پایگاه خبری الف - آخرين عناوين کتاب :: نسخه کامل http://alef.ir/book Wed, 26 Jul 2017 11:00:20 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://alef.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری الف http://alef.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Wed, 26 Jul 2017 11:00:20 GMT کتاب 60 جلسه نقد و بررسی کتاب «صد سال دگر» http://alef.ir/vdcf1tdjtw6d1va.igiw.html?495695 جلسه نقد و بررسی کتاب «صد سال دگر» دفتری از اشعار منتشر نشده نیما یوشیج روز جهارشنبه 4 مرداد برگزار می شود. به گزارش الف، در این جلسه مسعود جعفری، سعید رضوانی و کامیار عبدی به عنوان سخنران حضور خواهند داشت. کلیه علاقه مندان می توانند در ساعت 17 الی 19 در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب، خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک 2 شرکت کنند. ]]> کتاب Wed, 26 Jul 2017 06:29:50 GMT http://alef.ir/vdcf1tdjtw6d1va.igiw.html?495695 کتاب بی متن/ 91 http://alef.ir/vdcevn8enjh8opi.b9bj.html?495685 از مجموعه دوسالانه کارتون کتاب ]]> کتاب Wed, 26 Jul 2017 06:12:34 GMT http://alef.ir/vdcevn8enjh8opi.b9bj.html?495685 ظهور شیطان در کالبد انسان http://alef.ir/vdcbzsbazrhb95p.uiur.html?495277 «یادداشت‌های شیطان» نویسنده: لیانید آندری‌یف مترجم: حمیدرضا آتش برآب ناشر: علمی فرهنگی، چاپ اول 1395 284صفحه، 18000 تومان   شما می‌توانید کتاب «یادداشت های شیطان» را  تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید.     ***** شاهکارهای ناتمام تاریخ ادبیات کم نبوده‌اند، رمانهایی که هریک به دلیلی به پایان نرسیده‌اند، اما مخاطبان بی‌آنکه اهمیتی برای این مسئله قائل باشند از خواندن آنها لذت برده‌اند: «محاکمه» و «قصر» اثر کافکا به اغلب زبان‌های زنده جهان ترجمه شده و میلیون‌ها نسخه از آنها فروش رفته و چنان در ذهن مخاطبان جا افتاده‌اند که اصلا کسی اهمیتی به ناتمام بودن آنها نمی‌دهد و چه بسا آن را به خاطر نیز نیاورند! دست‌نوشته‌‌ی «آدم اول» آخرین رمان آلبرکامو را در کیف دستی‌اش هنگام تصادف او یافتند. مرگ به کامو مجال کامل کردن این رمان را نداد و آدم اول به همین شکل منتشر شد و از قضا برخی آن را بهترین اثر کامو نیز می‌دانند. «یادداشت‌های شیطان» اثر لیانید آندر‌ی‌یف، شاید از شهرت شاهکارهایی که نام بردیم برخوردار نباشد، آندر‌ی‌یف در سال 1918 نوشتن آن را شروع کرد، او در اوج شهرت و پختگی ادبی بسر می برد، اثری بلندپروازانه را آغاز کرد؛  اما متاسفانه بخت‌یار نبود و در دسامبر 1919 درگذشت. زمانی که هنوز به پنجاه سالگی نرسیده بود و بلند پروازانه‌ترین اثرش نیز ناتمام بود. با این حال تنها دو سال بعد از درگذشت او ناشر تصمیم گرفت «یادداشت‌های شیطان» را تا همانجا که نوشته شده، منتشر کند. در اغلب داستان‌های آندر‌ی‌یف اگر چه یک خط داستانی مشخص وجود دارد و نویسنده نیز به دور از پیچیدگی‌های فرمی آن را روایت می‌کند؛ اما گاه شگردی را بکار می‌بندد که خواننده رفته رفته، درگیر لایه‌های درونی‌تر اثر می‌شود؛ به عبارت روشن‌تر در طول روایت، حرکت بیرونی اثر رنگ باخته و این حرکت درونی و تغییر و تحولات روحی و روانی شخصیت‌هاست که برای خواننده جذابیت پیدا می‌کند و ضامن کشش «یادداشت های شیطان» از این جنبه از شاخص‌ترین آثار آندری‌یف محسوب می‌شود و هم از این روست که ناتمام ماندن آن برای مخاطب محسوس نیست و بیش از نود سال از نخستین انتشارش گذشته و بارها و بارها به همین شکل منتشر شده و از شهرت جهانی نیز برخوردار است.  خوشبختانه اخیرا این رمان با ترجمه بسیار خوب حمیدرضا آتش‌برآب و به همت نشر علمی و فرهنگی به شکلی مقبول در اختیار علاقمندان ادبیات روس قرار گرفته است و در مدت زمان کوتاهی به چاپ دوم نیز رسیده است. اگر چه قریب به نیم قرن پیش نخستین بار توسط کاظم انصاری چند داستان کوتاه از آندری‌یف به فارسی برگردانده شده، اما بی‌اغراق این حمیدرضا آتش‌برآب بود که در سال‌های اخیر، نابغه جوانمرگ شده ادبیات روس را چنان که باید به مخاطب فارسی زبان معرفی کرد. ابتدا با انتشار دو داستان بلند و موفق از دوره اول کارنامه آندری‌یف، در کتاب «داستان هفت نفری که به دار آویخته شدند» و حالا با انتشار واپسین اثر برجسته او یعنی «یادداشتهای شیطان». آندری‌یف در خانواده‌ای فقیر در مسکو به دنیا آمد(1817). با اینکه از دانشگاه دکترای حقوق گرفته بود، ترجیح داد از راه نوشتن روزگار بگذراند. در نخستین سال‌های قرن بیستم، با داستانهای کوتاهی که منتشر کرد، شهرتی به هم زد؛ پول خوبی از نوشتن نصیبش می شد که با توجه به نوع زندگی اش تقریبا همه را برباد می داد. ولخرجی های او در این دوره تا حدی تحت تاثیر زندگی دشوار او در دوران کودکی بود. سری پرشور و روحیه‌ای انقلابی داشت، اما به دور