Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to الف
 

 

صفحه اصلی     معرفی     WAP      پیوندهای الف    آرشیو     ارسال مطلب

تبلیغات

 کد مطلب: 38447, P.View: 4070
تير خلاص بر پيكر مطبوعات مستقل چاپ ارسال به رفقا


(17 توصیه)

            محمد اسماعيل حيدر علي ( محمد حيدري)*   
۲۱ دي ۱۳۸۷
آقاي صفار هرندي، وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي، در آيين گشايش جشنواره‌ي مطبوعات و خبرگزاري‌هاي داخلي امسال، از پايين بودن شمارگان فروش نشريه‌هاي كشور ابراز نگراني كرد، بي‌ آن‌كه به ريشه‌هاي اين آفت فرهنگي اشاره‌اي بكند.

گروهي از دوستان و آشنايان بزرگوار كه مي‌دانند و به ياد دارند من ده‌ها مقاله در زمينه‌ي آفت‌هاي روزنامه نگاري ايران نوشته‌ام، و جز اين، در چند نامه‌ي سربسته به وزراي فرهنگ و ارشاد اسلامي گذشته، در مورد روندي كه بر رسانه‌هاي نوشتاري حاكم است، زينهار داده بودم، با اشاره به اين سخنان آقاي صفار هرندي، تكليف كردند سكوت را بشكنم و نظريات و دانسته‌هايم را به آگاهي ايشان، كه اين چنين از روگرداني مردم از مطبوعات نگرانند، برسانم. ولي من، با پوزش‌خواهي از اين بزرگواران، استدلال كردم: از آب‌ در هاون كوبيدن خسته شده‌ام ... وقتي كسي مطبوعات ناوابسته، حرفه‌اي، قانون‌مدار و بي‌طرف را بر نمي‌تابد، چرا بايد كاري را تكرار كنم كه بي‌فايده بودنش دست‌كم براي خودم بارها ثابت شده است.

اما چند رويداد موجب شد اين باور را به فراموشي بسپرم و بار ديگر ( و شايد بار آخر) در مورد آن چه بر مطبوعات گذشته است و مي‌گذرد چند جمله‌اي بنگارم. اين رويداد‌ها بدين قرار است:

1- يكي از هم‌كاران مي‌گفت: دوستي از من يك نسخه از آخرين شماره مجله خواندني را خواست، ولي بدليل اين‌كه موجود نداشتم، به يك دكه روزنامه فروشي رفتم و چون در ميان انبوه نشريات دولتي، نيمه دولتي، شبه دولتي، زرد، ورزشي، آرايشي، پيرايشي، اغذيه‌اي، اشربه‌اي، مستغلاتي، خانواده‌اي، تجارتي، سينمايي، جوان‌ گول‌زن و ... آن را نيافتم، از دكه‌دار پرسيدم مجله خواندني را تمام كرده‌ايد؟ . گفت: ما مجله خواندني نداريم ... اصلا مگر مجله خواندني‌ها پس از انقلاب تعطيل نشد؟ ... جواب دادم: اين خواندني‌ با آن «خواندني‌ها»‌ي تعطيل شده فرق دارد و ضمنا طبق صورتي كه شركت ... از گستره‌ي توزيع اين مجله به تازگي به ما داده، دكه شما هم «خواندني » را دريافت مي‌كند. بي‌زحمت داخل دكه را نگاه كنيد، شايد هنوز يك نسخه مانده باشد. صاحب دكه، شايد به احترام موي سفيد من، جست‌وجويي در داخل دكه كرد و سپس يك بسته‌‌ي باز نشده‌ي خواندني را روي پيش‌خوان گذاشت، بند آن‌را گشود و نسخه‌اي از مجله را به من داد ( آن روز 17روز از زمان توزيع اين شماره‌ي مجله گذشته بود!)

2- ميزان برگشت خوردن نسخه‌هاي فرستاده شده مجله براي مشتركين (حتا آن هايي كه با پست سفارشي فرستاده مي‌شود) از نرخ تورم پيشي‌گرفته و موجب شده صاحب امتياز و مدير مسئول، به طور مفصل با مديرعامل و رييس روابط عمومي شركت پست مكاتبه و مكالمه كند كه البته تاكنون بي‌نتيجه بوده است.

