نظر منتشر شده
۱۷
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 465360
آقای زنگنه، فردا دیر است
بخش تعاملی الف - علی امیری
تاریخ انتشار : دوشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۴۴


در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری، بسیار طبیعی‌ است که مقامات مسول دولتی در هر بخشی به دنبال نشان دادن دستآورد و اقدامات مثبت خود باشند. یکی‌ از این بخش ها که اتفاقا در چند ماه اخیر دولت و مشخصا وزیر محترم نفت در تبلیغ آن بسیار فعال شده، بخش نفت و توافق نفتی‌ اوپک  در پاییز سال گذشته برای کاهش ۱۸۰۰ هزار بشکه از تولید نفت به منظور کاهش عرضه و بهبود قیمت نفت می‌باشد که وزیر محترم اعتقاد دارند با اتخاذ سیاست های درست نفتی‌ کشور که از نظر آقای زنگنه، به خاطر شناخت ایشان و تیم‌ او از بازار نفت و اصرار بر این موضع درست و با عقب نشینی عربستان و غرب، بود، به دست آمده است.

در اینجا بدون اینکه خواسته باشیم از اقدامات مثبت آن وزارت و وزیر محترم در سایر موارد، همچون پارس جنوبی چشم پوشی کرده باشیم، فقط به بررسی همین مورد توافق نفتی‌ اوپک خواهیم پرداخت و خواهیم دید، بر خلاف نظر وزیر محترم، توافق نفتی‌ اپک، نه تنها منافع بلند مدت کشورهای عضو و از جمله ایران را تامین نمیکند، بلکه حتی منافع کوتاه مدت و میان مدت این کشورها را به نفع غرب و کشورهای غیر عضو اپک و مشخصا آمریکا، از بین می برد. بدین منظور لازم است مروری بر یاداشت‌های قبلی‌ داشته باشیم و به صورت خلاصه به نکات آن اشاره کنیم و متوجه شویم که چرا توافق نفتی‌ اوپک که قطعاً بنا به دلائلی که آورده خواهد شد، دوباره تمدید میشود، هرگز تامین کننده منافع بلند مدت کشورهای عضو و از جمله ایران نیست.

بیشتر از دو سال پیش و در پاییز ۱۳۹۳، همزمان با سقوط ناگهانی و تاریخی قیمت نفت در بازار جهانی‌ و زمانیکه متاسفانه بیشتر کارشناسان و تحلیل گران داخلی و حتی خارجی‌ از تبیین، چرایی و آینده این سقوط و بازار و قیمت آینده نفت تصویر روشنی نداشتند، با همکاری سایت محترم الف، اقدام به انتشار یادداشت هایی (ایران و آینده قیمت نفت) و (ظریف، موسویان و دوری از واقعیت دنیا) که حاوی نکاتی‌ در مورد این سقوط و پیش بینی‌ روند دو تا چهار سال آینده بازار جهانی‌ نفت و قیمت آن بود، کردیم که متاسفانه تقریبا تمام آن پیش بینی‌ها درست بود.

در اینجا به چهار نکته اصلی‌ آورده شده در آن یادداشت ها، اشاره می‌کنیم:

۱- گران شدن قیمت نفت در بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴، یک سیاست کاملا از پیش طراحی شده از سوی قدرت های بزرگ مصرف کننده نفت و در راس آن آمریکا و انگلیس، برای پیش بردن سیاست‌های امنیت انرژی غرب همزمان با پیش بینی‌ تلاطمات ناشی‌ از اجرائی کردن طرح خاورمیانه بزرگ بود که محور اصلی‌ آن، افزایش قیمت نفت به منظور اقتصادی کردن سایر منابع انرژی و به خصوص شیل نفتی‌ آمریکا و شن‌های نفتی‌ کانادا و البته انرژی باد، خورشیدی و تشویق صنایع به نوآوری و بهبود استفاده و صرفه جویی در مصرف  انرژیاز ناحیه توسعه تکنولوژی بود.

