+ -    [برای استفاده از تمام امکانات الف عضو یا وارد سایت شوید]

« نماگر

جدیدترین یادداشت‏های بینندگان

جدیدترین لینک های کاربران


هنر های فراموش شده 
مشایی و مسئله مشایی 
كتاب در نگاه يار 
آیا زن اول فرانسه فاحشه است؟ 
گاف شهرداری 
موضوع انشاء:قهرمان شما کیست؟ 
مذهب تلویزیون «سبزها» 
جلال گنجه ای شیخ تروریست ها ! 
برای دوستان جامعه اسلامی دانشجویان 
چراغ ما، به خانه ی هر مسلمی رواست 
کاریکاتور: مهم، نیت آدمه! 
آشنائی بافرزندان رهبر فرزانه و معظم انقلاب 
پلیس بد سلیقه(طنز) 
فیتیله، مملکت تعطیله 
جنایت در مسجد قبا شیراز 
پوشك بي اختياري بزرگسالان اسرائيلي هنگام صحبت از حمله به ايران 
كتب مهدوي مخصوص موبايل  
فیلم و عکس ربات تیر انداز ساخت ایران 
روز قدس در رسانه های جهان  
عكس هاي روز قدس مشهد 
مهندسی فرهنگی 
مظلومترین قوم تاریخ در قاب تنگِ هالیوود 
آيت الله عظمي خامنه اي در نگاه علما و بزرگان  
نگاهی به روز قدس در کلام امام خمینی (ره) 
من نسکافه نمی خورم 
شهید بهشتی و صندوق کمک به فلسطین  
طرح/ درجات جنگ نرم 
غربت انسان کامل 
مسابقه مهدوی حرف دل یک 

تبلیغات داخلی سمت راست پایین




  کد مطلب: 64593, P.View: 3780
عرف‌هاي تورم‌ زا در اقتصاد ما چاپ ارسال به رفقا
moderator6   
۲۵ بهمن ۱۳۸۸
به دليل سياست هاي تورم زاي دولت که عمده آن به دليل هزينه بيش از حد درآمدهاي نفتي ، کسري بودجه هاي هميشگي دولت و بدهي به بانک مرکزي به وجود آمده است، در طول دهه هاي اخير پديده انتظارات تورمي درايران به يک عرف عمومي تبديل شده است چند سال پيش که در تهران و در يک خانه اجاره اي ساکن بودم، در حالي که به اتمام دوره قرارداد اجاره نزديک مي شديم از صاحب خانه که اتفاقا در همسايگي ما زندگي مي کرد پرسيدم براي اينکه يک سال ديگر هم اينجا بمانيم آيا نياز به قرارداد جديد و يا تغيير آن هست؟ صاحب خانه نيز که انسان گشاده رو و خوبي بود گفت نه شما تا هر وقت بخواهيد مي توانيد اينجا بمانيد و نياز به قرارداد جديد نيست. خوشحال از اينکه بالاخره يک صاحب خانه با انصاف در تهران پيدا مي شود. بعد از يک ماه همان مبلغ اجاره سابق را پرداخت کرديم. بعد از حدود يک هفته که اتفاقي صاحب خانه را ديدم با حالت گله آميزي به بنده گفت، ما قرارداد جديدي امضا نکرديم ولي ظاهرا شما از عرف خبر نداريد که هرسال و با شروع دوره اجاره جديد، اجاره ماهانه را بايد بيشتر کرد و اتفاقا به وجود تورم براي اقامه دليل اشاره کرد. چيزي که براي من تعجب آور بود و هنوز هم به جنبه هاي مختلف آن فکر مي کنم همين جمله صاحب خانه بود که افزايش اجاره در هر سال، عرف اجتماعي است. به بيان ديگر هر کدام از افراد جامعه پذيرفته اند که هر سال بايد به نرخ هاي پرداختي و دريافتي سال قبل به ميزاني تقريبا برابر با نرخ تورم دوره قبل افزوده شود، که البته اين نوع برداشت جمعي که گاه تلقي عرف از آن مي شود اگر نگوييم مهمترين عامل تورم ولي يکي از مهمترين ريشه هاي وجود تورم مزمن در ايران است.