3- هم زمان با مدير «خواندني»، چند مدير مجله ديگر ( ونيز ناشران و كتاب‌فروشان) از گراني سرسام‌آور هزينه‌ي پست براي فرستادن كتاب، روزنامه و مجله ناله و شكوه سر دادند، اما من چندان به چند و چون اين گراني توجه نكردم تا اين كه در ديداري با دوست و هم‌كار پيش‌كسوتم، آقاي احمد بشيري، ايشان سخن از ترديد كانون وكلاي دادگستري مركز براي ادامه‌ي انتشار خبرنامه اين كانون به ميان آورد و با بيان ويژه‌ي طنزآميز خود گفت :
سر جمع هزينه‌هاي كاغذ و چاپ اين خبرنامه 626 هزار تومان است، اما هزينه تمبر براي فرستادن با پست عادي براي اعضاي كانون سه برابر آن هزينه است. اگر بخواهيم با پست سفارشي بفرستيم كه معجزه كبري مي‌شود ... كار ما شده است حكايت آن آدمي كه يك قران مي‌گرفت سگ مي‌كشت، بعد سي‌شاهي (يك و نيم ريال) مي داد و مي‌رفت حمام غسل مي‌كرد! ( براي آگاهي جواناني‌كه ممكن است آقاي احمد بشيري را نشناسند ياد آور مي‌‌شوم ايشان با داشتن پيشينه قضاوت و وكالت و داشتن  پست‌هاي اجرايي گوناگون در دستگاه قضاييه كشور، شش دهه نيز روزنامه‌نگاري كرده‌است و از اساتيد صاحب اين قلم است)

هم‌زمان، از اعتراض دوست ديگري به گراني سرسام‌آور هزينه‌هاي پستي خبردار شدم. اين دوست آقاي اسماعيل شفيعي سروستاني است كه مجله‌ي ارزشي «موعود» را منتشر مي‌كند. اعتراض ايشان در رسانه‌ها منتشر شد، اما با تكذيب «غلاظ و شداد» روابط عمومي پست مواجه گرديد. شيوه‌ نگارش اين تكذيبيه نيز چنان بود كه خواننده در مي‌يافت آقاي شفيعي سروستاني متهم به «دروغ‌گويي» شده است.

4- در فاصله‌ي ابراز نگراني آقاي صفار هرندي از كمي شمارگان فروش نشريات تا گران شدن دوباره‌ي هزينه پست براي مطبوعات، آقاي محمد پرويزي، مديركل محترم مطبوعات و خبرگزاري‌هاي داخلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، دوبار پيرامون موافقت هيات نظارت بر مطبوعات با انتشار ده‌ها نشريه جديد، اطلاع‌رساني كرد. به نام صاحب امتيازها و مديرمسئول‌هاي اين نشريات كه نگاه كردم، ديدم بازهم تعداد زيادي از آن‌ها از سوي سازمان‌ها و موسساتي منتشر خواهد شد كه به نحوي از بودجه عمومي كشور تغذيه مي‌شوند، در حالي‌‌كه به‌موجب قانون زير كه آن‌را از صفحه‌ي 34 مجموعه قوانين و مقررات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نقل مي‌كنم، انتشار چنين نشريه‌هايي ممنوع است :

قانون ممنوعيت وزارت‌خانه‌ها و موسسات و شركت‌هاي دولتي از چاپ و انتشار نشريات غير ضروري

ماده‌ي واحده ـ اختصاص و پرداخت هرگونه وجه از محل اعتبارات جاري و عمراني منظور در قانون بودجه‌ي ساليانه كل كشور و اموال و ثروت‌هاي عمومي از سوي وزارت‌خانه‌ها و موسسات و شركت‌هاي دولتي و موسساتي كه شمول قانون بر آن‌ها مستلزم ذكر نام است و نهادهاي انقلاب اسلامي و استفاده كردن از امكانات دولتي و كاركنان براي جمع‌آوري مطالب، تحرير، تنظيم، چاپ و انتشار هرگونه كتاب، روزنامه، مجله، نشريات مشابه و هرنوع اوراق و پارچه‌هاي تبليغاتي، جزوه، بروشور، تراكت، پوستر ( به استثناي پوستر و بروشورهاي آموزشي) سفارش چاپ هرگونه آگهي تبريك، تسليت و تشكر و اطلاعيه‌هاي غير ضروري كه مستقيما با وظايف آن‌ها ارتباط نداشته باشد در روزنامه و نشريات كشور ممنوع مي‌باشد.
اين ممنوعيت شامل تمامي اعتبارات دستگاه‌هاي مذكور حتا اعتباراتي كه مستثنا از قانون محاسبات عمومي و يا ساير مقررات عمومي دولت هستند نيز مي‌باشد.

