پایگاه خبری الف - آخرين عناوين کتاب :: نسخه کامل http://alef.ir/book Mon, 29 May 2017 15:55:19 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://alef.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری الف http://alef.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 29 May 2017 15:55:19 GMT کتاب 60 تصویر انسانی یک اسطوره http://alef.ir/vdcdx50o9yt05z6.2a2y.html?477026 «موتسارت» (تصویر یک نابغه) نویسنده: نوربرت الیاس مترجم: حسن خیاطی ناشر: علمی و فرهنگی، چاپ اول 1395 180صفحه، 10000 تومان   شما می‌توانید کتاب «موتسارت» را  تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید.     *****   در اوج قریحه و توانایی ادبی در سی و پنج سالگی درگذشت. نیمه های شبی زمستانی با تبی شدید درگیر و تسلیم مرگ شد. صبح روز بعد، با اینکه از نامداران زمانه خود بود خانواده اش او را در مقبره تهیدستان به خاک سپردند. نحوه مرگ و خاکسپاری پرعجله او بسیاری از پژوهشگرانی را که به زندگی او پرداخته اند، با این سوال روبرو ساخت که چه رازی در مرگ او وجود داشته؟ آیا به قتل رسید؟ با اینکه شرایط به گونه ای بوده که خودخواسته از مرگ استقبال کرده است. کتاب «موتسارت» تصویر یک نابغه، اثر نوبرت الیاس با ترجمه حسن خیاطی که توسط نشر علمی و فرهنگی به بازار آمده، از جمله پژوهش هایی است که نویسنده با کنار نهادن تئوری قتل موتسارت کوشیده نگاهی واقع بینانه به زندگی و مرگ این موسیقی دان بزرگ داشته باشد. با این حال نوبرت الیاس نیز کتاب خود را با اشاره به مرگ موتسارت آغاز می کند، چراکه مرگ یکی از کلیدی ترین فصل های موتسارت برای شناخت اوضاع و احوالش در سالهای آخر است، به خصوص که این نویسنده باور دارد یأسی که موتسارت در سالهای آخر گرفتار آن بود نقش پررنگی در سرعت گرفتن بیماری مهلک او داشته است. این تئوری چندان هم دور از ذهن به نظر نمی رسد، چرا که تجربه نشان داده وضعیت روحی بیمار نقش مهمی در  توقف یا پیشرفت بیماری دارد. موتسارت به استعداد شگرف خود در موسیقی واقف بود، تغییر محل زندگی و انتخاب وین برای زندگی نیز بی ارتباط به این مسئله نبود، او به شهری آمده بود که بتواند توانایی های خود را در عرصه موسیقی بیش از پیش به منصه ظهور رسانده و به دیگران نشان بدهد. اما در این شهر که پایتخت موسیقی اروپا بود بخت‌یار نبود، شکست های پی در پی در حرفه‌اش، بالارفتن بدهی هایی که فشار زندگی را روز افزون ساخته بودند، همه دست به دست دادند که او با وجود آگاهی از توانایی هایش احساس شکست کند که یأس فراوانی نیز برایش به همراه آورد، روی دیگر سکه نا امیدی موتسارت، رابطه او با همسرش بود، زنی که موتسارت بسیار به توجهش نیاز داشت؛ اما نه تنها به وفاداری او اطمینانش را از دست داده بود، بلکه دریافته بود دیگر ارزشی نیز برای او ندارد. درک این واقعیت نشان از آن داشت که علاقه همسر موتسارت به او نه به خاطر شخص او و نه حتی به دلیل علاقه و شناخت از موسیقی بلکه به واسطه شیفتگی اش به موفقیت های مقطعی موتسارت در گذشته بود. الیاس از قول همسر موتسارت می نویسد: دلم برای موتسارت فریب خورده می سوزد. چنین احساسی نسبت به به موتسارت پس از مرگش ناشی از احساس گناهی بود که خود کنستانتین از فریفتن موتسارت داشت. اما گویا این بی وفایی یک طرفه نیز نبوده است. در واقع از زمانی که به دلایل مختلف رابطه میان آنها سرد شد، خود موتسارت نیز چندان وفادارانه عمل نکرده بود و حتی برخی پژوهشگران ریشه های بیماری منجر به مرگ او را در ابتلا به سفلیس (به دلیل روابط آزاد) و تلاش برای درمان پنهانی آن با نوعی داروی آلوده به جیوه دانسته اند. به هر حال زندگی موتسارت همانند بسیاری از نوابغ متفاوت و پر افت و خیز و در مجموع تراژیک بود. اما چنانکه نویسنده این کتاب بدان اشاره کرده جنبه های مسحور کننده آثار موتسارت به عنوان بالاترین سطح شعف موسیقیایی باعث شده که توجه چندانی به جنبه تراژیک زندگی او نشود. گذشته از اینکه مرگ زود هنگام موتسارت نیز خود یک تراژدی بزرگ و ضایعه جبران ناپذیر برای تاریخ موسیقی جهان بود چرا که زنده بودن او می توانست به خلق آثار ارزنده بیشتری برای هنر موسیقی ختم شود. موتسارت در عین برخورداری از قریحه بسیار، موسیقیدانی پرکار هم بود، او در حدود سی سالگی در اوج دوران باروری خود قرارداشت که در برخی سالها بین بیست تا چهل اثر موسیقیایی خلق کرده است! نوربرت الیاس جامعه شناسی آلمانی و نامدار است که با رویکردی جامعه شناختی به سراغ زندگی هموطن خود رفته است و کوشیده با بیرون کشیدن جنبه های تراژیک زندگی موتسارت و بررسی روانکاوانه تناقض های حاکم بر آن تصویری مبتنی بر واقعیت های کمتر توجه شده در زندگی موتسارت را ترسیم کرده و در این تصویر شمایلی متفارت از این آهنگسار بزرگ را پیش روی خواننده بگذارد. تصویری متفاوت با ذهنیت اسطوره ای که از نوابغ در ذهن داریم. این آشنایی زدایی از نکات بیرونی ساده ای چون ویژگی های فیزیکی او تا خلق و خوی نازل شخصیتی تا قریحه سرشار موسیقیایی و... را شامل می شود. نوربرت الیاس با دقت و ظرافتی مثال زدنی، چهره ای از موتسارت به خواننده ارائه می کند که هم ملموس و هم انسانی است؛ تصویری که با تصورات اسطوره ای و چهره های حماسی ای که اغلب از نوابغ در ذهن داریم متفاوت است. چنین شرایطی باعث شده است که عظمت واقعی هنر موتسارت به خوبی نمایان شود. کتاب موتسارت (تصویر یک نابغه) از سه بخش تشکیل شد، بخش اول «تاملاتی جامعه شناختی درباره موتسارت» از هفت بخش با عناوین زیر تشکیل شده: «او خیلی ساده تسلیم شد و همه چیز را وانهاد»، «موسیقی‌دانان بورژوا در جامعه درباری»، «موتسارت هنرمندی مستقل می شود»، «هنر استادکاران و هنر هنرمندان»،  «هنرمند درون انسان»، «سالهای تکوین یک نابغه»، «جوانی موتسارت بین دو دنیای اجتماعی» بخش دوم کتاب که حجم کمتری در قیاس با بخش نخست دارد، متشکل از دو بخش «شورش موتسارت: از سالزبورگ تا وین» و «اوج رهایی: ازدواج موتسارت» فراهم آمده و سرانجام ضمیمه هایی همانند:  «ماجرای زندگی موتسارت: گاهشماری به شکل یادداشت»،  «دو یادداشت» و «پسگفتار ویراستار انگلیسی» به عنوان بخش پایانی در انتهای کتاب نقل شده اند. اما نکته‌ای که نباید آن را ناگفته گذاشت، انتشار کتاب حاضر بعد از مرگ نویسنده