|
یادداشت وارده/ براندازی نرم را باهمه جوانبش در نظر بگیریم |
|
|
کد مطلب: 58017, P.View: 1037
|
۰۸ آذر ۱۳۸۸ |
|
حسن فاتحی، بیننده الف در اردبیل، یادداشت زیر را برای انعکاس در الف ارسال کرده است:
یکی ازاشکال مدرن جنگ تمدنها دردنیای امروز ما جنگ نرم یا براندازی رژیمها بااستفاده ازفنون جنگ روانی و روانشناسی تبلیغات
می باشد وچون این روش رزمی برای طراحان آن نسبت به جنگ سخت هزینه های کمتر ودرعین حال نتایج مطلوبی دارد بنابراین جنگ نرم یکی از واقعیتهای روز جامعه ما می باشد .
برای مبارزه با براندازی نرم بسته به نوع نگاه وتحلیل روشهای متفاوت نیز وجوددارد وبنده دوست دارم ازنگاه روانشناسی وجامعه شناسی بدان بنگرم وبه تحلیل واقعیتهای موجود بپردازم:
1- تازمانیکه روشهای حکومتی حاکم بر ممالک جهان سوم بوی استبداد نداشته باشند وبه نیازهای واقعی ملل خود درچهارچوب واقعیتها ونه تحلیلهای توهمی توجه داشته باشند براندازی نرم درچنین شرایطی اگر ناممکن نباشد سخت خواهدبود بنابراین فاصله بین حاکمیتها ومردم تحت هرعنوانی خود ازعوال اصلی مقبولیت براندازی نرم می باشد.
2- تخلیه عواطف وبیان آزادانه اظهارنظرها درچهارچوب قانون یکی ازروشهای مفید ولازم برای توسعه افکارعمومی وغنای آن می باشد ورسانه ها نقش بی بدیل درنظارت بر حاکمان قدرت را دارند بنابراین بایستی به فعالیت رسانه ها درچهارچوب قانون اساسی سمت وسوداد ونباید باقلع وقمع رسانه ها به تدبیر مبارزه افتاد چراکه عصرما عصرارتباطات است واگر رسانه های ملی وفراگیر نقش خودرا درست ومطابق با آرمانهای وحدت ملی ومنافع ملی اسلامی دنبال نکنند جذابیت رسانه های بیگانه وبرانداز بیشتر خواهدشد .یکی ازمعایب رسانه ملی ما تحلیل های یک سویه وجناحی ازعلل وقایع می باشد که متاسفانه باتکرار تعمدی تحلیلهای نادرست نوعی نفرت را درقشروسیعی ازجامعه بوجود می آورد وعلت این کارکرد نادرست نیز حاکمیت تفکر جناحی دررسانه ملی بجای حاکمیت دیدگاه فراجناحی ملی اسلامی می باشد.
3- مدیران نالایق که تنها ملاک انتخابشان تکیه برموج گروه گرایی وموج گراییها می باشد وبغیر از مصلحت ومنافع جناحی خود مصلحت کلانی را متوجه نیستند خود ازاسباب واقعی وخطرناک براندازی نرم می باشند وکارکرد های ضعیف وباندگرایانه آنها افکارعمومی را به کل حاکمیت بدبین می کند وبهترین چاره کار دراین مورد نیز فعالیت نهادهای نظارتی درشکل بیطرفانه وفراجناحی است وضعف نهادهای بازرسی خود زمینه دوام مدیران نالایق را فراهم خواهدآورد .
4- بت سازی ازمدیران اجرایی که غالبا" ضعفهای فاحش مدیریتی واخلاقی دارند ویا نگاه بیماری به تحلیل وقایع دارند خود ازعامل اصلی فتنه انگیزی دردرون ودرنهایت بعنوان کاتالیزوری برای براندازی نرم تلقی خواهدشد وبنابراین هیچ کس نباید دربرابر قانون حاشیه امنی برای خود تلقی نماید وبااقدامات گزینشی
نمی شود به جنگ براندازی نرم رفت چراکه درقانون اساسی جمهوری اسلامی هرکسی فقط حق یک رای را دارد ومسئول اعمال خود می باشد بنابراین جناح ها وگروههای که نان به نرخ روز
می خورند ودرسایه شخصیتها بدنبال بت سازی از آنها برای مقاصد گروهی خود می باشند مطمئن باشند خودشان ازعناصرواقعی براندازی نرم محسوب می شوند .
5-در حکومت اسلامی نباید آحادی ازمردم احساس ناامیدی بنمایند واین طور نباشد ظلمهای آشکاری بر اقشاری وارد شود وآنوقت به بهانه اقلیت واکثریت آنها به حال خودشان رها شود وکسی منطق وسخنان آنهارا نشنود که همین نگاه بیمار در حاکمیت مطلق جناح اکثریت خود ابزاری برای شکستن وحدت درونی به نفع بیگانگان خواهدبود بنابراین فریاد مظلوم جماعت باید شنیده شود وگرنه آه مظلوم هرقدرت وحکومتی را نابود خواهدساخت واین مهم را نباید فراموش کرد.
6-مدیرانی که مقبولیت ندارند وبدنبال هراظهارنظری موجی از نفرت را درجامعه ایجاد می نمایند باید کنارگذاشته شوند ومدیرانی که مورداحترام ومقبولیت هستند درراس امورحساس قرار گیرند وآنهاییکه بدنبال لجبازیهای سیاسی وجناحی هستند مطمئن باشند خودشان ازسربازان کلیدی بیگانگان هستند ویا حداقل چنان فایده ای را برای بیگانگان خواهندداشت وبهترین اقدام دراین مورد نیز درنظرگرفتن ملاکهای علمی وروانشناسی واسلامی در انتخاب مدیران است نه ملاکهای مبتنی بر گروه گرایی وموج گرایی.
7- قانون اساسی ما بعد ازسالیان طولانی نیاز به اصلاح دارد وباید مکانیسمی اندیشیده شود نظارت واجرای انتخابات زیر نظر ارگانی فراجناحی اداره شود ومنطقی ترین پیشنهاد تشکیل کمیته عالی نظارت با حضور شخصیتهای معتبر هردوجناح اصولگرا واصلاح طلب درپروسه های بعدی است واینکه گروهی که منافعش تامین شود منکر مشکلات شود اینها راه حل نیستند بلکه زمینه سازی برای فتنه انگیزیها می باشد وازلحاظ عقل ومنطق اسلامی تا منافع تمامی جناح ها درشکل اصولی خود تامین نشود ثبات فراگیری نیز نخواهیم داشت.
http://omidwary.blogfa.com
|