توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 431701
نگاهی به طب سنتی، از افول تا احیا
احمدفرقانی*بخش سلامت الف
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۲۴
  در دهه ­های اخیر، استفاده از طب سنتی و مکمل در اکثر کشور­های جهان گسترش چشمگیری یافته است، نتایج رضایت بخش، در دسترس بودن، کم هزینه بودن و عوامل اجتماعی در گسترش استفاده از طب سنتی تاثیر بسزایی داشته است. آمارها نشان می دهند کشورهایی که منشاء شاخه ­ای ازطب مکمل هستند(مانند کشور چین  که منشاء طب سوزنی است) میزان استفاده از طب مکمل در آن کشور و کشورهای مجاور گسترش بیشتری نسبت به سایر کشور­ها دارد با توجه به اینکه طب سنتی ایرانی منشاء یکی از مهمترین مکاتب طبی پزشکی[1] است، انتظار می رفت احیا و استفاده از خدمات طب سنتی رشد فزون­تری داشته باشد اما شواهد نشان­ دهنده توسعه کنترل­ شده و محدود طب سنتی در کشور است. این نوشتار سعی دارد ضمن بررسی روند تاریخی طب سنتی در تاریخ معاصر به پاره­ای از سیاست­ های تکمیلی برای توسعه طب سنتی در کشور بپردازد.

طب سنتی در تاریخ معاصر: طب سنتی در تاریخ معاصر مقاطع پر فراز و نشیبی را سپری کرده است که می­توان این دوره را به سه مقطع تقسیم کرد که در ادامه مورد بررسی و تحلیل قرار می­گیرد.

مقطع اول(افول طب سنتی): تا قبل از حکومت شاه عباس صفوی، طبابت در کشور منحصر به طب سنتی بود در عهد شاه عباس صفوی، طب نوین از طریق هیات­های مذهبی مسیحی و هیات تجاری هند شرقی به حوزه سلامت کشور راه یافت از این دوران، دو نظام طبی سنتی و نوین، تواما خدمات سلامت را ارائه می­کردند با اعزام گروه ­هایی برای تحصیل طب نوین به خارج از کشور توسط عباس میرزا و تربیت پزشک توسط کلاسِ طبیِ مدرسه دارالفنون(از دیماه 1330 ه.ش) و بیمارستان­های هیات­های مذهبی، جایگاه طب نوین در حوزه سلامت کشور تقویت شد و با تدوین قانون طبابت توسط مجلس صحت(744) و تصویب این قانون در 1290ه.ش در مجلس شورای ملی، اجازه نامه طبابت منحصر به طب نوین گردید.  و مجوز طبابت برای طب سنتی بصورت مشروط و محدود صادر می­شد.از این رو، توسعه و افزایش ارائه خدمات طب نوین در قرن سیزدهم شمسی روند صعودی داشت و گسترش استفاده از خدمات طب نوین توسط دربار و گروه­های ویژه و تاسیس بیمارستان­ های مدرن در تهران، موجب تغییر طرز فکر مردم به طب نوین گردید.

گرچه توسعه خدمات طب نوین در جامعه و ایجاد ساختار­های سازمان یافته طب نوین، برای نظارت بر بهداشت عمومی و کنترل بیماری­های مسری، موجب بهم خورن موازنه به نفع طب نوین گردید با این وجود ضعف­های ذاتی و عارضی موجود در طب سنتی زمینه انحطاط این شیوه طبی را فراهم آورد که در ادامه مورد بررسی قرار می­گیرد.

ضعف ذاتیِ طب سنتی:

در گذر زمان علوم مختلف با مسائل و چالش­هایی مواجه می­شود که جامعه علمی در پاسخگویی به مسائل مطرح شده ناتوان است اگر همزمان با گسترش مسائل حل­نشده و ایجاد ابهام درمؤثر بودن الگوی رایج در حل مسائل ذکر شده ، الگویِ جدیدی توسط مراکز علمی ارائه شود که بتواند پاسخ ­های مناسبی در برابر چالش­ و مسائل یاد شده داشته باشد زمینه برای گسترش الگوی جدید علمی فراهم می­شود به عبارتی تغییر پارادایم علمی صورت می­گیرد  همانند تسلط الگوی کوپرنیکی بر هیات بطلمیوسی در نجوم یا تسلط الگوی فیزیک نوین بر فیزیک کلاسیک در حوزه علم فیزیک که در اوایل قرن نوزدهم میلادی به­وقوع پیوست.

بنابراین تغییر مکاتب علمی در طول تاریخ بشری پدیده ای پرتکرار و متداول است و بحث علم طب از این قاعده کلی مستثنی نیست. در همین راستا در سده ­های دوازدهم و سیزدهم هجری شمسی در حوزه سلامت مسائلی مطرح شد که جامعه علمیِ طب سنتی در پاسخگویی به سؤالات مطرح شده ناتوان بود و گسترش مسائل حل نشده، باعث شد که طب سنتی با بحران روبرو شود و در نهایت موجب به حاشیه رفتن طب سنتی و سوقِ جامعه به سمت طب نوین شد.
ضعف عارضی طب سنتی:

عوامل فرعی متعددی برای افول طب سنتی می­توان بر­شمرد که در این بخش دو عامل نامشخص بودن محدوده طب سنتی و عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار می­گیرد.

