پایگاه خبری الف - پربيننده ترين عناوين کتاب :: نسخه کامل http://alef.ir/book Wed, 26 Apr 2017 11:26:14 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://alef.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری الف http://alef.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Wed, 26 Apr 2017 11:26:14 GMT کتاب 60 ظهور و سقوط یک دیکتاتور http://alef.ir/vdcaimnya49niy1.k5k4.html?465468 «امپراتور» نویسنده: ريشارد کاپوشينسکی ترجمه: حسن کامشاد ناشر: ماهی، چاپ اول 1393 256صفحه، 13500تومان   شما می‌توانید کتاب «امپراتور» را تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید.     *****   هرجا که بوی خطر به مشام می‌رسید حاضر بود، یکی از آن خبرنگارهای پر دل و جرأتی که سروکله‌اش در جاهایی پیدا می‌شد که خیلی از همکارانش یا جرأت رفتن به آنجا را نداشتند و یا اینکه ترجیح می‌دادند تا خطر گریبانشان را نگرفته جان خود را بردارند و بروند. با این اوصاف به عنوان خبرنگاری معروف شد که به کشورهای مختلف سفر کرده و از جنگ ها، کودتاها و انقلاب‌ها گزارش تهیه می کند. در طول دورانی که بعنوان خبرنگار خارج از لهستان حضورداشت، ۲۷ انقلاب و کودتا را دید، ۴۰ بار به زندان افتاد و از چهار حکم اعدام جان سالم به در برد.  تقدیر بر این بود که ریشارد کاپوشچینسکی در ژانویه ۲۰۰۷ در هفتاد و چهارسالگی پس از جراحی قلب باز با زندگی وداع کند. این یعنی یک زندگی کامل و طولانی برای مردی که مدام با خطر دست و پنجه نرم کرده بود؛ حتی در دوران کودکی‌اش که مصادف بود با دوران سیاه جنگ جهانی د وم و در خانواده ای فقیر شب را به روز رسانده بود. ریشارد‌‌‌‌‌ کاپوشچینسکی مشهورترین روزنامه‌نگار سد‌‌‌‌‌ه‌ی بیستم لهستان، و شاید‌‌‌‌‌ همه‌ی اروپا بود. گزارش‌هایی که از رخد‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌های مختلفی د‌‌‌‌‌ر امریکای جنوبی، افریقا، و خاورمیانه نوشته، هنوز از جذاب‌ترین و تیزبینانه‌ترین نوشته‌ها د‌‌‌‌‌رباره‌ی این خطه‌های حاد‌‌‌‌‌ثه‌خیزند. گابریل گارسیا مارکز که خود تجربه روزنامه نگاری داشت، هنر او را در این زمینه می ستود و از او به عنوان «استاد واقعی روزنامه نگاری» یاد می‌کرد. دیگران نیز کاپوشچینسکی را «استاد روزنامه نگاری مدرن»، «مترجم دنیا»، «بزرگ ترین گزارشگر دنیا»، «هرودوت زمانه ما» و «وقایع نگار جهان سوم» خوانده اند، چرا که کاپوشچینسکی استعداد داستانگویی خود را در گزارش هایش از انقلاب ها، جنگ ها، کودتاها و زوال امپراتوری‌های استعماری نشان می داد. در اواخر د‌‌‌‌‌هه‌ی هفتاد‌‌‌‌‌ و اوایل د‌‌‌‌‌هه‌ی هشتاد‌‌‌‌‌ میلاد‌‌‌‌‌ی روی قضیه‌ی د‌‌‌‌‌یکتاتوری متمرکز شد‌‌‌‌‌، واکاوی شخصیت و ذهنیت د‌‌‌‌‌یکتاتورها، و روانشناسی اجتماعی ملت‌های تحت سیطره‌ی د‌‌‌‌‌یکتاتوری. سه سفر و تجربه‌ی طولانی‌مد‌‌‌‌‌ت به اتیوپی، ایران و آنگولا داشت و حاصل کارش سه کتاب شد‌‌‌‌‌: «امپراتور» د‌‌‌‌‌رباره‌ی ظهور و سقوط هایله سلاسی، د‌‌‌‌‌یکتاتور پیشین اتیوپی که به‌تازگی قد‌‌‌‌‌رت از کف د‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌ه بود، «شاهنشاه» با محوریت زند‌‌‌‌‌گی و زمانه‌ی آخرین شاه ایران محمد‌‌‌‌‌رضا پهلوی، و «روزی د‌‌‌‌‌یگر از زند‌‌‌‌‌گی» که د‌‌‌‌‌استان برهه‌ی کسب استقلال آنگولا و د‌‌‌‌‌شواری‌های این برهه را روایت می‌کرد. کاپوشچینسکی درجایی نوشته: «ما که جنگ را از سر گذراندیم می‌دانیم فهماندن حقیقت جنگ به کسانی که، از بخت نیک، این تجربه را نداشتند چه اندازه دشوار است. می دانیم که زبان از عهده بر نمی‌آید، ناتوانی غلبه می‌کند و سرانجام می بینیم که این تجربه انتقال ناپذبر است.» با چنین نگرشی بود که تصمیم گرفت درباره چیزهایی بنویسد که لااقل تجربه مستقیم حضور در آنها را داشته باشد و از سوی دیگر نه تنها از توانایی گزارش نویسی که از قریحه و تخیل خود برای تاثیر گذاری هرچه بیشتر آن بهره بگیرد. از همین سبب همواره درباره چیزهایی نوشت که از نزدیک آنها را تجربه و لمس کرده بود. کتاب امپراتور که به عنوان موفق ترین اثر او از آن یاد می شود نیز از دل همین تجربه های حضور مستقیم در یکی از بحرانی ترین ایام در کشور اتیوپی بدست آمد. هایله سلاسی آخرین امپراتور اتیوپی بود، دیکتاتوری که قریب به شش دهه در این کشور حکومت کرد و در نهایت با کودتایی کمونیستی از کار برکنار شد. شکل گیری کودتایی کمونیستی در کشوری چون اتیوپی چندان عجیب نبود، در سالهایی که وعده بهشت سرشار از عدالت و برابری کمونیسم، طرفدار بسیار داشت، کشوری فقیر با دیکتاتوری که خود در جلال و جبروت می‌زیست به شدت مستعد چنین کودتایی می‌توانست باشد. اطرافیان هایله سلاسی همانند همه بسیاری از دیکتاتورهای جهان سومی، برای او مقامی منتسب به پروردگار تراشیده بودند، چنانکه گویی نماینده خدا بر روی زمین است و چنین شخصیتی نه تنها هرچه می گوید از اشتباه بری است، بلکه به واسطه برخورداری از چنین مقامی به هیچ وجه کسی جرأت مورد پرسش قرار دادن او را ندارد. ریشارد کاپوشچینسکی در زمانی وارد این کشور شد که  بوی نا آرامی و شورش به مشام می رسید، با این حال سلاسی همچنان در قدرت بود. یکی از ویژگیهای مهم کار کاپوشچینسکی در این است که به گزارش صرف یک ماجرا بسنده نمی کند، او می کوشد با نشان دادن فضای حاکم بر آن سرزمین مناسبات میان مردم و