از عملگرایی. زندگی آرام و بدور از فراز و نشیبی را پشت سرگذاشت که یکسره وقف خواندن و نوشتن می شد. درمیان نویسندگان همدوره اش، چهره ای متمایز بود با آثاری که در هیچ یک از دسته بندی های آن دوره جای نمی گرفت. در روزگاری که رئالیسم روسی در حال گسترش و غلبه بر دیگر سبک ها بود، برخلاف آنها که از تجربیات شخصی یا مشاهدات مستقیم خود در نوشتن داستان های واقعگرایانه بهره می گرفتند، آندر‌ی‌یف به قدرت ذهن و تخیل خود اتکای بسیار داشت. با این حال او بیش از هر نویسنده هم دوره اش، فرزند زمانه خود بود. نویسنده ای که با درک عمیق و فراگیر از آنچه در جهان پیرامونش اتفاق می‌افتاد، به خلق آثاری دست زد که بازتاب دهنده روح زمانه خود بودند. روایت است تولستوی در اظهار نظری معروف درباره او می‌گوید: «آندری‌یف دائما می‌خواهد به هول و هراس بیندازد؛ اما من هیچ هول و هراسی احساس نمی کنم.» این چیزی است که بسیاری از نویسندگان نامدار آن روزگار نیز از آن غافل بودند. بهره مندی آندری‌یف از چنین درکی و ارائه آن در آثارش را  گذر زمان،  در مورد او به اثبات رسانده است. پاره ای از ارزش های در خور اعتنای «یادداشت های شیطان» نیز در همین رابطه شکل می گیرد. بی‌آنکه رمانی رئالیستی باشد، گواهی راستین از زوال فرهنگ و تمدن کهن اروپا در دهه های آغازین قرن بیستم داشت. آندری‌ در «یادداشت های شیطان» می خواهد نشان بدهد که این زوال و فروپاشی در یک سیر زمانی و حرکت تمدنی شکل گرفته و حاصل هوا و هوس مقطعی سیاست مردان نبود است. در واپسین دهه‌های قرن نوزدهم، سر و کله‌ی اندیشمندانی پیدا شد که از رسیدن روزگار افول فرهنگ و تمدن کهن غرب می گفتند. برخی آنها را به بدبینی متهم می‌کردند و برخی دیگر آنان را منادیان نهیلیسم می‌خواندند. پیش بینی می‌شد، بالاخره جایی این انحطاط به فروپاشی بینجامد و درگرفتن جنگ جهانی اول نماد بارز آن بود. لیانید آندری‌یف با این طیف از اندیشمندان هم آواز بود و بیش از همه شیفته فردریش نیچه فیلسوف بزرگ آلمانی بود که از کسوف تمدن و فرهنگ غرب خبر داده و فلسفه‌ورزی‌های شاعرانه و شورانگیز او تاثیری شگرف بر روح و جانش آندری‌یف گذارده بود. در دودهه نخست قرن بیستم وقایعی در حال وقوع بود که رفته رفته سایه شوم جنگ جهانی اول را بر سر قاره کهن گسترده ساخت، جنگی که چنان از کشته‌ها پشته ساخت که تا آن زمان نظیر آن را هیچ بشری نه دیده و نه شنیده بود. آنچه در این ایام  رخ داد، از درستی پیشگویی های نیچه درباره فرهنگ و تمدن اروپا حکایت داشت و حکم تأییدی بر این واقعیت بود که آندری‌یف بیهوده از هول و هراس سخن به میان نیاورده و شاخک‌های حساس آندریف در برابر انحطاط و پلشتی این دوران پرتب و تاب بلاخیز به مراتب دریافت دقیق‌تری از آن روزگار در قیاس با نویسنده بزرگ روس ( تولستوی) در ایام پیری داشت.   کشش آندری‌یف به نوآوری و پرداختن به جهان در حال تغییر و دگرگونی ارزش ها قدیمی و جایگزینی ارزش های تازه باعث می‌شد، در داستان‌های خود به سراغ مضامینی برود که تا پیش از آن پرداختن به آنها تابو محسوب می‌شدند؛ بنابراین گاه نوشتن این آثار واکنش‌های تندی را از سوی دیگران به دنبال داشت. همسر تولستوی نیز در آغازین سالهای قرن بیستم نامه صریحی درباره داستانهای کوتاه آندری‌یف منتشر کرد و به ارائه چنین «کثافاتی» به عنوان ادبیات تاخت! به روشنی می‌توان دریافت که  به آندری‌یف درکی درست و اصیل از سال‌های آغازین قرن بیستم رسیده بود. روزگاری غلط انداز که حتی تولستوی و همسرش نیز در درک آن دچار اشتباه شده و ساده‌انگارانه لب به نکوهش آندری‌یف گشوده بودند. آندری‌یف علاوه بر داستان، نمایشنامه نیز نوشت؛ اما با داستان‌های کوتاهش بود که نامش سرزبان‌ها افتاد. در داستان‌های کوتاهی که در دهه اول قرن بیستم نوشت، تصویر نویسنده‌ای عصیانگر را از خود به نمایش گذاشت. به خصوص دربرابر آنچه به عنوان تابو، ذهن‌های سنتی و خرافی، نزدیک شدن به آنها را برنمی‌تابیدند. بنابراین با رویکردی صریح و تابوشکنانه به سراغ غرایز انسانی و نقش و تاثیر آن در روابط آدمها به خصوص از جنبه‌های روانی رفت. یک دهه بعد از آن، با آغاز شدن جنگ جهانی اول چنان تغییراتی در نهادهای خانوادگی و اجتماعی به وجود آمد که ناظران را شگفت‌زده کرد.  جهان بعد از جنگ جهانی اول تفاوت فاحشی با جهان پیش از آن داشت، ارزشهای بسیاری فروریخته و ملاک های فراوانی وارونه شده بودند. در عالم واقعیت شاهد اتفاقاتی بود که «کثافات» مورد اشاره همسر تولستوی در داستان‌های آندری‌یف در قیاس با آن گل و بلبل به نظر می‌رسید. آندری‌یف با این داستان‌ها که به شهرتش انجامید در واقع کوشید نشان دهد که چگونه غرایز جنسی و هوای نفسانی با تسلط بر روح آدمی می‌تواند او را به پستی دچار سازد.            «یادداشت های شیطان»  آخرین نوشته لیانید آندری‌یف و به نوعی خاص‌ترین آنهاست. این رمان بازتاب دریافت‌های اوست از ابرانسان نیچه، مفهومی كه اساس پاره ای از آثار ادبی یك نسل را به خود اختصاص داد. برخی براین باورند «یادداشت های شیطان»از آثاری چون اهریمنان داستایفسكی و اكسیرهای شیطان هافمن تاثیرگرفته است؛ اما فرض قبول این نکته نیز مانع آن نمی شود با اثری كامل و مستقل روبه رو باشیم.    «یادداشتهای شیطان» رمانی است که می‌توان از منظرهای گوناگونی بدان پرداخت و به تناسب همین نوع نگاه دریافت‌هایی متنوع نیز داشت. رمان اگرچه عنوان یادداشت‌های شیطان را یدک می‌کشد اما اساسی‌ترین ایده آن را شناخت انسان تشکیل می‌دهد، انسانی که در آغاز قرن بیستم در میانه تند‌بادهایی که از  هر طرف وزیدن گرفته سرگردان است و بدیع‌ترین بخش ماجرا نیز واسطه قرار دادن شیطان برای شناخت انسان است. این ویژگی نشان از خیز برداشتن نویسنده برای خلق اثری پرمایه دارد که با گوشه چشمی به مکاشفه یوحنا و موضوع هبوط شیطان به روی زمین نوشته شده است. اما نکته جالب این است که برخلاف باورهای مذهبی که شیطان در هیآت خود به فریب انسان می پردازد، این بار داستان از جایی آغاز می‌شود که  شیطان در کالبد یک انسان فرو رفته است. ده روز از این اتفاق گذشته و حالا او به روایت حالات درونی و بیرونی استفاده از این ایده به درونمایه رمان کیفیتی فرا واقعی داده که در پاره‌ای بخش‌ها به سمبولیسم پهلو می‌زند. در سال 1915 یک میلیاردر امریکایی به نیت اینکه از ثروتش برای سعادتمند ساختن بشر بهره ببرد با یک کشتی راهی اروپا می‌شود. در راه زیر دریایی‌های آلمانی این کشتی را هدف قرار داده  و غرق می‌کنند. حکایت تصمیم این میلیاردر و کشته شدن او ایده اصلی آندری‌یف برای نوشتن رمانی می‌شود که در آن کوشیده تصویری واقعی از اروپا در دهه‌های نخست قرن بیستم و درست در آستانه جنگ جهانی ارائه کند، اروپایی که اوضاع و احوال آن به روشنی گویای انحطاطی است که آندری‌یف و همفکرانش از آن سخن گفته و همواره به کج اندیشی و حتی نهیلیسم محکوم شده بودند. در روایت داستانی شده آندری‌یف،به ماجرای کشته شدن میلیاردر امریکایی در حین سفر به اروپا با کشتی توسط نیروهای آلمانی اشاره نمی شود (زمان وقوع داستان به پیش از آغاز جنگ جهانی اول برده شده است) بلکه این شیطان است که مرتکب قتل شده و سپس در کالبد میلیاردر فرو می‌رود. با این تمهید هوشمندانه آندری‌یف بستری را فرهم آورده که بتوان رمان او را از جنبه‌های گوناگونی مورد تحلیل قرار داد. نخست اینکه ایده هبوط شیطان در متون مذهبی به شکل مورد نظر نویسنده به کار ساحت داستان می‌آید. زمان داستان به پیش از جنگ اول جهانی برده می‌شود و اتمسفر پرچالش اروپای در آستانه جنگ مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این رمان میلیاردر امریکایی به نیت کمک به اروپا و پیش‌گیری از از بین رفتن آن وارد اروپا می‌شود. اما با مرگ او و ورود شیطان به کالبدش کاربرد این ثروت شکلی معکوس پیدا می‌کند.   ]]> کتاب Wed, 26 Jul 2017 05:51:06 GMT http://alef.ir/vdcbzsbazrhb95p.uiur.html?495277 مستندسازی دقیق از دروغ‌های آقای ترامپ! http://alef.ir/vdcaemnyo49noe1.k5k4.html?495339 عزیزانی که نوشته‌های بنده را دنبال می کنند می‌دانند که بارها و بارها به تفاوت‌های فاحش صنعت خبرنگاری در غرب و ایران اشاره کرده‌ام. منظور از صنعت خبرنگاری، همان فن و تکنیک در ارائه‌ی زیبای اخبار و اطلاعات است؛ از اینفوگرافیک‌ها گرفته تا مقالات واکنش‌گرا که ما در آن فرسنگ‌ها عقب هستیم. یکی از نمونه‌های اخیر تفاوت در مخابره‌ی نتایج انتخابات در کشورهای فرانسه و بریتانیا بود که در غرب با زیبایی هر چه تمام‌تر نتایجش به صورت لحظه به لحظه بر روی نقشه و سایت‌های تعاملی (با جزئیات و دقت بسیار بالا) به روز می‌گشت؛ که با عملکرد سیستم خبری کشور ما اصلا قابل مقایسه نیست. در این نوشتار نیز می‌خواهم یک نمونه‌ی فوق العاده از نیویورک تایمز در فن خبرنگاری را با شما به اشتراک بگذارم؛ و آن عبارت است از مستندسازی بسیار دقیق از تمامی دروغ‌های آقای ترامپ! شما نگاه کنید چه زیبا روز به روز حرف‌های ترامپ را رصد کرده اند و هر جا با حقیقت در تضاد بوده یا با صحبت‌های قبلی خودِ او در تناقض بوده، با ارائه دقیق سند آن دروغ را مشخص کرده اند. به عنوان مثال، در چهل روز اولیه ریاست جمهوری‌اش، ترامپ در تمامی روزها حداقل یک دروغ علنی گفته است! آیا واقعا روزی می‌رسد که صنعت خبرنگاری ما آن قدر قوی باشد که بتوانیم چنین مقاله‌هایی از آن توقع داشته باشیم؟ شاید بگویید بارها اشتباهات رئیس جمهورهای ما در سایت‌ها انعکاس پیدا کرده است پس با نیویورک تایمز چه فرقی می‌کند؟ دقت بفرمایید که اینجا بحثِ من فقط بر روی محتوا نیست (که آن هم جای بحث دارد که چقدر مقاله نیویورک تامیز دقیق‌تر و مستدل‌تر از مقالات ماست!) بلکه اینجا نکته‌ی من بر روی تکنیک ارائه‌ی اخبار است. شما به مقاله‌ی نیویورک تایمز که نگاه می‌کنید از نظر بصری چقدر گیراست. همه‌ی اطلاعات روشن است. فونت‌ها درست انتخاب شده‌اند. رنگ‌ها درست انتخاب شده‌اند. لینک‌ها درست انتخاب شده‌اند. سایت درست طراحی شده است و از همه جایش تبلیغ آویزان نکرده‌اند. جداول و آمار به زیبایی به تصویر کشیده شده‌اند. آمار به صورتی به تصویر کشیده شده است که با شما حرف می‌زند و ... یعنی به صورت تخصصی هم بر روی محتوا و هم بر روی گیرایی و جذابیت بصری مطلب کار شده است. پ.ن.1: چند نمونه از فن خبرنگاری فوق‌العاده غربی‌ها در ارائه‌ی نتایج انتخابات‌شان: https://t.me/drbazargan/428 https://t.me/drbazargan/524 پ.ن.2: پیوست: طراحی‌ها و اشکال گرافیکیِ جذاب و گویای نیویورک تایمز برای نشان دادن دروغ‌های ترامپ   ]]> کتاب Tue, 25 Jul 2017 06:58:22 GMT http://alef.ir/vdcaemnyo49noe1.k5k4.html?495339 گویا به ده زبان http://alef.ir/vdcex78eejh8ofi.b9bj.html?490734 «با ده زبان خموش» نویسنده: بهاءالدین خرمشاهی ناشر: قطره، چاپ اول 1395 540صفحه ، 40000تومان   شما می‌توانید کتاب «با ده زبان خموش» را  تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید. ****   کسی در لزوم آگاهی به فرهنگ تردیدی به خود راه نمی‌دهد. اما شناخت فرهنگ به هیچ وجه ساده نیست. یکی از دلایل دشواری این کار وجوه گوناگون و ابعاد زیاد فرهنگ است. فرهنگ موضوع واحدی ندارد، بلکه مجموعه‌ای بسیار گسترده و پیچیده است که احاطه به آن یک بلندپروازی بزرگ به‌شمار می‌آید. بخش‌های لایه‌لایه و تودرتوی فرهنگ باعث می‌شود که بیشتر افراد نتوانند به تنهایی از پس آشنایی با آن برآیند، چه رسد به این‌که شناختی فراگیر نسبت به آن حاصل کنند. به همین سبب، لازم است که دست به دامان کسانی شویم که در این عرصه موی سپید کرده و استخوان خورد کرده باشند. البته همه استادان فرهنگ هم نمی‌توانند چنین نیازی را برآورده سازند؛ زیرا آثار آنان با تمامی گستردگی و گوناگونی فرهنگ همپوشانی ندارد و بسیاری از امور را پوشش نمی‌دهد. و کسانی که می‌خواند فرهنگ را با همه ابعادش بشناسند، باز هم ناکام می‌مانند. اما جای امیدواری هست؛ زیرا گاهی در این زمینه استثناهایی یافت می‌شود. استاد بهاءالدین خرمشاهی امروزه یکی از ارباب انواع فرهنگ است. دانش گسترده او در همه زمینه‌های فرهنگی بی‌نیاز از معرفی است و کارنامه عظیم کارهای ایشان بهترین گواه بر این مدعاست. لذا نه تنها همگان او را می‌شناسند، بلکه حتی بعید است کتاب‌خوانی باشد که دست‌کم یکی از آثار تألیفی یا ترجمه‌ای ایشان را نخوانده باشد؛ چرا که آثار فراوان و گوناگون ایشان به همه شاخه‌های علوم انسانی پرداخته است. قلم روان و شیوه بیان او نیز یکی دیگر از مزایای نوشته‌های ایشان است و باعث شده که همه آثارشان، بدون استثنا، خواندنی و آموزنده باشند، از جمله همین اثر حاضر. "با ده زبان خموش" در واقع یک کتاب نیست، بلکه آخرین مجموعه مقالات استاد خرمشاهی است. ایشان پیش از این، هفت مجموعه مقاله منتشر کرده‌اند و پنج مجموعه دیگر نیز در حال آماده‌سازی است. بیشتر آثار ایشان این‌گونه هستند. خود استاد در توضیح سبک نوشتن خود می‌گوید: "مؤلفانی همچون بنده، یک فکر بلند 500 – 600 صفحه‌ای ندارند، که به 20 – 30 فصل یا بخش گسسته – پیوسته تقسیم کنند. بلکه بیست – سی مضمون / اندیشه دارند که هر کدام در 20 – 30 صفحه ادا و عرضه می‌شود. و در عین حال همه این مقالات یک عامل و حامل پیوند‌دهنده دارند که باعث هماوایی و همارایی آنها می‌شود". این اثر از پنجاه مقاله تشکیل شده است که در شش بخش تنظیم شده‌اند که به ترتیب عبارتند از: "قرآن‌پژوهی"، "حافظ‌پژوهی"، "دین‌پژوهی و عرفان"، "زبان و ادبیات، نقد شعر، ویرایش"، "یاد بزرگان" و "نقد و معرفی چند فرهنگ". درست است که هر بخش عنوان مشخصی دارد، اما مباحث مقالات هر بخش منحصر در آن موضوع نیست و به سایر مطالب نیز ربط پیدا می‌کنند؛ مثلا در قرآن‌پژوهی مباحثی در مورد حافظ و در حافظ‌پژوهی مطالبی در مورد قرآن یافت می‌شود. در مقالات مربوط به یادبود هر اندیشمندی، علاوه بر خاطرات شیرین، به موضوعی در حوزه تخصصی آن شخص اشاره می‌شود. به همین دلیل این اثر را می‌توان یک دانشنامه کوچک هم به‌شمار آورد. مؤلف در پیشگفتار به تعداد و انواع مقاله‌های خود اشاره می‌کنند و روش مقاله‌نویسی خود را توضیح می‌دهند. در بخش اول مباحث متنوعی درباره ترجمه قرآن، تفسیر آن، پژوهش‌های و کتابشناسی‌های قرآنی مطرح شده است. حتی مباحثی درباره روخوانی قرآن و سایر جنبه‌های هنری نیز وجود دارد. بخش دین‌پژوهی و عرفان منحصر به دین و عرفان نیست و مباحثی در مورد زندگی، فلسفه و اخلاق هم دارد. زبان و ادبیات بلندترین بخش کتاب است. بخش آخر از همه کوتاه‌تر است و سه مقاله است در نقد و بررسی سه فرهنگ که به ترتیب عبارتند از: "فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعی و انسانی"، "فرهنگ هزاره" و "فرهنگ کیمیا". در بخش یابود کتاب، برای هر کدام از این شخصیت‌ها مقاله‌ جالبی نگاشته شده است: هانری کربن، دکتر نوش‌آفرین انصاری، دکتر محمود بروجردی، دکتر مهدی گلشنی، دکتر سیدمنوچهر مرتضوی، استاد عباس کیارستمی. همه این پنجاه مورد نوشته‌های خود استاد خرمشاهی نیستند. دو مورد ترجمه مقالات دیگران است: مقاله "کربن" در بخش یاد بزرگان ترجمه مقاله دکتر داریوش شایگان درباره آن اندیشمند نامدار است. در بخش دین‌پژوهی و عرفان هم مقاله "مفاهیم کلیدی عرفان ابن‌عربی" ترجمه‌ فصلی از یک کتاب ایزوتسو است. دو مورد هم گفتگو است. اولی درباره نیایش‌های مولانا در مثنوی است و دومی با موضوع احمد شاملو. گفتگوی دوم بسیار طولانی است اما در عین حال بسیار خواندنی هم هست؛ زیرا اگرچه درباره آثار شاملو و تاثیرگذاری آن‌هاست، اما بحث به موضوعات دیگر هم کشیده می‌شود و درباره مطالبی همچون ادبیات معاصر، ترجمه، شاعران و داستان‌نویسان معاصر، شعر نو، شهر کهن، حافظ، نظامی، مولانا و... صحبت می‌شود. در مورد امور اجتماعی و سیاسی نیز سخنانی ردوبدل می‌شود و حتی بحث به ماجرای اخراج نویسندگان و شاعران چپ از کانون نویسندگان ایران در سال 1358 کشیده می‌شود و استاد توضیح می‌دهد که چه شد و چرا در آن سال ایشان به همراه چند نفر دیگر از آن کانون استعفا دادند. در سراسر کتاب، هم به موضوعات کهن و کلاسیک پرداخته شده است و هم مسائل امروزی بررسی می‌شود. شخصیت‌ها، نظریه‌ها و کتاب‌ها یکسان مورد توجه هستند. هم کتاب‌های کهن و هم کتاب‌های جدید هر دو مورد توجه است؛ هم درباره دیوان حافظ، مثنوی مولانا، و گلستان و بوستان سعدی سخن گفته می‌شود و هم درباره "بوف کور" صادق هدایت و "کلیدر" و "جای خالی سلوچ" محمود دولت‌آبادی. در همه موارد هم، استاد خرمشاهی نظر خاص خود را درباره موضوعات گوناگون به صراحت بیان می‌کنند. موضع‌گیری صاحب‌نظری چون ایشان قطعا مفید و قابل توجه است. از مباحث آکادمیک تا مطالب مطایبه‌ای مثل مقاله "استشهادهای ظریف به شعر حافظ" که نویسنده تجربیات عینی خود را در این زمینه بیان می‌کند. برای مثال ایشان حکایت می‌کند که "در ایام جنگ ایران و عراق، که در سال‌های اول اغلب شب‌ها برق قطع می‌شد، در مجلسی بودیم و آقای دکتر حسین معصومی همدانی، بلافاصله پس از رفتن برق، این بیت حافظ را خواند: دارم امید بر این اشک چو باران که دگر     /  برق دولت که برفت از نظرم، باز آید". همه نوشته‌ها با قلم شیوای استاد پرحرارت و سرشار از حلاوت است. هر جا هم مجالی باشد طنزی سربرمی‌آورد و تبسمی بر لب خواننده می‌نشیند. به مناسبت هر موضوعی، نقل قول‌های شفاهی بسیار است و هر کدام بصیرتی را در خود نهفته دارد. برای مثال استاد نقل می‌کنند که "یکی از ایران‌شناسان آلمانی که فارسی را به شیرینی و شیوایی حرف می‌زد، به نگارنده این سطور می‌گفت منطقه جلوی دانشگاه تهران در دنیا و اروپا هم کم‌نظیر است". این‌گونه خاطره‌ها در سراسر کتاب به چشم می‌خورد. از مزیت‌های این کتاب قطور آن است که حجم مقالات کم است و معمولا کمتر از ده صفحه است و فقط یک مقاله بیست صفحه‌ای وجود دارد. برخی از مقالات هم دو صفحه بیش نیست اما به لفظ اندک و معنی بسیار! لذا به راحتی می‌توان هر مقاله را در یک وعده مطالعه کرد. نثر شیرین و دلنشین استاد نیز نوشته‌ها را خواندنی‌تر کرده است. نکته آخر این‌که امروزه ضرورت آگاهی از فرهنگ بیش از پیش احساس می‌شود، اما مجال مطالعه کتاب‌های بسیار، روزبه‌روز، کمتر می‌شود. آثاری که بتوانند در این شرایط این نیاز حیاتی را برآورده سازند، باید مغتنم شمرده شوند. نوشته‌های استاد خرمشاهی هم در طراز بالای این نوع آثار جای می‌گیرند. *دکترای فلسفه     ]]> کتاب Tue, 25 Jul 2017 06:29:24 GMT http://alef.ir/vdcex78eejh8ofi.b9bj.html?490734 پشتکار که باشد، نتیجه هم هست http://alef.ir/vdci3wa5pt1a3z2.cbct.html?495193 وقتی پرویز شهدی، مترجم آثاری چون «بیگانه» اثر آلبر کامو، «بارون درخت‌نشین» و «شوالیه‌ی ناموجود» اثر ایتالو کالوینو و «زمینِ آدم‌ها» اثر آنتوان دوسنت اگزوپری اولین کتابش را ترجمه کرد، مترجم گمنامی بود و هیچ ناشری او را نمی‌شناخت. شهدی اسم و آدرس بیست ناشر بزرگ را جست‌وجو کرد و نامه‌ای به آنها نوشت. کتابش را معرفی کرد و نوشت: «اگر مایل هستید ترجمه را برای چاپ در اختیارتان قرار دهم.» یکی دو ماه گذشت و خبری نشد. مدتی بعد یکی از ناشران تلفن کرد و کتاب شهدی را پذیرفت. شهدی که آن زمان کارمند بازنشسته‌ی بانک ملی بود، بعد از این کتاب ۹۹ اثر دیگر را ترجمه کرد که ۸۵ کتابش به چاپ رسیده است. مترجم هشتادساله به مترجمان جوان هم پیشنهاد می‌کند که «به ناشران بزرگ نامه بنویسید و درباره‌ی کتاب و ترجمه‌تان شرح بدهید، بالاخره یکی روزی به شما تلفن می‌کند». پرویز شهدی فارغ‌التحصیل ادبیات تطبیقی از