پایگاه خبری الف - پربيننده ترين عناوين فرهنگی :: نسخه کامل http://alef.ir/art Sun, 22 Jan 2017 00:01:06 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://alef.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری الف http://alef.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Sun, 22 Jan 2017 00:01:06 GMT فرهنگی 60 سنگ تمام شهرداد روحانی برای حادثه دیدگان ایران و ایتالیا http://alef.ir/vdcevp8efjh8xoi.b9bj.html?436987 اجرای مشترک ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر فستیوال پوچینی ایتالیا در حالی برگزار شد که شهرداد روحانی اعلام کرد این کنسرت به حادثه دیدگان آتش سوزی پلاسکو تهران و زلزله ایتالیا تقدیم می شود. به گزارش ایسنا، این دومین اجرای ارکستر سمفونیک تهران در قالب سی و دومین جشنواره موسیقی فجر بود که شامگاه ٣٠ دی ماه در تالار وحدت به روی صحنه رفت. شهرداد روحانی -رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران- هنگامی که برای آغاز بخش اول این اجرا به رهبری خودش به روی سن آمد، در سخنانی به فارسی و سپس انگلیسی گفت: ما و ارکستر فستیوال پوچینی ایتالیا میل داریم اجرای امشب خود را به عزیزان حادثه دیده در آتش سوزی پلاسکو تهران و زلزله ایتالیا تقدیم کنیم. در ادامه سرود ملی ایران و سرود ملی ایتالیا توسط نوازندگان، نواخته شد که همه حاضران در سالن به احترام آن ها به پا خاستند. برنامه بخش اول این اجرا با نواختن قطعه "اوورتور ویلیام تل" اثر روسینی آغاز شد و با اجرای "باغ ایرانی" به آهنگسازی شهرداد روحانی ادامه پیدا کرد. روحانی همانطور که بارها تمایل خودش را برای استفاده از سولیست ایرانی در اجراهای ارکستر سمفونیک ابراز کرده، این بار نیز از نسیم سعد به عنوان نوازنده سولوی ویولنسل برای قطعه "باغ ایرانی" دعوت کرده بود. سعد ساکن ایتالیا است. پس از اتمام این قطعه روحانی با اشاره به این اجرا اظهار کرد: این تبادل فرهنگی میان موزیسین های ایتالیایی و ارکستر سمفونیک تهران نشان می دهد، ما تا چه اندازه دارای وجه مشترک هستیم. او ادامه داد: تمامی انسان ها وجه مشترک دارند. چقدر دنیا قشنگ تر می شد اگر به جای تفاوت ها روی اشتراک هایمان تمرکز می کردیم. همه ما مانند یکدیگر هستیم و تفاوتی ندارد از کجا آمدیم. رهبر ارکستر سمفونیک تهران همچنین گفت: حضور دو ارکستر مایستر در کنسرت، کار نامعمولی است اما باید بگویم ما امشب سه ارکستر مایستر داریم. روحانی با بیان اینکه سورپرایزی را برای این اجرا در نظر گرفته است، آلبرتو ورونسی به روی صحنه دعوت کرد تا یکی از آثار جاکومو پوچینی -آهنگساز و اپرانویس ایتالیایی- را رهبری کند. با نواختن این قطعه بخش اول برنامه پایان پیدا کرد. پس از استراحتی کوتاه، اجرا با رهبری پائولو اولمی -رهبر ارکستر فستیوال پوچینی- از سر گرفته شد. سمفونی شماره پنج بتهوون برای بخش دوم این کنسرت در نظر گرفته شده بود. پس از پایان این سمفونی با وجود تشویق های پی در پی مخاطبان که تا بالکن طبقه سوم تالار وحدت را پر کرده بودند، اما قطعه بیز نواخته نشد. از مهمان این کنسرت می توان به علی مرادخانی -معاون امور هنری وزارت ارشاد-، علی اکبر صفی پور -مدیرعامل بنیاد رودکی-، سفیر ایتالیا و واتیکان در ایران اشاره کرد. با وجود درخواست روحانی برای اینکه مخاطبان پس از پایان هر قطعه، نوازندگان را تشویق کنند، اما چند بار صدای دست زدن میان موومان های سمفونی بتهوون به گوش می رسید. این کار موجب شده بود برخی مخاطبان با تکرار واژه "هیس" تلاش کنند این کار را متوقف کنند.  پیش از این شهرداد روحانی درباره این کنسرت گفته بود: ارکستر طوری چیده خواهد شد که یک نوازنده ایتالیایی و یک نوازنده ایرانی در کنار یکدیگر قرار بگیرند. رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران همچنین بیان کرده بود: نوازندگان ارکستر ایتالیایی خیلی خوب درباره نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران صحبت می‌ کنند و گفته بودند که انتظار نداشتیم چنین کیفیتی را از ارکستر سمفونیک تهران ببینیم. رهبر ارکستر فستیوال پوچینی ایتالیا نیز اظهار کرده بود: در مدت کوتاهی که در ایران بودم احساس کردم موسیقی ایرانی نیز روی موسیقی اروپایی تاثیر گذاشته است. نوع موسیقی که در رستوارن‌های ایران می‌ شنیدم شبیه نوعی از موسیقی پاپ ایتالیا بود. این شباهت‌ها احساس می‌ شود و  نشان می دهد که فرهنگ‌ های مختلف می‌توانند از یکدگیر تاثیر بگیرند. پائولو اولمی بیان کرده بود: من تجربه خوبی با موزیسینهای ایرانی  