پایگاه خبری الف - آخرين عناوين یادداشت بینندگان :: نسخه کامل http://alef.ir/Interactive Sat, 22 Jul 2017 07:47:17 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://alef.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری الف http://alef.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Sat, 22 Jul 2017 07:47:17 GMT یادداشت بینندگان 60 داستان ما و اعتیاد به دروغ های تلگرامی و اینترنتی http://alef.ir/vdchwknkx23nwzd.tft2.html?494193 صبح از خواب بیدار می شوم چند سایت خبری چک می کنم، سری به گروه های مختلفی که در آن ها عضویت دارم میزنم و مطالب رنگارنگ کانال هارا مرور می کنم، این صفحات و گروه ها و...  پر از اخبار، تعدادی برایم حساسیت زا هستند و تعداد بیشتری کم اهمیت. معمولا پیش می‌آید در طول روز در مورد چند تایی اش بحث و جدلی می کنم، و این شده است تفریح و اعتیاد هر روزه. به این فرآیند که از بیرون نگاه می کنم، عایدی این فرآیند را نمی فهمم، واقعا اگر این قسمت از زندگی من محو شود چه پیش خواهد آمد؟ حتی اگر بتوان بر این فرآیند منافعی هم مترتب بود، جدل و دعوای میانه اش قطعا بی حاصل است، تقریبا ندیده ام کسی از این بحث ها دانش کسب کند، در بهترین حالت این بحث ها سبب می شود که ما با افکار شخص دیگری آشنا شویم و دیدگاهایش را بفهمیم و شاید بپذیریم و در بدترین حالت هم مجادله ی ما لفظی و در شرایط مقدورش، فیزیکی شده و در نهایت ما می مانیم و صدمه ای که هست و دانشی که نیست چه این از نتایج عصر اطلاعات، که معادل سطحی زدگی شده بدانیم، و چه طبیعن زیست در نظام تضارب آرا، قطعا نتیجه چنین فرآیندی دانش نیست. بلکه اطلاعات است، اساسا نباید از خبر دنبال دانش گشت. ما اطلاعات متفاوت را در مقابل هم قرار می‌دهیم و بر اساس نگرش شخصی یک بسته از آن استخراج می کنیم و با استفاده از آن بدنبال برتری بر حریفان هستیم، چه مجازی چه حقیقی. ساحت دانش، بری از یک سو نگری و تعجیل های این چنینی است، از سر و رویش هم مشخص است که دانش نیست ولی خود را خوب بزک می کند. بگو مگو های هر روز، که چنین کرد، آن یکی چنان، درحالی که همین گزارش ها هم با درصد خطای بالایی همراه هستند، به چه کار می‌آید؟ هیچ اتفاق عجیبی نیافتاده، تا بوده همین بوده عصر تکنولوژی تنها سرعت را بالا برده و بر کیفیت اگر افزوده، هم کیفیت دروغ گفتن را بالا برده و هم راست را، همچنان هم قواعد ثابت هستند. که چه گفت، که چه نگفت ها نه اثبات کننده هستند و نه رد کننده ولی حتما پیامد مهمی دارند، مردمی که دنبال اطلاعاتی برای اثبات نظرشان می گردند را راضی می کنند، همین. به آمارها که نگاه می کنید بوضوح بازدید کننده مطالب زرد بالاتر است حالا چه زرد سیاسی و ورزشی و چه فرهنگی و اجتماعی و جالب این است که پای همین مطالب زرد چه مقدار اظهار فضل ها که روانه نمی‌شود. ایرادی ندارد طبیعی تر از آن است که فکرش را بکنید، تقریبا اکثر افراد من جمله خود من، حوصله خواند یک کتاب ثقیل جرم شناسی را نداریم بجایش دوست داریم در مورد دلایل تجاوز به یک کودک و.... اظهار دانش کنیم، خب چه می شود کرد این راحت تر است. کلا جو گیر شدن حال می دهد، چه در زمین بازی چه در زمین ذهن و خیال. خبر خواندن و شنیدن، چیزی بر کسی اضافه نمی کند، آدم ها صرفا این اخبار را به عاریت می گیرند تا تفکراتشان را اثبات کنند و یا بعضی از وقت ها اصلاح، هر چه هست در خبر، خبری نیست و بدا به حال کسی که از خبر دانشش را استخراج کرده باشد و تمام هنرش کنار هم چیدن چند خبر و گرفتن نتیجه از آن باشد. تا اینجا هم باز طبیعی است قابل تحمل، اما دیگر داریم به مرز نزدیک می شویم، جایی که در آن چپی خبر نقل می کند تا حیثت راستی را ببرد و راستی چپی را، ضد انقلاب انقلابی و برعکس. به واقع اخبار شده اند ابزار جنگی، جای چوپ و چماق و تانک و هواپیما آدم ها بروی هم آتش خبر می گشایند، هر کدام هم می پندارند که چگونه