دانشگاه سوربن فرانسه است و به پاس آثار بسیاری که از فرانسه به فارسی برگردانده به نشست بررسی ارتباطات ادبی و فرهنگی ایران و فرانسه در شهر کتاب دانشگاه دعوت شده است. شهدی خاطرات کودکی را مرور می‌کند و اولین آموزش زبان فرانسه را که در دبیرستان ممکن شد. «آن زمان زبان خارجی‌ای که در مدارس آموزش می‌دادند فرانسه بود و بعد زبان انگلیسی آمد.» شهدی کارمند بانک ملی شد و در سال‌هایی هم که در فرانسه زندگی کرد در شعبه‌ی بانک ملی مشغول بود. «کار من با کار ترجمه مقابل هم بودند. بعد از بازنشستگی عشق کودکی‌ام، کتاب و داستان، را در پیش گرفتم و از سال ۶۸ که شروع کردم به ترجمه با استقبال مخاطبان روبه‌رو شدم.» می‌خواست کتاب‌هایی را ترجمه کند که «برای نسل جوان پیام‌آور باشد» و شمار ترجمه‌هایش در ۸۱ سالگی به صد رسید. «مهتاب» اثر پیر لامور، «امیلی و پنه‌لوپه» اثر آلبرتو موراویا، «طاعون» اثر آلبر کامو، «ماه دل‌انگیز مه» اثر جیمز جونز و … حکایت عبدالحسین نیک‌گوهر از مترجم شدنش هم شیرین است. «گذار من از دبستان به دبیرستان همزمان با ملی شدن صنعت نفت بود و ما احساسات ضدانگلیسی داشتیم. پس من فرانسه خواندم. مرحوم دکتر توکل، که دبیر زبان فرانسه‌ی ما بود، مترجم «سرخ و سیاه» استاندال بود. ایشان کتاب سر کلاس نمی‌آورد، ما کتاب را نگاه می‌کردیم و او مثل بلبل به فرانسه می‌خواند.» اما چطور شد که او مترجم شد؟ «انقلاب فرهنگی خیر هم داشت. در بحبوحه‌ی انقلاب فرهنگی نشر دانشگاهی تأسیس شد. دکتر جوادی، رئیس نشر دانشگاهی، برای اینکه حقوق ما دانشگاهی‌ها شرعی و حلال باشد تصویب کرد که استادان به ازای حقوقشان هر ماه سی صفحه ترجمه کنند. من در چند روز اول ماه کار را انجام می‌دادم. یک روز در فضای غم‌انگیز دانشگاه، که دانشجویی نداشت، نشسته بودیم. احمد اشرف با یک کتابی آمد. گفت آقای جعفریه نشر نو را راه انداخته و دنبال مترجم است.» نیک‌گوهر ترجمه را شروع کرد. سال ۶۱ بود و جنگ. صد صفحه‌ای ترجمه کرده بود که خرمشهر آزاد شد و او بعد از اتمام، کتاب را اهدا کرد به «شهدای گمنام وطن». «کتاب درآمد، در سه‌چهار روز اول پنج ‌هزار و در شش ماه اول یازده هزار و در سه سال هفتاد هزار نسخه فروش رفت.» نیک‌گوهر امتحان دادگستری داد و استخدام شد. در این دوره خاطرات رمون آرون را ترجمه کرد. «آرون را در سال ۶۳، وقتی مشغول نوشتن بود، در پاریس دیده و قول داده بودم کتابش را ترجمه کنم. فردای روزی که خبر انتشار کتاب آمد یک صف طولانی در مقابل کتابفروشی در خیابان شانزه‌لیزه راه افتاد. چهارصد هزار نسخه در همان چاپ اول فروش رفت.» نیک‌گوهر از استادش خواست نسخه‌ای از کتاب را برایش بفرستد. کتاب رسید. «در میان کارهایم بین طلاق‌نامه و ازدواج‌نامه یک برگه ترجمه می‌کردم. ۱۱۰۶ صفحه بود در دو جلد. وقتی هم که کتاب به ناشر سپرده شد موشک‌باران بود. زینک کتاب در چاپخانه‌ی بهمن در خیابان ری بود و من با هر حمله‌ی موشک تماس می‌گرفتم ببینم آنجا اتفاقی نیفتاده باشد. کاغذ هم نایاب بود و بالاخره از ارشاد زنگ زدند و برای کتابم شش تُن و نیم حواله‌ی کاغذ به من دادند که اگر من آن روز آن را در بازار می‌فروختم، صد برابر دستمزد ترجمه عایدم می‌شد. کاغذ را بردم دادم به انتشارات علمی و کتاب با قیمت ۴۶۰ تومان درآمد.» نیک‌گوهر کتاب دیگری هم ترجمه کرده که آن را ادای دین خود به فرهنگ می‌داند. کتاب را در فروشگاه نشر دانشگاهی دید. «فرهنگ انتقادی جامعه‌شناسی اثر ریمون بودون و فرانسوا بوریکو.» کتاب را به قیمت ۲۵۰ تومان خرید. «مدتی با من بود. می‌خواندم و می‌گفتم خدایا ترجمه کنم؟ زیر بار بروم؟ در تردید بودم. حافظ را باز کردم که غزلی آمد: چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد … بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد.» ترجمه‌ی کتاب از ۱۳۷۵ شروع شد و کتاب در ۱۳۸۴ درآمد. بودون و بوریکو هر بار مقاله‌ای به آن اضافه می‌کردند یا به هم پاسخ می‌دادند. مترجم هم پیگیر ویرایش‌های جدید بود تا جایی که بودودن درگذشت و فرانسوا بوریکو اعلام کرد دیگر دست نمی‌زنیم. «چاپ پنجم کتاب ۱۲۰ مقاله شده بود و من ویرایش را در ده سال دنبال کردم. بدون ناشر خوب کتاب خوب به‌وجود نمی‌آید. این کتاب در فرهنگ معاصر چاپ و از آن استقبال شد.» در خلال نشست مترجمان یاد می‌کنند از زنده‌یاد مهدی سحابی، نقاش، مجسمه‌ساز و مترجم که «در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته» را «با سختی بسیار» ترجمه کرد و مدیا کاشیگر، مترجم، که به دلیل نارسایی قلبی بستری است. منبع: شبکه آفتاب ]]> کتاب Tue, 25 Jul 2017 01:17:40 GMT http://alef.ir/vdci3wa5pt1a3z2.cbct.html?495193 ماهنامه قلک، ماهنامه‌ای تحسین برانگیز http://alef.ir/vdci35a5qt1a332.cbct.html?494996 دکتر حسین انتظامی، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد، انتشار «قلک» با رعایت آداب حرفه‌ای و بدور از کاستی‌های رايج را تحسین‌برانگیز دانست. معاون امور مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پیامی به مناسبت پایان سومین سال انتشار ماهنامه قلک و ورود این نشریه به چهارمین سال انتشار، در پیامی، انتشار قلک را «تحسین‌برانگیز» خواند. در متن پیام دکتر حسین انتظامی خطاب به امیر لعلی، مدیرمسئول ماهنامه قلک آمده است: «در روزگاری که به واسطه شتاب روزافزون رسانه‌های مدرن و فراگیر، حفظ و بقای یک نشریه کاغذی، همتي بلند می‌طلبد، تولد سه سالگی «قلک» آن هم با رعایت آداب حرفه‌ای و بدور از کاستی‌ها و کم‌فروشی‌های رايج، تحسین‌برانگیز و قابل تقدیر است. خاصه آنکه برگ‌های این قلک دوست‌داشتنی برای کودکانی ورق می‌خورد که آینده این سرزمین هستند. تبریک این اتفاق نه تنها برای سه‌سالگی ماهنامه قلک که بابت نگاه توسعه‌محور و زمان‌شناس جنابعالی در حوزه مطبوعات کودک و نوجوان است. از خداوند متعال دوام توفیق جنابعالي و همكارن و رونق نشریات بنگاه مطبوعاتي شما را خواستارم». ماهنامه قلک با هدف ارتقای سبک زندگی اقتصادی کودکان و نسل آینده، برای گروه‌ سنی 3 تا 7 سال منتشر می‌شود و تاکنون 37 شماره از آن منتشر شده است. صاحب‌امتیاز این نشریه مؤسسه مطبوعاتی دایره رنگی ایده‌آل و مدیرمسئول آن امیر لعلی است. در انتشار ماهنامه قلک، گروهی از خبره‌ترین نویسندگان، تصویرسازان و متخصصان روانشناسی کودک و اقتصاددانان کودک مشارکت دارند. این نشریه تلاش کرده است الگوی جدیدی در انتشار نشریات کودک ارائه دهد. گروه بررسی نشریات شورای کتاب کودک نیز ماهنامه قلک را طی سال‌های 93 و 94 به عنوان کیفی‌ترین مجله خردسال کشور معرفی کرده است. علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص این نشریه می‌توانند با شماره 88904616 تماس بگیرند. ]]> کتاب Mon, 24 Jul 2017 07:51:22 GMT http://alef.ir/vdci35a5qt1a332.cbct.html?494996 این کتاب را بخوانید تا غیر ممکن، ممکن شود http://alef.ir/vdchkwnki23n6xd.tft2.html?489342 «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» نویسنده: لیندا ماللی هانت مترجم: پروین علیپور ناشر: چشمه، چاپ اول 1395 287صفحه، 22000 تومان   شما می‌توانید کتاب «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» را  تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید. ****   «یک معلم می‌تواند سرنوشت تو را تغییر دهد.» این گزاره را در این کتاب نمی‌یابید... یعنی به منزله جمله‌ای که با همین الفاظ در کتاب «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» استفاده شده باشد، نه؛ اما احتمالا می‌توانیم این مفهوم را از بنیادی‌ترین مفاهیم این کتاب قلمداد کنیم، و به سادگی آن را دریابیم. نمی‌دانم این روزها چگونه معلمانی بر سر کرسی تدریس می‌نشینند... ما دهه شصتی‌ها تجربه‌های متفاوتی از معلمان‌مان داریم... گاه معلمی باسواد، و با بینش عمیق در حوزه پرورش و آموزش سراغ‌مان را می‌گرفت و گاه معلمی بی اعتنا به مسائل مهمی تربیتی. اما باید اقرار کرد که معلم‌ها بخش مهمی از سرنوشت ما را رقم می‌زنند. «اَلای نیکرسون» دختر بچه‌ای که شخصیت اصلی رمان 51 اپیزودی «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» است نیز از این قاعده مستثنا نیست. او دختر مستعدی است و در خیلی از حوزه‌ها مهارت دارد اما از مدرسه خوش‌اش نمی‌آید و همیشه حضور در کلاس مدرسه برایش حکم عذابی بی نهایت دارد. اَلای نمی‌تواند به خوبی بخواند. ضعف بزرگ او خواندن است، و البته گاه رفتاری که از نظر دیگران غیر معمول و عجیب به نظر می‌آید. خیلی از اشتباهات اَلای سهوی است اما دیگران این اشتباهات را متعمدانه برداشت می‌کنند. مثل کارت تسلیتی که اَلای به مناسبت کودک نورسیده خانم معلمش به او هدیه می‌دهد. «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» به شدت به کار معلمان و پدر مادرها می‌آید. مولف این کتاب فکر همه جا را کرده. فکر محدودیت‌های معلمان و پدران و مادرانِ بچه‌ها را، فکر استعدادهای مستور کودکانی که نمی‌توانند نبوغ یا حتی فهم‌شان را بروز دهند، و فکر اجرای قواعدی علمی و کاربردی برای برداشتن موانع احتمالی تربیتی. این همه در رمانی با قصه‌ای شیرین و طنازانه ظهور و بروز پیدا می‌کند. این ویژگی کتاب باعث می‌شود فرزند ما که احتمالا کمتر برای کتاب خواندن وقت صرف می‌کند، «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» را به راحتی بخواند. کتاب «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» در سری کتاب‌های کودکان و نوجوانان نشر چشمه منتشر شده است. این کتاب برنده جوایز متعددی شده است؛ برنده جوایزی نظیر جایزه‌ی اشنایدر در سال 2016، جایزه‌ی بادبادک بلورین در سال 2015، پرفروش‌ترین کتاب آمازون در زمینه‌ی «ناتوانی‌ها»، برگزیده‌ی «بارنزاندنوبل» درباره