۲- این سیاست، حتی با تحریم نفتی‌ ایران و بحران لیبی‌ و سوریه و... ادامه یافت، تا اینکه جریان اوکراین و عدم همکاری روسیه و پوتین در اروپا و دنیا با محور غرب پیش آمد. حالا غرب نیاز داشت که به دلأئل ژئو پولتیک روسیه را با فشار سیاسی و اقتصادی، مهار کند و می‌دانست که مهار روسیه که بزرگترین کشور تولید کننده نفت بود، با نفت بالای ۱۲۰ دلار امکان ندارد. پس در سیاست کلی‌ خود، در گران نگاه داشتن قیمت نفت، یک مکث کوتاه ایجاد کردند و نتیجه، فروپاشی قیمت نفت به حدود ۵۰ دلار در عرض چند ماه بود، که حتی پوتین و روسیه، هرگز تصور آن را هم در رقابت بزرگ خود با غرب نمی‌کردند.

۳-اما پیش بینی‌ شده بود برای غرب پایین رفتن قیمت نفت به پیش از ۵۰ دلار برای مدت طولانی‌ امکان نداشت چون در آنصورت بسیاری از شرکت‌های نفتی‌ غربی به خصوص آنها که در شیل نفتی‌ سرمایه گذاری کرده بودند، ورشکست و از دور تولید خارج می‌شدند، و قیمت نفت به سرعت میتوانست دوباره به بالای ۱۰۰ دلار افزایش یابد. پس لازم بود که قیمت نفت در حدود ۵۰ دلار که نرخ تعادلی برای این شرکت ها بود که بتوانند همچنان سر خود را از آب بالا نگاه دارند،تثبیت شود و مطابق پیش بینی‌ که ارائه شده بود، به غیر از دوره کوتاه چند ماهه، قیمت های نفت برنت برای همه این ۳۰ ماه، به طور متوسط، بین ۴۵ تا ۵۵ دلار نوسان کرد.

۴- و نکته آخر این بود که بر خلاف گفته برخی‌ از کارشناسان سیاست خارجی و نفتی‌ کشور، عربستان در همه این جریان، چیزی نبود و نیست، جز شیر تنظیم این سیاست استراتژیک غرب. و چه شروع گران شدن قیمت نفت، به عربستان یا اوپک ارتباطی‌ ندارد، و چه سقوط ناگهانی آن.

حالا هم توافق اوپک هم راستا با سیاست نفتی‌ آمریکا و غرب بود و هیچ اتفاقی‌ خاصی‌ در مورد سیاست قدرت های بزرگ غربی و در راس آن آمریکا در مورد قیمت نفت، نیفتاده و در واقع توافق اوپک، خواست اصلی‌ غرب بود که توسط عربستان، اجرائی شد. اما دلائل و چگونی و آینده این روند:

۱- همانطور که پیش بینی‌ می شد، با کاهش قیمت نفت، مهار روسیه با موفقیت اجرا شد. حالا روسیه سه سال است که رشد منفی‌ اقتصادی دارد و این باعث شده که پوتین چه در اروپا و اوکراین و چه در خاورمیانه و شبه جزیره کره و اصولا در سیاست‌های جهانی‌، به جای موضع تهاجمی ۲۰۱۴، موضع کاملا تدافعی در ۲۰۱۷ داشته باشد و مطمئنا با گذشت زمان و عدم سرمأیه گذاری ناشی‌ از سیاست تحریم و همکاری تمام قد چین با غرب، این سیاست تدافعی روسیه و تلاش برای همکاری با غرب، بیشتر هم خواهد شد.

۲-از آنطرف، کمپانی‌های بزرگ نفتی‌ که در شیل نفتی‌ آمریکا فعال بودند، توانستند با کاهش شدید هزینه، با تکنولوژی بالاتر، هزینه تولید شیل نفتی‌ را به زیر ۴۰ دلار پایین بیاورند و این یعنی دوباره تولید شیل نفتی‌ در آمریکا سرعت گرفته بود. پس لازم بود برای این تولید اضافه، در بازار، جایی‌ باز شود، و اینجا بود که عربستان، دوباره نقش سر سپردگی خود را به سیاست‌های غرب و شیر تنظیم نفتی‌، اثبات کرد، و با تمام قدرت، از کاهش تولید نفت اوپک در اجلاس قبلی‌ سازمان ،علیرغم مخالفت عربستان با ایران، حمایت کرد!

