نظر منتشر شده
۳
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 416156
تاجیک :دولت روحانی کارنامه موفقی ندارد /تنها شانس روحاني فقدان آلترناتيو است
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۵۰
بخشهایی از  گفت‌وگوي دكتر محمد رضا تاجيك با«آرمان امروز» را مي‌خوانيد.
 

برخي تحليل‌هاي سياسي به اين سمت است كه دكتر روحاني در انتخابات ۹۶ آراي كمتري از سال ۹۲ كسب خواهد كرد. تصور مي‌كنيد پايه و اساس اين تحليل‌ها چيست ؟

اگر بخواهم صريح بگويم تنها شانس آقاي روحاني در انتخابات آتي فقدان آلترناتيو است. آقاي روحاني نه اينكه آلترناتيو برتر جامعه باشد و نه اينكه تنها بازيگر مقبول كشور درعرصه سياست باشد اما چون بازي ديگري نيست، با كارت ديگري نمي‌شود بازي كرد، آلترناتيوهاي ديگر از مشروعيت عمومي برخوردار نيستند كه بتوانند به مثابه رقيب عمل كنند و همچنين به علت چهره نامقبولي كه دارند، با دست پر در صندوق آقاي روحاني راي مي‌ريزند.

بسيار از اصلاح‌طلبان بر اين تحليل هستند كه چون آلترناتيوي وجود ندارد تنها گزينه و كارتي كه مي‌شود با آن بازي كرد آقاي روحاني است و شايد براي اينكه آلترناتيوهايي كه در مقابل ايشان قرار دارند، تصوير فاجعه در ذهن ترسيم مي‌كنند پس براي فرار ازاين فاجعه عده‌اي به آلترناتيو كمتر كريه و زشت‌تر تن مي‌دهند بنابراين فرض من اين است كه در شرايط عادي همين اتفاق خواهد افتاد، نه به علت اينكه دولت كنوني دولت موفقي در عرصه‌هاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي بوده است چرا كه دولت كنوني چندان كارنامه موفقي از خود بجا نگذاشته است اما اينكه مانعي مي‌شود روحاني در انتخابات ۹۶ به عنوان آلترناتيو اول انتخابات مطرح شود پاسخ خير است، چرا كه آلترناتيو رقيب ايشان به هر علتي از صحنه خارج شد و آلترناتيوهاي بالقوه و بالفعلي که قرار است در مقابل ايشان مطرح شوند از اين استعداد و مقبوليت و مشروعيت برخوردار نيستند كه در مقابل روحاني بازيگري داشته باشند.

منظورتان اين است كه با قحط‌الرجال مواجه هستيم؟

قحط الرجال نيست. بازيگراني كه باآنها بازي مي‌كنند و ژنرال‌هايي كه طرف مقابل مي‌خواهد با آنها بازي كند، چهره نكرده و زمان هم اندك است. اگر قرار باشد فردي به عنوان رجل معرفي شود قبلا بايد فرایند رجل شدن طي شده باشد. متاسفانه گروه‌هاي مختلف اجازه نمي‌دهند نيروي جديدي سر بر آورد و نيروي جديدي در قد و قامت يك رجل مطرح شود. بنابراين با كارت‌هاي مرسوم بازي مي‌كنند كه اين كارت‌ها نمي‌تواند مقبوليت عامه را جذب كند و كارت‌هايي نيست كه با آنها بتوان زيباي خفته جامعه را كه ۴۰ درصد جامعه است را بيدار كرد. بااين كارت‌ها نمي‌شود فضاي انتخاباتي دو قطبي خاص ایجاد كرد كه بشود نيروهاي مختلف اجتماعي را به صحنه آورد. بنابراين احساسم اين نيست، قحط‌الرجال نيست؛ اجازه نمي‌دهيم رجال سر در بر آورند و كاملا مشخص است گروه مقابل با چه كارت‌هايي مي‌خواهد بازي كند و هيچ كدام از اين كارت‌ها در سطح و شرايطي نيستند كه با آقاي روحاني رقابت كنند.

