|
بيانيه انتخاباتی محسن رضايي |
|
|
کد مطلب: 49280, P.View: 1437
|
۲۱ تير ۱۳۸۸ |
|
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در بيانيهاي آورده است: درسهاي بزرگي در اين حوادث براي ملتي كه ميخواهد به الگويي براي ديگران تبديل شود و پايه هاي يك تمدن جديدي را بگذارد، وجود دارد.
به گزارش فارس به نقل از پايگاه اطلاعرساني محسن رضايي، وي بيانيه اي خطاب به ملت ايران صادر كرد كه متن اين بيانيه به شرح زير است:
بسمه تعالي
ملت شريف ايران
اكنون كه مبارزات انتخاباتي به پايان رسيده است، وظيفه خود مي دانم كه از مشاركت گسترده و تاريخي شما مردم ايران در تعيين سرنوشت خويش تشكر نمايم.
همچنين از كليه كساني كه برنامه هاي اين حقير را كه محصول كارگروهي و مدلي فراگير و مبتني بر عقلانيت و مبتني بر نياز و حقوق مردم بود را پذيرفتند و به آن راي دادند، و از كساني ديگر كه پذيرفتند ولي به ديگري راي دادند يا كساني كه نيم نگاهي براي فردا به آن داشتند، سپاسگذاري مي كنم. بايد از مراجع ديني و نخبگان كشور نيز كه حضور بارز و موثري در اين انتخابات داشتند، تشكر نمايم.
حال كه فعاليت ستادهاي انتخاباتي پايان يافته است، از همه هواداران خود صميمانه تشكر و با آنها مرتبط خواهم بود و از نظرات و مشاورههاي آنها در آينده و به منظور پيشرفت و توسعه كشور استفاده خواهم كرد. به ملت عزيز ايران هم قول مي دهم كه همواره در كنارشان بوده و خواهم بود.
همچنين در اين انتخابات حوادث تلخ و شيرين فراواني به وجود آمد و پرسش ها، ابهامات و دغدغه هايي در ذهن نگران جامعه و نخبگان پديد آمدكه بايد در فرصتهاي مناسب تري به آنها بپردازيم.
درس هاي بزرگي در اين حوادث براي ملتي كه مي خواهد به الگويي براي ديگران تبديل شود و پايه هاي يك تمدن جديدي را بگذارد، وجود دارد. بكار گرفتن اين درسها براي ساختن آينده سرمايه بزرگي است، كه به بهاي سنگيني بدست آمده است. به همين دليل بايد اين درس ها را پاس بداريم و با صبر و حوصله به مطالعه آن ها بپردازيم تا در طراحي مسير آينده ايران اسلامي، بتوانيم از آن بهره كافي بگيريم.
دغدغه هاي انتخابات
اين روزها كساني هستند كه به من و امثال من مراجعه ميكنند و در رابطه با آزاديها و مردم سالاري و انتخابات در آينده سؤال مي كنند. دغدغههاي خود را مي گويند. از دلسردي ها حرف مي زنند . من معتقدم كه جمهوري اسلامي بدون آزادي و مردمسالاري ديني مفهومي ندارد و به همين دليل با اطمينان مي گويم كه اين ارزشهاي بنيادين كه از مهم ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي هستند در آينده با شدت و قوت ادامه خواهد داشت. اما مسائل اساسي وجود دارد كه مورد غفلت قرار گرفته است و نيازمند توجه و تأمل است:
اولاً آنچه كه باعث شده اين سئوالات بوجود آيد حوادث پيرامون انتخابات رياست جمهوري بوده و بر كل نظام تأثير گذاشته است. انتخاباتي كه به هر حال در كنار اوج گيري جنبش حماسي ملت ايران يك نزاع سياسي هم در درون آن بين نامزدها اوج گرفت. اين عامل در كنار مديريت انتخاباتي و ساختارهاي ناقص آن، بي تدبيريها، كج سليقگيها و ... در فرآِيند برگزاري انتخابات از يك سو و سوء مديريت مطالبات و اعتراضات مدني هواداران موجب شد تا محيط سياسي و جنبش اجتماعي مردم تحت الشعاع قرار گيرد و به سوي بحران و سوء استفاده غرب كشيده شود.
ثانيا رياست جمهوري تنها بخشي از حكومت ميباشد و نه همه آن. دركنار آن مجلس شوراي اسلامي وجود دارد كه نمايندگان شما مردم در آن حضور دارند، و قوانين كشور را تدوين و بودجه را تصويب و بر دولت نظارت دارند. همچنين قوه قضاييه وجود دارد كه سازمان بازرسي و ديوان عدالت اداري ميتواند هر نوع تخلفي را از مقامات دولتي گزارش و در دادگاهها بررسي كنند. اين نهادها دژهاي محكمي در دفاع از آزاديها و مردمسالاري ديني و حقوق ملت هستند.
