نظر منتشر شده
۱
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 203714
مقایسه پارادایم قدیم وجدید توسعه
بخش تعاملی الف - سعیداسدی
اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.
تاریخ انتشار : جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۰۴
توسعه به معنی تغییر در نوع، سطح وکیفیت زندگی انسان از همان ابتدا همراه و همگام بوده است و لذا پدیده جدیدی نیست. چون تغییراتی که در شکل و فرم و محتوای زندگی بشر در طول تاریخ به وقوع پیوسته، مبیّن توسعه است. زیرا اگر توسعه همراه وی نبود، نمی توانست از غار نشینی و کوچ روی زندگی در جنگل ها به یکجا نشینی – روستانشینی- و شهر نشینی بپردازد وفرم و شکل زندگی خود را تکامل و تحول بخشد تا به صورت امروزی درآید. یا همانطور که لنسکی و لنسکی (۱۳۶۹) سیر جوامع بشری را بر حسب شیوه ی معیشتی شان طبقه بندی نموده اند، انسان از جوامع متکی بر " شکار و گردآوری خوراک" به جوامع" صنعتی وپیشرفته" تحول یافته است. بر این اساس، به انسان علاوه بر القابی چون: راست قامت، ناطق، اندیشه ورز، نماد ساز، ابزار ساز، جامعه گرا، سائس، دین ورز و معناگرا؛ لقب " توسعه ورز" یا " توسعه گرا" نیزمی توان داد.

منتها به رغم میسرا (R.P.Misra،۱۳۶۶)، جامعه شناس و جغرافی دان انگلیسی هندی الاصل؛ توسعه به معنی کوشش آگاهانه، نهادی شده و مبتنی بر برنامه ریزی برای ترقی اجتماعی و اقتصادی جامعه، پدیده ی منحصر به فرد قرن بیست است که از سال ۱۹۱۷میلادی در شوروی آغاز شده است. لیکن شروع رسمی برنامه های توسعه به دهه ی ۱۹۶۰میلادی برمی گردد که سازمان ملل آن دهه را "دهه ی توسعه" نام گذاری کرده است. از دهه ی۱۹۶۰تاکنون یعنی دهه ی۲۰۱۰میلادی، پارادایم (Paradigm) های متفاوتی از معنا و مفهوم توسعه بنابه اقتضای شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی اقتصادی و محیطی کشورهای جهان بروز و ظهور یافته اند. به گونه ای که هر یک از پارادایم های مورد نظر دارای مختصات ویژه ی مربوط به خود هستند و از دیگر پارادایم ها قابل تمییزند.

اندیشمندان موسسه ی توسعه ی روستایی ایران (۱۳۸۱)، پارادایم های غالب توسعه را از دهه ی ۱۹۶۰میلادی به شرح ذیل:

۱- پارادایم رشد (دهه ی۱۹۶۰میلادی،از۱۹۵۰تا۱۹۶۰)؛
۲- پارادایم باز توزیع منابع(دهه ی ۱۹۷۰ میلادی،از۱۹۶۰تا۱۹۷۰)؛
۳- پارادایم تامین نیازهای اساسی (دهه ی۱۹۸۰ میلادی،از۱۹۷۰تا۱۹۸۰)؛
۴- پارادایم توسعه ی پایدار(دهه ی۱۹۹۰میلادی،از۱۹۸۰تا۱۹۹۰) ؛نوع بندی نموده اند.

افزون بر این، نگارنده ی این موضوع براین باور است که در دهه های  ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ میلادی به ترتیب پارادایم "توسعه ی پایدارویکپارچه" و پارادایم "توسعه ی پایدار انسانی" غالب بوده اند.

