مسعود یارضوی
"جبهه پایداری" چندی پیش با حضور برخی صاحب منسبان سابق دولت رئیس جمهور احمدی نژاد و هواداران مبرّز او اعلام موجودیت کرد.
جبهه ای که به گفته کامران باقری لنکرانی (وزیر سابق بهداشت) برای ادامه راه گفتمان شکل گرفته در سوم تیر 84 خود را به منصه ظهور آورده است.(نقل به مضمون)
جبهه پایداری البته در یکی از بارزترین خصوصیات خود از همراهی و پشتیبانی حضرت آیت الله مصباح یزدی نیز برخوردار است.
در واقع ایشان همانگونه که درسال 84 برای دفاع از گفتمانی که احمدی نژاد نماد آن شده بود، به صحنه آمد؛ در موقعیت کنونی نیز برای دفاع از همان گفتمان به صحنه آمده است.
آیت الله مصباح البته طی یک، دو سال اخیر در انتقاد و مخالفت با "جریان انحرافی" نیز به صورتی جدی و مبرّز به صحنه آمده و در مناسبات مختلف، لَب به انتقاداتی جدی علیه منحرفین گشود. انتقاداتی که همچنان ادامه دارد و در سخنان معظم له نیز پیوسته متبلور است.
جبهه پایداری اما در حالی شکل گرفته است که به نظر می رسد سه چالش یا به عبارتی مناقشه عمده نیز پیش روی آن وجود دارد. مناقشاتی که اگرچه شاید سران جبهه پایداری، هریک به نوعی خاص به آنها مواجهه کنند اما نکته اساسی اینجاست که اصل ماهوی این مناقشات و چالش ها به هیچ وجه قابل کتمان نبوده و مدیریت واحد آنها قطعا مشخص کننده آینده جبهه پایداری خواهد بود.
جبهه ای که معتقدیم ریشه و راهبردی صحیح دارد اما ممکن است مخاطرات برآمده از همین چالش ها (در صورت عدم مواجهه صحیح! و یکسان) این بنیان را مورد هدف سوء قرار دهند.
و این، آن مناقشات و چالش هاست:
اول: گفتمانی که جبهه پایداری خود را برآمده از آن می داند همواره از آغاز بروز نمادگرا بوده است. در واقع شاید بتوان این سمبولیست مآبی را خشت کجی دانست که از روزهای نخستین تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری در سال 84 نهاده شد.
البته در آن مقطع، نه تنها آدم های زیادی متوجه این عیب نبودند بلکه عمده طرفداران احمدی نژاد، تمثّل این شخصیت را حتی گزینه ای بسیار مطلوب نیز می پنداشتند. اما زمان گذشت و تعیّن گفتمان سوم تیر در مقابل امر ولایت نیز تعلل هایی انجام داد و حتی کار را به خانه نشینی 11 روزه و یا سکوت بیش از حد در مقابل گروه انحرافی نیز کشاند...؟!
و این روند هم اکنون سبب شده است تا جبهه پایداری در زمینه نمادگرایی سابق گفتمانش با یک دوگانگی مواجه باشد.
از یک سو نماد آنها مرتکب خطاهایی بی سابقه شده که پذیرفتن این نماد، مستلزم توجیه آن خطاهاست و از سوی دیگر، نپذیرفتن نماد نیز با توجه به مواضع برخی چهره های حاضر در جبهه پایداری که همچنان توجیه گر برخی اشتباهات احمدی نژادند و البته با توجه به اینکه بسیاری از سران جبهه پایداری، همچنان نیز روابط نزدیکی با احمدی نژاد دارند، معادله ای پیچیده ارزیابی می شود.
این در حالیست که فعالیت انتخاباتی موازی با جبهه پایداری توسط جریان انحرافی! را نیز نباید از یاد برد. آنها نیز در نزدیکی دولت جای دارند و آیا جبهه پایداری در قبال فعالیت آنها و اینکه اصالت با کیست موضع جدی را اتخاذ خواهد کرد یا خیر؟ (و صد البته نگارنده به عنوان یک مخاطب خاص معتقد است اصالت با جبهه پایداری است)
دوم: آیا هدف جبهه پایداری همچنان که لنکرانی و برخی دیگر از چهره های این جبهه تصریح کرده اند، ادامه گفتمان سوم تیر است یا اینکه فعالیت های جبهه با اتمام انتخابات مجلس نهم خاتمه می یابد؟
این سوال وقتی اهمیتی دو چندان می یابد که نگاهی به پرونده انتخابات شورای شهر دوره سوم داشته باشیم. مقطعی که گروهی وابسته به رئیس جمهور؛ بدون قبول هیچ مصلحتی پا به عرصه انتخابات شورای شهر گذاشتند و دست آخر نیز در لیست پیشنهادی، فقط با یک کاندیدا که البته نام فامیلش هم نام احمدی نژاد بود، به شورا راه یافتند. در واقع سوال اصلی اینجاست که جبهه پایداری تشکیل شده است تا با عنایت به اشتباهات برخی نمادها و جریانات!، پیش برنده خط صحیح گفتمان سوم تیر باشد یا اینکه تجربه حضور مجزا در انتخابات، آنان را بر آن داشته است تا این بار، مصالح گفتمان اصولگرایی را رعایت کرده و با خرد جمعی پا به عرصه انتخابات بگذارند؟
این سوال وقتی برجسته تر می شود که حضور شخصیتی همچون علامه مصباح یزدی در جبهه پایداری، علت العلل چرایی تشکیل جبهه را برای ما آشکار می سازد اما در کنار این مسئله حضور دیگران دیگری را هم باید در جبهه پایداری رصد کرد که از کارگزاران پرونده حضور طیف نزدیک به احمدی نژاد در انتخابات شورای شهر بودند و این مسئله، احتمالات ضعیف دیگری را نیز بر پاسخ اصلی ما می افزاید.
و سوم: جبهه پایداری در سطح عمومی هوادارانی دارد که لاجرم در تحت لوای این جبهه درآمده اند. آنها که از سال 84 با احمدی نژاد همراهند و از همان مقطع نیز به گفتمان خود (انتخاب اصلح در هر شرایطی!) پافشاری داشته و همچنان نیز دارند.
آنان در مقطع کنونی آیا ساز و کار وحدت اصولگرایان که جبهه پایداری نیز اعلام کرده جزئی از آن است را قبول خواهند کرد یا اینکه به راه دیگری می اندیشند...؟!
آنان در تجربه متناقض انتخابات ریاست جمهوری دولت نهم و شورای شهر دوره سوم، آزمون و خطای گفتمان خود را به عینه دیده اند اما گویا همچنان نیز به تئوری "انتخاب صالح مقبول" و غلط بودن نماد شدن افراد در یک گفتمان جاری معتقد نیستند...؟!
جبهه پایداری در مقابل این تفکر نیز با اما و اگرهایی مواجه است که پاسخ به آن و روشن کردن زوایای تاریک موضع جبهه پایداری در قبال این قبیل تفکرات، دورنمای آینده این جبهه را مشخص تر می کند.