تبصره 1 ـ موارد ذيل از شمول ممنوعيت اين قانون مستثنا مي‌باشد.
1- وزارت ارشاد اسلامي.
2- وزارت امورخارجه در كشورهايي كه وزارت ارشاد اسلامي در آن‌ها فاقد نمايندگي فرهنگي است، به تشخيص و تاييد وزير امورخارجه.
3- سازمان تبليغات اسلامي .
4- وزارت فرهنگ و آموزش عالي و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي و موسسات وابسته به آن و مركز نشر دانشگاهي در رابطه‌ي با چاپ كتاب و نشريه جزوه‌هاي علمي، فني و درسي و تحقيقاتي.
5- سازمان پژوهشي و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش ( در رابطه با كتب و نشريات علمي و آموزشي).


وضع ماده ياد شده كه خود مانند « سد اسكندر» سديد و حصين بود، با پشتوانه غليظ و شديد ديگري نيز پشتيباني و تكميل شد.
* قانون استفساريه مربوط به ماده واحده قانون ممنوعيت وزارت‌خانه‌ها، موسسات و شركت‌هاي دولتي از چاپ و انتشار نشريات غير ضرور مصوبه مورخه 65.7.29
موضوع استسفاريه : ـ آيا ماده واحده مذكور شامل شهرداري‌هاي كشور مي‌شود يا خير؟
نظر مجلس :
ماده واحده ـ قانون ممنوعيت وزارت‌خانه‌ها و موسسات و شركت‌هاي دولتي از چاپ و انتشار نشريات غير ضرور مصوب 65.7.29 شامل شهرداري‌هاي كشور مي‌شود.
قانون استسفاريه فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علني روز يكشنبه مورح هيجدهم اردي‌بهشت‌ماه يكهزار و سيصدو هفتاد و سه مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 73.2.28 به تاييد شوراي نگهبان رسيده است.
رييس مجلس شوراي اسلامي ـ علي اكبر ناطق نوري


نامه‌ي سربسته‌ي من به آقاي عطاالله مهاجراني، كه يك سال بعد، آن‌را با افزوده‌هايي زير عنوان «آقاي مهاجراني، اين است نتيجه‌ بي عملي» در شماره 101 مجله گزارش به صورت سرگشاده منتشر كردم گواهي مي‌دهد با روندي كه بر مطبوعات در دوران موسوم به اصلاحات حاكم شد، موافق نبودم: به‌عنوان يك روزنامه‌نگار حرفه‌اي با نيم قرن سابقه‌ي كار، بيش از پيش بر اين باورم كه همان اندازه كه مطبوعات مستقل، مسئول، قانون‌مدار و حرفه‌اي در ايمن سازي يك كشور در برابر آفت‌هاي دروني و بيروني اثرگذارند، به زيان‌بار بودن نشريات دولتي، شبه دولتي، بله قربان‌گو، تجارت پيشه و فرصت طلب باورمندم.

جناب صفار هرندي

اين همه نشريات دولتي و مجلات رنگيني كه از بودجه و امكانات وزارت‌خانه‌ها، سازمان‌ها، موسسات و شركت‌هاي وابسته به دولت تغذيه مي‌شوند و هزينه‌ي انتشار هر شماره‌ي آن‌ها برابر است با هزينه‌ي انتشار يك‌سال نشريه‌ مشابهي كه از سوي روزنامه‌نگاران حرفه‌اي منتشر مي‌شود، چه‌ گلي بر سر شما و جامعه‌ي ايران زده‌اند؟

چرا بايد وزراي ارشاد با نحله فكري گوناگون (كارگزاراني، اصول‌گرا و اصلاح طلب) همگي چشم بر قانوني كه در بالا آورده شد  و ظاهرا از قوانين « آمره» است، ببندند و اجازه دهند نشريات دولتي، نيمه دولتي، حزبي ـ دولتي و نيز مطبوعات مخلوق گروه‌هاي غول‌آساي مالي و صنعتي، عرصه را چنان بر مطبوعات مستقل تنگ كنند كه حتا سخت جان‌ترين روزنامه‌نگاران ناوابسته پرچم تسليم و شكست برافرازند؟