ارکستر سمفونیک تهران داشتم آنها جوان هستند، انرژی دارند و حرفه‌ ای کار می کنند. ما به دنبال این هستم که ارکستر سمفونیک تهران را به ایتالیا دعوت و آن را به مردم این کشور معرفی کنیم. او با بیان اینکه مطبوعات ایتالیایی درباره این کنسرت مطالب زیادی نوشتند، گفته بود: آنها گفتند با برگزار این کنسرت یک اتفاق تاریخی رخ می‌ دهد. حضور ایتالیایی‌ ها در ایران پیش از این نیز اتفاق افتادده بود اما ارکستری که به اینجا آمده بود ارکستر دانشجویان بود. اما این اولین بار است که دو ارکستر حرفه‌ ای برنامه‌ ای را به صورت مشترک اجرا می‌ کنند به همین دلیل مطبوعات ایتالیا خیلی به این موضوع توجه کردند. به گزارش ایسنا، حادثه حریق، سپس فرو ریختن ساختمان پلاسکو در ٣٠ دی ماه و به دنبال آن زیر آوار ماندن جمعی از هموطنانمان زیر آوار، کام همه را تلخ کرد. به دنبال همین موضوع ستاد برگزاری سی و دومین جشنواره موسیقی فجر اعلام کرد که تمامی اجراهایی که در ٣٠ دی ماه برگزار می شوند به حادثه دیدگان این اتفاق ناگوار تقدیم می شوند. ]]> فرهنگی Fri, 20 Jan 2017 05:17:35 GMT http://alef.ir/vdcevp8efjh8xoi.b9bj.html?436987 بازیگر معمای شاه سکته کرد http://alef.ir/vdcizya5rt1ap52.cbct.html?437412 کاظم افرندنیا، بازیگر «معمای شاه» به دلیل سکته‌ی مغزی در آی‌سی‌یو بستری شد و قرار است تحت عمل جراحی قرار بگیرد. به گزارش ایسنا، کاظم افرندنیا بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون که سابقه ۵ دهه حضور در سینما و تلویزیون را دارد شب گذشته به دلیل آنچه پزشکان "مشکوک به خونریزی مغزی" اعلام کرده بودند راهی بیمارستان شد. پسر کاظم افرندنیا درباره آخرین وضعیت بیماری پدرش گفت: وضعیت فعلی پدر چندان مناسب نیست و از سطح هوشیاری پایینی برخوردار است. وی ادامه داد: پدرم در حال حاضر در آی سی یو بستری هستند و قرار است بعد از خارج شدن لخته خون، فردا یا پس فردا تحت عمل جراحی قرار گیرد. او گفت: از همه مردم می‌خواهم برای سلامتی پدرم دعا کنند. کاظم افرندنیا در سریال تاریخی «معمای شاه» نقش تیمسار طوفانیان را ایفا کرده است. او بازیگر بسیاری از فیلم‌های تلویزیونی است که آخرین آنها با عنوان جدایی سال ۹۴ ساخته شد. افرندنیا در سریال‌های خون بها، مسافر زمان و ستایش ۲ هم بازی داشته است.   ]]> فرهنگی Sat, 21 Jan 2017 12:10:49 GMT http://alef.ir/vdcizya5rt1ap52.cbct.html?437412 یکی زیر آوار، صدایمان می زند! http://alef.ir/vdchwqnkk23nxxd.tft2.html?437394 " ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!" آیا صدای ناله هایش را نمی شنوید؟! این صدای یک آتش نشان شجاع و مهربان سرزمین خوب من است که اکنون دارد جان می سپارد؛ کسی که در زیر کوهی بزرگ از آهن و بتُن و مصالح سنگین و ستون های فلزی يكي از قدیمی ترین ساختمان هاي تجاری شهرم، هر لحظه به مرگ نزدیک و نزدیک تر می شود و با زندگی وداع می گوید... اینک در دلِ پرآشوب من، چه غوغايي برپا است... با چشمانی اشکبار و بُغضی سنگین در گلو، بی اختیار و به آرامي چند بار صفحه كليد رايانه را می فشارم و جمله ای در مقابل دیدگانم شکل می گیرد: " ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!..." **** امروز با آتش سوزی یکی از ساختمان های شهرم، آژيرماشین های آتش نشانی و امداد به شکل گسترده و عجیبی به صدا درآمد و ساعاتی بعد با فرو ریختن ناباورانه این ساختمان بلند، مردمان شهرم برخود لرزیدند و اشک ماتم همه وجودشان را دربرگرفت. صدای ممتد آژیر، نشان از عمق فاجعه می داد: " خدایا این آتش چرا خاموش نمی شود و هر لحظه بیشتر و بیشتر زبانه می کشد؟! مگر می خواهد یک شهر و یک آسمان با همه ستارگانش را به آتش بکشد و آدم های روزگارم را بسوزاند و آنان را غمگین و ماتم زده کند؟" دود به شکل گسترده و وحشتناکی همه آسمان را سیاه و سوگوار کرده بود و دیگر کسی به هوای آلوده و مرگبار بزرگ ترین شهر سرزمینم نمی اندیشید. گروه های نجات، دلاورانه و دلسوزانه و با همه توان، با شجاعت به دل آتش زدند تا جان و مال و سرمایه هموطنان شان را نجات دهند که به یکباره صدایی مهیب و دهشتناک به گوش رسید و همه نگاه های وحشت زده جمعیت را به سوی خود فرا خواند؛ ساختمان پلاسکو با همه خاطراتش منفجر شد و از پایه فرو ریخت و جمعی از مردم و کسبه و گروه های نجات و امداد و آتش نشان حاضر در ساختمان را به پایین ترین نقطه زمین کشاند و كوهي از آهن و سنگ و سیمان و بتُن و مصالح سنگین را بر سرشان فرود آورد: " آه، خداوندا! چه می بینم؟! انگار كوهي از آوار سنگين و مرگ آور، بر سر من فرود می آید و..." **** شعر گُهربار مردي از دوران کهن، مرا نشانه مي رود و همه وجودم را در بر می گیرد که:"بنی آدم اعضای..." ساختمانی آوار مي شود و بنی آدم، آتش مي گيرد. تاکنون این قدر دلتنگ و غمگین نبوده و هرگز اینگونه در خود مچاله نشده ام. نمی دانم چرا اینک چنین بی قرار و سوگوارم؟!... امشب هیچ چیزی مرا شاد نمی کند. امشب هیچ کس را نمی بینم و به هیچ چیز فکر نمی کنم و تنها ساختمانی سر به فلک کشیده در مقابل دیدگانم به نمایش در می آید که دیگر استوار و پابرجا نیست و اینک نیست و نابود شده است. پس از این دیگر چگونه به زندگی و به چهره شیرینِ کودكِ شیرین زبانم لبخند بزنم؟ در این زمان، بار سنگینی شانه هاي نحيفم را آزار مي دهد و نفسم را به شمارش در می آورد؛ از خود گلایه دارم که اینک که جمعی از هموطنانم در زیر آوار گرفتار شده و از درد، ناله می کنند، چرا چنین خنثی و ناتوان شده و کاری از دستم برنمی آید؟... دیگر حال و روز خود را نمی فهمم و دلم بیش از این طاقت ندارد؛ باید کاری بکنم و چیزی بگویم و حرفی بزنم تا شاید آرام آرام به آرامش برسم. الهی! از چه واژگانی سود بجویم تا از این درد و مصیبت رها شوم و دل بیقرارم التیام یابد؟... باز هم ناخودآگاه به سمت رایانه گوشه اتاقم می روم، اما نمي دانم از کجا آغاز کنم و چگونه سخن بگویم و از چه بنویسم؟ از جگرهای سوخته و آتش گرفته پدران و مادران آتش نشانان دلاوري كه... اما نه، نمی توانم؛ مغزم کار نمی کند و از نوشتن، عاجزم؛ در این لحظات تلخ، ذهنم مرا یاری نمی کند و همه حافظه و دانسته ها و احساساتم متوقف شده و در ایست کامل به سر می برند. همواره راحت می نوشتم، اما اکنون نمی توانم و فقط اشک می ریزم و آب دهان خود را فرو می دهم تا به ریه هایم هوایی برسد و راه نفسم باز شود. چگونه از بدن هاي له شده و استخوان هاي خردشده و یا از اجساد دو نیم شده و تکه پاره آتش نشانان برومند و مهربان شهرم بنویسم؟! چگونه از ناله و فریاد عزیزانی بگویم که در زیر خروارها خاک و آهن و مصالح مدفون شده اند و اکنون دسترسی به آنان سخت و ناممکن شده است؟ انگشتانم بر صفحه كليد رايانه ام به لرزه در می آیند زمانی که از خانواده های جانباختگان و شهيداني می نویسم که پس از شنیدن خبر ناگوار حادثه آتش سوزی و ویرانی ساختمان، نالان و گریان و فریاد زنان و شیون کنان، سراسیمه خود را به محل حادثه رساندند؛ مادری از دور، پسر جوانش را صدا می زد، پدری با کمری تاشده و گام های لرزان، خود را به کوهی از سنگ و قطعات سنگین فلزی رساند و خم شد تا در زیرآوار، پاره ای از وجود عزیز و دلبندش را بیابد و آن را ببوید... زنی همسرش را جستجو می کرد تا شايد باز هم شاد و اميدوارانه، به نزد او و فرزندان غمگين و چشم انتظارش برگردد و... آهای مردم! اینجا را ببیند؛ اینجا در زیرآوار، دست یک انسان پیداست؛ این دستِ یک آتش نشان است که دیگر جانی در بدن ندارد! خاک و سنگ و آهن را کنار بزنید! خدایا چه جوان رعنایی در اینجا چشم های خود را بسته و برای همیشه به خواب عميقي فرو رفته است. او در زیر خاک چه می کند؟ او تا دیروز، شریف و با شتاب، خود را به محل حادثه می رساند و دیگران را از زیرخاک بیرون می کشید و به آنان جانی تازه می بخشيد، اما اکنون خود... آه، مادرجان! جلو بیا و ببین آيا این جوان رشید، همان طفل معصوم و دلبند سال های نچندان دور تو نيست که در گهواره برایش لالایی می خواندی و به رویش لبخند می زدی؟... پدر جان! کمر راست کن و از جا برخیز و بیا برای آخرین بار صورت کودک دیروز و جوان برومند و ایثارگر و فداکار امروزت را ببوس و از پیشانی خون آلودش خاطره ای به یادگار بستان؛ این همان پسر با وفای توست که امروز صبح و قبل از رفتن به محل کار، بر دست های چروكيده و چهره شكسته تو بوسه زد و با ذکر و یاد خدا و برای کسب رزق و روزی حلال و به نیت نجات جان انسان های گرفتار شهرش، از خانه بیرون زد و... آه خواهرم! به چهره مهربان دوست و همبازی کودکی ها و لبخند همیشگی برادرت بنگر که چگونه برای نجات جان هموطنانش جان داد و... برادر جان! برای یافتن برادرت دیگر لازم نیست آوار را کنار بزنی؛ او اینجاست؛ بیا و او را در آغوش بگیر و خاطرات شیرین کودکی هایتان و لج بازی ها، دعواها، قهرها و آشتی های زیبا و فراموش شده تان را دوباره به یاد بیاور و با تمام وجود و به وسعت همه عمرت اشک بریز و... **** امروز هیچ کدام از اعضای خانواده من در نزديكي ساختمان پلاسکو و محل آتش سوزی حضور نداشتند و همگی با تاریکی هوا، به خانه بازگشتند. اينك همه آن ها مشکلی ندارند و در سلامتی کامل