۳۴
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 65986
پرخاشگری - بحثی پیرامون انتخابات در ایران
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۰
علیرضا بازارگان نویسنده وبلاگ "وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً" در مطلبی تحت عنوان: "پرخاشگری - بحثی پیرامون انتخابات در ایران" نوشت:



مقدمه:

پرخاشگری عمل آگاهانه ای است که با هدف وارد کردن صدمه -جسمی و یا روانی- انجام می گیرد و ممکن است بدنی یا کلامی باشد.



به طور کلی روانشناسان پرخاشگری را -چه جسمی چه روانی- به دو دسته تقسیم می کنند:



1. پرخاشگری خصمانه: یعنی عملی پرخاشگرانه که از احساس خشم نامش می شود و هدف آن، درد و رنج است. این نوع پرخاشگری، هدف دیگری جز ایجاد صدمه ندارد.



2. پرخاشگری وسیله ای: در پرخاشگری وسیله ای، قصد و نیت آسیب رساندن رسیدن به هدفی مشخص است. یعنی آسیب رسانی به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفی غیر از ایجاد درد و رنج صورت می گیرد.



برای مثال در بازی فوتبال، بازیکن دفاع برای ناکام گذاشتن مهاجم تیم مقابل و ممانعت از حرکت توپ امکان دارد به پرخاشگری وسیله ای روی آورد و به بازیکن حریف ضربه و صدمه وارد کند.



توانایی "پرخاشگری" در تمام بشرها به صورت غریزی موجود است. ولیکن بروز این حس منحصرا غریزی نیست. بلکه رویدادها موقعیتی و اجتماعی و همچنین رفتارهای اخلاقی شخصی می تواند در بروز یا عدم بروز رفتار پرخاشگرانه نقش داشته باشد.



شرایط خاص:

در حوادث پس از انتخابات متوجه شدم که ایرانیان گرچه به طور کلی و در شرایط عادی پرخاشگر نمی باشند، ولیکن در شرایط اجتماعی و سیاسی به خصوص، رفتار پرخاشگرانه ی غیر قابل قبولی از خود نشان می دهند.



توجه شود که منظور من از رفتار پرخاشگرانه، پرخاش جسمی نیست. بلکه بنده معتقدم که در ماه های اخیر، پرخاش روانی و کلامی در جامعه ی ایرانیان در سرتاسر جهان بی داد می کند، و پرخاش جسمی در مقابل حجم پرخاش روانی و کلامی مشاهده شده ناچیز می باشد.



منظور از پرخاش کلامی و روانی، اتهام های تند و استفاده از کلماتی مانند "منافق"، "دیکتاتور"، "مزدور"، "جائر"، "وحشی"، "معاویه"، "یزید"، "فتنه گر" و غیره می باشد. به راستی ایرانیان نشان دادند که در شرایط به خصوص اجتماعی و سیاسی، تبدیل به افرادی پرخاشگر می شوند.



چه متعدد اند خانواده ها و دوستی های قدیمی که در ماه های اخیر پرخاشگری به آن ها امان نداد.



تجزیه و تحلیل علل و عوامل پرخاشگر شدن ایرانی ها در شرایط پیش آمده بحثی بسیار مهم می باشد که متاسفانه به آن پرداخته نشده است. بنده از تجربه ی شخصی خودم می گویم که ایرانی ها در شرایط عادی بسیار افرادی صلح طلب و غیر پرخاشگر می باشند. پس چه طور می شود که در شرایط خاص، این گونه پرخاشگرانه عمل می کنند؟



یادآور می شوم که پرخاشگری ایرانی در این شرایط، به نظر بنده "خصمانه" نیست، بلکه از نوع "وسیله ای" می باشد.



علل روانی پرخاشگری:

در اینجا به صورت اجمالی به دلایل اجتماعی بروز پرخاشگری اشاره می شود. این دلایل به صورت عمومی در دنیای روانشناختی پذیرفته می باشند و امکان دارد در جوامع مختلف و شرایط مختلف، به میزان کم یا زیاد تاثیر گذار باشند:



1. تسلط: هنگامی که بادامه ی مغز یک انسان -که از لحاظ عصبی خواستگاه پرخاش است- در حضور انسانی که از او ضعیف تر است تحریک شود، انسان از خود پرخاش نشان می دهد و حمله ور می شود. ولیکن اگر بادامه ی مغز در حضور انسانی قوی تر که بر انسان تسلط دارد تحریک شود، انسان حمله ور نشده و پا به فرار خواهد گذاشت. پس: موجودی که به ضعف دشمن اطمینان داشته باشد در حین تحریک شدن رو به پرخاشگری می آورد.