در مورد تعريف عرف به لغت نامه دهخدا سر زدم که گفته بود، \"عرف آن چيزي است که در ميان مردم معمول و متداول است. همچنين پيروي کردن افراد از مسأله ٔ معيني به نحو خاص در صورتي که مبني بر اعتقاد بوده و ميان آن افراد شايع گردد عرف ناميده مي شود. به تعبير ديگر روش خاصي را که افراد در مسأله ٔ معيني پيروي مي کنند، بدون آنکه در قانون ذکري از آن رفته باشد عرف گويند. عرف که گاه نيز به عادت از آن تعبير مي شود سرچشمه ٔ اولي و اساسي بسياري از قوانين در قديم و جديد بوده است . با اين فرق که در عصر حاضر عرف در درجه ٔ دوم اهميت از لحاظ عمل ، قرار دارد و درجائي به عرف تمسک مي شود که قانون وجود نداشته باشد و به هر حال هرچند در قانون به طور تصريح و اختصاصي از عرف ذکري به ميان نمي آيد ليکن به نحوي مورد حمايت و ملاک عمل قرار داده شده و ضمانت اجرائي براي آن تعيين مي شود. اساس بيشتر قوانين عرف بوده و بخصوص قسمت اعظم قوانين انگلوساکسون را عرف تشکيل ميدهد. و درفقه اسلام در تعيين موضوع معاملات و احکام عرف معتبر است . و بطور کلي فرق عرف با قانون در اين است که اولاً واضع عرف اجتماع ميباشد و در واقع آن را واضع معين و مشخصي نيست . ثانياً مانند قانون ، مدون نمي باشد.\"

بنابراين اهميت آنچه که صاحب خانه در مورد عرف بودن افزايش قيمت ها در هر سال گفت، در اين تعريف پيداست. به بيان ديگر عرف افزايش قيمت ها در کشور ما نهادينه شده است و به عنوان يکي از نهادهاي غير رسمي از منظر نهادگرايي (در مقابل قانون) يکي از دلايل مهم افزايش پايدار قيمت ها در اقتصاد ما شده ااست. البته جالب است که وضعيت مشابهي را که در انگلستان تجربه شد را نيز بيان کنم. در اينجا خانه اي را اجاره کرديم و حدود يک ماه قبل از رسيدن پايان قرارداد يکساله به صاحب خانه گفتم که ما مي خواهيم يک سال ديگر مدت قرارداد را افزايش دهيم و ايشان هم پذيرفت و قرار شد که قرارداد جديدي را براي يک سال ديگر برايم بفرستد. بنده نيز که آن خاطره عرف بودن افزايش اجاره در هر سال در ذهنم بود و نيز همزمان بودن آن دوره با وضعيت تورمي انگلستان، انتظار داشتم که مبلغ اجاره بيشتر خواهد شد ولي وقتي قرارداد جدید را فرستاد مبلغ اجاره همان ميزان سابق بود. و در اينجا پي بردم که آن عرف تورم زا فقط مخصوص اقتصاد ما بوده است (متاسفانه!).

در اينجا يکي ديگر از عرف هاي تورم زاي اقتصادمان را اشاره مي کنم و آن فرهنگ چانه زني (bargaining) در بين مردم ماست. شايد اين فرهنگ چانه زني در کشورهاي ديگر با اين شدت و حدت وجود نداشته باشد که البته شنيده ام در کشور عربستان متاسفانه همين چانه زني افراطي برخي ايراني ها برای خرید سوغات انگشت نما شده است به طوري که فروشندگان دريافته اند که با هر خريدار ايراني دقايقي را بايد به چانه زني مشغول باشند که اين موضوع هم باعث يادگيري زبان فارسي آنها شده است و هم اينکه فرهنگ چانه زني را به آنجا منتقل کرده است. در واقع در هر مبادله اي در اقتصاد ما فروشنده مي داند که خريدار قصد چانه زني دارد بنابراين مدل قيمت گزاري ايراني Mark up به صورت زير شکل ميگيرد: قيمت نهايي= هزينه نهايي + حاشيه سود + نرخ چانه زني انتظاري از طرف خريدار به بيان ديگر در مبادلات اقتصادي ما نمي توان تاثير فرهنگ چانه زني را ناديده گرفت و بنابراين بر اساس تئوري بازيها از آنجا که همه خريداران نيز اطلاع دارند که استراتژي فروشنده تعيين قيمت بر اساس يک نرخ چانه زني است، لذا براي پرداخت قيمت واقعي، همه ناخواسته رو به چانه زني مي آورند. متاسفانه اين نوع عرف هاي تورم زا در اقتصاد ما وجود دارد و التهاب هاي تورمي به همان اندازه که متاثر ازسياست هاي انبساطي و يا مخارج دولت هستند، نتيجه اينگونه انتظارت تورمي(Expectations) در جامعه نيز مي باشند.

حال سوال اين است که چه عواملي باعث شکل گيري اينگونه عرف ها در جامعه ما شده است. البته در علم اقتصاد وجود انتظارات تورمي پديد هاي شناخته شده و طبیعي است اما آنچه در اقتصاد کشورمان مي بينيم اثراتي فراتر از انتظارات تورمي است که ممکن است بواسطه سياست هاي تورم زاي دولت و يا پيش بيني برخي شوک ها در اقتصاد شکل گرفته باشد. همانطور که اشاره شد متاسفانه به دليل سياست هاي تورم زاي دولتي که عمده آن بواسطه وجود درآمدهاي نفتي و هزينه بيش از حد ظرفيت در اقتصاد، همچنين کسري بودجه هاي هميشگي دولت و بدهي به بانک مرکزي به وجود آمده است، در طول دهه هاي اخير پديده انتظارات تورمي درايران به يک عرف عمومي در مورد انتظار افزايش دائمي قيمت ها تبديل شده است. بنابراين لازم است ريشه هاي شکل گيري اين نوع برداشت ها که در طول زمان شکل گرفته است شناسايي شده و به صورت تدريجي اين نوع تصورات ملتهب کننده قيمتها را در اقتصاد کم رنگ کرد. اهميت اين موضوع وقتي دو چندان مي شود که در سال آينده قانون هدفمند سازي يارانه ها قرار است به مرحله اجرا درآيد که به صورت بالقوه مي تواند بار عظيمي از انتظارات تورمي را به دنبال داشته باشد. البته راهبردهاي کنترل سطح تورم و مديريت انتطارات تورمي تعريف شده و مشخص است (از جمله جلوگيري از کسري بودجه و استقراض از بانک مرکزي، انظباط مالي دولت، استقلال بانک مرکزي در سیاست گذاری پولی، مديريت بهينه درآمدهاي نفتي و ...) ولي آنچه ضروري به نظر مي رسد نوع سياست گذاري دولت و نحوه اجراي سياست ها (اعم از سياست هاي پولي، مالي) و التزام دولت به پيگيري روش هاي علمي و کارشناسي براي کاهش تورم و جلوگيري از شک هاي قيمتي مي باشد.

تورم يکي از مهمترين شاخص هاي اقتصادي است که امروزه همه کشورهاي توسعه يافته به منظور حفظ رشد پايدار اقتصادي و کاهش سطح بيکاري به لزوم کنترل آن پي برده اند. به طور نمونه در کشور انگلستان چهارچوب سياست پولي مبتني است بر هدف گذاري تورم، که در اين چارچوب سياستي چنانچه تورم اختلاف بيش از يک درصد از هدف تعيين شده (دو درصد تورم در سال) يابد کميته سياست پولي بانک مرکزي ملزم است با استفاده از ابزارهايي که در اختيار دارد تورم را به حد هدف تعيين شده برگرداند. نرخ تورم اثرات مستقيم و غير مستقيمي بر کل اقتصاد، سطح رشد اقتصادي، نرخ بيکاري و ميزان سرمايه گذاري دارد و بنابراين دولت مي بايست توجه قابل توجهي به آن داشته باشد و حال که به اجرايي شدن قانون هدفمندسازي يارانه ها نزديک مي شويم در کنار سياست هاي اجرايي معطوف به چگونگي اجراي اين قانون همواره توجه خاصی به کنترل تورم داشته باشد.



