پایگاه خبری الف - پربيننده ترين عناوين اجتماعی :: نسخه کامل http://alef.ir/social Sun, 19 Feb 2017 17:23:38 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://alef.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری الف http://alef.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Sun, 19 Feb 2017 17:23:38 GMT اجتماعی 60 دو مأمور پلیس، نگهبان یک پاساژ را که به یک زن تجاوز کرده بود، ربوده و کتک زدند http://alef.ir/vdch6-nkx23nkmd.tft2.html?446583 ایران نوشت: 28 دی ماه امسال نگهبان 42 ساله به نام مجید به اداره آگاهی تهران رفت و با تنظیم شکایتی گفت: چند روز پیش دو مأمور پلیس با مراجعه به محل کارم مرا به محل ناشناسی پردند و شکنجه‌ام کردند. بعد هم از من خواستند که به دستورات صاحب پاساژ تجاری که نگهبان‌اش هستم عمل کنم و سرم به‌کار خودم باشد. به‌دنبال اظهارات این مرد و با پیگیری‌های کارآگاهان، دو مأمور مورد نظر شناسایی شدند و در بررسی‌ها مشخص شد هیچ مأموریتی به آنها برای بازداشت نگهبان داده نشده و هر دو خودسرانه اقدام به این کار کرده‌اند. بنابراین هر دو مأمور دستگیر شدند. آنها در بازجویی‌ها گفتند: صاحب پاساژ تجاری که از دوستان ما بوده خواست این مرد را که قبلاً به همسر صاحب پاساژ تعرض کرده و از او مدارکی پیش‌خودش دارد ادب کنیم. گرچه اشتباه کرده و قبول داریم نمی‌بایست از ماشین و لباس سازمانی سوءاستفاده می‌کردیم. بدین‌ترتیب پرونده دو مأمور پلیس به شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست اصغر زاده و با حضور قاضی توکلی ـ مستشار ـ  فرستاده شد و آنها تحت محاکمه قرار گرفتند. در جلسه دادگاه مدیر پاساژ تجاری گفت: وقتی از همسرم شنیدم که مورد آزار و اذیت شیطانی مرد نگهبان قرار گرفته است تصمیم گرفتم او را حسابی گوشمالی بدهم به‌همین منظور با دو مأمور که از دوستانم بودند برنامه‌ای برای ادب کردن او طراحی کردیم.پس از طرح ادعای مدیر پاساژ مرد نگهبان به صورت غیر علنی به‌خاطر تعرض به زن جوان محاکمه شد و در مورد دو مأمور متخلف هم قضات وارد شور شدند و بزودی حکم‌شان را درباره آنها صادر خواهند کرد. ]]> اجتماعی Sat, 18 Feb 2017 04:44:31 GMT http://alef.ir/vdch6-nkx23nkmd.tft2.html?446583 دادگاه؛ مقتول بدلیل تجاوز به همسرقاتل، مهدورالدم شناخته شد http://alef.ir/vdcjomexxuqexmz.fsfu.html?446684 یران نوشت: آذر سال 90 بود که پس از ناپدید شدن رئیس یک شرکت خصوصی در شمال تهران، کارآگاهان پلیس جنایی با ردیابی تلفن همراه مرد گمشده به محل زندگی زن و شوهری در جنوب شهر رسیدند.  این مرد پس از دستگیری اعتراف کرد که رئیس شرکت را به قتل رسانده است. بعد هم گفت جسد را در صندوق عقب خودروی مقتول گذاشته و ماشین را در یکی از پارکینگ‌های عمومی شهر رها کرده‌ است. بلافاصله گروه تجسس و مأموران اداره تشخیص هویت به محل مورد نظر رفته و جسد را کشف کردند. پس از اعتراف‌های مرد جوان و زنش، هر دو در رابطه با قتل رئیس شرکت بازداشت شدند و تیر ماه امسال، آنها در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده محاکمه شدند. در دادگاه چه گذشت؟ در جلسه دادگاه نماینده دادستان پس از بیان کیفرخواست علیه زن و شوهر حمید -38 ساله- و ناهید – 32 ساله- برای آنها به اتهام مباشرت و مشارکت در قتل رئیس شرکت خصوصی در خانه‌شان درخواست مجازات کرد. اولیای دم (فرزندان و پدر و مادر مقتول) نیز خواستار قصاص قاتل شدند. آنگاه حمید به‌عنوان متهم ردیف اول در برابر قضات ایستاد و گفت: «وقتی همسرم تعریف کرد که رئیس شرکت پس از مسموم کردنش، او را مورد آزار شیطانی قرار داده است خونم به جوش آمد و نقشه گوشمالی مرد شیطان صفت را طراحی کردم، اما نمی‌دانستم او کشته می‌شود. بنابراین طبق نقشه از زنم خواستم مرد غریبه را به خانه دعوت کند. وقتی از در وارد شد و می‌خواست به طرف همسرم برود او را با ضربه میله فلزی بیهوش کردم. وقتی به‌هوش آمد جملات و الفاظ زشتی را به زبان آورد که عصبانی‌ام کرد، من هم با تیغ موکت بری که روی پله ساختمان بود سرش را بریدم و جسدش را داخل یک گونی انداختم بعد هم آن را در صندوق عقب خودروی خودش گذاشتیم و ماشین‌ را به پارکینگ انتقال دادیم. زن جوان نیز که علاوه بر اتهام مشارکت در قتل به رابطه شیطانی متهم شده بود، گفت: با مقتول به‌صورت تصادفی در  فضای مجازی آشنا شدم. وقتی با دعوتش به محل کارش که یک شرکت خصوصی در شمال تهران بود رفتم، او مرا بیهوش کرد و مورد تعرض قرار داد. وقتی به‌هوش آمدم ادعا کرد که از صحنه رابطه شیطانی‌اش فیلم گرفته است.از این طریق بود که به رابطه‌های شیطانی با من ادامه داد. تا اینکه موضوع را به همسرم گفتم چون عذاب وجدان گرفته بودم. این زن جوان نیز پس از محاکمه از سوی قضات به خاطر رابطه شیطانی به 15 سال حبس و 99 ضربه شلاق محکوم شد اما قضات دادگاه عامل قتل را براساس قانون و به دلیل اثبات به مهدور الدم بودن مقتول، از اتهام قتل تبرئه کردند. این رأی از سوی قضات دیوانعالی کشور نیز تأیید شد و عامل قتل در آستانه آزادی قرار گرفت. ]]> اجتماعی Sat, 18 Feb 2017 09:15:08 GMT http://alef.ir/vdcjomexxuqexmz.fsfu.html?446684 پایان تلخ رابطه زن شوهردار با خواستگار قدیمی http://alef.ir/vdcdj90ojyt0o96.2a2y.html?446688 مرد جوان که با همدستی زن مورد علاقه اش همسر او را کشته بود، در کمتر از ۲۴ ساعت از وقوع جنایت از سوی کاراگاهان اداره دهم پلیس آگاهی شناسایی و دستگیر شد. به گزارش مهر، ساعت ۲۰:۳۰ روز پنج شنبه، از طریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ یک فقره فوت مشکوک به کلانتری ۱۵۲ خانی آباد اعلام شد. با حضور ماموران در بیمارستان و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد فردی بنام مرتضی ۳۲ ساله بر اثر اصابت گلوله به ناحیه صورت و پهلو به قتل رسیده است.  با حضور مامورین در محل بیمارستان و انجام تحقیقات اولیه از بستگان و اعضای خانواده ی مقتول ، برادرزن مقتول به مأمورین اعلام داشت: خواهرم بنام المیرا ۳۱ ساله  در اتوبان آزادگان با خودرو شخصی ۲۰۶ در حال تردد بوده که خودرو شخصی اش دچار پنچری می شود. المیرا با همسرش  تماس گرفته و از او جهت تعویض لاستیک خودرو درخواست کمک می کند. مرتضی  نیز پس از گذشت ۲۰ دقیقه در محل حاضر می شود که در زمان تعویض لاستیک خودرو ، فردی که گویا یک کلاه ایمنی موتورسیکلت به سر داشته به آنها نزدیک ، به قصد زورگیری با مقتول درگیر و نهایتا با اسلحه  همراه خود اقدام به شلیک کرده و پس از به قتل رساندن مرتضی از محل متواری شده است.  