صاحبان قدرت، دلایل شکل گیری این انقلاب ها را نیز بازگشایی کرده و پیش روی مخاطب قرار دهد. برای نمونه در کتاب امپراتور کاپوشچینسکی نشان می دهد که چگونه با افزایش قیمت بنزین تغییر و تحولاتی کلید می خورد که به سقوط حکومت پادشاهی می انجامد. این درحالی است که پیش از آن نیز بارها این افرایش قیمت در اتیوپی رخ داده بوده اما چنین اعتراضاتی را به دنبال نداشت. بنابراین درواقع این پتانسیل حاصل شرایط اجتماعی و سیاسی خاص این زمانه است که موجب بروز انقلاب می شود. کاپوشچینسکی با رفتن در میان مردم، صحبت با آنها و زیرنظر گرفتن زندگی  آنها و همچنین با گفتگوهایی که با شخصیت های مختلف (از طرفداران حکومت گرفته تا مخالفان آن) انجام می دهد، مصالح لازم را برای روایت مستند خود بدست آورده و به رازگشایی از دلایل وقوع انقلاب می پردازد. «امپراتور را همه وجودی آسمانی و دارای مواهب مافوق طبیعی می‌شمردند، حال یکی از نزدیکترین و مطمئن‌ترین افسران او می‌گفت که هایله سلاسی در دربار با فساد ساخت، از نظامی عقب‌افتاده دفاع کرد و فلاکت و بدبختی میلیون‌ها تن رعایای خود را پذیرفت. آن روز درگیری شروع شد و دانشگاه دیگر روی آرامش به خود ندید. جدالی مهیب بین دربار و دانشگاه درگرفت، نزدیک ۱۴ سال به طول انجامید، ده‌ها قربانی بر جای نهاد و با سقوط امپراتور پایان یافت.» این بخشی از روایت ریشارد کاپوشچینسکی از سرانجام هایله سلاسی است که نزدیک به ۶۰ سال بر اتیوپی حکومت کرد سرانجام زمانی رسید که فساد گسترده دربار او، به اعتراض عدالت‌خواهانه دانشجویان و جوانان  انجامید، اما سلاسی به سرکوب بی‌رحمانه اعتراضات پرداخته و مدعی شد تا زمانی که جان دارد، از سوی خداوند مأمور به حکومت بر اتیوپی است! کتاب «امپراتور» روایت اوج گرفتن این پادشاه تا مقام خدایی ملتی فقیر و گرسنه است. ماجرا توسط نزدیکان امپراتور و برخی از مردم کوچه و بازار روایت می شود. کاپوشچینسکی تنها یک روزنامه نگار نیست، او در عین حال نویسنده و شاعر نیز هست؛ بنابراین آثارش از سطح یک روایت مستند صرف که تنها متکی بر دیده ها و شنیده های او باشد فراتر می رود، کاپوشچینسکی برای تاثیر گذاری بیشتر از هنر قلم و تخیل خود نیز بهره فراوان می گیرد،بنابراین آثارش از جذابیت ادبی نیز برخوردارند. شاید برخی به این ویژگی کار او خرده بگیرند و آن را دستاویزی برای تاکید روی دور افتادن او از واقعیت قرار دهند؛ چنانکه طرفداران هایله سلاسی نیز بعدها چنین ادعایی درباره کتاب امپراتور کردند. اما نکته اینجاست که کاپوشچینسکی با کمک گرفتن از تخیل خود اگرچه از مستند نگاری صرف دور می شود اما به جای روایت واقعگرایانه، بدون دخل و تصرف ترجیح می داد به حقیقت درونی وقایعی که گزارش می کرد وفادار باشد. از سوی دیگر، این شیوه بخشی از سبک کار اوست که به ماندگاری بیشتر آثارش می انجامد و خوانندگان بیشتری برای آن به ارمغان می آورد. چنانکه خواندن کتاب امپراتور نه فقط برای علاقمندان تاریخ و سیاست که برای علاقمندان روایت های ادبی نیز از جذابیت برخوردار است. برخورداری از همین ویژگی هاست که او را چندین بار تا مرز نامزدی دریافت جایزه نوبل ادبیات پیش برد. «امپراتور» را حسن کامشاد با ترجمه ای بسیار خوب، چنانکه حق مطلب را درباره این کتاب خواندنی ادا کند، به فارسی برگردانده است. کامشاد برای آشنایی بیشتر خواننده با کتاب و نویسنده، گفتگویی طولانی و جذاب با کاپوشچینسکی را در ابتدای کتاب آورده است.  همچنین متن نمایشنامه «بازی امپراتور» که مایکل هستینگز و جاناتان میلر متاثر از این کتاب نوشته و به اجرا در آورده اند به انتهای کتاب پیوست کرده است.   خواندن کتاب امپراتور یک تجربه منحصر به فرد محسوب می شود، اثری که هم برای علاقمندان روایت های داستانی و ادبی دارای جذابیت است، هم برای دوستداران کتابهای تاریخی و سیاسی و هم آنها که به گزارش های مستند و روزنامه نگارانه علاقه دارند. نوشتن اثری که چنین از وجوه گوناگون بهره مند باشد و در عین حال انگشت بگذارد بر عصاره روح دیکتاتوری کارس است دشوار که از نوادری همچون کاپوشچینسکی برمی آید. بزرگ علوی در نامه ای خطاب به حسن کامشاد با اشاره به لطیه ای جذاب بدین نکته اشاره دارد که گویی این کتاب درباره حکومت سلطنتی در ایران نوشته شده است، جالب اینکه انتشار کتاب در لهستان آن هم هنگان حکومت کمونیستی از سوی برخی کنایه به وجوه دیکتاتوری آن حکومت ارزیابی شد. خلاصه اینکه کتاب ماندگار کاپوشچینسکی به مانشان می دهد که ذات دیکتاتوری در همه جای دنیا یکی است اگر چه میان سرزمین ها و دیکتاتورهای شان تفاوت هایی ظاهری وجود داشته باشد.   ]]> کتاب Mon, 24 Apr 2017 18:24:30 GMT http://alef.ir/vdcaimnya49niy1.k5k4.html?465468 چطور در یک سال ۱۰۰ جلد کتاب بخوانیم؟ http://alef.ir/vdciwwa5pt1aqv2.cbct.html?465853 دوست دارید فهرست کتاب‌هایی که در یک سال می‌خوانید بلندتر باشد؟ آیا هرگز برایتان پیش آمده کتابی را بخرید که هیچ وقت نخوانیدش؟ این اتفاق ممکن است برای خیلی از کتاب‌هایی که در طول سال می‌خرید بیفتد؟ اگر شما هم کمتر از آن چیزی که دلتان می‌خواهد کتاب می‌خوانید، بدانید که تنها نیستید. سال گذشته به صفحه‌ی شخصی‌ام در وب‌سایت گودریدز سر زدم  و تازه متوجه شدم که در ۲۰۱۴ تنها پنج کتاب خوانده‌ام. این نتیجه حسابی ناامیدم کرد. برای همین هم دنبال راهکارهایی برای آن گشتم. آیا می‌شود سالی صد کتاب خواند؟ چرا باید سالی صد کتاب بخوانیم؟ شاید جواب همین باشد، به قول بیسمارک، احمق‌ها از تجربه کردن یاد می‌گیرند و من ترجیح می‌دهم از تجربه‌ی دیگران یاد بگیرم.   زیاد کتاب بخرید پولی که برای خریدن کتاب می‌دهید در واقع هزینه‌ای است که برای کتاب خواندن کرده‌اید. هر کسی می‌تواند زمان کافی برای کتاب خواندن را برای خودش بسازد. اگر شما پول ندارید می‌توانید یک چیزهایی را عوض کنید و صرفه‌جویی کنید. اراسموس هلندی یک‌جایی گفته: وقتی پول کمی دارم، کتاب می‌خرم و از آن پولی که باقی می‌ماند لباس و غذا می‌خرم. مطمئن باشید پول و زمانی که صرف کتاب می‌کنید ارزشش را دارد. من که هیچ سرمایه‌گذاری بهتری به عقلم نمی‌رسد. کتاب خریدن فقط وقتی اتلاف محض سرمایه است که هیچ وقت آنها را نخوانید. اگر می‌خواهید بیشتر بخوانید باید کتاب بیشتری بخوانید. بعضی‌ها خیلی راحت دویست دلار برای خرید یک جفت کفش نو پول می‌دهند، اما به نظرشان احمقانه است که در طول یک سال بیست جلد کتاب از وب‌سایتی سفارش بدهند. مسأله ساده است: اگر شما کتاب بیشتری در خانه داشته باشید، انتخاب‌های بیشتری دارید و این به مطالعه‌ی بیشتر شما کمک می‌کند. بیشتر کتاب‌هایی که می‌خوانید طبق برنامه نیستند. اما وقتی کتابی را می‌خوانید بد نیست که کتاب‌های دیگر مرتبطی از همان جنس در دسترستان باشد. مثلاً وقتی کسی می‌خواهد درباره‌ی رواقیون بخواند با این سؤال روبه‌رو می‌شود که اول باید کدامشان را بخواند؟ سنکا؟ اوریپیدوس یا کدام یکی دیگر از آنها را؟ و خب جواب من این است که همه‌شان را بخر و همه‌شان را بخوان. اگر کتاب‌هایی که می‌خواهید بخوانید دم دست داشته باشید، هیچ فرصتی را برای خواندنشان از دست نمی‌دهید و بهانه برای کتاب نخواندن خیلی کم می‌شود.   همیشه در حال خواندن باشید اگر نمایشنامه یا نمایش «گلن گری، گلن گراس» اثر دیوید ممت را خوانده یا دیده باشید احتمالاً یادتان مانده که فروشنده می‌گوید «همیشه بسته باش». این شعار برای فروشنده‌ها و کارآفرین‌ها کاربرد دارد. من با شعار متفاوتی زندگی می‌کنم: «همیشه بخوان.» حالا هر روز حداقل یک ساعت در طول روزهای هفته کتاب می‌خوانم و آخر هفته و تعطیلات بیشتر از اینها. پیدا کردن راه‌هایی منطبق با شرایط زندگی‌تان بهترین روش است برای اینکه بهانه‌هایی مثل خستگی یا زیادی شلوغ بودن از پیش رویتان حذف بشود. همیشه کتاب خواندن به این معناست: در قطار و مترو. درحالی‌که دارید به نوزادتان شیر می‌دهید. وقتی دارید غذا می‌خورید. در مطب دکتر. و در محل کارتان. از همه مهم‌تر در تمام آن لحظه‌هایی که اطرافیانتان دارند برای صدوسیزدهمین بار صفحه‌ی فیس‌بوکشان را چک می‌کند یا اخبار را تماشا می‌کنند، می‌توانید کتاب بخوانید. با این روش شما می‌توانید در طول یک سال بیش از یکصد کتاب بخوانید. بیشتر مردم در طول یک ساعت پنجاه صفحه از یک کتاب معمولی را می‌توانند بخوانند، با این وصف اگر شما هم ده ساعت در هفته کتاب بخوانید، سالی بیش از ۲۶ هزار صفحه مطالعه کرده‌اید و اگر هر کتاب را متوسط ۲۵۰ صفحه در نظر بگیریم، تقریباً ۱۰۴ کتاب در یک سال خوانده‌اید. پس حتی اگر در طول سال وقفه‌ای دوهفته‌ای هم برایتان اتفاق بیفتد، باز هم به عدد صد کتاب در سال می‌رسید. و این همان بازگشت سرمایه‌ای است که در کتابفروشی خرج کرده‌اید.   روی موضوعات مورد علاقه‌تان متمرکز بشوید تابه‌حال برایتان پیش آمده سراغ کتابی بروید که همه متفق‌القول درباره‌ی شگفت‌انگیز بودنش حرف می‌زنند و بعد وقتی شما دست می‌گیریدش اصلاً جذبتان نمی‌کند؟ شخصاً فقط برای اینکه شنیده‌ام بقیه‌ی مردم حسابی جذب کتابی شده‌اند سراغ کتابی نمی‌روم. همه‌ی کتاب‌ها برای همه‌ی آدم‌ها جذاب نیستند. کتابی ممکن است پرفروش باشد، اما اصلاً شما را جذب نکند و شاید اصلاً در حال حاضر در حال‌وهوای خواندن چنین اثری نباشید. کتاب‌هایی را انتخاب کنید که به علاقه‌مندی‌ها و کار و زندگی شخصی‌تان نزدیک هستند و می‌توانید با موضوعش احساس نزدیکی کنید. وقتتان را با رفتن دنبال موضوعاتی که احتمال علاقه‌مندی‌تان به آنها صفر است هدر ندهید. در عوض کتاب‌هایی را انتخاب کنید که به حرفه‌تان یا سرگرمی‌هایتان مربوط می‌شوند. سراغ کتاب‌ها به خاطر اینکه پرفروش یا کلاسیک هستند نروید و در جست‌وجوهایتان علاقه‌مندی شخصی با موضوع را در اولویت قرار بدهید.   همزمان چند کتاب مختلف در برنامه‌ی کتابخوانی‌تان بگذارید هیچ قانونی برای اینکه چطور مطالعه کنید وجود ندارد. حتی می‌توانید پنج کتاب را با هم بخوانید. ممکن است پنجاه صفحه از کتابی را صبح یک نفس بخوانم و عصر همان روز کتاب دیگری را بخوانم. مسأله ترجیح شماست. ممکن است کتابی دست بگیرید که دشوار و سخت باشد و طبیعی است که کنار این کتاب اثر سبک‌تر و آسان‌فهم‌تری هم بگذارید تا وقتی ذهنتان یاری نمی‌کند، سراغ آن یکی بروید. برای مثال در مطالعه‌ی شب‌هنگام و پیش از خواب، من ترجیح می‌دهم سراغ اثر داستانی بروم یا شرح‌حال بخوانم. در واقع کتابی را که لازم است جاهایی از آن را خط بکشم یا کاغذ و قلم کنار دستم بگذارم به رختخواب نمی‌برم.   