پرسش ديگر اين‌كه وظيفه قوه قضاييه در برابر اين تخلفات مكرر از قوانين آمره كشور كه در واقع امر، از شمار «جرم مستمر» است، چيست و كدام شخص حقيقي يا حقوقي بايد براي اين قانون‌شكني‌هاي آشكارا، « اعلام جرم» و رسيدگي كند؟

اگر اين نوع روزنامه‌نگاري هدايت شده و كنترلي، كارساز بود، ما نبايد با اين‌همه ناهنجاري‌هاي رفتاري، فكري، فرهنگي و ... دست به گريبان باشيم.
به عنوان اصول‌گرايي كه سكان امور فرهنگي و عقيدتي را در دست داريد و براي آن‌كه بتوانيد به يك پاسخ دقيق برسيد، دستور انجام يك پژوهش را كه شامل موارد زير باشد، بدهيد تا دريابيد كساني چون من، درست مي‌گويند و مي‌نويسند يا نه ؟

- اثرگذاري سازنده‌ي نشريات كنوني بر افكار عمومي تا چه ميزان است؟
- چه عده از مخاطبان ايراني درون مرزي آگاهي‌هاي خود را از رسانه‌هاي نوشتاري، ديداري و شنيداري داخلي مي‌گيرند و چه عده چشم و گوش به تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و شبكه‌هاي راديويي خارجي سپرده‌اند و مي‌سپارند؟
- رسانه‌هاي ايراني، به‌ويژه مطبوعات، تا چه اندازه در بي اثر سازي تخريب فرهنگي ديدارگاه‌هاي اينترنتي و تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي موفق بوده‌اند.
- و ... موارد ديگري از اين دست.

و سخن آخر من با اندك شمار از دست‌دركاران مطبوعات مستقلي است كه نگران آن هستند گراني هزينه پست به مثابه‌ي تير خلاص آن‌ها باشد.
من مي‌گويم اگر قرار است در بر همين پاشنه بچرخد، خدا خير بدهد مديران و روساي پست را كه اين تير خلاص را به‌سوي پيكر نيمه جان مطبوعات آزاد كشور شليك كرده‌اند.

البته اين امكان هست كه در فاصله‌ي نوشتن اين مقاله و انتشار آن، با پا در مياني وزارت ارشاد يا يك سازمان ديگر و پرداخت «يارانه پستي» به شركت پست، بهاي فرستادن كتاب و نشريه به ميزان پيشين كاهش يابد. اما اگر اين لطف هم بشود، آيا مصيبت‌هاي روزنامه‌نگاري حرفه‌اي در كشور ما تمام خواهد شد؟

مديران اين نشريات با انحصارهاي غول‌آساي آگهي و تبليغات رسانه‌اي، شبكه‌هاي توزيع و ... چه خواهند كرد؟ با ابهام‌ها و برداشت‌هاي سليقه‌اي از قانون مطبوعات، نارسايي اين قانون و ده‌ها مشكل كمرشكن و مساله‌ي پيچيده‌ي ديگر چه خواهند كرد؟

به باور من، تنها يك معجزه مي‌تواند راه را براي روزنامه‌نگاري حرفه‌اي و قانونمند در ايران هموار كند. از اين‌رو اكنون تنها كاري كه مي‌توانيم بكنيم دعا كردن براي رويدادن همان معجزه است.

*Me_heydarali@yahoo.com. این مطلب در نشریه نشریه خواندني شماره 53 منتشر شده است.

