توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 472048
سلام بر «علی البدل»های شورا!
بخش تعاملی الف - مهدی نورمحمدزاده - تبریز
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۰۵:۳۷


شاید هنوز هم هستند کسانی که انتخابات شوراهای شهر و روستا را یک شوخی می دانند و معتقدند که برگزاری اولین دوره انتخابات شوراها در سال 1377 یک خطای سیاسی بود که هزینه های زیادی را بر مردم و نظام تحمیل کرد.به باور آنها «شوراها» هم مانند برخی دیگر از ظرفیت های مغفول قانون اساسی، هنوز شرایط تحقق تام در جامعه ما را ندارد و از این رو است که کارکردها و نتایج چندان مثبتی هم تاکنون نداشته است!

صرفنظر از رد یا تایید این نظر، باید پذیرفت که نظام اسلامی ما برپایه رای و خواست مردم شکل گرفته است و لذا نظر و رای مردم در همه شئون اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی و حتی مدیریتی جامعه، نه صرفا به عنوان یک تاکتیک بلکه به عنوان استراتژی و آرمان حقیقی نظام اسلامی، همیشه و در همه شرایط باید مورد توجه قرار گیرد. بی شک این فرآیند مردمی شدن امور، تبعات و نتایجی بعضا عجیب و غریب هم خواهد داشت، که گریزی از آن نیست. طبیعی است که تحقق مردم سالاری تبعاتی هم دارد، شاید یک روز، صورت زیبا و سیرت طنازانه رای بیاورد و روز دیگر جذبه ریش و هیبت تسبیح! دوره ای، اقبال با مستقل ها باشد و دوره ای دیگر بخت یار نامزدهای گروهی و حزبی.به هر حال باید تن داد به قواعد دموکراسی، که گفته اند: «شتر سواری دولا دولا نمی شه!».

موی دماغ!

«انتخاب شهردار و تصویب بودجه» مهمترین وظیفه شوراها در نگاه اکثریت جامعه ما است. بنا به علل مختلف که البته عملکرد ضعیف و حداقلی شوراها در دوره های گذشته هم در آن دخیل بوده، تصور اشتباهی در جامعه ما شکل گرفته و جایگاه قانونی شوراهای شهر و روستا را به شدت تنزل داده است. از طرفی دولتمردان هم کم و بیش موافق این تعریف حداقلی از اختیارات شوراها هستند و زیاد دوست ندارند که شوراها با ورود به مسایل کلان شهری و روستایی موی دماغ آنها شوند و برایشان خط و نشان بکشند!

اما علی رغم برخی ابهامات، اصول قانون اساسی، اعضای شوراها را در همه شئون مدیریت شهری دخیل می داند و حتی وظیفه دولتمردان را در هماهنگی با برنامه ها و سیاست های مدیریتی شوراها گوشزد می کند. روندی که متاسفانه در سال های اخیر تقریبا برعکس شده است! شوراهای شهر و روستا در نگاه غالب دولتمردان ما (تقریبا در همه دولت ها) چیزی جز یک جمع پاستوریزه و خنثی نیست که صرفا تعیین شهردار و دهیار و تصویب بودجه را عهده دار هستند و نباید به دیگر مسایل مهم و حساس شهری و استانی بپردازند! شاید به همین خاطر است که دولتمردان حتی علی رغم دعوت های مکرر، معمولا در جلسات شورا حاضر نمی شوند و الزامی در پاسخگویی به نمایندگان مردم برای خود نمی بینند!

از طرفی اعضای شوراها هم از منظر دانش و تجربه مدیریت و برنامه ریزی، ریسک پذیری و نقادی های دقیق و شجاعانه و تعیین تاکتیک ها و استراتژی های مدیریت کلان شهری، عموما استعدادهای متوسط و حتی پایین تر هستند که آشنایی کافی و عمیق با جایگاه قانونی خود و نیازها و مشکلات واقعی شهر ندارند و لذا در ارائه راه حل های دقیق علمی و عملی نیز توفیق چندانی پیدا نمی کنند. همین عدم توانمندی به مرور باعث شده است که اعضای شوراها نه در بدنه دولت و نه در نزد مردم و رسانه ها و نه در مجامع تخصصی و علمی چندان جدی گرفته نشوند، مگر در مجالس ترحیم که حضورشان تسلای خاطر بازماندگان است و اسباب چرب زبانی و وقت کشی عشرخوان هایی که قرائت صحیح چند آیه قرآن را هم بلد نیستند!

جعبه سیاه!

مهندس ها؟ دکترها؟ رزمنده ها؟ هنرمندها؟ ورزشکارها؟ یا... واقعا به چه کسانی باید رای داد؟!

این سئوال مهمی است که همیشه یکی دو ماه مانده به انتخابات در فکر و بیان ما جولان می دهد. جواب صحیح گزینه «هیچکدام» است! البته خدای ناکرده منظور بنده رای ندادن نیست! بلکه منظور این است که مثل همیشه گرفتار دوگانه ها و چندگانه های  بی معنا و تصنعی چون «متخصص یا متعهد؟»،«اصلاح طلب یا اصول گرا؟» و... نشویم و معیارمان فقط یک چیز باشد، آن هم فقط «کارآمدی». اما کارآمدی چیست و شناخت آن چگونه محقق می شود؟!