دانشی را که به دست آورده‌اید حفظ کنید از دانش و درکی که از مطالعه به دست آورده‌اید استفاده کنید. باید اطمینان حاصل کنید که از زمانی که صرف کسب این درک کرده‌اید در زندگی روزمره بهره می‌برید. جدا از این درباره‌ی بعضی از کتاب‌ها اینکه قلمی برای حاشیه‌نویسی یا یادداشت برداشتن همراهتان باشد کارآمد است و اگر به نسخه‌های الکترونیکی هم عادت کرده‌اید که این امکان فراهم است. وقتی کتابی را تمام می‌کنید برگردید و با خودتان مرور کنید و به پردازش آنچه برایتان باقی مانده بپردازید. *داریوش فوروکس، نویسنده‌ی کتاب «برنده‌ی جنگ درونی»، یکی از ستون‌های محبوب روزنامه‌ی «هافینگتن پست» را می‌نویسد و در وب‌سایت شخصی‌اش هم ایده‌ها و روش‌هایی را برای مقابله با تعلل و بالا بردن بهره‌وری شخصی مطرح می‌کند. یادداشت‌های او از پرخواننده‌ترین ستون‌های «هافینگتن پست» محسوب می‌شود. مطلب بالا یکی از همان یادداشت‌هاست. منبع: مجله ادبی آونگارد ]]> کتاب Wed, 26 Apr 2017 03:26:14 GMT http://alef.ir/vdciwwa5pt1aqv2.cbct.html?465853 یارانه‌های میلیاردی کجا مصرف می‌شود؟ / داود موسایی از نمایشگاه کتاب می گو‌ید http://alef.ir/vdca0mnya49nie1.k5k4.html?465378 گفتگو با داود موسایی (مدیر کمیته بین‌الملل نمایشگاه کتاب تهران) بازدیدکننده میلیونی را باور کنیم یا تیراژ اندک کتاب را داود موسایی می‌گوید: یکی از اشکالات در رویه پرداخت یارانه در کشور ما این است که یارانه در دست افراد است. در کشورهایی که از ابزار یارانه استفاده می‌شود راه‌کارهای یارانه‌شان راه‌کارهایی کارگشاست. یارانه‌های نشر ازجمله مسائل و موضوعاتی بوده و هست که اصلاح روند پرداخت آن توسط معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همواره دنبال شده است. حذف بن کاغذی و جایگزین کردن بن‌کارت‌های الکترونیکی و محدود کردن استفاده از این بخش از یارانه به دوره برگزاری نمایشگاه کتاب نمونه‌هایی از اصلاحات صورت گرفته درمورد یارانه‌های نشر هستند. با این وجود هنوز هم به نحوه و چگونگی تخصیص یارانه‌های نشر ازجمله بن‌کارت‌های ویژه نمایشگاه انتقاداتی وارد است و حتی ناشران حرفه‌ای و استخوان خردکرده شیوه فعلی را مطلوب نهایی نمی‌دانند. داود موسایی (مدیر انتشارات فرهنگ معاصر) این‌بار از نیاز نشر به اصلاح بیشتر روند تخصیص یارانه‌ها گفته است. مشروح گفتگو را در ذیل می‌خوانید: شما در گفت وگویی که چندی پیش با ایلنا داشتید اشاره کردید که مخالف تخصیص بن‌کارت هستید. چه دلایلی باعث می‌شود تخصیص بن‌کارت را مثبت ندانید؟ قبل از اینکه به مسئله بن‌کارت بپردازیم، بد نیست که ماهیت هرگونه یارانه نه تنها در ایران بلکه در کشورهای دیگر را مدنظر داشته باشیم. در کل هر شیوه پرداخت یارانه باید سازوکارهایی تعریف شده برای خودش داشته باشد. خصوصاً در کشورهای دیگر طی سالیان دراز برنامه‌ریزی‌های مشخص و اهدافی برای تخصیص یارانه‌ها درنظر می‌گیرند. معمولاً هم یارانه‌ها به دست افراد سپرده نمی‌شود. یکی از اشکالات در رویه پرداخت یارانه در کشور ما این است که یارانه در دست افراد است. در کشورهایی که از ابزار یارانه استفاده می‌شود راه‌کارهای یارانه‌شان راه‌کارهایی کارگشاست. شخصاً نفس پرداخت یارانه و پرداخت‌های حمایتی را رد نمی‌کنم؛ اما مسئله این است که حمایت‌ها از چه راهی باید محقق شود. بسیار خوب است که دولت با استفاده از این یارانه‌ها شرایط توسعه نشر و دیگر زمینه‌های فرهنگی را فراهم کند،  فکر نمی‌کنم در این صورت کسی مشکل و مخالفتی با پرداخت یارانه داشته باشد. چگونه این شرایط با استفاده از همین یارانه‌ها می‌تواند فراهم شود؟ به کمک ابزار معافیت‌های مالیاتی پستی، بیمه‌ای آب، برق و ... همانند دیگر موارد نیاز مرتبط با بخش‌های فرهنگی هم اشتغال ایجاد شود، هم سازوکار روان‌تر شود. در این صورت است که پرداخت یارانه‌های ما سازنده خواهد بود و اگر کسی فعالیت فرهنگی داشت و اشتغال ایجاد کرد؛ باید از این یارانه‌ها استفاده کند. اینکه میلیاردها تومان را به صورت مستقیم در اختیار افراد مختلف قرار بدهید؛ جدا از اینکه به چه کسی عرضه و چگونه پرداخت می‌شود در آن هیچگونه عدالتی رعایت نشده است. در حال حاضر به قدری در حوزۀ نشر مسئله و مشکل اساسی داریم که واقعاً بن‌کارت و یارانه و ... در بین آنها گم شده است. همین یارانه مذکور هم که واقعاً تمامش در حوزۀ نشر هزینه نمی‌شود و بخش بزرگی از آن جاهایی صرف می‌شود که ما اصلاً نمی‌دانیم کجاست و به چه شکل است. این نوع نگاه به یارانه و این سبک پرداخت اصلاً نوعی اتلاف منابع است و انگار پولی حتماً باید بین عده‌ای حالا ده‌ها هزار نفر تقسیم شود. منظور این نیست که چرا به این افراد و نهادها داده می‌شود بلکه باید براساس سازوکاری مناسب این منابع پرداخت شود. فکر می‌کنید برای اصلاح شیوۀ نادرست فعلی تخصیص یارانه به نشر از کجا می‌توان شروع کرد؟ اساساً این مبلغ در چه صورتی می‌تواند واقعاً کمکی باشد برای ناشران و صنعت نشر کشور؟ ناشران ما واقعاً در شرایط بدی کتاب تولید می‌کنند. این یارانه می‌تواند به سمت ایجاد کتاب‌فروشی و تجهیز کتابخانه‌ها و مواردی که در بالا اشاره کردم، سوق داده شود تا سودش به همه جامعه برسد. همچنین در حال حاضر ما مشکل بزرگی در حوزۀ کتاب کاغذی و دنیای دیجیتال داریم، این یارانه می‌تواند برای پژوهش و بررسی و حمایت در نشر دیجیتال هزینه شود که هم ناشران ترغیب شوند از نشر کاغذی آرام آرام به سمت نشر دیجیتال روی آورند و هم کمترین آسیب را ببیند. ولی ظاهراً یارانه‌های ما به گونه‌ای پرداخت می‌شود که فعلاً این منبع به این صورت باید مصرف شود. زمانی ما به التفاوت ارزی می‌دادند، زمانی بن‌کارت‌های کاغذی و حالا هم بن‌کارت‌های الکترونیک ولی ماهیت یارانه تفاوتی نکرده و کمکی به توسعه نشر و فرهنگ نکرد. نتیجۀ این چند سال یارانه را بررسی کنید ببینید چقدر مؤثر بوده است. البته واقعاً بن‌کارت‌ها رقم آنچنانی نیست و توسعۀ فرهنگی توسعه‌ای بسیار پرهزینه است و اگر بخواهیم کار زیربنایی در حوزۀ فرهنگ انجام بدهیم این مبالغ چندان به حساب نمی‌آید ولی همین مبلغ نیز در مسیری قرار دارد که نتیجه و بازدهی ندارد. فکر می‌کنید این شیوه در تخصیص بن‌کارت به نمایشگاه کتاب آیا می‌تواند دلیلی باشد که بُعد فروشگاهی این رویداد فرهنگی به شدت بر بعد نمایشگاهی آن سایه انداخته است؟ هر نمایشگاهی در هر کشوری سازوکار خودش را دارد. طبیعتاً در کشوری که هنوز قانون کپی‌رایت به رسمیت شناخته نشده باشد نمایشگاه کتاب چه کارکردی می‌خواهد داشته باشد؟ در تمام دنیا یکی از اصلی‌ترین کارکردهای نمایشگاه‌های کتاب خرید و فروش حق نشر است. ما به دلیلی که عنوان شد این مورد را در نمایشگاه کتاب تهران نداریم، پس بیشتر به طرف فروش کتاب می‌رویم. ناشران داخلی هم می‌خواهند کتاب‌هایشان را در معرض دید عموم بگذارند و بعید می‌دانم اگر جنبۀ نمایشگاهی صرف باشد کسی فقط برای بازدید بیاید. شاید عده‌ای دانشجو، استاد و معلم، قشرهایی که با کتاب سروکار داشته‌ باشند در حال حاضر هم مردم با انگیزۀ گشت و گذار و هم خرید کتاب به نمایشگاه می‌آیند و این اتفاق در مجموع بسیار خوب است. همین که طی ده روز براساس آمار که شاید کمی بالا و پایین باشد نزدیک به 2 تا 2/5 میلیون نفر از نمایشگاه کتاب تهران بازدید می‌کنند، خیلی مفید است و می‌تواند جایگاه نمایشگاه را محکم کند ولی واقعیت این است که نمایشگاه کتاب تهران جز فروش کار دیگری نمی‌تواند انجام بدهد. البته یکی از مشکلات این نمایشگاه چه در بخش داخلی و چه خارجی این است که هیچ‌گاه جدی گرفته نشده است. از همان سال‌های ابتدایی راه‌اندازی این رویداد فرهنگی هیچ نگاهی مبنی بر برنامه‌ریزی برای توسعه نمایشگاه را شاهد نبوده‌ایم و مشخص نشده که اساساً هدف از برپایی این نمایشگاه چیست. نمایشگاهی راه‌اندازی شد و قرار بود به تدریج ویژگی‌های این نمایشگاه هم مشخص شود ولی این روال اولیه تا همین امروز هم همچنان وجود دارد. هنوز هم تنها ظرف دو تا سه ماه عده‌ای تلاش می‌کنند که نمایشگاهی برگزار شود و با پایان هر دوره دوباره فعالیتی شاهد نیستیم تا سال آینده. قصد ندارم بگویم همۀ نمایشگاه‌ها حتماً با یک موضوع و کاربردی دایر می‌شوند ولی چون بر مبنای یک برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده و چندین ساله پیش می‌روند بیشتر هدفمند هستند و دست‌اندرکاران می‌دانند که نمایشگاه را برای چه منظوری برگزار می‌کنند. نمایشگاه کتاب تهران هم به‌طور طبیعی آرام آرام به سمت تبدیل شدن به یک فروشگاه بزرگ گرایش پیدا کرده که باتوجه به شرایط نشر در ایران چندان هم بد نیست و بالاخره فضایی است که عده زیادی از همه جای ایران در آن حضور پیدا می‌کنند و با کتاب‌هایی که در طول سال در کشور منتشر شده آشنا می‌شوند. درواقع به تناسب روحیه و خواست مردم است که نمایشگاه کتاب تهران به شیوه‌ای که در حال حاضر شاهد هستیم برگزار می‌شود و بیشتر به سمت فروش گرایش دارد تا نمایش. حالا برخی دوره‌ها مدیرانی بودند که بُعد نمایش هم برایشان مهم بوده و در این حوزه هم فعالیت‌هایی داشته‌اند، برخی دیگر تنها به همان بخش فروش اکتفا کرده‌اند. در کل نمایشگاه کتاب تهران به تناسب آنچه جامعه احساس نیاز کرده به طرف فروش متمایل شده است. در فضای مجازی کاربران عادی خودشان نظرسنجی‌هایی دربارۀ نمایشگاه کتاب و کارکردهای آن برگزار می‌کنند. یکی از سؤالات جالب در این نظرسنجی‌ها این بود که اگر یک فروشگاه اینترنتی شرایط خرید کتاب را با همان درصد تخفیف نمایشگاه کتاب برای کاربران مهیا کند، آیا آنها بازهم برای بازدید به نمایشگاه کتاب می‌روند، شما در این باره چه فکر می‌کنید؟ واقعاً تنها انگیزه بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب همین تخفیف است؟ به نظرم تنها موضوع تخفیف نیست که مردم را علاقه‌مند به حضور در فضای نمایشگاه کتاب تهران می‌کند. مردم ما چون محل گردش و تفریح کم دارند و ضمناً در هر خانواده‌ای هم معمولاً یکی دو نفر اهل کتاب هستند اساساً تمایل دارند که در محیط نمایشگاه کتاب حضور داشته باشند. شخصاً تضاد میان تعداد بازدید کننده میلیونی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و تیراژ پایین کتاب در ایران برای من همیشه سؤال بوده است. این مردمی که در محل نمایشگاه کتاب تهران حاضر می‌شوند قطعاً برای کتاب آمده‌اند یا حداقل اکثرشان برای تهیه کتاب به نمایشگاه کتاب آمده‌اند و نه نمایشگاه اسباب‌بازی و امثالهم؟ ماجرا چیست که آمار بازدیدکننده میلیونی از نمایشگاه کتاب داریم ولی تیراژ کتاب در حد غیرقابل قبول و غیرقابل تصوری پایین است. اگر تمام افراد در این آمار میلیونی خریدار کتاب نباشند بخشی از آنها که قطعاً خریدار کتاب هستند و اگر این تعداد خریدار کتاب داریم (حتی نصف بازدیدکنندگان از نمایشگاه کتاب) باید وضعیت نشر ما در طول سال بهتر از آنچه که در حال حاضر است، باشد. یعنی این افراد به دنبال کتاب‌هایی با موضوعات خاص هستند که در نمایشگاه کتاب پیدا نمی‌کنند و اگر این موضوعات وجود داشته باشد برایشان جذاب‌تر است؟ آیا برای تخفیف می‌آیند؟ من فکر می‌کنم امکان تخفیفی که در نمایشگاه برای خریداران فراهم می‌شود یکی از انگیزه‌ها برای حضور در نمایشگاه است. بازدیدکننده پیش خود می‌گوید هم در نمایشگاه و محیطی فرهنگی گشتی می‌زنیم و هم کتاب‌های مورد نیازمان را ارزان‌تر می‌خریم. سایت‌های اینترنتی و فروشگاه‌های مجازی فرصت قدم زدن در نمایشگاه را در اختیار مردم قرار نمی‌دهد و واقعیت این است که همین بودن در فضای نمایشگاه برای خیلی از بازدیدکنندگان یک ویژگی اصلی است. درثانی بسیاری از این بازدیدکنندگان بن‌کارت دارند و تنها در بازۀ زمانی نمایشگاه می‌توانند از آن استفاده کنند. به‌نظرم مجموعه‌ای از تمام این مقولات است که بازدیدکننده را به نمایشگاه کتاب می‌کشاند. درست است که در این سه سال اخیر تغییراتی در رویه برگزاری نمایشگاه را شاهد بودیم و به اصطلاح تکانی به شیوه‌های اجرایی و مدیریتی این رویداد فرهنگی داده شده، ولی همچنان تغییرات و اصلاحات زیربنایی لازم را شاهد نیستیم. فکر می‌کنید چرا این اصلاحات زیربنایی محقق نشده است؟ من هم موافقم که خون تازه‌ای به نمایشگاه کتاب تزریق نشده فقط با تغییر مدیران رویه‌ها عوض شده است. من 29 دوره در نمایشگاه کتاب حضور داشته‌ام و از همان سال‌های اول هم همین رویه بوده که همیشه به خودمان می‌گفتیم از سال آینده فلان فعالیت جدید را آغاز می‌کنیم یا فلان رویه تازه را پیش می‌گیریم، حرکت‌هایی هم صورت می‌دادیم ولی واقعاً نتایج مطلوب و مورد انتظار را به دست نمی‌آوردیم. آرام آرام خود ما هم به این شیوه بسنده کردیم که ده روز امکانی را در اختیار نشر قرار داده می‌شود تا هم کتاب‌هایمان را عرضه کنیم و هم به فروش برسانیم و به تدریج هم صنعت نشر روی فروش در این بازه زمانی حساب باز کرد. از طرف دیگر مدیران فرهنگی در دوره‌های گذشته برگزاری نمایشگاه کتاب تهران را یک مسئولیت و وظیفه تلقی می‌کردند و هر دوره کمی پررنگ‌تر و یا کم‌رنگ‌تر و با کیفیت اندکی بالاتر یا پایین‌تر برگزار می‌شده است ولی روال اجرا همان روال نمایشگاه سال‌های اولیه است و حرکت تازه‌ای برای چگونگی برگزاری نمایشگاه کتاب شاهد نیستیم.   البته نمایشگاه کتاب هیچ‌گاه از نظر مکان برگزاری تکلیف روشنی نداشته و همیشه بر سر محل اجرا به تعبیری حتی جاروجنجال بوده که نمایشگاه بزرگراه چمران، مصلی یا شهر آفتاب کدام مناسب‌تر است؟ پس نمی‌توانیم از چنین نمایشگاهی که حتی مکان مشخصی ندارد انتظار داشته باشیم برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشد. گرفتاری اینجاست که همیشه خودمان را با کشورهای توسعه‌یافته مقایسه می‌کنیم ولی توجهی به بسترسازی‌ها و زیرساخت‌هایی که آنها طی سال‌های طولانی انجام داده‌اند نداریم. نمایشگاه کتاب فرانکفورت، لندن، پاریس، بلونیا و ... سالیان سال است که مکان ثابت و مشخصی دارند و احدی نمی‌تواند از آنجا تکانشان بدهد. با وجود نقل مکان به شهر آفتاب و امضای تفام‌نامه میان وزارت ارشاد و شهرداری تهران ما هنوز هم نمی‌دانیم آیا 4 سال دیگر و زمانی که مدت این تفاهم‌نامه تمام شد می‌توانیم هنوز هم در شهرآفتاب بمانیم یا مسئولان بعدی آنجا می‌گویند قرارداد ما تمام است دیگر نمی‌توانیم نمایشگاه کتاب را در این مکان برگزار کنیم. این مسائل را دولت‌مردان فرهنگی باید حل و فصل کنند و اگر این اطمینان در مورد ثابت ماندن محل نمایشگاه کتاب و موارد دیگر وجود داشته باشد قطعاً دبیرخانه با پایان هر دوره تعطیل نمی‌شود. دورۀ بعدی، و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت شاید صورت گیرد. واقعیت این است که ما در حال حاضر نمی‌دانیم اگر مشکلی میان وزارت ارشاد و شهرداری به وجود آمد تکلیف چیست؟ آیا ممکن است در این صورت شهرداری بگوید با وجود اختلافات به وجود آمده نمایشگاه کتاب همچنان سر جای خودش هست؟ کل این مجموعه نمایشگاه چه بخش داخلی و چه بخش بین‌المللی که نمایش فرهنگی ما را نشان می‌دهد باید سازوکاری داشته باشد که در طول سال برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری انجام شود نه اینکه ظرف سه ماه در محدودیت زمانی کارهایی همیشگی صورت بگیرد. روی این مسائل باید کار کرد و باید شرایطی را فراهم کنیم که مردم به معنای واقعی به طرف کتاب بیایند و کتاب و مطالعه را در برنامه‌های خود داشته باشند. به نقل از ایلنا ]]> کتاب Mon, 24 Apr 2017 07:00:51 GMT http://alef.ir/vdca0mnya49nie1.k5k4.html?465378 کتاب بی‌متن/ 58 http://alef.ir/vdcd9k0o5yt09j6.2a2y.html?465867 از مجموعه دو سالانه کارتون کتاب ]]> کتاب Wed, 26 Apr 2017 04:41:48 GMT http://alef.ir/vdcd9k0o5yt09j6.2a2y.html?465867 انتشار «داستان یک پرستار» به همت نشر نیستان http://alef.ir/vdcawmnyy49niy1.k5k4.html?465404 «داستان یک پرستار» مجموعه داستان برگزیده «اُ.