Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to الف
 

 

صفحه اصلی     معرفی     WAP      پیوندهای الف    آرشیو     ارسال مطلب

تبلیغات

 کد مطلب: 15714, P.View: 10791
درباره روش و محتوای تبلیغ در برخی مساجد و منابر چاپ ارسال به رفقا


(12 توصیه)

            مطلب رسیده به الف   
۱۳ مهر ۱۳۸۶
آخرین شب قدر امسال، پس از سالها  بجای شرکت و کسب فیض در مراسم احیای سنتی در بازار و سرچشمه تهران، تصادفا افتخار شرکت در مراسم احیائ  مسجدی در حوالی میدان ملت را پیدا کردم.

مسجد نوساز و ترو تمیزی  بود. نظم و ترتیب ویژه، هدایت انبوه جوانان و زنان و مردان قرآن بدست توسط جوانانی با پوشش و علامت مخصوص، بنرهای تبلیغی بسیار بزرگ با طراحی گرافیک زیبا از نمادهای ماه مبارک، به مسجد و مراسم شکوه خاصی داده بود و آنرا از مراسم و مساجد سنتی تهران که معمولا توسط پیرمردها اداره می شوند متمایز می کرد.

دعای جوشن کبیر با صدا و حس و حال زیبایی خوانده شد. پس از دعا، روحانی جوانی پشت میکروفن قرار گرفت تا مراسم قرآن سر گرفتن را اجرا کند.

از همان ابتدا، تفاوت "محتوا"ی این مراسم با محتوای مراسم احیای سنتی که هر سال شرکت می کردم پیدا شد: در مراسم سنتی احیا که در مساجدی مانند مطهری، ارک، سید عزیزالله در محله های قدیمی شهر برگزار می شود، یک روحانی پیر و نورانی ابتدا درباره اخلاقیات و شرایط و اهمیت توبه صحبت می کند و معمولا فرازهایی از ادعیه پر مغزی مانند ابوحمزه ثمالی را شرح و تفسیر می دهد، ولی  روحانی جوان دیشب بلافاصله بعد از قرار گرفتن پشت میکروفن زد به صحرای کربلا تا از ملت گریه بگیرد... حضار هم همه اهل حال و به قول معروف با روضه روحانی جوان، خوب حال می کردند...

تا اینجای  مراسم، مشکلی نداشت و خیلی هم خوب بود. روحانی روضه می خواند و مردم با چشم گریان  حاجات خود را از خدا می خواستند و طلب استغفار می کردند...

مساله از آنجا شروع شد که روحانی جوان هنگام قرآن سر گرفتن، داستانهایی عجیب و محیرالعقول از ائمه (ع) نقل کرد. از جمله ماجرایی را که خود شخصا از یکی از خدام حضرت امام رضا(ع) شنیده بود نقل کرد که خلاصه آن چنین است:

در سالهای اخیر که اطراف و زیر حرم رضوی را نوسازی و تعمیر می کردند، یک مهندس ایتالیایی هم در آنجا مشغول کار بوده است. یک روز مهندس ایتالیایی از همین خادمی که ماجرا از زبان او نقل می شود می پرسد این جا چه خبر است که این همه مردم هرروز می روند  و می آیند؟ خادم می گوید اینجا قبر و حرم امام هشتم شیعیان است. مهندس ایتالیایی می گوید می خواهم داخل این حرم را ببینم... خلاصه اینکه خادم  مربوطه، مهندس ایتالیایی را به داخل حرم می برد و بخشهای مختلف آستان مقدس را نشان اش می دهد. وقتی به سقا خانه و پنجره فولاد می رسند، مهندس ایتالیایی می پرسد این قفل ها  و طناب ها دیگر چیست؟ خادم می گوید اینها دخیل است که مردم بسته اند تا حاجت بگیرند... مهندس ایتالیایی از خادم تکه طنابی می خواهد تا او هم دخیل ببندد و به امام هشتم متوسل شود. خادم طنابی جور می کند و با هم گره میزنند. مهندس ایتالیایی چند دقیقه پشت پنجره فولاد می نشیند تا اینکه موبایل اش زنگ می زند. خادم نقل کرده است که مهندس ایتالیایی نالگهان خوشحال و هیجان زده شد. خادم از او می پرسد چه شده است؟ مهندس ایتالیایی  می گوید من بچه فلجی در خانه دارم. الان از امام شما شیعه ها خواسته بودم تا بچه من را شفا دهد. الان همسرم زنگ زد و پرسید تو کجایی؟ گفتم من مشهد هستم. زنم گفت الان یک آقای نورانی آمده بود اینجا و می گفت من امام هشتم شیعیان هستم. به پسرت بگو بلند شود و راه برود که شفایش دادم....(گریه حضار)