نامشخص بودن محدوده طب سنتی:

عدم تعریف یا تعریف ناقص محدوده طب سنتی بالاخص در قرن سیزدهم ه.ش باعث شد که طب جالینوسی، طب النبی و طب جادویی همگی در محدوده طب سنتی قرار بگیرند و گروه ­های مختلفی از جمله دلاک­ها، شکسته بندها، جادوگران و طبیبان قلابی خدمات طبی ارائه نمایند به­ عبارتی هر فردی می­توانست طبیب شده و خدمات طبی ارائه نماید .

نبود نظارت و استاندارد­های لازم در بخش­های آموزش، تربیت نیروی انسانی و ارائه خدمات طبی و ... طب سنتی، زمینه تضعیف و افول طب سنتی در برابر طب نوین که دارای ساختار سازمان یافته و منظم بود را فراهم آورد بطوریکه در زمان تصویب قانون طبابت در سال 1290ه.ش، یکی از پزشکان طب نوین، از طب سنتی با نام طب سوء و آدمکش و از طب نوین بعنوان طب حیات­بخش یاد می­کند.

عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی:

از منظر اجتماعی شکل­ گیری اندیشه ­های روشنفکرانه مبنی بر ناکارایی طب سنتی و خودباختگی نسبت به طب نوین غربی و از بعد اقتصادی اندیشه ­های منفعت­ طلبانه ناشی از گسیل تجهیزات و داروها و خدمات شرکت­های بزرگ خارجی و همچنین پزشکانی که با سلامت انسان سوداگری می­ کنند و از منظر سیاسی ارتقاء اطبای طب نوین به مرتبه پزشک مخصوص شاهان قاجار (که عمدتا پزشکان انگلیسی، فرانسوی و روس) و پیگیری خواسته ­های قدرت­های خارجی از طریق تیم های پزشکی ، زمینه تضعیف طب سنتی و تقویت طب نوین را فراهم کرد بطوریکه بخش­های مختلف وابسته به طب نوین از جمله مجمع پزشکان و انجمن­های بهداشتی مانند مجلس حفظ الصحه و جمعیت شیر و در مدت زمان کوتاهی شکل گرفتند.

مقطع دوم(حذف طب سنتی):

با تدوین قانون طبابت توسط مجلس حفظ الصحه و تصویب آن توسط مجلس شورای ملی  ضمن ممنوعیت آموزش طب سنتی، مجوز طبابت منحصر به گواهینامه­ های مدارس طب نوین گردید که این امر، بستر حذف طب سنتی از حوزه سلامت را فراهم کرد.طب سنتی در شرایطی از حوزه سلامت کشور حذف گردید که عمده اطبای کشور، اطبای طب سنتی بودند و برخی اطبای دیپلمه بعد از پایان مدرسه دارالفنون نزد پزشکان مشهور طب سنتی آموزش می­دیدند تا بتوانند مقبولیت عمومی  برای طبابت در جامعه را بدست آورند.

تصویب قانون طبابت و اجرای آن، برای حوزه سلامت شرایط بغرنجی را پدید آورد کمبود پزشکان دیپلمه در شهرهای بزرگ و کمبود شدید آنها در شهرها و ولایات، حوزه سلامت را در بلاتکلیفیِ تامین نیروی انسانی، حکومت را با چالش تامین تقاضای جامعه برای تامین طبیب و اطبای طب سنتی را با معضل ممنوعیت فعالیت مواجه ساخت.

عوامل فوق همراه با کاهش شدید فارغ التحصیلان طبیب دیپلمه توسط دارالفنون   موجب شد که اجازه نامه طبابتِِ طبیبان طب سنتی سه بار در سال­های 1306، 1308 و 1311 تمدید شود و شرایطی برای طبیبان طب سنتی فراهم آمد که بتوانند به صورت محدود به طبابت بپردازند و با گذشت زمان و عدم تربیت طبیبِ طب سنتی، طب سنتی از ارائه خدمت در حوزه سلامت حذف گردید.

ذکر این نکته مهم است که مفهوم "کمبود پزشک" که با تصویب "قانون طبابت" به حوزه سلامت راه یافت  بعد از گذشت بیش از 100 سال از تصویب این قانون، بعنوان یکی از معضلات نظام سلامت یاد می­شود که از جمله علل آن،  رابطه مستقیم بین "کمبود پزشک" و "درآمد پزشکان" ذکر می­گردد.