است. میخائیل شروتر ویراستار کتاب با اشاره به این نکته که الیاس با انتشار کتابی براساس نوشته هایش درباره موتسارت موافقت داشته و کتاب حاضر در واقع بعد از مرگ نویسنده و با استفاده و گزینش از تالیفات تدوین و ویراستاری شده است، به شکلی دقیق به نحوه شکل گیری کتاب حاضر پرداخته و آن را حاصل گرد آوری و تدوین مقالات، متن سخنرانی ها و پاره ای نوشته های دیگر نوربرت الیاس دانسته است. پس گفتار به روشنی به یکی از  ویژگی های مهم اثر حاضر تاکید دارد و آن این که نباید اثر حاضر را یک زندگینامه کامل درباره موتسارت محسوب کرد، اگرچه در فصل های مختلف آن باتوجه به رویکرد حاکم بر کلیت کتاب اشارات زیادی به زندگی فردی و اجتماعی او شده است. اما برجسته تر از این ویژگی بررسی جامعه شناختی نوربرت الیاس در فصول مختلف است چرا که در واقع بخش های مختلف کتاب، متن مقالات و سخنرانی هایی گوناگونی است که نوربرت الیاس به مناسبت های مختلف ارائه کرده است و میخائیل شروتر به عنوان ویراستار، مسئولیت انتشار پاره ای آثار نوبرت الیاس را برعهده داشته است. با وجود شکل گیری کتاب براساس  متونی که در تاریخ های مختلفی نوشته شده اند، باید گفت به دلیل رویکرد مشخص و نظام مند نویسنده در بررسی جامعه شناختی زندگی و آثار موتسارت با اثری یکدست روبه رو هستیم، هر چند که نباید از توانایی ویراستار کتاب در سروسامان دادن به این نوشته های ارزشمند و قابل ارائه کردن آنها در قالب این کتاب خواندنی غافل شد. سرانجام اینکه غنای نگاه نویسنده و تحلیل منحصر به فرد او که آمیزه ای از نگرش های جامعه شناختی و دریافت روانشناختی از موفقیت ها و شکست های موتسارت و همچنین تناقض های آن، اهمیتی ویژه بخشیده است. «الیاس در مفهوم نبوغ تامل کرده  آن را ترکیبی بغرنج از خیالپروری، الهام و سنت برمی شمارد. سرانجام به عقیده الیاس سرشت و سرنوشت موتسارت را تنش و تصادمی رقم می زند که میان نبوغ و خلاقیت فردی با خواست و پسند زمانه برقرار است.»   ]]> کتاب Mon, 29 May 2017 11:24:34 GMT http://alef.ir/vdcdx50o9yt05z6.2a2y.html?477026 تلاقی هرمنوتیک و پدیدارشناسی http://alef.ir/vdch6qnkm23n-vd.tft2.html?467085 «ایدئولوژی، اخلاق، سیاست» نویسنده: پل ریکور مترجم:مجید اخگر ناشر: نشر چشمه، چاپ اول 1395 227 صفحه، 18000 تومان شما می‌توانید کتاب «ایدئولوژی، اخلاق، سیاست» را تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید.   **** پل ریکور (1913- 2005) گرچه در ایران شناخته شده است، اما به اندازه‌ی فرانسوی‌های دیگر، مانند فوکو و لکان و دولوز مورد توجه قرار نگرفته. شاید چون مانند آن‌ها سخنان اغواگر و تند و عجیب نزده است؛ چیزی که برای فلسفه‌خوان‌های امروز ایران خیلی جذاب است. ولی در عوض، تعهدش به حقیقت به شدت مورد نیازِ این روزهای ماست. البته در عرصه‌های جهانی هم ریکور، زیر سایه‌ی نام‌های پرهیاهوتر مانده است. برای فهم بهتر، شاید اول باید ببینیم او متعلق به کدام جریان است! ریکور از نقاط برجسته‌ی التقای سنت پدیدارشناسی و سنت هرمنوتیک است، و بی‌شک او را می‌توان ذیل هر دو جا داد. البته حضورش در کنار پساساختاگرایانِ هم‌نسلش نیز قابل ذکر است، ولی با این حال هرمنوتیک و پدیدارشناسی حضور پررنگ‌تری در کارنامه‌ی ریکور دارد. و شاید حالا واضح‌تر می‌شود که چرا ریکور کمتر از بقیه دیده شده است. از یک طرف تمثال هرمنوتیک، گادامر است که حداقل یک کتاب، «حقیقت و روش»، دارد که آیینه‌ی تمام‌نمای فلسفه‌ی اوست. و این در حالی است که ریکور، حتی یک مقاله هم ندارد که بتوان گفت می‌تواند معرف کامل فلسفه‌ی او باشد. و اضافه کنید به آن، یکپارچگی و سازگاری فلسفه‌ی گادامر را، در مقایسه با حرکت‌ِ همواره روبه‌روی جلوی ریکور. به این هم باید اشاره کرد؛ ریکور برای پدیدارشناس‌ها بیش از حد نو است، و برای پساساختارگرایان بیش از حد قدیمی. تمام این دلایل دست به دستِ هم داده تا ریکور را در یک موقیعت خاص قرار دهد، تا کمتر مورد توجه باشد. ولی از یک طرف دیگر، همین‌ها، می‌‌تواند دقیقا نقاط مثبت و حایز اهمیت ریکور باشد. ریکور از یک جهت به سنت هرمنوتیک می‌رسد. اما همان مسیر گادامر را طی نمی‌کند. شاید با مسامحه‌ی زیاد بتوان تفاوتش را این طور بیان کرد: گادامر در حال بازشناسی خاستگاه علوم انسانی و تاریخمندی آن است، و ریکور بیشتر در صدد تبیین آینده‌ی آن و امکان‌هایش. ریکور از جهت دیگر، به سنت پدیدارشناسی می‌رسد. و با این حال، درباره‌ی فروید و مارکس هم کتاب می‌نویسد، از سیاست و اقتصاد می‌پرسد و با دانشمندان علوم تجربی به بحث می‌نشیند. و با وجود این همه تأمل دقیق میان‌رشته‌ای، البته توقع شفافیت تام را هم از این مباحث ندارد.   ریکور گزیده‌ای از مقالات مهمش را در سال 1986 در فرانسه منتشر می‌کند. به نام «از متن تا کنش». این کتاب، مقالات متنوعی را از دوره‌های مختلف ریکور تا زمان چاپش دارد. در بخش اول این کتاب، ریکور، درک خودش را از هرمنوتیک پدیدارشناختی ارایه می‌دهد. در این مرحله، او دغدغه‌ی تحلیل و تأویل متون را دارد، و دنبال رهیافتی از پدیدارشناسی برای آن است. شاید دو دهه‌ی نخست فعالیت ریکور، در این مرحله صرف شده باشد. در بخش دوم، ریکور دارد به این فکر می‌کند که آیا می‌توان از هرمنوتیک متن، پلی زد به هرمنوتیک کنش؟ در این مرحله او امکان و شرایط این گذار را بررسی می‌کند. در این زمان او دغدغه‌ی فلسفه‌ی عملی پیدا کرده، و می‌خواهد هرمنوتیک پدیدارشناختی‌اش را به سمت فلسفه‌ی عملی گسترش بدهد. به عبارتی دیگر، دغدغه‌های آن روزهایش را با فلسفه‌ای که ساخته‌ است، می‌خواهد پاسخ دهد. و در بخش آخر هم، او عملاً وارد میدان می‌شود و هرمنوتیک خودش را در این حوزه‌ها به کار می‌گیرد. در این مرحله، او هرمنوتیک متنش را به هرمنوتیک کنش رسانده است (چیزی که اسم کتاب نیز اشاره به آن دارد)، و اقدام کرده به بررسی هرمنوتیکی کنش‌های اجتماعی و اخلاقی و سیاسی. کتابی که به فارسی برگردانده شده، ترجمه‌ی بخش سوم این کتاب، «از متن تا کنش»، است؛ یعنی بررسی‌های هرمنوتیکی ریکور، در موضوعات سیاسی و اخلاقی و اجتماعی؛ و به نوعی شاید بشود اسمش را گذاشت: فلسفه‌ی عملی. برای همین مترجم نامش را گذاشته: «ایدئولوژی، اخلاق و سیاست». در این مرحله، ریکور مفاهیم مثل بیناذهنی، ایدئولوژی و اتوپیا را، که هر یک در زمین