Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to الف
 

 

صفحه اصلی     معرفی     WAP      پیوندهای الف    آرشیو     ارسال مطلب

تبلیغات

 کد مطلب: 38557, P.View: 1306
سرمقاله آفتاب یزد؛ مرخصي استعلاجي؛ چه كسي بايد برود چاپ ارسال به رفقا


(0 توصیه)

۲۲ دي ۱۳۸۷
چه احساسي به شما دست مي‌دهد اگر فكر كنيد بودنتان عده‌اي اندك را رنج مي‌دهد و نبودنتان، اكثريتي را؟ اين احساسي است كه دست‌اندركاران مطبوعات منتقد دولت، در سال‌هاي اخير بارها به آن فكر كرده‌اند. اما تاكنون نمي‌دانستيم كه بودن و نبودن، به صورت همزمان مي‌تواند موجب نگراني و دغدغه عده‌اي شود! اين وضعيتي است كه هم‌اكنون مطبوعات اصلاح‌طلب با آن مواجهند. بعضي دست‌اندركاران دولت نهم، بدون هيچ گونه رودربايستي و در برابر چشم صدها هزار تن از مخاطبان مطبوعات، امكانات عمومي را در اختيار رسانه‌هاي طرفدار دولت مي‌گذارند و گاه براي خالي نبودن عريضه، سرريز عنايات ويژه به بعضي مطبوعات، نصيب منتقدان مي‌شود. كافي است به دكه روزنامه فروشي‌ها مراجعه كنيد و برخي جرايد را بيابيد كه از شدت وقار، از صبح تا شب روي دكه - و حتي گاه در گوشه‌اي مخفي از دكه‌ها - مي‌مانند اما صفحات آنها مملو از آگهي‌هاي دولتي است. در مقابل، روزنامه‌هايي وجود دارند كه زمان توقف آخرين نسخه آنها بر دكه مطبوعات، چند ساعت بيشتر نيست اما نصيبي از خوان گسترده آگهي‌هاي دولتي ندارند. البته منصفانه بايد گفت كه هر چقدر در تخصيص امكانات دولتي به روزنامه‌هاي منتقد دولت، »ناخن خشكي« به خرج مي‌دهند حملات تريبوني به اين رسانه‌ها، با دست و دلبازي‌ صور ت مي‌گيرد و لذا سهم رسانه‌ها از مهرورزي‌هاي دولتي، به صورت عادلانه توزيع مي‌شود! اينها همه نشانه آن است كه »بودن« بعضي روزنامه‌ها موجب نگراني گروهي از قدرتمندان است.

اما در آن روي سكه، چند روز قبل يك مقام مطبوعاتي دولت نهم، مقاله‌اي نوشته است كه نشان مي‌دهد براي نبودن مطبوعات - از جمله مطبوعات منتقد - هم نگراني‌هايي وجود دارد. اين مقام كه مورد عنايت رئيس جمهور قرار دارد با طرح ادعاي »تعطيلچهار روزه مطبوعات« به مناسبت ايام عاشوراي حسيني، دست به قلم برده و مطبوعات را نيازمند مرخصي استعلاجي دانسته است. البته خوشحاليم كه اين بار برخلاف روال سال‌هاي اخير، نبودن مطبوعات موجب دغدغه شده است. اما به نظر مي‌رسد جاي سه پرسش و پاسخ به آنها، در اظهار نظر اين مقام عاليرتبه دولتي خالي است. نخستين سوال مرتبط با تعطيلي فعاليت مدارس در روز پنجشنبه است. اي كاش اين مقام دولتي توضيح مي‌داد دستور تعطيلي مدارس- كه موجب ايجاد عقب‌ماندگي تحصيلي در دانش آموزان سراسر كشور مي‌شود- ناشي از نياز كدام فرد يا دستگاه دولتي به مرخصي استعلاجي بوده است؟ پرسش دوم آن است كه »اگر مطبوعات دچار بيماري شده‌اند، ويروس اين بيماري از عالم غيب به آنها تزريق شده يا آنكه دردمندي مطبوعات، ناشي از ضرباتي است كه به انحاء مختلف بر سر و صورت آنها وارد مي‌شود؟« سوال سوم اين است كه »آيا افراد و نهادهايي وجود ندارند كه بيش از مطبوعات، نيازمند مرخصي استعلاجي باشند؟«