به سر می برند، اما گویی در این هوای سرد زمستانی، پاره ای از تن من و جگرگوشه ام در اين ساختمان و در زیر آوار، محبوس شده و با چهره اي خونين ناله سر داده است؛ احساس می کنم که اکنون در دل تاریکی شب، همه اهالی شهر، صدای ناله سوزناک او را می شنوند و تمام وجودشان مالامال از درد و رنج می شود؛ انگار اکنون جگر گوشه همه ما، در زیر خروارها سنگ و سیمان و آهن، گرفتار شده و از سوز سرما بر خود مي لرزد. گروه های نجات و آتش نشانان شهرم برای خاموش کردن آتش و نجات دیگران، شرافتمندانه شتافتند و خود را به دل آتش زدند، اما به یکباره در زیر آواري دلخراش مدفون شدند و... انا لله و انا الیه راجعون... **** اینک اگر بهترین و بزرگترین هدیه و شادی روزگار نصیب من شود، خوشحال نمی شوم و از آن لذت نمی برم. امشب هیچ چیزی نمی خواهم و هیچ شادی ای به من آرامش نمی دهد و آتش و آشوب دلم را خاموش نمی کند؛ من فقط صدای ناله های آتش نشانان شهرم و افرادی را می شنوم که همواره فرشته نجات بودند، اما اینک خود گرفتار شده و... امشب چه شب سختی است، انگار هرگز نمی خواهد صبح شود، انگار ماه تابان نمی خواهد برود و جای خود را به خورشید عالمتاب بسپارد؛ گویی ماه نیز همراه با ستارگان آسمان، در دل تاریکی برای خفتگان و حبس شدگان در دل زمین، اشک ماتم می ریزد. دلم می خواهد سر بر بالين بگذارم و پس از بیداری، متوجه شوم که همه چیز خواب و خیالی بیش نبوده و این حادثه هرگز در گوشه ای از شهرم رخ نداده است. خدایا، امشب چرا صبح نمی شود؟... ای خالق مهربان! امشب به خانواده عزیزانی که در زیر آوار مانده اند چه می گذرد؟ آیا کسی هست که در چنین لحظاتی بتواند احساس واقعی آنان را به رشته تحریر درآورد و از گوشه ای از درد و مصیبتی که بر آنان وارد آمده است بنويسد و سخن بگوید؟ به راستی آیا قلم، توانی دارد تا آلام جانکاه و غم بزرگ این افراد را درک و احساس کند؟ کودکی اینک در گوشه ای پاهایش را بغل کرده و با شکم گرسنه اشک می ریزد. او فقط به در خانه نگاه می کند تا پدرش همچون همیشه وارد شود و با خود شادی را برایش به ارمغان بیاورد. او از مرگ و آوار چیزی نمی داند و تنها به مادرنگاه می کند که چگونه با چشمانی اشکبار، بر سجاده ای سبز خم شده و پیشانی بر مهر نماز گذاشته و از خدای خود، صبر و آرامش را طلب می کند... **** شب است و صدای تیک تاک ساعت خانه ام، خبر از گذر زمان می دهد. امشب با همه شب های گذشته فرق دارد. هر صدای عقربه ساعت و هر ثانیه، برای من یک سال طول می کشد. امروز تعدادی از امدادگران و آتش نشانان و کسبه محل، در زیرآوار ماندند و جان دادند و هنوز اثری از آنان در دست نیست و کسی به آنان دسترسی ندارد. شاید با حرکت هر ثانیه از عقربه ها، انساني در زیر آوار جان می دهد و خانواده ای به سوگ می نشیند. زمان دارد به سرعت می گذرد و ثانیه ها، دقیقه و دقیقه ها ساعت می شود و من نگران و نگران تر می شوم و بغض سنگینی راه گلویم را می فشارد و قفسه سینه ام و ضربان قلبم به تلاطم در می آيد. گذر زمان، اکنون برایم خوشایند نیست و با خود نشان از مرگ عزیزانم دارد؛ هر چه زمان بگذرد، امید، کمتر و بر تعداد جانباختگان دلاور سرزمينم افزوده می شود... **** " ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!" آیا صدای ناله هایش را نمی شنوید؟! این صدای یک آتش نشان شجاع و مهربان سرزمین خوب من است که اکنون دارد جان می سپارد؛ کسی که در زیر کوهی بزرگ از آهن و بتُن و مصالح سنگین و ستون های فلزی يكي از قدیمی ترین ساختمان هاي تجاری شهرم، هر لحظه به مرگ نزدیک و نزدیک تر می شود و با زندگی وداع می گوید... اینک در دلِ پرآشوب من، چه غوغايي برپا است... با چشمانی اشکبار و بُغضی سنگین در گلو، بی اختیار و به آرامي چند بار صفحه كليد رايانه را می فشارم و جمله ای در مقابل دیدگانم شکل می گیرد: " ای مردم! اینک یکی در زیر آوار، صدایمان می زند!..."   ]]> فرهنگی Sat, 21 Jan 2017 10:57:24 GMT http://alef.ir/vdchwqnkk23nxxd.tft2.html?437394 حدیث امام رضا(ع) درباره نیکو ترین مردم http://alef.ir/vdcdz50ozyt0sx6.2a2y.html?437200 هر روز یک حدیث از معصومین(ع) با مضامین دینی و اخلاقی منتشر می شود. به گزارش باشگاه خبرنگاران ؛ هر روز یک حدیث از معصومین(ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می شود.  