خوب دیگری را مفتضح کرده اند، بدون اینکه بدانند که هیچ چیزی عوض نشده، کسی عاقل نشده، کسی حتی آگاه هم نشده، حتی بدتر از آن، با قطعیت می توان گفت که کسی حتی کوچکترین تغییری نکرده است، همه چیز سر جای خودش است و شما تنها توانسته ای در نزاع باطل ها کمی جلو بیافتی، بدون اینکه حواست باشد چه بر سر بینندگان این نزاع احمقانه آورده ای. و چون خونی علی الظاهر ریخته نشده پس همه چی سر جایش هست، که نیست برادر، چه خون ها ریخته شده و تو حواست نیست، چه دردها و کینه ها که کاشته شده و تو اصلا به آن اعتنایی نکردی. چقدر شنیده ایم که اول خود را باش، البته شاید آنقدر شنیده ایم عادی شده و چندش آور. هیچ روزنامه ی اصولگرایی و هیچ اطلاح طلبی در خودش بیش از دیگری دنبال عیوب نمی گردد، واضحا این راه به سیتره بر خیال ها منجر نخواهد شد، به این می گویند خود زنی. از آن پیام ها و توییت ها می سازند و به عنوان سند اشتباهاتت منتشر می کنند ،خب بکنند، این راه عقل است و دردناک. کسی که با بزرگنمایی و حتی برجسته نمایی مشکلات دیگری، آن هم در قالب خبری که نه سرش مشخص است و نه تهش، نه لوازمش مشخص شده و نه همه ی شرایط وقوعش، دنبال اثبات حق می گردد، و حقیقت را در بی اعتبار سازی دیگری جست و جو می کند، بعد از مدتی یادش می رود مشکل کار کجاست. خبر اشتباهات دیگران، حجابی شده روی نگاه های ما، چپ فکر می کند می تواند تا ابد روی اشتباهات راست موج سواری کند، بدون توجه به اینکه چرا آزادی ای که از آن حمایت می کند در حال تبدیل شدن به بی بند و باری است، با برگه ی آزادی بازی می کند تا چند صباحی قدرت را بیشتر دستش بگیرد، راست فکر می کند مشابهت سازی ها تا ابد کار می کند، زهی تاسف که روز به روز اعبتار تشبهات اش را کمتر و کمتر کرده، یادش رفته که مشکلش این است که اعتبار اجتماعی اش روز به روز در حال محدود شدن است، بیشتر شده قیم مردم بجای معرف یک نگاه اصیل، نرفته و نمی رود دنبال اینکه چرا فلان ساختار کلفتش آنجور که باید کار نمی کند، هم آن را تنبل کرده هم خودش را گمراه. حال جالبی نیست ولی هر چه هست طبیعی است، مگر اینکه نیرویی این مجادله ی طبیعی را غیر طبیعی کند و از روی حماقت به طرفی غش کند و فکر کند این خبر های سطحی معادل حقیقت هستند، که نتیجه اش می شود ... ]]> یادداشت بینندگان Sat, 22 Jul 2017 03:11:37 GMT http://alef.ir/vdchwknkx23nwzd.tft2.html?494193 براي پايان توافق هسته اي عجله نكنيم http://alef.ir/vdcgyt9txak9yq4.rpra.html?494192 رييس جمهور در جلسه ٢٨ خردادماه هيات دولت اظهار داشت: «امروز یکی از توطئه های آمریکایی ها این است به گونه ای برخورد کنند که ایران بگوید دست از تعهدات خود برداشته و به امضای خود متعهد نیست... باید هوشیار باشیم تا در دام آن ها نیفتاده و در زمین آمریکا بازی نکنیم...» این اظهارات حسن روحانی عقب نشینی و رد تلویحی بخشي از تبلیغاتي بوده که در وصف برجام می گفت و می گویند، ضمن آنكه رگه هايي از يك رويكرد واقع بينانه دارد و نکاتی قابل حمایت در آن مي توان يافت! برجام نتیجه مذاکراتی با انگیزه مقبول و مطلوب پايان دادن به جنجال پرونده هسته اي بود اما بالاخره به همراهی دولت با یک جمع بندي معیوب و پر خطر انجامید. از بيانيه لوزان انتقادات دلسوزانه و قانوني مطرح شد و تاكنون بس بارها عيوب اين توافق هسته اي مورد بحث قرار گرفت. «توطئه جديد» و مكشوفي كه اكنون رييس جمهور از آن رونمايي مي كند، در پيش بيني هاي منتقدين محاسبه شده بود اما اعتنايي نشد. مجموعا برجام پاسخي نادرست به بحران بود آنچنانكه قاطع دعوا هم نشده بلكه همچون سنگي بزرگ در چاه است. متكي به تجربه توافق بزرگ سعدآباد(؟!) آزموده شد كه توافقات هسته اي مبتني بر مجوز نظارت و بازرسي هاي فراهسته اي، هر جزييات ديگري داشته باشند، نافرجامند. هزينه هاي "تعهد محال" پيشين به حساب سو مديريت رييس جمهور نهم و دهم نوشته شد و اكنون چه خوب كه رييس جمهوري