل را پنهان نگه میدارید و جنگ با عراق و میلیون کشته و آواره را نادیده گرفته ائید ؟با وقوع زلزله در یک کشور تفریحی و مسیحی استعمار شده همه با هم برای نجات آنها بسیج می شوید و مردم مسلمان سومالی و افغانستان را از یاد می برید ؟و اما در مورد اکبر گنجی و شکوه ایشان از ولایت فقیه و خامنه ای که به صورت ناشیانه و دیکته باری مطرح شد . باید از بی بی سی پرسید کدام فرد بیشتر جنایت کار تر است بوش رئیس جمهور آمریکا یا حکومت استعماری بریتانیا که در رخت خواب مردم خودش هم دوربین مخفی دارد یا رهبر ایران ؟کدام جنگ را رهبر ایران آغاز کرده و کجا حکم اعدام و بمباران داده و گواتنامو ها را تشکیل داده است ؟هر حکومتی حق دارد در مقابل خرا بکار و تروریست داخلی و خارجی از خود دفاع کند . مانند مجاهدین خلق ایران و گروهگ ریگی در پاکستان و توسط آمریکا حمایت می شود .آیا در همان انگلیس که بیش از 40 درصد از مردم بدبخت مالیات می گیرند شما فکر می کنید بهتر از حکومت ایران هستند؟آیا در محل زندگی من کانادا نخست وزیر کانادا برای دسال مبلغ 30 میلیون دلار خرج حفاظت خود و خانواده اش را کرده آن هم از بغل مالیات های کمر شکن ما .وقتی دندان درد داشتم و به دندان پزشک ارزان دانشگاه مراجع کردم گفتند مبلغ 550 دلار هزینه درست کردن دندان من می باشد و گفتم من بیکار هستم و مبلغ 550 دلار برای اجاره و هزینه زندگی کمک دولتی می گیرم وندارم و مجبور شدمبا پرداخت 150 دلار دندان خود را بکشم هر چند دندانپزشک ناراحت بود و تاسف می خورد حکومت کانادا بهترین حکومت دنیا شناخته شده است ؟و این همه بی خانه مان دارد ؟به گفته سی بی سی نیوز بیش از 200 هزار نفر بی خانمان در کانادا هستند .ودر آمریکا بیشتر 3 میلیون نفر .این بحث و استفاده از دلیل و مدرک بسیار طولانی خواهد بود و برویم بر سر حرف شما در مورد امام زمان ؟گیرم امام زمان هم قلابی باشد ؟چه ربطی به بی بی سی دارد ؟مگر هم جنس بازان آزاد نیستند ؟مسلمان ها هم دوست دارند در انتظار امام زمان باشند .مگر مسیح و تولد و مرگ او چند داستان ندارد؟عقید شخصی و مذهبی میلیارد مسلمان به شما و بی بی سی چه مربوط است ؟مگر کسی را مجبور کرده اند که منتظر امام زمان باشد ؟من در ایران در سپاه سرباز هم که بودم گاهی اوقات نماز نمی خواندم و می دانستند اما مجازات نشدم چون خدا را قبول دارم . اگر قاضی مرتضوی اشتباه کرد چ ربطی به رهبر دارد ؟زندان بان خطا کرد چه ربطی به دولت دارد ؟مگر پلیس کانادا جریان مفقود شدن بیش از 500 زن سرخ پوستان اولیه اینجا را به فراموشی سپرده و حتی پلیس این افراد را در سر مای زیر 40 درجه در خارج از شهر لخت و رها می کرده که از بین بروند .کدام حکومت نمره 20 در احترام به حقوق بشر دارد این بحث بسیار طولانی است اگر دوست دارید من را به بی بی سی دعوت نمائید اگر فکر می کنید آزادی بیان دارید ؟
کاریکاتوریست سابق گل آقا از کانادا
278184 | حسام   |2010-01-19 09:59:04|IRAN - [moderator4]
استدلالها اصلا مطابق با شکل وساختار اجتماعی ایران نیست .صرفاحرفهای منطقی است که استدلال تاریخی به عواملی شده که ارتباطی با خاصیت فرهنگی وانقلاب ایران ندارد .

حرفهای بالا فقط خوشگل است ولی عمقش زیاد نیست . مثل یک آب گل آلود است که فکر می کنی عمق زیادی داره ولی ...

