نظر منتشر شده
۵۰
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 149119
گزارشی از کارگاه:
استعمار زدائی از درس " تاریخ و فلسفه علم"
حامد صفایی پور*، 29 فروردین91
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۲۳
من برای شرکت در (کارگروه) کارگاه پنج روزه ی "استعمارزدائی از برنامه آموزشی درس تاریخ و فلسفه علم"،(1)  با جمعی از کارشناسان فلسفه علم و سیاست گزاری علم از ۲۴ مارس تا یک آوریل ۲۰۱۲ (۶ تا ۱۱ فروردین ۱۳۹۱) به مالزی رفتم. این کارگاه حاصل دغدغه جمعی از افراد هم دغدغه در کشورهای مالزی و پاکستان و هند و ایران و ترکیه است.

همراهان ایرانی من در این سفر:آقای دکتر صداقت( استاد فلسفه علم دانشگاه امیر کبیر)، آقای دکتر حمیدی و دکتر مجید پور ( پژوهشگران سیاست گذاری علم و فناوری دانشگاه wkujd شریف)،حجه الاسلام دکتر خسروپناه (رییس موسسه حکمت و فلسفه ایران)، آقای دکتر نوروزی (داتشجوی دکتری فلسفه علم)، آقای دکتر دوستدار(رئیس مرکز مطالعات و همکاری های عملی بین المللی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)، خانم رویا کیانفر (کارشناس و مترجم مرکز مطالعات و همکاری های عملی بین المللی) و خانم دکتر قهرمانی (استاد آموزش زبان انگلیسی دانشگاه الزهرا(س)) بودند.
هدف عملیاتی این کارگاه تعیین سرفصل های دوره آموزشی ضد استعماری تاریخ و فلسفه علم بود.

استاد محوری کارگاه های این پنج روز آقای پرفسور سی.کی راجو (C.K.Raju)بود. دانشمندی هندی با دانش و نوشته های انقلابی در فیزیک، ریاضیات، تاریخ و فلسفه علم، کامپیوتر، اخلاق، و علم و دین... و به واقع، نو آورانه ای در تلقی ما از حساب، زمان و ... فلسفه علم بود. پیام اساسی همه مطالبی که راجو تدریس
او دقیق خوانده بود و ما طوطی وار خوانده بودیم. او منابع اصلی را خوانده بود و ما منابع درجه دو. او خودش شخصا فرمول های نیوتن و کپلر را محاسبه کرده بود و با آنها قدم به قدم پیش رفته بود و ما مثل همان ماستی که عرض کردم، همه را بی نقادی پذیرفته بودیم.
کرد این بود که چگونه ذهن ما درباره دانش غربی قفل شده و مبادی آن را مسلم می انگارد. هدف عمده سیاسی و اجتماعی راجو مبارزه با امپریالیسم علمی مستقر در نهادهای دانشگاهی کشورهای غیر غربی است.

راجو به تازگی با نمایش یک اشتباه در محاسبات ریاضیاتی انیشتین و چالش در مفهوم زمان از نظر انیشتین جایزه ای را از آکادمی علم Telesio - Galileiکسب کرده است. (یک گزارش خبری) راجو با ارایه شواهدی از سرقت های علمی خدای علم در قرن بیستم خبر می دهد و با طرح نمونه هائی از آزمونهای معرفتی و بررسی تاثیر نظریات انیشتین بر هیلبرت و هاوکینگ دعاوی خود را تقویت می کند. ( بررسی دعاوی او نیازمند دانش فیزیک کافی است.)

راجو می گوید دنیای غرب با ثروت و قدرت خود علم غلط خود را با نام صدق به خورد مردمان می دهد. خلاصه دعاوی او درباره انیشتین، هیلبرت و هاوکینگ را می توانید اینجا ببینید. راجو در چند نوشته برخی خطاها و اشتباهات مرکز سرن(CERN) را نیز نشان داده و انتقادهای تندی را به اهداف و گزارش های علمی این مرکز ابراز داشته است. راجو در شوخی های دوستانه، وقتی از او پرسیدیم نظر او درباره سای-بابا-مردی که در هند ادعای خدایی می کرده است-چیست؟ گفت: انیشتین سای-بابای دوران جدید است. او تلمیحی می زد به واژه ی : ساینس-بابا!
راجو در این کارگاه سه دسته ادعا مطرح نمود. ادعاهای انقلابی تاریخی؛ ادعاهای متافیزیکی، ادعاهای سیاسی و ضد استعماری.

حرف اساسی او درباره تاریخ علم غربی این بود:
علم غربی مبتنی بر برخی دروغ های بزرگ تاریخی است. راجو ادعا می کند اقلیدس و بطلمیوس وجود نداشته اند. کپلر، ستاره شناسی که گالیله به یافته او استناد می کرد، کور بوده است. راجو برای اثبات وجود بطلمیوس یک جایزه ده هزار رینگتی (واحد پول مالزی، معادل حدود سه هزار و سیصد دلاری) تعیین کرده است.

علم غربی بر ساخته از متافیزیک کلیسایی است. او میان کلیسا و مسیحیت تفاوت قایل است.
علم نیوتنی علم خوبی نیست. علم نیوتنی ابدا اصل موضوعی (Axiomatic) نیست. بلکه با روش اصل موضوع توجیه شده چون به نفع ساختن یک منطق یقینی برای علم –منطق کلی- و در نهایت غربی سازی جهان است.و ...

اکنون ممکن است گمان کنید ما-با این همه اعوان و انصار- رفته ایم آنجا و مثل ماست نشسته ایم و تنها سرمان را در برابر این دعاوی تکان دهنده تکان داده ایم! ابدا! ما یک معرکه ی فکری را تجربه کردیم! یقه ی هم دیگر را گرفتیم و بگو و مگو های بسیار نمودیم و البته در نهایت، آقای راجو را برای دلیری اندیشه هایش تحسین نمودیم اگر چه با همه دعاوی او همراه نشدیم و نقدهای جدی ای را خصوصا در بخشهای فلسفی دعاوی
راجو می گوید دنیای غرب با ثروت و قدرت خود علم غلط خود را با نام صدق به خورد مردمان می دهد. خلاصه دعاوی او درباره انیشتین، هیلبرت و هاوکینگ را می توانید اینجا ببینید
او وارد دانستیم.

نکته مهم این بود که او دقیق خوانده بود و ما طوطی وار خوانده بودیم. او منابع اصلی را خوانده بود و ما منابع درجه دو. او خودش شخصا فرمول های نیوتن و کپلر را محاسبه کرده بود و با آنها قدم به قدم پیش رفته بود و ما مثل همان ماستی که عرض کردم، همه را بی نقادی پذیرفته بودیم.

در بحث های تاریخی ما غالبا مغلوب بودیم. و نتیجه که راجو از این بحث ها می گرفت این بود که غرب سکه همه افتخارات بشر را، برای تحقیر ما، همه چیز را به نام خود ضرب زده است.

از نظر فلسفی راجو عقاید جالبی داشت که مخالفت ما با او در این بخش بیشتر و عیان تر بود.