آيا اين مقام عاليرتبه دولتي نمي‌داند كه بيش از 5/1 سال است كه توزيع مطبوعات با بحران بزرگي به نام عدم تخصيص سهميه‌بنزين مواجه شده و شركت‌هاي توزيع - كه هيچ وابستگي اداري به روزنامه‌ها ندارند- بار مطبوعات را به كوچك‌ترين بهانه، بر زمين مي‌گذارند؟ آيا دولت، از سيستم انتقال مطبوعات توسط ناوگان هوايي كشور اطلاع ندارد؟ مقام دولتي كه مانند بعضي همكاران، تمام مطبوعات را محتاج نصيحت مي‌داند و براي آنها طلب مرخصي استعلاجي مي‌كند آيا نمي‌داند كه در دولت نهم، قيمت عرضه كاغذ ايراني به مطبوعات، بيش از 5 برابر شده است؟ آيا او نمي‌داند كه يارانه تخصيصي به مطبوعات با تاخيرهاي چند ماهه توزيع مي‌گردد؟ اگر نمي‌داند سري به وزارت ارشاد بزند تا به او بگويند اولاً دولت در تنظيم بودجه سال 87، رشد تورم و افزايش تعداد جرايد را در نظر نگرفته ولذا عليرغم افزايش همه هزينه‌ها، يارانه تخصيصي به مطبوعات نسبت به سال‌هاي قبل كاهش يافته است. ثانياً هم‌اكنون كه روزهاي پاياني دي ماه را پشت سر مي‌گذاريم هنوز يارانه سه ماه‌سوم سال، ‌توزيع نشده است؛ در حالي كه اين مبلغ بايستي از اول مهر ماه براي انجام هزينه‌هاي ضروري اين سه ماهه در اختيار مطبوعات قرار مي‌گرفت. آيا به نظر مقام عالي‌رتبه دولتي، كساني كه در برنامه‌ريزي براي اين كار ساده و مقدماتي دچار ضعف هستند، بيش از مطبوعات به مرخصي استعلاجي نيازندارند؟ افرادي كه علاقه مفرط به تعريف و تمجيد دارند و در برابر انتقادات، بي‌تابي‌هاي عجيب نشان مي‌دهند بيشتر نيازمند مرخصي استعلاجي هستند يا مطبوعاتي كه مرتباً زيرفشار حملات غيرمنصفانه مديران قرار دارند؟ آياكساني كه تعطيلي يك روزه مطبوعات - روز پنجشنبه - را نشانه بيماري مي‌دانند به ياد مي‌آورند كه دو سال قبل، دولت به طور ناگهاني تصميم به تعطيلي چند روزه تمامي مراكز اداري، اقتصادي و سياسي كشور گرفت و در برابر انتقادات هم، منتقدان را به حسادت نسبت به آرامش و تفريح مردم در طول اين تعطيلات متهم كرد؟ راستي بين اين دو گروه، كدام يك بيشتر نيازمند مرخصي استعلاجي هستند؟ در دو سال اخير، تعدادي از مسئولان دولتي، مطبوعات را به بدترين نوع بيماري يعني »دروغ‌گويي« متهم كرده‌اندو حتي بعضي از حاميان دولت، علاقه خود را به اعزام مطبوعات براي »مرخصي استعلاجي دائمي« بيان كرده‌اند. اكنون مي‌توان سوال كرد كه افشا كنندگان ضعف‌ها، نياز بيشتري به مرخصي استعلاجي دارند يا كساني كه گراني، تورم، ضعف‌هاي مديريتي و برخي بي تدبيري‌ها در ديپلماسي خارجي را تكذيب مي‌كردند و مطبوعات را به خاطر افشاي اين حقايق، دچار بيماري دروغ‌گويي مي‌دانستند؟ در سال‌هاي اخير برخي از انتقادات نسبت به عملكرد‌هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي دولت به دغدغه‌غيرجناحي و اجماعي مطبوعات تبديل شد. در اين شرايط، آيا مطبوعات نياز بيشتري به مرخصي استعلاجي دارند يا كساني كه همه منتقدان خود را »بلندگوي آمريكا« و »دست‌‌هاي قطع شده از رانت‌خواري« مي‌نامند؟

يكي از علائمي كه افراد نيازمند به مرخصي استعلاجي از خود بروز مي‌دهند عدم ثبات در گفتار و رفتار است. اين علامت، هم‌اكنون بيشتر در مطبوعات قابل مشاهده است يا در كساني كه روزي خواستار اجراي عدالت در مورد يك وزير مي‌شوند و روز ديگر، به صورت تلويحي»اجرا كنندگان عدالت در مورد همان وزير« را به تعقيب قضايي تهديد مي‌نمايند؟

البته اين سخنان به معناي دفاع مطلق از عملكرد مطبوعات نيست. قطعاً برخي از مطبوعات نيز دچار نقاهت‌هايي هستند كه بخشي از آن، با تصحيح رفتار كارگزاران حكومتي نسبت به جرايد قابل رفع است و بخش ديگر آن به تلاش دروني خانواده مطبوعات بستگي دارد. اما هر چه باشد مطبوعات آنقدر محبوب هستند كه حتي يك روز مرخصي استحقاقييا استعلاجي آنها نيز موجب نگراني مي‌شود؛ در حالي كه بعضي از سياستمداران، مي توانند با افزايش دوره مرخصي استعلاجي خود، بر آرامش مردم بيفزايند!