Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to الف
 

 

صفحه اصلی     معرفی     WAP      پیوندهای الف    آرشیو     ارسال مطلب

تبلیغات



  کد مطلب: 63439, P.View: 5311
ترکمانچاي ايدئولوژيک نظريه سازان اصلاح طلب چاپ ارسال به رفقا
سعيد معصومي، كالج اسلامي لندن   
۱۱ بهمن ۱۳۸۸
اصلاحگری کلمه ای زیباست که در بطن خود دانش و مسئولیت را به همراه دارد. انسان مصلح دارای دانشی است که او را قادر می سازد نظریاتی برای بهبود وضع موجود ارائه دهد. مسئولیت نیز لازمه اصلاح گری است چون بدون مسئولیت و تعهد امر اصلاح در چنبره عافیت طلبی گرفتار شده و حتی گاهی کار را به سمت ضد اصلاح پیش می برد.

دین نقش کلیدی در زندگی انسانها دارد. دین و ایمان مهمترین دغدغه مومنین است. دین صحیح بهشت را تضمین می کند و دین انحرافی سر از شقاوت در این دنیا و جهنم در آخرت در می آورد. لذا انسان باید شخصا به دنبال منابع اصیل دین باشد و خود را از سرچشمه زلال حکمت دینی سیراب نماید.

متاسفانه دین از اموری است که در معرض بیشترین آلودگی قرار داشته است. شیاطین انس و جن بدنبال انحراف دین از مسیر الهی آن بوده اند. جالب آنکه گاهی انحراف بنام اصلاح طلبی به دین وارد می شود. قرآن کریم می فرماید: وقتی به آنها گفته می شود در زمین فساد نکنید، می گویند ما اصلاح طلب هستیم (1).  اولیای خدا نیز با هزینه کردن مال و جان و آبروی خود سعی وافر در اصلاح دین از از انحرافات و آلودگیها داشته اند. حضرت سید الشهدا هدف از قیام خود را اصلاح دین جد بزرگوار خود می داند(2).

در حوزه سیاسی اصلاح عموما به معنای رفرم در مقابل انقلاب است. در این تعبیر اصلاح به معنای ایجاد تغییرات تدریجی و جزئی بدون از بین بردن ساختار و بنیان چیزی است. لذا تغییرات عمدتا بدون خشونت انجام شده و دارای سرعت کم است. گاهی تغییرات آنقدر کند و پنهانی است که حتی درک آن برای نه فقط برای مردم عادی بلکه برای نخبگان هم مشکل است.

نوع دیگر اصلاح طلبی؛ ظاهری رفرمیستی داشته ولی باطنا تجدیدنظر طلبی است. در این نوع اصلاحات مقصود غایی تغییر ساختاری است. اما بدلیل محدودیتهای اجرایی و عدم همراهی جامعه، عمل تغییر بنیادین بصورت انقلابی و سریع امکان پذیر نیست. در این صورت تجدیدنظر طلبان مجبور هستند در یک پروسه دراز مدت چند مرحله ای و با ایجاد پذیرش تدریجی در افکار عمومی، آنها را برای برداشتن قدم بزرگ که همانا شکستن اصول است، آماده سازند.

گروهی بنام اصلاح طلب در ایران داعیه اصلاح دارند. باید دید که استفاده از کلمه اصلاح در قاموس اصلاح طلبان به کدامیک از تعاریف فوق نزدیک تر است.

اصلاح طلبان ایران گروهی هستند که سابقا به عنوان گروه چپ شناخته می شدند. این گروه در زمان امام خمینی قد سره در ساختار قدرت شریک بودند. امام خمینی همواره سعی در برقراری توازن قدرت گروهای چپ و راست داشتند. به عقیده ایشان هر یک از این دو جناح، بخش عظیمی از جامعه انقلابی ایران را نمایندگی می کردند. ایشان توانستند با شخصیت کاریزمای خود آنها را در آغوش پدرانه خود گرد آورده و از پتانسیل هر دو گروه برای تقویت انفلاب بهره ببرند.

گروه راست عمدتا از طیف سنتی حوزه و دانشگاه و مردم بودند. در سوی دیگر طیف چپ با اعتقاد به اسلام انقلابی، سعی وافر در صدور انقلاب به جهان داشتند. کلمه ذوب در ولایت، به معنای اطاعت محض از ولی فقیه، از جملات کلیدی جناح چپ است که از آن دوران در خاطره ها مانده است. در مقابل، جناح راست بهای بیشتری به اسلام فقاهتی داده و حتی اختیارات ولایت فقیه را نیز در چارچوب احکام اولیه و ثانویه محدود می دانستند. حضور امام خمینی و شروع جنگ تحمیلی باعث شد تا این دو گروه سیاسی با شرکت در جنگ اختلافات خود را آنچنان بروز ندهند.

پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان ولی فقیه؛ جناح چپ دچار تناقض فکری شدیدی شد. از طرفی این جناح خود را طرفدار تام و تمام ولایت مطلقه فقیه می دانست. در زمان حیات امام هر گونه اظهار نظر جناح راست با اتهام ضد ولایت و مخالفت با امام مورد شدیدترین تهاجمات قرار می گرفت. آنها خود را تنها مدافع انحصاری امام و ولایت فقیه می دانستند و حاضر نبودند در این در مسیر کسی را شریک سازند.

از طرف دیگر، آنها بایستی با آن شعارهای دو آتشه خط امامی، هم اکنون باید پیرو کسی باشند که تا مدتی قبل او را قبول نداشتند. متاسفانه این تناقض فکری آنها را به پذیرش راه درست که همانا بیعت با رهبری جدید بود؛ هدایت نکرد. شهوت قدرت باعث گردید تا برای رسیدن مجدد به قدرت، بجای تمکین در برابر رهبری، بنیانهای فکری خود را قربانی کنند و اصل ولایت فقیه و حتی بعضی اصول مسلم دینی را منکر شوند.

نظریه سازان این جناح به دنبال اندیشه ای بودند که بتواند آلترناتیو خوبی برای نظام مبتنی بر ولایت فقیه باشد. حضور تحصیلکردگان علوم انسانی و جامعه شناسی بخصوص از کشور انگلیس در این جناح و پیدایش نظریات جدید پلورالیسم دینی منشاء گرفته از تئوری قبض و بسط دکتر سروش، آنها را بتدریج از لحاظ فکری به سوی پذیرش و تسلیم در برابر تفکر جهانی سازی شده لیبرال دمکراسی سوق داد.

در سال 1992 فرانسیس فوکویاما از نئومحافظه کاران آمریکایی، با ارائه نظریه پایان تاریخ و ایدئولوژی (3) ، اعلام کرد که بشریت، پس از غلبه لیبرال دمکراسی، به انتهای تاریخ رسیده است. او با استناد به حوادث تاریخی مدعی شد که پس از انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 تاکنون؛ کلیه رقبای لیبرال دمکراسی صحنه مبارزه را به سود آن خالی کرده اند. حکومتهای خودکامه یکی پس از دیگری از بین رفته اند. کشورهای مبتنی بر دین نیز ؛ یا مانند امپراطوری عثمانی منقرض شده و یا اصول و بنیان های فکری خود را عملا رها کرده اند و در عمل بصورت حکومتهای سکولار اداره می شوند. آخرین سنگر اصولگرایی کمونیستی نیز پس از فروپاشی شوروی فتح گردید. نظامهای مبتنی بر لیبرالیسم از 3 مورد در اوایل قرن 19 به 76 کشور در دهه 90 میلادی رسیده است. نظامهایی هم که تاکنون به این مسیر نپیوسته اند؛ یا مانند کره شمالی تحت اختناق فرهنگی و سیاسی شدید هستند و یا در داخل آبستن حوادثی هستند که بزودی آنها را از درون متلاشی خواهد کرد. او حتی عملیات گروههای اسلامی مانند القاعده را نیز فقط یک سری تحرکات سیاسی می داند که پشتوانه عقیدتی و همراهی اجتماعی لازم را ندارد و بزودی توسط خود مسلمانان سرکوب خواهد گردید.

Francis Fukuyama

فوکویاما لیبرال دمکراسی را منتهای رشد ایدئولوژیک بشر می داند. و معتقد است غلیه این تفکر بر جهان اجتناب ناپذیر یوده و بهتر است کشورهایی که در این مسیر مقاومت می کنند، دست از لجاجت بردارند و به آن بپیوندند. لازم به ذکر است که او پس از 16 سال دچار تردیدهای جدی در نظریه خود شد.

ساموئل هانتینگتون که بنوعی معلم فوکویاما نیز هست، با پذیرش ضمنی نظریه پایان تاریخ، طی مقاله ای در سال 1993، نظریه جنگ فرهنگها و تمدنها (4) را اعلام کرد. بنا به نظر او غلبه لیبرال دمکراسی بر جهان امری محتوم است و بزودی این تفکر شاکله کلیه سیستمهای سیاسی دنیا را تشکیل خواهد داد. حتی کشورهای سابقا کمونسیتی مانند چین و کشورهای اسلامی ناچار به تسلیم در برابر آن خواهند بود. ولی آنچه در آینده رخ خواهد داد تقابل فرهنگها به عنوان روبنا و فرم محلی تفکر لیبرال دمکراسی در هر کشور است. فرهنگ در این تعبیر یک امر بنیادین نیست که خطری را برای تفکر لیبرال دمکراسی ایجاد نماید. بلکه فرهنگ در واقع لباسی است که هر کشور به مقتضیات عرف جامعه خود به تن نظام لیبرالیستی خواهد پوشاند. لذا در خاور دور لیبرالیسم بودایی و در کشورهای اسلامی، لیبرالسیم اسلامی حاکم خواهد شد.

Samuel Phillips Huntington

هانتینگتون تقابل و جنگ فرهنگ اسلامی و چینی را در مقابل فرهنگ آمریکایی پیش بینی می کند. بر این اساس او پیشنهاد می کند قبل از آنکه دیر شود فرهنگ آمریکایی با استفاده از کلیه امکانات خود به جنگ با این فرهنگها برود و هم زمان با غلبه جهانی لیبرالیسم، فرهنگ آمریکایی را نیز در جهان بگستراند.

باید دید چه عواملی باعث رشد تفکر لیبرال دمکراسی در جهان شده است. رشد و گسترش لیبرال دمکراسی مدیون سخت افزارها و نرم افزارهای خاص خود است. دوران استعمار کشورهای اروپایی با کمک ابزار جنگی، وابسته سازی حکومتهای محلی و تزریق فرهنگ وارداتی غرب به کمک عوامل خودفروخته سیاسی و فرهنگی، استفاده از وسایل ارتباط جمعی که عمدتا تحت کنترل آنها قرار داشته و دارد، تقلید و کپی کاری دانشگاههای کشورهای مستعمره از علوم دست چندم غربی و تمایل به سازگاری با نظم جهانی از سوی بعضی کشورها از عوامل سخت افزاری بسط و گسترش لیبرال دمکراسی در جهان هستند.