 

نظر
مشارکت در بحث
288624 | lمسلمان  - خوشه   |2010-02-14 12:40:43| - [reg889163]
سلام به همه

دوستان ، دلمان خوش بود دولت جدید با این همه سخت گیری در انتخاب وزرا و تاکیدات رئیس جمهوری مبنی بر همسویی کابینه یک صدا داشته باشد ،
اما ،
هر روز یک حرف می زنند و فردا یا تکذیب می شود یا تغییر می کند یا حذف می شود !
حاصل هزاران ساعت کار برنامه ای و علمی ! شده بود خوشه بندی که به راحتی هر چه تمام تر حذف شد . شتر دیدی ،ندیدی !
حالا منتظر باشید تا موضوع جدیدی سرگرممان کند. انگار نه انگار که این بزرگترین جراحی تاریخ اقتصاد ایران است .
فقط خدا به خیر بگذراند
288659 | ناشناس  - غلط املایی   |2010-02-14 14:08:10| - [reg889163]
آقای الف!
من یکی دو متن دیگتون رو هم قبلا خوندم که توش انضباط رو انظباط نوشته بود تایپیستتون رو توجیه کنید!
288662 | امير   |2010-02-14 14:18:55| - [reg889163]
واقعا تصور مي كنم عمده تورمي كه مجبور به تحمل اون هستيم از همين عرف هاي نامعقول منشا مي گيره .
288893 | ناشناس   |2010-02-15 09:17:17|UNITED STATES - [reg889163]
به نظر من بیشتر به دلالی بر میگرده: دلالی میوه، دلالی خودرو، دلالی مسکن، دلالی بنزین(در سطح کلان)،خیلی چیزهای دیگر هم از همین دلالی اثر پذیرند.
بعدش به قاچاق.
288702 | mina     |2010-02-14 15:52:04| - [moderator4]
مگه ما اقتصاد هم داریم!؟تورم هم که اصلا نداریمکه بخواد عرف داشته باشه! چشمتون دنبال این چندرغاز پول نفته؟ چند سال صبر کنید میارن سر سفره هاتون!
288777 | جامی  - اثر چانه زنی بر نرخ تورم   |2010-02-14 20:55:24|UNITED STATES - [reg889163]
به نظر من مطلب گفته شده در زمینه اثر چانه زنی بر تورم صحیح نمی باشد. چرا که چانه زنی در خیلی از بازارهای سنتی وجود دارد. به عنوان مثال در کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی. ولی در این کشورها تورم یا کم است و یا اصلا وجود ندارد.
نگاهی بر معادله مطرح شده (قيمت نهايي= هزينه نهايي + حاشيه سود + نرخ چانه زني) نیز این ادعا را تصدیق میکند. از آنجایی که تورم پدیده ای پویا است و نه ایستا (در گذر زمان معنا پیدا میکند) تغییرات در هزینه نهایی سهم عمده تری در تغییرات قیمت نهایی دارد چرا که نرخ چانه زنی معمولا در طول زمان تغییرات زیادی ندارد.
288805 | محمد   |2010-02-14 22:41:31|JORDAN - [moderator18]
سلام مسلمان
شاید حرف شما درست باشد ولی ربطی به این قضیه نداشت . به نظر من صحبت آقای ملکی بیشتر متوجه دولتی بودن اقتصاد در ایران است نه نقد دولتی خاص
288875 | حسام  - تورم و گرانی   |2010-02-15 05:31:32|NETHERLANDS - [moderator5]