2. درد و ناراحتی: درد و ناراحتی پیش درآمدهای پرخاشگری هستند. اگر موجودی درد و رنج احساس کند احتمال روی آوردن او به پرخاشگری افزایش می یابد. عموما دردهای روحی و روانی و جسمی عامل پرخاشگری می باشند ولیکن به همین ترتیب حتی عواملی ظاهرا جزئی مانند گرما و آلودگی هوا و بوی نامطبوع ممکن است آستانه ی رفتار پرخاشگرانه را پایین آورد. به عنوان مثال امروزه طبق آمار، ثابت شده است که هر چه در روز هوا گرم تر باشد، احتمال وقوع جرائم خشونت آمیز افزایش می یابد. واضح است که اگر چیزی به کوچکی گرم بودن هوا می تواند آستانه ی پرخاشگری را کاهش دهد، درد و رنج های عمیق تر تاثیر قوی تری خواهند داشت.



3. ناکامی: مهم ترین عامل در ایجاد پرخاشگری از میان همه ی موقیت های ملال انگیز، "ناکامی" است. ناکامی به معنای بازماندن از هدف است. پرخاشگری هنگامی که هدف نزدیک است و در راه پیشرفت فرد به سوی آن، مانعی ایجاد می شود، افزایش می یابد. همچنین هنگامی که مانع ایجاد شده غیر منتظره باشید یا وقتی که نامشروع به نظر رسد، باز هم ناکامی افزایش می یابد.

ناکامی از محرومیت نسبی نشات می گیرد؛ یعنی احساس این که فرد کمتر از حد استحقاق خود از امتیازی برخوردار است و کمتر از آنچه انتظار می رود نصیبش شده است.



4. محرک: محرک پرخاشگرانه به شیئ یا فرد یا هر چیزی گفته می شود که پاسخ پرخاشگرانه را تشویق می کند. صرف بودن محرک، احتمال پرخاش را افزایش می دهد. به عنوان مثال فردی که در حضور باتوم خشمگین شود، سطح بالاتری از پرخاشگری نشان می دهد تا فردی که در حضور گل خشمگین شود. تاثیرات اجتماعی از قبیل تشویق دیگران، شعارهای گروهی، صحبت های سیاست مداران، و جو اجتماعی نیز باعث و یا مانع ایجاد پاسخ پرخاشگرانه می شود.



5. گمنامی: افراد گمنام همواره در مقایسه با کسانی که گمنام نیستند پرخاشگری بیشتری از خود نشان می دهند. به عنوان مثال افرادی که در توده ی جمعیت هستند، خصمانه تر عمل می کنند. زیرا گمنامی موجب "فردیت زدایی" است. فردیت زدایی حالتی است که در آن، خودآگاهی کاهش می یابد، نگرانی افراد نسبت به ارزشیابی اجتماعی کم می شود، و قیود مخالف انواع رفتارهای ممنوع، تضعیف می شود.



6. رسانه های همگانی: رسانه های همگانی به خصوص تلویزیون و اینترنت مجموعه ای از عوامل بسیار موثر در یادگیری اجتماعی و پرخاشگری می باشند. رابطه ی مستقیمی وجود دارد میان در معرض صحنه های خشن قرار گرفتن، و پرخاشگرانه عمل کرد. البته تماشای خشونت می تواند متعاقبا فرد را به هنگام مواججه با پرخاشگری در زندگی واقعی دچار کرختی و بی حسی کند.



در رسانه های ایرانی، بسیار متداول است که صحنه های پرخاشگرانه دیده شود. البته همان طور که در متن اشاره کرده ام، بیشتر منظور پرخاش روانی و لفظی است. شاید کمتر سریال تلویزیونی ایرانی را بتوان یافت که در آن دعوا و جیغ و جدال نباشد. سالیان طولانی قرارگیری در معرض سریال هایی که مملو از شخصیت های پرخاشگر و سلیطه می باشد، رفتار پرخاشگرانه را متداول تر کرده و گسترش می دهد.



7. جلب توجه: در شرایط پیچیده، پرخاشگری ممکن است نمایان ترین شیوه برای جلب توجه باشد. این پرخاشگری امکان دارد توسط موجود نر برای جلب توجه موجود ماده اتفاق بیافتد. چرا که نیرومند بودن نشان برتری می باشد. در شرایط اجتماعی پیچیده، این پرخاشگری شیوه ای برای اقلیت ستمدیده در جلب توجه اکثریت نیرومند باشد.



کاهش پرخاشگری:

از لحاظ روانشناختی بر خلاف تصور بسیاری از مردم، "استدلال منطقی" در کاهش پرخاشگری نقش زیادی ایفا نمی کند. آن چیزی که پرخاشگری را کاهش می دهد "متقاعد سازی" است. و متقاعد سازی با استدلال منطقی فرق زیادی دارد. تحقیقات روان شناختی نشان می دهد که استدلال محض در جلوگیری از رفتار پرخاشگرانه نقش اندکی دارد، ولیکن "احساسات" نقش تایین کننده ای ایفا می کنند.



چند راه حل برای کاهش پرخاشگری شامل این موارد می باشد.