عوامل نرم افزاری لیبرال دمکراسی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. عوامل نرم افزاری به ویژگیها و چارچوب این تفکر باز می گردد. لیبرال دمکراسی دارای دو ویژگی مهم زیر است:
تامین آزادی های فردی (لیبرالیسم)
تضمین برابری اجتماعی (دمکراسی)

لیبرال دمکراسی بر اساس باور انسان محوری خود (Humanism)، معتقد است که این انسان است که فارغ از هر قدرت ماورایی، می بایستی برای سرنوشت خود برنامه ریزی و تصمیم گیری نماید. فقط با تامین حداکثری آزادی فردی برای افراد جامعه است که می توان او را برای تصمیم گیری برای زندگی خود مختار کرد. لذا باید اجازه داد هر فرد بتواند "هر طور" که می خواهد زندگی کند. می بایستی عقاید دینی و روش زندگی هر کس محترم شمرده شود. در این میان هیچ تفاوتی میان دین یکتاپرست و عقاید شیطان پرستی و بی دینی نیست. هیج فرد، مذهب و یا تفکر فلسفی و سیاسی حق ندارد سیستم تمام شمولی را در جامعه بنا کند که مخل آزادیهای فردی باشد.

ولی از آنجا که آزادی مطلق فردی بدلیل تضاد منافع و محدودیت منابع امکان پذیر نیست لذا می بایستی دستورالعملی که مورد توافق افراد جامعه باشد به نام قانون موارد اختلاف را حل و فصل نماید.

البته در صورتی که مردم و نخبگان جامعه موردی از "هر مذهب" را مفید برای جامعه تشخیص دهند، بدون آنکه بطور پیش فرض به درستی آن اطمینان داشته باشند،  آنرا مانند هر چیز دیگری کاملا بررسی کرده و اگر مورد پسند عامه قرار گرفت به عنوان قانون اجرا می کنند. هیچ تضمینی هم ندارد که همین قوانین بعدها دستخوش تغییر نشوند.

برابری افراد در مقابل قانون، اصل دیگر تفکر لیبرال دمکراسی است. برابری در مقابل قانون صرف نظر از عقاید و طبقه اجتماعی، جنسیت، ملیت و نژاد از افتخارات نظامات مبتنی بر لیبرال دمکراسی شمرده می شود. لذا دمکراسی به اعمال حاکمیت مردم با روش هر فرد یک رای معنا شده است.

برابری در این نظامات فقط در مقابل قانون نیست بلکه وارد فرهنگ عمومی جامعه نیز می شود. مردم می آموزند که با حقوق و عقاید دیگران کنار بیایند. این همان لیبرالیسم فرهنگی این جوامع است.

لازمه تامین آزادی های فردی و تضمین برابری انسانها آن است که قدرت حاکمه از لحاظ دینی خنثی باشد تا در وضع قوانین به نفع دینی معین رای ندهد. در عرف سیاسی ، به خنثی بودن دولت نسبت به دین و مذهب سکولاریسم می گویند. بر خلاف آنچه تصور می شود سکولاریسم به معنای ضد دین بودن نیست. بلکه به معنای عدم دخالت دین در قانون گذاری و اداره جامعه است. به همین دلیل است که جوامع سکولار دارای تعدد مذاهب هستند. این مذاهب عمدتا در حد اخلاقیات فردی محدود مانده و اجازه سرایت به قوانین اجتماعی و سیاسی را ندارند.

بشر تازمانی که دچار تبعیض اجتماعی است، بدنبال ایجاد برابری است. ولی هنگامی که به برابری دست یافت به دنبال تبعیض به نفع خود است. این همان دور باطل نظام لیبرال دمکراسی است. لذا برابری و آزادی فردی همیشه با یکدیگر سازگار نیستند. افزایش آزادی ، گرایش انسان را به نابرابری به نفع خود را بالا می برد. برای ایجاد توازن میان برابری و آزادی می بایستی قدرت حاکمه بسیار قوی و سیستماتیک وجود داشته باشد.

علت تفاوت نظامهای لیبرالی فقط در میزان اهمیت دادن به آزادی فردی در مقابل برابری اشخاص است. نظامهای سوسیالیستی به برابری اجتماعی اهمیت بیشتری می دهند و در مقابل، نظامهای سرمایه داری و بازار آزاد به سمت گسترش آزادیهای فردی گرایش دارند. همین امر باعث بوجود آمدن سرمایه داران کلان در این کشورها شده که با وجود تعداد اندک، بخش عظیمی از سرمایه ها و اعتبارات را در اختیار دارند. علت این نابرابری در این جوامع آن است که آزادی باعث قدرت بعضی افراد شده و این قدرت مضاعف؛ قوانین تبعیض آمیز به نفع آنها را بوجود آورده است. در کشورهای سوسیالیستی هم با محدود کردن آزادی عمل فردی، انگیزه مردم برای تلاش بیشتر کاهش می یابد. این کاهش انگیزه باعث عقب ماندگی اقتصادی و تکنولوژیکی این کشورها می شود...

بدنبال نظریات فوکویاما تئوریسین های جناح اصلاح طلب به این نتیجه رسیدند که هیچ قدرتی یارای مقابله با هجوم لیبرال دمکراسی را در دنیا ندارد. اصرار بیش از حد روی نظریات عدالت محور امام خمینی در مخالفت با جهان غرب بی فایده و به مثابه آب در هاون کوبیدن است. در دید آنها شکست نهایی اهداف انقلاب اسلامی دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد.

در نتیجه آنها با ابراز تردید در نظریات امام مبنی بر تشکیل حکومت عدل الهی در زمان غیبت، شروع به زمینه سازی برای اعلام شکست یکجانبه در برابر لیبرال دمکراسی کردند. آنها در این جنگ بدون آنکه تیری رها کرده باشند تسلیم شدند. تاسفبارتر آنکه خودباختگی خود در مقابل تفکر لیبرالیستی را شکست انقلاب و فروپاشی از درون تعبیر می کردند.

ولی هنوز روح امام در جامعه زنده بود آنها نمی توانستند علنا نیت درونی خود را آشکار سازند. آنها با حفظ برچسب خط امامی حرکت منافقانه خود را برای  استحاله اندیشه های امام  ادامه دادند.

این افراد تصمیم گرفتتند در حوزه عقیدتی، بطور یکطرفه و خودسرانه، شکست و تسلیم بی قید و شرط خود را به نظم جهانی اعلام کرده و پس از تئوری سازی این شکست خفت بار؛ تمام عزت ملت ایران را برباد دهند.

این نظریه بافان خودباخته خود را برای یک ترکمانچای دیگر آماده می کردند. ترکمانچای قبلی در باره خاک ایران به ما تحمیل شد (5). ولی این ترکمانچای به مراتب ننگین تر، برای بباد دادن فرهنگ و دین 1500 ساله ایران بود.

نظام جهانی خواسته هایی داشت که اصلاح طلبان چاره ای جز پذیرش و اجرای آنها نداشتند. قرارداد و یا به عبارت دیگر تسلیم نامه، از قبل نوشته شده بود. آنها برای پیوستن به نظم جهانی می بایستی موارد زیر را قبول کرده و خود نیز متعهد به نظریه پردازی برای اقناع مردم ایران باشند:
دولت و حکومت ایران باید سکولار باشد. از این پس دین یک تجربه فردی است و حق دخالت در سیاست ندارد.
هر گونه مبارزه برای عقیده مخل آزادی فردی است و خشونت تلقی شده و می بایستی از هر تبلیغی برای شهادت طلبی و قیام امام حسین خودداری شود.
دولت حق اجرای احکام شریعت را در جامعه ندارد. این موارد آزادی فردی را محدود می کند.
در اسلام هیچ هدف غایی که باید برای رسیدن به آن تلاش کرد وجود ندارد. لذا انتظار برای مهدی موعود بیهوده است. اصلا باید وجود مهدی را انکار کرد.
هیچ اصل ثابتی در دین وجود ندارد. قرآن که تاکنون کلام خداوند تلقی می شد و حجیت داشت، با این عنوان که در واقع تجربه فردی محمد است از قطعیت برخوردار نیست و از آن برای استخراج احکام  شرعی نمی باید استفاده کرد.
عصمت ائمه از آن جهت که احادیث و روایات رسیده از آنها را برای مردم لازم الاتباع می کند، صحیح نیست و باید منتهای تلاش برای رد عصمت امامان انجام شود.
دین راه مشخصی را برای سعادت اجتماعی بشر مشخص نمی کند. دین صرفا یکسری دستورات اخلاقی است که فقط برای زندگی خصوصی انسان آمده است.
برداشت از دین فردی است و نیاز به گروهی که دین را تبیین کند وجود ندارد. روحانیت شیعه گروهی هستند که فقط نان دین را می خورند و موعظه آنها از سر دینداری نیست لذا این گروه باید از جامعه حذف شوند.
مردم ایران با انجام یک اشتباه استراتژیک (امام) خمینی را برای تشکیل حکومتی بر اساس ولایت فقیه یاری کردند. برای جبران این اشتباه، حکومت ولایی بایستی به عنوان دیکتاتوری تلقی شده و از صفحه روزگار محو شود.
از عدالت محوری جهانی انقلاب اسلامی جلوگیری شود. به ایران هیچ ربطی ندارد که در فلسطین چه می گذرد.

اینها خواسته های ترکمانچای ایدئولوژیک دشمن بود که توسط تئوریسینهای اصلاح طلب با دل و جان پذیرفته شده و تبلیغ گردید. آیا در صورت موفقیت کامل این موارد اثری از دین و تشیع باقی می ماند؟

در نتیجه این خدمت بزرگ به استکبار جهانی، تعداد زیادی از این نظریه بافان رسما و علنا به خدمت آمریکا و اروپا در آمده و مانند اپوزیسیون تمام عیار همه روزه از تلویزیونهای آمریکا و انگلیس بر علیه ایران و آرمانهای انقلاب سخن می گویند. سازگارا رسما با جرج بوش در بنیاد آزادی آمریکا همکاری می کند. مخمل باف برای متقاعد کردن اروپا برای تحریم ملت ایران دست و پا می زند. مهاجرانی اعدام ستون پنجم صدام را جوان کشی می داند. اکبر گنجی امام زمان و عصمت ائمه را نفی و با بدترین القاب از امام خمینی یاد می کند (6). دکتر سروش قرآن را زاییده تخیلات شخصی یک انسان دانسته (7) و 200 سال امامت شیعه را مایه عقب ماندگی تعقل مسلمانان می داند(8). آقای خاتمی آبراهام لینکلن را شهید قلمداد می کند. آغاجری تقلید کردن شیعیان از مراجع را به کار میمونها تشبیه می کند (9). روزی نیست که ابراهیم نبوی هجویات خود را بر علیه مذهب تشیع بیرون ندهد. اینها همه نمونه ای از خروارهاست که همه روزه از این جماعت صادر می شود.