1- یک اشتباه معمول در بحث های اقتصادی این است که تورم را معادل گرانی کالاها در کشور می دانند. درحالیکه تورم و گرانی دو مقوله جدا است هرچند اثر تورم بر گرانی انکار ناپدیر است. تورم به معنای بیشتر بودن حجم پول در گردش نسبت به پشتوانه مالی دولت است که معمولا بعلت کسری بودجه و بدهی های دولت پیش می اید. نتیجه آنهم کم شدن قدرت خرید پول است که عمدتاً خود را بصورت گرانی نشان می دهد. لیکن گرانی کالاها همیشه با تورم مناسبت ندارد. گرانی کالا تابع عوامل دیگری نیز هست مانند عرضه و تقاضا و سفته بازی و غیره. آمار گرانی را بانک مرکزی بصورت شاخص قیمت ها منتشر می کند که طبعا با تورم یکسان نیست. مثلا در دو سه سال گذشته خانه و اجاره بها ناگهان تا صد در صد در یک دوره یک ساله گران شد در حالیکه در همان دوره تورم پولی حدود بیست و پنج درصد بود. در یک سال گذشته خانه 30 درصد ارزان شده است درحالیکه تورم حدود 20 درصد است. توچه داشته باشید که درصد گرانی و ارزانی به یک شکل کار نمی کند. مثلا هرگاه خانه ای که صد میلیون تومان می ارزد ظرف یک سال به دویست میلیون تومان برسد می گویند صد درصد گران شده است. ولی همان خانه برای اینکه به قیمت قبل برگردد کافی است 50 درصد ارزان شود (صددرصد ارزانی وجود ندارد زیرا بمعنای صفر شدن قیمت است). لذا وقتی می گوییم خانه 30 درصد ارزان شده نه تنها شتاب افت قیمت بسیار بیشتر از شتاب افزایش قیمت بوده است، بلکه قیمت ها تورم پول را هم نادیده گرفته اند و در واقع خانه بیش از چهل درصد ارزان شده است. یعنی خانه 200 میلیونی با توجه به نرخ تورم 20 درصد در واقع باید 240 میلیون بیارزد در حالیکه با تنزل 30 درصدی 140 میلیون می ارزد یعنی 45 درصد ارزان شده است. این واقعیت که خانه در ایران اینهمه ارزان شد و اجاره ها بالا نرفت نشان می دهد که گرانی ها از فرمول بازار پیروی می کند یعنی یا کمبود عرضه یا بالارفتن پول در گردش و سفته بازی و چیزی به نام عرف گرانی وجود ندارد.
2- تورم فرمول های خاص دارد که هرگاه دولت آن را رعایت نکند بلای جان دولت و ملت می شود. در این خصوص اقتصاددانان به حد کافی صحبت کرده اند. در خصوص ایران با درآمدهای نفت و گاز و سایر درآمدها، کسری بودجه غیرقابل درک است و فقط ناشی از مدیریت اقتصادی غلط می باشد. دولتی که به لحاظ سیاست خارجی خاص امکان جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی را ندارد نباید اینهمه با گشاده دستی رفتار کند. از همه مهمتر این است که در عرض 40 سال گذشته اقتصاد ایران سه بار دجار بیماری هلندی شده است. یک بار قبل از انقلاب زمانی که درآمدهای نفتی ناگهانی بالا رفت، دولت اشتباه کرد و درآمدهای ارزی را به جامعه تزریق کرد و بلافاصله تورم به بالای سی درصد رسید. بار دوم دولت آقای هاشمی درآمدهای ارزی ناشی از وام های خارجی را به جامعه تزریق کرد و تورم بالای سی درصد رسید. بار سوم در دولت آقای احمدی نژآد همان اشتباه تکرار شد. یعنی ما بجای اینکه از یک شکاف دو بار گزیده شویم سه بار گزیده شدیم! در هلند این اشتباه یک بار اتفاق افتاد و آنهم برای این بود که اصولا در هیچ جای دنیا چنین چیزی اتفاق نیفتاده بود و سیاستمداران هلندی با پدیده نویی روبرو بودند ولی آنها هیچگاه این اشتباه را تکرار نکردند.