اين ممانعت از رجال‌سازي يك خطر براي كشور نيست؟

به هيچ‌وجه به نفع كشور نيست اما در اين شرايط چه طرح ديگري مي‌توان درانداخت و چه فضايي مي‌توان ايجاد كرد. در گروه‌هاي مختلف تعدادي ژنرال وجود دارد كه اين ژنرال‌ها هر زمان بحث تصاحب قدرت است يا سفره قدرت باز است پيدايشان مي‌شود و اجازه نمي‌دهند نيروهاي جوان‌تر و شناخته شده‌تر تبديل به چهره شوند. هيچ طرحي براي تبديل چهره‌هاي جوان به رجل نيست. بنابراين كاملا مشخص است كه با چه كارت‌هايي بازي مي‌شود و در اين فضا، مشخص است كه چه كسي راي مي‌آورد. موضوع پيچيده‌اي نيست مگر اينكه فرض بگيريم اصلاح‌طلبان توجه خودشان را بر نيروي جديدي بگذارند كه بعيد است و دوم اينكه آن نيرو متفاوت از نيروهاي گذشته باشد كه آن را هم بعيد مي‌دانم، بنابراين احساسم اين است كه ۴ سال آقاي روحاني به ۸ سال تبديل خواهد شد.

مخالفان دولت در بخش‌هاي مختلف انتقاداتي را به عملكرد آقاي روحاني و برخي وزارتخانه‌ها وارد مي‌كنند كه بخشي از آن براي ضعيف كردن دولت است اما اطلاع‌رساني دولت بخشي است كه حاميان دولت هم به آن انتقاد دارند. انتقادات به اين بخش را صحيح مي‌دانيد؟

از كدام تيم رسانه‌اي و اطلاع‌رساني صحبت مي‌كنيد؟ تيمي كه اوج فعاليتش اس‌ام اس كردن سخنراني رئيس‌جمهور در سفرهاست را نمي‌توان تيم رسانه‌اي ناميد.
تيم رسانه‌اي بايد تيمی خلاق باشد كه بتواند به اشكال گوناگون ديدگاه‌ها و مواضع آقاي روحاني را در جامعه ترويج دهد و جاري كند نه اينكه فقط سخنان رئيس‌جمهور را كات و پيست كند، بفرستد که هر فردي مي‌بيند بلافاصله ديليت ‌كند. اين فضاي آماتوري رسانه‌اي است و به نظر من سطحي‌ترين كنش رسانه‌اي است كه ممكن است پيرامون يك رئيس‌جمهور اعمال شود.

يك فضاي رسانه‌اي شاداب و خلاق مي‌تواند زيبايي‌ها را پررنگ و زشتي‌ها را به حداقل برساند و هجمه‌ها را به فرصت كند و جنگ رواني‌ها را خنثا كند و... يك تيم رسانه‌اي قوي كارهاي زيادي مي‌تواند انجام دهد. به نظرم دولت فعلي فاقد چنين تيم رسانه‌اي است و براي اين مساله تلاشي صورت نگرفته بنابراين همواره منفعلانه عمل مي‌كند و دائم در حال نق زدن است كه چرا آن رسانه بزرگ و آن رسانه به اصطلاح ملي چنين كردند و چنان نكردند.

اين نشانگر آن است كه خلاق عمل و اكتيو عمل نمي‌كند و چشم انتظار آن است كه رسانه‌هاي ديگر به رسانه رئيس‌جمهور تبديل شوند و رسانه بزرگ ما رئيس‌جمهور را پوشش دهد. تلاشي براي آلترناتيو‌سازي در عرصه رسانه هم نمي‌كنند تا بتوانند دريچه ديگري باز و از روزنه ديگري عبور كنند و فضاي ديگري براي رئيس‌جمهور ترسيم كنند، بنابراين اين عرصه كاملا داراي نقص است.

ظاهرا گلايه‌ها زياد است. يكي از موارد ديگر گلايه اصلاح‌طلبان از رئيس‌جمهور است چرا كه بخش بزرگي از آراي سال ۹۲ كه به سبد آقاي روحاني ريخته شد به‌واسطه حمايت‌هاي اصلاح‌طلبان از ايشان بود اما پس از آغاز دولت آن توجه مورد انتظار به اين جناح مشاهده نشد و به نوعي كنار گذاشته شدند كه همين امر موجب شده اصلاح‌طلبان با وجود اعلام حمايت از آقاي روحاني، آن انگيزه سال ۹۲ را در سال ۹۶ نخواهند داشت. اما از آن طرف هم برخي نزديكان آقاي روحاني مدعي مي‌شوند كه جريان اصلاحات در حال محو شدن بودند و به واسطه پيروزي آقاي روحاني و عملكرد دولت از اين امر جلوگيري شد. بااين ادعا موافقيد؟