ثالثاٌ در رأس همه اين قواي حكومتي، رهبري نظام، كه از مدافعان وسنگربانان آزادي و مردمسالاري طي سي سال انقلاب بوده است قرار دارد. شخصيتي كه در دوران انسداد سياسي ميگفت خدا لعنت كند آن كساني را كه ميگويند دانشجو نبايد سياسي باشد، و يا در مقابل تغيير قانون اساسي براي اينكه رياست جمهوري سه دوره چهارساله شود مقاومت كرد، آيا ممكن است اجازه دهد كه آزاديها و مردمسالاري ديني ضعيف شود؟ فردي كه در دوران سكوت چپ و كنار رفتن از سياست به آنها گفت كه اگر به صحنه نيآييد، نظام و جامعه نميتواند با يك جناح اداره شود و ناچار خواهيم شد از فعالان و نخبگان سياسي بخواهيم يك چپ جديدي را به وجود آورند، چگونه ممكن است راضي شود كه تنها يك گروه وسليقه خاص در صحنه سياسي كشور فعال باشد؟ فردي كه استقلال كشور را در دوران اصلاحات حفظ كرد و از رفتن كشور به سوي جنگ با آمريكا در چند سال اخير جلوگيري كرد، آيا حاضر است جمهوري اسلامي را فداي يك گروه خاص و يا خداي نكرده سليقه خويش كند، آن طوري كه در تحليل عدهاي آمده است؟ لذا من مطمئن هستم كه آزاديها و مردمسالاري و استقلال، مثل گذشته در كشور با قدرت تمام ادامه خواهد يافت و همه فعالان سياسي، احزاب و جناح ها مي توانند و بايد در صحنه باشند.
آينده ايران
اما نكته مهمي راكه مي خواهم به آن بپردازم شرايط تاريخي، منطقه اي و بين المللي ايران است.
شرايط تاريخي ايران نشان مي دهد موقعيتي كه در آن قرار داريم پس از سيصد سال به دست آمده و در آن فرصت هايي وجود دارد كه اگر از دست برود ممكن است تا سيصد سال ديگر تكرار نشود؛ لذا امانتي از همه آن نسل هاست كه در اختيار ماست و پر مسلم است كه نبايد به آن خيانت كنيم. ناديده گرفتن چنين موقعيت تاريخي وتعقيب منافع شخصي وگروهي و جناحي خود در چنين شرايطي خيانتي بزرگ به صدها ميليون ايراني است كه طي سه قرن آينده مي آيند ومي روند.
ماندن ودر جا زدن در وضعيت هاي سياسي ، عدم ورود به سطوح بالاتر شكوفايي وتوسعه، عدم تعقيب تحولات اقتصادي و فرهنگي و مديريتي دركشور و در يك كلام زنداني كردن انقلاب در ميان حصارهاي سياست وحكومت گناهي نابخشودني است كه نسلهاي آينده آنرا بر ما نخواهند بخشيد. امروزه هر نوع نزاع سياسي هرچند كه برحق هم باشد اگر ما را از ادامه انقلاب در حوزه هاي اقتصادي و فرهنگي باز بدارد يك گناه نابخشودني است وفاتحان آن موجب خواهند شد كه يك شكست استراتژيك را به ملت ايران تحميل كنند. پس راهي جز وحدت بر سر ادامه انقلاب اسلامي در حوزه هاي فتح نشده نيست. البته لازمه آن هم ، اصلاحاتي در حوزه سياسي مي باشد.
شرايط منطقه اي و بين المللي ايران هم بي نظير است. دريايي از فرصتها براي ما بوجود آمده است. نديدن و استفاده نكردن از اين فرصتها نيز يك گناه نابخشودني است . براي استفاده از اين فرصت هاي تاريخي و منطقه اي و بين المللي نياز به وحدت داريم. مهم ترين وحدت در شرايط امروز وحدت مفهومي وارزشي ا ست. وحدت كلمه است. نبايد كاري كنيم كه عدالت در مقابل عدالت قرار گيرد. جمهوريت در مقابل اسلاميت نظام قرارگيرد. جمهوري اسلامي در مقابل آزادي قرار گيرد. نظام در مقابل انقلاب اسلامي قرار گيرد و ادامه انقلاب اسلامي در حصارهاي سياست زنداني شود و يا دينداري در مقابل اخلاق قرار داده شود. ادامه اين وضعيت ما را به سوي فروپاشي مي برد. سند چشم انداز بيست ساله كشور مي تواند وحدت كلمه ما باشد. اين سند از چنين ظرفيتي برخوردار است كه عدالت ، آزادي ، مردمسالاري ، اسلام و انقلاب را در كنار يكديگر و همراه با توسعه و شكوفايي و تعالي پي گيري كند.