- به معنای سنتی ابدا رئالیست نبود.
- مشکلی با مسئله تعیین ناقص(ایجاب ناپذیری/under-determination) نظریات علمی نداشت.
- تجربه گرایی فربه ای داشت، و ما را بارها یاد هیوم می انداخت! یک هیوم در قرن ۲۱!
- نشان می داد که بر اساس تعریف پاپر از علم، طالع بینی(Astrology) هم می تواند یک علم باشد.
- صدق درونی ریاضیات پیش فرض روش آکسیوماتیک است.
- وحدت منطق مبنای یقینی دانستن روش قیاسی است.
- بی اندازه نسبت به تواضع در ادعا های متافیزیکی حساس بود! مثل هیوم!
...
راجو به لحاظ فردی:
بسیار متواضع بود.
حاضر بود تا پاسی از صبح با تو بحث کند به شرط اینکه یک پارچ آب کنارش باشد.
با اسمها با تو بحث نمی کرد.
دلایل را بررسی می کرد.
نظر تو را می پرسید.
تحت هژومنی و کسی نبود.
و بدش می آمد بگویی: حرف شما با مقاله فلانی مطابق است، یا مخالف است.
در گفتگو روش سقراطی داشت.

لاف نمی زد. جزم اندیش و دگم نبود اما بحث که می کرد جدی حرف می زد.
دین خاصی هم نداشت. اما با دین تو مخالفت تیزی نمی کرد، غالبا در پی سازگار دیدن دین با اندیشه هایش بود.

از آنجا که مهمترین هدف سیاسی زندگی او استعمار زدایی از دانش و مبارزه با امپریالیسم علمی بود. از اینرو بر جنبه های سلبی نظریه اش بیش از ایجابی تاکید می کرد. بررسی کامل و دقیق دعاوی او تمرکز و وقت گذاری بیشتری می طلبد و قرار بر آن شده است تا در ایران از گروه هائی برای بررسی کارهای او دعوت به عمل آید. راجو در خرداد ماه امسال(۱۳۹۱) به ایران می آید. او قرار است در کارگاهی یک هفته ای علم حساب ساده و غیر پیچیده جدیدی را بیاموزد.

*دانشجوی دکترای فلسفه علم دانشگاه تربیت مدرس
Share/Save/Bookmark
 
United States
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۱:۰۸:۳۴
توصیف‌های «مثل ماست» و «طوطی‌وار» را - هر چند خود نویسنده به کار برده است - به کار نمی‌برم تا توهین تلقی نشود. فقط می‌پرسم چنین جمع آشفته و چنین فرد مرعوبی را بر چه اساسی و با چه ملاکی نماینده‌ی جامعه‌ی علمی کشورمان کردند و به این کارگروه فرستادند؟
مهم‌تر از این، هر روز هزاران کارگروه در اقصای بلاد برگزار می‌شود، از کجا تشخیص دادند کارگروهی که یک‌نفر یک‌تنه با یک پارچ آب و مدعایی به گستره‌ی از فیزیک تا ریاضیات و از ریاضیات تا فلسفه و از فلسفه تا تاریخ و از تاریخ تا جامعه‌شناسی علم و جامعه‌شناسی استعمار برگزار می‌کند لازم یا حتی مفید است که چنین قشونی بکشند و آنجا بروند و بنشینند و بشنوند و ترس‌خورده برگردند؟
این‌ها جز حاصل انتخاب نابخردانه‌ی امثال خسروپناه به ریاست مهم‌ترین مرکز فکری این کشور است؟ (744347) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۴۲:۴۶
اول اینکه این راجو دعاوی اش را جاهای مختلف مطرح کرده و مورد توجه قرار گرفته و جایزه گرفته
در ثانی به اینجای متن توجه نکردید که:

اکنون ممکن است گمان کنید ما-با این همه اعوان و انصار- رفته ایم آنجا و مثل ماست نشسته ایم و تنها سرمان را در برابر این دعاوی تکان دهنده تکان داده ایم! ابدا! ما یک معرکه ی فکری را تجربه کردیم! یقه ی هم دیگر را گرفتیم و بگو و مگو های بسیار نمودیم و البته در نهایت، آقای راجو را برای دلیری اندیشه هایش تحسین نمودیم اگر چه با همه دعاوی او همراه نشدیم و نقدهای جدی ای را خصوصا در بخشهای فلسفی دعاوی او وارد دانستیم"

حداقل یک بار متن را درست بخوانید تا متوجه شوید (744963) (moderator21)
 
United States
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۰۰:۱۶:۱۴
از توصیه‌ی شما ممنون. باز هم متن را خواندم.
۱. این که کسی حرفش را طرح کرده باشد و کسانی به او جایزه داده باشند و توجه کرده باشند، برای مفید یا لازم دانستن کارگروهی که برگزار می‌کند کافی است؟ اگر چنین است لطفا تمام انجمن حکمت و فلسفه را بفرستید پای درس آقای علی‌اکبری انرژی‌درمانی یا دیوید کاپرفیلد شعبده‌باز.
۲. همین بخش که نقل کردید، دلیل کافی برای مرعوب بودن و تلاش و دست و پا زدن نسبتا صادقانه‌ی نویسنده در پوشاندن این رعب نیست؟ دست کم به گمان من هست. (745537) (moderator21)
 
حمید
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۰۱:۲۵:۴۰
دوست عزیز
تاریخ علم پر است از نظریات جنجالی و پاسخ های جنجالی به آنها. همواره هم زمان بهترین داور بوده است. بد نبود کمی از بگو مگو های فلسفی که انجام گرفته است می نوشتید. قطعا این برای خوانندگان علاقمند به فلسفه و تاریخ علم سودمندتر بود تا توصیفاتی که مثل مریدی متحیر و دهان باز مانده ارائه کرده اید، البته اگر اساسا بحث جدی ای درگرفته است. (745594) (moderator21)
 
حسین
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۰۲:۱۳:۱۳
فقط دکتر عباسی.
http://www.598.ir/fa/news/49757 (745640) (moderator21)
 
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۰۲:۱۵:۲۳
آیت الله وحید خراسانی:
در روز قیامت که یوم الحسره و روز افسوس و پشیمانی است، همه آنها که مسیری جز مسیر اهل بیت را برگزیدند، انگشت ندامت خواهند گزید و آرزو می کنند که ای کاش از مدت عمر خود برای خدمت به آستان ائمه طاهرین به خصوص مادر مظلومه شان بهره می بردند. (745641) (moderator21)
 
حبیب
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۲۲:۳۳:۱۲
نویسنده در این نوشته اذعان داشته که ما همه دعاوی او را نپذیرفتیم. اذعان داشته ادعای او تکان دهنده اند. اذعان داشته که باید در ایران مورد بررسی قرار گیرند.
نمی دانم چرا شما اینقدر با تحکم و پیش فرض صحبت می کنید؟
چرا فکر می کنید شما دانشمندید و دیگران جهال زمانه؟

