Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to الف
 

 

صفحه اصلی     معرفی     WAP      پیوندهای الف    آرشیو     ارسال مطلب

تبلیغات

 کد مطلب: 38985, P.View: 4667
چاپ ارسال به رفقا


(25 توصیه)

            دکتر حسن سبحانی   
۲۷ دي ۱۳۸۷
افسون یارانه‌ها
قسمت اول: ابعاد حقوقی لایحه هدفمندکردن یارانه‌ها
مقدمه:

لايحه « هدفمند كردن يارانه » ها كه پس از ماههاي طولاني انتشار مطالب درباره عنوان و نه محتواي آن اينك در اختيار مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته است در عين حال كه حاوي مطلب مهم و حادّی در اقتصاد ايران است يادآور منويات دولت هشتم و مجلس ششم در اين خصوص نيز مي باشد كه به لحاظ رسمي در ماده 3 قانون برنامه چهارم توسعه تبلور يافته بود ولي به ادله اقتصادي وسياسي امكان اجرائي شدن را از طرف مجلس هفتم نيافت و مشمول اصلاحاتي شد كه به موجب آن افزايش قيمت حاملهاي انرژي بايد با ارائه ادله اقتصادي و فني به مجلس و تصويب در مجلس باشد. جا دارد براي پرداخت به موقع « هدفمند كردن يارانه » ها كه البته فقط بخش انرژي آن و نه كالاها و خدمات اساسي در قانون برنامه چهارم آمده بود به دلالت عقل و اهميت تجربه گذري بر چرائي تصميم گيري در پنجسال گذشته در اين خصوص داشته باشيم. اين حداقل انتظاري است كه مي توان از «دولت نهم» و از «مجلس هشتم» در پرداختن به لايحه هدفمند كردن يارانه ها داشت.

انجام دادن اين بازنگري مي تواند تا حدود بسيار زيادي گردوخاك پاشيده شده بر سر وروي تصميم اساسي مجلس هفتم درباره افزايش مستظهر به ادله فني و اقتصادي قيمت كالاها و خدمات در شركت هاي كاملا انحصاري دولتي را به كنار زند؛ گردوغباري كه محصول خلق توهمات و شبهه افكني هاي طرفداران افزايش قيمت حاملهاي انرژي به قيمت هاي عمده فروشي خليج فارس بود و مع الاسف در پناه تمايلات سياسي شيفتگان قدرت از طريق اتخاذ مواضع اقتصادي متناسب با اقتضائات سياسي بخوبي پيشرفت كرد و امروز اگر همان ايده ها در قالب ديگري امكان مطرح شدن يافته است با قاطعيت مي توان اظهار كرد كه باز هم خواسته هائي غيرمتناسب با شرايط اقتصادي اجتماعي كشور پس از سالها بمباران شفاهي و مكتوب از سوي اصالت دهندگان به قدرت جادوئي « بازار آزاد » و عليرغم نااميد شدن چندباره از پيشروي در نيل به مقصود مجددا تجديد قوا كرده اند و اراده هاي خود را از طريق صاحبان تصميم و تصويب پيگيري مي كنند. براين اساس و از آنجا كه مسئوليت پاسخگوئي به عملياتي شدن اين ايده ها و تحمل پي آمدها و آثار ناشي از آن ها منطقا برعهده حاميان نظري آن قرار نمي گيرد آيا عقل سليم و تدبير حكومتي و عبرت گيري از تجارت ايام حكم نمي كند كه كساني كه بايد پاسخگو باشند حداقل بازخواني مباحثات و مجادلات تاريخي در اين باره را جدي تلقي كنند و خود را در معرض ادبيات مطروحه در اين خصوص قرار دهند تا احتمال ظهور كاستي در تصميمات آتي را به حداقل برسانند!

رئيس محترم جمهوري در زمان تقديم لايحه به مجلس هدف از لايحه را اجراي عدالت و رفع تبعيض شفاف سازي اقتصادي و دادن فرصت مديريت درست اصلاح قيمت ها كاهش وابستگي به نفت و افزايش فعاليت هاي عمراني اعلام نموده اند. بنابراين در اين مكتوب بر آن هستيم تا با لحاظ همين اهداف پنجگانه به تاملاتي از جنس تاملاتي كه نمايندگان محترم مجلس بايد در مواجهه با چنين لوايح مهمي داشته باشند بپردازيم و با ارزيابي امكان و ميزان حصول به اهداف مطروحه شفافيت و وضوح موردنياز را بر موضوع حاكم كرده و امكان تصميم گيري را به سهم خويش تسهيل نمائيم.
ابعاد حقوقي هدفمند لایحه هدفمندکردن یارانه ها