در عوض انجام خواسته  های فوق چه چیزی نصیب اصلاح طلبان گردید؟ چندی نگذشت که جرج بوش رئیس جمهور آمریکا در سال گفتگوی تمدنها (2001)،  مزد این خوش خدمتی را با قرار دادن نام ایران در محور شرارت به آنها پرداخت کرد! آیا این خفت بارتر از عهدنامه ترکمانچای 180 سال پیش روس ها علیه ایران نیست؟

آنچه گفته شد همگی نشانگر ذلت پذیری پدرخواندگان جریان اصلاح طلب بود. ولی انصاف نیست که حساب بخش مردمی جریان اصلاحات را با این گروه یکی بدانیم. وجود همین طیف سالم در جریان اصلاح طلبی است که گروه نظریه پرداز تجدیدنظر طلب؛ نتوانستند عقاید خود را آشکارا بیان کنند و همواره آنها را منافقانه و با رونما و پوسته ای از پیرو خط امام بودن دنبال می کردند.

حوادث بعد از انتخابات خساراتی را به ملت ما وارد ساخت، ولی در عوض به افشای چهره ضدانقلابی و ضد اسلامی نظریه بافان جریان اصلاح طلب منجر شد.  این فتح ایدئولوژیکی بهترین و شیرین ترین پاکسازی فکری نظام برای زنده کردن افکار اصیل اسلام و امام به حساب خواهد آمد.

دشمن با احساس شکست در جریانات پس از انتخابات چاره ای جز برداشتن نقاب نفاق از چهره نداشت. لذا اخیرا این عناصر علنا و رسما ولایت فقیه، تشیع، عصمت ائمه معصومین، وجود امام مهدی و حقانیت قران را در سخنرانیها و نوشته و گفتگوها منکر می شوند.

در پایان به چند سوال کلیدی می پردازیم که با وجود ظاهر فریبنده، آیا لیبرال دمکراسی غالب توانسته است خوشبختی واقعی را برای مردم خود و برای جهان به ارمغان بیاورد؟ آیا غلبه اقتصادی، سیاسی و رسانه ای اقلیت صهیونیست در کشورهای غربی نشانگر عدم کارآیی این تفکر نیست؟ بیش از 60 سال آپارتاید نژادی در فلسطین اشغالی و حمایت بی قید و شرط استکبار جهانی از آن چگونه توجیه می شود؟ آیا علیرغم ظاهر مسالمت جوی لیبرالیسم، وقوع دو جنگ خانمانسوز جهانی در حوزه کشورهای دمکراتیک لیبرال، ناکارامدی این تفکر را برای اداره جهان ثابت نمی کند؟ دیکتاتوری جهانی آمریکا بر علیه کشورهای مستقل و باجگیری بین المللی آن چه وجهی از اعراب دارد؟  اگر لیبرال دمکراسی داعیه تحمل عقاید فردی همه آحاد ملت را دارد، چرا مسلمانان کشورهای غربی  که از نسلهای گذشته در آن کشورها ساکن بوده اند، تحت شدیدترین تبعیضها، محدودیتها و اتهامات قرار می گیرند؟ چرا سازمانهای بین المللی که برای دفاع از برابری و حقوق مردم جهان بنا شده اند، یکپارچه به ابزار قدرت استکبار جهانی بر علیه ملل مستضعف مبدل شده اند؟ و...

به جرآت باید گفت لیبرال دمکراسی با اینکه ظاهرا بر جهان مسلط شده است ولی کارآیی طبیعی و انسانی خود را برای اداره متعالی جهان از دست داده است. بر خلاف نظر فوکویاما، این جهان نیست که به آخر خط رسیده است بلکه صدای شکستن استخوانهای نظم جهانی است که از گوشه و کنار دنیا به گوش می رسد. نظم جهانی دیگر قادر به حفظ خود در قلوب مردم دنیا نیست و فقط با اعمال دیکتاتوری جهانی به سرکردگی آمریکا غلبه ظاهری خود را حفظ کرده است.

پس باید طرحی نو در انداخت.

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد       آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد

بنا به آموزه های اسلام، دین حق یکی است. قرآن می فراید: ان الدين عند الله الاسلام. فقط دین اسلام مورد قبول خداوند است. این دین حق توسط رسول گرامی اسلام و ائمه معصومین به دست ما رسیده است. ولی بواسطه بعضی حوادث تاریخ اسلام، این دین تاکنون نتوانسته است فرصت تشکیل حکومت داشته باشد. بنابر این آنچه در مقابل تفکر لیبرال دمکراسی صف آرایی کرده و شکست خورده است همانا نظامات، ادیان و عقایدی است که مورد تایید خداوند نبوده و لذا شکست آنها هم غیر قابل انتظار نیست.

فوکویاما در بررسی های خود بیشتر با تکیه بر آمارگیری از حوادث تاریخی به این نتیجه رسیده است که دیگر حریفی برای لیبرال دمکراسی وجود ندارد. حتی او بدون مطالعه عمیق در ساختار، اسلام را در قالب القاعده و بعضی جریانات افراطی تحلیل می کند که مورد قبول جوامع خود هم نیستند.

اسلام دو رکن لیبرال دمکراسی یعنی آزادی فردی و برابری را بصورت مشروط می پذیرد. ولی معتقد است، تفکر لیبرال دمکراسی با حذف هر گونه عقیده جهان شمول، انسانها را در تاریکیها و ظلمات رها می کند تا خود راهشان را پیدا کنند. در این شرایط انسانها مجبور هستند در تاریکی راهی را برای خود پیدا کرده و پس از مدتی آنرا تغییر داده و به راهی دیگر بروند.

خداوند در آیه الکرسی قول می دهد مومنین را از تاریکیها (به صورت جمع) به نور (به صورت فرد) هدایت کند (10). ولی طاغوت، در مقابل، انسانها را از نور به ظلمات داخل می کند. دخول در ظلمات یعنی به انسان گفته شود تو آزاد هستی هر تصمیمی را برای خود بگیری بدون آنکه راهنمایی داشته باشی. این همان لیبرالیسم است. طبیعتا در ظلمات لیبرالیستی فقط شیطان حکمرانی خواهد کرد.

اسلام شیعی بعد از انقلاب، گفتمان اصولگرا و عدالت محور را به جهان عرضه کرده است. همین گفتمان عدالت محور است که تاکنون ملت مارا در دفاع از ملت فلسطین ثابت قدم نگاه داشته است. ما معقدیم "عدالت" گمشده لیبرال دمکراسی است. فقدان عدالت الهی است که سرگشتگیها و نابرابری اجتماعی انسانها را حتی در جوامع آزاد غربی باعث شده است. لذا اسلام رکن سوم یعنی عدالت را به دو رکن آزادی و برابری لیبرال دمکراسی اضافه می کند تا ترکیب سعادت بشر تکمیل شود. اگرچه عدالت در قاموس الهی در بطن خود آزادی و برابری را نیز دارد. عدالت الهی همان هدایتی است که چراغ راه انسان در ظلمات است.

تفکر مبتنی برای عدالت، تاکنون توانسته است؛ سربلند و با افتخار نظریه جدیدی را برای مدیریت جهان ارائه دهد. این تفکر مارا را به سمت عدالت حداکثری مهدی موعود رهنمون می شود که آزادی و برابری واقعی انسانها در آن تضمین می شود. دین تشیع با غنای فرهنگی و عقیدتی این ظرفیت را برای ارائه مدلی برتر برای اداره جهان دارد.

از آنجا که دین ما منطبق بر فطرت انسانی بنا نهاده شده است، این پیش بینی دور از انتظار نیست که اگر این اندیشه بطور خالص در دسترس مردم دنیا قرار بگیرد به سرعت در جهان فراگیر شده و موجبات جذب مردم تشنه عدالت به سوی آن را فراهم کند.

تا آنجا که ما در آینده بجای جنگ فرهنگها؛ جنگ عدالت را با لیبرال دمکراسی شاهد خواهیم بود.

 
پی‌نوشت‌ها:
1.  واذا قيل لهم لا تفسدوا في الارض قالوا انما نحن مصلحون (آیه 11 سوره بقره)
2. امام حسین علیه السلام: اني لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما. و انما خرجت لطلب الاصلاح في أمه جدي صلي الله عليه و آله  (بحارالانوار، ج 44، ص 329، باب 37، روايت
3.
End of History, F. Fukuyama
4.
The Clash of Civilizations?, Samuel P. Huntington
5. برای دیدن متن کامل عهدنامه ترکمانچای به صفحه http://forum.shahrood.net/showthread.php?t=649 مراجعه کنید.
6.
نگاهی دیگر: آیت‌الله خمینی در چند پرده، اکبر گنجی
7.
کلام محمد، دکتر عبدالکریم سروش
8.
مناظره مکتوب دکتر سروش و حجت الاسلام سعید بهمن پور
9. جسارت آغاجری به امام راحل و مراجع تقليد
10. الله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الى النور والذين كفروا اولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور الى الظلمات اولـئك اصحاب النار هم فيها خالدون (آیه 257 سوره بقره
 

 
اظهار نظر
مشارکت در بحث
283617 | ناشناس   |2010-01-31 16:26:28|IRAN - [moderator17]
واقعا تحیل به جایی بود.
مدتهاست که ر ذهن من سوالی نقش بسته که پاسخ آن را نگرفته ام!