نقل چنین داستانهایی در محافل عمومی با حضور صدها جوان تحصیل کرده، واجد ملاحظاتی است:

1- اول این که این جور داستانها گاهی حاوی نکاتی مغایر اعتقادات دینی و مذهبی است. مثلا در همین داستان مهندس ایتالیایی، هر کسی که در حد دیپلم متوسطه درس خوانده باشد، از خود می پرسد این خادم امام رضا (ع) چطور نمی دانسته که ورود افراد ناپاک و غیر مسلمان به حرم ائمه (ع) جایز نیست؟ و چطور این روحانی محترم بدون توجه به این نکته، چنین داستانی را بر منبری پر جمعیت نقل می کند؟

در این داستان از همه بد تر این که، براساس اعتقادات ما، همه ائمه (ع) بجز حضرت مهدی(عج) به شهادت رسیده و به جهان آخرت سفر کرده اند و هرگونه ارتباط ایشان با این دنیا، خارج از روابط مادی و جسمانی و در مراتب عالم معنا و ماورا انجام می شود. حالا چطور حضرت امام رضا (ع) در این دنیا تجسم یافته اند تا به خانه مهندس ایتالیایی بروند؟! نقل چنین داستان عجیب و قطعا نادرستی، بیشتر وهن مقام امامت است تا نشان دهنده توانشان.

2- اشکال دیگر نفل چنین داستانهای عجیب و نادرستی این است که گویندگان آنها قصد دارند معارف دینی و مذهبی را از راه احساسات شنوندگان و نه عقل و منطق؛ به وجودشان تزریق کنند.

این روش تبلیغ معارف دینی،  برای مذهب شیعه که با اقیانوس بی انتهایی از منطق و استدلال پشتیبانی می شود جفا به این مذهب برتر است.

تبلیغ اسلام و تشیع، صرفا بر اساس احساسات شنوندگان و بدون ارائه استدلال و منطق دین، برای مذهب تشیع که هزاران فقیه و حکیم و فیلسوف و دانشمندان بزرگی مانند شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، محقق حلی، سهروردی، شیخ انصاری، شهید اول و شهید ثانی، میرداماد، ملاصدرا و... گوهرهای معرفتی آنرا یافته و بدست ما سپرده اند، جفا به 1200 سال مجاهدت فقها و دانشمندان شیعه است.

3- در شرایطی که با پیشرفتهای فناوری در دنیای امروز، هر روز  شاهد اختراعی محیر العقول توسط کفار و نا مسلمانها هستیم، معرفی شیعه به نسل جوان با هوش و تحصیل کرده به عنوان مکتب داستانهای عجیب و محیر العقول، هرگز به آنها ایمانی قوی نمی دهد و چه بسا جوان شیعه شنونده این داستانها با سفر به اروپا و ژاپن و آمریکا و دیدن فناوری مدهوش کننده آنها، داستانهای مذهبی را فراموش کند و به متاع محیر العقول دنیای لامذهب (فناوری پیشرفته) ایمان بیاورد.

اگر قرار باشد با ارائه مصادیق و ماجراهای محیر العقول  دین را ترویج کنیم، بالاخره غرب هم در این زمینه حرفهایی برای گفتن دارد. هرچند فناوری بشرساخته غرب، خود ناشی از اراده الهی است اما از نگاه جوان پرسشگر ما، فناوری محیر العقول غرب، پر زرق و برق تر و از همه مهمتر، دست به نقد تر و همیشه قابل حس و مشاهده است.

