توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 463820
خاک وطن و فرهنگ کار و تولید
بخش تعاملی الف - سیامک داودی
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۰۵:۴۵


به طور اتفاقی با فردی در محله مان آشنا شدم که ایشان در عنفوان جوانی بنا بر دلایل شخصی از کشور مهاجرت کرده و سالیان زیادی است که در کشور کانادا زندگی می کند و اکنون فردی دو تابعیتی است بنا بر یک مشکل شخصی و دعوی خانوادگی به ایران آمده بود تا در خصوص دعوی مهریه همسرش در کشور حضور داشته باشد از روی کنجکاوی با ایشان گرم گفتگو شدم و در خصوص زندگی ایشان در کانادا سوالاتی را مطرح کردم که نکات جالب آن را در این متن طرح می نمایم:

 نخست در خصوص چگونگی یادگیری زبان انگلیسی هنگام مهاجرت از او سوال کردم ایشان پاسخ داد که کم کم با زبان ایما و اشاره در ابتدا مشکلات خود را در آنجا حل کرده و حدود دو سال طول کشیده تا با روشی عامیانه بتواند راحت گلیم خود را از آب بیرون بکشد و چون علاقه به ادامه تحصیل نداشته و در ایران در  شغل مکانیکی وسایل نقلیه سررشته داشته در کاناد نیز به همین کار اشتغال داشته است ولی در خصوص زبان نوشتاری ان کشور خیلی مسلط نیست از او در خصوص درآمد و نحوه کارش پرسیدم پاسخ داد اگر به کارت مسلط باشی و به قول معروف دست به آچار باشی در آن کشور برایت کار زیاد هست.

 فقط به نکته جالبی اشاره کرد و گفت در آنجا وقتی ماشینی را تعمیر می کنی باید به مراجعه کننده ات در خصوص قسمت مورد نیاز که تعمیر کرده ای ضمانت بدهی تا در مدت معقول اگر ثابت شود که همان مشکل در ماشین مجدد بوجود آمد تعمیرکار ضامن کلیه خسارت و تبعات قانونی ناشی از آن مشکل باشد به گونه ای که حتی مواردی برایش پیش آمده که از ترس تبعات قانونی در مورد مشکلی به هنگام تعمیر ماشین او  کاسه داغ تر از آش شده و با وجود رضایت فرد مقابل تا تست نهایی ماشین اجازه خروج ماشین را از تعمیرگاه نداده است خیلی برایم جالب بود من در ایران برایم پیش آمده که ساختمان نوسازی را خریده ام و بعد از مدتی کف ساختمان نشت آب داشته و سازنده بعد از انتقال سند هیچ مسئولیتی نداشته یا اینکه بارها ماشینم را برای تعمیر برده ام ولی ..... خودتان بهتر می دانید.

از او در مورد مسائل و عاطفه خانوادگی پرسیدم گفت که بنیان خانواده در آنجا بسیار متزلزل است و چیزی به نام عاطفه پدر و فرزندی و ..... در حداقل خود است و اذعان داشت برای ما ایرانیان زندگی در همچنین محیطی با توجه به فرهنگمان یک چالش بزرگ است لذا اختلاف حاصله با همسرش را نیز در این راستا ارزیابی می کرد که خودتان می توانید بقیه موارد را از روی سریال های کشورهای غربی یا کشور همسایه مان ترکیه که سعی دارد الگوی فرهنگ غربی را در کشورش پیاده کند براحتی درک کنید در خصوص رعایت حقوق و مقررات از او سوال کردم گفت بسیار کشور قانونمندی است به گونه ای که اکثر افراد جرات دعوای خیابانی را از ترس تبعات قانونی آن ندارند می گفت با یک تماس تلفنی همسر یا فرزند کسی به پلیس سریعا به محل مراجعه و چنان حمایتی از افراد ضعیف خواهد کرد که هیچکس جرات تعدی به افراد ضعیف را نداشته باشد مگر اینکه آن فرد خلافکار کاری نداشته و به اصطلاح زندگی در زندان برایش از زندگی در بیرون مزیت بیشتری داشته باشد.