3- سیاست دیگر دولت ایران در عرض 15 سال گذشته که هیچ توجیهی برآن نیست سیاست تثبیت نرخ ارز است. ارز هم یک کالا است یعنی هرگاه ریال تورم داشته باشد ولی ارز ثابت بماند، مانند این است که دولت به ارز سوبسید می دهد مانند بنزین و غیره. علت علاقه دولت ها به ثابت ماندن نرخ ارز معمولا ترس از تورم وارداتی است و ممانعت از گرانی به سبب کمبود عرضه. یعنی از یک سو گران شدن ارز کالاهای وارداتی را گران می کند و از سوی دیگر هرگاه کالایی در داخل کشور دچار کمبود شد با وارد کردن آن به ارز ارزان عرضه را زیاد کرده و مانع افزایش قیمت می شود. هردو این سیاست ها در جهان شکست خورده است و از نظر ااقتصادی توجیه ندارد که جای بحث دقیق آن اینجا نیست. ولی آنچه مسلم است سیاست تثبیت نرخ ارز برای صنایع و صادرات کشور مهلک است. صنایع قدرت رقابت با کالای ارزان خارجی را نخواهند داشت و صادرات نیز به سبب گران تمام شدن کالا قدرت رقابت با صادات دیگر کشورها را نخواهند داشت. اشتباه مضاعف این است که دولت برای تشویق صادرات از همان ارز ارزان به صادراتچی ها کمک هم می کند یعنی سوبسید مضاعف به قیمت ذخایر کشور. در این میان تنها منتفع اینگونه سیاست ها دلال های وارداتچی هستند که کمیسیون های فراوان از واردات بدست می آورند و بلافاصله ریال های متورم خود را به ارز ارزان تبدیل و از کشورر خارج می کنند و در خارج از کشور سرمایه گذاری می کنند.
289147 | fereydoon   |2010-02-16 12:37:01| - [moderator18]
وقتی بعلت تحریمها امکان سرمایه گداری نباشد و بخش خصوصی نیز بعلت نبود قوانین شفاف و رقابت سالم قادر به سرمایه گداری نباشد و هر کسب و کاری که درامدی داشته باشد از طرف دستگاههای امنیتی تصاحب شود و دولت مترصد باشد از هر درامدی برای اقتدار خود استفاده کند .تورم هست . تورم فقط با رشد تولید مهار میشود نگاه کنید به ونزئولا با تورم 40درصدی و کشور خودمان با تورم 25درصدی درمان ما فقط برداشتن تحریمها و رقابت سالم یعنی رشد سیاسی و امنیتی نبودن فضای سیاسی است
مشارکت در بحث
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به
نظر دیگر بینندگان می رسد.
- نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران
منعکس نمی ‏شوند.
- با حروف فینگیلیش ننویسید و از کاربرد بیش از یک علامت تعجب یا سوال بپرهیزید.

کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."



(3 توصیه)

آخرین کاربران الف

 داود فرهی
 مهدی انصاری راد
 حسن خادم
 منوچهر رضي زاده
 Administrator
 مهدی خراشادیزاده
 حسن بيگي
 بهمن امینی پور
 عماد آبشناس
 محمد حسین زاده
 محمود احمدی
 ساتیا ایرانی

الفی های گوگلی

ترجمه خودکار

English Arabic Chinese (Simplified) French German Russian Spanish

اجتماعیات

اضافه به: Mr. Wong اضافه به: Webnews اضافه به: Reddit اضافه به: StumbleUpon اضافه به: Netscape اضافه به: Furl اضافه به: Yahoo اضافه به: Newsvine اضافه به: Blinkbits اضافه به: Spurl اضافه به: Google اضافه به: Blinklist

تبلیغات