4- مهمترین اشکال نقل داستانهای عجیب از دین بر منابر و در مراسم مذهبی پر جمعیت، این است که اگر مخاطبان و حضار در این مراسم – به ویژه اگر جوانان با هوش و تحصیل کرده امروزی میان آنها باشند- داستان ارائه شده را باور نکنند و یا اگر بتوانند مانند داستان مهندس ایتالیایی، در این داستانها تناقض و اشکالی جدی بیابند، این خطر بزرگ وجود دارد که در صحت همه حرفهای روحانیون و اهل منبر و مسجد تردید کنند.

5- حقیقت این است که در دنیای پیچیده امروز، "تبلیغ دین" ابزار و روشهای مناسب و روزآمد اش را می طلبد. چه بسا لازم باشد که  در مدارس دینی دروسی مانند روانشناسی، جامعه شناسی، تبلیغات، ارتباطات اجتماعی و نظایر آن هم تدریس شود و چه بسا لازم باشد برخی  روحانیان و وعاظ محترم نیز، در این زمینه ها مطالعه بیشتری داشته باشند.


اظهار نظر
مشارکت در بحث
40447 | ناشناس   |2007-10-05 20:21:31|IRAN
آنوقت می گویند چرا جوان امروز دین زده شده یکی از همین سخنرانی ها کافیست تا عده ای برای همیشه دور دین را یک خط قرمز بکشند مثل خود من
40478 | ناشناس   |2007-10-06 10:58:16|IRAN
عزيز من اشتباه يك يا چند واعظ دليل نمي شود كه من و تو دور دين را خيط بكشيم.
40451 | ع - محمدی  - نقد متن فوق   |2007-10-05 23:10:26|ITALY
بسمه تعالی
جناب استاد
احتمالا شما در پایان مراسم مذکور به روحانی جوان انتقاد کردید و ایشان اهمیت ندادند و از ایشان با این مقاله می خواهید انتقام بگیرید.
الف - ابتدا شما از مساجد سنتی که معمولا توسط پیرمرد ها اداره می شود و شروع مراسم روحانی مذکور با روضه امام حسین (ع)غیر مستقیم انتقاد کردید
به یاد داشته باشید همین مساجد سنتی و پیر مرد ها این همه شهید تقدیم اسلام نمودند و دنیای مدرن و محاسبات سیاست مداران غربی و سران نظامی را مبهوت و غافلگیر نمودند که در هیچ دانشگاه روانشناسی و جامعه شناسی و ارتباطات اجتماعی قابل تصور و پیش بینی نبود .
ب - به قول شما حتی دیپلمه ها هم می دانند که ورود اهل کتاب به اماکن زیارتی مثل مشهد هیچ اشکال شرعی و منع قانونی ندارد ، بروید مطالعه فرمایید.
ج - تجسم ارواح معصومین سلام الله اجمعین با بدن مثالی هیچ تناقضی با مسائل اسلامی ندارد و دیدن معصومین سلام الله اجمعین فقط به خواب محدود نمی شود.
د - از منطق گفتید و بزرگان و فقهای متقدمین و متاخرین ،خیلی از مسائل مذهبی و ماوراء الطبیعه در منطق و عقول عادی نمی گنجد و با اعداد و محاسبات نمی توان آنها را محاسبه نمود و این اولین اشتباه غربی ها در مورد انقلاب ایران و 8 سال دفاع مقدس بود.
ه - از اختراعات محیر العقول توسط کفار و نا مسلمانها گفتید و سفر جوانان شیعه به اروپا و ژاپن و آمریکا و دیدن فناوری مدهوش کننده آنان ، ظاهرا شما خود خیلی تحت تاثیر سفر به فرنگ قرار گرفته اید ، ما علم و عقل (کل ما حکم به العقل حکم به الشرع) که از مصادیق اصول فقهی هستند را کاملا قبول داریم ولی تو ضیح بسیاری از مسائل مثل توسل و توکل و مبارزه حزب الله لبنان که تمامی بزرگان علوم نظامی را غافلگیر و مبهوت کرد ،با فلسفه اشراق مقدور است
ی - نقص در تبلیغ توسط مبلغ را می توان زیبا تر نقد نمود ولی شما هم از احکام شرعی (ورود اهل کتاب به حرم) بی اطلاع بودید و البته نظر تعداد زیادی از مومنین در مراسم با شما موافق نبوده زیرا مسجد مذکور همیشه از جمعیت لبریز است .
غفر الله لنا و لکم
40457 | ناشناس   |2007-10-06 02:08:44|IRAN
توجه این دوستمان بسیار بجاست و اینکه هیچگاه نباید احساسات جای منطق را بگیرد که در این صورت مکتبمان آسیب پذیر خواه شد.
40460 | ناشناس   |2007-10-06 05:41:34|IRAN
با سلام