بررسی سیر تطور و تحول مفهوم توسعه از حیث "صورت و محتوا" در قالب پارادایم های مذکور، این نتیجه رابه دست می دهد که توسعه از قالب" پروژه وتک بُعدی" (=رشد اقتصادی صرف) به قالب "فرآیند و چند بُعدی"(=انسانی پایدار وهمه جانبه) طی مسیر کرده است. چنان چه از لحاظ زمانی، پایان دهه ی ۱۹۸۰ میلادی به عنوان نقطه ی عطف این خط سیر تحول پذیرفته شود؛ آنگاه زمینه ی مرز بندی کلی فرآیند توسعه با دو عنوان:
الف- پارادایم مکانیکی- فن آوری یا پارادایم قدیم توسعه
ب- پارادایم ارگانیکی- انسانی یا پارادایم جدید توسعه، امکان پذیر خواهد بود.

یعنی می توان از۱۹۵۰م تا۱۹۸۰م را، پارادایم قدیم توسعه (=پارادایم مکانیکی وفن آورانه) و از ۱۹۸۰ م تا ۲۰۱۰م را، پارادایم جدید توسعه (=پارادایم ارگانیکی وانسان گرایانه) نامید.

بنابراین می توان گفت که تم اصلی پارادایم قدیم توسعه، نوسازی جوامع از طریق تجویز و نسخه پیچی تکنولوژی در فرایند توسعه ی برون زاست و به این دلیل با عوامل انسانی به مثابه ی جریان و پدیده های فاقد روح و همانند ابزارهای فنی برخورد می کند. در حالی که مضمون اصلی پارادایم جدید توسعه، بهبود کیفی آحاد انسانی و بهبود روابط متقابل کنشگران توسعه است و به همین منظور سعی در بیدار کردن قدرت تفکر خلاق در آحاد انسانی شرکت کننده در توسعه دارد و بیش از هر چیز به خود آگاه کردن آنان نسبت به هویت وتوانمندی شان تاکید می ورزد و در نهایت مفهومی چند بعدی از توسعه می دهد و توسعه ی انسانی را کلید اصلی در برخورد و بهبود شرایط تودر تو وغامض فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی می داند.

همچنین رابرت چمبرز(R.Chambers،۱۳۸۱) واضع وطراح پارادایم توسعه، اظهار می دارد که پارادایم جدید توسعه به دلیل وجود کاستی ها، کمبودها، محدودیتها، نارساییها شکست ها و ناکامی های پارادایم قدیم توسعه در پیشبرد و تحقق اهداف برنامه ها و طرح های توسعه، ظهور یافته است. به تعبیر او مختصات پارادایم جدید از روند معکوس سازی (Reversal) پارادایم قدیم شکل یافته است. نکته ی درخور توجه این است که تمامی ابعاد توسعه (= فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیطی) و انواع آن (= توسعه ی صنعتی- توسعه ی کشاورزی؛ توسعه ی ملی- توسعه ی منطقه ای؛ توسعه ی شهری- توسعه ی روستایی و غیره) از ویژگی های دو پارادایم مذکور، متاثر هستند. در واقع، ردپای مختصات دو پارادایم مورد بحث را در ابعاد و انواع توسعه می توان مشاهده کرد. یابه بیان دیگر، هر یک از ابعاد و انواع توسعه در هر یک از پارادایم های مذکور قابل طرح، تعریف، تحلیل و ارزیابی هستند.

حال پرسش اصلی این است که کشورجمهوری اسلامی ایران برنامه های توسعه را خود را در چهارچوب کدام پارادایم تهیه و اجراء می نماید؟ و پرسش بعدی این که در کدام چهارچوب توسعه برنامه های خود را تهیه و اجراء نماید، مناسبتر و معقولتر است؟
 
 
الهام خسروانی
۱۳۹۲-۰۸-۱۱ ۱۳:۰۹:۵۸
به نظر بنده ایران ازجنبه نظری وگفتاری در حریم پارادایم جدید توسعه فعالیت میکند ولی ازجنبه رفتاری درحریم پارادایم قدیم رفتار میکند!یعنی پارادکسی در حرف وعمل ایران در روند توسعه دیده میشود. (1753289) (alef-6)
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.