هنری» ۱۹۹۹ منتشر شد به گزارش الف کتاب به نقل از فارس، مجموعه داستان «داستان یک پرستار» شامل گزیده‌ای از داستان‌های کوتاه برگزیده جایزه ادبی «اُ. هنری» در سال 1999 با ترجمه علی فامیان منتشر شد. این کتاب، مجموعه‌ای از 9 داستان کوتاه که همگی به زبان انگلیسی نوشته و در این سال در یکی از نشریات ایالات متحده منتشر شده است و از نظر داوران این جایزه دارای این شایستگی بوده است که دنیا و زبان متفاوتش بتواند در زمره برترین آثار این سال از این جایزه قرار بگیرد. پس از درگذشت «ویلیام سیدنی پورتر» مشهور به «اُ. هنری» نویسنده آمریکایی که به خلق سبک داستان‌نویسی کوتاه با پایان شگفت‌انگیز مشهور است، بنیادی به نام این نویسنده در آمریکا تأسیس شد که از جمله وظایف این بنیاد ادبی، علاوه بر سامان‌بخشی آثار متعدد این نویسنده شهیر آمریکایی، اعطای جایزه‌ای به نام او و در گونه ادبی مورد علاقه و در تخصص او یعنی داستان کوتاه بود. در همین راستا بنیاد ادبی «اُ. هنری»، چند سال پس از تاسیس، شروع به برگزاری مراسمی برای شناخت برگزیدگان و اعطای جایزه ادبی «اُ. هنری» در گونه داستان کوتاه کرد. برای این منظور داوران این جایزه با نگاه به مجله‌های ادبی معتبر آمریکا و داستان‌هایی که توانسته بودند در آنها به چاپ برسند، آثاری را انتخاب و در جمع خود به داوری وارد می‌کردند. در نتیجه کار آنها این بنیاد هر ساله بیست داستان را برگزیده و سه داستان از این بیست داستان را برنده اعلام می‌کند. همچنین مجموعه بیست داستانی هر ساله از برگزیدگان، به طور منظم توسط این بنیاد به چاپ می‌رسد و تا کنون بیش از 90 جلد از این مجموعه به چاپ رسیده است که در ایران با سرپرستی علی فامیان و در انتشارات کتاب نیستان در دست ترجمه قرار گرفته است. در مجموعه «داستان یک پرستار» آثاری از نویسندگانی چون پیتر بایدا، دیوید فاستر والاس، شارلوت فوربس و... به چشم می‌خورد. در میان داستان‌های این کتاب می‌توان چند پدیده تاریخی و انسان‌شناختی را رصد کرد که نویسندگانش در واپسین سال از قرن بیستم به آن توجه نشان داده و حتی می‌توان از آنها به طلیعه قرن بیست و یکم نیز نگاه کرد. دور شدن از ظاهر حوادث و رویدادها و انسان به عنوان شکل‌دهنده یک حادثه و حرکت به سمت متن و عمق رویدادها و انسان؛ یکی از این دست رویدادهاست. نویسندگان این کتاب نشان داده‌اند که با گذر از فرم روایت و خو کردن به سادگی بیش از اندازه در بیان، مسائلی مهم‌تر از فن روایت که شاید بشود از آن به عنوان توصیف ذات و درون آدمی در بستر رویدادهای اجتماعی یاد کرد، توجه نشان داده‌اند. همچنین خلق نگاهی تازه به ماجراهای پرتعلیق جنایی و یا مرگ نیز در این داستان‌ها بسیار قابل توجه و اعتناست و نشان از نوعی دگردیسی فکری و ذهنی در میان نویسندگان انگلیسی زبان در ابتدای قرن بیست و یک دارد. این مساله درکنار توجه پررنگ به حضور سایر اقوام و ملیت‌ها در داستان‌هایی که زمینه اصلی رخداد آنها در آمریکاست نیز نوعی نگاه تازه به جهانی شدن فرهنگ و مناسبات آدم‌ها را تداعی می‌کند. کتاب نیستان مجموعه داستان «داستان یک پرستار» برگزیدگان جایزه ا. هنری 1999 را در 240 صفحه و با قیمت 16000 تومان منتشر کرده است. ]]> کتاب Mon, 24 Apr 2017 07:58:50 GMT http://alef.ir/vdcawmnyy49niy1.k5k4.html?465404 فرهنگ به منزله يك رفتار http://alef.ir/vdciuua55t1aqy2.cbct.html?460704 «فرهنگ رشد فرهنگی» نویسنده: امیر رضا پور رضایی ناشر: قطره، چاپ اول 1395 370صفحه، 25000تومان   شما می‌توانید کتاب «فرهنگ رشد فرهنگی»را  تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید. **** لزوم توسعه فرهنگي و يا آنچنان كه موردنظر پوررضايي، نويسنده كتاب مي باشد؛ فرهنگ توسعه فرهنگي، مفهومي است كه در قالب يك رفتار و يا فرايند رفتاري مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. آنچه كه در زماني و در شرايطي ديگر درست بوده، الزاماً امروز نمي توان به درستي آن اطمينان داشت. لازم است هر از چندگاهي تمام آنچه را پذيرفته‌ايم و انجام مي دهيم، بازنگري كنيم و از انطباق آنها با آنچه كه امروز درست است، مطمئن شويم.  علم بشر محدود و داراي نقص نسبي است. به اين معنا كه علم امروز نسبت به ديروز كامل‌تر و نسبت به آينده، ناقص‌تر مي‌باشد كه بهترين گواه براي آن، تاريخ علم است و لزوم توسعه فرهنگي و يا فرهنگ رشد فرهنگي دقيقاً به همين علت است. قطار زندگي بشر در ابعاد مختلف در حال حركت است و هيچ دليلي ندارد كه اين قطار، فرهنگ را با خود ببرد.      فرهنگ مشخصاتي دارد كه استعداد جاماندن آن را بالا مي‌برد که از جمله آن می توان به مشهود نبودن فرهنگ به صورت خارجي و ديرآشكاري تغييرات و آسيب هاي فرهنگي اشاره کرد. بنابراين، اگر در جامعه رشد فرهنگي متناسب اتفاق نيفتد، نه تنها جامعه نخواهد توانست از ظرفيت هاي خود استفاده كند و به جايگاهي كه مي تواند در آن قرار داشته باشد، برسد. بلكه حجم عظيمي از نيروهاي اجتماعي، دچار هرزروي و از آن هم زيانبارتر، درگير همفرسايي خواهند شد. از سوی دیگر اشتباه فاحش این است که رشد فرهنگي را يك مفهوم لوكس و تجملي بدانيم. رشد فرهنگي براي تمام جوامع، به ويژه جوامعي مشابه ما كه در حال گذار هستند، يك نیاز مهم و ضروری است. عالي ترين هدف در زندگي انسان، شاد بودن است. انساني كه شاد باشد، گويي همه نيازهايش برآورده شده است و انساني كه شاد نباشد، هرچه داشته باشد، برايش بي‌فايده و بي‌معناست. اگر آيين زندگي انسان، يعني فرهنگش با زندگي‌اش همخوان نباشد، انسان شاد نخواهد بود و اگر اين ناهمخواني شدت يابد، به فروپاشي انسان و جامعه مي‌انجامد. از آنجا كه دنیای مدرن با سرعت درحال تغيير است، اين نياز جدي وجود دارد كه فرهنگ رشد كند و براي محيط و مقتضيات جديد زندگي انسان، پاسخي مناسب و درخور داشته باشد. پوررضايي فرهنگ رشد فرهنگي را در سه فصل نوشته