از جمله شواهد مبنی بر ممانعت بر حذف معضل "کمبود پزشک" از حوزه سلامت را می توان، محدودیت فعالیت اطبای خارجی در کشوربا تصویب قانون راجع به اطبای خارجی در شهریورماه 1312ه.ش ذکر کرد که در پی ممنوعیت فعالیت اطبای طب سنتی در کشور و نیاز شدید کشور به طبیب، موجب گسیل پزشکان کشورهای خارجی به کشور گردید و در بعد از انقلاب اسلامی اتخاذ سیاست­های محدودکننده تربیت پزشک توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی(قانون واگذاری اجازه تعیین ظرفیت پذیرش دانشجویان گروه پزشکی به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مصوب 2 تیر 1378 و ارائه طرح تعیین ظرفیت پزشکی در گروه پزشکی در سال 1376) و همچنین ممنوعیت فعالیت پزشکان خارجی در حوزه سلامت کشور (ذکر شده در قانون نظام پزشکی) موجب تداوم کمبود پزشک در حوزه سلامت گردید.
 
مقطع سوم(احیاءِ طب سنتی):

در دهه­ های اخیر، استفاده از خدمات طب سنتی در حوزه سلامت کشور رواج یافته است گرچه عوامل اقتصادی – اجتماعی و شواهد علمی، بر توسعه خدمات طب سنتی تاثیرگذار بوده است با این وجود قانونی شدن آموزش طب سنتی با تاسیس دانشکده طب سنتی در سال 1386،  به­ عنوان نقطه عطفی در احیای قانونیِ طب سنتی می­توان یاد کرد زیرا با قانونی شدن آموزش طب سنتی در دانشگاه­ ها، دوران صد ساله ممنوعیت آموزش رسمی طب سنتی به پایان رسید و بستر برای حیات دوباره طب سنتی فراهم گردید .
 
نکاتی راجع به توسعه طب سنتی

امروزه که شرایط برای تاثیر گذاری طب سنتی در توسعه سلامت کشور فراهم شده است نیاز است با اتخاذ سیاست­های مؤثر، بستر برای استفاده حداکثری نظام سلامت از طب سنتی فراهم شود.
ورود به سیاستگذاری و برنامه ­ریزی برای توسعه طب سنتی در کشور به مقدماتی نیازمند است که در ادامه به پاره ­ای از این اقدامات اشاره می کنیم.

- محدوده و چارچوب طب سنتی بصورت صریح و بدون ابهام تعیین شود تا بستر برای فعالیت­ سودجویانه گروه­ های فاقد صلاحیت در ارائه خدمات طب سنتی و همچنین تیم­ هایی که بصورت آگاهانه در پی تخریب جایگاه طب سنتی هستند فراهم نگردد.

- هستی­ شناسی و روش­ شناسی طب سنتی فی الجمله، با طب نوین متمایز است بنابراین اعمال استاندارد­های طب نوین برای ارزیابی، نظارت و ... طب سنتی صحیح نمی­باشد بنابراین اخذ و  اعمال استانداردهای متناسب برای طب سنتی در اولویت قرار دارد.

- طب سنتی ایرانی همانند طب نوین دارای  اجزاء و ابعاد پارادایمی خاص خود می­باشد بنابراین تقلیل جایگاه طب سنتی به­ عنوان مکمل طب نوین صحیح نمی­باشد زیرا طب سنتی و طب نوین موجودیت مستقلی داشته و هر یک از زاویه خاص خود به سلامت می­نگرد بنابراین هیچ کدام نمی توانند جایگزین یا مکمل همدیگر شوند.

دسترسی بالا و کم­ هزینه بودن خدمات طب سنتی موجب گسترش روزافزون طب سنتی در جهانِ کنونی شده است با این وجود اعمال سیاست­های وزارت بهداشت در تربیت نیروی انسانی طب سنتی، بصورت محدود و با مدرک تحصیلی PHD، موجب شده است مزیت­ های گسترش طب سنتی خدشه­ دار گردد زیرا تعرفه خدمات متخصصان طب سنتی گران(در مقابل کم ­هزینه بودن خدمات طب سنتی) و تعداد نیروی انسانی تربیت شده پایین است(در مقابل در دسترس بودن خدمات طب سنتی). بنابراین لازم است وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بعنوان متولی نظام سلامت کشور نسبت به تربیت نیروی انسانی طب سنتی متناسب با نیاز جامعه اقدام نماید بدین­ترتیب پیشنهاد می­شود ضمن توسعه کمی دانشکده­ های طب سنتی، نیروی انسانی با مدارک متنوع مانند کاردان، کارشناس، و کارشناسی ارشد و  دکتری تخصصی در رشته طب سنتی تربیت شود تا بتواند به تقاضاهای متنوع جامعه از جمله مناطق محروم و توسعه یافته پاسخ مناسب داده شود.  ذکر این نکته مهم است که طب سنتی دارای منابع غنی برای تامین منابع درسی رشته­ های فوق­الذکر بعنوان رشته­ های مستقل را دارا می­باشد.
   
[1] . دکتر سیریل الگود در صفحه 41 تاریخ پزشکی ایران عنوان کرده است: "دور از منطق نخواهد بود اگر بگوییم که ایرانیان مبانی طبی را که در دنیا به نام (طب یونانی) معروف است به یونانی­ ها آموخته­ اند.

*پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت
 
کلمات کلیدی : طب سنتی
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
 
 
ديروز
هفته
 
 
 
 
 
امروز
ديروز
هفته