برای اینکه موبایل ایتالیایی در این ایران هم زنگ بخوره باید اپراتور سیم کارت این آدم با یه اپراتور تو ایران رومینگ شده باشه

من خبر ندارم با هم رومینگ شدن یا نه
40465 | ناشناس   |2007-10-06 07:56:16|IRAN
به نظر بنده نیز این داستانها ره به جایی نمی برد و باقی مانده جوانان معتقد نیز بی اعتقاد می گردند. شاید بهتر باشد مراجع مذهبی با چنین تعاریفی از دین مقابله کنند.

نکته دیگر خارجی پرستی در اعماق جان ماست، حتی در سخنرانی روحانیون در تبلیغ دین!
40466 | تبيان  - آجرك ا...   |2007-10-06 08:21:53|IRAN
از نويسنده تشكر مي‌كنم بايستي اين قبيل موضوعات مطرح گردد تا خرافه از دين تمايز يابد لا تدعو مع الله الها آخر
40467 | هادي   |2007-10-06 08:24:22|IRAN
نويسنده مطالب بالا احتمالا يا مسلمان نبوده يا از اعتقادات شيعي بويي نبرده زيرا هنوز نمي داند كه امام معصوم زنده و مرده ندارد و هر وقت اراده معصوم قرار گيرد مي تواند تجلي داشته باشد دوم اينكه اگر اين آقا خوب به داستان گوش مي داد مي فهميد كه آن خادم ، مهندس ايتاليايي را داخل حرم نبرده به خاطر غير مسلمان بودنش ولي گفته بيا تا صحنهاي حرم رضوي را نشانت دهم كه در همين حال آنان به پشت پنجره فولاد رسيده اند . در ضمن به اين آقاي به ظاهر محقق بگوييد داستاني كه آن روضه خان نقل كرده در كتابي كه در حرم رضوي موجود مي باشد و مخصوص شفا يافتگان است نقل شده پس ايشان چگونه به خود جرعت داده اند چنين داستان واقعي را مورد سخره خود قرار دهند . از سايت الف هم براي نشر چنين مطالبي انتقاد مي كنم آيا فكر نمي كنيد نشر چنين مطالبي بازي با اعتقادات مردم عزيزمان است. واقعا براي شما متاسفام
40468 | سید فواد حسینی  - نقد متن فوق   |2007-10-06 08:52:38|IRAN
سلام .
1-نویسنده محترم مقاله ظاهرا پس از یک سال دوری از مساجد و منابر، مسجد خوبی را برای شب زنده داری احیا انتخاب نکرده اند. در این مورد به ایشان پیشنهاد میکنم در سال بعد اگر فرصتی دست داد، به مجالسی بروند که صرفا احکام شرعی گفته می شود و اخلاقیات تدریس می گردد.
2- ذکر مناقب اهل بیت اصلی ترین وظیفه روحانیت شیعه است . چرا که اگر ما راه را درست بشناسیم ، طی مسیر چندان دشوار نیست.
3- البته همان پیرمرد ها و روحانیت سنتی که در متن فوق از آنان به نیکی! یاد شده است، از این روایات و معجزات و داستان ها کم بیان نمی کنند. خود بنده این داستان را با کمی تغییر (که واقعا بی اهمیت است) از روحانی بزرگواری شنیدم که در مسجد جامع بازار در نزد آیت الله شیخ مجتبی تهرانی هم منبر می روند.