است. در فصل نخست، وي چرايي و لزوم رشد فرهنگي را مدنظر قرار داده و پس از تعريف فرهنگ، رشد فرهنگي و فرهنگ رشد فرهنگي، به علل اتفاق نيفتادن رشد فرهنگي، تنبلي، ترس و رشد فرهنگي، فرهنگ روان شناسي و لزوم خدمات متقابل آن ها به ويژه از اين جهت كه فرهنگ را به عنوان يك رفتار مطمع نظر قرار داده است، مي پردازد. در ادامه اين فصل، نويسنده، فرهنگ را از جنس عادت و فرهنگ رشد فرهنگي را از جنس تغيير عادت و اولويت‌هاي خودآگاهانه و ناخودآگاهانه مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد. وي آنگاه به مقوله فرهنگ، توسعه و مدرنيته، فرهنگ و فلسفه، فرهنگ و تجربه، فرهنگ و ساختارها، فرهنگ رَس – حوزه فرهنگي – داد و ستد فرهنگي پرداخته و در آخر اين فصل،  شكل گيري فرهنگ براساس جذابيت و جواب گويي را به بحث گذاشته است. نويسنده در فصل دوم كتاب با عنوان آينده اقوام و ملل – فرهنگ فردي و فرهنگ جهاني، به دغدغه هايش پيرامون اضمحلال فرهنگ هاي قديمي و اصيل پرداخته و مي‌نويسد كه امروز و خيلي بيشتر ديروز و ديروزها، به دليل كوچك بودن فرهنگ رَس، فرهنگ هاي متعدد و متكثر قومي، ملي و منطقه‌اي داشتيم كه بسياري از ما امروز هم به همين فرهنگ‌ها و آداب و سنن و ارزش‌هاي برخاسته از آنها علاقه‌منديم و براي بسياري از ما دردناك است كه ببينيم اين‌فرهنگ ها رفته رفته كمرنگ و كمرنگ‌تر مي‌شود. همچنين، به زعم نويسنده، تصور اين است كه در اين مسير، فرهنگ اقوام و ملل كوچك به تدريج استحاله يافته و به طور كامل در فرهنگ جهاني درحال شكل گيري حل مي شوند. اما فرهنگ‌هاي بزرگ به نسبت جذابيت و جواب گويي در اين فرهنگ جهاني در حال شكل‌گيري، سهم خواهند داشت. در كنار اين، افراد نيز يك يك، فرهنگ شخصي خود را مثل امروز دارا خواهند بود. اما اين فرهنگ فردي نيز آنچنان كه امروز تحت تأثير فرهنگ ملي، منطقه اي، شهري و قومي فرد است، در آن موقع از آن فرهنگ جهاني به وجود آمده تأثير خواهد گرفت. در اين فصل، نويسنده تلاش كرده با روشي كاملاً علمي و به دور از ديدگاهي غربي، مفاهيمي چون فرهنگ پژوهي، خالي از ارزش داوري، زمينه و زمانه خودانتقادي – فرهنگ خود انتقادي، جامعه ايران، جامعه مدت هاي كوتاه و فرهنگ اندروني – فرهنگ بيروني به بحث بگذارد. همچنين، مباحثي چون آينده پژوهي و رشد فرهنگي، اجزاي نظام اجتماعي، آب، فرهنگ و مردم سالاري، فرهنگ و آموزش، حيراني فرهنگي، انسان درگير ناكامي و تعارض و زبان و فرهنگ مدنظر نويسنده بوده است. ساير مباحث اين فصل شامل موارد ذيل مي باشد: ادبيات كاربردي، ادبيات كاربردي چيست؟، ترجمه، هنر و فرهنگ، فرهنگ و دين، آهستگي و فرهنگ و ساير مباحث و دغدغه هايي كه نويسنده و مخاطبانش را به چالش كشيده است. در فصل پاياني نيز نويسنده با مدنظر قرار دادن مفهوم فرهنگ هاي مضاف، رويكردهاي جديد را در حوزه فرهنگ به منزله يك رفتار، مورد بحث و بررسي قرار داده و مباحثي چون: فرهنگ شادبودن، فرهنگ گفتگو، فرهنگ و آب، فرهنگ آهستگي، فرهنگ نام، لقب و عنوان، فرهنگ كار، فرهنگ كار در مناطق كويري، فرهنگ منافع ملي، فرهنگ جوك، شايعه و توهم توطئه، فرهنگ قانون، فرهنگ مديريت، فرهنگ شراكت و ناميك ‌‍‌‍(برند)، فرهنگ ترافيك، فرهنگ زناشويي، فرهنگ شهرنشيني – فرهنگ آپارتمان نشيني، فرهنگ معماري تهران و معماري امروز و فردا را در قالب مقالاتي براي مخاطبان كتاب آورده است. در بحث فرهنگ معماري تهران، گرچه نويسنده قصد ندارد وارد مقولات و جنبه هاي هنري فرهنگ بشود، اما به زعم او باتوجه به اعتقاد بسياري مبني بر بحران هويتي كه گريبانگير جامعه ايران است و آنرا در خطري جدي، بزرگ و مسلم قرارداده، خيابان ها، گياهان، مغازه ها و  ساختمان هاي يك شهر مي تواند باعث تداعي خاطرات تلخ شيرين براي شهروندان و اعضاي جامعه آن باشد؛ به نحوي كه تفرج در اين مكان ها و سازه هاي معماري، مرورگر خوبي براي عمري زندگي و اصلاح چندين دهه فرهنگ و رفتار فرهنگي باشد.   ]]> کتاب Wed, 26 Apr 2017 05:18:18 GMT http://alef.ir/vdciuua55t1aqy2.cbct.html?460704 «دشمن آینده» به همت نشر چشمه به نمایشگاه کتاب می‌آید http://alef.ir/vdcaomny649nia1.k5k4.html?465891 به گزارش الف کتاب، هادی خورشاهیان در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان گفت:کتابم با عنوان «دشمن آینده» قرار است در سی‌ُامین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه شود. این کتاب در قالب رمان بزرگسال است. کتاب «دشمن آینده» را انتشارات چشمه منتشر کرده است.   وی افزود: رمان «دختری که نبود» برای گروه سنی نوجوان توسط نشر افق به این دوره از نمایشگاه کتاب می‌آید.   این نویسنده با اشاره به اثر دیگر خود اظهار داشت: کتاب «آیدای شگفت‌انگیز» نیز مجموعه داستانی برای مخاطب کودک است که توسط نشر سکو منتشر شده و قرار است در سی‌ُامین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه شود. هر سه این کتاب‌ها در فاصله بین بیست و نهمین تا سی‌ُامین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران منتشر شده‌اند.   گفتنی است؛ سی‌ُامین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از 13 تا 23 اردیبهشت ماه سال‌جاری در شهر آفتاب پذیرای علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی است. ]]> کتاب Wed, 26 Apr 2017 05:44:52 GMT http://alef.ir/vdcaomny649nia1.k5k4.html?465891