1. لايحه تقديمي دولت حاوي موضوعات متنوعي از جمله افزايش قيمت حاملهاي انرژي آب و فاضلاب اصلاح قانون ماليات بر ارزش افزوده عرضه كالاها و خدمات اساسي ظرف سه سال به قيمت تمام شده توزيع منابع دولتي بين اقشار و خانواده هاي جامعه هدف و توليدكنندگان تاسيس صندوق هدفمندسازي يارانه ها اصلاح قانون ماليات مستقيم اصلاح قانون برنامه چهارم توسعه اصلاح قانون خدمات كشوري و اصلاح قانون كار مي باشد. طبق ماده 134 آئين نامه داخلي مجلس لوايح قانوني بايد داراي موضوع و عنوان مشخص بوده داراي موادي متناسب با اصل موضوع و عنوان لايحه باشد ضمن اينكه دلايل لزوم تهيه و پيشنهاد آن هم در مقدمه لايحه بوضوح درج شده باشد. براين اساس دولت در واقع چندين لايحه را در قالب يك لايحه به مجلس تقديم نموده و هيات محترم رئيسه مجلس هم بدون لحاظ نكات موثر در مختصات يك لايحه لايحه اي را اعلام وصول كرده است كه اصولا به لحاظ حقوقي و طبق تعريف لايحه نمي باشد. دليل منطقي آن هم مشخص است چطور نمايندگان محترم مجلس مي توانند با يك بار راي دادن منويات خويش را در خصوص مثلا هفت موضوع متجلي سازند چه بسا كساني با بعضي از موضوعات موافق و با بعضي ديگر مخالف باشند. به همين دليل هم هست كه آئين نامه بر لزوم موضوع و عنوان مشخص ونه موضوعات و عناوين مشخص تاكيد كرده است.

2. لايحه دولت بر آن است تا ماده 3 قانون برنامه چهارم توسعه را اصلاح نمايد و در واقع آن را تا حدود بسيار زيادي به وضعيت پيشنهاد شده در لايحه برنامه دولت هشتم و مصوبات مجلس ششم برگرداند. طبق ماده 223 آئين نامه داخلي مجلس اصلاح برنامه مصوب تنها در قالب طرح ها و لوايح خاص قابل پذيرش است و نمي توان در ضمن لوايح بودجه و ديگر طرح ها و لوايح قانوني آن را اصلاح و يا تغيير داد. بنابراين بررسي لايحه « هدفمند كردن يارانه ها » پيش از اصلاح قانون برنامه چهارم طي تشريفات ويژه خويش خلاف قانون است.

3. يكي از بدعت هاي خطرناك و نافي حقوق نمايندگي كه از مجالس پيشين پايه گذاري شده و متاسفانه با تاسي به همان بدعت ها روح و جوهره آن بدعت ها در مجلس هشتم نيز دنبال شده است تشكيل كميسيون ويژه براي رسيدگي به طرح ها و يا لوايح قانوني است ؛ كميسيوني كه اگر در آغاز هم با اين نيت تشكيل نمي شود ليكن در استمرار فعاليت خويش اين كاركرد را پيدا مي كند. ماده (59 ) آئين نامه داخلي مجلس تشكيل كميسيون ويژه را در مسائل مهم و استثنائي براي «رسيدگي و تهيه گزارش » موضوعيت داده است نه اينكه كميسيون ويژه در كنار ساير كميسيون هاي تخصصي مجلس به بررسي و تصويب يا رد لوايح و طرح ها بپردازد. جز(1) از ماده 33 آئين نامه داخلي مجلس بر آن است كه بررسي اصلاح و تكميل طرح ها و لوايح قانوني و ارائه گزارش آن ها به مجلس شوراي اسلامي از وظايف و اختيارات كميسيون هاي تخصصي است. نگاهي به مواد (34 ) تا (45 ) كه به معرفي كميسيون هاي تخصصي مي پردازد نشان مي دهد كه كميسيون ويژه جز كميسيون هاي تخصصي نيست و لذا جز تهيه گزارش هيچ اختيار و وظيفه ديگري متوجه اين كميسيون نمي باشد. متاسفانه در مجلس هفتم نيز كميسيون ويژه اي كه به منظور تهيه گزارش در خصوص لايحه سياست هاي اصل 44 قانون اساسي تشكيل شده بود در عمل به كميسيون اصلي بررسي لايحه دولت در اين خصوص تبديل شد و به صورت غيرقانوني و با ناديده گرفتن حقوق كميسيون تخصصي مجلس كار رسيدگي به لايحه دولت را به پايان برد و در نهايت با ناديده گرفتن اصول بسياري از قانون اساسي آن را در مجمع تشخيص مصلحت نظام نهائي كرد. اكنون همين اتفاق در ارتباط با كميسيون ويژه رسيدگي به « طرح تحول اقتصادي » دولت و لايحه هدفمندسازي يارانه ها در دست انجام است. البته با اين تفاوت كه در قانون جديد آئين نامه داخلي مجلس طبق تبصره اي به هيات رئيسه اجازه ارجاع طرح يا لايحه مرتبط داده است و بدين ترتيب ضمن رفع مشكل ارجاع مشكل جديدي را بوجود آورده است كه كميسيون براي رسيدگي به چه امري « ويژه » است ويژه بررسي و رسيدگي به لايحه هدفمندسازي يارانه ها « ويژه » بررسي قانون ماليات هاي مستقيم « ويژه » بررسي قانون ماليات بر ارزش افزوده « ويژه » بررسي اصلاح قانون كار « ويژه » بررسي اصلاح قانون برنامه چهارم « ويژه » بررسي واصلاح قانون مديريت خدمات دولتي آيا مجلس براي همه اين امور رسيدگي « ويژه » را مدنظر دارد.

