|
|
بخش تحلیلی الف
|
|
۱۵ مهر ۱۳۸۷ |
1. سالها پیش در محلهای پزشکی وجود داشت که برای هر مریض مراجعه کننده، قرص آسپرین تجویز می کرد. این آقای دکتر بدون اینکه بیماران مراجعه کننده را معاینه کند، هم برای مبتلا به پادرد، هم کمردرد، هم سردرد و همه دل درد، یک قرص آسپرین از جیب روپوش پزشکیاش درمیآورد و می گفت: "بخور، خوب می شی!" چنین بود که این آقای دکتر نزد دکتر اهالی محل به "دکتر آسپرین" مشهور شده بود ...
2. هفته گذشته بلافاصله پس از صدور حکم ریاست کلی بانک مرکزی از سوی رییس جمهور برای آقای دکتر بهمنی، رییس کل جدید بانک مرکزی به دیدار وزیر و مدیران وزارت صنایع رفت و در پایان جلسه اعلام شد که بانک مرکزی و وزارت صنایع بر تشکیل "ستاد حمایت از تولید" توافق کردند و این ستاد قرار است با همکاری سیستم بانکی، نقدینگی مورد نیاز صنعتگران و واحدهای نیمه تمام را به شکل تسهیلات بانکی تامین کند.
3. هر چند دولت فعلی، تئوری و سیاست اقتصادی روشن را به عنوان برنامه اقتصادی خود اعلام نکرده است اما از عملکرد و گفتار 3 سال و نیم گذشته دولتمردان فعلی می توان حدس زد که «تزریق منابع بانکی و بودجه ای برای ایجاد واحدهای تولیدی زودبازده»، سیاست اقتصادی اصلی دولت نهم بوده و هست.
درست است که بسیاری از تولید کنندگان کشور در حال حاضر مشکل نقدینگی دارند، اما تزریق وام بانکی به صنایع کشور بدون توجه به ریشه های ایجاد کننده مشکل نقدینگی، صرفاً ائتلاف منابع است.
شواهد و قرائن نشان می دهند که تولید کنندگان صنعتی و کشاورزی و انواع خدمات در کشور ما با مشکلات عدیده ای روبرو هستند: سیاستهای تجاری غیر منطقی که تولید کننده ایرانی را به رقابتی نابرابر و غیر منصفانه با رقبای قدرتمند خارجی ناچار کرده است، وجود قوانین سختگیرانه کار و بیمه بر ضد تولید، سیاستهای غیر شفاف، نامنسجم و غیر قابل پیش بینی دولت که برنامه ریزی را برای تولید کنندگان بسیار مشکل کرده است، تداوم ضعف در سازوکارهای تامین مالی، رویههای پیچیده برای دریافت تسهیلات از بانکها، امنیت اقتصادی بسیار اندک و پر دردسر، پیچیده و وقتگیر برای به نتیجه رساندن شکایت قضایی در دادسراها، قابل تفسیر بودن قوانین و مقررات و ضمانت اجرایی اندک آنها، وجود مفاسد مالی در سیستم اداری و شفاف و قابل مطالبه نبودن حقوق تولیدکنندگان و در نظام اداری و ... مشکلات بزرگی است که تولید کنندگان ایرانی را به شدت تحت فشار قرار داده است.
این مشکلات، همان هایی است که رتبه جهانی کشورمان را در شاخص بین المللی سهولت کسب و کار به شکل خجالت آوری نامناسب کرده و نام جمهوری اسلامی را از نظر سهولت تولید در ردیف عقب افتاده ترین کشورها قرار داده است.
در واقع، اگر این مشکلات از پیش پای تولید کنندگان ایرانی برداشته شود، خود کارآفرین ایرانی می تواند منابع مالی لازم برای سرمایه گذاری را تامین کند اما وقتی اسناد مالی و قراردادها ضمانت اجرایی محکمی ندارند و رسیدن به وجه یک چک برگشتی به ماهها دوندگی در دادسراهای شلوغ نیاز دارد، در شرایطی که هر مدیر دولتی می تواند با استناد به یک مقررات قدیمی یا فراموش شده، یک واحد تولیدی را تعطیل کند یا تولید کننده بیچاره را با جریمه یا عوارض مالیاتی غافلگیر کننده مواجه کند، تا وقتی برای انجام یک کار کوچک در دستگاههای دولتی به انواع و اقسام پارتی و کارچاق کن نیاز باشد و در شرایطی که تولید کنندگان پرقدرت خارجی می توانند با قاچاق یا واردات قانونی از درهای گشاد گمرکات ایران، بازار ایران را مملو از محصولات خود کرده و تولید کننده بی نوای ایرانی را از بازار ایران بیرون کنند ....
تا وقتی این شرایط برقرار است، سیاست دولت برای پرداخت وام به تولیدکنندگان دردمند ایرانی (بدون توجه به ریشه های مشکلات تولید در ایران)، مانند طبابت «دکتر آسپرین» است که بدون معاینه و علت یابی مشکلات بیماران، به همه از دم، آسپرین تجویز می کرد.
|