ازطرف ديگر ما به وحدت عملي و رفتاري دو طرفه نيازمند هستيم .كساني كه در حوادث اخير اشتباه كرده اند جبران نمايند وكساني كه آسيب ديده اند گذشت كنند و البته خسارت هاي وارده به آنان جبران شود. نياز به بازگشت اخلاق و ارزش ها و تقوي به عرصه سياست داريم. نياز به همكاري و برادري داريم . نياز به احترام به مردم و رعايت حقوق آن ها را داريم. من معتقدم عدالت سياسي مقدم بر عدالت اقتصادي است. اگر نمي توانيم جاي خود را به ديگران بدهيم و ديگران را در اداره كشور مشاركت بدهيم، بسي بيراه رفته ايم. نياز به بسيج نخبگان كشور در اداره كشور و جامعه داريم، تا با كمك آن ها بتوانيم انقلاب را در حوزه هاي اقتصادي و فرهنگي ادامه بدهيم.
امروزه جامعه ايران و نيروهاي طرفدار جمهوري اسلامي دچار اختلافات شده است . خانواده انقلاب را تهمت باران مي كنند. عده اي به برخي از اعضاي اين خانواده منافقين جديد لقب مي دهند. عده اي ديگر بخشي از اين خانواده را به عنوان خوارج لقب مي دهند. آيا اين يك توطئه نيست كه نيروهاي طرفدارنظام را به جان هم بياندازند و يك فروپاشي دروني صورت بدهند؟ من معتقدم پشت سر اين فتنه يك توطئه است. در اوج اقتدار جمهوري اسلامي در داخل ايران و منطقه و در زماني كه دولت بوش و صهيونيستها نتوانستند از طريق جنگ وتحريم به تنهايي كاري انجام دهند، به فكر انفجار از داخل افتادند تا با كمك آن ايران را ابتدا ضعيف سازند و سپس با كمك تحريم هاي جديد و احياناً حمله از بيرون ايران را تسليم كنند. مهم ترين ابزار توطئه گران در ايجاد فتنه استفاده از جهالت برخي و احساسات برخي ديگر است. درضمن تقويت انحرافات دراين ميان نقش مهمي ايفا مي كند . تاثير اشتباه كاري هاي جاهلانه و بروز تعصبات و احساسات غير منطقي در حوادث اخير كمتر از تأثير دخالت بيگانگان در آن نبوده است.
من معتقدم ادامه روش برخي از فعالان سياسي ما را به عقب مي برد و با شكست مواجه مي كند و تاكنون هم آسيب هايي وارد كرده است و ادامه روش برخي ديگر ما را به سراشيبي مي برد و آسيب مي رساند. آسيب هايي كه از هر دو طرف وارد شده قابل اصلاح است ، اگر عزمي براي اصلاح باشد اين روشها بايد اصلاح شود. با اين حال معتقدم كه آقايان ميرحسين موسوي ، احمدي نژاد و كروبي و ساير فعالان سياسي راهي جز كنار هم نشستن براي منافع ملي را ندارند. اگر در طي ماه هاي آينده دولت بخواهد كه در مذاكرا ت هسته اي شركت كند و يا مذاكرات با قدرت هاي بين المللي را شروع كندآيا نبايد در آن ملت ايران با حمايت و همكاري همه ، سربلند از اين مذاكرات بيرون آيد ؟ يا اگر طي ماه هاي آينده اسرائيل قصدي عليه ايران داشته باشد، آيا نبايد با وحدت در مقابل آن ها دفاع كنيم ؟
اگر امروز نتوانيم از احساسات و عواطف عبور كنيم و به عصر عقلانيت پا بگذاريم نه تنها به خود خسارت وارد كرده ايم كه به ملت ايران خسارت هاي نابخشودني وارد مي كنيم . مبارزه براي پاسداري از آزادي و دموكراسي با وحدت امكان پذير است و نه با نزاع و دعوا. مبارزه با مفاسد اقتصادي با وحدت امكان پذير است و نه با تهمت و افترا. تجربه نشان داده است كه ما بايد نقد و نصيحت و مبارزات خود در درون جامعه را براي اصلاح آن با مبارزات با دشمنان براي دفاع و يا كسب حقوق خود تفكيك كنيم. در اولي بايد با مهر و محبت و گذشت و نه با خشونت ولي در دومي بايد با شدت و بدون گذشت برخورد كرد. نقد و نصيحت و مبارزات سياسي در جامعه بايد در چارچوب امر به معروف و نهي از منكر صورت گيرد و نه جنجال و تخريب. امر به معروف و نهي از منكر همراه با اصلاح و وحدت است ولي نزاع و دعوا به فساد و تفرقه كشيده مي شود. چرا علما و روحانيون و اسلام شناسان ما اجازه داده اند اين فريضه مهم ديني متروك شود؟ ويا آنكه محدود به ظواهر شود؟ آنهم به يك و يا دو مورد ؟ اگر دولتمردان و نامزدهاي انتخابات، حوادث پس از انتخابات را در چارچوب امر به معروف و نهي از منكر مي ديدند و صف معترضين را از اغتشاشگران و يا صف ملت را از دشمنان جدا مي كردند، آيا به مردم اهانت مي شد؟ آيا كسي زخمي وكشته مي شد؟ آيا به نظام اهانت مي شد؟ آيا دشمنان ما مي توانستند در خارج به آبرو و اعتبار ايران و نظام جمهوري اسلامي خدشه اي وارد كنند ؟ درفرصت هاي مناسب تحليل مفصل تري را از حوادث اخير ارائه خواهم كرد.