آقایان چپی سابق و اصلاح طلب فعلی در دورانی که در قدرت بودند ‍‌نشان دادند منظورشان از اصلاح طلبی چیزی نیست جز تغییر نگرش به دین!؟

مطمئنا دوستان اصلاح طلب نیز با من موافقند که "هاشم آغاجری"،‌"عبدالکریم سروش"،‌"محسن کدیور"،‌‌ "عطا الله مهاجرانی "؛ و ... نظریه ژ
ردازان اصلاحات بوده اند و هستند!‌این روزها آنها به دنبال اصلاح چه چیزی هستند؟ مگر غیر از این است که آنها به خیال خود به دنبال اصلاح دین هستند!؟

اما از آنجا که مطمئنا بسیاری از اصلاح طلبان با این مشی این افراد مخالفند باید میان اصلاح طلبان واقعی و این افراد که بهتر است آنها را چیز دیگری بنامیم؛ تفاوت قائل شویم
283929 | محسن   |2010-02-01 12:56:45|IRAN - [moderator18]
در جواب سوال شما باید گفت که اصولا با خود مطرح کنید تفاوت و تغییر نگرش در دین چه اشکالی دارد ؟
آیا دین یک ایدءولوژی از پیش تعیین شده است که نسخه زندگی بشری را پیچیده و یا مکتبی است متکون در درحال فربهی؟
مشخصا پاسخ دوم صحیح است چرا که ذات دین چیزی جز تجربه دینی نیست و اگر ما تجربه دینی را فاکتور بگیریم دیگر دینی نمیماند بلکه مکتبی مانند مکتب مارکس خواهیم داشت که فقط باید در کتب خاص دنبالش گشت اما اگر قایل به بسط تجربه نبوی باشیم همواره پیامبر را حاظر و ناظر در میابیم و امکان اتصال را با ان وجود عظیم از نظر فکری خواهیم داشت و این یعنی همان شاکله اصیل اسلام که همان مکتب متکون .. پویا و در حال تکامل هست .
اصلا مگر از روز اول وجود مقدس الله دین را به صورت یک پکیج به پیامبر عظیم الشان اسلام داد و گفت برو اجرایش کن . نخیر اینطور نبود بلکه در مدت زمان هرچه ظرفیت وجودی رسول الله (ص) بالاتر میرفت و به عبارتی پیامبر .پیامبرتر میشد نکات جدیدی از دین به ایشان ابلاغ میشد و در واقه حساب شاکله دین و قراءت دینی از هم جداست. هامن گونه که هر کسی نمیتواند هادی هرکسی باشد .هر قراءتی هم نمیتواند برای هر کسی لجرا شود بلکه ما قرائت های مختلفی از دین داریم که در مدت زمان باید بسط پیدا کنند!
و در پایان فراموش نکنیم که بهترین پیروان یک متفکر نه مقلدان صرف بلکه محققان متفکرند که در تاملات استاد مشارکن فعالانه میورزند!
ما هم برای اینکه پیروان راستین پیامبر عظیم الشلن اسلام باشیم باید اینگونه باشیم!
284043 | حسين   |2010-02-01 22:00:33|IRAN - [moderator17]
اگه اينجوريه كه شما ميگيد پس لطف كنيد آيه

اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت ...

رو تفسير بفرماييد تا ما روشن بشيم
283620 | hossein hajiagha  - from Montreal   |2010-01-31 16:34:10|CANADA - [moderator17]
من که در کانادا و آمریکا فقط بدبختی و فقر می بینم .یک پولدار یک میلیون برای خرید تابلو و ماشین عتیقه کلاسیک می دهد و من خودم پول نداشتم تا دندان پزشک بروم. و برای همین در ایران آقازاده بازی زیاد شد. من آنقدر فیلم و مطلب و عکس دارم که مشخص می کند این ها دروغ گو هستند گفته ام همکاری شود من بر می گردم و پر فروش ترین فیلم و کتاب را تقدیم خواهم کرد از زندگی نکبت بار غربی و دروغ های ایران من حاظرم با هر مقام و شخصیت سیاسی در این مورد بحث کنم که حکومت ایران مظلوم است و اینها دروغگو هستند
از مونترال کانادا
283892 | ناشناس   |2010-02-01 11:37:33| - [moderator18]
اقاي كانادايي اگه بده پس آنجا چيكار مي كني ؟
فقط بهانه نيار بسم الله بفرما .
284083 | hajiagha   |2010-02-02 01:30:07|CANADA - [moderator7]
ح.ح
تامین جانی و مالی بده فردا تهران خواهم بود تا 24 ساعته خدمت کنم
کاریکاتوریست گل آقا و هنرمند
284681 | ناشناس   |2010-02-04 08:54:36| - [moderator18]
شما که مطمن نیستی این جا تامین جانی داشته باشی پس برای چی می گی این جا اوضاع گل و بلبله....
285391 | محمود   |2010-02-07 10:06:34| - [moderator18]
سلام
دایی من هم در کاناداست و بااین که دکترا دارد و در یک کارخانه شغل خوبی هم دارد فرزندانش هم در انجا متولد شده اند اما زندگیش کاملا متوسط است
283636 | ناشناس   |2010-01-31 17:05:09|UNITED KINGDOM - [moderator17]
جناب معصومی ،
اصلا شما نظریه پرداز ، اصلا شما متفکر ، اسلا شما یک همه چيز تمام کامل،
اصلا لیبرال دموکراسی بد، اصلا حکومتهای غربی کلا منحرف.
خیلی خوب ، بسم الله.

شما بفرمایید که چگونه از خلال تئوری های شما حکومت می تواند بر جامعه متکثر حاکمیت کند؟
چگونه حاکمیت یک فکر و تفکر ، در اجتماع متکثر می تواند ، حق و حقوق همه افرا و گروهها را به آنها بدهد

بجای اینکه به پرو پای دیگران بپیچید و این حرفهای بی اثر را بزنید ، لطفا فقط اگر جواب نمی دهید ، فقط به این سوالات فکر کنید.لطفا.
283801 | ناشناس   |2010-02-01 03:00:06|IRAN - [moderator1]
ما نمی خواهیم به پرو پاچه کسی بپیچیم.
این سلطه گران هستند که به پرو پاچه ما می پیچند.

تازه شما که مدعی هستی حاکمیت غرب توانسته حقو و حقوق همه را بده چطوری موفق شده؟ کدام کشور غربی؟ مثال بیار ما هم بفهمیم.
بگو ببینم کجای دنیا حق و حقوق همه مردم رو کامل می دن ما هم بریم اونجا پناهنده بشیم به ما هم حق و حقوق بدن!
283897 | ناشناس   |2010-02-01 11:42:07| - [moderator18]
هيچ كس نمي گويد تمام اعمال كشورهاي غربي درست است.
ولي فقط اگه كمي به آمار جهاني نگاه نكيند مي بينيد كه ما كه تمام ادعا هستيم از لحاظ فساد اداري، فقر ، دروغگويي و ... در كجا قرار داريم .
پس ما مي توانيم موارد خوب را از آنان بياموزيم و در موارد اشتباه به طرف آنها نرويم البته اگر كور نباشيم و خوبي و بدي را بتوانيم تفكيك كنيم.
283900 | ناشناس   |2010-02-01 11:47:15|UNITED KINGDOM - [moderator18]
دوست عزیز نیت خوانی میکنی؟
من اصلا می گویم هر چیزی غیر از تفکر شما در این دنیا ، بدردنخور ، بد ، منحرف و خراب.

اصلا مرکز عالم تفکر شما، قبول؟

خیلی خوب بفرمایید ، جواب دهید که با تفکر شما و منش شما و راه حلهای شما ،
جامعه متکثر که دارای سلایق مختلف ، عقاید مختلف ، نظرات مختلف ، دیدگاههای مختلف و ......... است چگونه همه افرادش می توانند به حق و حقوقشان برسند و احساس سعادت و خوشبختی بکنند؟
آیا اصلا به تکثر در جامعه اعتقاد دارید؟

اصلا فرض کنید ما و همه کسانی که مثل شما فکر نمی کنند منحرف هستند ، آنها را ول کنید، راه حلها و نظرات خودتان را بگویید.حتی اگر ما را در حد این نمی دانید که بخواهیم نظرات شما را بدانیم و یا نقد کنیم و یا قبول نداشته باشیم ، لطفا فقط به آن ها فکر کنید.

دیگر این نظر کجایش بد است که به شما برمی خورد؟
284682 | ناشناس   |2010-02-04 09:01:01| - [moderator18]
شما علنا می گویید ما جنبش نرم افزاری نیاز داریم برادر من شما نرم افزار رو ندارید که بعد سخت افزارش رو تولید کنید و بعد اون رو اجرا کنید و بعد از اجرا تازه بیایید بگویید ببینید این است نتیجه تفکر ما و بعد تازه اون رو صادر کنید
بنده نمی دانم شمایی که به گفته خودتان باید نرم افزار را به وجود بیاورید چه جوری ادعای اداره ی جهان را دارید
البته بنده صد رد صد معتقدم اسلام این پتانسیل را دارد ولی یک عالمه را باقی مانده
283666 | دهقان اشکذری   |2010-01-31 18:21:49|IRAN - [moderator7]
به امید حکومت جهانی و عدالت گستر حضرت مهدی(عج).
امام صادق (ع) می فرمایند: اگر مردم (اعم از مسلمان وغیر مسلمان) نیکوئی های کلام ما را می دانستند ، حتما رو به سوی ما می آوردنند
283669 | hossein hajiagha  - from Canada   |2010-01-31 20:01:58|CANADA - []
ما از جریان سبز حمایتی نمی کنیم
عاقل هستیم دیوانه بازی نمی کنیم
ما فریب آمریکا را هرگز نمی خوریم
مشروب و آبجو را هم ما نمی خوریم
اگر موسوی ناگهان ---
------
رفسنجانی داره ---
------
مردم باید خودشان هوشیار باشند.
بیدار و پیرو خط امام باشند
اگر روزی آمریکا سوار شما بشه
تازه همه بدبختی هاتون شروع بشه
باز مثل زمان شاه فقر و فحشا از هم در
دختران و پسراتون می شوند در به در
چرا از تاریخ عبرتی نمی گیرید ؟
با یک دست چند تا هندوانه می گیرید ؟
بخوانم از برایت داستانی
که در معنای آن حیران بمانی
پانزده ساله من آواره غربتم
نمی دونم شاید هم بی غیرتم
فقر و گرانی دار بیداد می کنه
هیچ کسی کار صوابی نمی کنه
مرد ها گوشوار زنانه می زنند
یا که معتادو دارند سیخ می زنند
خالی بندی در بین ما زیاد شده
چرا آدم سالم این جا خیلی کم شده؟
مالیات زیاد و بدبختی ما ایرانی ها
بدبخت تر از کره مریخی ها
مهندس رفته راننده تاکسی شده
نمی دونم چرا با زنش دعواش شده؟
چهار تا آدم لات با پرچم سبز
آجیل می خورند و سوهان گز
اینها می خواهند ایران رو نجات بدهند؟
یا که دارند مردم رو فریب مید هند؟
سرما داره بیداد می کنه تو کانادا
ایرانی داره حمالی می کنه تو کانادا
شعر های من همه حقیقت رو گفته
---نگو اینها همه حرف مفته
از زندگی ما شما بهتره عبرت بگیرید
بهتره بروید شمال و ماهی بگیرید
دنبال حرف های مفت موسوی نباشید
خواهش می کنم----- نپاشید
آمریکا داره شما ها رو فریب میده
پشتکار شما هم به من امید میده
این مشائی راه برگشتن من رو خراب کرد؟
چطوری احمدی این بابا رو انتخاب کرد؟
امیدوارم که گرفتار نژاد پرست ها نباشید
مثل ما تو خارج سرپا کنار خیابون نشاشید
برگردم ایران براتون فیلم می سازم
من که به مملکت خودم دارم می نازم
گور بابای غرب و انگلیس جاسوس
همه باهم می رویم جاده چالوس
آخ بیرون هوا چقدر سرد شده
آدم حسابی چرا اینجا کم شده ؟
درود بر مقاومت شما مو منین
پرچم یا حسین نگذارید بر زمین