۳- ایران، ونزوئلا، الجزائر و روسیه هم که کشورهای بزرگ تولید نفت بودند، به دلأئل کاملاً مشهود اقتصادی، از این توافق به عنوان پیروزی یاد کردند! در واقع این توافق به این معنی‌ است که اوپک و این کشورها باید تولید نفت خود را به نفع ادامه و گسترش نفت شیل آمریکا کاهش دهند! کاش این کشورها می توانستند تولید نفت خود را آن اندازه افزایش دهند که قیمت نفت به پایین ۲۰ دلار سقوط میکرد و همه کمپانی های شیل نفتی‌ آمریکا و غرب، از چرخه تولید به نفع تولید این کشورها خارج می‌شدند، ولی‌ چه میشود کرد که مدیریت اقتصادی این کشورها، چنان شاهکاری به وجود آورده که همگی‌ از مشکلات عظیم اقتصادی و کسری بودجه رنج میبرند و حتّی نمیتوانند تصور قیمت نفت پایین را برای چند ماه کنند چه برسد بخواهند، حرکت واقعی‌ در برابر استراتژی جایگزینی نفت و گاز تولیدی شیل نفتی‌ آمریکا انجام دهند.

۴- در نهایت، حرکت اوپک و عربستان از روی بی‌ اختیاری در برابر آمریکا، و البته ایران، روسیه و.. از روی اجبار اقتصادی، در مسیر از پیش طراحی شده غرب و آمریکا در تولید و قیمت نفت و انرژی است. حال برای چند سال آینده، هر اندازه تولید نفت شیل نفتی‌ آمریکا و  گسترش این فناوری در دیگر کشورها، افزایش یابد، این اوپک است که باید با کاهش تولید نفت، جا را برای این تولیدات اضافه فراهم کنند و اگر کافی‌ نبود، غرب و آمریکا، برای این جایگزینی و بالا نگاه داشتن قیمت نفت، حتی از ابزاری همچون تحریم، مانند تحریم خرید نفت ایران در جریان هست یی، و حتی نارامی و جنگ در کشورهای تولید کننده نفت اوپک، ابا نخواهند داشت. تا همینجا، بنا بر آمار، میزان چاه‌های جدید نفتی‌ که در آمریکا از زمان توافق نفتی‌ شروع به کار کردند، با هر هفته افزایش، به دو برابر سال گذشته رسیده است در حالیکه تولید نفت کشورهای اوپک و ایران، یا کاهش یافته یا ثابت مانده است!

هم اکنون نیز، باید قطعی دانست که اوپک و عربستان در اجلاس چند هفته آینده در جهت تمدید آن توافق حرکت خواهند کرد و حتی در چند سال آینده هم با افزایش بیش از پیش تولید نفت آمریکا، این توافق تداوم و گسترده تر خواهد شد، به این معنی‌ که نه تنها به تولید نفت اوپک افزوده نخواهد شد، بلکه به احتمال بیشتر پله، پله از سهم و تولید اوپک و از جمله کشور ما به نفع تولید نفت غیر اوپک و در راس آن آمریکا و کانادا کاسته خواهد شد و همزمان با پیشرفت تکنولوژی و کأهش هزینه، باید انتظار نفت ۴۰ دلاری را در سال ۲۰۲۰ داشته باشیم.

در اینجا و در پایان این یادداشت، حال که در آستانه‌ انتخابت ریاست جمهوری هستیم  و همانطور که گفته شد، کشور ما و اوپک و حتی روسیه و دیگران، نمیتوانند نقش اساسی‌ در جهت توقف این برنامه اقتصادی غرب در امنیت انرژی داشته باشند، اجازه دهید سخنی با همه دلسوزان وطن و شش کاندیدای ریاست جمهوری، به خصوص آقای روحانی و مسئولین کنونی اقتصادی و نفتی‌  کشور از جمله آقای زنگنه، در مورد آینده اقتصادی ایران، در سایه این سیاست استراتژیک غرب در  نفت و انقلاب انرژی که در دنیا به صورت مستدام در جریان است و در نهایت باعث کاهش استراتژیک نقش نفت و گاز‌ یعنی‌ بزرگترین ثروت کشور ما خواهد شد، داشته باشیم.