4- بنا نیست که هر چیزی که با عقل ناقص ما نمی سازد، به کلی رد کنیم. بعد اینکه کجای این داستان محیرالعقول است که نویسنده محترم این چنین عنان از کف داده اند؟ آیا اینکه یک امام شیعه یک غیر مسلمان را شفا داده است عجیب است؟ یا اینکه آن امام آنقدر قدرت ندارد که به اذن خدا کاری را انجام دهد.
5- امامان ما در تمام عالمیان حضور دائمی دارند. اگر اینگونه نیست تشرف به مراقد شریف آنان و عرض دعا و مناجات با آن بزرگواران بیهوده بود. و این کاری است که تمامی بزرگواران دین در این 1400 سال برآن تاکید داشته اند و خود نیز براین اعتقاد استوار بوده اند.
6- درپایان از معترض محترم تقاضا می کنم برای رفع شبهات خود نزد یک روحانی از مجموعه همان پیرمرد ها و روحانیت سنتی مذکور مراجعه کنند تا موجبات انحراف عقیده سایر شیعیان را خدای نکرده فراهم نکنند.
40476 | رضا  - الناس علي دين ملوكهم   |2007-10-06 10:35:34|IRAN
بنظر ميرسد استفاده از "خواب ديدن " و "توصيه هاي ائمه به افراد خاص - بويژه در انتخابات -" از بركات اين دولت كريمه است و از آنجا كه " الناس علي دين ملوكهم" هستند لذا مردم هم به اين نوع خاطرات علاقه پيدا كرده اند همچنانكه در زمان خاتمي صحبت از عقلانيت و گفتمان بود در زمان احمدي نژاد هم صحبت از خواب ديدن و سفارشات ائمه به افراد خاص! در مورد انجام كارهاي خاص است . اگرچه ارتباطات با منابع الهي هميشه برقرار بوده و هست اما اعتقاد دارم : آنكه را اسرار حق آموختند مهر كردند و دهانش دوختند
40477 | مجتبي نيكنام  - خيلي ناراحت شدم   |2007-10-06 10:36:58|IRAN
بسم الله
خيلي ناراحت شدم. نه از اتفاقاتي كه نويسنده اين مطلب نقل ميكند. بلكه از طرز تفكر نويسنده اين مطلب.
چرا فكر ميكنيد شفا پيدا كردن يه آدم توسط امام رضا يه داستان تخيلي و محيرالعقول است؟
من اين واقعيت رو 2 سال پيش توسط يكي از خدام با سابقه حرم رضوي شنيده بودم. اما به گونه اي ديگر:
اصلا حرف بازديد از حرم و اينجور چيزا كه گفتيد نبود. مهندسه داشته از جلوي پنجره فولاد رد ميشده و باقي قضايا.
طرف همونجا موبايلش زنگ نميخوره بلكه نيمه شب ، به هتل او تلفن زده ميشه.
ضمن اينكه همسر اون مهندسه با گريه و زاري ميگه كه بچش خوب شده و مرتب ميگه: رضا ، رضا
همسرش اصلا از اين كلمات سر در نمي آورده و اين مهندسه بوده كه فهميده...