نكته قابل توجه آن است كه وقتي كميسيوني براي رسيدگي و كسب اطلاع و ارائه گزارش تشكيل مي شود ناگزير است كه اطلاعات خود را از منابع مختلف و از جمله دولت هم بگيرد. نفس تعامل طولاني در فضائي كه رسانه اي مي شود به تجربه ثابت كرده است كه موضع مستقل نمايندگان عضو را به تدريج به سمت همراهي و تعامل در راستاي تصويب به پيش مي برد. به عبارت ديگر بررسي تطبيقي مواضع دست اندركاران امور و مسائل مربوط به اين كميسيون ها نشان مي دهد كه در گذر زمان تغييراتي را پذيرفته است. البته نفس تغيير ديدگاهها در صورت رفع شدن عوامل اصلي منجر به ظهور ديدگاه و نظر با اشكال مواجه نيست ليكن در صورتيكه عوامل اصلي همچنان باقي باشند تغيير مواضع مي تواند حكايت از كاركردهاي ديگري بنمايد كه در جريان تعاملات طولاني امكان حدوث دارند. تكرار اين تجارب مي تواند به تدريج ضمن همسو كردن مواضع نسبت به تحت الشعاع قرار دادن جايگاههاي قانوني نيز با توفيق عمل نمايد و احتمالا طرح يا لايحه اي را توسط كميسيوني غيرتخصصي و غيرمنطبق با مجموعه ملاحظات سيستمي حاكم بر موادمختلف آئين نامه داخلي مجلس به لحاظ نوع وظايف و اختيارات و در غياب ملاحظه مقتضي نمايندگان ملت در كميسيون هاي موظف و مسئول به تصويب مجلس برساند. در اين مقال فعلا بر آن نيستيم تا قوت و ضعف مصوبات را ارزيابي كنيم بلكه اصرار داريم كه اين مجاري مطابق روح قانون آئين نامه داخلي مجلس كه با دو سوم راي نمايندگان قانوني شده است نمي باشد. به عبارت ديگر نمي توان در متن ماده اي مسئوليت تهيه گزارش را ذكر كرد و در تبصره آن مسئوليت بررسي و تصويب طرح را. البته اگر در متن ماده 59 تصويب لوايح طرح مي كند قابل دفاع بود كه در تبصره از گزارش دادن صحبت شود.

4. لايحه هدفمند كردن يارانه ها بر آن است تا با اصلاح قيمت حاملهاي انرژي در واقع رسيدگي به نحوه مديريت در شركت هاي ملي نفت ملي گاز و پخش و پالايش فرآورده هاي نفتي توانير و آب و فاضلاب را سروسامان دهد و به مديران اين شركت ها اختيار تعقيب قيمت بدون ملاحظات دولت و يا مجلس را بدهد. در توضيح اين مطلب لازم است توجه شود كه لايحه در صدد اصلاح (افزايش ) قيمت هاي برق بنزين نفت گاز نفت كوره نفت سفيد گاز مايع و ساير مشتقات از نفت و گاز است كه تعداد آن ها سر از دهها قلم كالا درمي آورد و بديهي است كه اين امور در محدوده كاركردهاي داخلي شركت هاي ذيربط قرار مي گيرد. لذا رسيدگي كنندگان محترم به لايحه بايد خود را در مقابل اين سئوال قرار دهند كه شركت ملي گاز و شركت ملي پخش و پالايش و شركت ملي صنايع پتروشيمي داراي چه اساسنامه هائي هستند و در آن اساسنامه ها در خصوص قيمت خريد نهاده و قيمت فروش محصولات آن ها چه ملاحظاتي درنظر گرفته شده است به عبارت ديگر اگر بخواهيم اساسنامه اين شركت ها را اصلاح كنيم در آنصورت به قيمت گذاري هم مي رسيم. اما در اينجا سئوال و موضوع مهم تري خودنمائي مي كند و آن هم اين است كه اساسنامه اين شركت ها چه وضعيتي دارد و چرا عليرغم تاكيد قانون و پيگيري كم و بيش برخي از نمايندگان مجلس در ادوار مختلف شركت هاي ملي نفت ايران ملي گاز ايران و صنايع پتروشيمي ايران كه موظف بوده اند در سال 1367 اساسنامه هاي خود را به تصويب مجلس شوراي اسلامي برسانند تاكنون پس از گذشت بيست سال اين كار را نكرده اند و همواره از تمكين به آن طفره رفته اند ! در واقعيت امر لايحه هدفمندكردن يارانه ها به دنبال آن است كه موادي از اساسنامه شركت هائي را اصلاح كند كه اصولا اساسنامه موردنظر قانونگذاران مجلس شوراي اسلامي را ندارند! به راستي به اين موضوعات بايد از كدام ناحيه رسيدگي كرد و آيا مي توان با مفروض گرفتن صحت آنچه ادعا مي شود و يا با تغافل از آنچه در جريان است مصوبات مجلس را در جايگاه رسميت بخشيدن به امور منتزع از يكديگر مبدل ساخت و در اين صورت مسئوليت عواقب اينگونه مواجهات را از چه كساني بايد مطالبه كرد آيا وقت آن نيست كه مجلس هشتم بجاي تاكيد بر هدفمندي در اموري كه واقعيت بيروني هم ندارند (در ادامه همين بحث روشن خواهد شد) و رسميت بخشيدن به فعاليت هاي غيرمبتني بر اراده نظام قانوني جمهوري اسلامي درباره شركت هاي مرتبط با سوخت و حاملهاي انرژي پس از بيست سال تاخير در تقديم لوايح اساسنامه شركت هاي موضوع قانون نفت (بيست سالي كه عمر تحقق يك سند چشم انداز تلقي مي شود) جاي معلول را با علت عوض نموده رسيدگي به لايحه را به پس از دريافت اساسنامه شركت هاي فوق الاشاره موكول نمايد.