با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمـد و به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران ، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.  در شرایطی که ظواهر امر حکایت از وقوع جنایت در یک زورگیری داشت ، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به تحقیق از راننده  یک دستگاه خودرو عبوری از محل جنایت پرداختند که که موفق به مشاهده لحظه فرار قاتل از محل شده بود. این شخص در اظهاراتش به کارآگاهان عنوان داشت :با خودرو شخصی در حال عبور از محل جنایت بودم که متوجه شدم فردی روی زمین افتاده و نفر دوم نیز با اسلحه بالای سرش ایستاده، جهت بررسی موضوع ،  دنده عقب گرفته و به صحنه نزدیک شدم که همزمان ،  فرد مسلح از محل متواری شد. پس از پیاده شدن از ماشین ، متوجه شدم شخصی که روی زمین افتاده به قتل رسیده و خانم جوانی نیز درخواست کمک می کند.  در تحقیقات از شاهد صحنه جنایت و در شرایطی که در تحقیقات اولیه از سوی همسر مقتول عنوان شده بود که قاتل یک کلاه ایمنی موتورسیکلت به سر داشته ، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که قاتل کلاه ایمنی بر سر نداشته و پس از مشاهده صحنه ی نزدیک شدن یک دستگاه خودرو سواری به محل جنایت ، به سرعت از محل متواری شده است.  کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در ادامه تحقیقات پلیسی ، به بررسی دیگر اظهارات همسر مقتول در خصوص پنچرشدن خودرو شخصی پرداختند. همسر مقتول در اظهاراتش مدعی پنچری لاستیک عقب خودرو ۲۰۶ خود شده بود اما کارآگاهان با بررسی لاستیک های خودرو ۲۰۶ متعلق به وی اطمینان پیدا کردند که هیچکدام از لاستیک های خودرو دچار پنچری نشده است.  با توجه به تحقیقات میدانی از محل جنایت  و بررسی اظهارات همسر مقتول ، کارآگاهان اداره دهم به تحقیق از همسر مقتول در خصوص علت حضورش در اتوبان آزادگان پرداختند اما او با صحنه سازی حاضر به ارائه توضیحات به کارآگاهان نبود لذا با توجه به تناقضات موجود در اظهارات همسر مقتول و همچنین نتایج بدست آمده از تحقیقات، ضمن هماهنگی با مقام قضایی المیرا  در ساعت ۰۳:۳۰ بامداد جمعه دستگیر و جهت انجام تحقیقات به اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.  المیرا پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ همچنان اظهارات اولیه خود مبنی بر ارتکاب جنایت توسط یک زورگیر را مطرح می کرد اما در ادامه تحقیقات و پس از ارائه دلایل و مستندات از سوی کارآگاهان ، چاره ای جز اعتراف و بیان حقیقت نداشت.  سرانجام در ساعت ۱۱ روز جمعه المیرا لب به بیان حقیقت گشود و خواستگار سابق خود بنام «علیرضا» را به عنوان عامل جنایت معرفی کرد. وی در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: زمانیکه علیرضا متوجه اختلافات من با همسرم شد ، تصمیم به کشتن او گرفت و عنوان کرد که حتی اگر من با او همکاری نداشته باشم ، به تنهایی مرتضی را خواهد کشت. شب جنایت و برابر برنامه علیرضا، من به اتوبان آزادگان رفتم. به مرتضی زنگ زده و به دروغ عنوان کردم که لاستیک خودرو پنچر شده است. شوهرم از من درخواست کرد تا داخل ماشین نشسته ، درهای ماشین را بسته و منتظر او بمانم. بعد از گذشت حدودا ۲۰ دقیقه ، مرتضی از محل کارش در منطقه قرچک ورامین به محل رسید و در حالی که قصد تعویض لاستیک خودروی مرا داشت، علیرضا از پشت یک تپه خاکی خارج شد و طی یک درگیری و با شلیک چند گلوله، مرتضی را به قتل رساند. کارآگاهان اداره دهم آگاهی با شناسایی محل سکونت علیرضا ۳۶ ساله در خیابان ۲۰ متری افسریه، و در کمتر از ۲۴ ساعت از زمان وقوع جنایت اقدام به دستگیری عامل جنایت اتوبان آزادگان کرده و در بازرسی از محل سکونتش موفق به کشف یک قبضه اسلحه شکاری ساچمه زنی شدند که مقتول بوسیله آن به قتل رسیده بود.  علیرضا پس از انتقال به اداره دهم ویژه قتل و مواجه حضوری با المیرا صراحتا به طرح پیشنهاد قتل مرتضی، طراحی و ارتکاب جنایت اعتراف کرد. متهم در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: ۱۶ سال پیش خواستگار المیرا بودم اما موفق به ازدواج با هم نشدیم. چند ماه پیش بود که به صورت کاملا اتفاقی یکدیگر را ملاقات کردیم و از آن زمان به بعد مجددا تماس های ما از سر گرفته شد. در این مدت المیرا دائما در خصوص اختلاف شدید خود با مرتضی صحبت می کرد به گونه ای که پس از مدتی تصمیم به کشتن مرتضی گرفتم. حوالی ظهر با المیرا در منطقه نارمک ملاقات کردم و به او عنوان کردم که امروز همان روزی است که من باید کار همسرش را تمام کنم و طرح کشتن مرتضی را برایش توضیح دادم. از المیرا خواستم تا به اتوبان آزادگان رفته ، از آنجا با مرتضی تماس گرفته ، موضوع پنچر شدن ماشین را مطرح و نهایتا برای تعویض لاستیک ماشین از همسرش درخواست کمک کند. پس از گذشت ۲۰ دقیقه از تماس المیرا با مرتضی، در حالیکه من پشت یک تپه خاکی پنهان شده و منتظر آمدن مرتضی بودم، او در محل حاضر شد. مرتضی در صندوق عقب ۲۰۶ را باز کرده و مشغول بیرون آوردن لاستیک زاپاس خودرو بود که من به وی نزدیک شده و اولین گلوله را به پهلویش شلیک کردم ؛ مرتضی در همان وضعیت با من درگیر شده بود که روی زمین افتاد. در حالیکه بالای سرش ایستاده بودم، تفنگ را روی صورتش گذاشته و گلوله بعدی را شلیک کردم ؛ در همین زمان بود که یک خودرو عبوری به صورت دنده عقب به من نزدیک می شد که به سرعت به پشت تپه رفته و از محل متواری شدم.سرهنگ کارآگاه حمید مکرم معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت: با اعتراف صریح متهمین به مشارکت در ارتکاب جنایت ، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس مدیر روستا پرونده برای متهمان صادر، هر دو متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند. ]]> اجتماعی Sat, 18 Feb 2017 09:36:33 GMT http://alef.ir/vdcdj90ojyt0o96.2a2y.html?446688 مناطق ممنوعه دنیا برای انسان‌ها کجا هستند/ جزیره مارها+عکس http://alef.ir/vdcgq39tuak9tu4.rpra.html?446717 هفته نامه همشهری جوان - محمدتقی حاجی موسی: تبت یکی از حفاظت شده ترین مناطق در دنیاست که ورود به آن برای خارجی ها ممنوع است، در دنیا چه مناطق ممنوعه دیگری وجود دارد؟ چین، تبت، لهاسا، مقدس ترین مکان روی زمین برای بودایی ها؛ جایی که معبد جوکانگ، مهم ترین معبد بودیست ها در آن واقع شده و پیروان این آیین برای زیارت و انجام بعضی مناسب به آنجا سفر می کنند. هر روز تعداد زیادی از چینی های معتقد به بودا گرداگرد معبد طواف می کنند، رو به آن دعا می خوانند و عبادت می کنند. خادمان معبد هم میان مردم می چرخند و ظرف هایی را می گردانند که از آن ها دودهایی با بوی تند بلند می شود؛ بویی که هوای اطراف معبد را سنگین می کند. در سال های اخیر اما کمتر آدم خارجی ای توانسته این تصاویر را از نزدیک ببیند و اگر هم توانسته از دور بوده و اجازه نزدیک شدن به معبد و حرف زدن را نداشته است. دولت کمونیست چین در بیش از نیم قرن گذشته تدابیر امنیتی سختی را برای وورد خارجی ها به تبت اجرا کرده و هر کس که می خواهد وارد این منطقه شود، باید ثبت نام کند و بعد از مدت ها با شرایط ویژه ای وارد آن شود.   حالا بعد از مدتی طولانی یک گروه از خبرنگاران توانسته اند به این بخش ممنوع خاک چین سفر کنند و مشاهداتشان را برای دیگران تعریف کنند؛ مواردی که البته تنها منحصر به تبت نیست و نقاط دیگری هم در دنیا وجود دارند که به شدت تحت تدابیر امنیتی هستند و هرکسی امکان ورود به آن ها را ندارد. تبت سال هاست که منطقه ای ناآرام به حساب می آید و خواستار جدایی از چین بوده است. از سال 1951 اما دولت کمونیست کنترل کامل این منطقه را به دست گرفت که باعث شد ناآرامی ها بیشتر از قبل شود. این اعتراضات تا سال 1959 و یک شورش ادامه پیدا کرد که با سرکوب شدید دولت کمونیست مواجه شد و همین شبب شد رهبر بودایی ها یعنی دالای لامای چهاردهم، تبت را ترک کند و به هند برود. سرکوب دولت ولی در این سال ها باعث نشده اعتراضات پیروان دالای لاما تمام شود و تنها از سال 2009 تا حالا 140 بودایی خودشان را در اعتراض به محدودیت ها آتش زده اند. چنین اتفاقاتی باعث شده پکن از ورود خارجی ها به این منطقه جلوگیری کند و نگذارد تصاویر آن به بیرون درز پیدا کند. گردشگرانی که بخواهند برای بازدید به تبت بروند، باید حتما قبل از آن ثبت نام کنند و تنها در محدوده های زمانی خاصی که دولت چین تشخیص می دهد، وارد آن شوند. این وسط تنها در موارد معدودی به خبرنگاران اجازه ورود داده می شود و وقتی قرار باشد ان ها به تبت بروند، ماموران امنیتی همیشه در کنارشان هستند و تمام رفتارشان را زیر نظر دارند. تنها مکان هایی که ماموران صلاح بدانند برای بازدید انتخاب می شود و این یعنی گشت و گذار در تبت حتی از کره شمالی هم سخت تر است. ماموران دولتی آن قدر مواظب خبرنگاران و گردشگران هستند که نگذارند آن ها حتی سوال اضافی از کسی بپرسند. برای همین وقتی خبرنگاران به دیدار یکی از مقامات تبت رفته اند، اجازه هیچ سوالی نداشته اند و آقای مسئول 80 دقیقه بدون توقف در مورد خوشحالی مردم و خوب بودن اوضاع برای آن ها صحبت کرده است. مواردی که خود خبرنگاران هیچ وقت به چشم ندیده اند. حتی زمانی که از ماموران خواسته شده به خبرنگاران اجازه دهند به معبدی در نزدیکی مرز با هند بروند، آن ها پاسخ داده اند چنین معبدی با آن ها فاصله بسیار زیادی دارد، در حالی که نقشه گوگل فاصله را تنها 24 کیلومتر نشان می داده است. اکنون در چین نژاد «هان» بیشترین فراوانی را دارد و حضور این قوم در تبت یکی از مواردی است که باعث شده هر روز درگیری هایی ایجاد شود. تا دهه 60 میلادی عده افراد این قوم در تبت تنها 39500 نفر بوده حالا اما این عدد به بیش از 245 هزار نفر رسیده و این یعنی دولت مرکزی می خواهد با افزایش نژاد هان در تبت اکثریت را به هم بزند. حالا در شغل های دولتی کسانی که از نژاد هان باشند، نسبت به تبتی ها درآمد بیشتری خواهندداشت و از حقوق اجتماعی بالاتری برخوردار هستند و البته بیشتر مناصب مهم در تبت هم در دست آن هاست. غیر از تغییر نژاد، مدرن کردن تبت، مورد دیگری است که پکن می خواهد از طریق آن، فرهنگ تبتی ها را تغییر دهد. حالا در لهاسا بزرگراهی در حال ساخت است که کاملا مدرن و به روز طراحی شده و مسیری را که پیمودن آن الان در میان گل و لای نه ساعت زمان می گیرد به اندازه نیم ساعت کوتاه کند. حضور خود چینی ها در تبت و آشنایی مردم و جوانان تبت با دنیای مدرن یکی از نگرانی های بزرگان بودایی و قدیمی های این منطقه است که می ترسند این طوری دیگر جوانان بی خیال مبارزه و مقابله شوند و در سال های آتی تبت کاملا شبیه به دیگر استان های چین شود؛ مکانی خنثی و بدون خطر برای دولت کمونیست. سائوپائولو؛ جزیره مارها       چهار هزار گونه از سمی ترین مارهای دنیا در این جزیره کوچک نزدیک «سائوپائولو» زندگی می کنند که سم بعضی از آن ها می تواند گوشت انسان را آب کند! حضور این همه مار یک جا باعث شده دولت برزیل ورود افراد را به آن ممنوع اعلام کند.   نیواورلئان؛ باشگاه 33       مرکز شهر نیواورلئان، جایی که یکی از اولین ساختمان های دیزنی لند توسط والت دیزنی ساخته شد. ساختمانی که در اصل یک رستوران است با دری آبی رنگ اما ورود به آن برای هر کسی آزاد نیست و اسرار بسیاری در مورد آن وجود دارد. تنها افراد مهم و چهره های مشهور می توانند وارد این باشگاه شوند و برخی معتقدند عدد 33 آن به باورهای ایلومناتی و خرافات ربط دارد. کسانی که برای ورود به این اتاق ثبت نام کرده اند حداقل باید 14 سال در صف بایستند و البته 40 هزار دلار هم برای نام نویسی پرداخت کنند. تازه هر سال 27 هزار دلار دیگر هم به مبلغ اولیه اضافه می شود.   سوالبارد؛ مرکز نگهداری دانه های حیاتی       این مرکز قرار است جایی باشد برای نگهداری از دانه های گیاهی و طوری طراحی شده که هزاران سال بعد هم محتویاتش سالم بمانند. برای همین زیر انبوهی از صخره و یخ ساخته شده تا اگر روزی برق هم قطع شد، دانه ها یخ زده باقی بمانند.   واتیکان؛ کتابخانه واتیکان       تنها افراد معدودی در دنیا هستند که اجازه ورود به این کتابخانه را دارند؛ جایی که کتاب هایی با ارزش بسیار بالا از لحاظ قیمتی و البته اطلاعاتی در آن نگهداری می شود. کتاب هایی دستنویس به جا مانده از تمدن مایا تا کتاب هایی اسرارآمیز که داستان های زیادی درباره محتویاتشان وجود دارد.   پیونگ یانگ؛ اتاق 39       این اتاق در دفتر حزب کمونیست در پیونگ یانگ واقع شده و هیچ کس نمی داند دقیقا چه اتفاقی در آن رخ می دهد. شایعات اما از حفاظت شدیدش خبر می دهند و همین یعنی جای مهمی است. البته کره شمالی خودش کلا جای امنیتی است و ورود به آن اصلا کار راحتی نیست.   