حالا چند نكته:
بنظر ميرسه كه نويسنده اين مطلب در بيان اتفاقات زيادي غلو كرده.
بيان معجزات و شفا دادن آدم ها چيزه بدي نيست كه بخوايم قايمش كنيم بلكه بسيار مفيده و باعث ايجاد اميد در جوونا ميشه كه هرچقدر هم بد باشن باز هم كساني هستن كه اونها رو مورد محبت خودشون قرار بدن.
چطور ميشه بگيم شفا دادن آ%A
40479 | ناشناس   |2007-10-06 11:05:06|IRAN
به صرف گریه گرفتن از مردم که نمی شود هر چیزی را نقل کرد ، سندیت حرف و حدیث از مهم ترین عواملی ایت که کمتر به آ نتوجه می شود .گاهی حتی بدون گریه و زاری هم می شود حاجات را از خدا گرفت و توبه کرد.
40482 | رضا   |2007-10-06 13:28:56|IRAN
رواج خرافات در تبلیغ دین مورد اعتراض آیت اله مکارم شیرازی نیزقرار گرفت.ضمنا به آقای هادی که از آن واعظ کم سواد دفاع می کنند عرض کنم که نگارش صحیح کلمه جرات است نه جرعت.
40511 | محمدی   |2007-10-07 09:41:56|IRAN
بسته به اینکه شخص در چه فضایی تنفس می کند نقش ها و اهمیت موارد برایش مرتبه بندی میگردد. البته همه ما میدانیم که در حال حاضر ما علاوه بر تشیع علوی و تشیع صفوی بعد از رحلت حضرت امام و در این چند ساله اخیر نوع دیگر تشیع بنام تشیع جمهوری اسلامی که بنا و اساس آن بر مبنای خرافه و خرافه پرستی است موجودیت یافته و از پشتیبانی زمامداران فعلی نیز برخوردار می باشد. فقط دلاور مردی همچون معلم راستین انقلاب دکتر شریعتی هنوز یافت نشده تا چهره واقعی این تشیع را به مردم معرفی نماید.
40512 | ناشناس   |2007-10-07 10:03:53|IRAN
با تشكر از نويسنده محترم بنده سؤالي از مخالفان ايشان دارم اين كه اگر به ادعاي شما شفاي دختر مهندس ايتاليائي صحت دارد ايشان را به همراه خانواده به تلوزيون دعوت و سؤالات زير از مهندس مذكور پرسيده شود:
1- ايشان در چه رشته اي تحصيل كرده و توسط چه شركتي استخدام و به مشهد اعزام شده و در مشهد چه كاري به عهده داشته و در اين مدت در كجا اقامت داشته كي آمده و كي رفته است؟
2- دختر ايشان چند ساله است از كي مريض بوده تا قبل از بهبودي به چند دكتر مراجعه كرده و چند وقت است شفا يافته است؟
3- چرا پس از بهبودي كه خود معجزه اي به شمار ميرود و قاعدتا در خود ايتاليا بايد اولين خبر آن در روزنامه ها و جرايد ايتاليا انتشار يابد ولي چنين نشده است؟ چرا پزشكان معالج دختر در انظار عمومي ظاهر نشده و بهبودي وي را كه فقط ميتواند معجزه باشد را تاييد نكرده اند؟
4- چرا مهندس گفته شده و خانواده اش بعد از بهبودي دخترشان چرا مسلمان دو آتشه شيعه حضرت نشده اند يا دست كم خانواده و فرد بهبودي يافته را به مشهد نياورده تا حد اقل ديداري از شفادهنده خود داشته باشد؟
5- سوالات ديگر كم نيستند مدعيان صحت اين قصه فقط شخص مذكور و دختر و خانواده اش را حاضر كنند ...
40595 | مهران از تهران   |2007-10-09 18:56:47|SWITZERLAND
دوست عزیزی که 5 مورد فوق را به خود زحمت داده اید و نوشته اید. نظرات محترم شما آن قدر واضح و بدیهی است که بعضی مواقع انسان آن را نمی بیند. مانند داستان ماهی و آب که مولانا میگوید. به نظر من باید این نوع سوالاتی که شما مطرح کرده اید را کاملا ساده و شفاف در خیلی دیگر از مصادیق خرافات بیان کرد تا انسان های پاک، که ضمیری ساده و بی آلایش دارند مثل خیلی از مومنین واقعی علاوه بر اعتقاد، کمی عرفان و روشن بینی هم بر آن بیافزایند تا به رشد معنویت کمک کنیم. نه این که خرافات بپروریم به گونه ای که خودمان هم باورمان شود. من منکر کرامات افراد خاص و ارواح پاک نیستم ولی با دامن زدن به خرافات باعث از دست رفتن و فرسایش تدریجی دین واقعی میشویم. همانگونه که نظامی گنجوی در مورد اسلام در قرن 5 خطاب به پیامبر میگوید:
بس که ببستند بر آن برگ و ساز
گر تو ببینی نشناسیش باز
کاری نکنیم که مصداق این شعر شویم.
یا حق.
مشارکت در بحث
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به نظر دیگر بینندگان می رسد.
- نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.
- از برجسته و رنگی کردن بدون دلیل کلمات و کاربرد بیش از یک علامت تعجب یا سوال بپرهیزید.

کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."