عزیزان، حالا شیل نفتی‌ آمریکا و شنهای نفتی‌ کانادا، انرژی ‌های جایگزین باد، خورشیدی و به خصوص پیشرفت تکنولوژی صرفه جوی انرژی، تمام زنگ خطرها را برای صنعت نفت دنیا و در نتیجه کشور ما به صدا دراورده. در ده سال گذشته نه تنها از میزان مصرف انرژی نفت و گاز به نسبت واحد تولید ثروت، در تمام کشورهای پیشرفته و ژاپن و حتی چین و کشورهای در حال توسعه کاسته شده، بلکه حتی از میزان مصرف انرژی به صورت مطلق هم به شدت کاسته شده و بیشتر کشورهای صنعتی، میزان کمتری از نفت و گاز به نسبت ۱۰ سال پیش مصرف میکنند و این نسبت ها هر سال در حال تقلیل هستند. فقط چین در حال حاضر ۳۰۰ میلیارد کیلوات در سال، یعنی‌ بیشتر از کّل تولید برق ایران، که خود از بزرگترین‌ها در دنیا است، دارد تولید می‌کند و نرخ رشد تولید انرژی باد در چین و دنیا، بالای ۳۰ درصد در سال است و یا هزینه تولید یک پانل انرژی خورشیدی به نسبت ۱۰ سال پیش، تا ۹۰ درصد کاهش یافته، و پیش بینی‌ کاهش بیشتر هم میشود. تولید گاز مایع و بازار جهانی آن، با تولیدات فراوان و جدید استرالیا، آمریکا و.. اشباح شده و عملا منفعت اقتصادی ندارد. فقط پیشرفت تکنولوژی استخراج از راه دور، به این معنی که عوض اینکه یک تیم‌ مهندسی‌ کامل در هر سکوی نفتی‌ حضور داشته باشد، با استقرار آن ها در یک مرکز هدایت الکترونیک (چیزی شبیه جنگ هوایی با پهبادها)، همان تیم‌ مهندسی میتواند ٔبر تولید ۱۰ سکو نفتی‌ نظارت داشته باشد و باعث شده که هزینه تولید سالانه نفت از یک سکوی نفتی‌ از ۱۵ میلیون دلار به شش میلیون دلار کاهش یابد. حالا در کشورهای پیشرفته، چهار لامپ ۱۰۰  وات را که فقط ۱۰ وات انرژی مصرف میکنند به قیمت زیر یک دلار (کمتر از ۱۰۰۰ تومن برای هر لامپ کم مصرف) بین مصرف کننده‌ها دارند پخش میکنند، یعنی‌ مجانی‌!

اگر می‌بینید که فرصت های سرمایه گذاری در نفت و گاز ایران، بعد از برجام مورد استقبال قرار نگرفته، نه فقط به خاطر عدم احترام به روح برجام یا از این تشبیهات، توسط آمریکا است، بلکه بیشتر این است که شرکت‌های بزرگ نفتی‌، متوجه شدند، بازار انرژی دنیا در حال تغییر است. آن ها برای سرمایه گذاری، افق ۲۰ تا ۳۰ ساله را در نظر میگیرند. اما در ۲۰ تا ۳۰ سال آینده، اصولا نفت هرگز نمیتواند سود دهی‌ که حالا دارد داشته باشد. حالا دنیا با اضافه تولید و وفور منابع انرژی روبرو است. آن ها اگر بخواهند سرمایه گذاری سنگینی‌ هم بکنند، بیشتر متمایل به نفت شیل و حضور در سایر انرژیهای جایگزین میشوند که موفقیت آن ها در داخل خود کشورهای غربی، تضمینی است.

به هر حال متاسفانه در ۳۰ سال اخیر، هرگز نتوانستیم از فرصت نفت و گاز کشور، در جهت یک اقتصاد پویا و پر رونق و پیشرفت واقعی‌ استفاده کنیم. بزرگترین مسئولیت و وظیفه ریاست جمهوری آینده و دولت آینده، این است که از تنها فرصت باقیمانده ملت ایران در ۲۰ سال آینده که هنوز نفت و گاز ارزش کافی‌ دارد، برای استفاده بهینه از نفت و گاز کشور، در جهت بهروزی و رفاه ملت ایران، بهره ببرد. اما متاسفانه وقتی‌ صحبت های انتخاباتی نامزدها و آقای روحانی و همه دست اندر کاران را میشنویم، همگی‌ به دنبال همان الگوی منسوخ و شکست خورده ۵۰ سال گذشته در استفاده نفت در بودجه و رفاه ملت ایران هستند، بدون اینکه به فکر آینده باشند. هنوز هم به دنبال تثبیت مصنوعی قیمت دلار و در نتیجه خروج ارز نفتی‌ کشور به نفع خرید نقد هواپیما و خودرو سواری‌ و واردات گلابی، سیب، برنج و.. برای راضی‌ نگاه داشتن مردم و در نتیجه خروج این سرمایه عظیم نفتی‌ توسط اقلیتی کوچک به آن طرف آب هستند.