متاسفانه باید قبول کنیم که در جوامع شهری و روستایی ما فعالیت های مردم نهاد در زمینه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، محیط زیست و حتی مطبوعات و رسانه به قدر کافی رونق نگرفته و در نتیجه نوعی غفلت و بی خبری از ظرفیت های بومی و منطقه ای را باعث شده است. اگر این فعالیت ها به شکل مردمی و پر مخاطب وجود می داشتند، جامعه خود به خود استعدادها و افراد کارآمدش را در طول سال ها فعالیت حرفه ای می شناخت و دیگر لازم نبود دم انتخابات، کاندیداها برای اثبات کارآمدی و تخصص خود قسم حضرت عباس بخورند!

مثلا فرض کنید تلویزیون استانی ما در طول چهار سال گذشته به جای برنامه سفارشی و بی محتوای «تبریزیم»، برنامه ای جدی برای نقد و بررسی مسایل و مشکلات شهری تبریز برگزار می کرد و از همه کارشناسان و مدعیان برای حضور در برنامه و ارائه نظرات کارشناسی خود دعوت می نمود.حالا بعد چهار سال، من مخاطب لااقل شناختی اجمالی از کارشناسان متعدد شهر در حوزه های اجتماعی،فرهنگی و عمرانی داشتم و در میدان رای این قدر دست بسته و حیران نمی ماندم!

جامعه پویا، جامعه ای است که مکانیزم های غربالگری طبیعی و عادلانه در همه زمینه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد و در طول زمان استعدادهای نهفته در گوشه کنار خود را آشکار می کند. و الا همه می دانند که با زل زدن به عکس های فتوشاپی حضرات کاندیداها و شنیدن وعده و وعیدهای افسانه ای آن ها نمی توان کارآمدی آنها را تشخیص داد و بهشان رای داد! تازه بماند که اصلا برخی از افراد کارآمد و توانمند به خاطر گمنام بودن در سطح جامعه، امکان ثبت نام یا فرصت موفقیت در ماراتن انتخابات را پیدا نمی کنند!

نظام اسلامی باید سازوکارهایی را طراحی و اجرا کند که افراد کارآمد و شایسته جامعه به تدریج در سطح جامعه مطرح و شناخته شوند تا افکار عمومی جامعه در موعد انتخابات، نگاه «جعبه سیاه» به کاندیداها نداشته باشد و بلکه با یک دید روشن و واقع بینانه به سراغ کاندیداها برود.

کارآمدی مورد بحث، جامع همه صفات لازم برای نمایندگی هم هست.کاندیدای کارآمد لزوما پاکدست و متعهد است و یقینا صاحب تخصصی مهم و به درد بخور در مدیریت شهر و روستا، حالا گیرم دکتر باشد یا مهندس، رزمنده هشتاد ماه جبهه باشد یا هنرمند ریش پروفسوری، چپ باشد یا راست، واقعا مهم هم نیست، آخر حل معضل حاشیه نشینی تبریز چه دخلی به چپ و راست بودن دارد؟!

آناهیتا!

سریال طنز نوروزی «علی البدل»، انصافا نکته ها و اشارات خوب سیاسی و اجتماعی هم داشت. نمایش آفات سادگی و سکوت مردم، فرجام حضور شخصیت های طماع و صاحب نفوذ در مناصب نمایندگی و از همه مهمتر فعالیت و افشاگری یک عضو علی البدل شورای روستا که هیچ اصل و نسب و مال و منالی هم نداشت و همیشه در حاشیه قدرت بود! علی البدل علی رغم همه مشکلات و مانع تراشی ها، بالاخره با نیت و خدمت صادقانه خود توانست مردم را از خیانت اعضای شورا آگاه کند و فصل دیگری در سرنوشت روستایش رقم بزند.

«علی البدل»های پاک و دوست داشتنی همیشه بوده اند و هستند، هر چند اغلب در حاشیه و دور از منصب. شاید ارتباط و دعوت عاشقانه ای لازم است که آنها دوباره فعال و پرشور شوند و نسبت به جامعه خود احساس تکلیف کنند. «آناهیتا» که نماد آب و پاکی و نگهبان چشمه ها است، به عنوان دانشجویی پر انرژی و مطالبه گر وارد روستا می شود و ارتباط عاشقانه او با علی البدل صادق و درحاشیه، اتفاق مبارکی است که روستا را از شر طمع و خیانت دو خان در ظاهر با هم رقیب و در باطن باهم رفیق، نجات می دهد.این اتفاق مبارک می تواند تکرار شود.

شاید هنوز هم فرصتی باشد برای شناساندن و رای دادن به «علی البدل»ها، به آنها که پشت شان به اشراف سیاسی و اقتصادی گرم نیست و خلق و خوی روستایی دارند، آنها که در برابر زورمندان و حاکمان لکنت ندارند و نمایندگی مردم را سکوی پرش به منافع حقیر و پست دنیوی خود نمی دانند.باید بگردیم دنبال علی البدل ها، اگر به آبادی و رونق شهر و روستای خود می اندیشیم و  اگر مهر و عشق آناهیتا در چشم های ما هم سوسو می زند!
 
کلمات کلیدی : مهدی نورمحمدزاده
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
 
 
امروز
ديروز
هفته
 
 
 
 
 
 
امروز
ديروز
هفته