امام رضا(ع) فرمودند: أحسَنُ الناسِ إیماناً أحسَنُهم خُلقاً و ألطَفُهم باَهلِه، وَ اَنا اَلطَفُکم بِاَهلى؛ نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلق‌ترین و با لطفترین آنها نسبت به اهل خویش است. (عیون اخبار الرضا2، 38) ]]> فرهنگی Sat, 21 Jan 2017 03:57:23 GMT http://alef.ir/vdcdz50ozyt0sx6.2a2y.html?437200 رونمایی از پوستر یک فیلم http://alef.ir/vdce7f8ezjh8xwi.b9bj.html?437201 بانی فیلم تصویر پوستر فیلم"فصل نرگس"را منتشر کرد.   ]]> فرهنگی Sat, 21 Jan 2017 03:59:20 GMT http://alef.ir/vdce7f8ezjh8xwi.b9bj.html?437201 سلفی با فجایع منشا روانشناختی دارد/ نیازمندان به «دیده شدن»! http://alef.ir/vdcjvaexiuqet8z.fsfu.html?437215 یک جامعه‌شناس معتقد است نبود امکان‌های مناسب و کافی برای ارضا نیاز به دیده شدن موجب می‌شود برخی به دنبال ارضا این احساس حتی در بحران‌هایی مانند فروریختن ساختمان پلاسکو باشند. به گزارش مهر، حادثه آتش سوزی و فروریختن ساختمان تجاری پلاسکو در قلب تهران، جدا از اینکه جامعه آتش‌نشانی کشورمان و خانواده‌های تعدادی از آنها را داغدار کرد، بار دیگر لکه‌(های) نازیبایی از رفتارهایی خارج از عُرف و دارای بار غیرانسانی را جلوی دیدگان همه ما ثبت کرد. در حالی که همگان از طریق رسانه‌های تصویری شاهد بودند چگونه آتش‌نشانان فداکار جان خود را برای نجات انسان‌های دیگری که زیر آوار مانده بودند، به خطر انداخته‌اند - که متاسفانه تعدادی از آنها در این راه سخت تسلیم مرگ شدند - عده‌ای در اطراف محل حادثه، سرگرم گرفتن عکس‌های سُلفی با ساختمانِ گُر گرفته پلاسکو و یا آوار آن بودند؛ بگذریم از انبوه جمعیتی که روز گذشته با ازدحام خود در اطراف محل حادثه، کار امدادرسانی و حرکت خودروهای امدادی را در این محدوده، با مشکل رو به رو کرده بودند. دکتر علی انتظاری مدیر گروه جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره علت روانشناختی و جامعه‌شناختی مسائلی مانند ازدحام مردم در ایران، به هنگام بروز حوادثی از این دست، می‌گوید: جدا از اینکه بخشی از ای رفتار ممکن است به حس وظیفه شناسی و بی‌تفاوت نبودنِ مردم برگردد و اینکه آنها فکر می‌کنند که اگر کاری از دستشان برمی‌آید، می‌بایست انجام دهند، اما زمانی که این مسئله جنبه افراط پیدا می‌کند، مشکلاتی ایجاد خواهد کرد. وی می‌افزاید: حضور مردم در شبکه‌های اجتماعی، موجب شده که نیاز به خوراک خبری در آن‌ها ایجاد و یا تشدید شود که آن را با فیلمبرداری و عکسبرداری از حوادثی از این دست، تامین می‌کنند. اما اینکه ازدحام ایجاد می‌شود، به عقیده من ناشی از ضعف مدنیت است؛ به این معنا که زمانی که این مسئله در شهر و به عبارت بهتر کلانشهری به نام تهران رخ می‌دهد، طبیعتاً نکته اول این است که باید پذیرفت نهادهایی در شهر هستند که اساساً برای همین کار یعنی کمک‌رسانی به حادثه‌دیدگان ایجاد شده‌اند و لذا، دیگر چندان نیازی به حضور و ازدحام مردم در آن نقطه نیست. همه عطش دارند از هم چیز باخبر باشند این جامعه‌شناس سخنش را اینگونه تکمیل می‌کند: این مسئله (ازدحام جمعیت در زمان وقوع حوادث) البته بیش از هر چیز ناشی از «احساس ناامنی» در جامعه است؛ اعم از احساس ناامنی اقتصادی یا احساس ناامنی اجتماعی که لزوماً با «وجود ناامنی» یکی نیست و به همین خاطر هم هست که عطش دارند که از همه چیز، خبردار شوند. رسانه‌ها مخصوصاً رسانه‌های بیگانه هم اهتمام زیادی در تقویت و تشدید این احساس ناامنی دارند. البته از سوی دیگر، برخی‌ بی تدبیری‌ها در عملکردهای مسئولان، از جنبه‌ای دیگر می‌تواند این احساس ناامنی را تقویت کند؛ به این معنا که برای حل مشکلات، وعده بدهند ولی مشکلات حل نشود، این مسئله به تقویت آن احساس ناامنی در مردم منجر می‌شود. دکتر انتظاری معتقد است: اگر مسئولان و به خصوص برنامه‌ریزان فرهنگی جدا از تلاش‌هایشان برای رفع مشکلاتی از قبیل فقر، بی‌عدالتی، امنیت، مسائل اقتصادی و غیره، در صلاح تصور مردم از واقعیت‌ها هم بکوشند، می‌توانند منشا اثر باشند؛ به عنوان مثال جامعه ما تقریباً جامعه امنی است اما در عین حال باید احساس امنیت هم در میان مردم وجود داشته باشد؛ اگر مردم به رسانه‌های ملی و بزرگ کشور اعتماد داشته باشند و مطئمئن باشند که آنها اخبار را به موقع و به طور صحیح به اطلاع مردم می‌رسانند، طبیعتاً کمتر شاهد چنین ازدحام‌هایی و تلاش‌هایی از طرف خود مردم برای رفع نیازهای خبری‌شان خواهیم بود. وی همچنین در تحلیل و تبیین جامعه‌شناختی معضل و پدیده گرفتن تصاویر سِلفی با فجایعی از این دست که در مورد اخیر هم به کرّات شاهد آن بودیم، معتقد است: به عقیده من اینگونه رفتارها، منشا روانشناختی دارد و حتماً چنین افرادی دارای اختلالات روانی هستند. البته عمده این مسئله ناشی از تلاش برای ارضا حس دیده