پایگاه خبری الف - پربيننده ترين عناوين :: نسخه کامل http://alef.ir/ Tue, 30 May 2017 01:08:33 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://alef.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری الف http://alef.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 30 May 2017 01:08:33 GMT 60 شاهد بی‌سابقه‌ترین تخلفات دراین انتخابات بودیم/ بخشهای مختلف رسانه ملی، وزارتخانه هاواستانداران تبدیل شدند به ستاد روحانی/ مردمی که آمده بودند به رقیب دولت رای بدهند، ساعت ها پشت در ماندند / نیروهای انقلابی بر خلاف فتنه گران پایبند به قانون هستند http://alef.ir/vdccxeq0o2bqmo8.ala2.html?476909 تولیت آستان قدس رضوی گفت: بنده تاکنون از حق تولیت آستان قدس رضوی استفاده نکرده‌ام و تا آخر عمر نیز استفاده نخواهم کرد، ابتدا عرض کردم تمام اعضای همکار ما در تهران و در کشور هم دوستانی که مسئول ستادها بودند همه مردمی بودند. به گزارش تسنیم، حجت‌الاسلام سیدابراهیم رئیسی امشب در جمع حامیان خود در جامعه الحسین مشهد مقدس اظهار داشت: خداوند را شاکریم که عمری را به ما عنایات فرمود تا بار دیگر رمضان  را تجربه کنیم. ماه رمضان ماه توجه به خدا، محاسبه اعمال و ظرفیت سازی برای نفس و جان است. این ماه هنگامه تمرین دگر خواهی در پرتوی خداخواهی است. وی افزود: مردم سالاری دینی از ویژگی های نظام اسلامی و قانون اساسی کشور ماست؛ در کشور ما تمام ارکان جمهوری اسلامی بر اساس رای مردم انتخاب می‌شود. حجت‌الاسلام رئیسی گفت: مردم ما مثل همیشه کم نگذاشتند اما مسئولان کم گذاشتند، کم گذاشتند که بنده به عنوان یک کاندیدا باید از آن دسته از مردم عزیزی که آمده بودند برای رای دادن اما فقط به جرم اینکه می‌خواهند به رقیب کاندیدای دولت رای دهند باید ساعت‌ها پشت در صندوق‌ها معطل بمانند و رایشان را نتوانند بدهند عذرخواهی کنم و این فقط یک جا نبود و موارد بسیاری از سراسر کشور هم به ما و هم به شورای نگهبان و بخش‌های دیگر اعلام شده است. وی ادامه داد: باید از این دسته مردم عزیز که عاشقانه و صمیمانه و مسئولیت شناسانه در صحنه حاضر بودند اما نتوانستند رای بدهند همگان عذرخواهی کنند، من هم به سهم خود به عنوان یک کاندیدا باید این قصور را و یا تقصیر را نسبت به کسانی که باید رای مردم را می‌گرفتند و به موقع اعلام نکردند اعلام کنم. وی ادامه داد: تشکر صمیمانه و مخلصانه و متواضعانه دارم از 16 میلیون نفر از مردم عزیزی که بزرگوارانه بنده حقیر را مورد لطف و محبت قرار دادند من این رای را برای خودم تلقی نمی‌کنم، به عنوان یک طلبه این رای را به ارزش‌ها تلقی می‌کنم، به کسانی تلقی می‌کنم که می‌خواهند در این نظام، دولتی در طراز دولت اسلامی شکل بگیرد و خواسته‌هایی از نوع خواسته‌های امام و رهبری و شهدا و ایثارگران دارند بر زبان جاری می‌کنند و این تشکر را هم به لحاظ حضور مردم و هم به عزیزانی که در ستادهای مردمی بودند. حجت‌الاسلام رئیسی بیان کرد: بنده تاکنون از حق تولیت آستان قدس رضوی استفاده نکرده‌ام و تا آخر عمر نیز استفاده نخواهم کرد، ابتدا عرض کردم تمام اعضای همکار ما در تهران و در کشور هم دوستانی که مسئول ستادها بودند همه مردمی بودند، اداره ستادها کاملاً مردمی بود، خود مردم بودند، دیدید و شنیدید که فردی درب مغازه را باز کرده بود و یا فردی منزلش را به این امر اختصاص داده بود و در این راه قرار داده بود، خانمی النگو و یا گوشواره‌اش را داد و من شرمنده شدم، درست مثل روزهای دفاع مقدس. تولیت آستان قدس رضوی ادامه داد: ناسزا گفتن به سید ابراهیمی رئیسی فضای انقلابی و جهادی را در کشور کم رنگ نخواهد کرد. دعاها و نیایش‌های شما به درگاه خدا اثر کرده است. مادر چهار شهیدی که با اشک چشم می‌گوید من امروز تمام دغدغه ام این است که ارزش‌های انقلاب اسلامی زمین نماند. مطمئن باشید دعا‌ها و نیایش‌های شما به درگاه خداوند محقق خواهد شد. رئیسی با اشاره به اینکه از اولی که وارد این عرصه شدیم، در مورد کرامت خواهی و حق خواهی و عدالت اجتماعی و اقتصادی و گفتمانی که امام و رهبری داشتند تاکید کردیم بیان کرد: گفتیم می‌خواهیم صدای کسانی باشیم که صدای آنها شنیده نمی‌شود، گفتیم می‌خواهیم صدای محرومان و کسی که با مشکلات مختلف اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کنند باشیم که روزنامه و پژواکی نداریم.امید آن است که همواره وکیل مدافع محرومان و خانواده‌های مستضعف در جامعه باشم. وی بیان کرد: من از نخبگان، از خانواده معزز شهدا و ایثارگران و جوانان عزیز و خانم‌ها و آقایانی که در این عرصه تلاش و مجاهدت کردند صمیمانه تشکر می‌کنم و می‌گویم ناسزا گفتن به فردی مثل سیدابراهیم رئیسی فضای انقلابی را سرد نخواهد کرد. رئیسی ادامه داد: می‌خواهند جامعه را دوقطبی کنند و بر طبل دوقطبی کردن جامعه می‌نوازند و این روش فرسوده انگلیسی‌ها است که شیعه را دوقسم کنند و سنی را دوقسم کنند، ما این دوقطبی کردن را برای اینکه بخواهند از پاسخ به سوالات فرار کنند نمی‌پذیریم، مردم سوالشان این است چهار سال چه کردید؟ مردم سوالشان این است دور از تهمت‌ها و افتراها و نارواها چرا آدرس غلط به مردم می‌دهید؟ مردم می‌گویند کار، چرا بیکاری است؟ به مردم بگوئید چقدر کار ایجاد کردید چقدر می‌خواهید کار ایجاد کنید، این جواب مردم است نه اینکه جواب این مردم این باشد که اینها می‌خواهند دیوار بکشند. وی افزود: جواب مردم این است که خانواده فقیر و مستمندی که نان شب ندارند چه باید بکنند. ما گفتیم منابع کشور را بررسی کردیم و می‌خواهیم سه دهک پائین را افزایش دهیم اما اعلام کردند از کجا؟ شما مگر اقتصاد می‌دانید؟ اعلام کردیم از این منابع می‌خواهیم تامین کنیم. شما آب و برق و نفت  گاز و بنزین و حامل‌های انرژی را گران کردید، ما گفتیم منبعش اینجاست اما گفتند اینها کار پوپولیستی می‌کنند اما شب انتخابات و یک باره لحن و ادبیاتشان را عوض کردند و گفتند باید افراد تحت پوشش سازمان‌های حمایتی درآمدشان را افزایش دهید، ما  نیز از ابتدا همین را گفتیم. رئیسی گفت: ما گفتیم باید به قانون عمل کرده و کف یک میلیون شغل سالانه ایجاد کنید اما گفتند می‌خواهند کشور را دچار مشکل کنند، گفتیم با همین قانون می‌شود و اگر دولتی نخواهد اجرا کند نباید باید وارد عرصه شود. مردم را چه حساب کرده‌اید؟ چرا با مردم اینگونه صحبت می‌کنید؟ گفتیم باید یک میلیون شغل ایجاد شود و گفتند اینها می‌خواهند مردم را فریب دهند. وی با انتقاد از عملکرد دولت در عرصه سیاست خارجی اظهار داشت: دولت در سیاست خارجی باید این سیاست ملتمسانه خود را کنار بگذارد.این که شما به دشمن پیام دهید که خزانه کشور خالی است، اشتباه است. این که القا شود همه چیز مردم وابسته به برجام است حتی آب‌خوردن مردم وابسته به برجام است اشتباه است.زانو زدن در برابر یک مقام عربی که هزاران مسلمان را در منا به شهادت رسانده است، سیاست ملتمسانه است. رئیسی افزود: اینها، پیام‌هایی دریافت می‌کنند و می‌فهمند تحریمشان اثر گذاشته و دومرتبه تحریم را تشدید می‌کنند، یکی از عوامل تشدید تحریم‌ها پیام‌هایی بود که از داخل می‌رفت، اگر پیامی که از داخل می‌رفت پیام اقتصاد مقاومتی بود و این بود که ما پای اقتصاد مستقل پایدار ایستاده‌ایم جرات نمی‌کردند تحریم‌ها را تشدید کنند. وی خاطرنشان کرد: ما گفتیم کدام رئیس جمهور روی کره زمین می‌آید بنیه دفاعی و موشکی خود را تضعیف می‌کند؟ این بنیه دفاعی برای جنگ نیست برای آن است که نجنگیم، در همه دنیا برای بازدارندگی این بنیه دفاعی را تقویت می‌کنند تا کسی به خاکشان تعرض نکند و ما این حرف را زدیم، شما در مصاحبه ها و مناظره‌ها بنیه دفاعی و موشکی را تضعیف کردید و روحیه بچه‌های مدافع حرم و خانواده شهدای مدافع حرم را تضعیف کردید و بعد سر مزار پدر موشکی رفتید. این چه رفتاری است؟ رئیسی ادامه داد: ما می‌گوئیم کدام رئیس جمهوری بنیه دفاعی و موشکی کشورش را تضعیف می‌کند؟ کدام رئیس جمهوری است که بنیه دفاعی کشورش را تضعیف کند؟ شما باید به مجاهدان و خانواده شهدا افتخار کنید چرا آنها را تضعیف می‌کنید؟ اگر این‌ها نبودند امروز باید در تهران مقابل داعش می‌جنگیدیم. رئیسی تصریح کرد: توجه به ارزش های انقلاب اسلامی و عزت و اقتدار نظام و توجه به فرهنگ اصیل این نظام اگر بشود ما جلو می‌رویم. آنچه اتفاق افتاد اتفاق بدی بود و جلوی چشم مردم افتاد، ما مردم را عاقل و بابصیرت می‌دانیم، روستایی ما کمتر از شهری مطالب را نمی‌فهمد و بسیاری از مطالب را بهتر می‌فهمد. آنچه اتفاق افتاد؛ اتفاقات خوبی نبود، مردم ما عاقل و با بصیرت هستند؛ ما مرزبندی‌ها را بین روستائیان و شهرنشین‌ها قبول نداریم.  وی با اشاره به اینکه  در این دوره دولت حامی یک کاندیدا بود و در برابر کاندیدای دیگر موضع گیری می‌کرد تصریح کرد:  اتفاقات این دوره بدیع بود، بیش از 5 ماه است که آنتن تلویزیون صبغه تبلیغات انتخاباتی داشت و این رقابتی نابرابر را ایجاد می‌کند. رئیسی گفت: اتفاقات این دوره اتفاقات بی سابقه‌ای بود؛  تمام امکانات کشور و وزارت خانه‌ها و استانداری‌ها و بهداری‌ها و... ستاد انتخاباتی کاندیدای دولت شد.این در حالی است که بنده 20 فروردین از مشهد و آستان رفتم و درهیچ یک از برنامه‌های آستان شرکت نکردم.