جلوگيري از محو شدن اصلاحات به‌واسطه پيروزي
تیم رسانه ای دولت همواره منفعلانه عمل مي‌كند و دائم در حال نق زدن است كه چرا آن رسانه بزرگ و آن رسانه به اصطلاح ملي چنين كردند و چنان نكردند.
آقاي روحاني سطحي‌ترين و نامنصفانه‌ترين تحليل است. بي‌ترديد آنچه به نام جريان اعتدالگرا مطرح شد نه داراي پايگاه گفتماني و نه داراي گفتماني بود، هر چند به صورت تساهل و تسامح اسمش را مي‌گذارند گفتمان اعتدالگرا اما هيچ چيز از اين گفتمان بهره نبرده است و هنوز نتوانسته خودش را در قامت گفتمان عرضه كند و هيچ گرانيگاه و خاستگاه وسيع طبقاتي نداشت و اگر اصلاح‌طلبان اين فضا را فراهم نمي‌كردند بي‌ترديد شرايط براي اين جريان مهيا نمي‌شد و در آينده هم به اعتقاد من، همين طور است كه اگر بزرگان و كل جريان اصلاح‌طلبي در پشت آقاي روحاني فعال نشوند، ايشان فاقد پايگاه طبقاتي است، بنابراين مطالبي كه برخي آقايان مطرح مي‌كنند را جدي نگيريد و بيشتر يك طنز تاريخي است.

ائتلاف سال ۹۲ بر چه پايه‌اي بود كه به نتيجه نرسيد؟

منطق ائتلاف منطق اجماع در سراسر جهان و در دموكراسي‌هاي پيشرفته، حكم مي‌كند هر گروهي به اندازه پايگاه اجتماعي كه وارد ائتلاف مي‌شود داراي سهم است يعني اگر گروهي دراثر ائتلافش ۲۰ درصد پايگاه اجتماعي خود را در سبد گروه پيروز مي‌ريزد، ۲۰ درصد در كابينه سهم دارد. به نظرم مي‌رسد اصلاح‌طلبان داراي سهم جدي در آنچه داشتند كه در سال ۹۲ حادث شد اما فاصله با آنها حفظ شد و اطلاع دارم اما اسم نمي‌آورم و در آينده امكان دارد اين موارد را افشا كنم كه از فرداي بعد از تشكيل كابينه برخي آقايان كه در سطح بالاي كابينه هستند مرزكشي خودشان را با اصلاح‌طلبان اعلام و تلاش كردند اين مرز را هر چه بيشتر ضخيم كنند تا فضايي براي بازيگري جريان اصلاح‌طلبي ندهند و اكنون هم در اين فضا هستند تا شرايطي را در انتخابات شوراي شهر و رياست‌جمهوري فراهم كنند كه بتوانند فاصله خودشان با اصلاح‌طلبان را از زماني كه به‌صورت تاكتيكي بهره لازم را بردند حفظ كنند. پيش‌بيني من اين است كه در ۴ سال دوم اگر اين دولت تكرار شود فاصله‌اش با اصلاح‌طلبان عميق‌تر شود، چرا كه ديگر نيازي ديده نمي‌شود كه پايگاه اجتماعي را فعال كنند.

اين نقد فقط متوجه دولت و رئيس‌جمهور است و اصلاح‌طلبان نقشي در اين فاصله ندارند كه عنوان كرديد؟

بـــــله، نقدي را به اصلاح‌طلبان وارد مي‌كنم كه تاكيد خيلي جدي دارند كه بدون هيچ شرط و درخواستي همه اندوخته خود را براي حمايت از آقاي روحاني مي‌گذاريم. اين رفتـــــار را هر چه بـــــدانم كنش عقلايي نمي‌دانم. تقاضايم از هر اصلاح‌طلبي اين است كه به هر استراتژي‌ای كه بــــــراي انتخابات مي‌انديشند آن را به نام تمام اصلاح‌طلبان مطرح نكنند و آن را به نام جريان اصلاحات خرج نكنند. همگان مطلع هستند كه در فضاي اصلاح‌طلبي نسبت به مواضعي كه دولت درباره آنها گرفته و همچنين درباره شرايط كنوني نقد وجود دارد، بنابراين نمي‌توان فرض كرد همه اصلاح‌طلبان در انتخابات آتي با يك استراتژي وارد صحنه شوند. به نظر مي‌رسد بايد يك زماني به انتقادات و انتظارات پاسخ داده شود، هر چند بعيد مي‌دانم چنين زماني فرا برسد.