بازی متفاوتی طرح شده‌اند، به کار می‌گیرد و می‌کوشد آن را ذیل یک تحلیل یکپارچه قراردهد. او مفهوم «مخیله‌ی اجتماعی» را مطرح می‌کند که سایر مفاهیم، در چارچوب آن بهتر فهم می‌شوند. در این مقالات، نوشته‌های سیاسی ریکور می‌کوشند نزدیک به فضای واقعی سیاست حرکت کنند، و خیلی انتزاعی نشوند. «ایدئولوژی، اخلاق و سیاست» (یا بخش سوم از کتاب اصلی ریکور)، پنج مقاله دارد. در مقاله‌ی اول، ریکور هوسرل و هگل را درباره‌ی بحث «بیناذهنیت» مقایسه می‌کند. می‌خواهد ببیند آیا هوسرل واقعا توانسته است «روح عینی» هگل را کنار بگذارد، یا مفهوم «بیناذهنیتی» که او پیشنهاد داده، در همان دام گرفتار شده است. مقاله‌ی دوم، که «علم و ایدئولوژی» نام دارد، با سخنی از ارسطو آغاز می‌شود که بیان می‌کند در مسایل عملی و سیاسی، توقع وضوح کامل استدلال‌ها را نباید داشته باشیم. ریکور با این سخن، می‌کوشد تأملی درباره نسبت علم و ایدئولوژی داشته باشد، و دام‌هایی که در این مسیر (شاید به خاطر غفلت از نکته‌ی ارسطو) گسترده شده است، نشان دهد. او برخی تحلیل‌های غلط از ایدئولوژی را یادآور می‌شود که در تببین رابطه‌ی علم با ایدئولوژی مؤثر است. ریکور در مقاله‌ی بعدی، «هرمنوتیک و نقد ایدئولوژی»، دو سنت منازع با هم را سر یک میز می‌نشاند. هابرماس، که نوشته‌های مفصلی درباره‌ی نقد ایدئولوژی دارد، بارها و بارها اشکالات مفصلی را به گادامر و هرمنوتیکش وارد کرده است. و حالا، ریکور که خود را به هر دو جریان متعلق می‌داند، می‌خواهد به صورت‌بندی نوعی از هرمنوتیک دست یابد که حق مطلب را درمورد نقد ایدئولوژی ادا کند، و ضرورت آن را در کانون مسایل خودش نشان دهد. در مقاله‌ی چهارم، ریکور می‌خواهد دو مفهوم «ایدئولوژی و اتوپیا» را در چارچوب تحلیل واحدی با نام «تخیل فرهنگی» قرار دهد، تا هم فهم این دو پدیده را ساده‌تر بکند، و هم دریافت روشن‌تری از کنش اجتماعی به دست دهد. این در حالی است که این دو مفهوم تا پیش از آن، در دو سنت متفاوت دنبال شده است. و در مقاله‌ی آخر، «اخلاق و سیاست»، ریکور ابتدا اقصاد را وارد مسئله می‌کند تا امور سیاسیِ تحویل‌ناپذیر به اقتصاد را نشان دهد. سپس محل تلاقی اختصاصی اخلاق و سیاست را بررسی می‌کند، و در ادامه به کنش متقابل اخلاق و سیاست می‌رسد. مترجم، برای آن که درک بهتری از مباحث ریکور فراهم آورد، دو مقاله‌ی دیگر هم به کتاب اضافه کرده است. در ابتدا مقاله‌ای از «ریچارد کِرنی» (از ادامه‌دهندگان هرمنوتیک ریکوری) آورده که سه مفهومِ خیلی مهمِ ریکور –یعنی ایدئولوژی، اتوپیا و مخیله‌ی اجتماعی- را با توجه به مطالب این فیلسوف، مخصوصاً مقالات کتاب حاضر توضیح می‌دهد. و طبعا این مقاله به فهم اندیشه‌های ریکور در این باب کمک شایانی می‌کند. هم‌چنین مقاله‌ی دیگری آورده است از خود پل ریکور، به نام «درباره‌ی تأویل». ریکور در این مقاله، که در ابتدای «از متن تا کنش» چاپ شده است، محور اصلی پروژه‌ی خود را در طول سه دهه‌ فعالیت خود (تا پیش از تألیف کتاب؛ یعنی تا اواسط دهه‌ی هشتاد)، توضیح می‌دهد. او بیان می‌کند که چه درکی از مسایل سی‌ساله‌ی خود دارد، و خودش را به چه سنتی متعلق می‌داند. و سپس تمام مسایلی را که در این سه دهه مطرح کرده است، ذکر می‌کند و تلاش می‌کند آن‌ها را در یک کل به‌هم‌پیوسته جا بدهد. اگرچه این کتاب، از متن انگلیسی که اولین بار در سال 1991 چاپ شده، ترجمه شده است، اما امروزه هم برای علاقه‌مندانِ به این حوزه‌های فلسفی، می‌تواند بسیار جذاب و حاوی بصیرت‌های درخشانی باشد. *کارشناس ارشد فلسفه   ]]> کتاب Mon, 29 May 2017 07:06:13 GMT http://alef.ir/vdch6qnkm23n-vd.tft2.html?467085 کتاب بی متن/ 68 http://alef.ir/vdcgw39tzak9uy4.rpra.html?476930 از مجموعه دو سالانه کارتون کتاب ]]> کتاب Mon, 29 May 2017 05:07:27 GMT http://alef.ir/vdcgw39tzak9uy4.rpra.html?476930 دعوت به سکوتی اجباری! http://alef.ir/vdch-inkw23nqid.tft2.html?472269 «پدر کشتگی» نویسنده: سلمان امین ناشر: ققنوس، چاپ اول 1395 215صفحه، 14000 تومان   شما می‌توانید کتاب «پدرکشتگی» را تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید.   **** سلمان امین را می توان یکی از پرانگیزه ترین نویسندگان این سالها، به حساب آورد. اقبال کلی آثارش و ارتباط خوبی که با مخاطبان برقرار کرده، جایزه هوشنگ گلشیری که نصیبش شده و  مایه ای که برای نوشتن کارهای تازه اش می گذارد؛ نمونه اش هم تجربه رفت و آمد او به کمپ ترک اعتیاد برای نوشتن رمان کارتن خواب که بیش از یک سال وقت او را گرفته است. از نگاه سلمان امین دوره نوشتن داستانهای شهری و آپارتمانی تمام شده است، رمانهای او اگر چه آثاری شهری هستند، اما نه در آپارتمانها که در دل جامعه، بلکه در کف شهر و لایه پایین اجتماعی می گذرند. از طرف دیگر  او برای متفاوت شدن داستانهایش، آنها را زندگی می کند و به سراغ نوشتن مضامینی می رود که از دل یک تجربه بی واسطه از حضور در متن جامعه بیرون می آیند. «پدرکشتگی» هم در همین قاعده جای گرفته و داستان شخصیت های‌ست که در همین جامعه زندگی می کنند اما کمتر کسی با آنها توجه کرده است، آدمهایی تمام شده... در نگاه نخست شاید نام کتاب (پدرکشتگی)  از کم و کیف درونمایه این رمان حکایت داشته باشد. اما نوسینده کوشیده درونمایه رمانش چیزی فراتر از آن باشد که با یک گمانه زنی ساده کشف شود.پدرکشتگی ریشه در فرهنگ و تاریخ ایران دارد. سلمان امین نام جدیدترین رمان خود را از داستان کشته شدن سهراب به دست رستم الهام گرفته است و کوشیده روایت تازه و امروزینی متاثر از آن ارائه کند. وقایع رمان پدرکشتگی در تهران رخ می دهد و نویسنده برای ملموس‌تر کردن داستان از اسم کوچه و خیابانهای مشهور استفاده کرده است. شخصیت های داستان که در لاک زندگی خود فرو رفته اند، در بستری که با مهارت توسط نویسنده ساخته می شود، دور هم جمع می شوند و یک داستان اجتماعی را می‌سازند.  