ده‌ها روزنامه زنجیره‌ای برای دولت کار و مدام به رقیب تهمت زدند در حالی که روزنامه قدس آستان ازهر گونه فعالیت انتخاباتی بر حذر شد. وی خاطرنشان کرد: معاون اولی که با کلام خود می‌گوید من برای دفاع از دولت می‌آیم و این را ما به هیج عنوان در قانون نداریم. این پول پخش کردن‌ها، واریز یارانه حتی برای افرادی که یارانه آنها قطع شده بود، واریز بدهی چندین ساله کشاورزان در شب انتخابات، سوء استفاده‌های کاندیدای خاصی از امکانات دولتی بود. ما توجه به فقرا و محرومان و ایجاد اشتغال و کنار گذاشتن اشرافیگری را گفتمان کردیم که اگر عملیاتی شود حمایت می‌کنیم. خوشحال می‌شویم این جریان در دولت مورد توجه قرار گرفته همچنان ادامه داشته باشد و منحصر به دوران انتخابات نباشد. رئیسی بیان کرد: از چناران و اهواز و خرم آباد مستنداتی فرستاده‌اند و بیش از 200 فیلم خود مردم فرستادند و قریب به 2000 صندوق را مردم گفته‌اند اشکال دارد و آقایان گفته‌اند سریع رسیدگی شده است. وی ادامه داد: مردم 30 انتخابات شرکت کرده‌اند و سر صندوق بودن را بلد هستند و چیز تازه‌ای نیست، مردم خودشان سر صندوق‌ها بوده‌اند، ما قانون مدار هستیم و نیروهای انقلابی برخلاف فتنه گران پایبند به قانون هستند اما تخلفات در این رابطه بی سابقه است. رئیسی ادامه داد: به دوستان عرض کردم و خودشان هم می‌دانند ما پایبند به انقلاب هستیم و کار را از مسیر قانون دنبال می‌کنیم اما اگر مردم احساس کنند این تخلفات مهندسی شده و سازمان دهی شده بررسی نشود اعتماد مردم آسیب می‌بیند و این آسیب دیدن خسارت بزرگی برای کشور است. تولیت آستان قدس رضوی ادامه داد: پایبندی به خط امام و ولایت فقیه و دشمن شناسی و دشمن ستیزی و توجه به مردم و باور داشتن آنها شاخص‌های خط امام و راه امام است، ادبیاتی انقلابی و در خور شان مردم انقلابی خواسته مردم عزیزمان و خط روشن و نورانی اماممان است. رئیسی افزود: اهل دلبندی‌های شخصی نیستم اما دیدید اهانت و ناروا و تهمت و افترا و آدرس‌های غلط داده شد اما اهل اینکه از خودم بخواهم بگویم نیستم، فیلم انتخاباتی را که خواستند بسازند گفتم از زندگی مردم و بیکاران و اینکه تبعیض‌ها چقدر مردم را اذیت می‌کند فیلم بسازید، ترساندن مردم از جفاهای این انتخابات بود که در مردم نسبت به رقیب هراس ایجاد کنند اما اکنون نظر شورای نگهبان را نظر نهایی می‌دانیم و درخواست خودمان را مطرح کرده‌ایم و قانونمند کار را پیگیری می‌کنیم از پیگیری مطالبات مردم  خسته نمی‌شویم و جا نمی‌زنیم و نه با تهمت های ناروا میدان را خالی می‌کنیم و در این عرصه پافشاری می‌کنیم تا مشکلات مردم حل شود. ]]> سیاسی Mon, 29 May 2017 04:18:35 GMT http://alef.ir/vdccxeq0o2bqmo8.ala2.html?476909 توضیح آیت الله موحدی کرمانی درباره آرای حلال و حرام http://alef.ir/vdcivqa5ut1ayq2.cbct.html?476680 این مطلب را در ادامه می‌خوانید: بسم الله الرحمن الرحیم ملت شریف ایران اینجانب در جلسه ای جمله ای گفتم که در فضای مجازی منعکس شد و هرکس تفسیری داشت که بعضاَ ناروا بود، لازم می دانم مقصودم را بیان نمایم: در جلسه ای بحث درباره یکی از کاندیداها و آراء او بود و نظر بنده را می خواستند. بنده گفتم این 16 میلیونی که اعلام شده بر اساس اطلاعات واصله و این که احدی در صحت  این آراء تشکیک نکرده آراء واقعی اوست و بنده این رأی بالای مردمی و حلال را به ایشان تبریک می گویم. دراینجا لازم می دانم کلمه حلال را معنا کنم: اگر در سبد رأی یک کاندیدا آراء واقعی او ریخته شود، این آراء پاک و حلال است و اگر آراء دیگری به اشتباه یا عمد در سبدش ریخته شود این آراء پلید و حرام است. تخلف در انتخابات یک امر طبیعی است و مرجع تشخیص، طبق قانون شورای محترم نگهبان است. همه منتظریم نظر شورای محترم نگهبان را بدانیم، چه بسا پس از تحقیقات کامل بعضی آراء کاسته و بعضی افزون گردد. البته هرچه باشد در نتیجه انتخابات مؤثر نخواهد بود و جناب آقای روحانی پس از تأیید شورای محترم نگهبان و تنفیذ رهبری برای 4 سال دیگر رئیس جمهور می باشند. منبع: ایسنا ]]> سیاسی Sun, 28 May 2017 08:46:48 GMT http://alef.ir/vdcivqa5ut1ayq2.cbct.html?476680 سخنان 26 سال قبل رهبر انقلاب درباره ربنای شجریان http://alef.ir/vdcipqa55t1ayy2.cbct.html?476734 رهبر انقلاب می فرمایند : نکته‌ی دیگر در این زمینه، همین مطلبی است که ایشان(1) گفتند؛ یعنی رعایت موازین موسیقی در این تواشیحها؛ که الحمدللَّه معلوم میشود شما این کار را شروع کرده‌اید؛ این بسیار مهم است. من گاهی اوقات می بینم که فارسها بدون توجه به موسیقی عربی، یک نغمه‌ی عربی را میخوانند! البته دستگاهها، همان دستگاه هاست؛ آنها هم وقتی می خواهند بخوانند، در همین دستگاه های بیات ترک و همایون و شور می خوانند؛ عجیب این است که همین اسمها را هم بیان میکنند. مرحوم امیری فیروزکوهی - که در موسیقی وارد بود - می گفت هرکس هر صدایی از دهانش دربیاورد، در یکی از این دستگاههاست؛ ولو این‌که موسیقىِ غربی باشد؛ منتها اصول و مبادی خوانندگی آنها فرق دارد. لابد حرف مرحوم امیری فیروزکوهی حجت است. در موسیقی ایرانی، اگر کسی به هنگام خواندن از دستگاهی خارج بشود، اهل موسیقی میگویند گناه کبیره‌یی مرتکب شده است؛ اما موسیقی عربی اصلاً یکی از لوازمش این است که از یک دستگاه به دستگاه دیگر بروند؛ غیر از این گناه کبیره است!. لذا موسیقیدانهای ایرانی از این‌گونه قرآن خواندنها خوششان نمی‌آید؛ میگویند از دستگاه خارج شد؛ غافل از این‌که اصلاً خارج شدن و از یک دستگاه به دستگاه دیگر رفتن، یکی از مبادی خوانندگىِ قرآن‌خوانهای عرب است؛ خودشان هم این را میدانند؛ از اول که شروع میکنند، گاهی پنج دستگاه را طی میکنند، تا وقتی که به آخر میرسند و مجدداً به دستگاه اول برمیگردند؛ مثلاً از بیات ترک شروع می کنند، وارد همایون می شوند و سپس به شور میروند؛ بعد آخر سر مجدداً به همان بیات ترک برمیگردند؛ لذا شما میبینید که «صدق‌اللَّه‌العلىّ‌العظیم»شان، با «بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم»شان دارای یک آهنگ است. در چنین حالتی، اگر ما بیاییم قرآن عربی یا سرود عربی را بدون رعایت موازین آنها بخوانیم، چیز ناجوری از آب درمی‌آید و اصلاً به گوش نمی چسبد. اگر بناست تواشیح خوانده بشود، باید همان‌طور خوانده بشود.  از تواشیح های آنها هم خیلی نباید استفاده بشود. من می بینم که این جوانان ما وقتی همخوانی می کنند، عین همان چیزی را که آنها خوانده‌اند، تکرار می کنند؛ واقعاً این تقلید محض لزومی دارد؟ این همه شعر عربی و دعا هست که می توان از آنها استفاده کرد؛ مثلاً می توانند قصیده‌ی «بُرده» را بخوانند که خیلی ممتاز و خیلی خوب است. درباره‌ی پیامبر و ائمه، عربها چه ‌قدر اشعار خوب سروده‌اند که در حد اعلای فصاحت و بلاغت است؛ از اینها در تواشیح استفاده کنید. ربنای شجریان کاری هنری است کار حالی نیست  البته این نکته‌یی که عرض کردم، شامل دعاهایی که بعد از اذان صبح خوانده میشود، یا دعای روزها - که قبلاً خوانده میشد و الان مدتی است آن را قطع کرده‌اند و ما هم گفتیم که قطع نکنند - نمیشود. اگر این دعاها را با سبک قرآن‌خوانىِ فارسی بخوانند - همین سبکی که در مسجدها میخوانند - مطلوبتر است؛ آن آهنگهای کشیده خیلی مناسب نیست. البته همین دیروز یا پریروز بود که دیدیم بعد از اذان دعایی با لحن عربی خوانده شد که خوب و دلنشین بود؛ اما اگر بخواهند آن را بِکِشند، چیز مطلوبی نخواهد شد. البته استثناهایی هم وجود دارد؛ مثلاً آن «ربّنا»هایی که شجریان خوانده و در ماه رمضان قبل از اذان مغرب میگذارند، یک کار هنری است؛ یک کار حالی نیست؛ مناسب نیست که بعد از اذان، کسی بخواهد آن‌طور چیزی را بگذارد؛ نه، بعد از اذان، به نظرم میرسد که همین صدای معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسبتر باشد.  یک نکته را هم در خصوص اذانهایی که از صدا و سیما پخش میشود، متذکر میشوم. شما(آقای صبحدل‌) به اذان غلوش اشاره کردید؛ اما عیب اذان غلوش این است که آهسته گفته شده است؛ اذان استودیویی است؛ مثل این‌که برای خودش حدیث نفس کرده است. اذان ابوزید هم همین‌طور است؛ او هم برای خودش گفته است؛ اینها برای دیگران اذان نگفته‌اند.  ما در این‌جا به آقایان قرّاء مصری گفتیم که اذان باید از دل کنده بشود؛ یعنی اذان گلدسته‌یی بگویند؛ اذان استودیویی به درد ما نمیخورد! اذان گلدسته‌یی، مثل همان اذانی است که شما گفته‌اید؛ یا اذان آقای شریف که انصافاً از آن اذانهای بسیار خوب و درجه‌ی یک است. البته این اذان آقای شریف، نسخه‌ی بدل است؛ اصلش را یک عرب گفته است و من سالها پیش این اذان را شنیده‌ام.  مرحوم عطاءاللَّه زاهد میگفت که موسیقی متن فیلم محمّد رسول‌اللَّه را از اللَّه‌اکبر آن اذان گرفته‌اند. اذان طوخی و اذان مؤذن‌زاده هم خوب است؛ اذان پُرحرارت و پُرمغزی است. بنای ما بر این نبوده که در رادیو و تلویزیون، از اول تا آخر، همین چهار تا اذان را بگذاریم؛ نه، بنا بر این بوده است که اذان گفتن را نظمی بدهند؛ منتها برای این‌که خیلی شلوغ نشود، گفته شد که مرزی بگذارند. البته ممکن است گاهی بعضی از اذانها را هم بگذارند؛ اما توجه داشته باشید که اذان رسمی و دایمی رادیوی ایران که ما میخواهیم در دنیا پخش بشود، باید - به قول شماها - یک اذان استاندارد باشد؛ یعنی بتوانیم آن را عرضه کنیم و بگوییم ما این‌طوری اذان میگوییم.  اذان چون عربی است، باید آن را به لهجه‌ی عربی گفت؛ مثل قرآن، که اگر آن را با لهجه‌ی غیرعربی بخوانیم، درست نیست. بعضیها در تقلید زبانهای خارجی مقیدند که حتماً لهجه را رعایت کنند - که البته این لازم هم است؛ بالاخره اگر شما بخواهید با کسی به زبان انگلیسی یا عربی حرف بزنید، نمیشود مثل همان لهجه‌ی فارسی با او حرف بزنید؛ باید به لهجه‌ی خودش باشد - اما وقتی به نماز و قرآن میرسند، متأسفانه وسوسه‌شان میگیرد و میگویند چه لزومی دارد که ما این «ولاالضّالین» را مَد بدهیم؛ همین‌طور مثل سایر کلمات به صورت عادی ادا کنیم! اینها غافل از این هستند که این «ولاالضّالین» بدون مَد، آن چیزی نیست که نازل شده است؛ اصلاً «ولاالضّالین» با مَد نازل شده است. اصول زبان این را به ما دیکته میکند که این‌طوری بگوییم؛ اگر این‌طوری نگفتیم، مثل این است که اصلاً آن را نگفته‌ایم! البته اگر یک وقت کسی نمی تواند این‌طور بگوید، گریبانش را نمی گیرند؛ اما بایستی درست گفت. نمیشود ما رعایت لهجه را نکنیم؛ لهجه خیلی مهم است.   من یادم می‌آید که یک وقت در مشهد منزل مرحوم فرخ جلسه‌یی در روزهای جمعه تشکیل میشد و ما هم گاهی در آن شرکت میکردیم. در یکی از آن جلسات، یک نفر هندی - که از اساتید زبان فارسی بود - شرکت کرده بود. در آن جلسه تعریف کردند که ایشان از هند آمده‌اند و استاد زبان فارسی اند و بر دیوان حافظ مسلط هستند؛ طرف هم به رویش بالا رفت و شروع به خواندن یک غزل از حافظ کرد؛ اما به قدری آن غزل را بد خواند که بی اختیار همه خنده‌شان گرفت! حالا وقتی من میبینم که بعضی از آقایان دعاها را این‌طوری میخوانند، به یاد آن جلسه و آن غزل حافظ می افتم که آن استاد هندی خوانده بود!  به‌هرحال، از شما که این زحمت را قبول کرده‌اید و این بار سنگین را بر دوش می کشید و مسؤولیتهایش را هم پذیرفته‌اید، خیلی متشکرم. ان‌شاءاللَّه خداوند کمکتان کند و توفیقتان بدهد که بتوانید این کار را ادامه بدهید.   * 1- آقای خونمری، مدیر وقت «گروه ویژه»ی صدای جمهوری اسلامی ایران‌   ]]> فرهنگی Sun, 28 May 2017 11:31:53 GMT http://alef.ir/vdcipqa55t1ayy2.cbct.html?476734 ربنای شجریان و گناه صدا و سیما http://alef.ir/vdceef8enjh8f7i.b9bj.html?477045 معمولاً یا در آستانه ماه مبارک رمضان یادی از محمدرضا شجریان می شود یا در مناظرات انتخاباتی و سخنرانی های هیجانی نامزدها برای گرفتن رای و اینکه نشان بدهند ما هم گوشه چشمی به اهل هنر داریم. مساله پخش و عدم پخش صدای آقای شجریان از صدا و سیما موضوع پیچیده ای نیست که به خاطر آن لازم باشد صدا و سیما را به محاکمه بکشیم که چرا حاضر به پخش صدای آقای شجریان نیستند. در این موضوع حق با صدا و سیماست. محمدرضا شجریان بارها و بارها طی سالهای پس از انقلاب به خاطر پخش آهنگهایش از رادیو و تلویزیون گلایه و بعدها شکایت رسمی کرده است. شجریان سالها پیش در این باره می گوید: رادیو و تلویزیون فراگیرترین رسانه است و وقتی صدا از آنها پخش نشود ارتباط با مردم هم قطع می شود... هیچ وقت دوست ندارم صدایم از آن رسانه پخش شود تا اینکه با جدیت دنبال کار را گرفتم و از آنها شکایت کردم که دیکر صدای من را پخش نکنند.  تا اینجای ماجرا روشن شد که جناب شجریان با پیگیری و جدیت تمام و شکایت قضایی صدا و سیما را مجبور کرده اند تا صدایشان را پخش نکنند. اما بعد از مدتی جناب ایشان که صدا و سیما را به این نقطه رسانده اند اجازه می فرمایند که فقط و فقط«ربنا» را پخش کند. به نظرم هر کس دیگری هم جای مسئولان فعلی و قبلی صدا و سیما بود عطای ربنای آقای شجریان را به لقایش می بخشید. و پذیرای آن همه توهین و این منت نمی شد. برای استاد شجریان آرزوی سلامتی دارم اما ربنای شجریان دیگر آن حال و هوای قدیم خود را ندارد. چرا که خود شجریان نیز از آن حال و هوا فاصله گرفته است. از وزیر محترم ارشاد هم می خواهم تا فرصت هست مثل همان هنرمندانی که می خواستند برای آقای رئیسی ارسال کنند! چند آوای مورد نظر دیگر را که قابلیت پخش داشته باشد برای رسانه ملی ارسال نمایند. ]]> فرهنگی Mon, 29 May 2017 08:38:48 GMT http://alef.ir/vdceef8enjh8f7i.b9bj.html?477045 محمدرضا تاجیک:رئیسی تمام نشده است این آغاز بازی اوست / فاصله جدی میان روحانی و عارف وجود دارد/ اصلاح طلبان نباید تمام تخم‌مرغ‌هایشان را در سبد دولت روحانی بگذارند http://alef.ir/vdchm-nki23nq-d.tft2.html?476652   جناب دکتر! علی‌رغم اینکه نقش کلیدی آقای عارف در سال 92 باعث پیروزی حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهور شد و در سال 96 نیز عارف به‌عنوان رئیس شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان و رئیس فراکسیون امید حمایت همه‌جانبه‌اش را از حسن روحانی اعلام کرد، اما شاهد بودیم که حسن روحانی در نطق پس از انتخاباتی خود از همه افراد حتی آقای لاریجانی تشکر کرد، به جزمحمدرضا عارف! آیا باید نام نبردن از عارف از سوی حسن روحانی را اشتباهی سهوی بدانیم؟ یا این موضوع دلیل دیگری بر اختلافاتی است که حسن روحانی و تیم او و حزب اعتدال با عارف به‌ویژه پس از جریان ریاست مجلس پیدا کرده است؟ ظاهرا روحانی و تیم او همچنان لاریجانی را به عارف ترجیح می‌دهند.مردم ما، آقای عارف را به اخلاق، تواضع، فروتنی، به بزرگی و بزرگواری می‌شناسند، آقای عارف به تجربه نشان داده که در آنجایی که باید از خودش برای یک حرکت جمعی و منافع جمعی عبور کند، تردید و درنگ نخواهد کرد. تنها زمان و تنها کنشی هم که نیازمند تقدیر و تشکر نیست، زبان و کنش اخلاقی و متواضعانه است. این زبان اعتبارش را از خودش می‌گیرد و اعتبارش را هرگز از تقدیر و پاسخ و تشکر دیگران نمی‌گیرد. چنین کنش و زبانی تاریخ‌ساز و سیاست‌ساز است. ما نیازمند چنین کنش‌هایی هستیم کنش‌هایی که درون‌مایه و سویه اخلاقی داشته باشند. دوستان و اطرافیان ایشان، از جمله شما چنین سوالی برایتان پیش آمده که چرا روحانی نامی از عارف نبرده است؟ وگرنه شخص عارف اساسا چنین ذهنیت و سوالی برایش پیش نیامده و نخواهد آمد. همه شاهد بودیم آقای عارف چه به لحاظ یک شخصیت حقیقی و چه به لحاظ یک شخصیت حقوقی، چه به لحاظ اینکه رئیس شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان است، چه به لحاظ اینکه رئیس بنیاد ایرانیان شناخته می‌شود و چه به لحاظ اینکه ریاست فراکسیون امید مجلس را برعهده دارد، تمامی استعدادها و امکان‌های فردی و جمعی خود را مصروف و معطوف انتخاب عقلایی، یعنی آقای روحانی کردند تا ایشان رای بیاورد. ایشان از تمامی امکانات و شرایطش استفاده کرد تا بتواند نوعی تهییج و تحریک و ورود به افکارعمومی را ممکن کند و جامعه را از خمودگی خارج کند. ایشان همچنین تلاش وافری کردند برای بسیج اصلاح‌طلبانی که ترجیح داده بودند از متن به حاشیه بروند تا انتخاب عقلایی او که حسن روحانی بود رای بیاورد. از همین روی بسیاری که شاهد این تلاش‌ها بودند انتظار داشتند یک نوع پاسخ اخلاقی از طرف مقابل داده شود، ولی به هر علتی این پاسخ داده نشد و طبیعی است این عدم پاسخ موجب نوعی ذهنیت خاص در فضای دوستان و اطرافیان آقای عارف شود. اما توصیه من این است؛ همان طور که جناب عارف به هیچ‌وجه نیازمند چنین تقدیر و تشکری نیستند دوستانی از جمله شما هم مدارا کنید. فراموش نکنیم دولت کنونی در 4 سال آینده همواره در زمان‌ها و هنگامه‌های متعددی به آقای عارف و عقبه اجتماعی و سیاسی ایشان احتیاج پیدا می‌کند و خوب است که این تعامل و فضای دوطرفه به وجود بیاید، تصور من نیز این نیست که یک فاصله جدی میان آقای روحانی و عارف وجود دارد و جناب عارف تلاش می‌کند که با تمامی فاصله نظری، مدیریتی، گفتمانی و جریانی که ممکن است با جریان اعتدال و آقای روحانی داشته باشد، این فاصله را به حداقل برساند و پلی برای از میان بردن این فاصله به وجود بیاورد ما هم باید تلاش کنیم تا با همین سیاق دولت کنونی را تقویت کنیم تا ان‌شاءالله در کارش موفق باشد. ** آیا می‌توان پذیرفت که آقای روحانی در آن نطق خود عارف را از یاد بردند؟ و آیا می‌توان پذیرفت تیم روحانی نیز همان تلاش عارف برای نزدیکی روحانی و عارف به یکدیگر را انجام می‌دهد؟ آقای عارف بزرگتر از آن است که کسی او را نبیند یا او را نشنود یا او را از یاد ببرد. به هر حال تلاش‌هایی است که ایشان را به حاشیه بکشانند یا کاری کنند که او دیده نشود. محرز است که برخی جناب آقای عارف را زیر سایه پاک‌کن خود قرار داده‌اند و نه زیر سایه قلم خود. اما نقش و نقاشی بزرگ ایشان را هر قدر بیشتر پاک کنند و در حاشیه قرار دهند و بیرون از حوض نقاشی بگذارند، او باقی می‌ماند. او نقشی است که هیچ نقاشی نمی‌تواند او را بیرون از قاب خود بگذارد، البته این بدان معنا نیست که برخی شیطنت نمی‌کنند تا هم درجریان فضای اصلاح‌طلبی و هم در سطح جامعه عارف‌زدایی داشته باشند و کاری کنند تا با فربه‌کردن برخی از مسائل حاشیه‌ای، ایشان را از متن خارج کنند. اما ایشان حرکت اخلاقی، متواضعانه خودشان را انجام می‌دهند این حرکت به شکلی کارآمد عمل می‌کند که هیچ حربه‌ای امکان مصاف با آن را ندارد، آینده جامعه ما از آن کسانی است که به سیاست، به دیده اخلاق نگاه می‌کنند. ** این اصرار به عارف‌زدایی را در چه می‌بینید؟ علاوه بر کسانی از نزدیکان روحانی و حزب اعتدال عده‌ای هم در بین خود چهره‌های اصلاح‌طلب بر این عارف‌زدایی همت گماشته‌اند و می‌خواهند نام او را محو کنند؟ اولین دلیلی که در پاسخ به سوال شما باید بگویم این است که از آقای عارف نمی‌توان به عنوان یک ابزار استفاده کرد. برای عارف بیشتر از هر چیزی اخلاق و ارزش‌های اخلاقی مهم است و سیاست در نزد ایشان نوعی توزیع مقتدرانه ارزش‌های اخلاقی جامعه معنا پیدا می‌کند، ایشان به سیاست اینگونه نگاه نمی‌کند که چه کسی می‌برد ؟ یا چه طور می‌برد؟ و برای این بردن به هر چیزی متوسل شده و هر موضوعی را توجیه کند. بلکه برای ایشان مهم است که هدف سیاست تحقق ارزش‌ها باشد، اگر بتوانیم ارزش‌ها را پیاده کنیم یک جامعه بالنده همراه با مدیران دست پاک خواهیم داشت و بالاخره یک جامعه و نظام مشروع داریم. برای عارف چنین فضایی مهم است، بنابراین وی هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهد که دیگران از او ابزاری استفاده کنند برای همین عده زیادی ترجیح می‌دهند که با کارتی بازی کنند که بتواند منافع آنها را در هر شرایطی تحت پوشش قرار دهد یا در مواقع لزوم از آن کارت به طور ابزاری استفاده کنند و چون چنین چیزی را در آقای عارف نمی‌بینند، عارف‌زدایی را در دستورکار قرار می‌دهند. در مورد آن 16 میلیون و 23 میلیون ر‌ای انتخاباتی، تحلیل‌های متفاوتی مطرح می‌شود. عده‌ای می‌گویند این 16 میلیون آمار بالایی است، آماری که برای نخستین بار یک رئیس‌جمهور مستقر علیه خود می‌بیند! از سویی دلیل بخش بزرگی از آن 23 میلیون رای را به خاطر ترس از رقیب روحانی می‌دانند و نه به خاطر علاقه به حسن روحانی. عده‌ای هم 16میلیون رای رئیسی را با مجموع 16میلیون رای اصولگرایان در سال 92، مقایسه می‌کنند و این رای ثابت را، به معنای ثابت‌بودن آرای اصولگرایان در ادوار مختلف و به معنای حداکثر ظرفیت این جناح می‌دانند. شما آرای 23میلیونی و 16میلیونی در دو جناح را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ این دو میزان رای چه نشانه‌هایی برای هر دو جریان دارد؟ اتفاقی که افتاده این است، دو کمپ شکل گرفته؛ این دو کمپ، تجمیع هویت‌های سیاسی و اجتماعی مختلف هستند. نه کمپ اصولگرایان متشکل از یک نوع هویت، جریان سیاسی، ایدئولوژی، مرام و گفتمانی یگانه است نه کمپ اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان. به بیان دیگر در این مصاف دو طیف گسترده‌ای که در درون خودشان هفتاد و دو ملت را داشته‌اند در مقابل یکدیگر صف کشیده‌اند، مردم با انگیزه‌ها و انگیخته‌های گوناگون وارد این مصاف و بازی انتخاباتی شدند. بنابراین نمی‌توان فرض کرد که ما با یک جریان یگانه‌ مواجهیم که می‌توانیم رفتارشان را براساس فرم‌ها، علل، عوامل و انگیزه‌های مشخص تحلیل کنیم. این انگیزه‌ها از انگیزه‌های ایدئولوژیک هست تا انگیزه‌های کاملا مادی معطوف به زندگی روزمره. از انگیزه‌های آرمانی و هدفمندی که وجود دارد تا انگیزه‌هایی که کاملا ملموس و انضمامی است و به منفعت شخص برمی‌گردد. از انگیزه‌هایی که به دلیل نفی رقیب بوده تا انگیزه‌هایی که تایید کاندیدای مطلوب بوده است، از انگیزه‌هایی که یک فضای هراس را در درون خودش متجلی کرده تا انگیزه‌ها و انگیخته‌هایی که یک نوع امید به آینده بهتر را در خودش دارد. از انگیزه‌های ایجابی تا انگیزه‌های سلبی. اینکه مردم ایران در کجای این طیف قرار گرفته و با چه انگیزه و انگیخته‌ای وارد این طیف شده‌اند کاملا با یکدیگر متفاوت است. اما در یک تحلیل مشخص باید گفت معمولا رای ثابت جریان اصولگرایی حدود 5 تا 6 میلیون رای است که یک رویه ثابتی دارد. این 6 میلیون بیشتر با انگیزه‌ها و انگیخته‌های خاص گفتمانی، وارد عرصه می‌شوند و طیف مقابل هم تقریبا دو برابر این پایگاه اجتماعی و سیاسی کشور را داراست. ولی بقیه آرا به کسانی برمی‌گردد که در آستانه انتخابات ما از آنها به‌عنوان قشر خاکستری نام می‌بریم به‌غیراز آرای خاکستری، قشرها و دهک‌های پایینی هم هستند که حضورشان در یک عرصه سیاسی ارتباط تنگاتنگی به رفتار جریانی که می‌خواهد قدرت را در دست بگیرد، دارد، اینکه این جریان چقدر می‌تواند در گشایش زندگی روزمره این قشر نقش داشته باشد، بسیار برای این دهک‌ها اهمیت دارد. در انتخابات امسال دو جناح تلاش کردند دهک‌های پایین را به سود خود جذب کنند و سعی کنند این فضا و این قشر را به حرکت درآورند، حرکتی که بتواند در بازی آنها قراربگیرد. با این حال باید این را گفت که میزان رای رقیب حسن روحانی جدی است و این نشان می‌دهد که در این 16 میلیون رای، اصولگرایان هم رای ثابت جناح و حزب خود را دارند و هم رای بسیاری از اقشار تهیدست و دهک‌های پایین را جمع کرده‌اند. رای اقشار حاشیه‌نشین‌ شهرها را می‌شود در این 16میلیون احساس کرد، به نظر من این رای، رای خیلی جدی است و حسن روحانی نیز باید خیلی جدی به آن نگاه کند. رئیس‌جمهور مطمئنا رئیس‌جمهور آن 16 میلیون نیز هست و باید حتما تمهیداتی در مورد آن اندیشیده شود. باید به این بخش از جامعه ورود بیشتری از سوی دولت دوازدهم شده و به تقاضای این 16 میلیون پاسخ جدی داده شود. به‌خصوص بخشی که مربوط به قشر تهیدستان است. ** چرا اصلاح‌طلبان هیچ وقت نتوانستند اقشار کم‌درآمد و مربوط به دهک‌های پایین را به سمت خودشان جذب کنند، مطمئنا این ایرادی نیست که منحصر به سال 96 باشد، فکر می‌کنم اصلاحات همیشه این مشکل را داشته است؟ بله! این نقدی است که به جریان اصلاح‌طلبی وارد است. جریان اصلاح‌طلبی از یک طرف یک جریان عمدتا نخبه‌گرا بوده است. از طرف دیگر این جریان و قشر روشنفکر این جریان، در ورطه پوپولیسم‌گریزی افتاده است و از پوپولیسم دیوی ساخته که نباید به ساحت اصلاح‌طلبی نزدیک شود وگرنه بال و پر این جریان می‌سوزد. زبان اصلاحات به علت همین فاصله‌ای که با آموزه‌ها و آموخته‌های پوپولیستی پیدا کرده، بیشتر نخبه‌گرا شده است. بیان و زبانی است که عده‌ای خاص می‌فهمیدند. بیان و زبانی که بیشتر طبقات متوسط و بالای جامعه را جذب کرده است تا طبقات پایین جامعه را. (البته طبقات پایین جامعه هم حرف‌های پوپولیستی را درک می‌کنند) از همین روست که بیشتر حرکات و استراتژی‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان نیز در مراکز شهرها ساماندهی می‌شود. اصلاحات در مراکز شهرها به‌ویژه شهرهای بزرگ است که سازمان رای خودش و عقبه اجتماعی‌اش را جست‌وجو می‌کند و کمتر در روستاها و شهرهای کوچک چتر گفتمانی خویش را پهن می‌کند. برخلاف گروه مقابل (اصولگرایان) که چون می‌داند در مراکز و شهرهای بزرگ چندان اقبال اجتماعی ندارد، استراتژی تسخیر مرکز از طریق تسخیر پیرامون را شروع کرده است. برخلاف اصلاح‌طلبان که تسخیر مراکز را در مرحله نخست خود قرار داده‌اند و طبیعتا این نقطه‌ضعف ما اصلاح‌طلبان محسوب می‌شود، اینکه ما به‌راحتی تکایا و مساجد را از دست می‌دهیم نقطه‌ضعف ماست. نهادهای مردمی که می‌توانند با توده‌های مردم رابطه وسیع برقرار کنند را به‌راحتی از دست داده‌ایم و این اصلا خوب نیست باید تلاش کنیم این نقطه‌ضعف‌مان را مرتفع و تلاش کنیم که برای دوره‌های آتی زبان و بیانی روان داشته باشیم تا بتوانیم با توده‌های مردم هم رابطه برقرار کنیم. ** شواهد نشان می‌دهد همیشه بعد از 8 سال، چرخش قدرت در کشور روی می‌دهد، اکنون چه باید کرد که بعد از 8 سال دولت روحانی، دوباره میدان به دست اصولگرایان نیفتد؟ محتمل است با توجه به اینکه در این 4 سال انتقادات زیادی به روحانی می‌شد و همیشه بعد از 8 سال انتقادات بیشتری به روسای‌جمهور و قاعدتا به حسن روحانی وارد خواهد شد، باز هم رویگردانی مردم از اصلاحات و شیوه تحریم انتخابات از سوی برخی را داشته باشیم، نکاتی که برای روی کار آمدن یک رئیس‌جمهور اصولگرا که همیشه از آرای ثابتی برخورداراست کافی است. به چند نکته باید توجه کنیم. ما باید یک برنامه استراتژیک داشته باشیم. در وهله اول باید هم تلاش کنیم، هم همراهی کنیم و هم دعا کنیم که دولت روحانی موفق شود. ما یک سرمایه انسانی و اجتماعی 24 میلیونی را به دولت کنونی دادیم. باید تلاش کنیم طی این 4 سال اگر دولت این سرمایه را با ارزش افزوده و سودش به ما پس نمی‌دهد، اصل آن را به ما پس بدهد تا با ریزش روبه‌رو نشویم. ** یعنی همان آرای خاکستری و تحریم‌کننده‌های انتخابات که این بار رای دادند. باید تلاش کنیم دولت به این 24 میلیون لطمه نزند و در این 24 میلیون ریزش نداشته باشیم. ما انتظار سود و ارزش افزوده نداریم، اما انتظار داریم، کارکرد دولت به‌گونه‌ای باشد که به اصل این سرمایه گرانسنگ 24 میلیونی لطمه جدی وارد نکند. پس لاجرم در اولین گام باید تلاش کنیم که دولت موفق شود. در دومین گام، باید جریان اصلاح‌طلبی فاصله انتقادی خودش را حفظ بکند، به حریم و حرمت خودش توجه کند. من به لحاظ نقطه‌نظر استراتژیک این را می‌گویم که جریان اصلاح‌طلبی فربه‌تر از دولت کنونی است. ما نباید خودمان را به دولت تقلیل بدهیم و تمامی تخم‌مرغ‌هایمان را در سبد دولت بگذاریم، جریان اصلاح‌طلبی یک جریان اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی ماست و به هر حال نمی‌تواند صرفا در ماکرو پلتیک و در سطح کلان خلاصه شود. ما باید آن را در جایی بیرون از دولت بجوییم و تلاش داشته باشیم آن حیات توفنده و بالنده اصلاحات حرکت‌های خودش را ادامه بدهد تا کامیابی‌ها و ناکامی‌های دولت ضربه مهلکی به اصل جریان اصلاح‌طلب وارد نکند، پس کاملا معتقدم باید در آنجایی که فاصله گفتمانی داریم و در آنجایی که جریان اصلاح‌طلبی یک فضای فراگیرتر و فراخ‌تر و وسیع‌تر از جریان دولت پیدا می‌کند، سرمایه‌گذاری و تلاش‌هایمان را شکوفاتر کنیم تا بتوانیم با اقشار مختلف مردم رابطه جدی برقرار کنیم، بنابراین این هم حرکت دیگری است که باید انجام داد تا بتوانیم در چهار سال بعد از روحانی نیز فضای مردمی را به نفع خودمان داشته باشیم. نکته بعدی آنکه باید از همین حالا برنامه‌ریزی کنیم تا بتوانیم وارد عقبه اجتماعی رقیب شویم و در آنجا که ضعف و خلا داشته‌ایم (جذب دهک‌های پایینی که در سوال قبلی به آن پاسخ دادم) حرکت ساماندهی شده‌ای را انجام دهیم. ما باید حرکتمان در چند سال آتی را دقیقا از همان جایی آغاز کنیم که خلا، فقدان و ضعف داریم. آنجایی که نقطه قوه ماست، نقطه قوت است. باید نقطه‌ضعف‌ها را بجوییم. ما باید در جایی کشت کنیم که زمین‌های بایر و فضای شوره‌زار ما به لحاظ اجتماعی محسوب می‌شود. باید تلاش کرده تا آنجا را آباد کنیم و به تقاضاهای آنجا و قشر تهیدست پاسخ دهیم تا بتوانیم عقبه‌های اجتماعی رقیب را هم از آن خود کنیم. در این صورت است که ما می‌توانیم بعد از روحانی 8 سال خود را امتداد دهیم، اما اگر در 4سال آینده، این تمهیداتی که گفتم را انجام ندهیم. طبیعتا باید انتظار تغییر و چرخش قدرت به سود رقیب را داشته باشیم. ** حسن روحانی در سال 96، وعده‌ای داد که خیلی‌ها آن را وعده وحشتناکی توصیف می‌کنند، چون تحقق آن دور از دسترس به نظر می‌آید. اینکه «او همه تحریم‌های ایران را در این 4 سال برمی‌دارد.» و عدم تحقق این وعده به زیان اصلاحات و اعتدال تمام خواهد شد. بله! البته حسن روحانی این سخن خود را به اما و اگرها مشروط کرد و اینکه باید ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند تا این اتفاق بیفتد. تحقق این وعده مستلزم ایجاد تمهیدات و مقدمات، زمینه‌ها و ملزومات بسیار سنگین‌ و سخت است و یک اراده حاکمیتی و اراده تمام کنشگران فردی موثر در جامعه و تمام نهادهای قدرت را می‌طلبد. نخست باید فضای روانی، ذهنی و ایدئولوژیک جامعه فراهم شود تا آن حرکت‌ها انجام شود بدون این موضوع، هر حرکتی در این زمینه عقیم باقی می‌ماند. بنابراین فعلا من این سنگ (رفع همه تحریم‌ها) را سنگی برای پرتاب نکردن می‌دانم و خیلی بعید است که امکان برداشتن و پرتاب‌کردن این سنگ سنگین میسر باشد، اما باید دید که دولت فعلی چگونه از عهده این موضوع برمی‌آید. ** فکر نمی‌کنید وعده رفع همه تحریم‌ها، از سوی روحانی بلای جان اصلاح‌طلبان در چهار سال بعد شود، به‌خصوص اینکه همین رفع تحریم‌های هسته‌ای هم نیمه‌کاره مانده است، اما چون در 4 ساله اول، قرار دولت بر رفع تحریم‌های هسته‌ای بود بعضی ناکامی‌ها قابل توجیه شد! حال چگونه می‌توان عدم موفقیت کسی که به صراحت می‌گوید همه تحریم‌های ایران را برمی‌دارد را توجیه کرد؟ می‌گویند روایت رقابت‌های انتخاباتی از آغاز تا زمان رای‌گیری یک روایت است و از پیروزی به بعد روایتی دیگر. در روایت اول که ما قبل پیروزی است. مصاف و جنگ، جنگ و مصاف کلام، شعار و وعده‌هاست. اینکه چه کسی در این مصاف پیروز می‌شود حائز اهمیت است. شمشیرها، شمشیرهای کلامی و شعار است، ولی در فردای بعد از انتخابات این جنگ کلام، جای خودش را به جنگ شمشیرهای برکشیده از نیام، جنگ کنش‌ها، جنگ تصمیم‌ها و جنگ تدبیرها می‌دهد. بعد از انتخابات این مهم است که در شرایط انضمامی چه می‌توانیم بکنیم و چه فضایی را می‌سازیم و چگونه پیش می‌رویم. این دو فضای مجزای قبل و بعد انتخابات دو نوع مصاف را می‌طلبد، بنابراین هر قدر جنگ کلام و شعار توفنده‌تر و جذاب‌تر باشد بیشتر هم می‌شود روی افکارعمومی تاثیر گذاشت، اما بعد از آن مرحله، یعنی در مرحله دوم و پساانتخابات کار متفاوت است. آقای روحانی نیز در فضای قبل از رای‌گیری نیاز دیده تا از چنین حربه‌ای استفاده کند و چه حربه‌ای گیراتر و جذاب‌تر از اینکه از رفع تمامی تحریم‌ها سخن بگوییم، موضوعی که می‌تواند خیلی کارآمد باشد کما اینکه در 4سال پیش هم کارساز شد. اما آیا همانطور که راحت می‌توانیم از این حربه برای قبل از انتخابات استفاده کنیم در فردای انتخابات هم می‌توانیم؟