۳۲
توصيه به ديگران
۱۵
 
کد مطلب: 49564
مظلومیت سلمانان سین کیانگ و موج‌سواری ایالات متحده
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۷
حوادث اخیر چین حساسیت هایی را بر انگیخته است. هر چند این حساسیت ها زیاد گسترده نشده است. اما بروز حساسیت از سوی کسانی که سابقه ی گذشته شان در دفاع از مسلمانان جهان مشخص است، به شدت مساله را قابل توجه کرده است. به خصوص وقتی جریانات ضد اسلامی و ضد انقلاب نیز به این جریان می پیوندند.



لذا در این مطلب قصد دارم به اجمال وضعیت مسلمانان استان سین کیانگ (Xinjiang) چین و حوادث اخیر را بررسی کنم. در ابتدا خوب است کلیتی درباره مسلمانان چین بدانیم. در ادامه در چند بخش نکاتی را بررسی می کنیم.



1- به واقع مسلمانان چین در مضیغه قرار دارند. فشارهای مختلف در طول سالیان مختلف از سوی دولت های مرکزی بر مسلمانان (چه در سین کیانگ و چه در مناطق دیگر) وجود داشته است. این یک حقیقت است و چیزی هم نیست که متعلق امروز و دیروز باشد. تاریخ مسلمانان آن کشور همواره شاهد این فراز و نشیب ها بوده است. آنها نیز مانند باقی نقاط جهان در چین هم مسلمانان در فشار هستند. وقتی به نسل کشی بوسنی، فشارهای پس از 11 سپتامبر و مسائل مربوط به حجاب نگاه می کنیم، حتی شاید وضعشان بدتر از مسلمانان اروپا نباشد. حداقل کسی را در چین به دلیل حجابش نمی کُشند. به خصوص این که ایالت سین کیانگ یک ایالت خودمختار است که در آن تاحدی آزادی های مذهبی وجود دارد و برخی قوانین (ازدواج، طلاق، قبرستان، معاملات و...) بنا بر دین اسلام اجرا می شود. اما همچنان ظلم ها و محدودیت هایی وجود دارد. چندی پیش که مسعود شجره، مسئول کمیسیون حقوق بشر اسلامی لندن در تهران بود، در این باره صحبت هایی داشت. ما در یک محفل کوچک که پیشش بودیم مثلا از محدودیت های سفرهای حج برای مسلمانان می گفت و یا اشاره داشت که به دلیل سیاست تک فرزندی که دولت چین پی گرفته است، دچار کمبود شدید دختر آماده ازدواج شده است. به همین دلیل از مناطق مسلمان نشین دختران دم بختشان را به سایر مناطق برده و به همسری پسران چینی در می آورند. این مسائل به شدت ناراحت کننده است. هر چند به دلیل عدم شناخت ما از وضعیت مسلمانان آنجا بوده است. و البته منی که پیگیر مسائل مسلمانان جهان هستم، شبیه این و حتی بدترش را هم درباره مسلمانان نقاط مختلف جهان از شرق و غرب، می شنوم و خبر دار می شوم. درباره این تبعیضات در چین منابع خبری هر از چندی مطالب را متذکر شده اند. مثلا خبرگزاری فارس، اواخر سال گذشته چند خبر درباره تبعیض ها و ظلم ها به مسلمانان چین داده است. برنا نیوز هم در اوایل سال 87 یک گزارش درباره تبعیض ها داده است.



2- حال در این وضعیت باید دید ماجراهای اخیر، به خصوص کشتار حدود 150 نفری با 800 زخمی، بر چه اساسی اتفاق افتاده است؟ آیا جریانی اعتراضی به سالیان دراز ظلم و سختی بوده است که به مسلمانان روا داشته شده است یا خیر ماجرای دیگری در کار است؟



درباره این ایالت باید بدانیم که از ترکیب دو نژاد قومی شکل یافته است. اکثریت ایغورها (uyghur) و اقلیت هان (han)؛ که اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان این ناحیه از نژاد ایغورها هستند. از مدتها قبل دولت چین تمایل زیادی برای بر هم زدن این ترکیب داشته است. لذا از حضور اقوام هان در این منطقه استقبال و حمایت می کند. به خصوص که اهالی این استان خود را چیزی جدا از کشور چین می دانند. این مساله آنجا اهمیت بیشتری می یابد که این استان از ابتدا متعلق به چین نبوده است. لذا انگیزه های استقلال طلبانه در این منطقه به شدت قوی است.