مونتینیاک؛ غارهای لاسکو       نقاشی هایی که در این غار وجود دارند، احتمالا مربوط به 17 هزار سال پیش و انسان های اولیه هستند. همین باعث شده از سال 1963 دولت فرانسه بازدید از آن را برای عموم ممنوع کند. هر چند شایعاتی هم درباره این غار و تاثیرات مرموزش بر آدم ها وجود دارد.   کنتاکی؛ فورت ناکس       محل ذخیره اصلی طلاهای آمریکا این جاست. میلیاردها دلار طلا در مرکزی در عمق زمین نگهداری می شود که بیش از 30 هزار سرباز از آن حفاظت می کنند و هلی کوپترهای نظامی همواره بر فرازش در حال پرواز هستند. گفته می شود در اصلی این مخزن، یک در بیست و دو تنی احتمالا فولادی است که در مقابل هر ضربه و انفجاری مقاوم است.   کالیفرنیا؛ بیشه بوهمیا       نزدیک به 150 سال است که تابستان هر سال تعدادی از افراد قدرتمند دنیا در عرصه سیاست به کالیفرنیا می روند تا در یک جلسه عجیب شرکت کنند؛ جایی که فقط مردان می توانند واردش شوند و گفته می شود تصمیمات مهمی درباره پروژه هایشان در دنیا آن جا گرفته می شود؛ تصمیماتی از قبیل پروژه منهتن که به ساخت سلاح های اتمی منجر شد. تاکنون افراد غیرمرتبط کمی توانسته اند به بوهمیا بروند و از آن جا و مراسم خاصش داستان های شگفت آور تعریف کنند.   نوادا؛ ناحیه 51       یکی از مرموزترین و امنیتی ترین مکان های روی زمین که دولت آمریکا تا سال 2013 وجود آن را انکار می کرد. گفته می شود این منطقه، مکانی برای آزمایش های سری وزارت دفاع آمریکاست. هرچند برخی شایعات می گویند آدم فضایی ها در آن نگهداری می شوند.     آتلانتا؛ گنجینه کوکاکولا       فرمول ساخت کوکاکولا آن قدر مهم و سری است که برای نگهداری از آن کلی تدابیر امنیتی در نظر گرفته شده است و یک محفظه بسیار پیشرفته برای حفاظت از آن ساخته شده که افراد بسیار کمی می توانند واردش شوند و احتمالا نگاهی دوباره به ترکیبات کوکاکولا بیندازند.   اتاق خواب ملکه انگلستان       سال 1982، مردی به نام مایکل فاگان توانست از دیوارهای چهار و نیم متری کاخ باکینگهام و از بالای نرده های آهنی برق دار بگذرد و خودش را به اتاق خواب ملکه برساند. او خیلی راحت لب تخت نشست و در حالی که ملکه خواب بود یک فنجان چای هم نوشید. بعد از این اتفاق از سرنوشت فاگان اطلاع خاصی در دست نیست. اما اتاق ملکه تبدیل به یکی از امنیتی ترین اتاق های جهان شد که هیچ کس نمی تواند نزدیکش شود. ]]> اجتماعی Sat, 18 Feb 2017 10:44:41 GMT http://alef.ir/vdcgq39tuak9tu4.rpra.html?446717 روایتی از پلاسکو در گفت‌وگو با آتش‌نشانی که از مرگ نجات یافت+ عکس http://alef.ir/vdcezp8efjh8eni.b9bj.html?446517 23 روز از حادثه پلاسکو گذشته بود که آتش‌نشان نجات‌یافته به دفتر خبرگزاری می‌آید تا از سخت‌ترین روز کاری‌اش در این سال‌ها بگوید. مرد 40 ساله‌ای که در رشته مهندسی فناوری آلاینده‌های محیط‌زیست تحصیل کرده‌ و قبل از اینکه آ‌تش‌نشان شود در امنیت پرواز فرودگاه مهرآباد فعالیت می‌کرد؛ همیشه دلش می‌خواسته آتش‌نشان شود و به همین خاطر سال 82 وارد سازمان آتش‌نشانی می‌شود. آنا- مردی که صادقانه دلش می‌خواهد آن روز مثل همان 16 همکار فداکارش شهید می‌شد، دست‌کم به خاطر همه کابوس‌های خواب و بیداری این روزهایش که خلاصه شده در صبح سی دی‌ماه، به همکاری که جلوی چشمانش شهید شده، به صدای شهید امینی و آخرین جمله‌ای که از او شنیده، به ساختمانی که دیگر نیست اما آوارش در جان و روح و این مرد و خیلی‌های دیگر هنوز باقی مانده. با همه این حرف‌ها، جمال فرنیا، هنوز شغلش را دوست دارد، با اینکه زخم‌های جان و روحش حین تعریف روز واقعه، از دست‌هایش، نگاهش، لرزش صدا و بغضش پیداست اما اصرار دارد بنویسیم، شغل‌شان سخت است، دوستانش عاشقانه زحمت می‌کشند و چه ساده و بی‌انصاف‌اند کسانی که دست‌کم تا پیش از پلاسکو تصورشان از آتش‌نشان‌ها، اتاقک استراحت بود و والیبال و چند باری هم عملیات. مشروح گفت‌وگوی آنا با وی را می‌خوانید: * شما در ایستگاه 54 فعالیت می‌کنید. با توجه به بُعد مسافت و اینکه قبل از شما چندین ایستگاه دیگر در محل حادثه پلاسکو حاضر بودند، چرا از شما درخواست شد تا در محل حادثه حاضر شوید؟ در حوادث و حریق‌های گسترده احتیاج به حضور نیروها و ایستگاه‌های بیشتر است. در این زمان اصلا مهم نیست که ایستگاه شما در کدام نقطه تهران واقع شده است، تمامی ایستگاه‌ها باید این هماهنگی را داشته باشند که در لحظه اعلام در محل حادثه حضور پیدا کنند. ضمن اینکه ما تنها ایستگاهی نبودیم که به صورت نیروهای کمکی به آنجا اعزام شد. در لحظات اولیه حادثه ایستگاه‌های نزدیک پلاسکو به عنوان نیروهای اصلی به آنجا اعزام شده بودند و سپس از چندین ایستگاه متفاوت برای حضور در آنجا درخواست کمک شد. *شما قبل از این حادثه هم به پلاسکو رفته بودید؟ بله، چون به شکل حرفه‌ای ورزش (بسکتبال) می‌کردم، هرازگاهی برای خرید کتانی‌های مارک به ساختمان پلاسکو سر می‌زدم و آخرین بار حدود پنج سال پیش بود که به پلاسکو رفتم. * در این سال‌هایی که شما به پلاسکو رفت و آمد می‌کردید، شده بود به روزی فکر کنید که ساختمان پلاسکو دچار حریق شود؟ به غیر از دو منطقه تهران -شهرک‌های اکباتان و امید- که ساختمان آنها از هر لحاظ ایمن است، به هیچ‌کدام از ساختمان‌های ساخته شده در تهران از این لحاظ اطمینان ندارم. این در حالی است که عمر مفید هر ساختمان 30 سال است. ساختمان‌هایی که در دنیا ساخته می‌شود و دارای قدمت‌ طولانی است موضوع‌شان متفاوت است. در واقع این ساختمان‌ها را به طور مرتب بازبینی و تعمیر می‌کنند. این اتفاق برای پلاسکو افتاد در حالی که 16 اخطاریه و سه اخطار پلمپ برای این ساختمان فرستاده شد. این به این معناست که این ساختمان از لحاظ ایمنی دارای ضعف بوده است. * آیا لیستی تحت عنوان اماکن پرخطر در پایتخت در اختیار شما قرار دارد؟ اماکن پرخطر از سوی آتش‌نشانان بازدید می‌شود و لیستی تحت این عنوان در محدوده کاری ما در اختیار آتش‌نشانان قرار می‌گیرد. این بازدیدها به صورت سالانه اتفاق می‌افتد. آتش‌نشانان اماکن پرخطر محدوده خود را شناسایی و سپس به شهرداری اعلام می‌کنند. * وقتی شما اخطار می‌دهید و در نتیجه فایده‌ای ندارد، پس اصلا این اخطاریه‌ها به چه کار می‌آید؟ ما قدرت اجرایی نداریم و نمی‌توانیم ساختمانی را پلمپ کنیم و زمانی که برای ساختمانی 16 بار اخطاریه فرستاده می‌شود و نتیجه نمی‌بینیم لابد قدرتی وجود دارد که مانع به نتیجه‌ رسیدن می‌شود. * زمانی که برای بازدید از ساختمان‌ها می‌روید، به شما پیشنهاد رشوه می‌دهند؟ به من تا به حال پیشنهاد رشوه نداده‌اند. ما آنقدر در کار خود جدی هستیم که اجازه ندهیم حتی به این پیشنهاد فکر کنند. *برگردیم به روز حادثه؛ شما چه ساعتی به محل حادثه رسیدید و ارزیابی اولیه‌تان از حادثه چه بود؟ ساعت حول و حوش 9:15 دقیقه بود که من به همراه تیمم به محل حادثه رسیدیم. در لحظات اولیه بهترین چیزی که به چشمم آمد، زون‌بندی بود که از سوی پلیس انجام شده بود. این کار باعث می‌شد تا از ورود خودروها و افراد متفرقه به محل حادثه جلوگیری شود.مردمی هم که در محل حادثه بودند در واقع کسبه ساختمان پلاسکو بودند، البته باز هم تجمع جمعیت در آنجا زیاد بود، اما این تنها مختص حادثه پلاسکو نیست و ما در واقع در بیشتر موارد با تجمع جمعیت در حوادث روبه‌رو هستیم. ناگفته نماند که حضور جمعیت در محل حادثه باعث کاهش 70درصدی کارایی آتش‌نشانان می‌شود. وقتی رسیدیم خودروهای بالابر آتش‌نشانان از سه جهت در حال اطفای حریق در پلاسکو بودند. *اما آن‌طور که در فیلم‌ها و تصاویر می‌بینیم، حتی با وجود بالابرهایی که از آن نام می‌برید، باز هم آب به صورت کامل به محل حریق نمی‌رسید. علت چه بود؟ ارتفاع بالابرهای آتش‌نشانی حدودا 52 متر است؛ در حادثه پلاسکو استقرار خودروهای بالا‌بر در بهترین جای ممکن بود. همین خودروها بودند که باعث شدند بسیاری از پرسنل آتش‌نشانی و مردم عادی گرفتار در ساختمان پلاسکو نجات پیدا کنند. آن خودرویی که مشاهده می‌کنید در حال آب‌پاشی هستند اما آب به محل حریق نمی‌رسد، به دلیل موانع (میله‌های آهنی) و خودروهای پارک‌شده در خیابان فردوسی بود. در 3-4 دقیقه‌ مانده به ریزش ساختمان پلاسکو حدود 20 نفر را به وسیله همین خودروهای بالابر نجات دادند. * آیا برای اطفای آتش نقشه یکسانی وجود دارد؟ خیر. برای هر حریق و حادثه‌ای پلن (نقشه‌) مخصوصی وجود دارد. هیچ حادثه حریقی شبیه حادثه دیگر نیست. در طول تاریخ آتش‌نشانی در کل دنیا نمی‌توانیم یک حریق یا حادثه‌ای را جمع‌بندی و آنالیز کنید و در نهایت متوجه شوید که دو حریق شبیه یکدیگر است. یک فرمانده باید بتواند با یک ارزیابی اولیه‌ برای اطفای حریق به یک جمع‌بندی مناسب برسد و سپس وارد عملیات شود. * عده‌ای، کسبه را در این حادثه مقصر می‌دانند و به نوعی آنها را علت شهید شدن آن 16 آتش‌نشان معرفی می‌کنند. شما این اظهارات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به طور حتم کسبه در شهید شدن آن 16 آتش‌نشان مقصر بودند. آنها به ما اجازه کار کردن نمی‌دادند. زمانی که طبقات را برای رسیدن به محل آتش‌سوزی طی می‌کردم، عده‌ای را دیدم که با تی مشغول تمیز کردن مغازه خود بودند. زمانی که حتی به یکی از آنها هشدار دادم با من رفتار بسیار نامناسبی داشت. آنها گمان می‌کردند آتش اطفا شده و پس از تمیز کردن مغازه‌هایشان می‌توانند مشغول به کار شوند. * پلیس از ورود کسبه به داخل ساختمان ممانعت نمی‌کرد؟ پلیس نمی‌توانست کسبه را از ساختمان بیرون کند، البته تا زمانی که فرماندهان آتش‌نشانی اجازه ندهند، نیروهای پلیس نمی‌توانند وارد عملیات ما شوند و کسبه چون تصور نمی‌کردند ساختمانی به این عظمت ریزش کند، به هشدارها گوش نمی‌دادند. دوستان آتش‌نشان ما تلاش کردند تا مردمی را که در ساختمان حضور داشتند، به صورت کامل تخلیه کنند. چند گروه در طبقات اول تا سوم مشغول تخلیه کسبه پلاسکو از ساختمان بودند. البته موضوع دیگری که در بحث ساختمان پلاسکو مطرح است، نبود اطلاع‌رسانی به موقع به آتش‌نشانی است. * زمانی که شما به عنوان تیم کمکی وارد ساختمان پلاسکو شدید. در اولین دقایق چه اقداماتی از سوی شما صورت گرفت. آیا شما جزو کسانی بودید که حریق طبقات بالا را اطفا کردند؟ زمانی که به محل حادثه رسیدم به همراه چهار نیروی دیگر گروه‌ام اول لباس‌هایمان را تعویض کردیم. مدیر عملیات از من خواست قبل از ورود به صورت کامل اطلاعات خود و همراهانم را در اختیارشان قرار دهم. وقتی که به همراه دو نفر دیگر وارد ساختمان پلاسکو شدم، اولین موضوعی که توجه من را به خودش جلب کرد راه‌پله‌های بسیار باریک ساختمان بود. موضوع بعدی نفراتی بودند که در طبقات اول تا سوم ساختمان حضور داشتند. به گمان من حدودا 150 نفر از کسبه در این طبقات حضور داشتند. یکی از نکات سخت دیگر در ساختمان پلاسکو تعداد طبقات زیاد بود. ما باید تا طبقه 13 با پله و با لباس‌ها و کپسول اکسیژن می‌رفتیم. در حوادث حریق امکان استفاده از آسانسور هم وجود ندارد، زیرا اگر آتش‌نشانی از آسانسور استفاده کند در واقع حکم مرگ خود را امضا کرده است. هر طبقه‌ای که می‌رفتیم مردم و کسبه را داخل مغازه‌هایشان می‌دیدیم. یکسری وسایلشان را خارج می‌کردند؛ حتی چند نفری را دیدم که گاوصندوق‌شان را یک طناب بسته بودند و آن را کشان‌کشان به سمت پله‌ها می‌بردند. * زمانی که شما به طبقات بالا رسیدید، آیا حریق در طبقه آخر پلاسکو اطفا شده بود؟ بله و نیروهای ما (حدودا 6 نفر) با خستگی در حال پایین آمدن از پله‌ها بودند و در آن زمان به دلیل بالا بودن حرارت به صورت تیمی آتش‌نشان‌ها در حال اطفای حریق بودند. حتی در آن زمان یکی از مدیران ارشد ما گفت «بچه‌ها خدا را شکر آتش به طور کامل خاموش شد.» طبقات بالایی محلی برای دپوی لوازم (پارچه و مانکن) بود. در طبقه‌ای که من حضور داشتم هنوز حریق وجود داشت به همین دلیل شروع به اطفای حریق کردیم. زمانی که اطفای آنجا هم تمام شد،‌ گروهی که مشغول به کار بودیم برای لحظاتی روی زمین نشستند تا استراحت کنند. مکان استراحت ما دقیقا نقطه‌ای بود که ما تجهیزات‌مان را در ساختمان در آنجا اسکان داده بودیم تا نیاز نباشد نیروها این تعداد پله‌های زیاد را بالا و پایین بروند. من دوبار با آن تجهیزات همه پله‌ها را بالا و پایین رفتم تا جایی که بار سوم برای رسیدن به بالای پله از دستانم کمک می‌گرفتم. * اولین تخریب چه زمانی رخ داد؟ حریق از بالا اتفاق افتاده بود، به همین دلیل ما تک به تک در هر طبقه حریق را اطفا می‌کردیم و به طبقه پایین می‌رفتیم. زمانی که اطفا در طبقات بالایی انجام شد ناگهان آن‌طور که در بیسیم‌ها اعلام کردند حریق بار دیگر از ضلع غربی (سمت فردوسی) شعله گرفت. زمانی که ما تصمیم گرفتیم به غرب ساختمان برویم، اولین تخریب اتفاق افتاد. حتی در آن زمان هم ما ریزش را احساس نمی‌کردیم.