5. از ويژگي هاي نظام قانونگذاري ما آن است كه توليد قانون را در مقياس انبوه ساماندهي مي كنداما چندان به پيگيري نتايج حاصل از آن و اعمال اصلاحات در آن قوانين پس از اطمينان از ضرورت اصلاح و يا تغيير آن در عرصه عمل اهتمام ندارد. فقط سالي است كه از تصويب قانون جامعي درباره سوخت و سروسامان دادن به آن مي گذرد كه طي آن مقرر شده است دولت ضمن اتخاذ تصميمات مقتضي در عرصه هاي فني و اقتصادي شرايط حمل و نقل عمومي را به گونه اي ترتيب دهد كه تا سال 1391 امكان واقعي كردن قيمت ها وجود داشته باشد. اكنون فقط يك سال از تاريخ تصويب آن قانون گذشته و صدها ميليارد تومان براي اجراي آن اعتبار درنظر گرفته شده است ولي چهار سال ديگر هم در افق برنامه ريزي باقي مانده تا قانون كاملا اجرا شود. در كنار آن قانون قوانين موردي يك ساله (طي بودجه هاي سنواتي ) زيادي هم وجود دارد كه در آن ها بر گازسوزكردن خودروها بهبود در تكنولوژي سوخت توسعه حمل و نقل شهري سهميه بندي بنزين و... تاكيد شده است. سئوالي كه در چنين فضائي بطور جدي مطرح مي گردد آن است كه لايحه « هدفمند كردن يارانه ها » چه نسبتي با قوانين و تصميمات قبلي دارد آيا مكمل و يا جايگزين آن هاست و در هر صورت چرا قبل ازآنكه نتايج حاصل از اجراي آن مصوبات ارزيابي شود فصل هاي جديدي گشوده مي شود و موضوعات تغييرشكل مي دهند اكنون زمان آن است كه متوليان اجراي قوانين پاسخ دهند براي مصوبات قبلي چه كرده اند و چه ميزان از آنچه مقصود بوده است را پيش برده اند.

  شروع به بررسي لايحه هدفمندكردن يارانه ها حداقل داراي اين پيام است كه مطالبه پاسخ از تكاليف قانوني و مصوب و سرنوشت ساز قبلي بلاموضوع مي گردد و به راستي چه كار عبثي شكل مي گيرد. امروز مسئولين ذيربط چه آنها كه پيشنهاد مي آورند و چه كساني كه آن ها را مصوب مي كنند بايد در قبال آلودگي بشدت خطرناك محيط و فضاي پايتخت و شهرهاي بزرگ ترافيك گره خورده بزرگراهها و خيابان ها هدر رفت صدها ميليون ساعت از عمر و انرژي و كارآئي انسان ها در درون خودروهاي در حال مصرف بنزين و گازوئيل اما متوقف در خيابان هائي كه حمل و نقل در آن ها مديريت نشده و مديريت هاي مصوب شده لحاظ نگرديده است پاسخگو باشند. نه اينكه وضع موجود را دليلي براي ضرورت تصويب پيشنهادهای ديگري بشمار آورند و از آن استفاده ابزاري كنند. نبايد شرايط به نحوي رقم بخورد كه خاصيت مصوبات وقت خريدن براي پاسخگو نبودن باشد. تحقيقا در وضعيتي كه هستيم قانون براي ساماندهي سوخت و به تبع آن هدفمندي يارانه ها كم نداريم بلكه آنچه كم مي باشد آن است كه قوانين موجود يا اجرا نمي شوند و يا گزينشي و سليقه اي و جزيره اي اجرا مي شود و پس آنچه بايد مورد عنايت باشد گم نشدن صورت مساله است.