ح.ح
283886 | ناشناس   |2010-02-01 11:32:55|IRAN - [moderator18]
آقایون این کامنت بالا کلمات بی ادبی داره ؟ دیدید؟
283899 | ناشناس   |2010-02-01 11:46:46| - [moderator18]
آقاي بي ادب اگه بده چرا برنمي گردي؟
چشم دل باز كن كه جان بيني وانچه ناديدني است وان بيني.
283674 | ناشناس  - رمز پيروزي شعار   |2010-01-31 18:39:15| - [moderator7]
معتقدم،رمز اقبال عمومي از هر شعار اجتماعي را بايد در واقعيتهاي آن جامعه جستجو كرد.متأسّفانه،هر چه مرحله گذار كشور،با آزمون و خطاهاي بيشتري همراه ميشود،خلاء هاي ايجاد شده را ،هر جريان فكري منطقي متفاوتي، مي تواند پر كند.در اين بين، مجريان ،هر چقدر عملكرد ملموس بهتري را رائه دهند،بيشتر نتيجه ميگيرند و هر چقدر بحث هاي نظري را پيش ببرند،از سوي ناظرانِ مدّعي، بيشتر به عقب رانده ميشوند.به همين خاطر ،عصر حاضر را ،عصر نبرد انديشه ها مي دانند كه شايسته سالاري،شعار واقعي آن است.
283679 | ناشناس   |2010-01-31 19:02:21|IRAN - [moderator7]
اگر لیبرال دمکراسی نتوانسته است خوشبختی واقعی را برای مردم خود و برای جهان به ارمغان بیاورد،در صورتيكه غلبه اقتصادی، سیاسی و رسانه ای اقلیت صهیونیست در کشورهای غربی و عدم کارآیی این تفکر و ناکارامدی این تفکر برای اداره جهان را قبول كنيم و اعمال شدیدترین تبعیضها، محدودیتها و اتهامات بر عليه مسلمانان در کشورهای غربی که از نسلهای گذشته در آن کشورها ساکن بوده اند را بپذيريم و در صورتيكه بپذيريم كه لیبرال دمکراسی کارآیی طبیعی و انسانی خود را برای اداره متعالی جهان از دست داده است و قبول كنيم كه شنيده شدن صدای شکستن استخوانهای نظم جهاني مي‌آيد حال سوال اين است كه شما نويسنده محترم در لندن كه به زعم جنابعالي يك شهر غربي تحت سلطه صهيونيست و فاسد و داراي تبعيض و محدوديت و سرشار از اتهام و ناكارآ كه هرلحظه صداي پاي شكستن استخوانهاي آن مي‌آيد چه مي‌كنيد. تشريف مباركتان را به ايران گل و بلبل بياوريد تا با يكديگر لذت ببريم و صداي پاي شكستن استخوانهاي جامعه غربي را با هم در اينجا بشنويم. مقا مات ارشد كشور كه به محض سرفه و تب و لرز كردن يا براي تفريح و سرگرمي يك پايشان در همان جوامع منحط غربي است. بچه‌هاي خود را در آن جوامع به مدرسه و دانشگاه مي‌فرستند.
283682 | احمدرضا   |2010-01-31 19:07:19|UNITED KINGDOM - [moderator7]
تو را به هر کسی که دوست دارید این مباحث اختلاف انگیز را بس کنید. مملکت نیاز به آرامش دارد. چه اصولگرا و چه اصلاح طلب جزو نظام ما هستند. الان دشمنان برای تفرقه بیشتر در کشور و ماهی گرفتن از آب گل آلود دندان تیز کرده اند. من نمی دانم این سایت الف به جای ایجاد صلح و آرامش در کشور دعوت تمام احزاب و فعالان سیاسی به وحدت هر روز رادیکال تر می شود. اگر قصد کمک به کشور و نظام را دارید همه را به وحدت و آرامش دعوت کنید.
سخن این بود و ما گفتیم. ما مشاهدات خود را گفتیم. ما بقی مسولیت به گردن شما و آقای دکتر توکلی است که عمل کند نه اینکه هر روز فضا را ملتهب تر کند. هر کسی هم امروز عمل اشتباه و برخاسته از هوای نفس انجام دهد در پیشگاه خداوند مسول است.
283805 | ناشناس   |2010-02-01 03:10:05|IRAN - [moderator1]
بحث های اختلاف انگیز؟
بحث های اختلاف انگیز؟
حالا شد اختلاف انگیز؟

یعنی این همه حرف و حدیث و دروغ پشت دروغ واسه ایران درست کردن اختلاف انگیز نیست!؟
حالا ما که اصل مبانی نظری مدعیانی که پیوسته کارشان اختلاف افکنی برای تضعیف ایران است را به نقد می کشیم شدین اختلاف افکن؟
یعنی می خوای بگی ما هرگز به مبانی تفکری که با تمام توان داره به ما فشار میاره فکر نکنیم؟!
283835 | منصف   |2010-02-01 09:20:30|IRAN - [moderator18]
طرف 1- بدون استدلال میگه تقلب شده 2- اغتشاش و آتش سوزی میکنه 3-به قانون اساسی توهین میکنه 4- به امام توهین میکنه 5-هتک حرمت عاشورا میکنه میفرمایید آدم خوبیه، ان شاء الله توبه میکنه. حالا یکی اومده یک تحلیل بر عمکرد این بابا داده میشه اختلاف برانگیز! بابا انصاف هم خوب چیزیه.
من که میگم تا یارو را اعدام نکنید، اختلاف حل نمیشه.
283685 | جواد  - شعار   |2010-01-31 19:18:45| - [moderator7]
آنچه را که در بالا در قبح لیبرالیسم و حسن جامعه دینی ذکر کرده اید ایده آل است ولی فقط در مرحله شعار
آیا مکانیزمی میشود طراحی کرد تا به این جامعه دینی مطلوب دست یافت
اکثریت مردم در کشورهای پیشرفته از وضعیت خود راضیند
حدود 60 سال است کره شمالی با امپریالیزم مبارزه میکند آیا وضعیت فعلی مردم کره شمالی با کره جنوبی(با حکومت لیبرال دموکرات) قابل مقایسه است ؟
283806 | حسن  - سانسور فکری در سرمایه داری   |2010-02-01 03:19:14|IRAN - [moderator1]
خودت هم داری می گی در بالا فرق جامعه دینی و لیبرالیسم گفته شده.
بعد میگی چرا در کره شمالی که همه کمونیست هستند با کره جنوبی که همه لیبرال هستند فرق وجود داره؟
در مورد طراحی مکانیزم جامعه دینی مطلوب هم باید گفت که طراحی شده ولی همین لیبرالیسم با تمام توان در مقابل عملی شدن مردم سالاری دینی مقاومت می کنه. و حتی اجازه طرح اون رو هم نمیده. واسه همینه که بعد از 30 سال طراحی همچین نظامی توسط امام خمینی حتی شما خبر نداری دمکراسی دینی تدوین شده یا نه.
نکته ای که هست اینه که متفکران لیبرالیسم می دونند که اگر مردم سالاری دینی در اداره امور بطور کامل موفق بشه. به سرعت پتانسیل فراگیر شدن داره. برای همین آزادی فکری درباره تفکرات اینچنینی در نظام سرمایه داری به شدت سانسور میشه.
283687 | ناشناس   |2010-01-31 19:29:51|IRAN - [moderator7]
از اتاق فکری که اکبر گنجی عضوش باشد همین افکار پریشان بیرون می آید. فکر نمی کنم هیچ آدم متعادلی در نامتعادل بودن این بشریت شک داشته باشد!
283690 | سیاوش   |2010-01-31 19:33:08| - [moderator7]
حرف شما درسته لیبرال دموکراسی مصرف بنزین ایده آلی نداره کمک فنرش در همه جا خوب عمل نمیکنه شتاب مناسبی نداره و ... ولی آیا ماشین با کارایی بالاتر و ایمنتر و بهتری برای ارایه دارید؟الان 30 ساله که دارید میگید اقتصاد اسلامی بانکداری اسلامی و ... ولی آیا این تعاریف را توانسته اید در عمل بیاورید؟اول یک ایدیولوژی بهتر را در عمل پیاده سازی کنید بعد بگید لیبرال بد هست
283798 | کیوان، عشق فقط موتور هزار   |2010-02-01 03:22:33|IRAN - [moderator1]
مرد حسابی یه طوری حرف می زنی که انگار همه از بیرون نشستند و مشتاقند ببینند ما چطور دمکراسی دینی رو پیاده می کنیم!
همین سرمایه داران نظام سرمایه داری تو این 30 سال چند تا بلا سره ما آورده باشند خوبه؟

هشت سال همشون با هم متحد شدند هر چی بمب داشتن ریختن تو سرمون. همشون بودن یا نبودن؟

بعد از اون رسانه هاشون شروع کردند به شدت ایران رو کوبیدند. بعد از اون همشون باهم مارو تحریم کردند. و حتی در بدیهی ترین مواد هم مارو تحریم کردند. یه چهره ای از ایران درست کردند که همه جای دنیا فکر می کنند ایرانی ها تو تهران دارند همدیگرو پاره می کنند! این طور هست یا نیست؟

هر کشوری غیر از ایران بود تا حالا 100 بار متلاشی شده بود. ولی ایران الان کجاست؟

درسته یه کشوریه با اقتصاد بیمار و دارای مشکلات مختلف داخلی. ولی آیا الان ایران یه قدرت منطقه ای نیست؟

آیا مردم دیگه یی غیر از مردم ایران بودند تاحالا 100 بار وا نداده بودند؟!

حالا شما از در اومدی تو می گی 30 سال وقت داشتی تا دمکراسی دینی رو در عمل پیاده کنی؟!