 
اظهار نظر
مشارکت در بحث
99121 | روزنامه نگار   |2009-01-10 08:49:56|IRAN
راه اندازي يك روزنامه در شرايط فعلي حداقل يك ميليارد تومان سرمايه (اوليه و در گردش) نياز دارد. آقاي بذرپاش - مدير عامل محترم سايپا - اين پول را از كجا تامين كرده اند؟ از جيب مباركشان؟
ما از كروبي و الياس حضرتي بدمان مي آيد چون با پول «شهرام جزايري» روزنامه راه انداخته اند. از كارگزاران و مشاركت هم همينطور چون با پولهايي با منشاء نامعلوم روزنامه و حزب زده اند. اما اين نزديكان احمدي ن‍ژاد را چه كنيم كه ادعاي جانماز آب كشيدن و امام زماني بودنشان گوش فلك را كر كرده است؟
... واقعا اين جوان 30 ساله -بذر پاش- هزينه ميلياردي روزنامه اش -وطن امروز- را از كجا تامين كرده است؟
99123 | سكوت   |2009-01-10 09:05:31|IRAN
آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند. البته فرمايشات ايشان به لحاظ عقلايي و منطقي نيز محكم و مستدل ميباشد .ولي با كمال تاسف بايد از زبان آقاي حيدر ي گفت :گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست آنچه البته به جايي نرسد فرياد است.
99137 | مسوول امور مشتركين چند مجله  - امان از پست بيلياقت و بي مسئ   |2009-01-10 10:18:59|IRAN
امان از شركت بي مسئوليت، بي مبالات - بدقول - بدجنس - بدحساب و بسيار بسيار بي تعهد «پست» كه با بي تعهدي و نامردي هايش، از پشت به مطبوعات خنجر زده.... از مطبوعات براي رساندن مجله به دست مشتركين پول مي گيرد (آن هم با نرخ بدون يارانه) ولي مجلات را سر به نيست مي كند و ما مانده ايم و انبوه مشتركين شاكي كه مجله ما چه شد.
خدا خراب كند اين پست بي لياقت و نامرد را
99151 | عبداله ایراندوست   |2009-01-10 11:40:44|IRAN
بسمه تعالی
چند ماه قبل نیز در مشارکت بحث جناب محمد مطهری در سایت تابناک نوشتم یکی از معضلات چندین ساله کشور ,تعیین نسبت متناسب حقوق ودستمزد نه تنها بین کارمندان دولت بلکه بین تمامی اقشار اجتماعی است که وظیفه تنظیم این نسبت وروابط معنی دار بین آنها به عهده حاکمیت اعم از دولت ,مجلس وقوه قضاییه است.سال هاست که هر روز تعادل بین این نسبت ها بواسطه فقدان قوانین بروز ودقیق وعدم نظارت بر مداخل ومخارج اصناف واقشار مختلف شاهد پدید آمدن دره های فقر وقلل ثروت هستیم .از آن بدتر فقدان برنامه ریزی صحیح آموزش کار وحرفه سالم متناسب با استعداد افراد وجذب صحیح آنان ,بر این پدیده ناهنجار افزوده است.امروز هم که شاهدیم دولت محترم با عجله وشتاب دنبال حذف یارانه هاست بدون اینکه راه کار مشخص و همه جانبه های را برای پیامدهای ویرانگر آن تعیین کرده باشد.به جرات می توان گفت با توجه به پیچیدگی ماموریت های مشاغل حساس ومهم کشوری به ویژه قانونگزاری درمجلس ووزارت در دولت افراد خبره این ماموریت ها یا درخور این جایگاه ها تربیت نشده اند یا اینکه درست شناسایی و به کارگیری نشده اند.لهذا می بینیم هر روزه چشم انداز آینده برای تک تک آحاد اجتماع ناامید کننده تر می شود.جدا باید حاکمیت کلان کشور به فکر نجات مردم از کلاف سردرگم اداره امور زندگی شان بیافتد وهرچه سریع تر کمیته نجات کشور ,از نخبگان ودلسوزان جهت طراحی راه برون رفت از معضلات هزار توی فرهنگی ,اقتصادی ,اجتماعی را فراهم آورند که فردا دیر است.باید مسوولان ارشد کشور باورکنند که سال هاست دالان های طراحی شده زندگی فردی وخانوادگی آنان بسیار متفاوت از مردم عادی شده است و اگر از آن فضا خارج نشوند طراحی هایشان همانند انشاء نوشتن بچه پولدار از زندگی یک خانواده فقیراست!