از آنچه اشاره كرديد برداشت لزوم شرط‌‌‌گذاري از سوي اصلاح‌طلبان براي حمايت از آقاي روحاني مي‌شود. اين‌طور است؟

به هر حال هراجماعي در بطن خود شرط دارد.

در سال ۹۲ همان‌طور كه اشاره كرديد به الزامات ائتلاف كه توجه به سهم اصلاح‌طلبان در آراي آقاي روحاني بود توجه نشد. چه تضميمي وجود دارد كه در سال ۹۶ به اين موضوع توجه شود؟

وقتي وارد اجماع مي‌شويم اين اجماع قواعدي دارد. درباره عمل نشدن به شروط اجماع در سال ۹۲ بايد انديشه‌اي شود. بايد درباره اينكه در اين قواعد بازي خدشه‌اي وارد شود و يك طرف در شرايطي قواعد را رعايت نكرد تمهيداتي انديشيده شود. به دليل اينكه به اين مساله نينديشيديم وارد مرحله دوم آن هم نشديم كه بينديشيم اگر قواعد از سوي يك طرف بازي رعايت نشد، چه بايد كرد و چگونه بايد استيفاي حق و حقوق كرد. پس از انتخابات ۹۲ در يك كار واقع شده قرار گرفتيم كه انتظارش را نداشتيم. از آنچه در ۹۲ گذشته يك درس گرفتيم. آيا مي‌خواهيم از آنچه گذشته و درسي كه گرفتيم در كنش آينده استفاده كنيم يا نه مي‌خواهيم كنشي را داشته باشيم كه در ۹۲ داشتيم. بزرگان اصلاح‌طلبي بايد بنشينند و تكليف را روشن كنند كه در اين شرايط مي‌خواهند چه بازي‌اي را داشته باشند و در چه شرايطي و با چه قواعدي به انتخابات وارد مي‌شوند.

از سوي ديگر هم بايد آحاد جريان اصلاح‌طلبي را اقناع و اشباع كنند همان كنشي که از سوي آنها در انتخابات ۹۲ صورت گرفت در انتخابات ۹۶ هم انجام شود و در غيراين‌صورت به نظر مي‌رسد درباره بسياري از اصلاح‌طلبان شاهد واكنش متفاوتي خواهيم بود.

شما مشاور آقاي روحاني هستيد يا پيشنهادي در اين باره به شما شده است؟

نه، من هيچ‌گونه سمت رسمي ندارم.

پس همكاري شما با دولت در چه سطحي است؟

در هيچ كجا از من دعوت نشد كه همكاري رسمي داشته باشم و دورادور ممكن است از من در برخي موارد مشاوره خواسته شده باشد كه من هم دريغ ندارم. شايداحساس دوستان دولت اين است كه هزينه نزديكي به ما بيشتر از منافعش است.

نظريه‌پردازي شما در تمام عرصه‌ها به ويژه در عرصه فرهنگي مورد توجه زيادي است. در همين راستا شاهد بوديم كه كنار رفتن آقاي جنتي از وزارت ارشاد با شايعات زيادي همراه بود كه يكي از آنها عقب‌نشيني و عدم حمايت از وزير ارشاد بود. مي‌دانيد موضوع چه بود؟

اجازه بديد درباره افرادصحبت نكنم.

سوال من درباره عقب‌نشيني آقاي روحاني در حمايت از آقاي جنتي براي چند انتقادي بود كه از تريبون‌هاي خاص مطرح مي‌شد.

درباره اينكه چه بر آقاي جنتي گذشت و چه مسائلي درباره ايشان مطرح شد سكوت مي‌كنم چون تمايلي ندارم درباره يك شخص صحبت كنم اما انتظار است كه رئيس يك دولت تا آنجا كه ممكن است از مديران خود دفاع كند كه بر خودش مشخص و مبرهن شده باشد راهي كه مدير مي‌رود كج راه و بيراه است و در آنجا با اراده خودش و بدون اينكه اسير فضا و جو شود، به‌صورت آگاهانه و عالمانه تغييراتي انجام دهد كه به نفع دولت است.