ببینید در همین دو سال چه اندازه صحبت از واردات و تولید مشترک ماشین‌های فرانسوی شده ولی‌ حتی یک دلار، سرمایه گذاری مستقیم از طرف مقابل نشده. هر چه بوده، همکاری در برابر خروج دلار نفتی‌ و مونتاژ مدل‌های جدید ماشین فرانسوی و بازار انحصاری برای آن ها. این چنین است که در بهترین شرائط، درآمد و قدرت خرید هر ایرانی‌ در سال ۱۴۰۰ به زحمت به درآمد سرانه و قدرت خرید هر ایرانی‌ در سال ۱۳۸۵ خواهد رسید، یعنی‌ ۱۵ سال ، بهترین زمان ملت ایران با وجود درآمد نفتی‌ افسانه یی، از بین رفت. زمانی‌ که کشورهای  رقیب و آسیایی، مانند چین، ویتنام، مالزی و حتی ترکیه، هند و پاکستان، میزان درآمد سرانه مردم خود را به چند برابر افزایش دادند. با ادامه آن روش ها هرگز به تحول اقتصادی نخواهیم رسید.

کشور و نظام فکری اقتصادی آن، نیاز به یک تحول بزرگ دارد، تحولی اقتصادی و البته فکری در مورد اولویت‌ها. دیگر بعد از بحران هست یی و تحریم ها، باید برای همه مشخص شده باشد، که اقتصاد باید اولویت باشد. بدون رشد اقتصادی و بالا بردن وزن اقتصادی کشور در معادلات جهانی‌، راهی‌ که چین رفت، امکان پیش برد دیگر سیاست ها، ولو با تلاش و از خود گذشتگی زیاد وجود ندارد. فقط ببینید که همین چین، در سال تا ۵۰۰ میلیارد دلار صادرات بیشتر از واردات از آمریکا دارد، یعنی‌ ۱۰ برابر کلا صادرات نفت ایران! حفاظت از همین ثروت عظیم و ادامه اشتغال و رشد اقتصادی ملت چین، باعث می شود تا مسئولین چینی‌، بر خلاف نظر روسیه، از همکاری کامل با آمریکا در مورد شبه جزیره‌ کره و سایر مسائل جهانی‌ خبر دهند. و در مقابل، همین آمریکا ، استرالیا و کانادا، تنها از ناحیه جذب میلیونر‌های چینی‌، که بنا بر آمار تا ۱۱ هزار میلیونر در سال ۲۰۱۵ وارد هر یک از این کشورها برای زندگی‌ شدند و بسیاری از آن ها چند  صد میلیون دلار ثروت دارند، تا چند صد میلیارد دلار از این ثروت چین را که باز چندین برابر صادرات نفتی ایران است دوباره به همان کشورها انتقال می دهند و عجیب نیست که بازار سهام آمریکا، دارای بالاترین رشد در طول چند سال گذشته بوده و یا قیمت زمین و مسکن، در ونکور، تورنتو، نیو یورک، سیدنی، ملبورن ، فلوریدا و.. سالانه تا ۴۰ درصد در حال رشد است.

به هر حال همانطور که در یادداشت (ترامپ و فرصتی تکرار نشدنی‌ برای ایران) پیش بینی‌ شده بود، ترامپ و دولت جدید آمریکا، هرگز برجام را لغو نخواهد کرد، بلکه با تمام قدرت، به دنبال این خواهد بود که انزوای اقتصادی و فشار اقتصادی ایران ادامه یابد. عدم موضع گیری شفاف ترامپ در مورد آینده برجام و در نتیجه شک و تردید شرکت ها و کشورهای دنیا برای حضور در بازار ایران، همه، دنباله همان سیاست محدود کردن و مهار اقتصاد ایران است که به صورت سیستماتیک  ادامه خواهد یافت و هر روز، کشور را از رسیدن به اهداف اقتصادی خود دور تر و در نتیجه، موقعیت ژئو پولتیک ایران را تحت تاثیر مستقیم قرار خواهد داد و البته در داخل هم فشار‌های اقتصادی، از نوع جنگ سردی، رو به تزاید خواهد رفت که مجموع این اقدامات با همراه شدن انقلاب انرژی در دنیا، یکبار دیگر به همه دلسوزان وطن هشدار میدهد که سرنوشت هست یی باید به ما یادآور کرده باشد: قدرت اقتصادی است که امنیت می اورد، نه صرفا تاکید ٔبر اولویت ‌های گذشته. هر کشوری قطعاً به تسلیحات  دفاعی و نوع پیشرفته آن نیاز دارد ولی‌ قبل از آن و همراه با آن، به اشتغال، رفاه، رشد اقتصادی و... نیز نیاز دارد و از همین زاویه است که اخیرا مقام رهبری، بیش از پیش نسبت به اهمیت مسائل اقتصادی در راستای دفاع از کشور تاکید میفرمایند و قطعاً لازمه آن تغییر کلان در نگرش ها و راه یافت ها در زمینه‌های اقتصادی، سیاست خارجی، تعامل با دنیا و ثبات فکری و نظری برای همزیستی‌ فعالانه با این دنیا به شدت متحول می‌باشد. دیگر با کاندیدا‌هایی‌ که احراز صلاحیت شده اند زمانی‌ نیست که تجارب شکست خورده اقتصادی و مدیریتی گذشته را تکرار و باز تولید کنیم. چه در انتخابت ریاست جمهوری و چه در سیاست های توسعه یی و اقتصادی دولت آینده.
 