1. تنبیه: تنبیه ممکن است موقتا در فروکش کردن پرخاشگری موثر باشد؛ اگر تنبیه خردمندانه و در شرایط محبت آمیز انجام شود، مثمر ثمر می باشد. همچنین تنبیه نمونه های پرخاشگر برای عموم جامعه موثر است. اگر توجه کودک به سرمشقی جلب شود که دچار سرنوشت نافرجامی شده باشد، در واقع از لحاظ روانی، او به طور نیابتی برای پرخاشگری خود تنبیه می شود و در نتیجه پرخاشگری وی کاهش می یابد. بخش اعظم پژوهش ها نشان می دهد که اگر پرخاشگری تنبیه نشود و یا مورد پاداش قرار گیرد، رفتار پرخاشگرانه در دیگران افزایش می یابد.

البته باید توجه کرد که تنبیه غیر عادلانه و غیر خردمندانه بی اندازه ناکام کننده است. و از آن جایی که "ناکامی" یکی از علل اصلی پرخاشگری است، در تنبیه کردن دقت زیادی نیاز است. در غیر این صورت تنبیه موقتا موثر می باشد ولیکن می تواند در بلند مدت اثر معکوس داشته باشد.



2. پاداش: پاداش دادن به رفتاری، همواره آن رفتار را گسترش می دهد. ولی علاوه بر سازنده بودن نقش پاداش، نکته ی دقیق دیگری نیز وجود دارد که خالی از لطف نیست: با توجه به علت هفتم مطرح شده در قسمت فوق، جلب توجه دلیلی برای بروز رفتار پرخاشگرانه می باشد. لذا برای عده ای، تنبیه شدن بر نادیده انگاشته شدن رجحان دارد و ممکن است تنبیه آن ها در واقع پاداشی برای آنها تلقی شود.



3. حضور الگوهای غیر پرخاشگر: وجود فرد و یا افرادی که در شرایط سخت و ملتهب کننده خویشتن دار و غیرپرخاشگرانه عمل کنند، درسی بزرگ برای دیگران است. زیرا ابراز رفتار پرخاشگرانه همانند ابراز هرگونه رفتاری، می تواند به عنوان یک اقدام همرنگی تلقی شود و همرنگی با افراد پرخاشگر، احتمال افزایش پرخاشگری را به دنبال دارد.

وقتی افراد عادی بزرگان خود را پرخاشگر می یابند، به پرخاشگر بودن روی خواهند آورد.



4. ایجاد همدلی: برای اغلب مردم، وارد آوردن درد و رنج به دیگران مشکل است، مگر این که بتوانند راهی برای "انسانیت زدایی" از قربانی خود بیابند. "انسانیت زدایی" فرآیند تلقی کردن قربانیان به عنوان موجودات غیر انسانی و دون است که سبب پایین آمدن بازداری علیه اقدامات پرخاشگرانه می شود و پرخاشگری را آسان تر و محتمل تر می سازد. با برخوردار بودن خصوصیت همدلی، ارتکاب پرخاشگری مشکل تر می شود -یعنی بین این دو ضریب همبستگی منفی وجود دارد.





5. خنثی کردن عوامل پرخاشگری: با از بین بردن عواملی مانند "ناکامی" و "درد" و "محرک ها" که موجب گسترش پرخاشگری می شوند، رفتار پرخاشگرانه کاهش می یابد. در واقع هر کدام از عوامل اجتماعی و روانی که موجب پرخاشگری می شوند را، می توان با رفتار مناسب خنثی کرده، و بدین ترتیب از پرخاشگری جلوگیری شود.





بحث روایی:

در اینجا به تعدادی از روایت هایی که در مورد پرخاشگری و خشم از زبان بزرگان دین رانده شده اند، اشاره می کنم.



پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

اَلا اِنَّ خَیرَ الرِّجالِ مَن کانَ بَطى ءَ الغَضَبِ سَریعَ الرِّضا؛

بدانید که بهترین انسان ها کسانى هستند که دیر به خشم آیند و زود راضى شوند.

نهج الفصاحه، ح 469





پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

ما تَجَرَّعَ عَبدٌ جُرعَةً اَفضَل عِندَ اللّه  مِن جُرعَةِ غَیظٍ کَظَمَها اِبتِغاءَ وَجهِ اللّه ؛

انسان هیچ جرعه اى ننوشید که نزد خدا از جرعه خشمى که براى رضاى خدا فرو خورد بهتر باشد.

نهج الفصاحه، ح 2628





امام على علیه السلام :

بِئسَ القَرینُ الغَضَبُ: یُبدِى المَعائبَ ویُدنِى الشَّرَّ وَیُباعِدُ الخَیرَ؛

خشم هم نشین بسیار بدى است: عیب ها را آشکار، بدى ها را نزدیک و خوبى ها را دور مى کند.

غررالحکم، ج3، ص 257، ح4417





امام على علیه السلام:

اَقدَرُ النّاسِ عَلَى الصَّوابِ مَن لَم یَغضَب؛

تواناترین مردم در تشخیص درست کسى است که خشمگین نشود.