بعد هم مقدمات قیاسات خود را به انتصاب مدیر فعلی انجمن حکمت و غلسفه متصل می کنید؟
این همه قدرت در قضاوت را از کجا آورده اید؟ (747212) (moderator18)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۱:۴۹:۱۲
دوست عزیز محاسبات ارشمیدس و سقراط و سایرین نتیجه تلاش و سعی و خطا و شب بیداریها و تفکراتشان بوده.اصولا"این قصه بافی ها که علم غربی ها از ماورا هست زاییده ذهن مشوش پروفسور هست.بسیاری از دانشمندانقبل از مسیح بوده اند.در ضمن پس محاسبات خارزمی و بیرونی و ابن سینا هم که مبنای ریاضیات و نجوم مدرن هست مخدوش است چون آنهم بر اساس دانشمندان یونانی است.اساسا"علم ریضی و فیزیک از یونان است و ایرانیان سابقه ای در این علوم نداشته اند.بجز اندی چون برزویه طبیب نامی نمی یابید.سعی و خطا یا استفاده از تلاشهای دانشمندان قبلی را به حساب چیز دیگر نگذارید و لطفا"علم و تاریخ آنرا که زاییده کل تلاشهای بشری است با حرفهای بی خودی مخدوش نکنید.همین دانشمندان هندی در سطوح بالای آمریکا و غرب مشغول کارند. (744422) (moderator18)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۰۰:۳۲
متاسفانه پیام اصلی این یادداشت توسط دوستی که در بالا کامنت گذاشته اند دریافت نشده و بحث را به جاهای حاشیه ای کشانده اند
به نظرم بحث اصلی این یادداشت اینه که خیلی از چیزهایی که ما به علت هژمونی علم غربی بی چون و چرا قبول کرده ایم قابل پرسش مجدد و باز اندیشی است. متاسفانه بسیاری از محققان ما بدون اینکه ربط منطقی یک قضیه را پیگیر باشند به علت نام نظریه پرداز آن نظریه یا قضیه ،دربست می پذیرند.
مثلا در علوم اجتماعی بسیاری از نظریاتی که برای تحلیل جامعه ایرانی استفاده می شود ربطی به تاریخ و فرهنگ و سنت ما ندارد و استفاده از این نظریات اوضاع مغشوش ما را بدتر می کند. (744890) (moderator21)
 
محسن
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۴۷:۵۸
نظر منو چرا منتشر نکردید نکنه فکر کردید منم کامل نخوندم یا فکر کردید کامل خوندم و مطلبم براتون گرونه پخشش کنید!؟ (744973) (moderator21)
 
صادق
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۱۱:۳۸
فرض بفرمایید من الان می خواهم یک خانه یا پل یا هواپیما بسازم . جناب اقای راجو یا جناب آقای نویسنده علم. شما علمی غیر از علم غربی به من ارائه دهید تا من بتوانم به کارم برسم. علمی که دروغ نباشد. علمی که دانشمند اش وجود داشته باشد و کور و کر هم نباشد. چون در حال حاضر علمی سراسر دروغ و غلط و خاک بر سر به نام علم غربی تا حدود زیادی کار مردم را راه می اندازد . امیدوارم علم شما که سرشار از راستی و درستی صداقت است ( و نه زاییده ذهن یک آدم متوهم که معلوم نیست و کی هست و چه کاره هست و چون چیزی به نفع شما و بر ضد غرب گفته اسمش را مطرح می نمایید.) بتواند غوغا کند. اما تا زمانی که به اندازه یک انگشتدانه نتوانسته اید حرف جدید ارائه دهید خواهش دارم ادعا ننمایید. (744912) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۳۴:۳۷
مفید بودن علم با حقیقی بودن علم تفاوت دارد. علم مدرن مفید است اما چون حقیقی نیست باعث اغتشاش در عالم است. کارها را آسانتر می کند اما انسان را از خود بیگانه می کند. محیط زیست را آلوده می کند و هزار بلای دیگر سر انسان می آورد. برای یک قسمت از زندگی خوب است اما ده قسمت دیگر از زندگی انسانی را به گند می کشد. (744949) (moderator21)
 
عمو
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۲۱:۰۶:۱۱
معنی علم و تکنیک رو بدجوری با هم قاطی کردید. شما بدون فرمول های فیزیک هم میتونید قایق بسازید. (747130) (moderator18)
 
بیسمارک
۱۳۹۱-۰۲-۰۱ ۲۳:۰۴:۰۲
هواپیما؟
خوبی صادق جان؟ فلسفه علم، هستی شناسی، معرفت شناسی، روش شناسی موضوعات پایه ای و بنیادین اند. ما راجع به بال و سوخت هواپیما حرف نمیزنیم!
سوال اینه: چه چیزی هست؟ چطور میشه شناختش؟ چطور بدونیم اصلا میشه چیزی رو شناخت یا نه؟ با چه روشی میشه این کار رو کرد؟ چه چیزی علمه و چه چیزی علم نیست؟ و...
استدلال شما همونیه که مسعود رجوی به آقای موسوی بجنوردی تو زندان شاه داد:مارکسیسم علم است مثل فیزیک، فیزیک لسلامی و غیر اسلامی نداریم مارکسیسم هم همینطور، قواعدش همه گیره، اسلام یو غیر اسلامی نداره!!!
این آخر برخورد سطحی و ساده انگارانه با علوم اجتماعی و "فلسفه علم" محسوب میشه و مقایسه غلط اون با علوم دقیقه است.
سوالی که تابحال جواب درستی بهش ندادند اینه که: مگر لاک، اسمیت، مارکس، یا حتی هابرماس قرن بیستمی، نظراتشون رو برای همه جهان و همه تاریخ میدند؟
خود این دانشمندان و نظراتشون محصول محیط اجتماعی ای هستند که توش زندگی کردند.
نسخه جهانی وجود نداره، زمان ومکان همه چیز رو محدود میکنه(حتی محیط خانوادگی و خصوصیات فردی هم دخیله که تو روانشناسی اجتماعی و سیاسی بررسی میشه).
نسخه جهانی البته فقط در جهان بینی دینی قابل طرح و بررسیه. (749446) (moderator18)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۷:۲۸:۰۵
اصل پیوند دانش به ارزش ربطی به راجو نداره. شما یه مقدار آرای مکتب فرانکفورت، فوکو، ادوارد سعید و ... را در مورد مساله علم بخونی متوجه می شوی که راجو حرف جدیدی نزده. اولین انتقادها به علم غربی توسط خود غربی ها صورت گرفته.
متاسفانه مشکل اینه که تو کشور ما در باره تحولات علم در دنیا خیلی صحبت نمیشه و تلقی دانشجویان ما از علم قرن نوزدهمی(پوزیتیویستی) است (745018) (moderator21)
 
Latvia
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۲:۲۰:۱۲
از كجا معلوم درست مي گه؟ هر كس كه با غرب دشمن باشد كه درست نمي گويد . اصل كار نتيجه علمشان است كه معلوم است . اگر اينشتين درست نمي گفت الان نيروگاه بوشهر كار نمي كرد! (744497) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۵۴:۰۴
اصل پیوند دانش به ارزش ربطی به راجو نداره. شما یه مقدار آرای مکتب فرانکفورت، فوکو، ادوارد سعید و ... را در مورد مساله علم بخونی متوجه می شوی که راجو حرف جدیدی نزده. اولین انتقادها به علم غربی توسط خود غربی ها صورت گرفته. (744984) (moderator21)
 
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۷:۱۵:۱۰
مگه کار میکنه؟ !!!!!!! (745006) (moderator21)
 
United States
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۲:۲۲:۰۲
چطورممکنه ایرانیان اززمان مادها تاپایان دوره ساسانیان سابقه ای درعلوم ریاضی نداشته باشند؟یادتان نرودکه عربها همه کتابخانه های بزرگ رابه فرمان عمراتش زدند اماتک وتوک اثاری که ازخرابه های ساخته قبل ازاسلام مانده نشان ازتبحرایرانیان در علوم ریاضی وفیزیک درقبل ازاسلام هست. (744503) (moderator18)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۰۸:۱۸
دوست عزیز با یک مطالعه کوتاه می توانید بفهمید علم بشری تا رونسانس چندان پیشرفته نبوده.و سرعت علم بشر از آن زمان به بعد بصورت توانی بوده است.و اینکه ایرانیان و اکثر مردم جهان علوم ریاضی و فیزیک و شیمی (کیمیا گری)زیادی نداشته اند البته یونانیان پیشتاز علوم بوده اند.مطمئنا"در ایران هم کسانی بوده اند که علاقمند به علم بوده اند اما سطح علمی در هیچ کجای جهان به یونان نمی رسیده.خوب اگر هست بگید.مگر خط چند سال پیش اختراع شده؟توقع دارید بگیم ایرانیان زمان حضرت موسی قوانین کپلرو کشف کرده بودند؟ (744901) (moderator21)
 