در آخر باید بگم که افتخار منه که اسم کشور عزیزم هست:

Islamic Republic Of Iran

و تنها جایی هستیم تو دنیا که نمی خوایم مثل آمریکایی ها زندگی کنیم.
283828 | هامون  - موفقیت عملی لیبرال دموکراس   |2010-02-01 08:49:17|UNITED STATES - [moderator18]
استدلال بر این که لیبرال دموکراسی ضعف هایی دارد ولی بهترین آلترناتیو است و جمهوری اسلامی نتواسته در این سی سال موفقیت خود را نشان دهد تشبیهی نا عادلانه و حتی ساه اندیشانه است.
مجموعه های اقتصادی بزرک به دلیل وزنه ای که در آن ها تجمع شده مثل کشتی تایتانیک از یک سو فروپاشی یا ریزش شان اهسته و تدریجی و از سوی دیگر قدرت اصلاح و نجاتشان هم کم تر است. بنا براین تصور آن که این سیستم ها که تنها بعد از جنگ جهانی دوم رو به گسترش کرده اند و تنهانزدیک بیست سی سال از اوج و شکوفایی لذت برده اند ابدی و لایزال هستند تعمیم دادن در واقع ی ثانیه تاریخی و قانون کردنش به عنوان نهایت است.
سیستمی که لیبرال دموکراسی بر اساس آن پیروز شد بر جایگرینی منافع فردی به جای هر چیز دیگر مثل منافع برده دار منافع مالک و زمین دار و منافع قدرت مند استوار بود اما ان چه گفته نشد یا پیش بینی نشد آن بود که انسان ها در دنباله روی از منافع خود ( که از نظر دینی می توان آن را شرک و خود را خدا دیدن تعبیر کرد)به انحراف و انحطاط کشیده می شوند و عملا به قانون جنگل تن می دهند و قدرت قوی تر را می پذیرند و منطق و عدالت احتماعی را همه و همه فدا می کنند و منافع فردی را رفته رفته به منافع خود شخص در لحظه (و نه منافع دراز مدت جامع) تعریف می کنند . لذت طلبی شخصی و در واقع نوعی خودکشی فرد واحتماعی به طور تدریجی ولی احتناب ناپذیر نتیجه حتمی آن است.
و اما در مورد موفقیت جمهوری اسلامی در مسایل اقتصادی موضوعی دیگر است که هم باید با معیار های دیگری تعریف شود و هم در معیار های دیگری به نقد کشیده شود. بعضی از آن چه عدم موفقیت حمهوری اسلامی در عرصه اقتصادی خوانده می شود تنها به دلیل استفاده از معیار های غلط در این ارزیابی است ولی بعضی برخورد های دیگر می اواند ارزش شنیدن داشته باشد.
283698 | حسین   |2010-01-31 19:59:15| - [moderator7]
امام حسین علیه السلام: اني لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما. و انما خرجت لطلب الاصلاح في أمه جدي صلي الله عليه و آله (بحارالانوار، ج 44، ص 329، باب 37، روايت 2)
اصلاح در دین جدم یا امت جدم ! مگر دین نبی نیاز به اصلاح داشت
283932 | یوسف  - تحریف و دروغ ممنوع!   |2010-02-01 13:21:09| - [moderator18]
شما خودتان نوشته اید "فی امة جدی" یعنی در امت جدم.
کجا نوشته در دین جدم؟
دین نبی نیاز به اصلاح نداشت بلکه امت نبی نیاز به اصلاح دارد!
283701 | محمد   |2010-01-31 20:11:46|GERMANY - [moderator17]
با تشکر.مقاله ی قابل تاملی بود.به نظرم با تعریفی که از نظام لیبرال دموکرات داشتید میشد نتیجه ی بهتری از بحث گرفت.آقای فوکویاما هم مطمئنن بر اساس واقعیت ها(fact) به این نتیجه رسیدند.شما ادعا می کنید که جمهوری اسلامی مدعی "عدالت محوری"است.خب خروجی آن در این 30 سال چگونه بوده؟آیا توانستیم به سمت عدالت حرکت کنیم یا در حال درجا زدن هستیم؟نگاهی به دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری که آقای احمدی نژاد با شعار عدالت توانست بیشترین رای را از آن خود کند نشان می دهد که نه تنها به به سمت ایده آل حرکت نکرده ایم،بلکه پسرفت نیز داشته ایم...گاهی اوقات زیبا ترین نظریه ها نتایج تلخی را به همراه دارند.نظریات مارکس،"نان" و "آزادی" و ...نمونه ای است که نشان میدهد فاصله ی حرف تا عمل بسیار است...
283800 | طاهر   |2010-02-01 03:40:08|IRAN - [moderator1]
آقا محمد عزیز من در متفکر بودن آقای فوکویاما شک ندارم ولی چرا ایشان را عقل کل می دانید و می فرمایید: "آقای فوکویاما هم مطمئنن بر اساس واقعیت ها(fact) به این نتیجه رسیدند"
اصلا مگر بر اساس همین تفکر لیبرال دمکراسی همه چیز نسبی نیست؟ اگر همه چیز نسبی است فوکویاما هم تنها یک نفر است که نظر خودش را گفته.
همان طور که من در برخی از مقالاتی که از ایشان خواندم ایشان همیشه در نوشته هایش از "من فکر می کنم" و "به نظر بنده" استفاده می کند.

در مورد اینکه خروجی جمهوری اسلامی در این 30 سال چه بوده؟
آیا غیر از این بوده که دست دزدی منابع ایرانیان توسط رژیم گذشته از ایران کوتاه شد؟
آیا غیر از این بوده که اسلام زنده ماند؟ که امام حسین زنده ماند؟ امروز اگر ایران نباشد پرچم اسلام دست چه کسانی خواهد بود؟ دست اعراب وهابی؟!
و ده ها آیا دیگر...
حال من می پرسم از شما دست آورد نظام لیبرال در پس از جنگ سرد چه بوده؟ لطفا خروجی سرمایه داری را هم بررسی کنید.
آیا غیر از این بوده که به گفته همین آقای فوکویاما که مدینه فاضله دنیا را آمریکا می داند. این کشور به انحطاط اخلاقی رسیده؟ بطوریکه طبق آمار ها از هر 3 تولد در این کشور یک کودک حاصل روابط نامشروع است؟
آیا غیر از این است که در این نظام تنها کسانی که ثروت دارند از تمام حقوق انسانی برخوردارند و بقیه باید زیر چکمه های ثروتمندان نیویورک له شوند و از ریخت و پاش های آنها زندگی کنند؟
در آنجا اگر هم نژاد پرستی انسانی وجود نداشته باشد (که خداوکیلی وجود دارد) یک نژاد پرستی دیگری بنام نژاد پرستی پولی وجود دارد با انسانی که ثروت دارد با انسانی که ثروت ندارد کاملا فرق می کند. و این کرامت انسانی نیست که ملاک قرار گیرد. در آنجا این قدرت و ثروت است که باعث ارزش گذاری انسان ها می شود.

البته این را هم می گویم که شخصا درباره خلق و خوی مردم ایالات متحده مطالعه و تحقیق داشتم و متوجه شدم که آنها بسیار مهربان هستند و به بسیاری از اخلاقیات نیز پایبند هستند.
اما متاسفانه مواردی که از واقعیات جامعه آمریکا ذکر کردم وجود دارد و کسی نیست به سوالات مربوط به آن پاسخ دهد.
اما در مقابل همه تماشاچی کشوری مثل ایران هستند که کی دمکراسی کامل در آن مستقر می شود و در ساده ترین سوال می پرسند: خوب 30 سال از انقلاب ایران گذشت و عدالت در ایران حاکم نشد، آیا این نشان از ناکارامدی تفکر آنها نیست؟!
283717 | فهیمه -م  - محقق-لندن   |2010-01-31 20:58:03|UNITED KINGDOM - [moderator17]
تحلیل بسیار جالبی بود.به نطر می رسد این روند در بسیاری از کشورهای در حال توسعه در حال انجام است وفی الواقع تمدن غربی بر پایه لیبرال دموکراسی به قیمت زیر پا گذاشتن اصول اساسی معتقدات خود جانانه جان می کند.
r] 
283744 | دانشجو   |2010-01-31 22:25:34| - [moderator17]
نوشته تان را باید با طلا نوشت، اختلاف بسیاری از گروه های موسوم به اصلاح طلب با انقلاب و مردم در وضع اقتصادی و سیاسی مردم نیست؛ که اگر اینگونه بود در زمان تورم 49 درصدی هاشمی و سیاست های حقارت آمیز خاتمی ناراحت می شدند.
اختلاف آن ها در عقیده و بنیان اندیشه مردم است و فقط با لفاظی هایی نظیر مشکل اقتصادی می خواهند خود را در آن پنهان کنند و حرف های بسیاری از آنان بعد از فرار از ایران یا حتی در ایران و محیط های خصوصی تری مانند فیس بوک این موضوع را نشان می دهد.
بنابراین نباید فریب آنان را خورد و در بازی مشکلات اقتصادی و سیاسی آن ها مشغول شد. باید به ریشه اختلاف که همان مسائل عقیدتی و انحرافی است توجه کرد و راه حل آن را که علوم اسلامی است و مقام معظم رهبری نیز بر آن تاکید دارند، پیگیری کرد.
اصل و فرع را فراموش نکرد و گرفتار بازی آن ها نشد و فریفته نفاق آنان نشد و با هدف اصلی آن ها مقابله کرد.
283745 | بیژن   |2010-01-31 22:26:39| - [moderator17]
جنگ های جهانی اول و دوم حاصل تفکرات دیکتاتوری حکومت گران در ساختار لیبرال دموکرات بود که همین حکومتهای لیبرال دموکرات بعدها با اصلاحات خود مانع از به قدرت رسیدن اینگونه تفکرات در ساختار خود شدند.
ضمنا با انتقادهای شدیدی که به ساختار غرب در اداره جامعه دارم اما تا زمانی که نتوانستیم عیوب خود در راه تشکیل حکومت اسلامی اصلاح نمائیم حق نداریم دیگران را زیر سوال ببریم. به والله نتوانسته ایم ذره ای از حکومت اسلامی مورد نظر علی (ع) و حسین (ع) و حضرت ولیعصر(ع) را پیاده کنیم . بیائید منصف باشیم و ببینیم خودمان چه کرده ایم بعد اینقدر با صدای بلند حکومت های دیگر را زیر سوال ببریم ؟
283875 | بهاری   |2010-02-01 11:16:21| - [moderator18]
دقیقا مثل حمله به عراق و افغانستان واقعا کل دنیا شاهد بودند چگونه جلوی آمریکا گرفته شد
کل دنیا مخالف جنگ بود آقای بوش و متحدانش (همان لیبرال دموکراتها) کار خودشان را کردند و دیدیم چقدر این تفکرات به قدرت نرسید !
علت این همه عقب ماندگی هم اجرای یک نوع دستورات غربی در کانال اسلام است که این نظریه 30 سال ناکارآمدی خود را نشان داده است
می خواهیم هر نظریه فرهنگی یا اقتصادی یا ... غربی را با فرمول اسلامی پیاده کنیم در صورتی که باید خود نظریه اسلامی را اجرا کنیم نه فکر غربی را با عمل اسلامی-
به طور مثال در غرب از زن به عنوان کالایی برای تبلیغات استفاده می شود حالا ما از همان زن منتها از نوع با حجابش برای تبلیغات استفاده می کنیم یا به روش کشورهای عربی فیلمهایی که از اساس با اسلام مشکل دارند را با سانسور به خورد ملت می دهیم
در سریالها همه با حجابند در مراسم تقدیر از بازیگران همان سریال دوربین جرات نمی کند از بازیگران زن closeup بگیرد!
شب و روز فوتبال به خورد ملت می دهیم بعد از رقم بالای قرارداد فلان بازیکن می نالیم !
283753 | حجت  - سبقت غرب ازشرق   |2010-01-31 22:54:45|INDIA - [moderator17]
برادر عزیز
همین لیبرال دمکراسی که شما می فرمایید اکنون توانسته با علم خودشان به
دین و بسیاری از فرمایشات پیامبر و امامان معصوم نزدیک و شکل محتوای
آنها را علمی نمایند.
جای این سوال هست که :ماچقدر توانستیم با دینمان به علم نزدیک شویم.؟
آنها اکنون حتی در کارتون های خودبه بچه ها فواید صداقت ودرستی واخلاق
را آموزش می دهند . ماچقدر توانستیم فلسفه رسالت پیامبر (ص)را بیاموزیم.؟