غررالحکم، ج2، ص408، ح3047

(کاش می شد این جمله را با آب طلا نوشت و به تک تک انسان ها فهماند)



امام صادق علیه السلام :

لَیسَ مِنّا مَن لَم یَملِکُ نَفسَهُ عِندَ غَضَبِهِ؛

کسى که هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نیست.

کافى، ج2، ص 637، ح2

(پس خیلی ها با حضرت صادق نیستند!)



امام على علیه السلام:

لا أدَبَ مَعَ غَضَبٍ؛

با خشم، تربیت و ادب نیست .

غرر الحکم، ح 10529



امام صادق علیه السلام :

ما مِن عَبدٍ کَظَمَ غَیظا إِلاّ زادَهُ اللّه  عَزَّوَجَلَّ عِزّا فِى الدُّنیا وَالخِرَةِ؛

هیچ بنده اى خشم خود را فرو نخورد، مگر این که خداوند عزّوجلّ بر عزّت او در دنیا و آخرت افزود.

کافى، ج2، ص 110، ح5



امام على علیه السلام :

جاهِد شَهوَتَکَ وَغالِب غَضَبَکَ وَخالِف سوءَ عادَتِکَ، تَزکُ نَفسُکَ، وَیَکمُل عَقلُکَ وَتَستَکمِلُ ثَوابَ رَبِّکَ؛

با هوا و هوس خود جهاد کن، بر خشمت مسلّط شو و با عادتهاى بد خود مخالفت کن تا نفست پاکیزه شود، عقلت به کمال برسد و از پاداش پروردگارت بهره کامل ببرى.

غررالحکم، ج3، ص365، ح4760



امام على علیه‏ السلام :

خَیْرُ النّاسِ مَنْ اِنْ اُغْضِبَ حَلُمَ وَ اِنْ ظُلِمَ غَفَرَ وَ اِنْ اُسى‏ءَ اِلَیْهِ اَحْسَنَ؛

بهترین مردم کسى است که اگر او را به خشم آورند، بردبارى نماید و چنانچه به او ظلم شود، ببخشاید و چون به او بدى شود، خوبى کند.

غررالحکم، ج3، ص 430، ح 5000



حرف آخر:



در ماه های اخیر میزان پرخاشگری بسیاری از ایرانیان در سرتاسر دنیا نشان دهنده ی ضعف ما به عنوان یک ملت در زمینه ی مهار خشم خود در شرایط ناگوار و خاص است. این ضعف متوجه یک جناح سیاسی به خصوص نمی باشد و در بسیاری از هموطنان -مستقل از عقیده ی آنها- دیده می شود. آستانه ی پرخاشگری ایرانی ها پایین است.



یادم نخواهد رفت که دو روز بعد از انتخابات، عده ای از دوستان "سبز"، اسم من -که آزارم به مورچه ای نمی رسد- را از لیست دوستانشان حذف کردند! و نیز یادم نخواهد رفت که عده از دوستان "ولایی" من، بعضی از پاکترین افرادی که می شناسم را "منافق" خواندند!



از آنهایی که با باتوم بر صورت دختران و زنان مردم در خیابان کوبیدند گرفته، تا آنهایی که افرادی را به جرم ریش داشتن تا سرحد مرگ کتک زده اند، ما ایرانی ها -به عنوان یک ملت- در این امتحان ضعف شدید خود را به نمایش گذاشتیم و نشان دادیم که در زمینه ی "پرخاشگری" نیاز به آموزش و فرهنگ سازی عمیق و گسترده داریم. چرا انقدر راحت متنفر می شویم و تهمت می زنیم و پرخاش می کنیم؟



پ.ن.1: نکات روانشناختی مطلب فوق از کتاب " روانشناسی اجتماعی، الویت ارونسون، ترجمه: دکتر حسین شکرکن" استخراج شده است.



 

Share/Save/Bookmark
 


۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۳:۴۴:۱۳
خوبه شما هم گفتی منم یکی از دوستامو تو مترو ریششو با کاتر تراشیده بودن و کلی خط خطیش کرده بودن چون ریش داشت! (294759)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۳:۵۹:۳۲
کدوم مترو؟ شرمنده ولی من باور نمی کنم! اصلا امکان نداره تو اون شلوغی بسه ریش یک نفر رو بتراشی؟ (294769)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۲۸:۴۵
مترو هفت تیر راستش منم اولش باور نمی کردم ولی وقتی بیمارستان بستری شد باورم شد!
نکته جالب تر این که این بنده خدا ما باهاش فوتبال می رفتیم شاید کلا تو دو ساعت30 کلمه حرف نمی زد انقدر کم بود می خوابم بگم اصلا چیزی ،شعاری و این حرف ها نداده بود کلا انگار از قیافش خوشون نیومده بود!
عزیز من اینا که چیزی نیست زمون 18 تیر هم این اتفاق ها افتاده بود چادر از سر زن مردم کشیدونو که دیگه دیدی؟
لخت کردن مامور رو که دیدی؟
زیر کردن مأمورو که دیدی؟
کشتن مادر و دخترو که دیدی؟
... (294776)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۳۰:۵۳
یه مشت مزدور بانک اتش زن .بر سپاه و بسیج و تمام قوای نظامی و انتظامی لازم است با قدرت با این افراد برخورد شود