شخصیت هایی که توسط راوی اول شخص معرفی شده و در طول کتاب سرنوشت آنها با ظرافت به هم گره میخورد. «سیاوش» شخصیت اصلی رمان، یادآور خاطره تلخ و شومی برای پدرش محسوب می شود، خاطره تولد او که با رفتن (مرگ) مادرش همراه شده است. به همین خاطر پدر اسم سیاوش را برایش انتخاب کرده تا این خاطره را از یاد نبرد. در رمان های سلمان امین موقعیت های داستانی از اهمیت مرکزی در شخصیت پردازی آدمها برخوردارند، چرا که به باور او: «انسان در ارتباط معنی می‌شود و در این پدیده است که آسیب می‌بیند و حتی می‌میرد. مهمترین جلوه و نمود این مساله به باور من در تقابل انسان با محیط و اجتماعی پیرامونش رخ می‌دهد. در واقع انسان و اجتماع و ارتباطات اجتماعی هستند که به یکدیگر معنی می‌بخشند.  همین نگاه نادرست پدر سبب می شود که سرنوشت سیاوش دچار دگرگونی های عجیب شده و با بیماری های مختلف روانی همراه می شود.» داستان با فریاد یک مامور پلیس شروع می شود. ماموری که با داد و قال سعی دارد همه را آرام کند . اما صدای  خود مامور  از همه بلندتر است و انگار از همان آغاز رمان کسی می خواهد به زور شخصیت های سلمان امین را به سکوت دعوت کند. در متن داستان خشونتی درونی شده در جریان است که در نهایت نویسنده،  سیاوش را به عنوان فردی که قربانی این خشونت هاست جلوه گر می سازد. در پدرکشتگی شخصیت های خودخواه فراوانند و این نگاه از تلقی حاکم بر جامعه ای برخاسته که همه به منفعت خویش بیش از حقوق بدیهی دیگران اهمیت می دهند، حتی حق حیات. از این جهت می توان گفت درونمایه پدرکشتگی بازتاب دهنده اتمسفر روانی جامعه ای تحت فشار است که نویسنده کوشیده نگاهی روانشناختی بدان داشته باشد. در هر جای داستان می توان کسی را یافت که نوعی روان پریشی دچار است و یا وسواس. همگی به شکل ناشیانه ای به دنبال عشق هستند تا با فرار از نسخه های دیگران، حالشان برای همیشه خوب شود. به طوری که سیاوش ازدواج با همسر اولش لاله را اینطور تصویر می کند: «وقتی تصمیم به ازدواج گرفتیم همه کارهایمان را رها کردیم و به شکل خستگی ناپذیری گذاشتیم به جوریدن سجایای اخلاقی هم.حالا که همه چیز تمام شده می‌دانم که این عشق نبود که ما را از موجوداتی معمولی به افرادی بی نقص و دوست داشتنی تبدیل می کرد. ما به هم محتاج بودیم و عشق خودش محصول این احتیاج بود.» ویژگی دیگری که رمان سلمان امین را شاخص می کند، طنز سیاه آن است. چنانکه گویی نویسنده برای نشان دادن این همه تلخی که در رمانش وجود داشته چاره ای جز پناه بردن به نگاهی طنازانه نداشته و از این روست که طنز او کیفیتی پیدا کرده که به تلخی و سیاهی آغشته شده است. سلمان امین  علاقه آشکاری به داستانگویی دارد، داستانهایش از بار دراماتیک بیرونی برخوردارند با خط داستانی پر رنگی که خواننده از دنبال کزدن آن لذت می برد و حتی زمانی که بازی هایی برای پیچده کردن روایت ترتیب مبی دهد، جریان پیوسته داستان مانع از سردرگم شدن خواننده می شود. در خلال داستان شاهد نامه هایی هستیم که سیاوش به دختر کوچکش آرام (از همسر اولش)  نوشته است. این نامه ها به شیوه ای جالب کامل کننده اطلاعات خواننده از گذشته سیاوش می باشند. در نهایت پدرکشتگی با یکی از همین نامه ها پایان می گیرد به گونه ای که خواننده به فکر فرو می رود که آیا تمام چیزی که تابحال خوانده صرفا داستان بوده یا نامه. سخن آخر اینکه سلمان امین نویسنده ای است اجتماعی گرا، نه فقط این رمان که «رمان قلعه مرغی ؛ روزگار هرمی» که نسخه صوتی آن همزمان با این کتاب به بازار آمده و دیگر آثار او از چنین تعلق خاطری حکایت دارد. آثا او خوشخوان و برخوردار از ریتمی تند و زبانی صمیمی هستند که درعین تناسب با ساختار رمان به جذب بیشتر خواننده نیز کمک می کنند. و در مجموع چنین مجموعه از در خدمتبازگو کردن دغدغه های اجتماعی نویسنده ای قرار می گیرند که پیداست نسبت به جامعه پیرامون خود، آدمهایی که در آن زندگی می کنند و موقعیت ها و روابط انسانی بی تفاوت نیست.     ]]> کتاب Sun, 28 May 2017 11:53:12 GMT http://alef.ir/vdch-inkw23nqid.tft2.html?472269 ادبیاتی که مثل بمب صدا کرد! http://alef.ir/vdciyqa5zt1ayq2.cbct.html?476671 «باغ همسایه» نویسنده: خوسه دونوسو مترجم: عبدالله کوثری ناشر: آگاه، چاپ اول 1394 458صفحه، 36000 تومان   شما می‌توانید کتاب «باغ همسایه» را  تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید.     *****   ادبیات امریکای لاتین منبع بی‌پایان استعدادهای شگفت‌انگیز است، با نویسندگانی که شهرتشان به میان توده عام مردم این خطه نیز رفته و مرزهای کشورها و قاره ها را درنوردیده، اما در عین حال هستند چهره‌هایی که قریحه و قدرت نویسندگی آنها مغفول مانده است . چنان که هر بار با کشف چهره‌ای تازه از این جغرافیای زبانی و فرهنگی، هم خوشحال می شویم و هم افسوس می خوریم که: حیف چه دیر! خوسه دونوسو یکی از همین چهره هاست، نویسنده ای که هم دروه مارکز، فوئنتس و یوسا بود و اگر چه آثارش از کیفیتی برخوردار بود که در این جمع راه یابد، اما به دلایل مختلف به اندازه آنها در جهان مشهور نشد. به گونه ای که در ایران قریب نیم قرن بعد از شهرت این نسل از نویسندگان امریکای لاتین ، تازه رمانهای او به مخاطبان فارسی زبان معرفی شده است. به نظر در این کم توجهی ناخواسته، ساختار پیچیده و زبان دشوار اما هنرمندانه اغلب آثار دونوسو بی تاثیر نبوده است. دونوسو به نسلی تعلق دارد که پرچمداران ادبیات داستانی آمریکای لاتین، به شمار می آیند، چهره هایی که ادبیات امریکای لاتین را بر قله های ادبیات جهان نشاندند، به نسل «شکوفایی»، «انفجار» یا «بوم» معروفند. نویسندگانی که در دهه بیست یا سی میلادی متولد شده بودند و نخستین آثار خود را در اوایل دهه پنجاه تا میانه دهه شصت میلادی منتشر کردند، آثاری که به شکلی پر سرو صدا جنبش ادبیات امریکای لاتین را رقم زد و اصلا نامگذاری این نسل به «بوم» به دلیل این بود که آثار این نویسندگان مثل بمب در داخل و خارج از آمریکای لاتین صدا کرد و به شکوفایی ادبیات این خطه انجامید. «بوم» در واقع کنایه به صدای انفجاری داشت که در جهان ادبیات رخ داده و صدای آن به گوش جهانیان رسیده بود. رئالیسم جادویی به عنوان بارز ترین ویژگی در آثار این نسل، نه نوآوری آنها بلکه میراث نویسندگان نسل قبل از آنها همانند آلخه کارپانتیه بود که توسط این نسل و به خصوص مارکز اعتلا یافت و به عنوان صفت مشخصه نسل «بوم» پررنگ شد. پرچمداران این جریان، هریک به منطقه ای تعلق داشتند، مارکز به کلمبیا، فوئنتس به مکزیک، یوسا به پرو و کورتاسار به آرژانتین؛ خوسه دونوسو هم اهل شیلی بود. او در سال 1924 در سانتیاگو شیلی به دنیا آمد. با وجود پزشک بودن پدرش