در غيراين‌صورت يك فضاي ذهني و رواني در تيم مديريتي شكل خواهد گرفت كه در اثر جو مي‌تواند تغيير كند و هيچ پشتوانه‌اي ندارد كه از او دفاع كند. نبايد گذاشت يك فضاي رواني سبب خارج شدن بسياري مديران از صحنه شود و كسي از آنها دفاع كند يا اينكه آن اندازه دگم باشيم كه يك مدير با وجود هر كج راه و بيراهه‌اي كه مي‌رود و سوء مديريتي كه دارد تعصب هم داشته باشد. ميان اين دو طرف بايد پلي زده شود و در جاي منطقي ايستاد و با جغرافياي منطقي با اين مساله برخورد كنيم.

اصلاح‌طلبان در سال ۹۲ كف خواسته‌هاي خودشان را مطرح و از آقاي روحاني با سقف خواسته‌هايش حمايت كردند و اكنون هم خودشان را در هر شرايطي مجبور به حمايت از آقاي روحاني كرده‌اند. تصور نمي‌كنيد اگر اصلاح‌طلبان از سال ۹۲ به كادرسازي و تقويت نيرو براي معرفي در سال ۹۶ مي‌پرداختند امروز شايد اين گلايه‌ها را نداشتند؟

بي‌ترديد در فضاي اصلاح‌طلبي بر اثر شرايط
اگر بزرگان و كل جريان اصلاح‌طلبي در پشت آقاي روحاني فعال نشوند، ايشان فاقد پايگاه طبقاتي است
و تحليل شرايط و اقتضای شرايط تصميماتي اتخاد شد كه بر اساس آن تصميمات در نهايت آقاي روحاني گزينه برتر شناخته شد و البته چه شد كه در جريان اصلاح‌طلبي آقاي روحاني به عنوان گزينه برتر شناخته شد روايتي دارد كه نمي‌خواهم درباره آن صحبت كنم. هر شرايطي داراي اقتضائاتي است و بر اساس آن اقتضائات حركتي انجام شد كه در جريان كلي اصلاح‌طلبي همه با آن حركت موافق نبوده و نيستند و بسياري اعتقاد داشته و دارند. طبيعي است بايد تلاش كند تكرار چنين حركاتي سبب انشقاق در بدنه اصلاح‌طلبي نشود و بتوانيم در هر شرايطي حركتي انجام دهيم كه عقلاني‌ترين و مقبول‌ترين حركتي باشد كه در فضاي اصلاح‌طلبي مي‌تواند تعريف شود.

آيا شرايط در ۹۶ مانند ۹۲ است كه بايد درباره آن فكر كرد و بينديشيم شرايط سنجي داشته باشيم و ببینيم اقتضاي اين شرايط چيست و آيا بايد با همان كارتي بازي كنيم كه در سال ۹۲ با آن بازي كرديم؟ يا كارت را تغيير دهيم يا شيوه بازي با آن كارت را تغيير دهيم؟ اكنون درباره آن صحبت نمي‌كنم، اما هر كدام از اين شيوه‌ها را انتخاب كرديم، بايد از چندان استدلال و منطقي برخوردار باشد كه بتواند آحاد اصلاح‌طلبي را اقناع كند، نه اينكه عده‌اي خاص بينديشند و بخواهند تصميمي كه اتخاذ مي‌كنند را به بدنه اصلاح‌طلبي تزريق كنند.

تفاوت جريان اصلاح‌طلبي با جريان‌هاي ديگر اين است كه اين نوع شيخوخيت‌ها را و نیز تمركز تصميم‌گيري از سوي عده خاص و مطرح كردن آن به نام نامي كل اصلاح‌طلبي را نمي‌پذيرد. اعضاي جريان اصلاح‌طلبي براي خود شخصيت دارند و هر كدام از آنها براي خود سوژه‌اي هستند كه مي‌توانند آگاهانه تدبير كنند، بنابراين نبايد يك عده به خودشان اجازه نمايندگي آنان را دهند و بخواهند براي آنها سخن بگويند و تصميم بگيرند و آنها را به مثابه سياهي لشگر به دنبال خودشان بكشند. بايد از چنان اقناع استدلالي برخوردار باشند كه با افكار عمومي جريان اصلاح‌طلبي رابطه برقرار كنند.