با موانع محتوم توافق بد مواجه شده كه خود متولي تنظيم توافق هسته اي جديد است. شايد وقتي كه مجري همان شريك تنظيم سند مي باشد، احتمال تفرقه داخلي در بحث چرايي تحميل هزينه هاي اين توافق هسته اي كمتر شود... به هر حال دو سال است که سندی بر میز ایران گذاشته اند. ايران سخت به آن مشغول است و تا اطلاع ثانوی نیز پیش از پاسخ به هر خواسته ایران در مجامع بین المللی، «اجرای کامل توافق هسته اي» مطالبه خواهد شد. دولت در چارچوب اختیارات خود مجوزي براي اجراي برجام دارد اما «اجرای کامل توافق هسته اي» در نظام حقوقي جمهوری اسلامی محال است آنچنان که حتی تشریفات الزامات آن در نظام حقوقی رسمیت نيافت. (توافق هسته اي اشاره به قطعنامه ٢٢٣١ است كه محدوديت هاي فرا هسته اي نيز متوجه ايران مي كند و برجام پيوست آن است.) مقرر شده كه هر عضو دائم شوراي امنيت امكان خاتمه دادن به توافق را دارد لذا نمي توان عدم رضايت ايالات متحده از ميزان پايبندي ايران به قطعنامه را بي اهميت برشمرد. آمریکا اکنون با آگاهی از این گره اعتبار برجام در ايران و امكانات قانونی خود تلاش می کند سريعا ایران را به تغییر رفتار اساسی یا به زیر میز توافق زدن تحریک کند تا بيشترين بهره را بردارد. آمريكا نيازمند اجماع جهاني براي رهبري اقداماتي در پرونده كره شمالي، سوريه و ايران است و هل دادن ايران به خروج از توافق فرصتي براي مقامات واشنگتن فراهم مي آورد. شوربختانه ما سخت به بند برجام گرفتاریم و راه رفت و برگشت آسانی وجود ندارد اما هرگز نباید از کوره در رفت و حرف آخر را اول دعوا زد! جواد ظریف به درستی یادآوری کرد که ایران این حق را برای خود محفوظ داشته که اجرای جزئي از برجام را متوقف کند هر چند كه حتي اين اقدام نيز محاسبات بسيار مي طلبد و بايد در نظر داشت كه پيامد محتمل آن پايان توافق است. در اين شرايط پيچيده به نظر می رسد تلاش ديپلمات هاي ايران بر این متمرکز باشد که فشارهای تحریمی آمریکا همچون دستاويز چانه زني جهت ايجاد تعدیل، تاخير یا حتي سرپیچي از درخواست های نظارت و بازرسي و راستی آزمایی "عدم وجود تاسیسات اعلام نشده" استفاده شوند. گويا روسیه مدیریت بازرسي برجام را بر عهده گرفته و آشكار است كه به کمک برجام دولت، اعتبار و نفوذی بيش از پيش در ایران برای خود دست و پا کرده ليك آمریکا نیز نشان داده مرز ناچاري را شناخته و خوب قدر فرصت را می داند لذا منطقا دعوای خواسته های نظارت و بازرسی برجامی نیز متاثر از فشارهاي آمريكا بالا خواهد گرفت. ترامپ زيركانه با "تسلیم" توصیف کردن توافق هسته اي، یارکشی براي تشدید فشارهايي را بستر سازی می کند كه در تنش «اجراي كامل توافق هسته اي» نياز دارد. علیرغم همه اشتباهات و هزینه توافقات معيوب هسته اي، شيخ ديپلمات اينبار حرف درستی زده؛ هرگز نباید به آسانی تسلیم شد! لااقل باید تلاش كرد آن قدر پیچیدگی و اختلاف تفاسیر به میان ریخته و انباشته شود که مقصر دانستن ايران در بن بست محتمل توافق هسته اي دشوار باشد تا شايد از این رهگذر هزینه های کمتری گریبان ایران را بگیرد يا لااقل جايي براي چانه زني باقي بماند. با اين وضعيت مباحثه بين المللي به زيان ايران نيست، مي توان هنوز صبوري كرد و همدلانه به تيم برجاميان فرصت داد تا تلاش كنند. (فرصتي مناسب هم نياز است تا تفاسير از بندهاي ١٤ و ١٥ قطعنامه ٢٢٣١ و بند ٣٧ برجام آشكار شود و بتوان نسبت به سرنوشت قراردادهاي اقتصادي منعقده در دوران اجراي توافق پيش بيني داشت) و البته كه افسوس ها اكنون نيز باقي اند اما مواجه شدن با تجربه پيامدهاي گريز از قانون ارزشمند است. بعنوان مثال اگر حداقل به اصل ۱۵ قانون اساسی هم توجه می شد و همراه نسخه انگليسي، نسخه اي فارسی از برجام در جمعبندي مذاكرات با ٥+١ تنظيم شده بود، چانه زني و تاخیر انداختن در حسابرسی آسان تر بود. ]]> یادداشت بینندگان Sat, 22 Jul 2017 01:55:50 GMT http://alef.ir/vdcgyt9txak9yq4.rpra.html?494192