ادامه دارد - قسمت آینده: ابعاد اقتصادی و فنی لایحه هدفمند کردن یارانه‏ها

 
اظهار نظر
مشارکت در بحث
99887 | مصدر  - تقدیر از نگارنده   |2009-01-16 15:34:25|IRAN
سلام، وقت بخیر
احتراما مقاله جالب جنابعالی را با توجه به ابعاد مهم و کلیدی مطالعه نمودم.
ضمن بررسی و مطالعه، خواستم که یادآوری جدی به نمایندگان محترم بشود که:
1) دیدن درست یک پدیده، گاهی با نگاهی میکروسکوپی بدست می‏آید و گاهی نگاه ماکروسکوپی را می‏طلبد. لذا بررسی کنندگان این لایحه، فقط به دنبال بار کلمات موافقین و مخالفین طرح نگردند. بلکه آثار اجتماعی، اقتصادی و تورمی طرح و راهکارهای برون‏رفت، یا بازگشت از طرح را نیز بررسی نمایند و از تجربیات سالیان گذشته درس بگیرند. چند طرح با اهدافی مشابه، و سرنوشت‏های ناموفق یا ناکام یا ... داشته‏ایم؟
2) در این طرح نرخ نهاده‏های انرژی برابر بازار جهانی تنظیم خواهد شد. بنابراین، درآمد هر خانوار ایرانی، بایستی برای یک زندگی حداقلی سهل‏الوصول و شرافتمندانه اصلاح گردد. اما دولت معتقد است که 60% از عایدی اجرای این طرح را بین 70% خانوارها توزیع می‏کند. هرچند که بحث شناسایی جامعه هدف، خود جای تامل دارد. اما به هرحال، 60% درآمد، بین 70% جمعیت توزیع خواهد شد، که این یعنی کاهش درآمد خانوارها نسبت به قبل از اجرای طرح.
3) افزایش نرخ نهاده‏های پایه، در سراسر جهان، تورم‏زا و نامطلوب است. از طرفی، دولت محترم، تتها هزینه خانوارها (آنهم 70%) را {تاحدی} جبران خواهد نمود. 30% خانوارها، تقریبا همه صنایع، بخش خدمات و کشاورزی، حمل‏و نقل زمینی، دریایی و هوایی و ... با رهاسازی یکباره‏ی نهاده‏های انرژی روبرو شده و بنابراین دولت بر اساس این طرح، زمینه را برای اجرای موجی جدید از تورم دولتی آغاز می‏کند.
4) چندی نخواهد گذشت که درآمد شرکت‏های تولید و بهره‏برداری وزارت نیرو نامتعادل خواهد شد و برای جبران هزینه‏های دولتی، خود دولت، اولین گام شتابان را برای جبران بار تحمل‏ناپذیر تورمی همین طرح، با موضوع افزایش مجدد غیر از آزادسازی نرخ اولیه {یعنی حدود 10برابر شدن در آغاز طرح} در صف اول سبقت تورم، فعال خواهد شد. به تبع این موضوع، پست، هواپیمایی، رجا، ذوب آهن، ... همه و همه، حتی نانوایی‏ها، تاکسی‏ها و ... نیز در این فرآیند با دولت رقابت خواهند نمود.
5) اگر درآمد خانوار به‏طور متوسط حدود 17% بابت پرداخت یارانه مستقیم انرژی افزایش یابد، هیچ راهکاری برای مهار نرخ‏های مورد اشاره در بند 4 نیست و لذا خانوار، به‏یکباره با افزایش جدی هزینه‏های ضروری {مستقیم و غیرمستقیم نشأت‏گرفته از این لایحه} مواجه می‏شود. با توجه به سبد هزینه‏ی خانوار و نقش مواد غذایی، رفت‏و آمد درون‏شهری، هزینه‏ی ساخت مسکن و اجاره‏بها و ... {حتی به شوخی: شیربها}، هزینه‏های ماهانه یک خانواده با درصدی بسیار بالا {بر اساس پژوهشی که باید مستند و علمی اجرا شود، درخواهیم یافت که مثلا 200% یا ... } افزایش خواهد یافت.
6) دولت محترم هزینه‏ی ساخت مدارس، نیروگاهها، سدها و جاده‏ها و ... را در برنامه‏ی روزانه‏ی اجتماعی و رفاهی دارد. طبیعتا این پدیده‏ها نیز با افزایش نرخ مصالح، نیروی کار و ... مواجه می‏شوند. پس اجرای این طرح باعث کندشدن روند رو به شتاب بازسازی زیرساخت‏های ضروری مبلمان اجتماعی کشور خواهد شد.
7) در بعد هزینه‏های جاری دولت، هر اداره‏ای با افزایش هزینه‏ی نهاده‏های انرژی روبرو خواهد شد. راستی راه‏یافت دولت برای مقابله با این موضوع چیست؟ آیا هزینه‏های صرفه‏جویی ( آن 40%) با هزینه‏های تبعی ( هزینه‏های جاری مستقیم انرژی در دولت، ادارات و هزینه‏های غیرمستقیم ناشی از بند6 و ... ) برابری خواهد کرد؟ یا فراتر خواهد رفت { به گمان بنده، فراتر است}.
8) در بخش دولتی بفرمایید که سود اجرای این طرح چیست؟ توقف نوسازی زیرساخت‏های آموزشی؟ درمانی؟ رفاهی؟ صنعتی؟
9) در بخش خصوصی، آیا در فرآیند حمایت‏شده‏ی فعلی، سرمایه‏گذاری مولد، ریسک مناسبی را برای کارآفرینان داشته؟ و آیا حمایت‏های لازم را داشته‏ایم؟ آیا طرح جدید، انداختن سنگی بزرگ در سنگلاخ جذب سرمایه‏گذار نیست؟ آیا تعدادی از کارخانجات و شرکت‏ها با موج بزرگ اخراج کارگر، عدم سربسر شدن هزینه‏ها و درآمدها { و نه سودآوری } و تعطیلی و ورشکستگی مواجه نخواهند شد؟
10) آیا غلبه صنایع و اقتصاد کشور در دست بازار آزاد است؟ یا اقتصاد دولتی؟ آیا ریسک افزایش خطر تولید را به دولت منتقل کرده‏ایم؟ یا اقتصاد باز؟
در اینجا یادآوری می‏کنم که اقتصاد دولتی، بزرگ، تنبل و ریسک‏پذیری کمتری دارد و همچنین در مواجهه با بحران‏ها، شناوری و آزادی عمل کمتری. از دیگر سو به دلیل دولتی بودن، هر فشاری، موجب می‏شود که دولت سریعا واکنش نشان دهد. این موضوع حتی به وضع قوانینی متناقض با آنجه امروز دیده‏شده، یا وعده داده‏شده، نیز خواهد شد.
نه‏تنها نگارنده، که بسیاری را عقیده بر آن است که حتی اگر شرایطی بسیار پایدار را با ارز آزاد، نرخ یارانه‏ای انرژی و ... داشتیم، و هیچ مشکل تورم، و تورم روانی در اذهان آحاد اجتماع وجود نداشت، باز هم بایستی کشور دارای قسمتی بزرگ و جهانی از اقتصاد باز و آزاد باشد، بخش خصوصی به اقتدار رسیده‏باشد، تا چتر حمایت یارانه را از سر اقتصاد، صنعت، کشاورزی و ساختمان برداریم. هرچند که آن هنگام هم تاثیر وجود دارد. اما این تلاش دولت محترم، را به انداختن سنگی یک‎کیلویی در ظرف آبی آرام، با گنجایش 10لیتر و دریاچه‏ای بزرگ با آبی آرام، تشبیه می‏کنم. هر چه اقتصاد بخش خصوصی مقتدر، با گستردگی فروش و خدمات باشد، این تغییرات کم‏اثر تر خواهد بود.
در پایان از نمایندگان محترم مجلس، اساتید و دانشجویان محترم تقاضا دارم با بررسی تحلیلی، مدلسازی اقتصادی جامعه بر اساس برداشت‏ها و نگاشت‏های واقعی و مدل درست واکنش‏های بخشهای اصلی، تلاش فرمایند که ابتدا از سرهای دیگر این کلاف بزرگ، آغاز نموده، به اقتصاد غیر دولتی پایدار، ثبات نسبی بازار، آرامش و گسترش موثر کالا و خدمات به فرا مرزها دست یابیم. آنگاه پرتاب این سنگ، به سوی اقتصاد ایران، تلاطمی کوچک در اقتصاد خانوار بوده، و حتی لازم است.
99909 | علی  - آیا کسی پاسخگوست؟   |2009-01-16 23:15:32|
آقای دکتر سبحانی از نگاهی کاملا موشکافانه به قضیه نگاه کرده اند و دوست دیگری نیز که ظاهرا دست اندرکار می باشند توضیحاتی را داده اند. بنده صاحب نظر نیستم تا استدلال خود را بر پایه منطق ایشان استوار کنم. تنها بعنوان یک شهروند چند سوال برایم مطرح است که هیچگاه پاسخی برای آن نیافته ام. امیدوارم اهل فن مخصوصا در مجلس جوابگو باشند:

1- سیستم مدیریت دولتی بسیار ناکارآمد و تنبل است. انتخاب مدیران و زیر مجموعه های آنها، تابع روابط است نه ضوابط. مثالی می زنم: طرحی را بنده می توانستم با 1 میلیارد تومان مدیریت کنم اما سیستم دولتی حدود دو و نیم برابر هزینه کرد. سوال اینجاست وقتی قرار است هزینه ها بصورت تمام شده محاسبه شود، هزینه ضعف مدیریت و مدیران ناکارآمد را چه کسی پرداخت می کند؟ یک مدیر خوب با زیر مجموعه کاری، برق را به چه قیمتی تولید می کند و مدیری با زیرمجموعه سیاسی ، به چه قیمتی؟ ما پول چه چیزی را می دهیم.

2- رقابت با بازار اقتصادی جهان باید در تمام جهات باشد. چطور می توان به ریال دریافت کرد و به دلار خرج؟ زمانی که دولت به من سوبسید می داد، من بعنوان استاد دانشگاه حقوق دولتی دریافت می کردم که در مقایسه با حقوق هم پایه من در جهان بسیار کمتر بود. این یعنی بنوعی من نیز به دولت سوبسید می دادم. حال اگر دولت سوبسیدش را بر می دارد، تکلیف سوبسید پرداختی ما یعنی تمامی حقوق بگیران، چه می شود؟ آیا دولت پرداختی خود بابت حقوق و دستمزدها را واقعی خواهد کرد؟ مثلا 90 درصد حقوق کشورهای دیگر؟

3- از یک سو دولت در صدد اجرای اقتصاد آزاد و خصوصی سازی است و از یک سوی دیگر، متولی پرداخت درآمد حاصل از آزاد سازی به خانواده های هدف، خود دولت است. بعبارت دیگر، دولت هنوز نقش گسترده خود را داراست اما بجای پرداخت یارانه به تمام افراد جامعه، قصد پرداخت یارانه نقدی به بخش خاصی را دارد. مسلما این مسئله هم به بزرگتر شدن دولت می انجامد و هم فسادهای خاص خود را بدنبال دارد.

4- تصمیم دولت مبنی بر نحوه توزیع یارانه ها، به معنی گرفتن از یک عده و دادن به عده دیگر است، صرفنظر از این نکته که شخص پرداخت کننده توانائی چه کارهایی را دارد و برای کشور چه کار کرده و در مقابل شخص دریافت کننده، چرا مستحق دریافت شده است؟ آیا کسی که کار می کند و تولید می کند باید جریمه شود تا کسی که بدلیلی کم کاری کرده، پول رایگان دریافت کند؟ من نمی فهمم این جنبه از عدالت در کجای اسلام آمده، لطفا متخصصین حوزه بررسی نمایند.

5- ظاهرا دولت قصد ندارد در مقابل میزان توانایی فرد و کار انجام شده، دستمزد پرداخت نماید، بلکه قصد دارد به هر کسی که درآمد کمتری دارد، بیشتر بپردازد. این یعنی سوق دادن بخش تولید به تعطیلی، فرار مغزها، و.... کم کم آمار کسانی که به جامعه هدف تبدیل می شوند، روز به روز بیشتر خواهد شد.

6- مسلما پول پرداختی دولت به جامعه هدف، بسادگی توسط جامعه غیر هدف در قالب تورم و غیره، باز پس گرفته می شود و ظاهرا دولت هیچ تصمیمی برای ارتقا جامعه هدف ندارد.