خانواده آنها ثبات مالی نداشت. با با هر زحمتی بود تحصیلاتش را ادامه داد ، بورسی نصیبش شد  و چند سالی هم در آمریکا تحصیل کرد و سرانجام به عنوان استاد زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه های شیلی به تدریس پرداخت. همانند بسیاری از هنرمندان و روشنفکران امریکای لاتین زندگی او نیز از تغییر و تحولات سیاسی مصون نماند. کودتای پینوشه علیه حکومت مردمی و چپگرای آلنده نه تنها بر زندگی او اثر گذاشت که در آثارش نیز بازتاب داشته است. به هر حال سنگینی فضای سیاسی آن روزگار باعث شد که در اوایل دهه شصت به خارج از شیلی برود. او بیست سال بعد به شیلی بازگشت و تا پایان عمر به سال 1994 که در اثر سرطان درگذشت در زادگاهش باقی ماند. دونوسو نوشتن را با داستان کوتاه و فعالیت های ژورنالیستی شروع کرد،  نخستین داستانهایش را در میانه دهه پنجاه منتشر کرد که در همان آغاز راه جایزه ای داخلی برایش به ارمغان آورد؛ فعالیت های روزنامه نگارانه اش هم جایزه شیلی و ایتالیا را نصیبش کرد. نخستین رمانش تاجگذاری در سال 1962 به انگلیسی هم ترجمه شد و شهرتی برون مرزی در محافل جدی ادبی برایش به همراه آورد. چنانکه در دوران زندگی در خارج از شیلی که بخشی از آن به تدریس در امریکا گذشت کارگاه ها و کلاسهایی برای تتدریس داستان نویسی برگزار کرد. کاری که بعد از بازگشت به شیلی نیز برای انتقال تجربیاتش به نسل جدید ادامه داد. نویسندگان نسل بوم اگرچه هریک شیوه ها و شگرد های خاص خودشان را داشتند، اما در این نکته که همگی نماینده رمان نو بودند، نقطه اشتراک داشتند. رمان نو شیوه های جدیدی از روایت را به نمایش می گذارد که در تقابل با فرم های سنتی روایت قرار داشت.  چنین روایتی بازتاب رسیدن تشعشعات مدرنیته به جغرافیایی بود که سنتها نقشی بنیادین در روابط انسانی و اجتماعی بازی می کردند، به خصوص که با فرهنگ بومی آمریکای لاتین در آمیخته بود و از این جهت این روایت های مدرن عدم قطعیت و تزلزل را بارتاب می دادند. خوسه دونوسو به دلیل نوشتن دو اثر، چهره شاخصی در این جریان محسوب می شود. نخست کتابی که درباره ادبیات امریکای لاتین که به بازگویی سیر اتفاقاتی که با از راه رسیدن نسل بوم و جنبشی که راه انداخته بودند می پرداخت و دیگری به دلیل نوشتن رمانی  با عنوان «پرنده وقیح شب» که در اوایل دهه هفتاد منتشر شد و نقطه اوج جنبش بوم و دستاوردهای آن محسوب می شد. رمانی که همه آنچه این جنبش به ساحت رمان نویسی آورده بود، در حد اعلای خود به نمایش می گذاشت. صاحب نظران بر این عقیده بودند که رمان دونوسو فصلی را به پایان برده بود، چرخه ای را کامل کرده بود و راهی جز گشودن فصل تازه نمانده بود. آثار دونوسو اغلب تودرتو و پیچیده اند، با ساختاری استادانه، او در آثارش قشرهای مختلف جامعه شیلی به ویژه طبقه متوسط به بالا را مورد توجه قرار می دهد و در عین حال به نقش سنت و باورهای مردم این کشور در میان اشخاص توجه جدی دارد.  او در پاره ای آثارش با طنزی تلخ به مسائلی اساسی همچون هویت و همچنین جنسیت در روابط انسانی می پردازد. رمان ارزنده باغ همسایه اثر خوسه دونوسو که به همت نشر آگاه و با ترجمه ممتاز عبدالله کوثری به فارسی منتشر شده نیز از این قاعده مستثنی نیست. دونوسو در این رمان به زندگی نویسنده ای پرداخته که اگر چه به عنوان نویسنده ای متوسط الحال معرفی می شود، اما به هر حال در دسته بندی طبقاتی اجتماعی در قشر متوسط (و یا بالاتر از آن) جای می گیرد. خولیو مندس شخصیت محوری این رمان، طیفی از نویسندگان شیلیایی را نمایندگی می کند که تنها ناظر حکومت کودتای پینوشه نیست، بلکه به شکلی با آن دچار اصطکاک شده و مزه زندان حکومت کودتا را هم چشیده است. چنین تجربه ای باعث شده تا فکر نوشتن رمانی در واکنش به این اوضاع و احوال را در سر بپروراند. مندس با چنین رویایی به اسپانیا می رود تا در تبعیدی خودخواسته این آرزو را محقق کند. این بخش از رمان تا حد زیادی تاثیر گرفته از زندگی خود خوزه دونوسو به نظر می رسد. او نیز روزگاری (اگر چه قبل از کودتا) تحت تاثیر جو سیاسی شیلی ترک وطن می کند و سالهای نسبتا طولانی را در غربت می گذراند. او از تجربه زندگی در غربت و بحران هویتی که می تواند برای فرد به همراه داشته باشد در این رمان با  ظرافت مورد استفاده قرار داده است. او همچنین تجربه بازگشت خود به وطن را نیز هوشمندانه دستمایه رمان دیگری کرده است. در رمان حکومت نظامی (که کوثری آن را نیز ترجمه کرده) شخصیت اصلی رمان بعد از سالها دوری به کشور باز می گردد اما گویی به غربتی تازه قدم گذاشته. چراکه آشنایان دیروز،در طول این مدت  چنان تغییر کرده اند که دیگر بازشناختن آنها دشوار است. خولیو مندس (شخصیت اصلی رمان باغ همسایه) در تلاش است تا همان کاری را که خوسه دونوسو در جهان واقعی با نوشته رمان پرنده وقیح شب به سرانجام رسانده، در درون متن داستان انجام دهد، یعنی رمانی بنویسد که در میان آثار نویسندگان نسل بوم سر آمد باش؛ اما نهایتا او به توفیقی که دونوسو در واقعیت دست یافته بود، نائل نشد. خولیو مندس گرفتار در مسائل و معضلات غربت نه تنها خلق چنین رمانی را به آرزویی ناممکن بدل می سازد بلکه در طول رمان با چنان معضلاتی روبه رو می شود که علاوه بر چالش های هویتی،  او را به سمت فرو پاشی ذهنی نیز سوق می دهد. خوسه دونوسو با قدرت تمام رمان را که به صورتی تقریبا رئال و بیانی بدور از پیچیدگی آغاز می کند، اما رفته رفته  به تناسب آشفتگی های ذهنی و سودازدگی مندس به شالوده شکنی همین ساختار می پردازد و در پایان رمان بستری را به وجود می آورد که مخاطب نسبت به دریافت هایش شک و تردید پیدا می کند و در جهانی پریشان، سودا زده و مردد برجای می ماند. عبدالله کوثری اگرچه سالها پیش درمجموعه داستانهایی از ادبیات امریکا لاتین داستانی از دونوسو را ترجمه کرده بود ، اما برای معرفی جدی این نویسنده به مخاطب فارسی، به سراغ یکی از آثار شاخص او رفته که در عین حال از آثار پیچیده و دشوار او محسوب نمی شود و از این نظر اثر مناسبی محسوب می شود تا مخاطب با درک ارزش و غنای آثار او خود را برای خواندن آثار دشوارتر دونوسو نیز آمده کند. کوثری در عین حال در مقدمه کتاب نیز به طور اجمالی به زندگی و آثار دونوسو پرداخته و با برشمردن پاره ای ویژگی های آثارش به جایگاه او در ادبیات امریکای لاتین نیز اشاراتی داشته که در مجموع مدخل خوبی برای مخاطب ناآشنا با این نیسنده محسوب می شود.   