کلمات کلیدی : علی امیری
 
حسن
Germany
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۱۱:۰۹:۵۵
استعمار هنوز جریان داره و آمریکا بزرگترین استعمارگر دنیای امروزه
طوری دنیا رو تحت سلطه گرفته که خودشون نمی فهمن (4280820) (alef-4)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۱۱:۲۳:۴۴
ازبس درگیر دعواهای بینتیجه داخلی هستیم دیگه منافع اصلی کشور رو فراموش کردیم و چسبیدیم به اینکه پوزه همدیگه رو در داخل بمالیم به خاک و لذت ببریم...! (4280867) (alef-4)
 
مهندس جنت شهری
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۱۱:۳۹:۱۵
واقعا امریکا و انگلیس اینقدر قدرت پیش بینی دارند که تمام کار های انها درست از اب در می اید...چرا بعضی اینقدر توهم دارند و اتفاقات دنیا را هر جور دلشان خواست تعبیر میکنند... (4280916) (alef-4)
 
United States
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۱۶:۳۸:۱۶
آقای مهندس جنت، میشود از شما این سوال را کرد که چرا برخی‌ اینقدر اعتقاد دارند که همه مسائل اقتصادی دنیا را سیاسی کنند و واقعیت بین‌الملل را در نظر نگیرند؟.. اما بر خلاف شما، ما با دلیل توهم داریم! ۷۰ درصد اقتصاد دنیا بر اساس دلار آمریکا و پوند انگلیس میچرخد، و ۳۰ درصد بقیه، یعنی یورو و ین همه در حوزه نفوذ سیاسی و اقتصادی و هم پیمان استراتژیک آمریکا هستند. همه نتیجه این تسلط را در تحریم بانکی‌ و مالی ایران داریم میبینیم که حتی با وجود برجام ، یک بانک حاضر نیست با ایران همکاری بیشتر از نفت در برابر غذا داشته باشد.از ۷ شرکت بزرگ نفتی‌ دنیا، هر ۷ شرکت متعلق به آمریکا و انگلیس است! و تکنولوژی پیشرفته نفت و گاز دنیا و به خصوص تکنولوژی جدید شیل نفتی‌، منحصراً در دست این ۷ شرکت است. حالا بماند که مثلأ سه کمپانی اصلی‌ ساخت موتور هواپیما تجاری دنیا، فقط در آمریکا و انگلیس هست و یا هر ۲۰ دانشگاه برتر و اول دنیا، همگی‌ در آمریکا و انگلیس. البته این هرگز به این معنی‌ نیست که توهم داشته باشیم که آمریکا و انگلیس و کشورهای صنعتی غربی، اشتباه ندارند یا هر چه بخواهند انجام میدهند و نقصان ندارند. فقط از مزایا و امکانات خود استفاده میکنند. در ایران دو شرکت ایران خودرو و سایپا مانند آمریکا و انگلیس که در صنعت نفت دنیا انحصار ایجاد کردند، در صنعت ماشین و بازار خودرو ایران، انحصار ایجاد کردند. می‌بینید که همه قوانین و امکانات در بازار خودرو ایران، در نهیات در هر دولتی با هر خط فکری به سوی حرکت می‌کند که این دو شرکت منتفع اصلی‌ آن هستند. فقط فرقی‌ که آمریکا و کشورهای پیشرفته با ما دارند این است که از تجارب خود درس میگیرند. در سال ۱۹۷۳ ، آمریکا و غرب، از ناحیه عدم آمادگی و تحریم ناگهانی صادرات نفت کشورهای عربی‌، غافلگیر و دچار بحران شدند، اما از آن تجربه استفاده کردند، و هرگز در طول ۴۰ سال بعد آن، غافلگیر نشدند و خود جهت بازار را در نتیجه امنیت انرژی خود را کنترل میکنند. (4281850) (alef-11)
 