در حالی‌که همگی روی زمین نشسته بودیم ناگهان همه چیز تیره و تار شد و من به عقب پرت شدم. زمانی که به خودم آمدم متوجه شدم یک تیرآهن ضخیمی روی یکی از آتش‌نشانانی که در حال اطفاء حریق بود،افتاد. تمام این اتفاقات به اندازه یک چشم بر هم زدن به وقوع پیوست،یکی دیگر از بچه‌ها سر همان صحنه بین دو آهن گیر کرده بود و بعد هم دو پایش شکست، چون من با آنها فاصله‌ام بیشتر بود آسیبی ندیدم. در حادثه پلاسکو دو تخریب انجام شد، در تخریب اول که ابتدا انجام شد ما در محلی که حضور داشتیم گیر افتادیم، تخریب اول از بالا اتفاق افتاد و علت این تخریب باری بود که در طبقات بالا بر ساختمان وارد شده بود تمام تلاشم را انجام دادم تا آتش‌نشانی را که زیر تیرآهن گیر کرده بود خارج کنم. با تبر زمین را کندم دستکش‌هایم را درآوردم و با دست مشغول کندن زمین شدم اما تلاش‌هایم بی‌فایده بود در آن صحنه‌ها شهید علی امینی هم حضور داشت و از ما مرتب می‌خواست تا ساختمان را تخلیه کنیم. * شما خودتان چه زمانی دچار آسیب‌دیدگی شدید؟ در همان لحظات، تخریب دوم هم اتفاق افتاد و طبقه دهم به پایین همگی فروریخت وقتی تخریب دوم اتفاق افتاد از کسبه افرادی کنار ما نبودند در این صحنه فقط نیروهای آتش‌نشانی حضور داشتند که تلاش می‌کردند یکدیگر را نجات دهند. البته به دستور مدیران ارشد بیشتر آتش‌نشانان ساختمان را تخلیه کرده بودند مدیر ارشدمان به طور مداوم فریاد می‌زد «جمال بلند شو، خطرناکه ساختمان داره ریزش می‌کنه» در همین حین پشت لباس من را گرفته بود و تلاش می‌کرد که من را بلند کند که ناگهان ریزش دوم باعث شد یک و نیم طبقه هر دو با هم سقوط کنیم و در همان جا ضرباتی به سر و گردن و کتفم وارد شد. در واقع من جانم را مدیون مدیر ارشدمان هستم که در همان لحظات آخر مرا نجات داد. متاسفانه بقیه افرادی که سقوط کرده بودند به داخل فضای خالی ساختمان پلاسکو افتادند. بعد از سقوط، چند نفر از آتش‌نشانان مرا بلند می‌کنند و در یکی از اتاق‌های به سمت فردوسی روی میز می‌گذارند و تلاش می‌کنند تا مرا به هوش بیاوردند. شهید امینی در کنارم حاضر می‌شود و لباس‌ها و کلاهم که شکسته بود و دستگاه تنفسی‌ام را از من جدا می‌کند. در همان حالت بی‌حالی صدای شهید امینی را می‌شنیدم که دستورات لازم را به دیگران برای به هوش آوردن من می‌داد. تمام پنجره‌های ساختمان پلاسکو دارای محافظ بود و برای خارج شدن از پنجره‌ها بچه‌ها شروع کردند با دستگاه فرز توری‌ها را بریدند. مرا به سمت سبد بالابر بردند. * چرا در همان لحظات شهید امینی و بقیه آتش‌نشانان با شما نیامدند؟ یک نفر دیگر را هم با من سوار سبد بالابر کردند، در همان لحظات آخر به شهید امینی گفتم «آقا شما هم بیا» که شهید امینی جواب داد «برو جمال، شماها جوانید» و این آخرین کلامی بود که من از شهید امینی شنیدم و هرگز از یاد نمی‌برم. زمانی که به پایین رسیدم مستقیم مرا به ماشین اورژانس منتقل کردند. در آن لحظات نیمه هوشیار بودم اما بی‌هوش کامل هم نبودم از ماشین اورژانس با پتویی که رویم انداختند فرار کردم و دوباره نزدیک ساختمان پلاسکو آمدم. * چرا از ماشین آمبولانس فرار کردید؟ من فکر می‌کردم بچه‌ها هنوز داخل ساختمان هستند، فرار کردم تا بروم آنها را نجات دهم اما مجددا مرا گرفتند و پس از آن به بیمارستان بردند، دوباره قصد داشتم با لباس بیمارستان فرار کنم که مجددا مرا گرفتند. * شما در آن لحظات می‌دانستید که ساختمان پلاسکو به صورت کامل فروریخته است؟ بله، آخرین لحظاتی که می‌خواستند مرا به بیمارستان منتقل کنند همان لحظاتی که پتو بر سر نزدیک ساختمان پلاسکو بودم ساختمان تخریب شده را دیدم. در واقع فاصله بین خروج من از ساختمان تا رفتن به ماشین آمبولانس و تخریب پلاسکو زمان بسیار کوتاهی بود. * شما چه زمانی از بیمارستان مرخص شدید؟ سر جمع نیم ساعت هم در بیمارستان نماندم توان ماندن در آنجا را نداشتم بعد از اینکه پزشکان معاینه‌ام کردند، سر و کتفم آسیب جدی دیده بود رضایت‌نامه را امضا کردم و با رضایت خودم از بیمارستان خارج شدم و در خیابان به یک موتور سوار التماس کردم تا مرا مجددا به پلاسکو ببرد. زمانی که به محل ساختمان رسیدم متوجه شدم عمق فاجعه خیلی زیاد است، شهید امینی را هم کسی ندیده بود. مدیرم هم در همان لحظات آخری که همه بچه‌ها را با بالابر به پایین منتقل کرده بودند، خودش را به سمت بالابر پرت می‌کند و در لحظات آخر نجات پیدا می‌کند. یکی از مواردی که باعث شد 7-8 نفر از نیروها نجات پیدا کنند شجاعت اپراتور بالابری بود که در کنار ساختمان مستقر شده بود اما با تمام صحنه‌هایی که در آنجا وجود داشته با تخریب‌هایی که اتفاق می‌افتد باز هم اپراتور برای نجات جان آتش‌نشانان همه تلاشش را کرد. * خانواده‌تان چه زمانی از زنده ماندن شما مطلع شدند؟ نیم ساعتی را در محل حادثه ماندم و پس از آن به ایستگاه بازگشتم تلفن همراهم هم به صورت کامل از بین رفته بود، خانواده‌ام پس از اینکه متوجه حادثه می‌شوند مدام به ایستگاه و سایر همکارانم زنگ می‌زنند و در نهایت وقتی مرا پیدا نمی‌کنند همگی به سر صحنه می‌آیند حتی همسرم هم در سر صحنه دچار یک آسیب‌دیدگی می‌شود و پایش بر اثر برخورد با شیشه 28 بخیه می‌خورد و در نهایت برادر بزرگترم بود که متوجه شد من زنده هستم و به بقیه خانواده خبر داده بود. * شما فرزند دارید؟ دو فرزند دارم، یک دختر 10 ساله و پسری دو و نیم ساله. *به فرزندتان اجازه می‌دهید که آتش‌نشان شود؟ بله، حتما. من عاشق این هستم که جان مردم را نجات دهم دلم می‌خواهد پسرم هم در این را قدم بگذارد. من همیشه طرفدار آدم‌های شجاع بوده‌ام. * از روزهای بعد حادثه و از حضور مردم خاطراتی دارید؟ مردم ایران بار دیگر در این حادثه نشان دادند که تا چه میزان مهربانند. در همان روز حادثه در حالی که من به شدت خیس بودم و گریه می‌کردم خانمی چادری، روسری خودش را از سر در آورد و با آن تمام سر و صورت من را خشک کرد. یک نفر دیگر به من و بچه‌ها آب خوردن می‌داد. آنها تا روز آخر بچه‌‌های آتش‌نشان را تنها نگذاشتند. واقعا از آنها ممنونم. *به محل کارتان بازگشتید؟ دو ماه برایم استراحت تجویز شده است، البته یک روز به محل کارم بازگشتم اما حالم نامساعد شد و بچه‌های ایستگاه مرا به بیمارستان رساندند. پزشک به من گفت شما و همکارانتان که در آن صحنه حضور داشتید باید به صورت مرتب به روانپزشک مراجعه کنید و تنها به چند جلسه روان ‌درمانی اکتفا نکنید. * به جلسات روان درمانی رفته‌اید؟ شهرداری برای ما جلسات روانپزشکی در نظر گرفته که البته هنوز نوبت من نرسیده است. * و حرف آخر؟ آتش‌نشانان قشر مظلوم جامعه هستند و شرایط مالیشان مناسب نیست. حقوق ما و حتی حقوق مدیران آتش‌نشانی نجومی نیست. جا دارد به این قشر بیشتر توجه شود. ]]> اجتماعی Sat, 18 Feb 2017 02:23:51 GMT http://alef.ir/vdcezp8efjh8eni.b9bj.html?446517 بدترین عادت متولدین هر ماه چیست؟ http://alef.ir/vdcjamexauqexxz.fsfu.html?446477 همانطور که می دانید هیچ فردی کامل نیست. اگر چه متولدین ماههای مختلف خصوصیات خوب زیادی دارند اما در کنار همه آنها، عادات بدی نیز دارند که در این مطلب به بارزترین شان اشاره کرده ایم. همانطور که می دانید هیچ فردی کامل نیست. اگر چه متولدین ماههای مختلف خصوصیات خوب زیادی دارند اما در کنار همه آنها، عادات بدی نیز دارند که در اینجا به بارزترین شان اشاره کرده ایم. اگر شما هم دوست دارید بدانید که عادات بد متولدین ماههای مختلف چیست، با ما همراه باشید. فروردین فروردینی ها افراد مستقلی هستند و دوست دارند که مدام از خود و توانایی هایشان حرف بزنند. آنها منم منم های زیادی دارند که گاهی غیر قابل تحمل است.  البته این واقعا اشتباه آنها نیست، آنها دوست دارند که آنچه در سرشان می گذرد را بیان کنند تا دیگران بشنوند و به وقت اش آنها را به افرادی دیگری انتقال دهند. فروردینی ها دوست دارند که مورد ستایش دیگران قرار گیرند. اردیبهشت افرادی که در این ماه به دنیا آمده اند، افراد تنبل و بی انگیزه ای هستند که دوست دارند مدام روی کاناپه یا تخت شان دراز بکشند و استراحت کنند. اردیبهشتی ها همچنین یکی از لجبازترین افراد هستند که حتی دوست ندارند خودشان را تغییر دهند. خرداد بدترین عادت خردادی ها این است که نمی توان خیلی روی حرف شان حساب کرد. در واقع آنها غیر قابل پیش بینی هستند. آنها برای کارهایشان برنامه می چینند اما در لحظه آخر تمام شان را کنسل می کنند. بنابراین خیلی نمی توان به آنها اعتماد کرد. تیر  متولدین ماه تیر افراد احساساتی هستند، به همین دلیل تمام کارهایشان را محتاطانه انجام می دهند، از خرید لباس گرفته تا شروع کاری جدید. آنها همیشه به فردی در کنارشان احتیاج دارند تا مراقب شان باشد و امنیت کارشان را تضمین کند. آنها این نکته را نادیده می گیرند که بسیار باهوشند و می توانند به تنهایی نیز تصمیم بگیرند، فقط کافی است کمی اعتماد به نفس خود را بالا ببرند. مرداد مردادی ها شخصیت قدرتمندی دارند و مدام نظراتی که در سر دارند را با دیگران به اشتراک می گذارند، اما بدترین عادت شان جلب توجه است. به عنوان مثال آنها با صدای بلند در مکان های عمومی مانند رستوران یا کتابخانه می خندند که اصلا خوشایند نیست. شهریور به نظر شما عات بد شهریوری ها چیست؟ آنها کمالگرا هستند. متولدین این ماه دوست دارند که کامل ترین باشند. اگر کاری را آغاز کنند، تمام تلاش شان را می کنند تا آن را به بهترین نحو ممکن به اتمام رسانند، به همین دلیل مدام با دوستان و خانواده یا حتی شریک زندگی شان درگیری دارند. این افراد دیگران را به دلیل بی توجهی سرزنش می کنند. در یک جمله شهریوری ها افراد پرتوقعی هستند. مهر همانطور که از نامش پیداست، مهری ها افراد با مهر و محبتی هستند، اگر چه گاهی بداخلاق می شوند. از عادات بد آنها می توان به روابط اجتماعی بیش از حدشان اشاره کرد. آنها به هر جایی که قدم می گذارند، دوستان جدیدی پیدا می کنند و حتی با افرادی که اصلا نمی شناسند، سر صحبت را باز می کنند. بدتر از آن تمام روز را در مورد  زندگی دوستان شان صحبت خواهد کرد که اصلا برای دیگران جذاب نیست. آبان آبانی ها افراد رکی هستند. اگر در جمع کسی اشتباهی را مرتکب شود، برای اصلاح آن درنگ نمی کنند. اگر چه آنها بی ادب نیستند اما نمی توانند اشتباهات دیگران را بپذیرند. پس موقع صحبت کردن با یک آبانی، مراقب باشید. آذر متولدین آذر را می توان فیلسوف نامید. آنها دوست دارند که مدام از ذهن شان کار بکشند و در فضاهای مختلف کشف و اکتشاف کنند. آذری ها از بحث کردن لذت می برند، به همین دلیل شاید که از همنشینی زیاد با آنها لذت کافی را نبرید. دی  از آنجا که متولدین ماه دی افراد با دانشی هستند، مدام دیگران را به دلیل کمبود اطلاعات سرزنش می کنند. این افراد از نظر دیگران افراد بی ادبی هستند که فقط خودشان را می بینند. در بحث های گروهی، اگر حرف شان را متوجه نشوید یا آنطور که آنها انتظار دارند رفتار نکنید، عصبانیت آنها را بر خواهید انگیخت. بهمن بهمنی ها افراد منحصر بفردی هستند اما از آنجا که هر کسی کامل نیست، آنها نیز رفتارهای بد خود را دارند. شاید بتوان گفت که بدترین عادت آنها این است که نمی توانند از دنیای خیالی خود بیرون آیند. آنها به شدت خیالپردازند به حدی که به دنیای واقعی توجه زیادی نمی کنند و همین موضوع موجب ناراحتی و عصابیت اطرافیان شان می شود. اسفند اسفندی ها یکی از صادق ترین، خاکی ترین و مورد اعتمادترین افراد می باشند. آنها در پیدا کردن دوست مهارت بالایی دارند اما اشکال آنها این است که نمی توانند زمان شان را به خوبی برنامه ریزی کنند. به بیان دیگر، آنها همیشه زمان کم می آورند. اگر با اسفند ماهی ها قرار ملاقات دارید، مطمئن باشید که دیر به سر قرار می رسند. منبع:برترینها ]]> اجتماعی Fri, 17 Feb 2017 16:15:53 GMT http://alef.ir/vdcjamexauqexxz.fsfu.html?446477 سدسازی هایی ترکیه و پیش‌بینی روزهای پرخاک در ایران+ عکس http://alef.ir/vdcgy39t7ak9t74.rpra.html?446898 سدسازی‌های ترکیه بر روی رودخانه‌های دجله و فرات اثرات محیط‌زیستی چشمگیری بر اکوسیستم مسیر این رودخانه‌ها در کشور عراق به‌جا گذاشته که باگذشت زمان رو به وخامت می‌گذارد. مردم ایران نیز به‌ویژه در استان‌های غرب و جنوب با طغیان ریزگردهای برخاسته از تالاب‌های خشک‌شده در جنوب عراق، اثر سدسازی‌های ترکیه را در بالادست دجله و فرات تحمل می‌کنند.   به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان محیط زیست؛ طرح آناتولی جنوب شرقی که به زبان ترکی استانبولی Guneydogu Anadolu Projesi و به اختصار GAP خوانده می‌شود، طرحی عمرانی است که بر پایه‌ آن دولت ترکیه در نظر دارد مجموعه‌ای از سد و نیروگاه برقابی را بر بخش بالایی رودخانه‌های دجله و فرات بسازد. در این طرح، ۱۴ سد بر روی فرات، ۸ سد بر دجله و سرجمع ۱۹ نیروگاه برق آبی ساخته خواهد شد. پس از تکمیل این طرح قرار است ۱/۷ میلیون هکتار زمین کشاورزی را آبیاری و سالانه ۵۵ میلیارد کیلووات ساعت برق تولید کند. نخستین سازه بزرگ این طرح، سد آتاتورک بود که در سال ۱۹۹۲ با ظرفیت ۴۸ میلیارد متر مکعب تکمیل شد. این سد سبب افزایش شدید سطح زیر کشت در جنوب دریاچه‌ سد شده که می‌توان در عکس‌های ماهواره‌ای به‌خوبی آن را تشخیص داد. با تکمیل نهایی طرح گاپ، ترکیه حدود ۴۵ درصد آب رودخانه‌های دجله و فرات را کنترل خواهد کرد. بر پایه‌ برخی برآوردها، اثر تجمعی برداشت آب برای کشاورزی و صنعت، تبخیر از سطح دریاچه‌ سدها، به هم خوردن سامانه‌ آب‌شناختی (هیدرولوژیک) حوضه‌ آبخیز این دو رودخانه و اثر تغییر اقلیم و گرمایش زمین، می‌تواند در یکی دو دهه‌ آینده سبب کاهش آب ورودی به عراق تا میزان ۸۰ رصد شود. رودخانه فرات از ترکیه وارد سوریه شده و با گذر از این کشور، وارد عراق و در نهایت به تالاب هورالعظیم سرازیر می‌شود. روخانه دجله نیز مستقیماً از ترکیه وارد عراق شده و بعد از آبیاری این کشور، سرانجام به تالاب هورالعظیم می‌رسد، بنابراین عمده آب ورودی این تالاب مرزی با ایران از طریق دجله و فرات تأمین می‌شود. سدسازی های ترکیه مورد اعتراض فعالان مدنی نیز قرار دارد زیرا حدود ۵۵۰ سایت باستانی و آثاری از ۲۰۰۰ سال ق.