گفته می شود شش سال طول کشید تا این رمان امکان انتشار پیدا کرده و بدست مخاطب ایرانی برسد و اگر چه دیرهنگام اما سرانجام یک نویسنده بزرگ دیگر از ادبیات امریکای لاتین به مخاطب فارسی زبان معرفی شد که به خواننده کمک می کند دریافت بهتری از نقاط اشتراک و تفاوت های نویسندگان این نسل داشته باشد. در پایان این فقط یک جمله: باغ همسایه را از دست ندهید! ]]> کتاب Sun, 28 May 2017 08:26:51 GMT http://alef.ir/vdciyqa5zt1ayq2.cbct.html?476671 فراخوان سی و پنجمین دوره جایزه کتاب سال منتشر شد http://alef.ir/vdci3qa5ut1ayw2.cbct.html?476590 به گزارش الف به نقل از ایبنا، آثار ارسالی باید برای نخستین بار در سال ۱۳۹۵ منتشر شده باشند و جزو کتاب‌های کمک درسی و افست نباشد. علاوه بر این، کتاب باید دارای برگه اعلام وصول باشد. تنها آثاری در این جایزه مورد داوری و ارزیابی قرار می‌گیرند که پدید آورنده یا ناشر کتاب، کاربرگ ثبت نام را در تارنمای جایزه تکمیل  و به همراه دو نسخه از کتاب ارسال کند. همچنین، ارسال لوح فشردۀ متن اصلی آثار ترجمه شده الزامی است و آثار دریافت شده باز گردانده نخواهد شد. کتاب‌های داستان بزرگسال، تاریخ و نقد ادبی(تالیف)، مستند نگاری، شعر بزرگسال و کودک و نوجوان، به دلیل هم پوشانی با جایزه جلال آل احمد و جایزه  شعر فجر در کتاب سال بررسی نمی شوند. علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند به سایت جایزه کتاب سال به نشانی www.ketabsal.ir مراجعه کنند یا با شماره تلفن ۶۶۹۶۶۲۱۹ تماس بگیرند. ]]> کتاب Sun, 28 May 2017 06:03:25 GMT http://alef.ir/vdci3qa5ut1ayw2.cbct.html?476590 به گستره شعر كلاسيك اروپا http://alef.ir/vdcdsx0oxyt05j6.2a2y.html?472832 «ویرژیل» نویسنده: جسپر گریفین ترجمه: عبدالله کوثری ناشر: ماهی، چاپ اول 1395 150صفحه، 15000تومان   شما می‌توانید کتاب «ویرژیل» را تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید. **** «همچنين همه شهرهاي زيباي ما و دستكار ما را در نظر آور. همه شهرها نهاده بر بلندي است، و رودها از زير ديوارهاي باستاني مي گذرند./ يقين دارم آن دم كه عالم روي به باليدن نهاد، روزهايي چنين درخشان بود، و چنين بود مسير تابناك آن روزها؛ بهار بود، كره عظيم بهار را درمي يافت، ايمن از هجوم بادهاي زمستاني مشرق، آن گاه كه نخستين رمه ها در روشنايي آب مي خوردند و انسان ها، موجودات خاكي، براي نخستين بار سر از زمين سخت بر مي داشتند، آن گاه كه جنگل ها آكنده از جانوران و آسمان سرشار از اختران بود.(ويرژيل - از منظومه كشاورزي )» «پوبليوس ورگيليوس مارو»كه اغلب او را به نام «ويرژيل» مي شناسند، در دوران زندگي خود، مردي پرآوازه بود. اشعار او نخستين اشعار در تاريخ ادبيات لاتيني است كه معاصران شاعر، درباره آن ها سخن رانده اند. ويرژيل اگرچه كم تر به ميان مردم مي آمد، هرگاه كه در كوي و برزن رُم و در تماشاخانه هاي اين شهر كه مركز اشاعه فرهنگ و ادب بود، ظاهر مي شد، انگشت نماي مردمان بود. از اين حيث، مي توان گفت كه بسيار مورد توجه افكار عمومي جامعه زمان خود بود و نوشتن پيرامون او هم خيلي زود آغاز شد، اما به نظر مي رسد ويرژيل در زندگي شخصي، انساني بسيار دردمند و گوشه گير بود و از همين روست كه آگاهي دقيق درباره او در قياس با زندگي نامه هاي مفصلي كه از بزرگان ادب و هنر باستان در دست است، بسيار اندك مي باشد. علي رغم اين موضوع، نقش ويرژيل در بسترسازي براي تعليم و تربيت كلاسيك اروپائيان به خصوص در دوران باستان، كاملاً غيرقابل انكار است؛ آموزش كودكان رومي با او آغاز مي شد. ديوارهاي شهر پومپي كه در سال 79 ميلادي ويران شد، پوشيده از اشعار و گفته هاي ويرژيل  بود. اشعارش آن قدر محبوب عام و خاص بود كه فال گرفتن از كتابش، رسمي رايج شد. آثار عمده او شامل اين منظو مه هاست: سرودهاي شباني كه در فاصله سال هاي 43 تا 38 پيش از ميلاد سروده شد، منظومه كشاورزي كه در 29 پيش از ميلاد سروده و بالأخره، ((انه ايد)).  ويرژيل در سال 19 پيش از ميلاد درگذشت. دانته، خالق كتاب بزرگ كمدي الهي شيفته او شد و در اين كتاب تأثير گذار، او را چون مرشد و آموزگار خود به عنوان بنيان گذار سبكي والا مي ستايد كه دانته را قرين افتخار كرده است.     تأثير ويرژيل فقط در قلمرو زبان لاتين نبود. اشعار شباني در تمام زبان هاي اروپايي به تقليد از سرودهاي شباني ويرژيل شكل گرفت؛ تي. اس. اليوت، شاعر مشهور بريتانيايي، بزرگ ترين هوادار ويرژيل در قرن بيستم در كتابش پيرامون شعر و شاعران (1951) و مقاله تأثير گذارش با عنوان «اثر كلاسيك چيست»، مقام و اهميت ويرژيل را چنين وصف مي كند: «در اروپا تنها يك شاعر كلاسيك وجود دارد و آن ويرژيل است. او در كانون تاريخ جاي گرفته و اين، به سبب اهميت امپراتوري روم است. او در عين حال، به سبب نگرشي كه به قدرت و بشريت دارد، از جايگاهي بي همتا برخوردار است.» جسپر گريفين، نويسنده كتاب «ويرژيل»، تلاش كرده است تا ضمن بهره گيري از 14 منبع معتبر، كتابي جامع و درخور از اين شاعر بزرگ ارائه نمايد؛ اين كتاب در 5 فصل اصلي و يك فصل فرعي (براي مطالعه بيشتر خوانندگان) به همراه نمايه اي از 234 شخصيت معروف و مأخذ، تلاش كرده است تا شناخت خوانندگان را از ويرژيل و زمانه او افزايش دهد. معمولاً مطالعه تاريخ و ادبيات كلاسيك اروپا براي اهل فن، كاري دشوار است كه اين مهم را گريفين با نگارش متني شسته و رفته از ويژيل انجام داده و علاوه بر آن، اين متن به همراه ترجمه بي نقصي كه توسط »عبدالله كوثري)) به عنوان يكي از كارشناسان اين امر و مترجمي كهنه كار و پيشكسوت ارائه شده، براي خوانندگان و علاقه مندان به زندگي و آثار ويرژيل عرضه گرديده است.      گريفين در فصل دوم كتاب با عنوان ((سرودهاي شباني: رُم و آركاديا))، به تفصيل پيرامون نحوه سرايش اين منظومه و بستر مكاني و زماني آن توضيح داده است؛ سرودهاي شباني 10 شعر جداگانه اند، اما چنان ترتيبي يافته اند كه كليتي منسجم و باشكوه را تشكيل مي دهند.       گرچه منظومه كشاورزي و ((انه ايد)) كه در فصول بعدي كتاب، پيرامون آن ها سخن گفته شده است، شواهد بيشتري از توانايي ويرژيل در ابداع ساختار و سبكي از شعر به خوانندگان آثارش ارائه مي دهند، اما نخستين سرودهاي شباني، شبانسرود را با عناصري در مي آميزد كه فضايي پيچيده تر به كل شعر مي بخشند.      