99170 | ناشناس   |2009-01-10 13:14:54|
بیشتر روزنامه های ما که فقط از دولت
پول می گیرن تا از اونا حمایت و تبلیغ کنن خدا می دونه چه مبالغی از بیت المال صرف تبلیغ آقایان دولتی می شه .
99206 | ناشناس  - چقدر پول جمع کردن؟!   |2009-01-10 17:22:01|IRAN
به اون‌هایی فکر کنید که تو دولت‌های قبلی تبلیغ می‌کردن هیچ، پول‌هایی که جمع کردن، هنوز داره کفاف خرج تبلیغاتشون برای الآن و نیز انتخابات آینده رو می‌ده!
کمپین تبلیغاتی برای آمدن فلان کس! پولش از کجا آمده خدا می‌داند.
شاید هم آقایان از ابتدا سرمایه‌دار بوده‌اند. کسی چه می‌داند! (شاید حزب دولت‌ساخته کارگزاران بداند)
99197 | حاج رضا  - فرهنگ دولتي   |2009-01-10 15:56:43|IRAN
جناب حيدري عزيز
ايرادي كه شما بر ورود دولتي هاي غول پيكر و با بودجه هاي دولتي بي حساب و كتاب ميگيريد ، نه تنها در مبحث مورد بحث شما يعني روزنامه است كه در كليه مباحث فرهنگي و و رزشي است:
سينما : آمار فيلم هاي تهيه شده - آنهم فيلم هاي به اصطلاح فرهنگي - توسط دستگاههاي اجرايي فرهنگي كه داعيه دار فرهنگ هستند و دلسوز و مقايسه با تعداد انگشت - آنهم يك دست - تهيه كنندگان خصوصي نشان از واويلاي صنعت سينما ميكند. تاثير اين ورود ناشيانه بر بالا رفتن هزينه تهيه فيلم ، دستمزد بازيگران و عوامل كاملا" مشهود است
ورزش يا فوتبال : تيمداري هاي دولتي ها هم كه اين روزها زبان زد خاص و عام است
سازمان تربيت بدني كه ميبايست متولي تربيت بدني- يعني ورزش عمومي و سلامت عامه مردم باشد - كارش شده است تامين كسري وحشتناك تيمهاي پيروزي و استقلال! و بدين ترتيب با پولهاي مردم مربي اخراج ميكنند پولش را كامل ميدهند ، بازيكن نيمكت نشين ميكنند ، پولش را كامل ميدهند ، مربي جديد و خارجي استخدام ميكنند ، پولش را كامل ميدهند
اين نتيجه ورود دولتي ها به اين عرصه هاست
خداوند عاقبت مان را به خير كند
99204 | یک روزنامه نگار   |2009-01-10 20:54:58|
استاد شما چرا؟ در مملکتی که کالای فرهنگی ارزانتر از یک جفت جوراب پلاستیکی ما یحتاجش گرانتر از یک خودروی ملی و محدودیتش بیشتر از قاچاق مواد مخدر است چه جای گله مندی باقی می ماند؟حکایت مطبوعه چی ها حکایت گدایانی شده که هر چه فحش بیشتر می شنوند برای گدایی راغبتر می شوند. ---!
99210 | محمد  - همه اش پول نیست   |2009-01-10 20:55:43|
البته شما به یک مشکل کوچک اشاره کردید. اگر مطبوعات از کیفیت لازم برخوردار باشند با همه مشکلات هم خوانده خواهند شد. خودسانسوری و قلع و قمع مطبوعات در دوچبهه اداره ارشاد و قوه قضائیه و سانسور شدید دلی برای خواندن نمی گذارد. چی بخوانیم یک مشت مسئله تکراری.
اصلا چرا باید به جرم نوشتن علیه حماس یک روزنامه ایرانی بسته شود. مگر اینها طرفداران "شهید صدام حسین "نبودند؟
چرا مطبوعات مخالف دولت و جناح راست به سرعت جوانمرگ میشوند ولی مطبوعات جناح راست از مصونیت ازلی برخوردارند؟
99275 | محمد   |2009-01-11 10:07:31|IRAN
جانا سخن از زبان ما مي گويي.
1- بنده به عنوان يك بيمه شده تامين اجتماعي از اينكه با پول بيمه من و امثال من روزنامه تمام رنگي منتشر شود ناراضي هستم آيا كسي به اعتراض من اهميتي مي دهد؟ قطعا نه