اغتشاگر باید به شدت سرکوب شود. (294782)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۴۳:۱۰
شرمنده من بقیه رو عکسش رو دیدم ولی این چادر کشیدن رو فیلمی چیزی هم ازش هست؟ (294790)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۵۱:۵۶
نه متاسفانه انگار این اتفاقات به صلاح نبود که منتشر بشه...
متاسفانه voa , bbc صلاح ندونستند که این فیلم ها منتشر بشه...
دوربین همسر این فرد دوربین نداشت که از هتک به زنش فیلم بگیره اگر هم داشت وای نمی ایستاد فیلم بگیره میرفت به داد زنش میرسید!
ماها از جایی هستیم که youtube نداریم بلد نیستیم فیلم آپلود کنیم ولی این حوادث تو ذهن ما می مونه و به نسل ها منتقل خواهد شد.
ماها پابرهنه ایم موبایلمون هم دوربین نداره!ولی این حوادث یادمون نمیره هیچ وقت... (294800)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۴۴:۱۴
تو هم جوگیرها این بابا میگه تراشیدن منظورش این نیست که رفته سلمونی شیش تیغش کردن که با کاتر یعنی موهای صورتشو تراشیدن!حالا می تونه یه تیکه از صورتش باشه... (294791)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۱۲:۵۶
احتمالا دوستتون از اونایی بوده که مردم رو توکوچه خیابون می زنن! پس حقش بوده.... من که حال کردم... (294775)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۲۰:۳۳
این فتوا رو شما از کجا صادر کردی؟
از کجا نتیجه گرفتی مردم رو میزنه این رفیق من داشنجو بود و کلا دستش برای دعا بالا می رفت نه زدن مردم!
کافر همه رو به کیش خود پندارد.
طبق فتوای شما ،شما هم احتمالا شما هم از اونایی بودی شیشه می شکستی و مأمور لخت می کردی؟
مشکل شما همینه تو قماش شما هر کسی هر کار زشتی می کنه میگید اون یه نفره ما تفکر غالبمون یه چیز دیگه است بعد در مورد دیگران این طور فتوا نمی دید!
من نمی دونم شمایی که به زدن افراد ریش دار افتخار می کنی چرا لیدر خودتونو خط خطی نمی کنید!
تنها اثر این کار این بود من که ریش نمی گذاشتم از اون روز ریش می ذارم! (294778)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۴۴:۵۹
ماهم از خیلی چیزها حال کردیم!

مردم انهایی بودند که 9 دی امدند ان هایی بودند که 22 بهمن امدند

یه گروهی یه جوری حرف می زنن که انگار تو ایران نیستند و بی بی سی شده ناموس انها! (294794)
 
علیرضا بازارگان
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۶:۳۵:۰۵
سلام دوست گرامی
بنده نویسنده ی وبلاگی هستم که این مطلب توسط دوستان سایت الف از آن استخراج شده.
در اصل نوشته -در خود وبلاگ- لینک مورد نظر در مورد حمله به یکی از دوستانم و کتک زدن او به دلیل ریش داشتنش گذاشته شده است.
می توانید مراجعه کنید.
با احترام
(294843)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۳:۵۳:۰۰
یکی بگه شرکت در مراسم ختم انسان زنده چه نوع رفتاری هست!؟. (294765)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۳۷:۰۴
فکر نمی کنم خشونت باشه! هست؟ (294788)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۵۳:۱۱
من فکر کنم از جنس دروغ، نیرنگ و توهمه! (294802)
 
عليرضا
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۳:۵۴:۴۹
سلام
تو هم كه از علوم انساني غربي استفاده كردي؟آخه مگه درك نميكني علوم اونا به درد ما نميخوره!
ممنونم واقعا ميگم ،لذت بردم. (294767)
 
محمد
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۶:۴۳:۴۰
کلا هر گونه علمی چه غربی چه شرقی تا وقته که بتونی دشمنت رو باهاش بکوبی خوبه ! (294850)
 
محسن
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۲۶:۳۷
سلام
میگم شما چرا همش مطالب سیاسی می زنید.
کف کردیم والا.
یکم فرهنگی اقتصادی کار کنید.
چند تا بحث در مورد مشکلات جوانان و دانشجویان و دانشگاه و ........... بزنید. (294781)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۴۴:۵۳
حل کردن این مشکلات سخت برادر ولی الآن تا بقال بی سواد سرکوچه ما هم تحلیلهای سیاسی عالی ارائه میده! البته قصد توهین به تحلیلگرهای سیاسی رو نداشتم! (294792)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۵۶:۲۵
اگه این حرف شما درست بود چرا نظرات دوتاشونو منتشر کرد می تونست فقط نظرات فرد موافق رو منتشر کنه نه هم موافق هم مخالف رو...
پس بی انصاف نباش (294803)
 
مسلمان
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۴:۵۲:۰۲
سلام به همه


من بارها گفتم می گویم .