در شوراي عالي اصلاحات كه به مديريت رئيس دولت اصلاحات اداره می‌شود، تصميماتي اخذ مي‌شود اما تضميني براي اجراي آن نيست و با فرمان يا تصميم يكي از بزرگان مسير تغيير مي‌كند، مانند انتخابات ۹۲ كه بحث كانديداتوري آقاي عارف مطرح بود اما آقاي روحاني معرفي شد. اين آسيب را چگونه بايد برطرف كرد؟

در جريان اصلاح‌طلبي رئيس دولت اصلاحات فرد خاصی است. كاش اصلاح‌طلبان بر ايشان تمركز داشتند چرا كه او تمركزش بر خودش نيست. منش و روشي كه رئيس دولت اصلاحات را خاص كرده این است كه همواره به عقل منفصل اعتقاد داشته و اينكه يك فرد پررنگ و قبله عالم امكان شود و همگان به دور يك فرد طواف كنند و همگان از او ايده و نظر و تدبير بگيرند را نفي كرده است. تمام تلاشش در اين راستا بوده كه انسان‌ها به خودشان باور داشته باشند. اگر از ايشان ياد مي‌گرفتيم، تلاش مي‌كرديم كه يك عقل جمعي را به كار بگيريم و درباره آنچه خود مي‌انديشيم به نام فرد ديگري خرج نكنيم، چون آن ديگري منش و روشش بر آحاد جامعه مشخص است و آن فرد دنبال يك نوع تكثر در عرصه نظر و عمل است. آن فرد دنبال آن است كه هر فردي از خودش تشخصي داشته باشد و تفرد افراد را به رسميت مي‌شناسد و اجازه مي‌دهد هر فردي با بينش و روش خودش وارد صحنه شود.

بسياري از اصلاح‌طلبان به علت عدم بلوغ فرهنگ سياسي كماكان به دنبال توليد يك سازمان مبتني بر نوعي شيخوخيت هستند و خيلي با گروه‌هايي كه مورد نقد قرار مي‌دهند تفاوتي ندارند. آنها به‌دنبال ايجاد فضايي هستند كه همه مسئوليت‌ها را به يك فرد واگذاركنند و همه مسئوليت‌ها را از يك فرد بخواهند، يعني آن فرد باشد كه تصميم نهايي را مي‌گيرد و كلمه نهايي را مي‌گويد كه درمقابلش مي‌ايستيم و نقدش مي‌كنيم اما به شكل ديگر در حال باز توليد آن توسط افرادي از جريان اصلاح‌طلبي هستيم.

خيلي احزاب شكل منطقي ندارند و احزاب سانتراليستي هستند. اگر افرادي از ميان برخيزند، احزاب هم خواه‌ناخواه شکل می‌گیرند. اين مسائل بوده و هست.

كدام گروه سياسي را داراي مرجعيت بيشتري در رفتارهاي اجتماعي مي‌دانيد؟

اين سوال را مي‌توان دو گونه پاسخ داد. يكي اينكه در آينده كدام گروه مرجع بايد اين منزلت و جايگاه رااز آن خود كند كه براي جامعه مفيد باشد. ازاين منظر نگريسته شود، گروه مرجع امري برخاسته مي‌شود نه امري خودجوش و خود به خودي. بايد با گروه‌هاي مرجع آينده كشور را بسازيم نه اينكه منتظر آنها باشيم. گروه‌هاي مرجعي كه براي آينده جامعه نياز داريم را بايد توليد و مطرح كنيم و به آنها نقش دهيم و فضاسازي براي آن صورت گيرد تا نقش آفرين باشند. در اين زمينه دچار مشكل هستيم، همگان منتظر هستيم كه گروه‌هاي مرجعي وارد شوند و روان جوانان ما را در خدمت خود بگيرند و بر آنها تاثير داشته باشند.

موضوع دوم اين است كه اگر از اين منظر نگاه كنيم چه چرخشي به‌صورت طبيعي و غيرطبيعي در گروه‌هاي مرجع ما ايجاد مي‌شود. 
گروه‌هاي مرجعي كه از اول انقلاب داشتيم از مقبول‌ترين گروه‌هاي مرجع ما از چهره مذهبي برخوردار بودند و بيشتر در عرصه‌هاي ارزشي و اعتقادي جامعه اين گروه‌هاي مرجع معنا پيدا مي‌كردند. به تدريج كه به سمت دهه چهارم انقلاب پيش مي‌رويم نوعي تغيير در اين نظم گروه‌هاي مرجع ايجاد مي‌شود و مي‌بينيم گروه‌هاي مرجعي كه در جامعه بر صدر مي‌نشينند و بيشترين اقبال از سوي مردم به سمت آنهاست، لزوما جامه ديني بر تن ندارند و متولي فضاي اعتقادي و باور و ارزش‌هاي جامعه نيستند و مي‌توانند در فضاهاي ديگر حتي در اقشارسكولار جامعه جست‌وجو شوند.