مطلب دوم اینکه اگر تعریف و نگاه به خوشبختی رسیدن انسان به کمالات
و آرمش باشد ما چقدر برای این انسان کرامت و ارزش قایل شدیم.؟
جواب بسیارساده هست: هر جامعه ای که در آن معلم (بمعنای عام مربی -
و تربیت کننده)و تولید کننده علم در منزلت وجایگاه رفیع خودشان باشند
قطعا خوشبختی و سعادت و آرامش با آن جامعه خواهد بود.
قطعا در اسلام منزلت مربی و معلم وعالم برکسی پوشیده نیست.
خوبست بجای ترمیم شاخه بفکر درمان ریشه باشیم واینقدر انرزی را هدر
ندهیم.وانحراف وحدت فکر ایجاد نکنیم.
283775 | ناشناس   |2010-02-01 00:24:49| - [moderator17]
اگر نتوانسته خوشبختی ایجاد کند چرا دسته دسته مردم با هر بدبختی شد به اروپا و آمریکا پناهنده میشوند یا مهاجرت میکنند و چرا آقازاده های خود شماها در این کشورهای خبیث به تحصیل میپردازند؟!
283833 | هامون   |2010-02-01 09:12:56|UNITED STATES - [moderator18]
دوست ناشناس اگر این ها این قدر خوشخت و موفق بودند برای چی مجبور بودند که دور دنیا راه بیفتند و هر کشور ی را می توانند استثمار و استعمار کنند؟ اگر سابقه تاریخی شان این قدر غنی بود چه احتیاحی داشتند هر حا که بتوانند از جمله در ایران آثار باستانی را بربایند یا با رشوه از کشور خارج کنند و زیور موفقیت خود کنند؟ واقعیت این است که کشور های استعمار گر با مکیدن خون میلیون ها مردم کشور های جهان سوم و خرج کردن یک در صد آن در داخل کشور های خود رفاه نسبی به وجود می آورند که طبعا مردم کشور های عارت شده حق دارند که به هر طریقی که می توانند خود را به آن جا برسانند و از آن بهره مند شوند. همین امر نیز در مورد دانش مصداق دارد باید از دست آوردهای علمی در هر حای دنیا استفاده کرد و به هیج وجه سر بردگی در برابر کشورهایی که این جوانان در آن تحصیل می کنند خم نکرد.
283809 | مریم   |2010-02-01 03:50:43|UNITED STATES - [moderator17]
][color=lime]این یکی از بهترین مقالات تحلیلی بود که در مورد این آقایان لیبرال دمکرات خودمان خوانده ام بنظرمن باید بیشتر از این باز بشود آقای سروش که در پایتخت آمریکا دم از باز نگری و آزادی می زند باعت بسته شدن دانشگاه و انقلاب فرهنگی بودند آقای مخملباف که معلوم حال هستند که احتیاجی به گفتن ندارد و همینطور اینها بهترین جوانان ما را با رادیکالیسم قلابی به جوخه اعدام فرستادند و بسیاری را به خاطره ممنونیت بی شمار از مزایای زندگی عادی محروم کردند حالا خودشان با هم آغوشی با صهونیسم و آمریکا دم از آزادی می زنند خودشان سالهای سال خفگان را در ایران به وجود آوردند و حالا آزادی را با آمریکا برای ما می خواهند بیاورند هنوز هم این تفکر هم در ایران حاکمیت ایران هستند و مقام دارند[
283810 | hajiagha  - from canada   |2010-02-01 08:05:36|CANADA - [moderator17]
فتنه از هر طرفی پیداست
شیطان هم به رنگ سبز زیباست
من در حکایت این مردمان غریب
که چرا به این آسانی خورد اند فریب
می ترسم که روزی ایران ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
اگر ماجرا باز ادامه یابد باز
بر نعش شما لاشخورها می کنند پرواز
جان دلم مگر مرض داری نق می زنی؟
مرتب دم از رنگ سبز می زنی ؟
ببین زندگی در همه جا سخت شده
میلیون ها انسان چه با حماقت بوش بدبخت شده
به جای نق زدن سخت کار کنید
تو قلب هاتون محبت انبار کنید
........................
سنگفرش خیابان ها پر از رنگ خون شد
با ساز و آواز نمیشه زندگی کرد
یا پشت بام خونه هاتون رو کاهگلی کرد
سوسول بازی برای آینده ایران یک مرضه
حرف های من هم بدون غرضه
مریم رجوی یک قاتل فراریه
از چنگالاش خون جوانان وطن جاریه
این ....چقدر حرف های مفت می زنه؟
...
... هنوز تو خواب و رویا زندگی میکنه
...
اگر دوست دارید پسرهاتون هم جنس باز بشن
یا دختر هاتون بدتر از خراب بشن
حماقت هم بابا حدی داره
همه این کارها راه حلی داره
اول باید به خدا ایمان داشته باشید
دنبال حرف ... هم اصلا نباشید
دوم همه بگوئید مرگ برآمریکا
...
سوم غرب زدگی را بگذارید کنار
یک وقت مست نکنید بزنید به چنار
پنجم برا روح شهدا صلوات ختم کنید
توقعات خودتان را ترا به خدا کم کنید .
من گفتم که با گل آقا کار می کردم
آینده خودم رو تو کانادا خراب کردم
من رو هم این بی شرف ها فریب دادند
تا آمدم صدتا به من کار کثیف دادند
ای حقه بازان ...غرب زده
عوضی حقه باز و فلک زده
تا نفس دارم حال تون رو می گیرم
از شما انتقام سختی می گیرم.
283847 | ناشناس   |2010-02-01 10:06:46|IRAN - [moderator18]
بابا الف !
چقدر پارتی بازی .تا کجا آخه .حالم بهم خورد.
200 تا کامنت گذاشتم حتی یکیش منتشر نشد .نه حرف تندی زدم نه به کسی توهین کردم.اونوقت این حاجی اقا که تابلو شیرین میزنه .در هر مطلبی 15 تا کامنت داره .نکنه پسر خالته؟
284435 | ناشناس   |2010-02-03 01:59:55|CANADA - [moderator17]
اصغری ببین نوری زاده رو
سر کار جمال قوری زاده رو
حتما دنبال خانمی میگرده
با این سن دنبال چی میگرده؟
بیا بریم کیف دستی شو بزنیم
با گوجه فرنگی تو سرش بزنیم
اکبری گفت یواشکی به اصغری
قیافه طرف خیلی تابلو ست اصغری
فکر کنم اهل دود و دم باشه
شاید مثل خودمان اهل منقل باشه؟
چند دقیقه بعد
شلام عرض کردیم آقای نوری ژاده
من اصغری این هم اکبری مخلص ژاده
آقا شما از کجا سروکله تان پیدا شد؟
من دکترا دارم وا هوا چرا گرم شد ؟
داداش اگر اهل دود و دم مثل ما هشتی
با همدیگر بزن بریم منزل ما چرا نشستی؟
مگر تریاک سلطنتی هم ما ایجا داریم ؟
آخ ازش چه خاطراتی ما داریم
آره داداش بژن بریم که دیر شد
سال هاست برام مثل حکیم شد
صبر کنید تا زنگ بزنم به شهرام همایون
تا منتظرش شویم گوشه همین خیابون
چهارتائی برویم بزنیم به دود و دم
تا جمله شویم خمار و بی غم
ح.ح
283860 | ناشناس   |2010-02-01 10:36:54|IRAN - [moderator18]
در طول 4 سال گذشته حدود 350 ميليارد دلار نفت از اين كشور صادر شده است. الان اين مملكت با پول نفت دارد اداره مي‌شود. شما كه مدعي ناكارامدي جوامع غربي هستيد اگر درآمدهاي نفتي را نداشتيد آيا مي توانستيد اين كشور را اداره كنيد. مديريت كشور با پول نفت آن هم به اين شكل كه هنر نيست. آن وقت دنبال مديريت جهان هم هستيم.
283895 | هیچکس   |2010-02-01 12:57:16|IRAN - [moderator18]
اینطور که از نظرات ارائه شده در طرفداری از لیبرال دموکراسی و نظرات موافق و مخالف پیداست به نظر می رسد حرفهای برخی سیاسیون مبنی بر گره خوردن جنبش رنگی با لیبرال دموکراسی واقعی بوده و این همه نظراتی که قبلا توسط طرفداران این جنبش در حمایت از حضرت امام (ره)‌و نیز تبعیت از قانون اساسی زده می شده صرفا برای مظلوم نمایی و تشویش اذهان عمومی و جلب آرا و شکستن آرای طرف مقابل عنوان گردیده است.
خدارا شکر که این تفکر بر کشور غالب نگردید.

ضمنا یک سخن با طرفداران لیبرال دموکراسی :

لطفا یک نمونه از کشورهای لیبرال دموکرات را نشان دهید که بطور مستقیم و یا غیر مستقیم دست و دهانشان آلوده به خون مردم بیگناه کشورهای مظلوم جهان آلوده نیست.
آنهم نه کشورها و ملتهایی که مخالفتی با آنها داشته باشند بلکه ملتهایی مثل کشورهای
آفریقایی که علیرغم برخورداری از منابع غنی در فقر مطلق زندگی می کنند و ثروتشان توسط این کشورهای آزادیخواه طرفدار حقوق بشر لیبرال دموکرات چپاول می شود. و بعد در سازمان ملل متحد و سایر سازمانهای بین المللی از سر لطف و انسان دوستی بودجه تخصیص می دهند برای مقابله با فقر.
شرکتهای بزرگ داروییشان انواع داروهای جدید و گران قیمت را بصورت کاملا رایگان از سر انسان دوستی بدون درد و خونریزی بر روی مردم آفریقا آزمایش می کنند و پس از تولید داروی جدید و نتیجه گیری از آن بیماری مناسب با آن دارو را انتشار داده و داروی خود را از سر انسان دوستی به دنیا می فروشند.
شرکتهای اسلحه سازی صلاحهای جدید خود را پس از راه اندازی جنگهای قبیله ای به خاطر انسان دوستی بر روی مردم این مناطق می آزمایند .
بارها اشکهای سیاستمداران کشورهای لیبرال دموکرات را که برای مردم مظلوم این کشورها ریخته می شود دیده ام . و البته پس از هر بار اشک ریختن پک پروژه جدید آن هم از نوع انسان دوستانه شروع خواهد شد.