م تا پایان حکومت عثمانی را زیر آب می برد. یکی از مهمترین سدهای این طرح، سد ایلیسو (Ilisu) است که محمد درویش، مدیر کل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست هفته گذشته در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص این طرح و پیامدهای زیست محیطی آن در منطقه به نکات مهمی اشاره داشت: ساخت سد ایلیسو با گنجایش ۴۳ میلیارد متر مکعب و ظرفیتی معادل ۳ برابر بزرگترین سد ایران یعنی کرخه در حال انجام است. ایران یکی از متضررین اصلی مهار حقآبه رودخانه‌های دجله و فرات در منطقه است و خشک شدن تالابهای مرکزی عراق و سوریه، تبدیل تالاب هورالعظیم به بزرگ ترین کانون بحرانی ریزگرد در منطقه، درگیری ۲۵ استان غربی و مرکزی کشورمان با معضل ریزگردها و افزایش چشمگیر این مسأله نمونه‌ای از ارمغان حذف حقآبه دجله و فرات است. نابودی بیش از ۶ و نیم میلیون هکتار از اراضی کشاورزی عراق، سوریه، ایجاد کانون‌های فرسایش بادی و تولید گرد و خاک، خشکی عراق و گرد و غبار برخاسته از این کشور بر روی ایران از دیگر آسیب‌های جبران‌ ناپذیر اقدام دولت ترکیه با احداث سدهای گاپ است. دولت ترکیه با سوءاستفاده از وضعیت امنیتی کشورهای منطقه که درگیر گروه‌های تروریستی داعش و تکفیری هستند، حقابه این رودخانه‌ها را که از عراق و سوریه می‌گذرد، از ۷۵۰ متر مکعب در ثانیه به ۲۵۰ متر مکعب در ثانیه رسانده است. طبق نظر این مقام مسئول اگر ساخت سد ایلیسو به اتمام برسد، کار همه ما تمام است و همه نقاط کشور ما درگیر ریزگرد خواهد شد؛ بنابراین ایران هر چه زودتر باید از تکمیل این سد که تا سال ۲۰۱۹ افتتاح خواهد شد، جلوگیری کند. ]]> اجتماعی Sun, 19 Feb 2017 04:16:53 GMT http://alef.ir/vdcgy39t7ak9t74.rpra.html?446898 حبس ۵ ساعته مسافران ماهان داخل هواپیما/ حال برخی مسافران وخیم است http://alef.ir/vdcgz39tuak9t74.rpra.html?446807 مسافران پرواز شرکت هواپیمایی ماهان به شماره ۱۰۳۴ مشهد-تهران ۵ ساعت است که در داخل این هواپیما بلاتکلیف مانده اند. به گزارش تسنیم، مسافران پرواز شرکت هواپیمایی ماهان به شماره 1034 مشهد-تهران 5 ساعت است که در داخل این هواپیما بلاتکلیف مانده اند و نه هواپیما به مقصد تهران پرواز می کند و نه به مسافران اجازه داده می شود از هواپیما پیاده شوند. این در حالی است که حال برخی مسافران سالخورده به علت معطلی بیش از اندازه وخیم است. تماس های مکرر با مدیرعامل ماهان نیز به نتیجه نرسیده است و مسئولان ماهان جوابگو نیستند. روز گذشته نیز پس از 4 ساعت حضور مسافران در هواپیما این پرواز انجام نشد. گزارش خبرنگار تسنیم حاکی است فضای داخل هواپیما هم اکنون متشنج است و برخی مسافران به نشانه اعتراض خواستار پیاده شدن از هواپیما شده اند. ]]> اجتماعی Sat, 18 Feb 2017 16:07:09 GMT http://alef.ir/vdcgz39tuak9t74.rpra.html?446807 کشف علل ریزش موی مردان http://alef.ir/vdcfjvdjtw6djta.igiw.html?446545 دانشمندان ژنتیک، دویست قطعه دی ان ای را یافته اند که بر میزان، روند و نحوه ریزش موی مردان در میانسالی اثرگذار است. «ساسکیا هاگنارس» استاد دانشگاه ادینبورگ در اسکاتلند گفت: ما در تحقیقات خود به بیش از صدها سیگنال ژنیتیکی در خصوص ریزش مو برخورد نموده ایم. بسیاری از این سیگنال های ژنتیکی با کروموزوم-ایکس ارتباط مستقیم دارند، و مردان نیز به نوبه خود این کروموزوم ها را از مادر خود به ارث می برند.   بسیاری از مردان و برخی از زنان در سنین میانسالی، بخشی از موهای پیشانی و یا بالای سر خود را به تدریج از دست می دهند و برخی از آنها تا سن 40 سالگی به طور کامل یا مقداری دچار طاسی سر می گردند.   بر اساس تحقیقات انجام شده اخیر، پدیده طاسی دو علت اساسی دارد: نقص در هورمون های مردانه که باعث ایجاد اختلال در سلول های فولیکول موی سر می گردد، و یا نقص در جهش ژنی که مسئول رویش مو در صورت و دیگر نقاط بدن است.  منبع:ایسنا ]]> اجتماعی Sat, 18 Feb 2017 02:18:41 GMT http://alef.ir/vdcfjvdjtw6djta.igiw.html?446545 خواننده معروف در بیمارستان بستری شد http://alef.ir/vdcipqa5qt1a5v2.cbct.html?446836 امیر تاجیک خواننده موسیقی پاپ کشورمان به دلیل تشدید التهاب یک غده در قسمت چپ صورت در یکی از بیمارستان های تهران تحت عمل جراحی قرار گرفت. به گزارش جام جم آنلاین، امیر تاجیک خواننده موسیقی پاپ کشورمان به دلیل تشدید التهاب یک غده در قسمت چپ صورت در یکی از بیمارستان های تهران تحت  عمل جراحی قرار گرفت. پیمان ذاکری مدیر برنامه های امیر تاجیک با اشاره به جزییات این عمل جراحی بیان کرد: حدود 6 ماه پیش متوجه شدیم امیر تاجیک در ناحیه مجرای تنفسی با عوارضی روبه رو است که همین امر مشکلاتی را در خوانش زنده او ایجاد می کرد به همین جهت طی روزهای گذشته به چند متخصص مراجعه کرده و آنها نیز به قید فوریت اعلام کردند که باید هرچه زودتر او تحت عمل جراحی قرار گیرد. وی ادامه داد: با توجه به رشد غده در قسمت چپ صورت، اولین عمل جراحی ساعتی پیش انجام گرفت که خوشبختانه با موفقیت انجام گرفت و هم اکنون وی به دلیل جراحی انجام گرفته بیهوش است. ما باید تا چند روز آینده یکسری آزمایش‌ها برای تکمیل مراحل درمان انجام دهیم. ذاکری در پایان بیان کرد: ما واقعا دوست نداشتیم ماجرا را رسانه ای کنیم، اما با توجه به پیگیری های دوستان رسانه و لطفی که به وی داشتند فعلا در همین حد اطلاع رسانی می کنیم و از مخاطبان عزیز می خواهیم که برای سلامتی این هنرمند دعا کنند. ]]> اجتماعی Sat, 18 Feb 2017 18:20:39 GMT http://alef.ir/vdcipqa5qt1a5v2.cbct.html?446836