من با اصلاح طلبان اصلا موافق نیستم ولی دلیلی بیارید که معنی دار باشد . چند تا چیز رو به هم نبافید که سر و تهش هیچی در نمی آید .
278418 | علی   |2010-01-19 16:21:41|IRAN - [moderator4]
برادر عزیز در تحلیلتان از دوران 8 ساله آقای هاشمی و نقش آن بعنوان زمینه ساز دوران اقای خاتمی غفلت کردید.
278431 | فردین  - بورژوازی وابسته و بیگانه پر   |2010-01-19 16:53:19|FRANCE - [moderator4]
با تشکر از نویسنده با اجازه مطلبی را اضافه میکنم وآن اینکه بورژوازی غربی تقلیدی نیست وبر ساختارهای بنیادی خویش مانند مذهب و هویت ملی استوار است و در مواقع حساس تاریخی مانند جنگ و دفاع از هویت ملی ، فرزندان خویش را نیز فدا میکند واین برخلاف بورژوازی ایرانی است که اصولا نطفه اش با وابستگی تقلیدی به ارزشهای ظاهری ونه باطنی غربی بسته شده است و شاخصه بارز آن نفی ارزشهای مذهبی و ملی است ۰ در مجموع تاریخ ۱۵۰ سال اخیر ایران به وضوح نشان میدهد که بورژوازی روشنفکری ایرانی در وطنفروشی ید طولانی دارد۰ از تقی زاده گرفته تا مهاجرانی وجه مشترک تفکر روشنفکری بورژوازی ایران پشت کردن به فرهنگ ایرانی و گرفتن قلم ( بعضی اوقات اسلحه ! ) بر علیه منافع ملیست۰
278466 | ناشناس   |2010-01-19 18:27:32|IRAN - [moderator4]
جناب آقای کاریکاتوریست سابق گل آقا ، نمیدانم چه بگویم ولی نوشتارت هم کاریکاتوری است و تمام متنی را که زحمت کشیدی خارج از بحث بود و مرا به شک انداخت که کیستی و چه میگوئی؟ آخر دوست عزیز بجای این همه کلی گوئی حرفت را بزن که چهار نفر استفاده کنند صحبت های جنابعالی را که توهین نباشد به رانندگان تاکسی، انها هم همین حرفها و تجزیه و تحلیل ترا دارند، دفاع بد به همان اندازه بد است که کسی توهین می کند لطفا از کسی که به او اعتقاد نداری دفاع نکن که بیشتر ضربه میزنی.
278581 | ناشناس   |2010-01-20 00:31:16|IRAN - [moderator4]
جدا حالم ازتون بهم خورد الفی ها . چرا نظر منو سانسور کردید ؟ من یه ساعت طول کشید تا بتونم اونو بنویسم و دلخوش بودم که اولین نظر هست و مورد قضاوت مردم قرار میگیره ولی شماها فقط دوست دارید نظرات طرفداراتون اول باشه و در آخر نظرات هم که دیگه کسی نمیبینه نظرات بدون استدلال و هیجانی مخالفینتون رو پخش کنید . به قول امام حسین اگر دین ندارید حداقل آزاد مرد باشید
278629 | نادعلي مجد پناهي  - اشتباهاتي در متن وجوددارد   |2010-01-20 09:13:02|UNITED KINGDOM - [moderator4]
به نام خدا
با سلام چندبار خواستم از پريروز تا بحال در مورد اين مطلب عرايضي بنمايم ولي ساست الف ظاهرا مشكلات يا خصوصياتي دارد و در اين وانفساي اينترنتي گاهي آدم را كلافه مي كند.
بنده با كليت مطلب آقاي معصومي حرفي ندارم و حتي موافقم. ولي ايشان در مقام استدلال نكاتي از تاريخ اروپا مطرح كرده اند كه بعضي ناقص است و برخي اصلا آنطور نيست كه نوشته اند. مثل يكي دانستن بورگ با بريج و يا موضوع انگلستان در زمان ويكتوريا و اين قبيل.
سالها قبل در يكي از روزنامه ها مطلبي با امضاي ناشناس در تجليل از شخصيت مرحوم شيخ فضل اله نوري خواندم كه تاحدي عجيب مي نمود. مثلا مستنداتي از يكي دو كتاب ارايه نموده بود كه اتفاقا حقير نسخ اصل آن را ديده بودم و بعد از تطبيق مجدد مطمئن شدم كه چنان مطالب و مستنداتي در آن كتاب وجود ندارد. بعد از مراجعه (حوصله مرا ببين!) ديدم مطلب درواقع به قلم آقاي «حسين تهراني» از گردانندگان نشريه «كيان» بود!
منظور آنكه دوستاني كه حوصله دارند و اهل قلم هستند و اطلاعاتي براي تنوير افكار هموطنان دارند دقت بفرمايند و خوانندگان نيز هم.
278960 | حسین  - واقعیت ها غیر قابل انکارند.   |2010-01-20 22:19:16| - [moderator4]
با سلام
ضمن تشکر از نگارنده محترم وقتی بدون پیش داوری مطلب رو بخونی، ته مایه هایی هم از سیاسیت بدونی ، تاریخ سیاسی برژوازی رو با شرایط روز برخی ها در ایران بسنجی بیراه نیست که با الحاح و پافشاری طیف اینچنینی مواجه بشی . ببخشید
279219 | ناشناس   |2010-01-21 13:51:19|IRAN - [moderator7]
كد خداي ده كه مرغابي بود . واي ! در آن ده چه رسوايي بود .
وقتي سرمايه مملكت به اينطور عالم نماياني داده شود تا در كالج اسلامي لندن ! باشند . و شما هم رسانه حضرات باشيد . نهايتا : الفاتحه
290564 | ناشناس   |2010-02-20 12:55:10|UNITED KINGDOM - [moderator18]
جدآ متاسفم
این متن پر از غلط محتوایی
پس انقلاب صنعتی خوردین!باعث ایجاد طبقه بورژا بازار بود؟! آخه اگه بلد نیستین چه اصراری آخه بگید التزام به ولایت فقیه نداره اینا دگه چی.
هم این و خراب میکنید هم اونا
حضور دولت های کوچیک و بزرگ در اورپایی وسطا دلیلی بر فعالیت فؤدالی است و البته زیر نظر دولت مرکزی مثل آلمان و انگلیس و هلند
این آقا خودش تهه کمونیسته به خدا با این نوع تفکر
کسی این ادبیات رو میپذیره دگه نمیتونه مصداق های اولیشو نپذیره
جلوی این یارو بگیرید تو را خدا
مشارکت در بحث
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 

نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به
نظر دیگر بینندگان می رسد.
- نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران
منعکس نمی ‏شوند.
- با حروف فینگیلیش ننویسید و از کاربرد بیش از یک علامت تعجب یا سوال بپرهیزید.

کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."



(34 توصیه)