United States
۱۳۹۱-۰۱-۳۱ ۱۵:۴۸:۵۹
این که مسلمانان دشمن علم بودند و کتابخانه ها را آتش زدند و لابد اسکندر وحشی این کار را نکرد یک دروغ بچه گانه است که در زمان قدرت یافتن فراماسونی و بهاییت در ایران جار زده شد . (748105) (moderator21)
 
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۲:۴۴:۰۳
پولهای کشور هزینه می شود که آقایان و خانمهائی، در چارچوب هدف نابود کردن علوم باصطلاح غربی (بخصوص علوم انسانی)، بروند ترهاتی این چنین، احتمالاً آمیخته با چند واقعیت نه چندان مهم تاریخی، را بشنوند و با نیت مبارزه با امپریالیسم فرهنگی به اطلاع دیگران برسانند که ایهاالناس خبر ندارید چه کلاهی سرتان رفته است. افسوس و هزار افسوس. مبارزۀ دن کیشوتی با علم و اندیشه تا کجا؟ معلوم نیست صداقت دن کیشوت هم وجود دارد یا نه...آیا این دردناک نیست که دانشجویان و استادانی از این کشور بروند و با مار یک هندی افسون شوند؟ (744562) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۴۰:۱۳
به اینجای متن دقت کنید:
"
اکنون ممکن است گمان کنید ما-با این همه اعوان و انصار- رفته ایم آنجا و مثل ماست نشسته ایم و تنها سرمان را در برابر این دعاوی تکان دهنده تکان داده ایم! ابدا! ما یک معرکه ی فکری را تجربه کردیم! یقه ی هم دیگر را گرفتیم و بگو و مگو های بسیار نمودیم و البته در نهایت، آقای راجو را برای دلیری اندیشه هایش تحسین نمودیم اگر چه با همه دعاوی او همراه نشدیم و نقدهای جدی ای را خصوصا در بخشهای فلسفی دعاوی وارد دانستیم"

اگر دین ندارید لا اقل آدم باشید:) (744956) (moderator21)
 
امیر
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۱۹:۳۷:۲۶
دوست عزیز مثل اینکه شما همین یک پاراگراف رو خوندین! سراسر مقاله نشان دهنده افسون شدن آقایان هست! با یک پاراگراف نمیشه بقیه متن رو پاک کرد! مثل این میمونه که من یک ساعت برای تو تحلیل و استدلال بیارم که فلان تصمیم رو بگیر ولی در آخر یک جمله بگم که: «ولی هر طور دوست داری تصمیم بگیر!» (747059) (moderator21)
 
امیر
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۱۹:۴۱:۵۷
خدا رو شکر که آن زمان که دانشمندان صنایع دفاعی و هسته ای کشور در حال تحصیل بودن اینگونه افکار و افراد جایی در تصمیمگیری در کشور نداشتن. خدا میدونه اگر اینگونه طرز فکر در کشور حاکم بشه چه آینده ای خواهیم داشت! (747062) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۵۵:۲۱
اصل پیوند دانش به ارزش ربطی به راجو نداره. شما یه مقدار آرای مکتب فرانکفورت، فوکو، ادوارد سعید و ... را در مورد مساله علم بخونی متوجه می شوی که راجو حرف جدیدی نزده. اولین انتقادها به علم غربی توسط خود غربی ها صورت گرفته.
متاسفانه مشکل اینه که تو کشور ما در باره تحولات علم در دنیا خیلی صحبت نمیشه و تلقی دانشجویان ما از علم قرن نوزدهمی(پوزیتیویستی) است. (744985) (moderator21)
 
United States
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۳:۴۴:۱۲
مگر می شود ایران ریاضیات ندانند هندسه بلد نباشند وفیزیک نخوانده باشند اما پیل الکتریکی بسازنند اینکه ابوموسی اشغری شوش را سرزمین سوخته کرد وحجاج ابن یوسف سقفی تمام کتابهای فارسی ا سوزتند تا به قول خودش ملتی را بکشد دلیل نمی شود که بگوییم ایران علم نداشت اما اینکه نویسنده با حرفهای پورپیرایی همه چیز را دروغ بخواند هم نیست اصلا علم غرب چه ربطی به استعمار دارد ؟ (744678) (moderator18)
 
علي
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۴:۲۴:۱۰
براي رشد علم در يك كشور در مرحله اول بايستي فرهنگ آن- (مطالعه و تحقيق و ارج نهادن به علم به معناي واقعي - نه به اين صورتي كه الان در دانشگاههاي ما با كپي برداري از مقالات و انواع كتابهاي ديگران آن هم بصورت ناقص موجوده يا اينكه بصورت خر خواني محض و كاملا فقط كلاسيك در ميان اكثر به اصطلاح دانشگاههاي عالي و نخبگان ما صرف نمره هاي عالي گرفتن فقط با حفظ مطالب جزوه خلاصه شده كتاب با ارائه سوالات نمونه توسط استادي كه اصلا عملا مطلب را دريافت ننموده همراه با بردن نمره ها روي نمودار و يا - تحقيقهاي كپي شده ا ز اينترنت با صرف گرفتن مبالغ هنگفت براي منافع شخصي بدون هيچ گونه نتيجه اي واقعي كه انواع مشكلات جامعه ما را حل نمايد )-در آن كشور باشد در خصوص سابقه علم بايستي اعتراف نمود چه در تاريخ معاصر و چه در تاريخ باستاني ما اسناد زيادي موجود نيست چون در تاريخ معاصر ما هميشه فرهنگ ارباب و رعييتي حاكم بوده كه تكليف مشخصه - در تاريخ باستان هم از اسمش پيداست خود تاريخ باستاني و اسطوره اي مي باشد ديگه قضاوتش با شماست فقط به آن بايستي تنها افتخار كرد درست يا غلط بودنشو بي خيال شد - نبايستي اجازه بديم فكرمون و عمرمون را با اين چيزها مشغول كرد با يستي به مسائل روز مشكلاتمان ... توجه كنيم مطالعه نماييم به خاطرآنها تلاش كنيم تا نسلهاي آينده مان در مسير پيشرفت قرار گرفته و به وجود كنوني خويش ببالند (744737) (moderator18)
 