شدن است. از سوی دیگر باید بپذیریم که کانال‌های بهنجار برای ابراز وجود افراد در جامعه ما بسیار کم است و آدم‌ها محیط‌های سالم کمتری برای ابراز وجود دارند. یکی از زمینه‌های ابراز وجود در جامعه ما، تحصیلات است که فردی با قبول شدن در کنکور و راهیابی به دانشگاه، نیاز خود را در این زمینه ارضا می‌کند. یکی دیگر از زمینه‌ها، ورزش است، زمینه‌های دیگر هم هست اما بسیار کم. مدیر گروه جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه باید امکان‌های مختلفی برای ابراز وجود افراد از گروه‌های مختلف در جامعه وجود داشته باشد تا این نیازشان را برآورده کنند، می‌افزاید: اگر این راه‌ها بسته باشد، در اَشکال نابهنجار خود را بروز می‌دهد که در مورد اخیر هم شاهد بودیم افرادی با آوار یا ساختمان در حال سوختن پلاسکو، عکس‌های سِلفی می‌گرفتند. مسئله دیده شدن در جامعه، موضوع مهمی است و باید کانال‌هایی در جامعه وجود داشته باشد که همه افراد از همه اقشار به نوعی دیده شوند. البته این مسئله، مشکلات آن دسته از افراد با اختلالات روانی را که شاید حتی لذت می‌برند که با ساختمانی که در حال نابودی است، عکس سِلفی بگیرند، نفی نمی‌کند. وی در پایان سخنانش نقدی هم به نظام آموزشی کشور از حیث تامین این نیازها وارد می‌کند و می‌گوید: متاسفانه نظام آموزشی ما از این حیث فوق‌العاده ضعیف است و تاکید عمده‌اش روی مباحث درسی است و فاقد کارگاه‌های آموزشی و کلاس‌های فوق برنامه در مدارس که می‌توانند در پرورش و ظهور و بروز استعدادهای خوب و همچنین در جهت تبیین و رفع این قبیل ناهجاری‌ها کمک کنند، است. اگر نظام آموزشی ما درست کار می‌کرد، شاید ما امروز شاهد چنین صحنه‌های نابهنجاری نمی‌بودیم. ]]> فرهنگی Sat, 21 Jan 2017 04:37:19 GMT http://alef.ir/vdcjvaexiuqet8z.fsfu.html?437215 تغییر برنامه‌های سیما به احترام شهدای پلاسکو http://alef.ir/vdcbwzba9rhbffp.uiur.html?437389 پس از اعلام عزای رسمی، برنامه‌های تمامی شبکه‌های تلویزیونی همخوان با حادثه‌ی پلاسکو، تغییر کردند. به گزارش ایسنا، شبکه پنج سیما در چهار باکس خبری به حادثه ساختمان پلاسکو می‌پردازد. تصاویر زنده حادثه به صورت دو قاب و به طور زنده و لحظه به لحظه از شبکه خبر و شبکه پنج پخش می‌شود تا مردم در جریان قرار گیرند و این حادثه با حضور مسؤولان شهری پیگیری خواهد شد. همچنین برنامه «تهران بیست» که جمعه‌ها پخش نمی‌شود، شب گذشته به روی آنتن رفت. ضمنا به منظور تکریم شهدای این حادثه و خانواده‌های آن‌ها، امروز - شنبه - برنامه‌های طنز «پاورچین» از شبکه پنج و سریال‌های «شهرک جیم» و «لیسانسه‌ها» نیز از شبکه سه سیما پخش نخواهند شد. ضمن اینکه سریال «عملیات ۱۲۵» جایگزین سریال «گروه پلیس» در شبکه پنج سیما شد. با حذف پخش فصل جدید از سریال «گروه پلیس»، فصل سوم سریال «عملیات ۱۲۵» هر شب ساعت ۱۹ پخش و ساعت ۱۳ روز بعد نیز بازپخش می‌شود. این فصل «عملیات ۱۲۵» را مسعود آب پرور در ۲۶ قسمت کارگردانی کرده است. همچنین پخش مسابقه «آقای آتش نشان» نیز از شنبه، دوم بهمن هرشب ساعت ۲۱ در جدول پخش ویژه شبکه پنج قرار گرفت. این مسابقه، وجدان کاری، روحیه ایثار، شهامت و فداکاری را بین آتش نشانان جوان به تصویر می کشد. همچنین شبکه‌های رادیویی نیز به طور ویژه به موضوع این حادثه می‌پردازند تا شنوندگان خود را در جریان اخبار لحظه به لحظه قرار دهند. مدیرکل روابط عمومی صداوسیما به ایسنا اعلام کرد که برنامه‌های تلویزیون از فردا - یکشنبه - کم کم به روال عادی برمی‌گردند. ]]> فرهنگی Sat, 21 Jan 2017 10:43:09 GMT http://alef.ir/vdcbwzba9rhbffp.uiur.html?437389 آخرین آمار فروش فیلم‌های در حال اکران http://alef.ir/vdcdf50ozyt0sf6.2a2y.html?437110 با اعلام آمار فروش فیلم‌های در حال اکران از سوی پخش‌کنندگان سینمایی، «سلام بمبئی» همچنان به عنوان پرفروش‌ترین فیلم این فصل اکران، مطرح است و سایر فیلمها با اختلاف زیادی به دنبال جذب مخاطب هستند. به گزارش ایسنا، «سلام بمبئی» ساخته‌ی قربان محمدپور تا شب گذشته (پنجشنبه ۳۰ دی) ۱۲ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان فروش داشته و به گفته‌ی مدیرعامل مؤسسه فیلمیران، این فیلم همچنان در ۹۳ سینما در سراسر کشور اکران می‌شود. به گفته‌ی علی سرتیپی «هفت‌ماهگی» به کارگردانی هاتف علیمردانی نیز یک میلیارد و ۲۰ میلیون تومان فروش داشته است و ۴۷ سالن در تهران و شهرستان‌ها این فیلم را نمایش می‌دهند. فیلم کمدی «چهار اصفهانی در بغداد» به کارگردانی محمدرضا ممتاز نیز به مجموع فروش ۶۷۰ میلیون