این اتفاقات اخیر چگونه رخ داد؟ گویا ماجرا این گونه بوده که دو زن کارگر در یک کارخانه از نژاد هان، از تجاوز دو همکار مرد از نژاد ایغوری خبر می دهند. این ماجرا به درگیری های دو طرف کشیده می شود. در درگیری ها دو نفر از ایغورها کشته می شوند. پلیس هم گزارش درستی نمی دهد و لذا تظاهراتی از سوی ایغورها رخ می دهد. در جوابش هم هان ها نیز تظاهرات می کنند و درگیری می شود. و بعد چندین روز پلیس وارد می شود که متاسفانه این کشتار رخ می دهد. منابع خبری معتقدند که در این درگیری خونین، از هر دو نژاد کشته شده اند. خبری که منابع غربی هم آنرا تایید کرده اند. هر چند در آمار ارائه شده از میزان کشته شدگان هر دو نژاد اختلافات بسیار زیادی وجود دارد.



این ظاهر اولیه ی ماجراست. اما تصویری که از این جریان توسط رسانه های غربی و حامیان آمریکا در نقاط مختلف جهان ساخته شد، چیز دیگری است. این حرکات اخیر در چین را حرکتی اعتراضی برای استقلال این استان، به رهبری خانم «ربیعه قدیر» معرفی شد. تمامی خبرگزاری های خارجی از بی بی سی تا العربیه همگی این درگیری ها را درگیری های قومیتی خواندند. اینجاست که نقش این خانم در جریانات اخیر برجسته می شود.



ربیعه قدیر کیست؟



خانم ربیعه قدیر یا رابیه کادیر متولد ۱۹۴۸ و در حال حاضر فعال حقوق بشر و رئیس «کنگره جهانی اویغور» (World Uyghur Congress) است که برای تجزیه استان سین کیانگ (ترکستان شرقی) فعالیت می کند.



او پس از متارکه با شوهر اولش به تجارت می پردازد و کار خود را در زمینه پارچه و نساجی توسعه می دهد و آنچنان پیش می رود که چندی بعد صاحب دو فروشگاه در شهر ارومچی می شود و از ان زمان به زن میلیونر معروف می گردد. او جزء 5 نفر پولدارترین افراد در چین است. در سال ۱۹81 برای بار دوم ازدواج می کند.



او در سال ۱۹۹۲ رئیس اتاق بارزگانی شین جیان و عضو کنگره ملی خلق گردید و اندکی بعد حامی حقوق زنان شد. در سال ۱۹۹۵ بعنوان عضو فعال نمایندگان دولت چین، در کنفرانس جهانی زن در سازمان ملل متحد سخنرانی و شرکت نمود. در سال ۱۹۹۷ در پی انتقادات شدید از سیاست های دولت ، از نمایندگی کنگره خلق اخراج شد.



در آگوست ۱۹۹۹ دولت چین او را که قصد داشت، با نماینده و بازرس کنگره امریکا دیدار کند دستگیر نمود، که در مارس سال ۲۰۰۵ آزاد شد. ربیعه کادیر پس از آن از کشور خارج و به آمریکا رفت و به همسر تبعیدی خود پیوست و در حال حاضر هر دو ساکن واشنگتن آمریکا هستند.






او در جولای 2008 (پیش از برگزاری المپیک چین) با جرج بوش، رئیس جمهور وقت ایالات متحده دیدار داشت. وی در این باره گفت: « من از دیدار با پرزیدنت بوش که درست قبل از المپیک پکن صورت گرفت و ایشان طی آن پشتیبانی خود را از ملت اویغور بیان کردند، بسیار مفتخرم. پرزیدنت بوش با این تصمیم که با ما ملاقات کنند، پیام محکمی به دولت چین فرستادند که این دولت نمی بایستی دست به سرکوب زند و حقوق بشر را پایمال نماید»



این سخنان هنگامی بیشتر معنا می یابد که به اهداف کنگره جهانی اویغور توجه شود. چه آنکه این سازمان پس از تاسیس خود از سال 2004 تمام سعی خود را دارد تا به عنوان نماد دموکراسی خواهی و حقوق بشر در سین کیانگ مطرح شود. و اتفاقا حمایت ها آمریکا از این جریان به دلیل همین وابستگی ایدئولوژیک و سیاسی این سازمان به مفاهیم نظام لیبرال دموکراسی است.