ما پیش از انتخابات مردم را به هنجارشکنی عادت دادیم . با آن تبلیغات خیابانی و خشونت بار .

راه بسیاری از چیزها را به خیابان متصل کردیم . (294801)
 
مسلمان
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۵:۱۹:۲۲
سلام به همه

کامنت من رو هم زود زدی ساکت بشم ؟ خیلی کلکی .


یک بار بیایید راجع به نحوه تبلیغات ها بگیم . خیلی از خشونتها از آنجا شروع شد (294810)
 
مسلمان
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۵:۲۲:۲۳
سلام به همه

مشکل ریش نیست ، ریشه است .

کسی که ریشه داشته باشه با ریش و بی ریش توی خط می مونه و اهل خشونت نیست . (294812)
 
سالار
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۶:۱۸:۲۱
از سایت الف تقاضا داریم که نظر سنجی کند تا معلوم شود 1- صدا و سیما چقدر نقش تخریبی یا اصلاحی در التهابات بعد از انتخابات داشته است؟ 2- اثر مناظره به طور مجزا چقدر در التهابات بوده است. یعنی نحوه بد مناظره ها چقدر موثر بوده؟آیا فتنه از آنجا شروع نشد؟ (294834)
 
علیرضا بازارگان
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۸:۱۱:۴۵
سلام دوست گرامی
به نظرم مطلب زیر در جواب سوال شما می باشد
http://301040.blogsky.com/1388/10/09/post-437
امیدوارم مفید واقع شود.
با احترام (294897)
 
مصطفی
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۱۹:۲۴:۴۹
نظر من
1) عملکرد صدا و سیما یک طرفه بود ولی نتیجه تمام امور آرامش حاکم بر کشور پس از حدود 9 ماهه، و حضور مردم در 9 دی و 22 بهمن نتیجه تمام سیاست های اتخاذ شده در صداو سیما و ارگانهای دیگر است. چه بسا اگر بد بود، 22 بهمن گروه سبز اندک حرفی برای گفتن داشت!

2) فتنه از مناظره شروع نمیشه. فتنه و به هم ریختن اوضاع یک کشور در هرکجا نیاز به جرقه و ماده سوختنی و هوا داره (دقیقا مثل ایجاد آتش). در فتنه اخیر این مناظره ها در نقش ماده سوختنی بود (هرچند عوامل دیگه هم بود) ولی در نبود هوا (القای تقلب از 6 ماه قبل و ...) و جرقه (اعلام پیروزی موسوی در شب انتخابات و بیانیه ها و ....)این آتش روشن نمیشد.
مگر قبل از اعلام پیروزی موسوی (جرقه) هوا و ماده سوختنی وجود نداشت؟ ولی چرا آتش روشن نشد؟ چرا فتنه نشد؟
مناظره ها می تونست بهتر انجام بشه، ولی نکات مفیدی هم از توش دراومد وخیلی ها رو شناختیم... (294921)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۲۳:۱۶:۰۲
تا جایی که ما یادمونه قبل از شروع مناظره ها فائزه جون و خاتمی و رهنورد استادیوم آزادی به رئیس جمهور توهین کردند و او را کوتوله هم نامیدند، همین آقای موسوی در دانشگاه فردوسی مشهد احمدی نژاد را به دیکتاتوری و تحجر و رمالی متهم کرد. شاید فتنه از آنجا شروع شد. چون چند روز قبل از مناظره ها سبزها تو خیابونها شعار میدادن هر چی جواده، احمدی نژاده. و شعارهای زشت دیگه.
فتنه کلا برنامه ریزی شده بود، و باید فتنه می شد! خودتون رو گول نزنید! (294996)
 
مجتبی
۱۳۸۸-۱۲-۱۳ ۱۸:۵۵:۳۲
سلام
من هم تا حدودی با شما موافق هستم
میشه برای حرفتون دلیل بیارد و بگید و از فتنه چه چیز به دست آوردند
ممنون (295125)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۲ ۲۳:۱۱:۲۱
ببخشید یعنی در مقابل آتش زدن اموال دیگران و اموال دولت مامورها باید بایستن نگاه کنند و حتی از باتومشون هم استفاده نکنند؟ خب این کار رو که در روزهای متوالی و خصوصا عاشورا انجام دادند و بهشون ایراد گرفتید و به بی عرضگی متهمشون کردید!
نویسنده ی محترم مثل مطهری یکی به میخ می زنه یکی به نعل که یه وقت خدای ناکرده سبزها ناراحت نشن! (294993)
 