دکتر افشین احمدپور
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۴:۵۱:۵۵
گاهی وقت ها خیلی دلم می خواد استاد مطهری رحمة الله علیه زنده بود و این حرف های عجیب رو می شنید. جای ایشان خیلی خالیه و بعید می دونم تا قرن ها کسی بیاد که بتونه جایگزین این مرد بزرگ و اهل اندیشه بشه. (744786) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۵:۴۳:۱۴
لینگ گزارش خبری مربوط به یک آکادمی در مجارستان است که چندان نام شناخته شده ای نیست.لینک دعاوی عمدتا تاریخ علم نسبیت است که ادعا کرده نظریه نسبیت قبل از انیشتین کشف شده و وی به دروغ به خود نسبت داده است.البته با توجه به تاریخ نگاری دقیق آن زمان به همراه عکس های دانشمندان ،بسیار بعید به نظر می رسد چنین نظری درست باشد و گرنه سایر فیزیکدانان آن دوره اعتراض می کردند.
ضمن آنکه در جستجوی اینترنتی، در ایران عمده مباحث ایشان بر روی اسلامی کردن علوم دانشگاهی و مقابله با فرهنگ غربی است.اگر قرار بر زیر سوال بردن علوم دانشمندان غربی باشد،آنها نیز متقابلا منکر دانشمندان اسلامی خواهند شد که در نهایت ،علم به صحنه نبردهای متعصبانه ایدئولوژیک تبدیل خواهد شد. (744887) (moderator21)
 
راجوي اصلي
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۲۶:۰۵
راجو و حامد عزيزم

علم غربي غلط نيست
علم غربي عيني و صادق است اما بي اخلاق و بي معنويت است
بمب اتم و انباشت سرمايه واقعيت دارد اما بد و پلشت است
مرگ و مير آفريقا از گرسنگي است و اگر مرگ و مير مردم لندن از پرخوري است دليلش اين است که مي دانند اما اخلاق ندارند

مسيحا نفسي مي خواهد تا به علم غربي روح عدالت و معنويت علوي را بدمد و دانش و دانشمند را حياتي دوباره بخشد
تنها در اين صورت است که نه آفريقايي از گرسنگي خواهد مرد و نه لندني از پرخوري و بدمستي (744935) (moderator21)
 
کیوان سپانلو
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۶:۴۶:۴۲
من یک کتاب در زمینه تاریخ علم ترجمه کرده ام و در آنجا نویسنده که خود غربی بوده در بسیاری از موارد از دانشمندان و فیلسوفان مسلمان مثل خیام و خوارزمی تمجید کرده و بارها بیان کرده که بسیاری از پیشرفتهای کنونی مدیون زحمات آنهاست منتهی از آنجایی که کشورهای مسلمان نشین در چند قرن اخیر دچار یک نوع رکود علمی شده اند و تمام اختراعات و ابداعات در غرب صورت می گیرد به جای این که خودمان را با این حقیقت که باید در جستجوی علم باشیم قانع کنیم دنبال تخریب دانشمندان و دستاوردهای آنها هستیم و اصلا" جنبه انصاف را رعایت نمی کنیم. (744971) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۷:۰۰:۰۱
تخریب دانشمندان با نقد علمی تفاوت دارد. به نظرم کاری که راجو کرده باز اندیشی در مفروضات پذیرفته شده دانشمندان قبلی است. اصلا همین باز اندیشی هاست که به قول کوهن انقلاب های علمی را پدید می آورد و علم را یک قدم جلو می برد. انقلابهایی که مثلا کپلر،نیوتون،انتیشتن و... در فیزیک صورت دادند و در بعضی مفروضات قبلی ان قلت آوردند.
راه پیشرفت علمی نه تقلید که باز اندیشی عالمانه است . همان کاری که راجو کرده است. (744992) (moderator21)
 
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۷:۱۲:۵۹
با توجه به متن نگاشته شده ووسعت علمی نسبت داده شده به اقای راجو انتظار میرود ایشان باید انقلابی در فیزیک بوجود اورده باشند ولی تا انجا که من اطلاع دارم (شاید اطلاعات من کم باشد ) از ایشان مقاله یا مطلبی در سطح انقلاب علمی نخوانده ونشنیده ام. البته منکر این مطلب نیستم که ایشان ممکن است مقالات ومطالب علمی فراوانی داشته باشند ولی نه در سطحی که توانسته باشد تحولی در علم بوجود اورد. (745003) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۸:۰۷:۴۰
کسی که دانشجوی دکتری است را دکتر خطاب نمی کنند. (745068) (moderator21)
 
ابوالفضل
Canada
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۸:۱۰:۴۸
به چالش کشیدن علم غربی و ادعای کشف حقیقت، بی طرفی و عینیت گرایی چند دهه ایست که از قضا در خود غرب شروع شده است. در زمینه علوم اجتماعی که زمینه پژوهشی اینجانب است تفکرات فرااثبات گرا، مانند فراساختارگرایی، پست مدرن و پست کلونیال، همگی علوم اجتماعی غربی و ادعاهای بیطرفی و حقانیت این علم را هدف قرار داده اند. از این منظر علم نیز مانند هر پدیده ی اجتماعی دیگری سیاسی و با هدف تولید و بازتولید روابط قدرت تولید می شود.
با وجود چنین زمینه آماده ای برای وارد شدن به این بحث، در ایران علاقه چندانی برای این بحث ها وجود ندارد. اما در زمینه علوم اجتماعی، به جای درگیر شدن در بحث های تاریخی مانند روش آقای راجو، من معتقدم هدف نخست چنین بحثی باید شناساندن پیامدهای سیاسی علم غربی باشد. (745070) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۸:۱۲:۱۲
این چه غربی است که این همه پیشرفت علمی- تکننولوژیک را بر روی یک سری نظریه های غلط و یا نظریاتی که اصلا وجود نداشته بنا کرده است. (745073) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۱۹:۴۳:۱۱
مفید بودن علم با حقیقی بودن علم تفاوت دارد. علم مدرن مفید است اما چون حقیقی نیست باعث اغتشاش در عالم است. کارها را آسانتر می کند اما انسان را از خود بیگانه می کند. محیط زیست را آلوده می کند و هزار بلای دیگر سر انسان می آورد. برای یک قسمت از زندگی خوب است اما ده قسمت دیگر از زندگی انسانی را به گند می کشد. (745205) (moderator21)
 
United States
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۲۳:۳۸:۰۷
دانشگاه wkujd شریف

ظاهرا این حررف های انگلیسی این وسط غلط تایپی است
برش دارید (745495) (moderator21)
 
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۰۲:۲۰:۴۵
به کی‌بردتان نگاه کنید، دابلیو روی ص است، کی روی ن، یو روی ع، جی روی ت، و دی روی ی. حواسش نبوده که حروفش فارسی نیستند، خواسته تایپ کند «صنعتی» شده این که می‌بینید. (745645) (moderator21)
 
حبیب
United States
۱۳۹۱-۰۱-۲۹ ۲۳:۴۴:۱۹
خوب این اقای راجو یه چیزی گفته. حالا باید بررسی کرد درست گفته یانه. یا حالش خوب نیست و یا آدم دقیق و باحالیه؟ نویسنده هم نگفته که با حرف های راجو همه موافق بوده اند؟ صرفا شرح ماوقع را گفته.

نه بی دلیلی حمله؟ نه بی دلیل دفاع؟
بیایید فرزندان دلیل باشیم. (745502) (moderator21)
 
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۰۱:۴۵:۴۷
خودتان را بکشید هم علم همان است که غربی‌ها می گویند. راجو و خواجو و بقیه جوها هم جمع شوند یک نقطه ازش نمی توانند کم کنند. این جوری نمی تواند علم ایدئولوژیک درست کنید! فیزیک اسلامی هم نه وجود دارد نه قابل ایجاد است. دانشجوی محترم دکترای فلسفه ما وقتش را تلف کرد و عمرش را به باد داد که پای منبر کسی به نام راجو نشست. (745609) (moderator21)
 
کمال الدین
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۰۲:۱۲:۴۵
علم و عقلانیت در شرق میانه، طی سده ها بود که رو به زوال نهاده بود حدود صد سال پیش بود که با پیدا شدن سر و کله غربیان، آن هم با چهره امپریالیسم و استعمار تازه فهمیدیم که وضعمان خراب است

برای جبران کاستی ها و تغیییر وضع موجود، به جای آنکه خود بنای خردی بگذاریم شروع کردیم به مبارزه با چیزی که اسمش را گذاشتیم: علم غربی.