مهندس جنت شهری
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۲۱:۵۲:۰۷
دوست عزیز...اگر چنین که شما از انها توان ترسیم میکنید که ما باید لاجرم با انها کنار بیاییم تا اقتصادمان اینقدر تکانه نداشته باشد ..پس چنین که شما میگویید هم نیست..این کشور ها اگر چنین توانی داشتند چرا در بعضی مواقع خود دچار بحران اقتصادی میشوند..چرا امریکا چندین هزار میلیارد دلار بدهی خارجی دارد...چرا در این کشورها میلیونها فقیر وجود دارد..چرا اینقدر بیکار دارند..نه عزیزم..درست است که انها دارای امکانات و روابط بهتری هستند که ان هم از نوع نگاهشان به اقتصاد است ولی اینقدر دیگر قدرت لیدری اقتصاد جهان را ندارند..موفق باشید.. (4282359) (alef-11)
 
United States
۱۳۹۶-۰۲-۰۵ ۰۱:۱۸:۴۸
بله آقای مهندس دقیقا همین قدر قدرت دارند. در متن ابزار ها و امکانات کشور های غربی برای انجام برنامه هاشون رو هم آورده و به نظر کاملا هم درست است. (4282605) (alef-11)
 
محمد
Romania
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۱۲:۲۸:۳۳
رئسای جمهور آمریکا کاملا تسلیم سیاست های کلی سیستم قدرت هستند. قطعا رهبری آمریکا به عهده فردی غیر از رئیس جمهور و مجلس سنای اونهاست و هر چه و هر کس که هست، رئیس جمهور، سنا و کل سیستم سیاسی از آن رهبر پیروی مطلق دارند. این است دلیل موفقیت اکثر سیاست های بلند مدت آنها (4281077) (alef-13)
 
Germany
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۱۲:۵۷:۳۵
بسیار عالی بود. معمولا نویسندگان تخصصی، قلمهای پراطناب و ضعیفی دارند، اما این قلم، جذاب بود. (4281172) (alef-13)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۱۳:۱۸:۱۳
برای پیشرفت کافی است فقط به غکرکشور خودمان باشیم و سیاست داخلی و خارجی در جهت منافع اقتصادی کشور باشد و آرمانهای مردم در دستور کار قرار گیرد. مطمئن باشید جهان ما را بر عربستان و امارات و .... ترجیح می دهد. (4281223) (alef-13)
 
mostafa
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۱۴:۱۲:۵۱
با عرض سلام و خسته نباشید
متن بسیار خوبی بود، به عنوان کسی که در صنعت نفت و گاز مشغول کار هستم متن رو منطقی و مستدل دیدم و نگاهی استراتژیک به بازار نفت و گاز ارائه شد که متاسفانه مسئولین و مدیران کشوری از آن غافلند. (4281397) (alef-13)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۱۴:۱۳:۱۰
روحانی تیم ضعیفی از برخی از وزرا مثل طیب نیا و سیف را تشکیل داد. وزیر ضعیف عملکرد ضعیف و در نتیجه نارضایتی را به دنبال دارد. روحانی باید یا ترمیم کابینه می کرد یا عزل می کرد ولی متاسفانه به دلیل منافع گروهی نتوانست تصمیم قطعی بگیرد بنابراین باید تاوانش را با رای ندادن ما به او بپردازد. من از او نا امید شدم. بد نیست آقای روحانی در خصوص دوستان وزرا تحقیقی داشته باشد تا ببینیم چند نفر را استخدام کردند ؟ بدون هیچ گونه ضوابطی بالاترین پستها را در وزارتخانه ها و شرکتهای وابسته دادند. (4281400) (alef-13)
 