من معتقدم كه روش هاي مرسوم و جاري نقد و مبارزات فعالان سياسي در جامعه، كارخانه بزرگي ساخته است كه سالهاست دوستان را به دشمنان تبديل كرده است، و هر روز هم تكنولوژي آن را نو و مدرن مي سازند. محصولات زهر آلودي توليد و به جامعه تزريق مي كند و از دوستان مي كاهد و بر دشمنان مي افزايد، نشاط وشادابي و اعتماد و اميد به آينده را ضعيف مي سازد. بايد اين كارخانه را تعطيل كرد. اين كارخانه در شرايط كنوني سم مهلك براي جامعه و نظام اسلامي است .
از طرف ديگرخوش بيني نسبت به مخالفين و دشمنان نظام نيز تا كنون خسارات عظيمي به بار آورده است. البته دشمن تراشي در خارج از ايران هم نبايد تبديل به يك كارخانه ديگري شود. اگر كسي دست دوستي به سوي ملت ايران دراز كند. نبايد دست او را زخمي كرد واگر كسي هم خنجري پشت خود مخفي كرد، نبايد ناشيانه با آن دست داد.
در اينجا سخن حكيمانه رهبري انقلاب قابل توجه است كه " ..... مردم و نخبگان و همه جناحها بايد مراقب باشند تا دوست و دشمن را اشتباه نگيرند و رفتاري را كه بايد با دشمن داشته باشندَ، با دوست انجام ندهند.
مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگيريم و دوست را بخاطر يك خطا، دشمن به حساب بياوريم.
.... از آن طرف عدهاي هم، بايد مراقب باشند تا دشمن معاند را دوست تصور نكنند و فريب حرفهاي او را نخورند. "
براي دستابي به يك وحدت دوطرفه نياز به همكاري مردم ونهادهاي حكومتي و فعالان سياسي با يكديگر مي باشدكه طرح زير مي تواند در اين رابطه راهگشا باشد.
1- تفكيك مردم معترض و ناراضي از ضد انقلاب و اغتشاشگر به توسط نهاد هاي حكومتي و فعالان سياسي و خود مردم وتعامل و برخورد متناسب با آنها .
2- تفكيك مردم و فعالان سياسي معترض از دخالت بيگانگان و عوامل آنها در داخل.
3-تعامل و تفاهم بين معترضين و نهادهاي حكومتي و مشاركت همه در حفظ منافع ملي وانجام فعاليتهاي سياسي .
4- فعالان سياسي حقوق خود و مردم را از طريق قانون پيگيري كنند و نهادهاي حكومتي هم شكايات مردم و فعالان سياسي را با جديت و بدون واهمه ازكسي پيگيري نمايند.
5- نهادها ي حكومت وظايف خود را در برقراري نظم وحفظ حقوق مردم طبق قانون انجام دهند.
6- سيره عملي امام و رهنمودهاي رهبري، پايان بخش اختلافات (كه در مراحل قبل حل نشده) باشد.
در پايان صميمانه از همه مي خواهم كه قدر سي سال فداكاري و تلاش خود و ملت ايران را بدانيم و دست برادري به يكديگر بدهيم و از سوي ديگر نشاط، شادابي و اميد به آينده را در ملت خود حفظ و تقويت كنيم و اين محقق نمي شود مگر با عزم و ارادة راستين براي آشتي ملي و گذشت از تمام اطراف و دلجويي از آسيب ديدگان است.
تا آخر عمر در كنار شما خواهم بود و جانم را فداي ايران عزيز و اسلامي خواهم نمود.
|