بی آنکه خودمان مبنا و اساسی برای خرد انسانی گذاشته باشیم اکنون در یک مورد عالمیم و آن نقد علم غربی است حتی ابایی هم نداریم که در مسیر نقد علم غربی از ابزارهایی استفاده کنیم که همین علم غربی در اختیار ما می گذارد!!!

نتیجه این می شود که این روزها انبوه به اصطلاح سنت مداران ما با هدف نقد مدرنیته، پست مدرن می شوند!!! یا حتی شنیده می شود که ملاصدرا هم غربزده بوده(!) و یا دستار نائینی به اومانیسم آلوده!

عقل و به تبع آن علم همیشه ناقص است اما در حال نوزایی است تا دنیا دنیاست تا انسان انسان هست همین علم ناقص بشری با نقد انسانی مسیر طبیعی تکاملی خود را طی خواهد کرد این نقدها هم در چهارچوب علمی در جریان خواهد بود

اما بعید می دانم بار این مسافران غرب ستیز و در عین حال غرب زده مالزی به سرمنزل مقصود برسد.

گمان می کنم نه علم غربی داریم نه علم اسلامی. ما هم از یک جایی باید شروع کنیم به آموختن علم و حکمت نزد هرکس و در هرکجا که باشد. (745639) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۰۴:۵۸:۳۲
اینکه تاریخ و فلسفه علم را بررسی کنیم و نکاتی را که تابه حال بررسی نشده یا به شکل اریب به آن توجه شده مورد تدقیق قرار دهیم امری بسیار پسندیده است. اما اگر تجزیه و تحلیلمان مبتنی بر پيش داوری و ناشی از عقده های خود کم بینی یا خود بزرگ بینی باشد ره به سامان نمی برد (745679) (moderator21)
 
حامد صفایی پور
۱۳۹۱-۰۱-۳۰ ۱۶:۱۱:۰۷
من شخصا به خاطر موضوع معتدل و عقلانی سایت الف در مواجهه با مسایل کشور از مخاطبان همیشگی این سایت بوده ام، افسوس که عملکرد مدیران میانی آن به اعتبار و شان یک سایت در ابعاد ملی وثاقت آن ضربه می زنند.

سایت الف در دو نوبت، دو نوشته سایت پیشانی (www.pishani.ir) را بدون اطلاع منتشر نمود و حتی توضیحات نویسنده را در پاسخ به انتقادهای خوانندگان با سلیقه خود ویرایش کرد.

در نوبت قبل(91.1.17) وقتی از طریق دوستان از انتشار مطلب "در کتاب زبان ما چه کسی حسود است؟" مطلع شدم، نسبت به تصویر انتخابی برای مطلبم که باعث سوء تعبیر و بدفهمی درباره آن شده بود، در کامنتی دوستانه تذکر دادم. اما متاسفانه سایت الف همین اندک نقد مرا درباره عدم تناسب تصویر با متن بر نتافت و از توضیح ارایه شده حذف کرد و جالب اینکه توضیح سانسور شده را در ادامه مطلب منتشر نمود(!).
روش سانسور الف هم چنین نبود که کلماتی را بردارد و به جای آن چند نقطه یا {...} بگذارد، بلکه با کمال خونسردی سه جمله مرا برداشت و یک جمله به جایش نوشت(!).

بار دوم، ( 91.1.29) سایت الف اقدام به انتشار گزارش من از کنفرانس استعمارزدایی از برنامه درسی فلسفه علم، مالزی نمود و من باز از طریق دوستان از اتتشار آن مطلع شدم. اگر سایت الف طی یک نامه الکترونیکی می خواست تا گزارش وزین و دقیق تری را درباره گزارش سفرم تقدیم کنم، به یقین این کار را می کردم و از این فرصت استفاده می کردم، اما بنده این گزارش را اصلا مناسب انتشار در ابعاد ملی نمی دانستم و از این بابت عملکرد این سایت مرا به شگفتی وا می دارد.

اینبار نیز سایت الف بر اساس سلیقه خود عنوان مطلب را به "استعمار زدائی از برنامه درسی ... به "استعمار زدایی از درس" تغییر داد و تاریخ انتشار این مطلب را که 15 فروردین بود، 29 فروردین نوشت. (746796) (moderator21)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۱-۳۱ ۱۳:۵۱:۴۸
1. اولا که ببینید همین یه ذره بودجه علمی مملکت به دست کیا میدن که باهاش برن مالزی!! تا پای بحث استاد راجو!! بشینن. این گروه که از اساتید و علما و فضلا تشکیل شده حتی بعضی هاشون (شاید هم همشون) زبان انگلیسی بلد نبودن که مجبور شدن مترجم و استاد زبان با خودشون ببرن/ فکر کنم همین مطلب نشون میده این گروه تو چه سطحی هستند.
2. "دانشمندی هندی با دانش و نوشته های انقلابی در فیزیک، ریاضیات، تاریخ و فلسفه علم، کامپیوتر، اخلاق، و علم و دین..." ؟!!!!!!
3."راجو در چند نوشته برخی خطاها و اشتباهات مرکز سرن(CERN) را نیز نشان داده و انتقادهای تندی را به اهداف و گزارش های علمی این مرکز ابراز داشته است." خداوکیلی من میخوام بدونم که این آقای راجو و بقیه شرکت کنندگان در این کارگاه اصلا کوچکترین درکی از عظمت کارایی که تو سرن انجام میشه، میتونن داشته باشن؟!! (اونایی که کار و رشتشون اینه (من هم جزئشون)نهایتا یه یه بخشی از کارای اونجا رو میفهمند و میتونن پیگیری کنن) آقای راجو اشتباه محاسباتی از سرن گرفته؟!!! به به (747940) (moderator21)
 
حامد صفایی پور
۱۳۹۱-۰۲-۰۱ ۱۲:۳۱:۳۱
با سلام خدمت کاربرات فرهیخته سایت الف
من نویسنده این گزارش هستم. تعهد به حقیقت مرا بر آن می دارد تا نکاتی را در توضیح این مطلب منتشر شده عرض کنم.

1: همانطور که گفته ام ، بهتر بود سایت الف از من گزارش دقیقتری طلب می کرد تا بنده آن را جهت درج در یک سایت در ابعاد ملی تقدیم کنم. در گزارش فعلی بیشتر موارد و احساس های شخصی گزارشگر مندرج است، چون آن را برای سایت شخصی ام مهیا نمودم و بار علمی آن قدرت و وجاهت زیادی ندارد. اگر این اتفاق می افتاد من گزارش دقیقتری را درباره چالش ها و نقدهای مطرح شده درباره کار راجو ارایه می دادم. البته این پرونده هنوز برای من و کل تیم ایرانی باز است و هنوز همه قضاوت های ما به فرجام نرسیده است.