Canada
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۱۶:۲۸:۵۱
جناب مهندس خوب بود که حالا که علاقمند بودید و این یاداشت را مطالعه فرمودید، حداقل اخبار نفت و گاز دنیا را هم پیگیری میکردید. همین هفته اعلام شد که تولید نفتی‌ آمریکا در مارس ۲۰۱۷ از یمن تولید بیشتر شیل نفتی‌ به بالای ۹۲۴۰ هزار بشکه رسیده که عملا یک میلیون بشکه بیشتر از مارس ۲۰۱۶ هست و تولید نفت کانادا هم که بیشتر از شن‌های نفتی‌ است تا ۴۰۰ هزار بشکه نسبت به سال گذشته افزایش یافته و این روند همچنان ادامه دارد. در حالیکه کّل تولید نفت اوپک و غیر اوپک هم ۱،۵ میلیون بشکه کاهش یافته، یعنی‌ دقیقا اوپک به نفع تولید بیشتر نفت آمریکا و کانادا، تولید خود را کاهش داده!در مورد گاز این تولید آمریکا بسیار بیشتر افزایش یافته چرا که شیل نفتی‌ اغلب همان هیدرو کربنهای گازی محصور شده در لایه‌های عمیق زمین است. همچنین یک نکته فنی‌ که باید بدانید این است که بر خلاف لایه‌های نفت و گاز معمول از نوع ایران ، که برای به تولید رساندن آن، تا ۷ سال زمان، بودجه و کار نیاز است و معمولا از حوزه تولید خارج کردن آن، بسیار زمان بر و پر هزینه است. یک چاه نفت شیل، را میتوان در شش ماه، عملیاتی کرد و در صورت لزوم از خط تولید بدون هزینه خارج و دوباره در موقع نیاز و بهبود بازار، آن را بر گرداند. این هم، دلیل دیگری است که چرا شیل نفتی‌، این چنین اهمیت استراتژیکی برای کنترل و تثبیت بازار نفت و گاز دارد. از طرفی‌ شیل نفتی‌ تقریبا در تمام پوسته زمین و همه کشورها وجود دارد و میزان آن چند صد برابر ذخائر نفت و گاز معمولی‌ دنیا است، ولی‌ تکنولوژی استفاده از آن، فعلا منحصر به آمریکا است. ولی‌ به سرعت و به زودی، کشورهای دیگر دنیا مانند روسیه، چین، فرانسه و...در حال بومی کردن آن میباشند، و در آنزمان، متاسفانه تولید نفت و گاز شیل نفتی‌، به صورت وحشتناکی‌ به ضرر تولید نفت اوپک افزایش خواهد یافت. (4281818) (alef-11)
 
United States
۱۳۹۶-۰۲-۰۵ ۱۹:۴۱:۵۶
البته هزینه نفت شیل بسیار بالاتره و به ازای هر بشکه بیش از 40 دلار باید خرج کنند (4284105) (alef-11)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۰۴ ۲۳:۲۳:۱۰
نوبسنده محترم نفت و گاز را در یک تراز قراردادند. بایستی گفت در دهه های آیند از ارزش استراتژیک نفت کاهش میابد ولی ارزش جهانی گاز روز بروز در حال افزایش است. بدلایل مختلف . اگه نویسنده مقاله حاضر باشن میتوان در اینباره یک مناطره علمی بگذاریم. (4282473) (alef-11)
 
کارمند نفتی
۱۳۹۶-۰۲-۰۵ ۰۳:۰۴:۵۹
آقای زنگنه هر دستاوردی که داشته باشه مهمترینش در حوزه منابع انسانی وزارت خونه خودش بوده که باعث میشه از حدود نیم میلیون رای کارکنان نفتی البته با احتساب خانواده های ایشان که بیشتر هم خواهد بود آقای روحانی کمتر از پنج درصد رای خواهد داشت و این تنها به یمن و برکت الطاف وزیر محترم در حق کارکنان خدوم وزارت نفت خصوصا مناطق عملیاتی است.
وزیر خسته نباشی !!!
تیشه بر ریشه میزنی عزیز
نتیجه را خواهی دید .... (4282637) (alef-11)
 
Germany
۱۳۹۶-۰۲-۰۵ ۱۵:۰۵:۴۲
کرررررررررسنت؟؟؟چییییییییسی شد (4283597) (alef-13)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۲-۱۴ ۱۰:۵۵:۰۲
توهم توطئه (4311415) (alef-11)
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
 
 
امروز
ديروز
هفته
 
 
 
 
 
 
امروز
ديروز
هفته