ويرژيل به دنبال اين سبك، چيزي كم و بيش ساده تر مي آورد: عاشقي ناكام بر چشم انداز روستايي نشسته و بر روزگار خود افسوس مي خورد. اين، نشان مي دهد درونمايه سروده هاي شباني به اين شكل دگرگون شده است كه ويرژيل به جاي دختران زيبايي كه خواستگاران را دست به سر مي كردند، گونه اي از عشق را مي سرايد كه فرجامي جز بيهودگي  و هرزگي ندارد.      دو سرود از سرودهاي شباني نيز توصيف مسابقه سرودخواني است كه در آن دو خواننده به نوبت شعر مي خوانند؛ اين گونه اشعار كه گريفين نمونه هايي از آن ها را در كتابش آورده، زيبايي ناب را فراتر از هر چيزي برمي شمارد و مايه الهام شعرايي چون: ((الكساندر پوپ)) در سرودهاي شباني اوليه شان شده است.      نويسنده در فصل سوم كتاب با عنوان ((منظومه كشاورزي: الهه شعر با خيش))، به نيت اصلي ويرژيل از نگارش اين منظومه دو هزار سطري كه در 4 كتاب و در دهه 30 پيش از ميلاد سروده شده، اشاره دارد؛ سرمشق و الگوي ويرژيل در اين كار، هسيود، شاعر باستاني يونان بود و منظومه كشاورزي به صورت منظومه اي آموزشي پيرامون كشاورزي سروده شده است.      البته بايد گفت كه احكام مستقيم كشاورزي در اين منظومه، تنها بخش كوچكي از آن را تشكيل مي دهند؛ در برخي از سروده هاي اين منظومه، اشاره اي به تعداد و كميت ابزار كشاورزي نشده و از اين حيث بايد گفت كه ويرژيل به سبكي درخور توصيف و با طرحي هنرمندانه از پديده كشاورزي در منظومه خود ياد مي كند.      ويرژيل سرانجام به گزينش تصاوير و اشيا به عنوان حربه روستائيان مي پردازد كه كاملاً به صورت هدف مند با اساطير و آيين هاي يونان پيوند داده و جلوه اي شكوهمند از پديده كشاورزي در اشعارش به وجود آورده است.      تلاش نويسنده در فصل چهارم كتابش با عنوان «انه ايد و اسطوره روم»نيز درخور توجه است؛ چرا كه در همان ابتدا به زمينه هاي تاريخي و سياسي سرودن منظومه «انه ايد» پرداخته است؛ از ديدگاه سياسي، اگرچه يافتن شيوه اي مناسب براي سخن گفتن از فرمانرواي خودكامه روم دشوار مي نمود، در اين مسير، تحولات محسوس زمانه تا حدي اميدبخش بود. اين دست كم عقيده اي خوشبينانه بود كه ويرژيل پيش از اين در منظومه كشاورزي بيان كرده است. در اين فصل نيز به تفصيل پيرامون جزئيات سرودن اين منظومه ويرژيل، تفاسيري ارائه شده است.      در نهايت بايد گفت كه تأثير ويرژيل بر فرهنگ غرب، خود بخشي از تاريخ اين فرهنگ بوده و اين كتاب مي تواند تا حد زيادي خوانندگان و علاقه مندان ويرژيل را در يافتن دلايل جذابيت فراوان و پايدار آثارش ياري نمايد.   ]]> کتاب Sat, 27 May 2017 11:15:47 GMT http://alef.ir/vdcdsx0oxyt05j6.2a2y.html?472832 سوز مناجات ذبیحی و سوزناکی اشکِ مادربزرگ http://alef.ir/vdcfevdj0w6de0a.igiw.html?476272 یکی از دوستان قطعه‌ای از مناجات سحر سیدجواد ذبیحی را در صفحۀ فیس‌بوکش گذاشته است. آواز سوزناک مناجات ذبیحی به گوش نسل‌های بعد از انقلاب ناآشناست، اما در خاطرات من و هم‌نسلان من، یادآور نیمه‌شب ماه‌های رمضانی است به دور از هر تجمل و ریا و به دور از سفره‌های این‌چنینی افطار که هیچ‌وقت در خانۀ مردمان آن زمانه (حتی غنی‌ترینشان هم) انداخته نشد! سفره‌های افطاری که بارها شاهد بوده‌ام از میان نشستگانِ بر آن و دعوت‌شدگان بدان (چه میزبانش بدانیم و چه میهمان) بندرت کسی از زمرۀ روزداران بوده است. آواز سوزناک ذبیحی مرا به یاد خانه‌های با سقف گنبدی و دیوار گِلی محلات قدیم شهرم، تاکستان، انداخت؛ به یاد اتاق‌هایی انداخت که طاقچه‌ای کم‌عرض و دراز با سطحی پُرقطر در گوشۀ هر ضلع آن بود و از آن طاقچه، رادیویی قدیمی با قاب قهوه‌ای چوبی و رویۀ طلاکوب مشبک که رواندازی چیندار از چلوار سفید داشت و از تمیزی برق هم می‌زد همواره برای کودکان دور از دسترس بود. آواز سوزناک ذبیحی هم در نیمه‌های هر شب، از همین جعبۀ جادویی بود که دل‌ها را می‌سوزاند و اشک‌ها را می‌جوشاند. یادش به خیر مادربزرگم (مرحوم امینه طاهری که نامبردار به پاک‌دلی و خوش‌باوری و ساده‌انگاری بود) یا دیگر مادربزرگان محله، همیشه با صدای ذبیحی دم می‌گرفتند و بر سینه می‌زدند و اشک می‌ریختند و آبگوشت سحرشان هم در گوشۀ اتاق بر چراغ والور بی‌قرارانه غلغل می‌کرد! هیچ‌وقت هم نشد بگویند چرا گریه می‌کنند! هیچ‌کس هم از راز گریه‌های سحرشان سر درنیاورد! دمدمه‌های افطار که می‌رسید همه، از هر کجا که بودند خود را به خانه و به همان اتاق‌های گلی می‌رساندند. در غروب ماه‌های گرم تابستان، روزه‌داران زارع و کشاورز به‌محض آن‌که پایشان به حیاط خانه می‌رسید بی‌درنگ طناب چرخ چاه آبِ وسط حیاط را به آغوش می‌گرفتند و خود را به داخل چاه‌های نیمه عمیق می‌انداختند تا در پناه خنکای زیرزمین و رطوبت آب چاه، کمی از لهیبِ آتش تشنگی بکاهند تا آن‌که از همان جعبه جادویی گوشه اتاق صدایی سوزناک و اذانی بشارت بخش بشنوند و... در خاطرات من، لذت فرارسیدن افطار یادآور صدای جادویی و معجزه‌گر دعای ربنای استاد شجریان است و آن آوازِ مجنون‌کنندۀ «این دهان بستی، دهانی باز کن...» و به نهایت رسانندۀ این جنون و ازخودبیخودی هم اذان مؤذن‌زاده اردبیلی بود. حیرت بی‌انتهای جادوی جاودانه مناجات سحر ذبیحی، آواز و صدای هوش‌ربای استاد شجریان و صوت اذان جان‌فزا و جان‌بخش مؤذن‌زاده اردبیلی به نظرم نیروبخش‌ترین اسباب تلطیف روحیۀ روزه‌داران و تقویت‌کننده جان‌های بی‌رمق و تأثیرگذارترین جلوۀ مادی جهان در القای معنویت و خلوص و یکرنگی بود. چند روز پیش دوستی میهمانم بود و از او خواستم چند لحظه‌ای به مناجات ذبیحی گوش دهد. هنوز لحظاتی نگذشته بود که بی‌اختیار نشست و های های گریستن آغاز کرد. وقتی اندکی آرام شد. گفت صدای ذبیحی عجیب بوی پدرم را می‌داد. گویی بوی پدر را استشمام می‌کردم. درست می‌گفت صدای ذبیحی، بوی همه رفتگان و عزیزان سفرکردۀ روزه‌دار را می‌دهد. بوی همۀ رفتگان و دریادماندگان را می‌دهد. بویی عجیب خوش اما بسیار تلخ و دل‌آزار!!!   * دانشنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ معاصر   ]]> کتاب Sat, 27 May 2017 07:08:34 GMT http://alef.ir/vdcfevdj0w6de0a.igiw.html?476272 آقای نویسنده بیرونِ کتابش است یا توی کتابش؟ http://alef.ir/vdcirra5vt1ayv2.cbct.html?472828 «میم عزیز» نویسنده: محمدحسن شهسواری ناشر: چشمه، چاپ اول 1395 212صفحه، 17000تومان   شما می‌توانید کتاب «میم عزیز» را تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید. **** این‌ها را همین طور یلخی، محض هیچ و پوچ نمی‌نویسم... باید بنویسم... یعنی در کتابی که می‌خواهم معرفی‌اش کنم نمود دارد... آن هم به تاکید... پس مقدمتا باید این را گفت که اگر کتاب داستانی در این دیار نوشته می‌شود گویا برای مخاطبانی خاص نوشته می‌شود... جرگه‌ای که به زحمت 2 هزار نفر می‌شوند، و اگر همه‌شان کتاب داستانی مقبول‌شان بیفتد آن کتاب هم تجدید چاپ می‌شود، واگر نه همان چاپ اول می‌ماند که می‌ماند... غلو هم نمی‌کنم... لااقل فکر من این طوری است... در اوضاع و احوالی که وضع نشر داستان ایرانی و اوضاع فروش این آثار، و به تبع آن تعداد خوانندگان آن چیزی دست کم از یک مصیبت ندارد، بهایی که نشر چشمه به آثار تجربی و بدعتگرای امروزِ داستان ایرانی می‌دهد خیلی ارزشمند است. نشر چشمه چند وقتی هست که مشخصا آثاری را ذیل طبقه‌ی آثار «ساختارگرا،جریان گریز، ضد ژانر» منتشر می‌کند، و این خطری است که هر ناشری - اجازه بدهید بگویم هیچ ناشری- به جانِ بی رمقش نمی‌خرد. همه طالب رمان‌های عامه پسندند... ذله شدند از بس نفروختند... همه این‌ها بخش کوچکی از فحوای تماتیک «میم عزیز» است... کتابی که نشر چشمه منتشر کرده است... یکی از همان کتاب‌های تجربی و بدعتگرای امروزِ داستان ایرانی که گفتم... «میم عزیز»؛ رمانی از نویسنده نام آشنای معاصر، محمد حسن شهسواری. طرفِ حساب فیلم‌نامه/رمان «میم عزیز» در وهله‌ی اول مخاطبانی است که معمولا آن‌ها را در پاره مخاطبانِ خاص طبقه بندی می‌کنند. در این بین، شاید کسانی که به داستان/رمان ایرانی علاقه دارند در اولویت این فهرست قرار بگیرند، نه به این دلیل که این کتاب یک رمان ایرانی است،نه، بلکه به این دلیل که این کتاب درباره خود ِداستان ِ ایرانی معاصر و داستان نویس ِ معاصر ایرانی است. مخاطب «میم عزیز» در این کتاب، قصه یک داستان نویس ایرانی را می خواند؛ قصه شک و تردیدهای او را، موقعیتش را، و نحوه قصه نوشتن او را. از این حیث «میم عزیز» داستانی است که داستان ِ  نوشتن را روایت می‌کند. منتقدان ادبی نوعی از این ترفند را فراداستان (metafiction) نام گذاشته‌اند. این کار را محمد حسن شهسواری در آخرین اثرش انجام داده است. ما در این کتاب همچنان که قصه «میم عزیز» را می‌خوانیم با کمی دقت متوجه نحوه نگارش اثر هم می‌شویم. نترسید از این نحوه برخورد یک داستان نویس با داستانش... پیشنهاد من این است: شما هم همراه با او یک موقعیت داستانی  نو را تجربه کنید. نوشتم: فیلم‌نامه/رمان. «میم عزیز» در عین حال که روایتگر داستانی است که می‌خوانیم، اثری است که به واسطه فرم فیلمنامه نویسی که شهسواری در بخشی از کتاب آن را اجرا کرده، ما را صاحب خواندن نوع ویژه‌ای از فیلم‌نامه هم می‌کند.  با این توصیف باید بگویم خواننده این کتاب در عین حال که خواننده داستان/داستان‌های «میم عزیز» است، مخاطب فیلمنامه‌ای است که شخصیت نویسنده کتاب در حال نوشتن آن است.  محمد شهسواری در این کتاب نسبت به 6 اثر داستانی که پیش از این از او منتشر شده، تجربه‌ای نو و متفاوت را پشت سر گذاشته است.  به همین دلیل هم توصیف پشت جلد این کتاب از آن، هرگز بی مناسبت نیست: ساختارگرا، جریان گریز، ضد ژانر. اما همه «میم عزیز» نوشتن رمان و فیلم‌نامه‌ای نیست که شخصیت داستان یعنی آقای شانه چی در حال نوشتن آن است، مهم‌ترین قصه موازی قصه‌های آقای شانه‌چی، قصه خود او همسرش و دخترش شیما است. به این نکته باید اشاره کنیم که محمد حسن شهسواری با این که در این کتاب به لحاظ فرمی کاری تجربی انجام داده اما از قصه گویی غافل نشده است. او در این کتاب قصه می‌گوید و سعی دارد مخاطب را با خودش در این راه هم‌گام کند. نوع فصل بندی و عناوین ابواب این کتاب هم گویای این است که، یک؛ مخاطب با تقسیم بندی متفاوتی مواجه است، و دو؛ در بخش‌هایی که واژه «استراحت» چاشنی عنوان فصل است خواننده می‌تواند همچون شخصیت نویسنده «میم عزیز» دست از پیگیری رمان/فیلم‌نامه آقای شانه‌چی بردارد و به حالا در زندگی خود شانه‌چی سرک بکشد. داستان گویی‌های محمد حسن شهسواری به زعم راقم این سطور بیش از همه در همین بخش‌ها نمود دارد، یعنی فصولی که شانه‌چی دست از نوشتن برمی‌دارد و از خودش می‌گوید. یکی از نکاتی که به یقین خواننده این کتاب را به خودش جذب می‌کند، یا به عبارت بهتر او را نسبت به آن مسئله کنجکاو می‌کند این است که خود محمد حسن شهسواریِ نویسنده که داستان نویس شناخته شده‌ای هم هست، ما به ازایی در این رمانش - که بخش قابل توجهی‌ش درباره داستان نویسان ایرانی است- دارد. مابه‌ازای شخصیت واقعی محمد حسن شهسواری، آقای شانه‌چی است؟ حرف‌های شانه‌چی درباره محمود دولت آبادی، رضا براهنی، هوشنگ گلشیری، کارگردانان ایرانی یا مثلا یکتا ناصر اظهار نظرات یا تزهای خود شهسواری است؟ اگر بخواهم به این سوال پاسخ بدهم احتمالا بخشی از جذابیت این کتاب را لوث کرده‌ام یا دست کم با این کار نظر شخصی‌ام را آنقدر پر رنگ کرده‌ام که احتمالا خواننده «میم عزیز» با یکسری پیش فرض سراغش می‌رود. به همین مناسبت در بدو امر، و در ابتدای این وجیزه نوشتم که این کتاب مخاطب خاص دارد، خصوصا مخاطبانی که خواننده آثار داستانی ایرانی هستند و به هر دلیل، مخاطبِ خودِ مسئله‌ی «داستانِ ایرانی» و «داستان نویسِ ایرانی» هستند. در عین حال نباید از وجوه جامعه شناسیک اثر محمد حسن شهسواری غفلت کرد. شهسواری در این کار سعی در نمایش عریان طبقاتی از جامعه زده است که معمولا در زندگی روزمره شاهد وجه ممیزه‌شان با همدیگر بوده‌ایم و به حتم بخشی از ذهن ما را به خود مشغول داشته است، همچنان که بخشی از ذهن شخصیت نویسنده «میم عزیز» یعنی آقای شانه‌چی. نام کتاب چرا «میم عزیز» است؟ این سوال را خوانندگان کتاب خواهند فهمید.       ]]> کتاب Sat, 27 May 2017 05:23:39 GMT http://alef.ir/vdcirra5vt1ayv2.cbct.html?472828 کتاب بی متن/ 67 http://alef.ir/vdcdz90o5yt05x6.2a2y.html?476207 از مجموعه دو سالانه کارتون کتاب ]]> کتاب Sat, 27 May 2017 04:45:07 GMT http://alef.ir/vdcdz90o5yt05x6.2a2y.html?476207