من بعید و سخت می‌دانم. به هر حال سیاست، علم ممکنات است و علمی است که غیرممکنات را ممکن می‌کند و ممکن است تصمیمی درباره آن اندیشیده شود. اینکه آیا بشود از عهده این وعده برآمد، را نفی نمی‌کنم، اما با شرایط انضمامی که از جامعه‌ام فهم و درک می‌کنم، آن موضوع را امر بسیار ثقیل و دشواری می‌دانم و فقط امیدوارم ان‌شاءالله حسن روحانی از عهده این کار بربیاید. ** حسن روحانی درباره برخی وعده‌ها و توقعات مردمی از حسن روحانی (مثل رفع برخی مشکلات سال 88) گفت که حل بعضی از مشکلات به میزان آرای او بستگی دارد و اینکه وی هر چقدر با رای بیشتری رئیس‌جمهور شود توان بیشتری برای انجام آن امور و رفع آن مشکلات دارد. آیا شما این گفته را قبول دارید؟ یا معتقدید که رئیس‌جمهور، رئیس‌جمهور است چه 51 درصد آرا را داشته باشد، چه 90درصد؟ و بایستی در چارچوب ریاست‌جمهوری بتواند کارهایی انجام دهد؟! و آیا میزان 57درصد آرایی که حسن روحانی در سال96 کسب کرده است را می‌توان رای خوب و کافی برای او و تحقق وعده‌هایی که می‌گفت آنها را انجام خواهد داد، باشد؟ ببینید! بیش از آنکه این صحبت درباره میزان آرا را ناظر بر کارآمدی دولت آینده بدانم ناظر بر تسابق گفتمانی و کلامی می‌دانم که در آن شرایط حسن روحانی به آن نیاز داشت. ایشان واقف و آگاه بود که باید بیشترین تلاشش را بکند تا زیبای خفته را بیدار کند و قشر خاکستری را به حرکت در بیاورد و آنها را تهییج و تحریک کند تا وارد صحنه شوند و می‌دانست که هر قدر بتواند این صحنه اجتماعی را بیشتر تهییج کند، امکان پیروزی‌اش در مشارکت مردمی بیشتر خواهد بود. به هر حال او می‌دانست که امکان پیروزی ایشان در مشارکت حداکثری مردم نهفته است، بنابراین از تمامی تکنیک‌ها و تاکتیک‌ها که می‌توانست این مهم را محقق کند، بهره برد. اما آیا رای بیشتر می‌تواند دولت را کارآمد کند؟ بی‌تردید دولت با یک پشتوانه مردمی وسیع‌تر می‌تواند فضای بیشتری برای کنشگری یک دولت فراهم کند، اما همانطور که شما هم در سوالتان به آن اشاره کردید، رئیس‌جمهور با 50 درصد به علاوه یک رای هم رئیس‌جمهور است و به لحاظ قانونی، دارای یکسری چارچوب اختیارات است و قواعد و قوانینی وجود دارد که اختیارات ایشان را مشخص کرده است. حال چه با 50 درصد رای، چه با 60 درصد رای، چه با 90 درصد رای. در چارچوب قانون و اختیارات رئیس‌جمهور از او انتظاراتی می‌رود و او هم باید در چارچوب وظایف قانونی و اختیارات انتظارات مردم را پاسخ دهد. ** بیاییم راجع به رقبای حسن روحانی در انتخابات صحبت کنیم، کنار کشیدن آقای قالیباف آیا واقعا به سود رئیسی بود؟ یا به زیان جریان اصولگرا تمام شد؟ خیلی‌ها می‌گویند اگر هر دو نامزد اصولگرا باقی مانده بودند انتخابات به دور دوم می‌کشید، چون قالیباف دارای ظرفیت رایی بود که لزوما به سمت رئیسی نمی‌رفت و با انصراف قالیباف بخشی از آن آرا به سبد روحانی ریخته می‌شد؟ آیا چنین موضوعات و تحلیل‌هایی را باور دارید؟ برخلاف برخی از دوستان ما که حرکت آقای قالیباف را یک حرکت شخصی تلقی می‌کنند مفروض من این است که در پس و پشت این حرکت یک خردجمعی وجود داشت و یک نوع تغییر استراتژی یا تغییر در استراتژی صورت گرفت. به نظر می‌رسد که عقلا و تصمیم‌سازان اصولگرایی بر اساس یک تحلیل و تخمین نه‌چندان انضمامی و درست از جامعه، در مقطعی به این نتیجه رسیدند که آنها می‌توانند در همان مرحله اول پیروز انتخابات باشند و قادر خواهند بود بازی را در همان وقت قانونی، تمام کنند، بنابراین احتیاج به وقت اضافه ندارند. در حالیکه استراتژی نخست این جریان آن بود که بازی را به وقت اضافه بکشند، بنابراین این جریان ابتدا تلاش داشت نیروهایی که می‌توانند در این فضا آرای روحانی را به خطر بیندازند وارد صحنه شوند و بازی را به مرحله دوم بکشانند، اما در مرحله‌ای، این جناح به این نتیجه رسید که می‌تواند در همان مرحله اول، بازی را به نفع خودش تمام کند. در این زمان بود که آنها تجمیع کاندیدا انجام دادند و درخواست کردند تا کاندیداهای دیگری که رای نامزد اصلی را می‌شکنند کنار بکشند. اقدام قالیباف تنها می‌تواند بر اساس چنین تحلیلی صورت گرفته باشد. اینکه اصولگرایان به این نتیجه رسیدند که می‌توانند در همان مرحله نخست به پیروزی برسند. برای همین از استراتژی اول گذر کردند و به‌دنبال اجرای استراتژی دوم، یعنی پیروزی در همان دور اول افتادند، اما چون آن تخمین و آن تحلیل غلط بود، این استراتژی نیز به گِل نشست و غلط از آب درآمد. بار دیگر اصولگرایی فریب خودش را خورد و اسیر تحلیل‌ها و تخمین‌های اشتباه شد و واژگونی خودش را به ارمغان آورد، اصولگرایان اسیر توهمات، آرزوها و رویاها شدند و واقعیات جامعه را آنگونه که هست، ندیدند. اصولگرایی توسط خودش شکست خورد و نتوانست هدفی که به‌دنبال آن بود را تحقق بخشد. اگرچه معتقدم بعضی از طرفداران آقای قالیباف بعد از کناره‌گیری قالیباف، ره دیگری رفتند و آن تصوری که جریان اصولگرا از ریخته شدن همه آرای قالیباف به سبد رئیسی داشت درست از آب در نیامد. ** در کنار آقای قالیباف، بحث آقای رئیسی نیز مطرح است، آیا رئیسی بیشترین ظرفیت اصولگرایی بود؟ و آیا جریان اصولگرا بهترین خود را در این انتخابات سوزاند؟ یا اینکه برخی می‌گویند اساسا هدف اصولگرایی از آوردن رئیسی به پای این انتخابات آن بود تا رئیسی بسوزد را قبول دارید؟ تصور من این نیست که هدف اصلی آن بود تا کسی مثل رئیسی بسوزد. اگرچه این تحلیل را شنیدم، اما بر این باور نیستم که اصولگرایان ایشان را وارد بازی کردند تا اساسا او را از بازی خارج کنند. چنین اعتقادی ندارم. به نظر من جریان آقای رئیسی با یک سناریوی خاص گفتمانی و سیاسی کارش را آغاز کرد تا بتواند از یک موضع فراگیر متعادل معطوف به تمامی جناح‌ها حرکت خودش را ساماندهی کند، اما وقتی در این بازی قرار گرفت، روند اداره آن از دست تیم او و خودش خارج شد و این جریان بازی بود که نحوه بازی را به ایشان دیکته می‌کرد، اینجا بود که خطای استراتژیک ایشان و تیم او، خودش را نشان داد ایشان به اقتضای جریان بازی بود که بازی خودش را ساماندهی کرد و نتوانست بازی خودش را به کلیت جریانی که در آن قرار گرفته بود، تحمیل کند. از این پس رود خروشان بازی، او را با خودش می‌برد و برای همین چندین خطای جدی استراتژیک در فضای سیاسی انتخابات داشت و نتوانست آنگونه که باید و شاید از این تلاطم و موج‌های سهمگین، خویش را مصون نگه دارد. او اسیر این گرداب‌ها شد و این گرداب‌ها لطمه جدی به رئیسی زد. برای همین باید بگویم تیم آقای رئیسی نه به لحاظ گفتمانی و نه به لحاظ ساماندهی و نه به لحاظ ستادی و کار صف نتوانست ایشان را هدایت کند و این تیم طبیعتا با گذاشتن برگ‌های نامناسب در شرایط نامناسب روی میز رئیسی، بیشتر موجب ریزش آرای ایشان شد تا تقویت. ** به‌صورت مصداقی می‌توانید به بزرگ‌ترین خطاهای استراتژیک آقای رئیسی اشاره کنید؟ آن چیزی که ایشان سعی کرد به لحاظ گفتمانی نشان دهد با آن چیزی که عمل کرده بود و با آن عقبه‌ای که پشت خودش ساماندهی کرد و نیروهایی که در ستادش جای داده بود، طبیعتا متفاوت و دوگانه بود. از سویی استفاده از برخی چهره‌های فرهنگی و هنری هم به ایشان بیشتر لطمه زد. ممکن است استفاده از آن چهره هنری در یک مقطع خاص به ظاهر، چند رای برای او کم یا زیاد کند، اما این موضوع یک خطای بزرگ و یک ضربه مهلک حیثیتی به او زد، تا رقیب او، در این بستر به‌خوبی کشت کند. بستر را خود رئیسی برای رقیب فراهم کرد. خطای استراتژیک دیگر رئیسی آن بود که او آستر و روکش گفتمانی‌اش بسیار ماتریالیستی بود و صرفا در اقشار خاصی خلاصه شد و دو انگاری‌های متضادی ایجاد کرد. آن هم دو انگاری‌های کلیشه‌ای مرسوم که خیلی نمی‌توانست کارآیی داشته باشد. ** در مدت انتخابات، آقای احمدی‌نژاد به‌شدت و به‌طور متعدد بر این موضوع تاکید داشت که هرگز از کاندیدایی حمایت نمی‌کند و اینکه در تیم آقای رئیسی وزرای سابق او جای گرفته‌اند به وی ارتباطی ندارند، به نظرتان آیا شکست رئیسی را باید یک پیروزی برای احمدی نژاد توصیف کرد؟ اینکه جریان اصولگرا در نبود احمدی‌نژاد ناکام ماند یعنی همان چیزی که احمدی‌نژاد می‌خواست؟ مواضع نظری، اعلامی و تبلیغی آقای احمدی‌نژاد را لزوما منطبق بر مواضع اجرایی ایشان نمی‌بینیم چون بالاخره ما دیدیم که تیم ایشان در پشت سر آقای رئیسی بودند و تلاش کردند فضای ایشان را تداعی کنند، ولی بالاخره به‌عنوان مواضع اعلامی احمدی‌نژاد، او نسبت به این فضا بی‌طرف بود و حداقل حمایت‌گرایانه وارد این فضا نشد. اما در پس و پشت این حرکت نیز نوعی از سیاست نهفته بود. اینکه هم کاری بکنند تا جریان آقای رئیسی از مواهب جریان آقای احمدی‌نژاد بهره ببرد و هم از معایبش گریزان باشد یعنی هم فایده‌های احمدی‌نژادی بودن را داشته باشد و هم زیان‌های آن را نداشته باشد، نوش را داشته باشد و نیش را نداشته باشد. برای همین چنین مسئله‌ای القا شد تا هم تیم احمدی‌نژاد حمایت و تلاش خودش را برای پیروزی رئیسی انجام دهد و هم اگر آفتی هست آن آفت به نام رئیسی نوشته نشود. ** سرنوشت آقای رئیسی از این پس چه خواهد شد؟ آیا او از عرصه سیاست برای همیشه کنار خواهد رفت؟ به نظر من این آغاز بازی آقای رئیسی است و بالاخره این موجی که ایجاد شده، تلاش خواهد کرد در آینده فراخ و فراخ‌تر و بلندپروازانه‌تر شود و بتواند این موج را توفانی‌تر پیرامون آقای رئیسی سامان بدهد و بازگشت موفقیت‌آمیزی را در 4سال بعد داشته باشد. ** آقای شریعتمداری گفته بودند که رای واقعی آقای رئیسی دو برابر رایی است که در انتخابات96 کسب کرده است؟ البته این را یک توهم می‌دانم که بگویم آقای رئیسی دو برابر این 16 میلیون رای دارد و آن را نه یک تحلیل بلکه یک توهم ناشی از آرزو می‌دانم، با این اما و اگرها بازی کردن که اگر فلان اتفاقی می‌افتاد، رئیسی پیروز بود را درست نمی‌دانم، اگرچنین اتفاقی ممکن بود، تمهیدی هم اندیشیده می‌شد تا پیروزی رئیسی رقم بخورد. حال آنکه چنین ضربه‌ای به اصولگرایان وارد آمده. اگر راست می‌گویند در آینده با تمهیداتی آن دو برابر شدن آرا را فراهم کنند و در 4سال آینده، کاری کنند که چنین اتفاقی بیفتد. ولی بعید می‌دانم چنین فرضی در بین اصولگرایان باشد و آنها در این 4سال اقداماتی انجام دهند که آرایشان به دو برابر برسد. توصیه من هم به آنها این است «به جای آنکه به فرافکنی دست بزنید و آسمان و ریسمان ببافید که شکست خود را توجیه کنید، تلاش کنید تا از این فرودها مقدمه‌ای برای فراز بسازید، در غیر این صورت اگر در چنبره این چنین توهماتی گرفتار بیایید این شکست تداوم خواهد داشت.» ** گفتید آغاز بازی رئیسی است. پس پایان بازی قالیباف هم هست؟ به نظر من آقای قالیباف بی‌تردید به‌عنوان یک کنشگر موثر عرصه سیاست آینده باقی خواهد ماند، از یک نقطه‌نظر عقلایی بعید می‌دانم که ضرورتا و لزوما او وارد عرصه رقابت ریاست‌جمهوری شود، اما اینکه آیا ممکن است شرایط به‌گونه‌ای فراهم شود که او بتواند به‌صورت یک آلترناتیو جدی در عرصه ریاست‌جمهوری نقش داشته باشد، بسته به این است که شرایط آینده سیاسی و اجتماعی ما چگونه رقم می‌خورد؟ کارکرد دولت فعلی چگونه خواهد بود؟ و در 4 سال آینده استراتژی گروه مقابل چه خواهد بود؟ و نقش آقای قالیباف در تمامی سناریوهای آتی اصولگرایان چه می‌تواند باشد؟ اما در شرایط کنونی احساس می‌کنم، اگرچه ممکن است ایشان در عرصه‌های دیگر به نقش‌آفرینی سیاسی به‌صورت توفنده ادامه دهد، اما بعید می‌دانم او دوباره بخواهد شانس خودش را در این عرصه امتحان کند. ** اصلاح‌طلبان در شوراهای شهر بسیار موفق بودند، در تهران نیز علی‌رغم انتقادهای بسیاری که به نحوه چینش اعضای لیست اصلاح‌طلبان وارد آمد، تمامی 21 نفر لیست اصلاح‌طلب وارد شورا شدند و اکنون بحث شهردار آینده تهران، یکی از بحث‌های داغ شورای شهر است و یکی از اسامی برای شهردار نیز محسن‌ها‌شمی رفسنجانی است، کسی که با یک میلیون و هفتصد هزار رای به عنوان نفر نخست شورای شهر به شورا رفت. آیا به نظرتان در چنین برهه‌ای شهرداری، محسن‌ها‌شمی رفسنجانی را که پیش از این هم از کاندیداهای شهرداری بوده، به صلاح می‌دانید؟ اکنون نمی‌خواهم راجع به آنچه در پشت پرده شورای شهر و تهیه لیست اصلاح‌طلبان شورای شهر اتفاق افتاد صحبتی کنم، تا جایی که این اقدامات لطمه جدی به حیثیت جریان اصلاح‌طلبی وارد نکند، ترجیح می‌دهم سکوت کنم. اما اگر بر این فرض و تحلیل برسم که چنین حرکت‌هایی به جریان اصلاح‌طلبی ضربه می‌زند، قطعا از این پرهیز نخواهم داشت تا راجع به کسانی که منافع فردی و گروهی‌شان را بر منافع و مصلحت جمعی ترجیح می‌دهند سخن بگویم. طبیعتا برای اولین بار ارائه چنین لیستی از اصلاح‌طلبان باعث شد تا نوعی شقاق ایجاد شود و ما با لیست‌های موازی از جریان اصلاح‌طلبی روبه‌رو شویم. می‌شد تمهیدی اندیشیده شود و تدبیری به کار برد که چنین اتفاقی نیفتد و فکر می‌کنم این لیست پس‌لرزه‌ها و آثار و تبعات خاص خودش را در آینده و در کلیت جریان اصلاح‌طلب خواهد داشت که امیدواریم با تدبیر بزرگان اصلاح‌طلبی از چنین شکافی در جریان چپ جلوگیری کنیم. اما به هر حال لیست شورای سیاستگذاری به‌طور صددرصد و کامل رای آورده است. به نظر می‌رسد عقل سیاسی به ما حکم می‌کند تا دوستانی که در لیست قرار دارند و وارد شورا شدند برای تصاحب شهرداری از لیست خارج نشوند و روزنه‌ای برای ورود دیگران به شورای شهر ایجاد نکنند. اجازه دهیم تا اگر می‌خواهیم کارکرد داشته باشیم، در فضای درون شورای شهر حرکت خود را ساماندهی کنیم و بگذاریم گزینه‌ای خارج از آن لیست 21 نفره فرصت این را پیدا کند تا به‌عنوان شهردار تهران انتخاب شود. تقاضایم این است دوستانی که به‌صورت کلی در طیف وسیع جریان اصلاح‌طلبی مطرح می‌شوند، از جریان اصلاح‌طلبی و حرکاتی که انجام می‌دهند به‌صورت ابزاری استفاده نکنند و به نام اصلاح‌طلبان به کام خودشان عمل نکنند، بلکه تمام تلاششان آن باشد یک شورای شهر تخصصی کارآمد و پاکدست به وجود بیاورند و نیازهای معطوف به کلانشهری مثل تهران را برآورده سازند. امید دارم شهردار معقول و مقبولی در آینده داشته باشیم که بتواند کارشناسانه این وظیفه خطیر را به‌عهده بگیرد، چون کارآمدی جریان اصلاح‌طلبی و لیست امید در شورای شهر می‌تواند مقدمات حرکات آتی ما را در مجلس شورای یازدهم و ریاست‌جمهوری سیزدهم فراهم کند. اگر کارکرد خوبی به‌عنوان جریان اصلاح‌طلبی که مردم یکبار دیگر به آنها اعتماد کرده‌اند داشته باشیم و اگر بتوانیم زیبا و موفق عمل کنیم راه خود را برای تسابق‌های آتی که در پیش داریم نیز هموار کردیم و می‌توانیم به نتایج رقابت‌های آینده امیدوار باشیم، اما اگر نتوانیم چنین کارکردی داشته باشیم، بازی‌های آینده را به‌راحتی از دست خواهیم داد. من تمام دوستان را دعوت می‌کنم تا با تواضع و خویشتنداری در راه تشکیلاتی خود تلاش کنند تا مصلحت جریان اصلاح‌طلبی و پاسداری از اعتماد مردم را در اولویت هر نوع حرکت و هر نوع کنش و واکنش خودشان قرار بدهند و آن چیزی که زیبنده جریان اصلاح‌طلبی و کنش آگاهانه و حماسه‌سازی مردم ایران زمین هست، محقق شود. ** پیروزی تمام و کمال لیست اصلاح‌طلبان در مشهد نیز جای پرسش فراوان دارد، مشهد از معدود جاهایی بود که دو سال پیش در انتخابات مجلس، تمام اصولگرایان تندرو از آنجا به مجلس دهم راه یافته‌اند و سال‌ها هم شورای شهر مشهد در اختیار جبهه پایداری بوده است، حال چه شد که لیست اصلاح‌طلبان شورای شهر رای آورد؟ آیا در این دو سال گرایش فکری مردم مشهد به یکباره تغییر کرد؟ یا صرفا چون کسانی که تحریم‌کنندگان رای در مشهد بودند و اینبار پای صندوق حاضر شدند باعث چنین تغییری در مشهد شده‌اند؟ این صدا همیشه در مشهد وجود داشت، اما شنیده نمی‌شد، این انتخاب مردمی همواره بوده است اما دیده نمی‌شد، معمولا آن کسانی که صدای بلندتری دارند، در فضای پژواک خود صدای دیگری را نمی‌شنوند، اما این بدان معنا نیست که صدای دیگری وجود ندارد، معنایش آن نیست که انتخاب دیگری وجود ندارد. مردم مشهد در چنین شرایط خاصی تصمیم گرفتند وارد انتخابات شوند و صدای خودشان را به صورت رسا به گوش دیگران برسانند و انتخاب خودشان را اعلام بکنند و از این روزنه عبور نمایند آنها از این مجال و روزنه به‌خوبی استفاده کردند و نشان دادند نبض اکثریت مردم مشهد چگونه می‌تپد و انتخاب آنها چگونه انتخابی است. پیام انتخابات ما در هیچ جایی در سراسر کشور به رسایی و گویایی مشهد نبود. ** استعفای اخیر آقای ناطق نوری را چگونه ارزیابی می‌کنید و پیش‌بینی‌هایی که درباره آینده ایشان می‌شود را تا چه اندازه منطبق بر واقعیت می‌دانید؟ نمی‌دانم که آیا آن حرف و حدیثی که درباره جانشینی ایشان به جای مرحوم‌ها‌شمی می‌شود، صحیح است یا نیست. اما می‌دانم که ایشان دل آشوب‌های دیگری دارد، دل آشوب‌های فکری و اندیشگی‌های او در این است تا او بتواند در فضای تربیت نیروی فکری و دینی و روحانی حرکت‌هایی داشته باشد، طبیعتا این دل مشغولی‌ها می‌تواند آنقدر برای او جذابیت داشته باشد تا وی را به آن سمت بکشاند. همچنین وی از فضای مرسوم و معروفی که در سطح جامعه می‌گذرد ملول است و این دل خستگی‌ها باعث می‌شود که او فضای زندگی خودش را تغییر دهد. هر چند این موضوع هم مطرح است که شاید ایشان به دلیل شرایط و طلب جامعه باز مسئولیتی را در فضای متفاوت دیگری بگیرد. به هر حال ما در هر شرایطی برای موفقیت ایشان دعا می‌کنیم. ------------------------------ ------------------------------ نکات گفتگو ( مردم عارف را به اخلاق، تواضع و فروتنی می‌شناسند ( عارف تمام تلاش‌هایش را برای پیروزی حسن روحانی به کار گرفت ( برخی تلاش می‌کنند عارف دیده نشود ( هر دو جناح به‌دنبال جذب رای دهک پایین بودند ( رای رقیب حسن روحانی جدی است ( زبان اصلاح‌طلبی بیشتر نخبه‌گرا شده و از پوپولیسم دیو ساخته است ( از دست دادن تکایا و مساجد نقطه‌ضعف اصلاح‌طلبان است ( برای اینکه اجازه ندهیم بعد از دولت روحانی ورق برگردد، باید برنامه استراتژیک داشته باشیم ( دولت روحانی باید این سرمایه 24 میلیونی را پس از 4 سال به اصلاحات پس‌بدهد و با ریزش روبه‌رو نکند ( جریان اصلاحات باید فاصله انتقادی خود با دولت را حفظ کند ( نباید خودمان را در حد دولت تقلیل دهیم ( باید به نیازهای قشر تهیدست پاسخ دهیم ( فعلاً برداشتن تمام تحریم‌های ایران امکانپذیر نیست ( انصراف قالیباف بر اساس خردجمعی بود ( اصولگرایان تصور می‌کردند، می‌توانند در همان دور اول کار را تمام کنند ( اصولگرایان اسیر توهمات، آرزوها و رویاهای خود شدند ( برخی طرفداران قالیباف پس از انصراف وی ره دیگری رفتند ( ستاد رئیسی بیشتر باعث ریزش رای او شد تا تقویت آن ( رئیسی تمام نشده است این آغاز بازی اوست ( اصولگرایان به جای فرافکنی از این فرود مقدمه‌ای برای فراز بسازند ( بعید است قالیباف باز هم بخواهد کاندیدا شود ( مشخص شد نبض اکثریت در مشهد چگونه می‌تپد ]]> سیاسی Sun, 28 May 2017 07:48:22 GMT http://alef.ir/vdchm-nki23nq-d.tft2.html?476652 تصور می کنم آقایان موحدی کرمانی و رحیمیان باید صحبت های خودشان را اصلاح کنند/ این ادبیات توسط هر کسی که گفته شود نمی پذیریم http://alef.ir/vdcawinya49n0a1.k5k4.html?476808 یک فعال سیاسی اصولگرا با ابراز تأسف از سخنانی که در مورد رأی حلال زده شده، تأکید کرد: نباید آقای موحدی کرمانی این ادبیات را به کار می برد؛ ایشان جایگاه های امام جمعه تهران، ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیر کلی جامعه روحانیت مبارز تهران را دارند. شاید مقصود ایشان از حلال چیز دیگری بوده؛ ولی هر مقصودی که داشتند، چون کلمات حلال و حرام در ادبیات دینی ما استفاده می شود، مطلقا نباید این حرف ها را در مورد آراء مردم زد. تمام کسانی که به آقایان روحانی، رئیسی و دیگر کاندیداها رأی داده اند مردم این کشور و افراد بسیار محترمی هستند و از این نظر هیچ تفاوتی بین آنها نیست. آنچه در ادامه می آید متن گفت و گوی جماران با ناصر ایمانی است:  آقای ایمانی! نظر شما در مورد حلال یا حرام دانستن آراء مردم چیست؟ به نظر من این ادبیات ناصحیح است؛ هم واقعی نیست و هم به شدت باید از این ادبیات پرهیز کرد. یعنی در عین حال که حقیقت ندارد گفتن آن هم ناصحیح است. ما چیزی به نام آراء مؤمنانه، آراء حلال و آراء حرام نداریم. همه ملت حق دارند به هر کسی که دلشان می خواهد رأی دهند و نباید آراء مردم را هیچ گونه تقسیم بندی کرد. این که بخواهیم علت پیروزی فرد یا شکست فرد دیگری را تحلیل کنیم یک بحث است اما اینکه آراء را به حلال و حرام و مؤمنانه و غیرمؤمنانه تقسیم بندی کنیم، یعنی از الفاظ دینی برای آراء مردم استفاده کنیم، کار به شدت خطایی است و باید کاملا از آن پرهیز کرد. البته طرف دیگر هم کسانی را داریم که آراء مردم را «آراء خشونت» به حساب می آورند؛ این هم ادبیات غیر مناسبی است. هرکس، به هر دلیلی، به کسی رأی داده باشد حق اوست و کاملا هم محترم است. تقسیم بندی آراء مردم اعم از اینکه مؤمنانه و غیر مؤمنانه یا خشونت طلب و غیر خشونت طللب باشد، آزادی خواه و  غیر آزادی خواه، خفقان خواه و غیر خفقان خواه، همه این تقسیم بندی ها در مورد آراء مردم غلط است؛ مخصوصا اگر از ادبیات دینی برای این تقسیم بندی استفاده شود، یک کار کاملا اشتباه است و باید از آن پرهیز کرد. یک موقع کسانی اعتقاد دارند در انتخابات تخلفی صورت گرفته است. ما کسانی را که در سال 88 به خاطر احساس تقلب و تخلف به خیابان ها ریختند و کشور را به آشوب کشیدند را تقبیح می کنیم. کسانی که ادعای تخلف دارند می توانند به مراجع قانونی شکایت کنند و مراجع قانونی هم بررسی کرده و اگر تخلفی شده باشد به آن رسیدگی می کنند. قبل از اینکه آن تخلف رسیدگی شود نباید هیچ گونه اظهار نظری در مورد اینکه تخلفی صورت گرفته داشته باشند. چون مرجع تشخیص تخلف اینها نیستند. چنانچه مرجع تشخیص تخلف در سال 88 کسانی نبودند که اطلاعیه می دادند و مردم را به شورش در خیابان ها دعوت می کردند.  