2- خيلي از ما ها طرفدار فوتبال هستيم ولي چرا نبايد تيمها خصوصي باشند؟ چه كسي گفته بودجه مملكت (بيت المال) صرف تيمهاي استقلال و پيوروزي شود؟ مگر شركتهاي صنعتي مثل فولاد و ذوب آهن و سايپا و .... از جيب شخصي شان هزينه تيمهاي فوتبال را ميدهند؟ چرا نبايد بودجه ورزشي اين شركتها در جاي مناسبي هزينه شود؟ اين تيمهاي فوتبال خودشان درآمد كسب كنند و خودشان هزينه كنند.
**نقل است كه در زمان حاكميت كريم خان زند براي او يك باز شكاري هديه آوردند و تعريف نمودند كه اين باز دست آموز است و كبوتر و چه و چه شكار مي كند. كريم خان پرسيد غذايش چيست؟ گفتند روزي يك مرغ يا كبوتر. خان هم جواب داد ولش كنيد برود خودش شكار كند و خودش بخورد**
اين است حكايت تيمهاي فوتبال. آقا جان بدهيد بخش خصوصي ؛ خودشان درآمد كسب كنند و خودشان هزينه كنند. اين ميلياردها تومان پول بي زبان را هم ببرند در آن شهرستانهاي دورافتاده سالن ورزشي بسازند.
99276 | محمد   |2009-01-11 10:07:34|IRAN
برخي از نظرات شما را درست و برخي ديگر را بهانه اي بيش نمي دانم.
مشكل اصلي مطبوعات ما به خودشان مربوط مي شود كه محتواي آنها نشان دهنده تقلب از روي دست يكديگر است. كيفيت آنها بسيار نازل و تعداد آنها و كميت هر كدامشان هم بيش از حد نياز است.
اگر نشريه اي كيفيت داشته باشد و براي جمع آوري اطلاعات زحمت بكشد و مطالب نو و اختصاصي به مخاطبانش عرضه كند ، هر كس حاضر است براي آن هزينه لازم را بپردازد و احساس نمي كند كه هزينه اضافي كرده است اما اگر نشريه اي بي محتوا يا كم محتوا باشد ، پرداخت هزينه هرچند ناچيز براي آن سخت است و مخاطب احساس مي كند هم وقتش را بيهوده صرف كرده و هم هزينه بي دليل كرده است.
مطبوعات به جاي فرافكني بايد به خودشان توجه كنند كه با اين روند به كجا دارند مي روند و در منظومه رسانه اي كشور چه جايگاهي دارند؟
99339 | فرهنگ   |2009-01-11 18:21:06|IRAN
سالیان درازی است که اقای اسماعیل شفیعی سروستانی مدیر مجله بسیار ارزشی موعود ( عمدتا در باره امام زمان می نویسند ) را می شناسم. ان مجموعه از سلامت ترین ادمهای این جامعه هستند و نفع مادی در حفظ این نشریه ندارند . نمی خواهم تبلیغی برای انها بشود بلکه میخواستم عرض کنم هر کس تهمت هایی از ان دست که در بالا ذکر شده رابه انها یزند خیلی کم لطفی کرده است . طبیعتا در جامعه ای که قیمت فروش با شاخص های مختلف قیمت تمام شده در یک مجموعه هماهنگ و متناسب نباشد نتیجه و حاصل کار میشودد ضرر. این قضیه د ر کشور ما بسیار رایج و عام است . زیرا ما اطلس هماهنگی در کنترل شاخص های تولید ( حال ماهیت این تولید یک نشریه باشد و یا چیز دیگر ) نداریم .
من تخصصی در تولید نشریه و کار مطبوعاتی ندارم ولی با توجه به تجارب مشابه مطالب اقای حیدری برایم کاملا قابل هضم و درک است .
99361 | حسین   |2009-01-11 23:50:56|JORDAN
من چند روز قبل اتومبیل خود را بردم برای صافکاری اقای صافکار برای 45دقیقه کار 50هزار تومان از من گرفت.معنی این کار چیست .ایا فروپاشی انصاف است یابی ضابطه گی .این بلا گریبانگیر کشور شده که همه چیز قاطی شده .راننده تاکسی در امد استاد را می خواهد استاد در امد کارخانه دار را می خواهد و.....کمیته ای باید حدود را تعیین کند و بازنگری در در امد هاو....
99377 | hossein  - cartoonist   |2009-01-12 01:26:43|CANADA