تومان رسیده و به گفته‌ی داریوش بابائیان، (تهیه‌کننده و مدیر دفتر پخش شکوفافیلم) در حال حاضر ۴۰ سینمای کشور این فیلم را نمایش می‌دهند. مدیر دفتر پخش رسانه‌ی فیلمسازان نیز فروش فیلم «گیتا» به کارگردانی مسعود مددی را تا شب گذشته ۴۳۰ میلیون تومان اعلام کرد و گفت: ۲۰ سینمای کشور، این فیلم را نمایش می‌دهند. حبیب اسماعیلی که پخش «مشکل گیتی» ساخته‌ی بهرام کاظمی را هم برعهده دارد، مجموع فروش آن در سینماهای کشور را ۹۱۰ میلیون تومان و تعداد سالن‌های نمایش دهنده‌ی این فیلم را نیز ۲۱ سالن اعلام کرد. وی میزان فروش فیلم «وارونگی» به کارگردانی بهنام بهزادی را نیز ۵۳۰ میلیون تومان اعلام کرد و  خبر داد: این فیلم ۲۳ سالن سینمای کشور را در اختیار دارد. «خانه‌ای در خیابان چهل‌ویکم» به کارگردانی حمیدرضا قربانی پس از ۹ روز اکران به مجموع فروش ۲۴۱ میلیون تومان رسید. فیاض هوشیار پارسیان (مدیر پخش موسسه سیمای مهر) با اعلام این رقم افزود: این فیلم در حال حاضر در ۲۵ سالن سینمای کشور در حال اکران است و با وجود اینکه در برخی سینماها سانس‌های محدودی داشته اما در برخی پردیس‌های سینمایی به سانس فوق‌العاده رسیده و با توجه به استقبال مخاطبان، تعداد سالن‌های نمایش‌دهنده‌ی این فیلم در هفته‌ی پیشرو افزایش می‌یابد. «لاک قرمز» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی نیز تا شب گذشته یک میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان فروش داشته و بنا به اعلام سعید خانی (مدیر دفتر پخش نسیم صبا) ۲۹ سینمای تهران و شهرستان‌های دیگر در حال حاضر این فیلم را نمایش می‌دهند. ]]> فرهنگی Fri, 20 Jan 2017 12:22:53 GMT http://alef.ir/vdcdf50ozyt0sf6.2a2y.html?437110 تلاش صداوسیما برای انتشار اخبار پلاسکو با کمترین خطا http://alef.ir/vdchqqnk-23nxxd.tft2.html?437376 مدیرکل روابط عمومی صداوسیما درباره‌ی عملکرد این رسانه در حادثه‌ی ساختمان پلاسکو، گفت:‌ در بخش‌های خبری تلاش می‌شود از منابع رسمی، اخبار اعلام شود تا همان‌گونه که دکتر علی‌عسکری (رییس صداوسیما) تأکید داشتند، مردم اخبار را از رسانه‌های رسمی دریافت کنند، نه از طریق شبکه‌های مجازی. داوود نعمتی انارکی در عین حال تأکید کرد: در صداوسیما تلاش می‌کنیم تا اخبار را از منابع موثق اعلام کنیم و با کمترین ضریب خطا روبه‌رو شویم. مدیرکل روابط عمومی صداوسیما در گفت‌وگو با ایسنا تشریح کرد: با توجه در پی حادثه تلخ فرو ریختن ساختمان پلاسکو تعدادی از آتش‌نشانان جان بر کف جان خود را از دست دادند و از سوی دولت شنبه، عزای عمومی اعلام شد، رسانه ملی هم وظیفه خود می‌داند با خانواده‌های این عزیزان و مردم عزادار احساس همدردی کند و این همدردی باید در خروجی آنتن نشان داده شود. او با تأکید بر اینکه صداوسیما تلاش می‌کند لحظه به لحظه آخرین اخبار حادثه ریزش پلاسکو را به اطلاع مردم برساند، مطرح کرد: در بخش‌های خبری تلاش می‌شود اخبار از منابع رسمی و موثق اعلام شود تا آنچه که اعلام می‌شود با کمترین ضریب خطا همراه باشد. او اعلام کرد: با توجه به این که عده‌ای از هموطنان در این حادثه جان خود را از دست داده‌اند، روال پخش برنامه‌ها تا حدودی تغییر می‌کند. دکتر نعمتی خاطرنشان کرد: رسانه ملی ضمن همدردی با خانواده‌های عزیزان از دست رفته در حادثه پلاسکو، آخرین اطلاعات و اخبار را همچون روز حادثه لحظه به لحظه در اختیار مردم قرار می‌دهد و از سویی دیگر در تلاش است تا با نگاهی کارشناسانه، ابعاد ماجرا را بررسی و گزارش‌های آن را به مردم اعلام کند. ]]> فرهنگی Sat, 21 Jan 2017 10:10:03 GMT http://alef.ir/vdchqqnk-23nxxd.tft2.html?437376 آتش زیر خاکستری که سینما را تهدید می‌کند http://alef.ir/vdchiqnki23nxid.tft2.html?437222 فرهاد توحیدی درباره بهترین و تلخ‌ترین اتفاقاتی که در طول سال‌های فعالیت خود در سینما تجربه کرده است، گفت: خوش‌ترین اتفاق برایم بازگشایی خانه سینما بود و اتفاق تلخ بستن خانه سینما، چون اگر از زاویه صنفی بخواهم به ماجرا نگاه کنم باید بگویم که بسته شدن خانه سینما یک قضیه به شدت پیچیده بود. ایسنا در آستانه برگزاری سی‌وپنجمین دوره جشنواره فیلم فجر، گفت‌وگوی کوتاهی با فرهاد توحیدی رئیس هیأت مدیره و سخنگوی پیشین خانه سینما داشت. قرار است بزرگداشت این فیلم‌نامه‌نویس و رئیس سابق هیات مدیره خانه سینما در افتتاحیه این دوره از جشنواره برگزار شود. فرهادی با اشاره به بستن و بازگشایی خانه سینما در عین حال مطرح کرد:البته شاید این دو موردی که اشاره کردم را بیشتر بتوانم به عنوان دو نقطه عطف به حساب آورم و واقعا تلخ‌ترین اتفاق شکافی بود که بین اصحاب سینما بوجود آمد و یک نوع دو دستگی حادث شد. در آن زمان متأسفانه شکاف تلخی بوجود آمد که نتیجه یارکشی دولت بی‌تدبیر، بر سر صنف‌سازی و نشان دادن درِ باغ سبز به عده‌ای بود تا از صف دوستان و متحدان خود خروج کنند. زخمها هنوز التیام پیدا نکرده است این فیلم‌نامه نویس در پاسخ به اینکه آیا فکر می‌کند این دو دستگی‌ها پس از بازگشایی خانه سینما به پایان رسیده است؟ اظهار کرد: به نظرم زخم‌ها هنوز التیام پیدا نکرده و متأسفانه آن جریان هنوز ادامه دارد. ممکن است به ظاهر وفاقی صورت گرفته و تشکیلاتی شکل گرفته باشد و همه زیر یک چتر جمع شده باشند اما قضیه از اساس حل نشده و به نظرم مثل آتش زیر خاکستر می‌ماند که این خود یک تهدید برای سینماست. ارزیابی توحیدی از وضعیت خانه سینما  رئیس هیأت مدیره پیشین خانه سینما در ادامه در پاسخ به اینکه با توجه به تشریح این وضعیت، عملکرد هیأت مدیره فعلی خانه سینما را در دوران جدید چطور ارزیابی می‌کند بویژه آنکه خانه سینما در برخی اتفاقات حساس سینمایی سکوت اختیار کرده بود یا خیلی دیر واکنش نشان داد، گفت: شاید من اطلاعات کافی نسبت به اینکه هیأت مدیره یا به طور کلی خانه سینما چه رویکردی را اتخاذ کرده است، نداشته باشم. البته تصمیمات و واکنش‌ها در یک دوره‌ای قابل فهم و درک بود، یعنی شاید در سال دوم دولت موضوع قابل درک بود که یک دولتی آمده، به وعده خود عمل کرده بود و باید تعاملی صورت می‌گرفت. هر چند اگر به آخرین روزهای دولت گذشته هم دقت کنیم به یاد خواهیم آورد که آن‌ها نیز این خواسته را داشتند(بازگشایی خانه سینما) و شاید کارگزاران دولت این کار را انجام نمی‌دادند، البته خود خانه سینما هم ترجیح می‌داد که با تعویض دولت این بازگشایی اتفاق بیفتد. او ادامه داد: با این حال فکر می‌کنم اگر خانه سینما این تفکیک را قائل می‌شد و در جاهایی که پای کیان صنف  وسط بود یا اتفاقات مهم سرنوشت‌ساز رخ داده بود مثل عدول سازمان سینمایی از پروانه‌های نمایشی که خودش صادر کرده بود واکنش نشان می‌داد، شرایط می‌توانست متفاوت‌تر باشد چون در آن موارد به هر حال یک نوع فشار خارج از سینما وارد می‌شد و رفتار دولت قابل فهم بود که تحت کانون‌های فشار قرار دارد و شاید امکان مقابله هم وجود نداشت اما این صنف است که باید واکنش صنفی نشان دهد و حداقل‌اش این است که اعلام موضع کند. او همچنین گفت: بنابراین شاید در این موارد از نگاه کسی که خارج از گود قرار دارد تعامل بیش از اندازه‌ای صورت گرفته و حتی به بی‌عملی و انفعال تعبیر شود. این در حالی است که اطلاعات دیگری وجود دارد و می‌دانیم که دوستان در این جهت تلاش می‌کردند که زیرساخت‌ها را برای ثبت اصناف در وزارت کار دنبال کنند؛ کاری که بسیار پروسه پرزحمتی دارد و بخشی از همت هیأت مدیره صرف این موضوع شده که موانع را بردارد، در حالی که خیلی از اصناف دلیل این کار را در طول زمان فراموش کرده بودند و هنوز بخشی از اصناف مثل کانون کارگردانان نسبت به این موضوع گارد دارند و آن را نمی‌پسندند. وی اضافه کرد: به این ترتیب می‌خواهم تأکید کنم این جریان بسیار پرزحمت بوده و از هیأت مدیره انرژی زیادی گرفته است، به همین دلیل شاید بخشی از آنچه گفته می‌شود معلول این قضیه باشد که اقدامات آن‌ها بیرون از چارچوب هیأت مدیره انعکاسی ندارد اما هیأت مدیره می‌داند که با چه زحمتی این پروژه پیگیری می‌شود. حوصلهام از دست خودم سررفته بود فرهاد توحیدی که این روزها در حوزه تدریس، فیلمنامه‌نویسی و فعالیت محیط زیستی به عنوان یکی از زمینه‌های مورد علاقه‌اش مشغول است، در پاسخ به اینکه در چند سال گذشته به دلیل شرایط خانه سینما در ارتباط تنگاتنگی با رسانه‌ها بود اما پس از بازگشایی این نهاد صنفی به نوعی دچار سکوت شده است، گفت: من در آن سال‌ها خیلی حرف زده بودم و در واقع در طول هفت سال  مدام مشغول حرف زدن بودم به طوری که حوصله‌ام از دست خودم هم سر رفته بود اما الان بسیار خوشحالم و این روزها برایم فرصت تمرکز و کار در زمینه‌های مورد علاقه‌ام بوده است. وی خاطر نشان کرد: دوست دارم این جریان ادامه داشته باشد و فکر می‌کنم هرگز این آمادگی را ندارم که به آن روزها برگردم هر چند این هرگز که می‌گویم ممکن است در زمانی دیگر آن را نقض کنم و مجبور شوم بنا به موقعیت بازگردم، اما الان که به برنامه‌های شخصی و آرزوهایم نگاه می‌کنم، فکر می‌کنم به اندازه کافی از آن‌ها سیراب می‌شوم. ]]> فرهنگی Sat, 21 Jan 2017 05:02:51 GMT http://alef.ir/vdchiqnki23nxid.tft2.html?437222