انسان دوستی- حقوق بشر- آزادی فردی- حقوق برابر اجتماعی -
چه واژه های زیبایی
راستی جایگاه خداوند باریتعالی در این مقوله کجاست؟
283911 | عباس کریمی   |2010-02-01 12:14:54|IRAN - [moderator18]
سلام و خسته نباشید
در مورد مطالبی که از زبان تئوریسین های اصلاح طلب آورده اند، لطفا مراجع مشخص ذکر کنند تا ما بدانیم کی، کجا و توسط چه کسی این مطالب به عنوان خواست جریان اصلاح طلب بیان شده است. ندادن رفرنس موجب ضعف این نوشته است.

در چند مورد ، عدم دقت هایی در متن ایشان دیده می شود.یکی از موارد را ذکر می کنم.
ایشان گفته اند که " آیا علیرغم ظاهر مسالمت جوی لیبرالیسم، وقوع دو جنگ خانمانسوز جهانی در حوزه کشورهای دمکراتیک لیبرال، ناکارامدی این تفکر را برای اداره جهان ثابت نمی کند؟ "
منظور ایشان احتمالا جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم است.
در جنگ جهانی اول، مهمترین قدرتهای متخاصم عبارت بودند از : روسیه تزاری- امپراطوری پروس (آلمان) - امپراطوری اتریش- مجارستان - بریتانیا و فرانسه.
همانطور که همه می دانیم روسیه تزاری، آلمان و امپراطوری اتریش-مجارستان در آن هنگام دارای حکومت سلطنتی مطلقه بودند و بریتانیا دارای سلطنت مشروطه. فرانسه هم به صورت جمهوری اداره می شد. بنابراین غیر از فرانسه و تا حدودی بریتانیا هیچ یک دمکراتیک لیبرال نبودند.

درباره جنگ دوم جهانی هم حرف ایشان دقیق نیست (اگر نگوییم کاملا غلط است). زیرا آلمان نازی- روسیه شوروی و ایتالیای فاشیست و امپراطوری ژاپن هیچ یک دمکراتیک لیبرال نبودند.

موفق باشید.
بار دوم است که بنده این نظر را در این جا قرار می دهم.
283928 | ناشناس  - حواست کجاست   |2010-02-01 12:55:19|IRAN - [moderator1]
حالت خوبه آقا
حواست کجاست؟
منظور جنگ عراق و افغانستانه جناب..!
283983 | عباس کریمی   |2010-02-01 15:19:40|IRAN - [moderator4]
به عبارت خودشان دقت کنید
:
آیا علیرغم ظاهر مسالمت جوی لیبرالیسم، وقوع دو جنگ خانمانسوز جهانی در حوزه کشورهای دمکراتیک لیبرال، ناکارامدی این تفکر را برای اداره جهان ثابت نمی کند؟


جنگ خانمانسوز جهانی در حوزه کشورهای دمکراتیک لیبرال یعنی جنگ در افغانستان و عراق؟ عراق و افغانستان در حوزه لیبرال دمکراسی هستند؟ جنگ عراق و افغنانستان جنگهای جهانی هستند؟

ضمنا جنابعالی مودب تر از این هم می توانید نظر بدهید.
283916 | فراست   |2010-02-01 12:27:11|IRAN - [moderator18]
موضوعی که در این نظر این دوست لندن نشین و سایر نظرات در این رابطه است یک مغلطه کاری که معمولا با ارائه یکسری نظرات کلی و تطبیق آن با یکسری از نقاط ضعف و نظرات شخصی افراد میخواهند این موضوع را به نحو مطلوب برای خود بهره برداری نمایند . ایشان تفکرات جمناح چپ گفته و سپس وضل کرده به لیبرال دموکراسی و .. و دست آخر گنجی و دیگران تا این موضوع را دستمایه برای کوبیدان اصلاح طلبان قرار دهد . بنده عرضم این است آیا ایران بهتر است مثل کره جنوبی با سرانه درامد آنچنانی باشد یا مثل کره شمالی فقیر و بی چیز ، مثل ژاپن روز به روز متوسط سن مرمانشان بالا رفته یا مثل خودمان که روز به روز سن سکته های قلبی پائین می آید مثل آلمان تورم صفر و منفی گردد یا مثل کشور خودمان عین یویو بالا و پائین رود . اگر نگه داشتن دین فرهنگ متناظر با فقر و بی چیزی است قطعا مردم دین را نخواهند خواست همانگونه فرمایش معصوم است از دری که فقر وارد شد از در دیگر دین خارج شد و انطرف موضوع نیز این است که شما جضور لیبرال دموکراسی را متناظر با از دست رفتن فرهنگ و دین میدانید که این حرف شما نیز درست نیست زیرا از دل حکومت فاسد پهلوی جوانانی همچون آینه آمدند و جنگ را اداره نمودند .
دوست عزیز لندن نشین اگه شما چیزی بیشتر از بنده میدانید که قطعا میدانید بجای سرهم کردن این چفت وبست ها برای ضربه زدن به جناح مخالف نظر خود بنشین و فکری بکن که چگونه میشود مزایای اندیشه ها و تمدنها و سبک های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جوامع مختلف را بنحو مطلوب مطابق با شرایط جامعه بکار گرفت انگاه ما دست شما را هم خواهیم بوسید
283935 | ناشناس   |2010-02-01 13:24:45| - [moderator18]
ای از خدا بی خبرا چرا بس نمیکنید؟تا کی میخواهید بازی سبز و اصلاح طلب و اصولگرا رو ادامه بدید؟این اونو میکوبونه اون اینو!جمع کنید بساطو
283939 | عبدا... ايراني   |2010-02-01 13:32:13|IRAN - [moderator18]
بنام خدا
با سلام چند نكته را مختصرا به عرض مي رسانم:
1- كسي كه در لندن يعني پايتخت استعمارگر پير زندگي مي كند چگونه اينگونه قضاوت مي كند؟! نمك مي خورد و نمكدان مي شكند.
2- هر انسان خداجو و ازاده اي مي داند كه صهيونسم و ليبراليسم و ... ايسم هاي مختلف در طول زمان چه بلايي به سر بشريت اورده اند اما اين لندن نشين عزيز براي مخاطبين بگويد كه چگونه مي توان كشورمان را به جايگاه اقتصادي سياسي و.. برسانيم كه ايينه تمام نماي اسلام باشد و همه مشتاق زندگي و حركت به سمت زندگي نوع ايراني- اسلامي باشند.
3- نقد و بهتر بگويم به سخره گرفتن يك مكتب كه بنده هم به ضعف ها و اشكالات اساسي آن اذعان دارم كاري است كه مدام انجام مي شود اما بگوييد كه مكتب ما براي جامعه چه پاسخي دارد كه قطعا دارد پس بگوييد چرا به آن عمل نكرده ايم و اينگونه ايم كه مي بينيد.
4- ما با اعتقاد به مكتب و نه عمل كامل به آن ميلياردها دلار درآمد نفتي را براي گذران امور صرف مي كنيم و اگر نفت روزي تمام شود خدا به ما رحم كند بگذريم تصورش هم وحشتناكه!
من ا... توفيق
283948 | محمد   |2010-02-01 14:08:45| - [moderator18]
من راجع به اين لينك نظري ندارم چون نخوندمش. نظرمو را جع به موافق‌ها و مخالف‌هاي كامنتها ميدم.
واقعا اونايي كه پاي موافق و مخالف تيك ميزنن چرا اينقد متعصباً. مخالفان دولت، كامنت ها را انتخاباتي نبينين. خدايي پاي هركدومشون فكر كنين بعد نظر بدين. اينهمه عداوت و نديدنها تا كي؟ تو خيابون ديدين نميشه رو آوردين به سايت. تاسف خوردن هم به حالتون بي فايده است.
284000 | mihan  - عدالت اسلامی   |2010-02-01 16:50:35|UNITED KINGDOM - [moderator7]
يکی اسطورهء «عدالت اسلامی» است که ديگر در عصر سرمايه داری جهانی شده، و با رويکرد خصوصی سازی و تعديل ساختاری، از دهه 1370 به بعد و ادامه آن تا حال حاضر و تخريب بخش عمومی اقتصاد و حذف يارانه ها و پيدايش گسترش تورم و گرانی طاقت فرسا برای عموم و بيکاری فزاينده و ديگر پديده های آشنا و شناخته شده مربوط به اين مبحث، کاملا متلاشی شده و کسی آن را جدی نمی گيرد. اسطورهء مستضعفان و مستضعف پروری هم يکی از اجزاء همان اسطوره عدالت بود که باز هم با توجه به فرايندهای اقتصادی در کشور و عملکرد بينادهای مربوطه و گسترش سياست صدقه محور، به جای رفاه محور، جدی گرفته نمی شود.
284179 | ناشناس   |2010-02-02 10:35:22|IRAN - [moderator18]
فرهنگ 1500ساله؟ 7000هزار سال شد 1500 سال؟
284749 | یک پزشک   |2010-02-04 13:05:20|IRAN - [moderator18]
مقاله بسیار جالبی بود. از هیچ کدام از منتقدین این مقاله منطق درستی ندیدم . متاسفانه نوعی سطحی نگری در میان برخی وجود دارد که به محض مواجه شدن با یک عقیده مستدل و همچنین مستقل از فضای به اصطلاح روشنفکری سنتی غرب زده به سرعت در مقابل آن جبهه می گیرند . این بحث ریشه ای تر از آن است که با نگاه ظاهری و بهتر بگویم دنیوی بین کشور ایران و کشورهای غربی بتوان به نتیجه به حق و درستی در مورد آن دست یافت و باید به تمامی ابعاد مختلف از جمله پیشرفت های ایران در زمینه های گوناگون اعتقادی ، اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی علیرغم این همه دشمنی ها از جمله تحمیل جنگ و فشارهای مختلف اقتصادی و سیاسی و غیره از طرف همان قبله آمال های برخی دوستان توجه شود و بهتر است از خود بپرسیم با روندی که این کشور در گذشته داشت ما هم اکنون در کجای عالم بودیم ؟ باید خود را باور کنیم و بدانیم که هم اکنون چشم بسیاری از کشورها از دوست و دشمن به ایران است . در ضمن از آن افراد اینترنت باز ناکام در انتخابات و پس از آن که البته آن اقلیتی که کماکان بر مواضع خود مانده اند و برای جبران مافات تمام هم و غمشان جواب مخالف به این قبیل نوشته هاست خواهشمندم جواب مخالف خود را ارائه فرمایند .
مشارکت در بحث
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 

نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به
نظر دیگر بینندگان می رسد.
- نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران
منعکس نمی ‏شوند.
- با حروف فینگیلیش ننویسید و از کاربرد بیش از یک علامت تعجب یا سوال بپرهیزید.

کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."



(18 توصیه)