2: گزارش یک موضوع غیر از تایید آن است. به نظر من منتقدان گرامی به این نکته توجه ندارند. اینکه راجو صاحب تالیفاتی در موضوعات تاریخ علم، فیزیک زمان و غیره است نه دلیلی بر درستی دعاوی او ست و نه دلیلی بر مرعوب شدن گزارشگر.

3: این سایت راجو است:

http://ckraju.net/

فهرست آثار منتشر شده او و برخی مقالات او قابل دسترسی است، می توانید مشاهده بفرمایید و در نقد آنها بکوشید . و در روشن شدن چهره حقیقت کمک کنید. واقعا کمک کنید و نقدهای معرفتی خود را برایمان بفرستید: safaeipour@yahoo.com

4: ما جهت بررسی کار راجو به مالزی رفتیم. آیا دوستان می فرمایند باید قبل از شنیدن صحبتهای او درباره او قضاوت می کردیم و نمی رفتیم؟!
البته دید کلی ای درباره او داشتیم. و از کارهای او مطلع بودیم. اما نیاز بود در یک گفتگوی جدی به ابعاد نظرات او و قدرت و حدت آنها آگاه شویم. اکنون نیز قرار است با چند کار ساده و دعوت از استادان تخصصی به نقد کار او بپردازیم.

5: وقتی با دیدی کلی و نقادانه به کلیه نقدهای وارد شده بر این نوشته نگاه می کنم چند نکته دستگیرم می شود:
یک: راجو راست می گوید که گاهی ما به دلایلی غیر معرفتی تحت سیطره و هژمونی یک فکر قرار می گیریم. این حرف هم حرف تازه ای نیست به قول برخی کامنت ها، مکتب فرانکفورتی ها و فوکو و فرایبند این ها را با شواهد بسیار نشان داده اند.
دو: ما ها اهل شنیدن نیستیم. حتی فیلسوفان آزادی بخش ما گاهی اهل شنیدن نیستند. اگر مرتجعین تعصب ورزند و مدام بر حرفی بتازند ملالی نیست. عجیب تاختن آزادی طلبان و طرفداران ازاداندیشی بر دعاوی معرفتی مخالفان است.
اینکه ما زبان انگلیسی بلد بوده ایم یا نه ، حجه الاسلام دکتر خسروپناه بانی این برنامه بوده یانه؟ ، . ... چیزهایی نیست که کسی بتواند درباره آنها بر اساس این گزارش حرفی بزند و قضاوت قاطعی داشته باشد. (748861) (moderator18)
 
۱۳۹۱-۰۲-۰۳ ۱۳:۲۶:۳۴
جناب آقای صفایی پور
متاسفانه در سالهای اخیر به حدی بر شمار نوابیغ علمی که با طرح ادعاهای بزرگ همچون تصحیح نظریه نسبیت و نظریه کوانتم، کشف تناقض در این نظریه‌ها و رد آنها و امثالهم سعی در خودنمایی و کلاه برداری کرده اند، افزوده شده است و چنان بر تعداد مروجان شبه‌علم اضافه شده است، که با خواندن مطلب جنابعالی و تعریفها و تمجیدهای شما از آقای راجو که یحتمل از هژمونی جناب ایشان بر شما نشات میگیرد، اولین چیزی که به ذهن هر مخاطب خطور میکند این است که جناب راجو نیز در زمره‌ی این افراد است (بنده با نگاه به بعضی از آثار ایشان به یقین رسیدم که هست). روش علم به خصوص علم فیزیک همچنان روش جناب گالیله است و تصحیح نظریه و غیره نیازمند ارائه دلیل آزمایشگاه پسند است و نه تخیل و نظریه بافی! بنابراین اگر مخاطب شما با توجه به قسمتهایی از سخنان شما مبنی بر معرفی شخصیت علمی آقای راجو وادعاهای ایشان دچار سلب اعتماد گشته و به همان شکل در مورد بقیه صحبتهای ایشان و همچنین جایگاه علمی گروه شما و اهداف سفرتان قصاوت کند، جای تعجب نیست. (751275) (moderator18)
 
United States
۱۳۹۱-۰۲-۰۳ ۰۸:۲۷:۱۴
جناب آقای صفایی‌پور
خوشحالم که خود شما وارد بحث شدید. ما در متن شما نه با یک بحث معرفتی، که با گزارشی از یک مجموعه اعمال، تصمیمات و البته مدعاها مواجه هستیم. شما اعمال، تصمیم‌ها و نیز مدعاهای خودتان، همراهانتان و آقای راجو را گزارش کرده‌اید. من خواننده - خصوصا وقتی صحبت از «استعمارزدایی از برنامه‌ی درسی تاریخ و فلسفه‌ی علم» است، حق دارم دغدغه‌ی این را داشته باشم که شما که هستید، چه می‌کنید و کجا می‌روید. غیرمعرفتی بودن این دغدغه‌ها حقی را از من و مسئولیتی را از شما سلب نمی‌کند.
سوال آشکار من این بود که از بین بسیاری برنامه‌ها که به برنامه‌ریزی این دو درس مربوط است و برگزار می‌شود، چه شد که راجو شانس این را یافت که محل توجه شما واقع شود؟ یا شاید شما (گروه شما) در تمام برنامه‌های این‌چنین شرکت می‌کنید و ما بی‌خبر مانده‌ایم؟
این انتخاب شما بر اساس سیطره‌ی هژمونی‌ای به مراتب خردتر و کم‌رنگ‌تر و غیرقابل‌اعتناتر نبوده است؟ یا مثلا بر اساس میل غیرعقلایی به گریز از هژمونی به هر قیمت؟
شما می‌گویید راجو منابع اصلی را خوانده بود و شما دست دوم، او تک‌تک محاسبات دانشمندان را خود چک کرده بود (نقل به مضمون)، این‌ها را از کجا فهمیدید؟ شما در مالزی یا تهران فرصت، منابع و مهارت کافی را داشتید تا محاسبات نیوتن و هیوگنس و لایبنیتز (اینشتین پیش‌کش) را چک کنید و مطمئن شوید مدعای راجو درست است؟
شما می‌گویید راجو برخی اشتباهات و خطاهای مرکز سرن را گوشزد کرده است. مگر «مرکز» نام کوچک و «سرن» نام خانوادگی کسی است؟ در مرکز سرن محققان بسیاری فعالیت می‌کنند و کار هر کس به خود او مربوط است. راجو اگر خطایی از مقاله‌ی کسی گرفته است، می‌تواند نام او را ببرد و خود مقاله‌ای در این باره - به دور از حواشی و مدعاهای کلی - بنویسد، این اتفاق در آن هژمونی خبیث که از آن می‌گریزید هر روز رخ می‌دهد و نام غیرتخصصیش - که بهتر از من می‌دانید - روند طبیعی رشد علم است.
نیز کسی از بانی بودن خسروپناه در مورد این برنامه چیزی نگفته است. صحبت از روندی است که با حضور او و امثال او بر مراکز تصمیم‌گیری علم و دانش این کشور مسیطر شده و بی‌مهار به جلو می‌پردازد.
سخن کوتاه کنم، بحث ما بر سر مبانی معرفتی راجو و مانند او نیست، که به وقت و به جای خود اگر ارزشی داشته باشند - حتی اگر ما هم نکنیم - دیگران به بررسی آن خواهند پرداخت. بحث بر سر این است که آیا برای برنامه‌ریزی درس فلسفه‌ی علم کسی به شنیدن حرف‌های همان به قول شما هژمونی وقعی می‌نهد؟ یا هزینه‌ی سفر و اقامت و کارگاه شما را می‌پردازد؟ یا آنجا دیگر نیازی به شنیدن و نقد معرفتی نیست؟
صحبت از پیوند قدرت در نظام آموزشی ایران با گرایش به گریز از مرکزهای علم است، پیوندی که از دیدگاه تاریخ و جامعه‌شناسی علم می‌تواند برای نهال نیمه جان و نیمه جوان علم در کشورمان خطرناک و مهلک باشد.
با احترام
و در انتظار پاسخی درخور و دور از کنایه‌هایی چون مرتجع و آزاداندیش و امثالهم ‍