به خاطر اینکه روزی نامه دارند نه روزنامه که از اول تا آخر ان منفی گری است و غم و ناراحتی مردم شادی می خوهند
99396 | بچه مشد  - سانسور در قرن 21   |2009-01-12 10:18:34|IRAN
ضمن سلام وعرض ارادت به تمامي كساني كه دلشان براي ارتقاي فرهنگ ايراني واسلامي مان مي تپد.بنده در زمان انقلاب 10سال داشتم.پس بياد مي آورم كه پدر مرحومم با يك راديوي كوچك براي شنيدن اخباربقول خودش بدون سانسور هر شب BBCگوش مي كرد.الان هم بنده با پيشرفت تكنولوژي وبه لطف مسئولان گرامي با (صداي آمريكا)PNNازاخبار روز خبردار مي شوم.همين روزنامه هاي دولتي وجهت دار در همان زمان هم به همين گونه ---
99444 | احمد علی ساعت نیا  - اقدامات غیر قانونی پست یک ش   |2009-01-12 13:14:14|IRAN
با تایید مفاد نوشتار استادم جناب محمد حیدری, و ضمن دعوت به مطالعه مطلبی که در 5 بهمن ماه بر روی دیدارگاه خبری فارسی ماهنامه صنایع پلاستیک به آدرس
http://www.pim-iran.blogfa.com
قرار خواهد گرفت, و به عنوان کسی که 25 سال از عمر و دارای ناچیز خود را قربانی انتشار یک ماهنامه تخصصی کرده است, بایستی عرض کنم که مجموع این اقدامات فاقد وجاهت قانونی اداره ی پست, شمشیر دولبه ای است که اگر یک لبه ی آن اینک در بن رگ های مطبوعات مستقل تخصصی قرار دارد و دیری نخواهد پایید که این خون سالم نیز در پای بی سیاستی های مسوولان کشور قربانی شده و به زمین بی رونق فرهنگ کشور ریخته شود, اما لبه ی دیگر آن بر روی رگ های پیکره ی دیوانسالاری پهن پیکر دولتی قرار دارد که هم اینک از رشد فاجعه آمیز انواع رذایل اجتماعی و از جمله ارتشاء و اختلاس در رنج است.
زمانی که در انگلستان درس می خواندم, بسیار دلمشغول این موضوع بودم که چرا کسی در آن کشور جرات رشوه دادن و رشوه گرفتن را ندارد و اصولا چه مکانیسمی در کار است که می تواند مانع از وجود و رشد این پدیده ی شوم شود. پس از مدت ها و به کمک اساتید بومی خود دریافتم که شاه کلید عدم وجود رشوه خواری در آن جزیره, سیستمی است با عنوان "پست سلطنتی" که مورد اعتماد همگان است و بر همین اساس 90 درصد ارتباطات میان ارباب رجوع و ادارات دولتی را همین سیستم تامین می کند, بی آنکه ارباب رجوع و مامور دولت چشم در چشم شوند.
پست یک چنین اهمیتی در تنظیم روابط اجتماعی دارد و با این حال پست مملکت ما از حداقل اعتبار در میان مردم برخوردار است. و عجبا که یک سیستمی با یک چنین میزان از اثرگذاری منفی, به صورتی کاملا غیر منصفانه و مداوم بر نرخ خدمات همواره ناقص خود می افزاید و کسی هم نیست که عاقبت آن را مورد مطالعه قرار دهد.
امید که اقدام اخیر اداره پست در افزایش چند صد درصدی هزینه ارسال کتب و مطبوعات از نوعی ماموریت پشت پرده برای زدن تیر خلاص به پیکر نیمه جان مطبوعات مستقل که هیچ دولتی طی 30 سال اخیر آنها را بر نتابیده است, مایه نگرفته باشد.
99552 | ناشناس   |2009-01-13 08:59:10|IRAN
از کوزه همان تراود که در اوست.
مگر فقط تعریف و تمجید را نمی طلبند. غیر از این چیز دیگری توقع دارید؟
مشارکت در بحث
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به نظر دیگر بینندگان می رسد.
- نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.
- از برجسته و رنگی کردن بدون دلیل کلمات و کاربرد بیش از یک علامت تعجب یا سوال بپرهیزید.

کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."