این موضوع که رقابت های انتخاباتی و ادبیاتی که در انتخابات به کار می رود به بعد از انتخابات کشیده شود، چقدر به منافع ملی آسیب می زند؟ مسلما این کار صحیح نیست. یعنی اینکه نباید رقابت های قبل از انتخابات به بعد از انتخابات هم سرایت کند. من می خواهم شما را به چیز دیگری توجه دهم. درست است که این را نمی پسندیم اما ما باید قبل از انتخابات هم به فکر این باشیم که فردای روز انتخاباتی هم هست. یعنی کاندیداهای محترم در همه دوره ها وقتی برای کسب رأی به اقداماتی متوسل می شوند باید به این فکر باشند که اگر پیروز شدند، با ادبیاتی که قبل از انتخابات به کار برده چگونه می خواهند کشور را اداره کنند؟ اگر این کاندیداها با الفاظ تند همدیگر را خطاب کنند و یا در مورد کشور سیاه نمایی کنند، فردای انتخابات چطور می خواهند در کشور اجماع ایجاد کنند؟ آیا رئیس جمهور پیروز می تواند فردای انتخابات بگوید از امروز به بعد دوره جدیدی شروع شده است، در حالی که تا روز قبل کاندیدای رقیب و طرفداران او را با سیاه نمایی و الفاظ بد می رانده است؟ بنابر این باید قبل از انتخابات فکری برای این موضوع کرد.   برخی معتقدند و اظهار کرده اند که جناح اصولگرا برای توجیه عدم موفقیت خود در انتخابات دست به این اقدامات و این حرف ها می زند. نظر شما در این مورد چیست؟ من از صحبت های آقایان موحدی کرمانی و رحیمیان متأسفم و تصور می کنم که این دو بزرگوار باید این صحبت های خودشان را اصلاح کنند. ما این ادبیات را، توسط هر کس که باشد، نمی پذیریم. نباید آقای موحدی کرمانی این ادبیات را به کار می برد؛ ایشان جایگاه های امام جمعه تهران، ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیر کلی جامعه روحانیت مبارز تهران را دارند. شاید مقصود ایشان از حلال چیز دیگری بوده؛ ولی هر مقصودی که داشتند، چون کلمات حلال و حرام در ادبیات دینی ما استفاده می شود، مطلقا نباید این حرف ها را در مورد آراء مردم زد. تمام کسانی که به آقایان روحانی، رئیسی و دیگر کاندیداها رأی داده اند مردم این کشور و افراد بسیار محترمی هستند و از این نظر هیچ تفاوتی بین آنها نیست. اگر در معنای کلی نگاه کنیم شکستی وجود نداشته است. به نظر من اصولگرایان در زمینه انتقاد از خود بسیار پیشرفته تر از اصلاح طلبان هستند. در سال های گذشته موارد متعددی بوده که یک فرد اصولگرا حرفی را زده و دیگر اصولگرایان آن را محکوم کردند. به نظر من این شجاعت در میان اصولگرایان، با همه نقاط ضعفی که دارند، بیشتر از اصلاح طلبان است.   اصولگرایان در این انتخابات همه تلاش خود را به کار بستند که به اجماع برسند. من فکر می کنم 16 میلیون رأی بسیار خوبی است. در مقایسه با اینکه بعد از چهار سال اول رئیس جمهور بود و هیچ دوره ای نبوده که رئیس جمهوری یک دوره باشد، میزان آراء اصولگرایان بسیار خوب است و من کلمه شکست را قبول ندارم.   اما در این انتخابات موفق نشدند که رأی حداکثر مردم را بگیرند. اصلاح طلبان هم در خیلی از موارد موفق نشدند رأی مردم را کسب کنند. این در هر انتخاباتی یک چیز طبیعی است که جناحی موفق می شود و جناحی موفق نمی شود و هیچ اشکالی ندارد. جناح اصولگرا موقعیت هایی داشته و از آن استفاده نکرده است؛ شاید در دوره بعد این اتفاق رخ دهد. می توانیم در این مورد صحبت کنیم که اصولگرایان اگر کارهای دیگری انجام می دادند شاید می توانستند موفق باشند.   اصولگرایان برای اینکه در دوره های آینده بتوانند موفق تر از این دوره باشند، باید چه راهکاری را در نظر داشته باشند؟ در میان اصولگرایان بررسی هایی در این زمینه در حال انجام است و در مطبوعات اصولگرایان هم نقدهای خوبی در این زمینه می شود. سایت ها و مطبوعات جناح اصولگرا در یک هفته گذشته نقدهای بسیار خوبی از ضعف های اصولگرایان در کارهای رسانه ای و نوع ارتباط آنها از مردم و فهم خواسته مردم تا مسائل خاص انتخاباتی مثل انصراف آقای قالیباف، داشته اند. من فکر می کنم اگر اصلاح طلبان در انتخابات موفق نمی شدند به این میزان نقدهای خوب نسبت به عملکرد خودشان نداشتند. من در یک هفته گذشته شاید نزدیک به 100 مطلب دیدم که اصولگرایان در سایت های خودشان عملکردشان را نقد کردند.   یعنی به در نظر داشتن این نقدها می توانند به موفقیت برسند؟ اینکه بتوانند به نظر مردم بستگی دارد اما دارند تلاش می کنند که نقاط ضعفشان را اصلاح کنند. اصولگرایی یک جریان زنده و فعال کشور که طرفداران زیادی هم دارد. در همین انتخابات 42 درصد از مردم به آقای رئیسی رأی دادند. در کشورهای دیگر جریان های سیاسی که چهار یا پنج درصد رأی دارند بسیار فعال هستند. این جریان نزدیک به نیمی از آراء جامعه را دارد و جای امید بسیار زیاد است؛ دارند کار می کنند و ان شاء الله که در دوره های بعد بتوانند نظر مردم را جلب کنند و موفق شوند. ]]> سیاسی Sun, 28 May 2017 15:31:12 GMT http://alef.ir/vdcawinya49n0a1.k5k4.html?476808 عقدموقت زن مطلقه با آقای دکتر بعد از 5سال لو رفت / تهدید به مرگ زن مطلقه http://alef.ir/vdch6-nkq23nq6d.tft2.html?476887 روزنامه خراسان ماجرای زندگی زنی را که در یکی از کلانتری های مشهد بازگو کرده است گزارش کرد. به نوشته این روزنامه،زن جوان  گفت: 6 سال قبل در حالی از همسرم طلاق گرفتم که هیچ تفاهم اخلاقی با یکدیگر نداشتیم. مشکلات ما در زندگی به حدی رسید که نمی توانستیم یکدیگر را تحمل کنیم به همین خاطر زندگی مشترک ما فقط یک سال دوام آورد. زمانی که مهر طلاق بر شناسنامه ام جا خوش کرد، پدر و مادرم در این دنیا نبودند و من باید در منزل 3 برادرم زندگی می کردم. با آن که سعی می کردم در مدت حضور در خانه هر کدام از برادرانم، طوری رفتار کنم تا مشکلی برای خانواده آن ها به وجود نیاید اما باز هم احساس می کردم همسران آن ها از وجود من در منزلشان ناراحت اند. این گونه بود که برای یافتن شغلی دست به کار شدم تا به طور مستقل زندگی کنم. مدتی بعد با سفارش همسر یکی از دوستانم در یک آژانس مسافرتی مشغول به کار شدم و منزل کوچکی را نیز برای زندگی اجاره کردم. کمتر از یک ماه از فعالیت من در آژانس می گذشت که متوجه شدم یکی از مشتریان ثابت آژانس با پیامک ها و تماس هایش به من ابراز علاقه می کند و با من رفتاری متفاوت دارد. از چند ماه قبل من امور مربوط به سفرهای هوایی آقای دکتر را انجام می دادم و بلیت هایش را «اوکی» می کردم. او هم به بهانه های مختلف به من پیامک می داد و یا در تماس هایش ابراز علاقه می کرد. با آن که می دانستم آقای دکتر متاهل است اما از این که برای یک نفر مهم بودم، احساس خوبی داشتم. از سوی دیگر نیز در این دنیا تنها بودم و کسی را نداشتم تا سرپناهم باشد به همین خاطر ارتباط پنهانی من با آقای دکتر آغاز شد. مدتی بعد برای آن که این رابطه هویتی داشته باشد به عقد موقت او درآمدم. در این مدت دوبار به طور ناخواسته باردار شدم ولی آقای دکتر مرا مجبور می کرد تا جنینم را سقط کنم، من هم که نمی خواستم او را از دست بدهم به ناچار قبول می کردم ولی 5 سال بعد از این ماجرا همسر آقای دکتر متوجه روابط ما شد و کارمان به دادگاه کشید. با آن که دکتر متعهد شد برای حفظ زندگی اش ارتباط با مرا تمام می کند اما 2 هفته بعد تماس گرفت و دوباره با حرف هایش مرا خام کرد. او مدعی بود بدون من نمی تواند زندگی کند. من هم که فریب وعده هایش را خورده بودم دوباره به سوی او رفتم و باز هم باردار شدم. حالا هم در حالی که همسر دکتر متوجه ماجرا شده مدام مرا تهدید به مرگ می کند. دکتر هم مرا در تنگنا گذاشته است تا باز هم فرزندم را سقط کنم.   ]]> حوادث Mon, 29 May 2017 03:14:48 GMT http://alef.ir/vdch6-nkq23nq6d.tft2.html?476887 عصبانیت عربستان از نزدیک شدن قطر و ایران/ اولتیماتوم به دوحه: باید بین تهران و ما یکی را انتخاب کنید http://alef.ir/vdca6iny049n0a1.k5k4.html?476817 روزنامه «الیوم» عربستان نبعد از تماس تلفنی امیر قطر با حسن روحانی نوشت: اظهارات امیر قطر در گفتگو با حسن روحانی که نسبت به تفویت روابط با ایران دعوت کرد، لغزش دوباره نظام دوحه، تلاش برای شکستن صف عربی و خروج از تصمیمات نشست عربی- اسلامی- آمریکایی در ریاض را نشان داد. به گزارش الف، شیخ تمیم، امیر قطر، روز شنبه در گفت‌وگوی تلفنی با حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران روابط قطر با ایران را «دیرینه، تاریخی و مستحکم» توصیف کرده و خواستار «تقویت بیش از پیش این روابط» شد. امیر قطر تاکید کرد: ما معتقدیم که در مسیر تقویت بیش از پیش روابط ایران و قطر هیچ مانعی وجود ندارد».   امیر قطر همچنین گفت که به دستگاه های ذیربط در کشورش دستور خواهد داد با هدف گسترش همکاری‌های تهران-  دوحه بر تلاش های خود بیفزایند. حسن روحانی نیز در این گفت‌وگو با بیان این که ایران برای گسترش روابط خود با کشورهای همسایه و به ویژه کشور برادر قطر اهمیت زیادی قائل است، اظهار داشت: یکی از اصول سیاست خارجی ما تداوم همکاری با کشورهای همسایه در خلیج فارس است و معتقد هستیم با اراده مستحکم دو طرف می توانیم موانع موجود را برطرف و پیوندهای برادری را تقویت کنیم. روحانی با تاکید بر این که ثبات و امنیت کشورهای منطقه به یکدیگر پیوند خورده و از هم تاثیر می پذیرند، افزود:«ما خواستار حاکمیت فضای اعتدال، میانه روی و عقلانیت در روابط میان کشورها هستیم و معتقدیم که راهکارهای سیاسی باید در اولویت قرار داشته باشند».   