کامران
۱۳۸۸-۱۲-۱۳ ۰۰:۴۷:۱۲
مطلب زیبایی را نویسنده مقاله به رشته تحلیل در آورده بودند که بسیاری از مشخصات این مقاله را می توان با اصول روانشساسی فردی و اجتماعی تطبیق داد.
جای یک مقاله از اینکه چرا در جامعه ما خشونت نهادینه شده است هم لازم است که تهیه شود.
چرا در جامعه ما مردم برای بیان شعارهایشان باید مشت ها را گره کنند و شعار مرگ بر این و آن بدهند و بعنوان مثال در جامعه ای مانند سوییس مردم خواسته هایشان را روی یک پلاگارد می نویسند و به آرامی اعتراض خود را اعلام می کنند؟
بنظرم خشونت به شکلی عمیق در فرهنگ ما ریشه دوانده و نهادینه شده که باید برای آن چاره ای اندیشیده شود. (295012)
 
62
۱۳۸۸-۱۲-۱۳ ۰۶:۳۰:۱۰
به نام خدا


جمله ی: ــ استفاده ی وارونه و خلّاقانه از واژگان کودتا به جای تقلّب و کودتاچی به جای متقلّب ــ را در متن بالا به این دلیل نوشتم که سران جنبش سبز، باز هم خیلی زود، چیزهایی را به مخالفانشان و همزمان به نظام ، نسبت میدهند که از نظر بار معنایی چندان تفاوتی با واژه ی منافق و دیگر چیزهایی که مخالفانشان به آنها نسبت می دهند، ندارد.

امّا متأسفانه نتوانستم که در بسیاری از موارد کلمات را به درستی ردیف کنم و به همین دلیل از خوانندگان محترم پوزش می طلبم! (295035)
 
نصر
۱۳۸۸-۱۲-۱۴ ۱۱:۵۶:۰۵
به نام خدا

مطلب ریبایی بود و به نظر من از سر درد نوشته شده بود و باید بدان پرداخت

کامنت هایی که دوستان گذاشته اند متاسفانه نشان دهنده عمق نفوذ پرخاشگری مورد وصف نویسنده است.

تند خویی و فحاشی و غیبت و عیب جویی از رقیب گرچه در دین ما به عنوان یک رذیله و صفت بد مطرح بوده و از سوی مسلمانان بکار گرفته می شده است اما هیچگاه به عنوان یک خصلت انقلابی و مبارزاتی مورد تایید و مدح قرار نمی گرفته است

به علل و عوامل روانشناختی ایجاد و تقویت پرخاشگری باید ایدئولوژی و طرز فکر را هم افزود. مبارزه در ایران در سلهای قبل از انقلاب از ایدئولوژی مارکسیسم تاثیر فراوانی پذیرفته و همه مبارزان اعم از مارکسیست و مذهبی ، چه مذهبی موافق مارکسیسم و چه مذهبی مخالف مارکسیسم از ان متاثر شده بوده اند.


در اندیشه مارکسی تضاد نقش اساسی داشته و در تضاد مبارزه اضداد بیش از وحدت اضداد اصالت دارد . مبارزه اضداد هم با ضد بیرونی و هم ا ضد درونی اصالت داشته و خروج از این حالت برای هر مبارز نوعی تجدید نظر طلبی در اصول محسوب می شده است . نتیجه این اندیشه مبارزه یکی دو قرنه با تمدن حاصله از انقلاب صنعتی در سطح جهان و مبارزات و حذف های داخلی در اردوگاههای سوسیالیستی و حذف ها و کشتار ها و تبعید هایی است که گروه های حاکم - . و محکوم - علیه رقیب انجام داده اند می باشد.

گرچه نظریه مارکسی برای مبارزه جواب نداده و عملا از صحنه مبارزه حذف شده است اما تاثیر ان بر نهضت های مبارزاتی دنیا دیر پا می باشد - بخصوص اینکه این روش مبارزه با گرایش های نفسانی انسان نیز هم اوازی بیشتری دارد و می بایست برای زدودن این تاثیر ها فکر جدی بشود

تقدیس خشونت به عمل امده از سوی مبارزان علیه ساواک و ساواکی ها ، اعدام های سریع روزهای بحران در سالهای 57 و 58 و 60 ، متهم نمودن طرفین مبارزه داخلی ان سالها به بی دینی و ارتجاع و بکارگیری ادبیاتی تند علیه هم در نشریه های آن سالها با ادبیات بکار گرفته شده در مبارزه جناح های سیاسی این روزها و نابودی رقیب سیاسی خواستن های روزنامه هایی که به واسطه انتسابشان به منادیان دیانت بیش از دیگران باید منادی وحدت و پای بند به اخلاق و نرم خویی باشند همچنین ادبیات بکار گرفته شده در بحث هی محفلی و تحقیر های به عمل آمده نسبت به جریان حاکم در بحث هایی که در داخل تاکسی ها و جلسات غیر رسمی به عمل می آید از یک سنخ است . هر چند که گناه صاحبان قدرت و رسانه در این بین به دلیل آفندی عمل کردنشان بیشتر است

پیامبر ما پیامبر رحمت است و از سوی خداوند اینگونه توصیف شده است که به خاطر رحمتی که خداوند به تو داده است با انها - مسلمانان خطاکار جنگ احد - نرمخویی کردی و اگر سخت و سخت دل بودی از گرد تو پراکنده می شدند . پس ازخطای آنها در گذر و برای انها طلب امرزش نما و در کار اصلی نهضت اسلامی انها را موردمشورت قرار بده آل‏ عمران : 159 فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ

آقای دکتر مرتضی فرهادی استاد سی و چند سال سابقه کرسی مردم شناسی دانشگاه علامه طباطبایی تحقیقی روی سنگ نگاره های ایران کرده اند و آن را در کتاب ارزشمند موزه های در باد منتشر کرده اند . این تحقیق نشان می دهد که مردمی که چند هزار سال قبل از اسلام در منطقه ای که امروزه ایران نامیده می شود زندگی می کرده اند مردمی ارام و صلح جو بوده اند و در میان بیش از ده هزار سنگ نگاره موجود بر دیواره های سنگی و غارهای جای جای این مرزو بوم یک نمونه هم از خشونت و پرخاشگری علیه هم و دیگر انسانها وجود ندارد و این نشان می دهد که خشونت با اخلاق ذاتی و به اصطلاح با فطرت - حد اقل این بخش از بشرست که در این زیست بوم زندگی می کرده اند - همخوانی ندارد

به نظر می رسد که چشم ها را باید شست و دین و آموزه ای دینی و اخلاق مبارزاتی را هم باید جور دیگر دید (295207)
 
۱۳۸۸-۱۲-۱۴ ۱۴:۱۲:۲۷
طبق این نوشته و احادیثی که ذکر شد بهترین کاندیدای انتخاباتی آقای رضایی بودن (295219)
 
امیر نیک خواه 20 ساله
۱۳۸۸-۱۲-۱۵ ۰۰:۴۱:۱۰
من مطلبی دارم که جا داره بهش پرداخته بشه... .
من طرف دار سبزم / من اقای موسوی را دوس دارم/ من به اقای خاتمی علاقه مندم/ و من... .
اما بعضی موقع هم از دست اقای موسوی ناراحت میشوم و برخی از کارهای اقای کروبی را نمیپسندم... .اما هیچ موقع دوست ندارم اقای موسوی اعدام بشه یا کروبی رو محاکمه کنن.. . حرف من ساده اما به خدا حرف دل خیلی هاست
ساده تر بگم: من مثلا امروز چند تا تحلیل در مورد وقایع اخیر میخونم کمی با خودم فکر میکنم و به این نتیجه میرسم که درسته که من ایران احمدی نژاد رو نمیخوام اما ایران احمدی رو ترجیح میدم به ایران امریکایی. به خدا بعضی موقع ها هم کمی به اقای احمدی نژاد علاقه مند میشم تاکید میکنم انوز هم اقای موسوی رو دوست دارم
اما درست زمانی که به اشتباه خودم در برخی تند روی ها در حمایت جنبش سبز میبرم به یک خبر بر خورد میکنم که فلان نماینده در مجلس طی نامه ای با فلان امضا خواستار محاکمه یا حد شرعی! اقایان موسوی و... شدند انگار اب سرد روی سرم میریزند یا در همین حین در شبکه 3 به طور اتفاقی در برنامه ی روبه فردا چشمم به اقای روح الله حسینیان میفتد!
خوب بعدش چی؟ خیلی سادست همه چیز رو فراموش میکنم و به راه قبلی خودم ادامه میدم
به خدا اگه انقدر حرف از حکم اعدام سران فتنه نزنن نگد سبز لجنی نگن اغتشاش گر نگن ضد انقلاب نگن مرگ بر فتنه گر... . خیلی ها خیلی بی سر وصدا بر میگردن
تو رو خدا واسه حفظ نظام به هر کس با احمدی نژاد مخالف است رو به باد ... نگیریم
من اقای موسوی را دوست دارم من ایران را دوست دارم
و من جمهوری اسلامی و در راس ان ایت الله خامنه ای را دوست دارم
اما هنوز سبزم... . (295264)
 
نظر سنج
۱۳۸۸-۱۲-۱۵ ۰۹:۰۸:۴۸
نظر سنجی پنهان!
بله درسته. این سایت یک سایت اصول گراست منظورم اینه که مثلا نوروز ! نیست یا حتی بازم میگم اصول گراست و مثلا رجا نیوز نیست!
خوب با این تعاریف اگر در قسمت نظر سنجی سایت الف که پایین کامنت ها است و به صورت موافق و مخالف است نگاهی بیندازیم . خیلی ساده میبینیم که منتقدان دولت بیشتر از موافقان ان است.... حتی کامنت هایی که دقیقا به پیروی از اقای موسوی و جنبش سبز است هم تعداد موافق بیشتر است. میگین نه؟
یک نگاهی به کامنت ها بیندازین.
البته از سایت الف بعید این نظر را انتشار بده اما ... .
اما همین جا یک نظر سنجی میکنیم... .
انهایی که موافق مطلب فوق هستند گزینه ی موافق و انهایی که ... .
نتیجه از قبل مشخص نیست! (295298)
 
 
 
 
 
ديروز
هفته
 
 
 
 
 
امروز
ديروز
هفته