قلدری و کتاب ماه و کتاب سال به انتخاب آمازون. نکات آموزشی و تربیتی این کتاب برای ما ایرانی‌ها نیز مصادیق حقیقی دارد و رمانی است که می‌تواند در جامعه ما هم پر مخاطب باشد. از این نظر انتخاب و گزینش مترجم اثر، پروین علی‌پور نیز انتخابی شایسته به حساب می‌آید. «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» کتابی است که ما را به این فکر وا می‌دارد که چقدر از رفتارهای ما نسبت به کودکان، رفتارهای صحیحی هستند. رفتار و گفتار شخصیت «آقای دانیلز»، کاراکتر معلم این داستان آن قدر جالب توجه هست که چه بخواهید و چه نخواهید مفتون آن می‌شوید، و به مجرد شنیدن حرف‌های او به اندیشه‌های تربیتی‌اش فکر خواهید کرد. لیندا ماللی هانت نویسنده این کتاب در پی‌نوشتی که ضمیمه کتابش کرده و در «سخنی با خوانندگان» نوشته: «در بچگی، از بسیاری جهات، دختر معمولی‌ای بودم. با وجود این، وقت گذرانی با برادرهای بزرگ‌ترم، آن هم در محله‌ای که پر از پسر بچه بود، باعث شد در بالا رفتن از درخت، بازی بیسبال و اسکیت بورد، ماهر شوم! این مهارت‌ها چنان اعتماد به نفسی به من دادند که احساس می‌کردم در هر رقابتی می‌توانم وارد شوم، و حتی از همه جلو بزنم! اما نشستن روی نیمکت مدرسه، تجربه‌ای متفاوت و ناخوشایندی بود! یادم می‌آید تهِ کلاس می‌نشستم، با دقت به بقیه‌ی بچه‌ها نگاه می‌کردم، و از خودم می‌پرسیدم چرا نمی‌توانم مثل آن‌ها باشم؟ چطور آن‌ها می‌توانند تکالیف‌شان را آن‌قدر سریع انجام بدهند و من نمی‌توانم؟» موفقیت اثر لیندا ماللی هانت به یقین محصول تجربه‌ی ملموس اوست، و البته تدقیق در روش‌های درست آموزشی. مفاهیم تربیتی که در «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» بروز پیدا کرده، مفاهیم بکری نیست و خیلی از ما از آن مطلع هستیم، اما بکار بستن آن در نحوه برخوردمان با کودکان نیازمند متدولوژی یا روش شناسی‌ای است که هر فردی نسبت به آن آگاه نیست. لیندا ماللی هانت، مولف این کتاب این روش‌ها را در بستر قصه‌ای شیرین و جذاب ارائه داده است. پس از خواندن این کتاب رفتار ما تا حدود زیادی نسبت به بچه‌های دور و برمان تغییر خواهد کرد. تغییری آگاهانه که به واسطه خواندن این کتاب و یادگیری چگونگی اجرا کردن آن به طور غیر مستقیم، از آن می‌توانیم به بهترین وجه بهره ببریم. شاید محوری‌ترین مفهوم  این کتاب خلاصه شود در جمله‌ی پایانی کتاب: «از این به بعد، غیر ممکن، ممکن می‌شود.» هر چند این مفهوم پس از مطالعه «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» صرفا در حد یک کلیشه باقی نمی‌ماند، چرا که مولف این کتاب کودک و نوجوان در طول تالیف این اثر حواس خود را جمع نکات مهمی آموزشی/پرورشی و قواعد علمی و کاربردی برای حصول چنین گزاره‌ای بوده است. از این جهت جمله «از این به بعد، غیر ممکن، ممکن می‌شود.» به جمله‌ای مهم و دست یافتنی برای مخاطب بدل می‌شود. هر چند مهمترین گروه مخاطبان «ماهی‌ها پرواز می‌کنند» گروه کودک و نوجوان است، اما بی شک جرگه این مخاطبان وسیع‌تر از این حرف‌هاست. خواندن این کتاب از سوی معلمان و همین طور پدر مادرهای بچه‌ها موکدا مفید خواهد بود. شما در طول خواندن قصه‌ای خوش خوان که متوجه نخواهید شد چه وقت آن را تمام کرده‌اید، به طور ناخودآگاه از روش‌های درست برخورد با بچه‌ها مطلع می‌شوید و رمزِ احترامی شایسته به کودکان را درمی‌یابید.     ]]> کتاب Mon, 24 Jul 2017 06:18:20 GMT http://alef.ir/vdchkwnki23n6xd.tft2.html?489342 جلسه معرفی و بررسی کتاب «فریاد در خاکستر» اثر صادق کرمیار http://alef.ir/vdceoe8exjh8ovi.b9bj.html?494893 جلسه معرفی و بررسی کتاب «فریاد در خاکستر» اثر جدید صادق کرمیار، روز چهارشنبه 17 مرداد ماه، ساعت 17 برگزار می گردد. کرمیار جدای از چهره نام‌آشنایی که در فضای تصویر و بر قاب تلویزیون برای مخاطبان خود شناخته شده باشد، یک چهره مطبوعاتی و ادبی جدی و فعال در سال‌های اخیر بوده است. کرمیار به صورت جدی و حرفه‌ای فعالیت نوشتاری خود را در سال‌های دفاع مقدس و با روزنامه‌نگاری جنگ شروع کرد. او در خلال سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ مسئول ویژه نامه «اطلاعات جبهه» در مناطق جنگی بود و بسیاری از اخبار و گزارش‌های و مصاحبه‌های این روزنامه را در ایام دفاع مقدس تدارک می‌دید. در این برنامه نویسنده اثر و  قاسمعلی فراست به عنوان منتقد و علاقمندان حوزه داستان، حضور خواهند داشت.  علاقه مندان جهت شرکت در این جلسه می توانند به فرهنگسرای اندیشه مراجعه نمایند.  ]]> کتاب Mon, 24 Jul 2017 04:36:26 GMT http://alef.ir/vdceoe8exjh8ovi.b9bj.html?494893 کتاب بی متن/ 90 http://alef.ir/vdcfcjdjtw6d1ca.igiw.html?494885 از مجموعه دو سالانه کارتون کتاب   ]]> کتاب Mon, 24 Jul 2017 04:19:46 GMT http://alef.ir/vdcfcjdjtw6d1ca.igiw.html?494885