ورزشكاران، هنرپيشه‌ها و اساتيد دانشگاه‌ها و... اندك اندك مي‌آيند و خودشان را به‌صورت گروه‌هاي مرجع نشان مي‌دهند كه تغيير فرهنگي است كه انجام مي‌شود. اگر در فضاي گروه‌هاي مرجع تدبير و تمهيد نشود و تلاش نكنيم به اقتضاي شرایط پيش رو و دهه پنجم با آن شرايط گروه‌هاي مرجع توليد نكنيم با گروه‌هاي مرجعي مواجه خواهيم بود كه رنگ و بويي از گروه‌هاي مرجع دهه اول كه بر صدر نشسته بودند، ندارند.

به كارهاي پيمايشي كه در دهه اول درباره آن گروه‌هايي كه درصدر نشسته بودند مراجعه كنيد و ببينيد در ۳۰ گروهي كه به عنوان گروه مرجع در آن دهه مطرح شدند كدام رتبه اول را كسب كردند و در دهه چهارم براي همان ۳۰ گروه چه اتفاقي افتاده است. يك تغيير معنادار و ژرف اتفاق افتاده است، بنابراين بايد تلاش شود كه اگر منتظريم كه گروه‌هاي مرجع خاصي در جامعه ظهور و بروز و نقش آفريني كنند بايد مسير را تصحيح و راه را هموار و شرايط را مهيا كنيم تا اين گروه‌ها بتوانند نقش آفريني خودشان را داشته باشند در غير اين‌صورت بايد منتظر تغييرات جدي در گروه‌هاي مرجع جامعه در انتهاي دهه چهارم و دهه پنجم باشيم.


 
 
کلمات کلیدی : کارنامه روحانی+انتخابات96+محمدرضا تاجیک+اصلاح طلبان
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۹-۰۱ ۱۴:۵۳:۰۰
چرا مجلس قانون برنامه ششم را تاکنون تصویب نکرده؟ بودجه سال 96 بایستی با هماهنگی قانون برنامه ششم ، تنظیم شود حال آنکه تاکنون یعنی یکم آذر 95 تکلیف قانون برنامه ششم مشخص نیست و قطعا بودجه 96 بدون توجه به قانون برنامه واقعی نخواهد بود و کشور با مشکلات همچنان روبرو می شود.چرا نمایندگان مجلس به موقع قانون برنامه ششم را تصویب نکردند ؟ (4025360) (alef-2)
 
محمدعلی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۹-۰۱ ۱۵:۲۲:۰۸
بیچاره اصولگرا ها اینقدر خودشان با خودشان درگیر شده اند و بر سر و صورت هم کوفته اند که دیگر هیچ کس از رجالشان سالم نمانده که با روحانی رقابت کند. وگرنه با این عملکرد دولت، کنار زدن روحانی در 96 از آب خوردن راحت تر بود! (4025395) (alef-2)
 