امیدوارم اهل فن به تمام جوانب طرح مذکور توجه نمایند و دولت محترم نیز به تمام توصیه ها گوش کرده و جناب رئیس جمهور، با شفافیت، محاسن طرح مذکور را برای نخبگان جامعه توضیح دهند. تا کنون توضیحات رئیس جمهور و هیئت دولت، تنها برای راضی کردن همان جامعه هدف بوده است و گویا دولت نه تنها نمی خواهد به کارآفرینان و نخبگان یارانه نقدی پرداخت نماید، بلکه برای آنها هیچ توضیحی نیز ارائه نمی دهد و در مقابل اعتراض آنها با لبخند و ارائه توضیحات کلی یا آمار کذایی، قضیه را تمام می کند. در آنصورت این شبهه پیش می آید که چه در صورت تصویب طرح و چه در صورت رد آن، دولت توانسته است برای انتخابات بعدی گامهای اساسی برداشته و رای جامعه هدف را جذب کند. به همین دلیل به جامعه اقلیت نخبگان، بها نمی دهد.
99924 | امير110   |2009-01-17 08:31:32|IRAN
1- متاسفانه جنابعالي كماكان با شكست طرح تثبيت قيمتها ، هنوز دستاندركاران ارائه برنامه چهارم را محكوم مي كنيد و معتقديد كه اين طرح از جايي به آنها وابسته است. گاهي بهتر است انسان به شكست هاي خويش اقرار نمايد. جنابعالي و همفكران مجلس هفتمي كمي واقع بينتر باشيد. اگر ماده 3 قانون برنامه چهارم توسط جنابعالي و همفكرانتان مقطوع النسل نمي شد امروز ديگر نگران اجراي اين طرح توسط يك دولت ناكارامد نبوديم.
2- طرح ارائه شده ناقص و شواهد آن به كافي ارائه نشده است. فرم هاي تكميلي حداقل اطلاعات را فراهم آورده است.
99953 | سید حسن شاهچراغی(دامغان)  - خار آورد این زمین و تیره شد   |2009-01-17 12:08:50|IRAN
پس چرا رییس جمهور میگه متخصصین برتر اقتصاد ایران پای طرح "تحول" مهر تایید زدن؟
دیگه از دکتر سبحانی هم عالمتر به مسایل اقتصادی داریم؟
کسی که تجربه 12سال فعالیت در مجلس داره چرا باید حالا خانه نشین بشه و افرادی غیرمتخصص که عقده مسئولیت دارند باید جسارت کنن و ثمره 30سال فعالیت اقتصادی دولتهای گذشته رو زیر سوال ببرن؟
یه طرح آمریکایی بنام "طرح تحول" که شرط ورود به سازمان تجارت جهانی هست!ارزش بدبختی و بدبین کردن مردم نسبت به انقلاب رو نداره.
99954 | امیر  - پاورقی!!!!!؟   |2009-01-17 12:09:57|IRAN
مطلب به این مهمی رو تو پاورقی میزنن؟
99961 | یکی   |2009-01-17 13:11:51|
با سلام
طرح تحول بدلایل ذیل به ضد خود تبدیل می شود:
1- تحول اقتصادی بدون تحول فرهنگی و سیاسی و اجتماعی رخ نمی دهد ،واگر رخ دهد مشکلات (چالش های نو وجدید )فرهنگی و اجتماعی وسیاسی ایجاد خواهد کرد که مورد نظر و توجه طراحان و مجریان ( با فرض حسن نیت ) نبوده است و برای مقابله ویا مواجهه با آن برنامه ریزی نکرده اند.
2 - تحول اقتصادی خود زیر مجموعه ای از تحول اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی است ، حداقل در زیر بخش های زیر و بصورت یک بسته کامل بایستی دیده شود، مگر نه ،به نتیجه نخواهد رسید .این زیر بخش ها عبارتند از:
الف - شکل گیری واقعی بازار و واگذاری امور به مردم در سطح حداکثر و در غیر از موارد راهبردی با توجیهات ودلایل متقن و قوی سیاسی - امنیتی و فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی ( نظیر شکست بازار و...).این مهم تنها با خروج تدریجی دولت از بازار و تغییر سهم دولت از اقتصاد از 85درصد فعلی به حدود 20 الی 30 درصد ،محقق خواهد شد.
ب - بعد پولی اقتصاد نیز بایستی ضمن استقلال از دولت ، متغییر های پولی را با رفرم پولی متناسب با این تغییرات طراحی و در زمانبندی مشخص و همزمان با تغییر ترکیب فعلی بازار - دولت ،اجرایی نماید.
ج - بازار نیروی کار همزمان با کاهش اندازه دولت به اندازه متناسب و بهینه ، فعال گردیده و مازاد حداقل 2 میلیون نفری ناشی از اجرای بند الف را جذب یا تعیین تکلیف کند. البته نقش سازمان های رفاهی و تامینی نیز برجسته و تناسب واگذاریها - اعطای سهام موسسات و کارخانه های سودآور نظیر صنایع وابسته به تولید وپالایش و پخش انرژی - با رها سازی نیروها ی مازاد انسانی هماهنگ گردد.
د- قیمت ها ازاد و در موارد خاص به شیوه صحیح از تولید کننده و مصرف کننده حمایت شود.( تعصبی بر روی نوع خاصی از حمایت یا یارانه نباشد.)
روشن است که نه دولت و نه مجلس اساسا برنامه ایی برای تحول همه جانبه ی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی ندارند و حتی حق تصمیم گیری در این موارد برای خود قائل نیستند و اگر هم بتوانند ( که البته بدلایل مراکز متعدد و مختلف تصمیم گیری در هر یک از ابعاد و کل آنها)متاسفانه فهم قابل قبول و بااکثریتی ندارند . تازه اگر همه اینها راداشته باشند ، بدلیل اسقرار قانونی و عرفی حاکمیت چند گانه در کشور اجرای آن محال است.
حال تکلیف یک بخش از این مجموعه که تازه قرار است بخشی از آن اصلاح شود پیشاپیش روشن است .
اما در مورد تورم ناشی از اجرایی این طرح :
با اجرای این طرح 5 نوع تورم خواهیم داشت :
1 - تورم ناشی از اصلاح قیمت ها
2 -تورم ناشی از انتقال بار افزایش قیمت ها توسط دهک بالایی به کل جامعه ( این سه دهک بیش از 50 درصد ثروت و تولید مردمی جامعه را در اختیار دارند و هر مالیات یا افزایش قیمتی را به بقیه تا حد ممکن منتقل می کنند).
3 - تورم ناشی از افزایش نقدینگی که با اجرای یا بدون اجرای این طرح حتما ایجاد می شود.ودرصورت اجرای این طرح با پرداخت مسقیم توسط دولت ایجاد خواهد شد.
4 - تورم ناشی از بالا بودن میل نهایی مصرف 7 دهکی که یارانه دریافت می کنند.
5 - تورم انتظاری ( جامعه ما تجربه کاهش قیمت ندارد ، چسبندگی قیمت ها داریم و از طرفی همه در انتظار تورم سالیانه ( همیشگی ) و تورم ناشی از اجرای طرحند) . لذا سهمی از تورم یا تورمی از نظر روانی نیز ، بیش از گذشته خواهیم داشت .
99962 | غريبه آشنا   |2009-01-17 13:13:41|IRAN
سلام عليكم