پ ن: آیا آکادمی Telesio - Galilei جز جایی است که به هر کس که فریادی عجیب‌تر بکشد توجه بیشتری می‌کند؟ اعتبار علمی این آکادمی و جایگاه «آکادمی‍»‍کش چه اندازه است؟ شما که نام این آکادمی را می‌آورید و بی هیچ توضیحی می‌گذرید، طوری که انگار نهادی مانند جایزه‌ی نوبل یا مدال فیلدز است، پروای این ندارید که این طور نام بردن بدون صحبت از ماهیت این نهاد شترمرغ سیرت، خدای‌ناکرده اغفال و اغوای من خواننده‌ی کم‌اطلاع یا اعتمادکننده به شما باشد؟ (750855) (moderator21)
 
حامد صفایی پور
۱۳۹۱-۰۲-۰۳ ۱۴:۳۸:۰۶
دوست گرامی از پاسخ خواندنی شما سپاسگزارم.

بنده چندبار در نوشته ام گفته ام که گزارشگر ادعاهای راجو، نه تایید کننده صدق آنها بوده ام. اذعان داشته ام که برای نمونه در مورد دعاوی تاریخی او نه من، و نه هیچ یک از اعضای تیم صلاحیت ابراز نظر نداشتیم، -بجز اینکه به راجو می گفتیم اینکه چه کسی فلان کار را در تاریخ کرده است، ربطی به موضوع معرفت شناسی علمی ندارد- تیم ما پیش از سفر در چندین نوبت از افراد خبره در زمینه تاریخ علم استمداد یاری نمود، که متاسفانه موفق نبود. حتی برخی از ایشان در ایران نیز حاضر به گفتگو و بررسی گفته ها-یا مغالطات او- نبودند.

درباره جایزه بنیاد گالیله صرف گزارش موضوع مورد نظر من بوده است و مسلم است که تایید صحت و سقم و اعتبار آن در مرتبه دوم باید موضوع بررسی باشد. من از اساس برای برانگیختن افراد دقیقی چون شما این گزارش را در سایت شخصی ام نوشتم.

من به طور کاملا اتفاقی در معرض شرکت در این همایش قرار گرفتم و با میل شخصی در این همایش شرکت نمودم.
نوع پرداخت ویژه راجو به موضوعات و دانش علمی او-حداقل در حد قابل قبولی در ریاضیات و فیزیک- برایمان جالب می نمود. نمی دانم کامنت های تشویقی بزرگان علم و فلسفه را - برای نمونه دیراک و پوپر - درباره راجو در سایت اش دیده اید یا نه؟ من اصل را بر درستی آنها می گیرم .مگر اینکه خلافش ثابت شود و تا کتاب مهم او را درباره مفهوم جدیدی از زمان در فیزیک و فلسفه نخوانم و با استادان کارکشته کوانتوم مکانیک در میان نگذارم، اصل را بر بی وجاهتی و دروغگویی راجو قرار نمی دهم. (نسخه پی دی اف این کتاب را دارم)


ممکن است بفرمایید حالا چرا راجو از میان این همه متفکر انتخاب شده است و بودجه دولتی ...، توضیح این نکته بر عهده نقشه جامع علمی کشور و مدیران امر است(!). و من دراینباره اصل سئوال شما را بجا و قابل توجه می دانم. منتها شخصا در مقام یک دانشجوی فلسفه علم مفید می دانستم که نسخه بومی و نوع اندیشیدن این متفکر هندی را در نسبت با این موضوع بدانم.

اجازه دهید اکنون، کمی هم از تاثیرات مثبت ما بر روی راجو و بیشتر از آن، افراد همدلی که از کشورهای دیگر با او شرکت کرده بودند برایتان بگویم.
شاید با این توضیحات قدری واقعیت عمل و مناسبات ما روشن تر شود.

موضع ما در بحث های فلسفی راجو موضعی سخت و انتقادی بود. در تیم ما، من و به طور خاص بنده و جناب آقای دکتر صداقت -که دانش اموخته دکتری فلسفه تحلیلی از IPM- و هم اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه امیر کبیر است از موضع رئالیسم علمی بر راجو و دعاوی او می تاختیم. نقد ما این بود که سخن راجو و انعطاف او دربرابر انواع متافیزیک به شرط وفاق با علم -(از نظر راجو؛ علم خوب)- ملازم نوعی نسبی گرایی معرفت شناختی است.

دکتر صداقت در گفتگوهای دوستانه می گفت: راجو یک هیوم زنده است. و همانطور که گفتم مشکلات عدیده ای همچون ایجاب ناپذیری(underdetermination) نظریات علمی را با قائل شدن به تواضع در ادعاهای متافیزیکی رد و فسخ می کرد و مشل اساسی ای به حساب نمی آورد.

راجو از این بحث ها تا حدودی می گریخت. از اتفاق نقد آقای خسروپناه نیز به راجو این بود که تاریخیگری و تلقی پست پوزیتویستی (کوهنی) از علم، او را از دغدغه صدق دور نگه داشته و وجه توصیفی نظریات او بیش از تجویزی و موضوع صدق و کذب ذر اندیشه او شده است.

در ایران نیز این اشتباه بزرگ وجود دارد که با برخی تقریر ها از علم دینی ریشه باور به رئالیسم علمی و حتی فلسفی زده می شود.

بنده در این گزارش اورده بودم که راجو از میان همه متفکران اسلامی تنها غزالی را می شناخت و او را سمبل تفکر اسلامی می دانست. (متاسفانه در تلخیص الف حذف شده است.)
راجو در برابر دیدگاه هایی که درباره انها چیزی نمی دانست درخواست منبع برای مطالعه بیشتر می کرد و ما کتاب مبادی فلسفه صدرا - foundations of Molla Sadra Philosophy دکتر اکبریان ، انتشارات اسپرینگر را به او معرفی نمودیم. (کتاب دیگری هم به انگلیسی در شرح نظریات صدرا نمی شناختیم)

در پایان این کارگروه 5 روزه، عمر فاروق، هیئت علمی ژاپونی دانشگاه البخاری در جمع بندی خود از مباحثات راجو -( توجه کنید حتی خود دانشگاه البخاری نیز صد در صد با اندیشه های راجو همراه نبود-) به برخی از دوستان نقاد و پرسشگر تیم ایرانی لقب " tiger" را داد!

و راجو در امضا یادگاری خود برایم نوشت: keep asking your questions

دغدغه های صدق شما بجاست. ما نیز امیدواریم با طرح شتابزده مسایل چهره حقیقت را مخدوش نکنیم اما راجو نیز باید به اندازه همه اندیشمندان از تعمت داشتن مخالفان منصف و خبره برخوردار نمود چراکه به نظر من، شایستگی آن را داشت. (751393) (moderator18)
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
 
 
 
 
امروز
ديروز
هفته
 
 
 
 
 
امروز
ديروز
هفته