علي وارنا
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۹-۰۱ ۱۹:۴۳:۴۰
واقعا چه دليلي دارد كه سياسيون و افراديكه بنوعي دسترسي به رسانه ها و تلويزيون دارند، القاء ميكنند كه دولت بايد براي دوره ٢ هم پيروز انتخابات باشد؟؟؟؟؟؟؟ وقتيكه بقول جناب تاجيك دولت يازدهم كارنامه موفق ندارد، خب چرا بايد اداره كشور را براي ٤ سال ديگر به چنين دولتي سپرد؟؟؟؟ و در مورد افراد داراي صلاحيت براي پست قوه اجراي، مگر فقط بايد اصول گرا و اصلاح طلب ها بيايند و بين خودشان اين قوه رو دست به دست كنند؟؟؟؟؟؟ اگر با دل جان به فرمايشات رهبر فرزانه و حكيم مان گوش فرا ميداديم، كاملا راه و افراد را مشخص و نشان دادند براي اداره قوه مجريه، جان دل ، رهبر عزيزمان در تمام سخنرانيهايش در طول يكسال قبل مرتبا گوشزده كردند به قوه مجريه، كه براي اداره كشور به بيرون از مرزها متكي نباشيد، به داخل كشور متكي بوده و به جوانان نخبه و انقلابي و وفا دار به راه امام راحل ، متكي بوده و سود ببريد، هرگز رهبر حكيم و فرزانه از جمله اصول گرا و اصلاح طلب در فرمايشات شون استفاده نكردند، خب اين يعني رهبر عزيزمان ، اعتقادي به اين راست و چپ ندارد و فقط به جوانان و نيروهاي نخبه و عاشق نظام و ايران اسلامي توجه دارد، حالا سوال اينست ، چرا امثال جناب تاجيك فقط بدنبال افراد بازنشسته هستيد براي اداره قوه مجريه؟؟؟؟؟؟ با توجه به سخنان رهبر عزيزمان ، در كشور افراد بسيار زيادي وجود دارد كه زير بيعت هيچ يك از اين جناحهاي راست و چپ نبوده، و فقط عاشق رهبرشان و وفادار به نظام اسلامي و راه امام راحل و كشورشان هستند، پس حالا كه دولت كارنامه موفق نداشته، اينبار در انتخابات بسمت همين جوانان مومن ، برويم و از انها حمايت كنيم ، تا شاهد پيشرفت و خودكفايي در كشور باشيم، واقعا بقول رهبر عزيزمان ، كاري سخت چون ساخت موشك با اين همه پيچيدگي در ساخت اش، ولي با درايت و اعتماد به همين جوانان نخبه و انقلابي، موفق به خودكفايي در اين بخش شده ، و همين موفقيت باعث امنيت مرزها و كشور عزيزمان و انقلابمان شده و دشمنان نظام و انقلاب مجبور به پذيرش طرحهاي ما در منطقه و گرفتن كمك از ما شدند، پس در انتخابات اينده بياييم از اين جوانان حمايت كنيم ، تا ان شاء الله به راهنمايي هاي رهبر حكيم و فرزانه مان، از اين ركود مطلق كه دولت يازدهم حاكم بر اقتصاد و بازاركرده خارج شده و بر بيكاري غلبه كرده و وسايل رفاه و ازدواج و رشد جمعيت مهيا شود و مانع از فساد اداري شده و جلوي ورود انواع مواد مخدر گرفته شود، نسل جوان كشور بجاي اعتياد بسمت ورزش و مطالعه راهنمايي شوند، و در بحث روابط خارجه با وجود جوانان نخبه ، در برابر دوستان، دوستانه و در برابر دشمنان ايران اسلامي با سياستي مثل سياست خودشان رفتار كنيم، امتياز در برابر امتياز ، نه زودتر از انان ما هر چه داشته و بدست اورديم رو نابود كنيم و بعد غربيها و دشمنان انقلاب خلف وعده كنند و ديگر كاري از دست دولت ما بر نيايد!!!!!؟؟؟؟؟ حالا جناب تاجيك مشاهده نموديد چقدر ما در كشور افراد نخبه داريم و قطع الرجال نشده، بلكه يك عده به هدف خاص دست به چنين كارهاي ميزنند كه بلكه مجددا مردم رو بسمت يك جناح سوق دهند و باعث پيروزي ان جناح با توجه به كارنامه نا موفق شوند!!!!!؟؟؟؟ واقعا اگر دلسوز نظام و انقلاب و كشور هر كس باشد طبق فرمايشات مقام معظم رهبري، بسمت حمايت از جوانان نخبه رفته و از بين همين جوانان مومن و عاشق نظام و رهبري ، يك فرد رو برگزيده و مورد حمايت قرارداده تا ان شاء الله ديگر شاهد يك دولت جوان با يك كابينه جوان ونخبه و كارامد باشيم، و ديگر از افراد بازنشسته و سنتي در كابينه استفاده نشود، بلكه از تجربيات خوب انها سود ببرد دولت جديد، البته اگر كاربلد ميبودند نبايد حال روز امروز صنعت و اقتصاد و كشاورزي و بهداشت و محيط زيست و ...... كشور تو اين شرايط بد قرار ميداشت!!!!!!!؟؟؟؟؟؟ (4025745) (alef-13)
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
 
 
امروز
ديروز
هفته
 
 
 
 
 
امروز
ديروز
هفته