او می گفت در این کشور اینقدر تعداد وکیل زیاد است که وکلا در مکان های عمومی نیز تبلیغ کرده و با حداقل هزینه امور حقوقی مردم را انجام می دهند به گونه ای که اذعان می کرد تا حالا در خصوص حداقل پنجاه مورد از کارهای ساده اش حتی خرید منزل و ..... وکیل گرفته است اما استدلال می کرد در ایران دسترسی به وکیل گران است و حتی برای مشکل حقوقی با همسرش هنوز به دلیل عدم فرهنگ مراجعه به وکیل در ایران کسی به او توصیه وکیل گرفتن را نکرده است در خصوص خدمات پزشکی از او سوال کردم جواب داد اولا تعداد پزشک زیاد است و حتی به منزل مریض ها نیز می روند و سطح زندگی پزشکان با همترازان خودشان مثلا مهندسان تفاوت بارزی ندارد و چون مالیات سنگینی را مردم در آن کشور ناچارند با حداقل راه گریز بپردازند که شاید تعجب کنید مثلا از خودش می گفت که معمولا از کل درآمدش حدود سی و پنج درصد مالیات می دهد و گاها این مالیات به پنجاه درصد هم می رسد ولی مزیت پرداخت مالیات زیاد این است که مالیات دهندگان از لحاظ خدمات پزشکی هیچ مشکلی ندارند و اگر خدای نکرده  به سخت ترین مریضی  هم  فردی مبتلا شود دولت تمام هزینه اش را می پردازد فقط در امور مرتبط با جراحی های زیبایی و .... دولت هزینه خدمات پزشکی را متحمل نمی شود ضمنا مردم نیز همواره از داشتن سرپناه مناسب نگرانی ندارند.

 خلاصه سرتان را درد نیاورم بیان می کرد که زندگی در آن کشور مزیت ها و مضراتی را دارد که بستگی به انتخاب شخص است فقط تاکید زیاد بر فرهنگ کار و تولید داشت مثلا در آنجا خانواده ها  فرزندانشان را اکثرا جوری تربیت می کنند که خود ساخته بار آیند به گونه ای که فرزندانشان بعد از رسیدن به سن قانونی همزمان به کار و تحصیل نیز می پردازند و کمتر پدر خانواده متحمل هزینه فرزندان است چون فرهنگ غالب در آنجا به کار اهمیت بیشتری می دهد تا عاطفه و ...... ولی تاکید داشت که فرهنگ مردم کشورمان چیز دیگریست و از ضعف فرهنگی و عدم عاطفه در آن کشور بسیار ناراحت بود و می گفت تا یادمان باشد آواز دهل شنیدن از دور خوش است بخصوص با اندوه می گفت غم غربت غم سختی است مثال می آورد که تعدادی از دوستانش که مقیم آنجا هستند و بنا به دلایلی به ایران نیامده اند از او خواسته اند به جای سوغاتی و .... برایشان خاک وطن را به عنوان کادو بیاورند تا در منزل آن را نگه داری کنند از دوستانش تعریف می کرد که دوست دارند کاش در ایران می بودند چون بارها از آنان شنیده است که این افراد اکثرا بوی جوی های محله با فرهنگ ایرانی را بر مکان های لوکس با فرهنگ غربت ترجیح می دادند.

 از ایشان خداحافظی کرده و با خود گفتم ما از هر جهت بر آن ها برتری داریم ولی کاش در خصوص امر تعمیرات یا پرداخت مالیات و مسایل حقوقی یا پزشکی از این کشور الگو می گرفتیم و اینکه چرا مردم ایران اکثرا مالیاتشان را به خوبی پرداخت نمی کنند یا چرا تعمیرکاران ما احساس مسئولیتشان کم است چرا درآمد پزشکان متخصص در کشور اینقدر زیاد است و یا خود ساخته بار نیاوردن فرزندانمان در ایران جزو  ... نقاط ضعف ماست اما اینکه بر اساس تعالیم دین مبین اسلام ایرانیان مردم عاطفی و ناموس پرست و خانواده دوست هستیم و صفا و صمیمیت در کشورمان قابل مقایسه با آنجا نیست نیز از مزیتهایمان است.

 با خود گفتم کشور ما از لحاظ منابع طبیعی و ثروت های خدادادی یکی از کشورهای برتر جهان است فقط متاسفانه فرهنگ کار و تولید در کشورمان جایش را با دلسوزی های نامناسب عاطفی به احساس شان و برتری بعضی از مشاغل به مشاغل دیگر داده است ما مردم ایران هستیم که می توانیم با روحیه کار و تلاش و سختکوشی و قناعت و صرفه جویی و پرداخت مالیات حداکثری و تعهد و دلسوزی در هر کاری که به آن اشتغال داریم کشورمان را به تعالی و رشد برسانیم اگر ما اینگونه نباشیم هیچ مدیری نمی تواند برایمان کاری بکند خلاصه اینکه از ماست که بر ماست در آخر جمله آن عزیز که دوستانش از او درخواست کادوی خاک وطن را کرده بودند در گوشم طنین انداز شد که هیچ جای جهان زادگاه و وطن فرد نمی شود پس لطف کنید بیایید همه با هم اول بگویم ما برای مملکتمان چکار کرده ایم و اینقدر مدعی نباشیم که دولت برای ما چکار کرده است همگی با تلاش و صداقت خاک وطن را مستعد آبیاری گل های خوشبو و .... کنیم. دیگران کشتند و ما خوردیم ما بکاریم تا دیگران بخورند.
 
کلمات کلیدی : سیامک داودی
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
 
 
امروز
ديروز
هفته
 
 
 
 
 
 
امروز
ديروز
هفته