خوب است متوليان لايحه تحول اقتصادي براي تنوير افكار عمومي ( شما بخوانيد مستضعفان مظلومِ نگران) به صورت شفاف در مورد سئوالات زير پاسخهايي را ارائه نمايند
1) تورم واقعي حاصل از لايحه چند درصد است؟
2) تورم تجميعي( تورم حاصل از لايحه +نرخ فعلي) چقدر خواهد بود؟
3) اين تورم تا چه دوره زماني پايدار است؟
4) تورم از چه زماني رو به كاهش خواهد گذاشت؟
5) برنامه هاي دولت براي كاهش نرخ تورم در طي دوره اجراي لايحه و بعد از آن چيست؟
6) نرخ تورم هدف در پايان دوره زماني لايحه چه قدر خواهد بود؟
7) چه تضميني براي اجراي موفق برنامه و رسيدن به تورم هدف، از دولت اخذ مي شود ؟
8) اگر دولت يا دولتهاي بعدي نتواستند به برنامه ها و تعهدات برگرفته عمل كنند چه كسي پاسخگو خواهد بود ؟
9) به قول كارل پوپر همواره بايد از كارهاي انقلابي دوري جست زيرا در روشهاي انقلابي مكانيزم بازگشت به گذشته به اشكال مختلف نابود مي شود. حال مجلس و مجلسيان چه مكانيزم باگشتي را در لايحه دولت مي گنجانند تا اگر لايحه موفق نبود به وضعيت فعلي بر گرديم؟ ( اگر ازطلا گشتن پشيمان شديم چگونه ما را مس مي فرمايند؟)
99971 | سردبیری الف  - اصلاح عنوان   |2009-01-17 14:16:36|IRAN
عنوان این مطلب که برای اول بار در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد؛ افسون یارانه ها و آیین بیراهه ها است. از سردبیری سایت الف برای انعکاس آن تشکر و درخواست می گردد در صفحه اول ، عنوان آن اصلاح گردد
100020 | مقداد  - یارانه ..........   |2009-01-18 07:22:06|IRAN
سلام

اینکه در پرداخت یارانه ها بی عدالتی وجود دارد و هر کس بیشتر مصرف کند بیشتر از یارانه استفاده میکند درست است ولی به این مسئله که با آزاد شدن بنزین و برق و آب و ..... آیا پرداخت هر نفر 40 تا 70 هزار توان دردی را دوا میکند ؟.......
آزاد شدن بنزین و گازوئیل یعنی چند برابر شدن حمل بار که منجر به افزایش قیمت مواد غذایی می انجامد ...... در حال حاضر در قبض برق خانواده ای که 20000 توان مصرف داشنته اند نوشته شده مبلغ واقعی برق شما 300000 تومان است ...... حال نمایندگان مجلس جواب دهند این یارانه پرداختی بغیر از اینکه با آن میشود قبض های برق و آب و ..... را داد آیا فایده دیگری برای خانواده ها دارد ؟
100025 | نهضت هماهنگ كارمندي ايران   |2009-01-18 08:12:55|IRAN
نحسي ماده 13 طرح تحول اقتصادي به شماره يا عدد آن نيست بلكه به محتوي آن است .حذف ماده 13 درايت ولياقت نمايندگان محتر م مجلس را نشان خواهد داد.
مشارکت در بحث
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به نظر دیگر بینندگان می رسد.
- نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.
- از برجسته و رنگی کردن بدون دلیل کلمات و کاربرد بیش از یک علامت تعجب یا سوال بپرهیزید.

کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."