این اظهارات امیر قطر و ابراز تمایلش برای تقویت روابط با ایران در حالی ایراد می‌شود که طی چندین روز گذشته، شیخ تمیم به دلیل اظهاراتی که درباره به رسمیت شناختن جایگاه منطقه‌ای ایران بر زبان آورده بود از سوی رسانه‌های سعودی و اماراتی به شدت تحت فشار قرار گرفته بود. شیخ تمیم در اظهاراتی که چندی بعد از حضور ترامپ در عربستان بیان شد، صراحتا جایگاه منطقه‌ای ایران را مورد تاکید قرار داده و گفته بود:«پایگاه هوایی آمریکایی «العدید» از قطر در قبال طمع کشورهای همسایه حمایت کرد. اقدامات تنش‌زا علیه ایران نیز خطاست زیرا ایران نقطه ثقل منطقه است و حماس و حزب‌الله جنبش‌های مقاومت به شمار می‌آیند نه گروه‌های تروریستی. جنبش حماس نیز نماینده قانونی ملت فلسطین است. به دلیل همین سخنان بود که شبکه‌های العربیه و اسکای‌نیوز بلافاصله به طور پیاپی به «تمیم بن حمد آل ثانی» حمله کردند و امارات و عربستان پخش شبکه‌های الجزیره را متوقف و پایگاه‌های اطلاع رسانی قطر در این دو کشور فیلتر شدند. انتشار این خبر و واکنش خشمگینانه مطبوعات سعودی و اماراتی را به همراه داشت. در همین راستا روزنامه الریاض عربستان در مطلبی با اشاره به تماس تلفنی امیر قطر و حسن روحانی، شیخ تمیم بن حمد آل ثانی را به دروغ گویی متهم کرد و نوشت: امیر قطر پس از ادعاهای وزیر خارجه  و رسانه های این کشور مبنی بر هک شدن سایت خبرگزاری رسمی قطر، و انتشار اظهارات غلط از زبان  امیر تمیم بن حمد آل ثانی، با برقراری تماس تلفنی با حسن روحانی  به خود دروغ گفت.   روزنامه «الیوم» عربستان نیز در مطلبی با اشاره به تماس تلفنی امیر قطر با حسن روحانی و تاکید بر تقویت روابط دو کشور، نوشت: اظهارات امیر قطر در گفتگو با حسن روحانی که نسبت به تفویت روابط با ایران دعوت کرد، لغزش دوباره نظام دوحه، تلاش برای شکستن صف عربی و خروج از تصمیمات نشست عربی- اسلامی- آمریکایی در ریاض را نشان داد.   روزنامه «عکاظ» نیز یکی دیگر از رونامه های سعودی بود که در پی تاکید امیر قطر بر تقویت روابط با ایران موج حمله خود را روانه شیخ تمیم بن حمد آل ثانی کرد و با عبارت هایی شدید، وی را به باد انتقاد گرفت.   این روزنامه در واکنش به این موضوع مدعی شد: امیر قطر همچنان به طلب دلجویی و مهربانی از تهران ادامه می دهد. عکاظ همچنین مدعی شد: قطر همچنان  به تکذیب اظهارات امیر تمیم بن حمد که در آن علیه نشست ریاض موضع گرفته بود، ادامه می دهد، علیه برادرانش در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس موضع می گیرد در حالی که از ایران و و حزب الله دفاع می کند.  روزنامه اماراتی «نشنال» نیز در سرمقاله روز یکشنبه خود با عنوان «قطر باید بین ایران و کشور‌های عرب خلیج فارس یکی را انتخاب کند» نوشته است: سران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس چند روز گذشته را با آزردگی از قطر بابت گزارش‌هایی مبنی بر اظهارت امیر این کشور در قبال ایران گذراندند و حتی متوجه شدند «شیخ تمیم بن حمد آل ثانی» امیر قطر با «حسن روحانی» رئیس جمهور ایران در رویدادی که به طور گسترده‌ انعکاس یافت، تماس تلفنی گرفت. این روزنامه با طرح سئوال‌هایی مبنی بر نوع پیام‌های رد و بدل شده و سیاست‌های اتخاذ شده در این مکالمه تلفنی نوشت: در حقیقت امیر قطر مدتی است که در حال ارسال پیام بی‌طرفی، یعنی باقی ماندن در جناح اعراب و  ایران است. روزنامه نشنال نوشته است: پذیرش تماس تلفنی با روحانی قطر را بیش از پیش در آن سو جلوه می‌دهد. این امر یا نشانگر بی‌میلی‌ای تکان‌دهنده برای درک همسایگان خلیج [فارس] قطر است یا یک ساده لوحی خطرناک که اجازه داده است شیخ تمیم برای مقاصد تبلیغاتی ایران مورد استفاده قرار گیرد. روزنامه یادشده با ادعای بهره‌برداری ایران از وجود اختلاف و عدم اتحاد بین کشورهای عرب همسایه، خطاب به امیر قطر نوشت: نقش ایران در بحرین و سلطه بر خلیج فارس را در نظر بگیرید و از خود سئوال کنید آیا توسعه طلبی‌های ایران در مرزهای قطر متوقف می‌شود؟ آیا فکر می‌کنید که قطر به تنهایی در میان کشورهای خلیج [فارس] می تواند ولع قدرت ایران را فرونشاند؟ نشنال در خاتمه مدعی شد: آیا محتمل نیست که ایران با فرصت بدست آورده در بی‌ثبات سازی منطقه، حتی در پی هرج و مرج در کاخ امیر قطر در دوحه باشد؟ بر همین اساس بحث در شبکه های اجتماعی درباره روابط عربستان وقطر به دنبال سخنان منتسب به امیر این کشور همچنان داغ است به طوری که امروز (یکشنبه) گروه کثیری از کاربران توئیتر مدعی بسته شدن مرز دو کشور شدند. برخی کاربران توئیتر نوشتند مرز میان عربستان وقطر به دلیل تشدید اختلافات مقامات دو کشور از روز گذشته بسته شد. این در حالی است که تاکنون هیچ اظهار نظر رسمی از دولت های دو کشور در این خصوص صادر نشده است. ]]> سیاسی Mon, 29 May 2017 02:30:00 GMT http://alef.ir/vdca6iny049n0a1.k5k4.html?476817 تشديد درگيري ها بین قطر و عربستان/ آیا دوحه به جبهه مقاومت و ایران پیوسته است؟ http://alef.ir/vdcdj90okyt0596.2a2y.html?476685 تنش میان قطر و عربستان در هفته اخير به طور بی سابقه ای افزایش یافت. ماجرا به انتشار سخنان تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر در مراسم پایان خدمت گروهی از سربازان اين كشور برمي گردد. در اين سخنان امير قطر به انتقاد از تروريستي خواندن حماس و حزب الله لبنان مي پردازد، از جنبش اخوان المسلمين حمايت مي كند و اذعان مي كند كه ايجاد امنيت و ثبات در منطقه بدون وجود ايران به عنوان كشوري قدرتمند ممكن نمي باشد. همچنين در اين سخنان امير قطر عنوان مي كند كه کشورهایی که مدعی مبارزه با تروریسم هستند از نظر مذهبی  متعصب‌تر هستند و دركي از اسلام واقعي ندارند. تقريباً اجماع عمومي وجود دارد كه منظور از اين سخنان اشاره به عربستان مي باشد. در پي انتشار گسترده سخنان تمیم بن حمد آل ثانی، حملات رسانه اي تندي عليه اين اميرنشين از سوي كشورهاي خليج فارس و مصر به راه افتاد كه موجب شد دولت قطر اظهارات وي را تكذيب كند و اعلام كند كه سایت خبرگزاری رسمي این کشور(قنا) هک شده و انتساب چنین سخنانی صحت ندارد. پيرو اين فضاسازي ها اعلام شد كه قطر سفرای خود را از کشورهای عربستان، مصر، کویت، بحرین و امارات فراخوانده است. البته مقامات دوحه عنوان كردند که این خبر نیز غیر واقعی بوده و درست نیست. اما اين تكذيبيه ها موجب نشد تا فضاي خصمانه بين اين كشورها كاهش يابد و بعد از اين اتفاقات، عربستان سعودی، بحرين، امارات و مصر اقدام به فيلتر رسانه هاي قطري مانند سایت الجزیره نمودند.  سخنان تمیم بن حمد دقيقاً بعد از برگزاری اجلاس آمریکایی- عربی عربستان با حضور ترامپ عنوان شد. در واقع حضور ترامپ در خليج فارس عملاً موجبات تشديد درگيري ها در خاورميانه شد و ديدار وي با رهبران کشورهای عربي براي تشكيل ناتوي نظامي در مقابل ايران كه مي توانست حاكي از اتحاد دنیای عرب و وحدت‌نظر رهبران آنها باشد نه تنها در حال حاضر محقق نشده بلكه موجب آشكار شدن شکاف عمیق بین قطر و عربستان شده است.  اين در حالي است كه هنوز هم اين تنش ها ادامه دارد و رسانه‌های سعودی مانند عکاظ و العربیه که دیدگاه‌های خاندان آل سعود را منعکس می‌کنند به طور روزانه به قطر حمله مي كنند. در اين راستا اخيراً حتي روزنامه سعودي عكاظ مدعي شد كه قاسم سليماني ديداري با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر خارجه قطر در جريان سفر وي به عراق داشته است. عكاظ ادعا مي كند كه در اين ديدار كه حدود 27 ساعت قبل از نشست‌های ریاض بوده، از امیر قطر خواسته شد که زیر بار توافقات صورت گرفته در نشست عربستان نرود. البته بايد گفت اختلافات بين قطر و عربستان و امارات موضوعي مربوط به امروز و ديروز  نيست. بلكه از هنگام شروع و اوج گيري بهار عربي و حمايت قطر از جنبش هاي اخوان المسلمين عملا اين كشور در تقابل با سياست راديكال و افراطي عربستان قرار گرفت. اين رويارويي بوضوح در كشورهاي چون مصر زمان محمد مرسي و سوريه قابل مشاهده است. به اين موارد بايد اختلافات مرزي قديمي دو كشور نيز اشاره كرد. برخي نيز بر اين موضوع تاكيد مي كنند كه خريدهاي نظامي هنگفت عربستان از آمريكاي ترامپ و حمايت واشنگتن از سياست هاي آل سعود ممكن است موجبات هراس اين كشور كوچك حوزه خليج فارس از دست اندازي و توسعه طلبی ارضی رياض شده باشد. البته در این بین عربستانی ها تلاش دارند تا با فضاسازی های رسانه ای عنوان کنند که تبریک امیر قطر به حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران بعد از پیروزی در انتخابات به معنای آغاز مرحله جدیدی از روابط دو کشور و ورود دوحه به محور مقاومت می باشد که بدون شک سخن گفتن در این باره مغرضانه و بسیار زود می باشد. حال آينده اين اختلافات و ارتباط قطر با كشورهاي خليج فارس به موضوعي مهم در تحليل ها تبديل شده است. برخي عنوان مي كنند كه پيرو چنين وضعيتي احتمال اينكه پایگاه العیدید آمریکا از قطر به عربستان و یا امارات منتقل شود وجود دارد. عده اي نيز از انزوای منطقه اي و يا وقوع كودتا و تغییر امير قطر با چراغ سبز آمریکا خبر داده اند. برخي رسانه ها نيز از احتمال ميانجي گيري كويت گفته اند و اين كه سكوت و تكذيبيه سخنان امير قطر نيز نشان مي دهد دوحه چندان مايل به تشديد درگيري ها نمي باشد. اما با تمام اين تفاسير بايد گفت هر چند ممكن است اين درگيري ها به صورت مقطعي كاهش يابد اما تجربه ثابت كرده اختلافات قطر با عربستان بدليل تضاد ديدگاه هاي بنيادين و مبنايي هرگز پايان نمي يابد. به ویژه اينكه سياست خارجي كشورهاي غربي به خصوص آمريكا نيز مبتني بر تشديد درگيري ها و اختلافات براي فروش هر چه بيشتر تجهيزات و سلاح مي باشد. ]]> سیاسی Sun, 28 May 2017 08:52:29 GMT http://alef.ir/vdcdj90okyt0596.2a2y.html?476685 برکناری یاسر هاشمی رفسنجانی از ریاست دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد http://alef.ir/vdccoeq012bqme8.ala2.html?476693 یاسر هاشمی رفسنجانی از ریاست دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد برکنار شد. به گزارش ایلنا، با گذشت حدود یک‌ماه از برکناری حمید میرزاده، رییس دانشگاه آزاد توسط دکتر ولایتی، یاسر هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی که ریاست دفتر هیات امنای دانشگاه را برعهده داشت از مسئولیت خود برکنار شده است. یاسر هاشمی پس از برکناری حمید میرزاده از ریاست دانشگاه، در اظهارنظری ضمن نگرانی از این اقدام، آن را برخلاف سیره آیت الله هاشمی رفسنجانی دانسته و نسبت به آینده دانشگاه آزاد و هاشمی‌زدایی در این دانشگاه هشدار داده بود. گفته می‌شود هفته گذشته در یکی از جلسات مدیریتی دانشگاه آزاد نیز یاسر هاشمی به نوریان سرپرست دانشگاه انتقاد کرده بود.   ]]> اجتماعی Sun, 28 May 2017 09:17:34 GMT http://alef.ir/vdccoeq012bqme8.ala2.html?476693