به وضوح حرکت ایشان و سازمان کنگره جهانی اویغور، حرکتی در جهت اهداف آمریکا است. در همین راستا تعدادی از نمایندگان کنگره آمریکا با حضور شخص خانم قدیر به حمایت کامل از خانم قدیر و انتقاد از چین پرداختند.



و جالب آنکه در بیانیه ای که در سایت واحد مرکزی خبر ترکستان شرقی (www.uygur.org) آمده است برای دریافتن اهداف این جریان نیز حائز اهمیت است. در این بیانیه با تاکید بر اینکه حرکت اعتراضی آنها یک حرکت دینی نیست، از آقای اوباما، از ناتو، از دولت و مردم اسرائیل کمک خواسته شده است! و جالب آنکه از مردم اسرائیل با عنوان برادر نام برده اند.



خانم قدیر همچنین به وضوح «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» را رد کرده است. و با توجه به افکار ایشان و نیز توجه به ضرور بودن دستور حجاب در اسلام و اینکه ایشان حتی یک عکس با حجاب ندارند، کاملا مشخص است که حرکت ایشان یک حرکت سکولار و غیر دینی است (اگر ضد دینی نباشد).



در حوادث اخیر نیز این جریان خود را به شدت مطرح و به عنوان حامی این معترضان اعلام کرد. این در حالی است که جنبش اسلامی ترکستان شرقی در جریانات اخیر کاملا کناره گرفت. و نقشی در آن نداشته است. جالب آنکه این جنبش اسلامی، مانند باقی حرکت های اسلامی در جهان، از سوی آمریکا به عنوان گروهی تروریستی شناخته می شود.



لذا با توجه به مباحث فوق به نظر می رسد که این تحلیل درست باشد که این ناآرامی های اخیر، نه در راستای دفاع از ظلمی که به مسلمانان می رود که در حقیقت یک حرکت تجزیه طلبانه به رهبری جریانی سکولار است که در راستای منافع آمریکا جهت فشار بر چین قرار دارد. در حقیقت این گروه قرار است نقش دالای لاما در تبت و نا آرامی های آن علیه دولت چین و همپیمانی با آمریکا ایفا کنند. تبت نیز در سال گذشته دچار نا آرامی هایی شد که آنها نیز خواستار استقلال این منطقه از چین بودند. و به صورت صریح با حمایت آمریکا از این جریان همراه بود.



3- در این شرایط واکنش شدید ترکیه نیز کاملا قابل درک است. ترکیه از زمان آتاتورک برای جایگزینی ناسیونالیسم به جای دین، بر نژاد و قومیت ترک تاکیدات بسیاری داشته است. از همان موقع کشور ترکیه خود را مسئول همه ترک های جهان می داند. و آرمان اتحاد دنیای ترک، یک درخواست همیشگی آن است. تا آنجا که وزارتخانه ای برای ترک های خارج از ترکیه ایجاد کرده است. و بر همین سیاق حمایت از ترکمن های عراق (فراتر از حمایت سیاسی و در حد کمک نظامی)، ترکمن های افغانستان، چچن و ترک اویغور چین کاملا واضح است.



و جالب آنکه حرکت های تجزیه طلبانه سین کیانگ، برای ترکستان شرقی (نامی که برای خود قائلند) پرچمی برگزیده اند که عینا شبیه پرچم ترکیه است و تنها رنگ آبی دارد.






علاوه بر این که به دلیل روابط گسترده ترکیه با آمریکا و غرب، هیچ ضرری برای این تقابل با چین، متوجه دولت ترکیه نمی شود. و در کنار این دولت ترکیه به شدت به دنبال ایجاد نقش فعال تری از خود در دنیای اسلام است. و مسلما غرب نیز خواهان این است که کشوری که آنها میانه رو می نامند، بر مناسبات جریانات اسلامی موثر باشد. و این به معنی نفوذ بیشتر آمریکا بر جریانات اسلامی خواهد بود.



4- بازتاب خبر حوادث اخیر در چین در داخل کشور نیز واکنش هایی را به همراه داشت. دسته نخست، واکنش های مراجع گرامی، دانشجویان دغدغه مند و نیز دلسوزانی است که نگران شرایط مسلمانان چین هستند. مسلما حساسیت هایی از این نوع بسیار ارزشمند است که باید در جای مناسب و به شکلی مناسب بروز یابد.



اما بیشتر واکنش هایی که نسبت به این قضیه رخ داد، از جنسی دیگر است. جریاناتی که تا دیروز نسبت به حمایت جمهوری اسلامی از حرکت های اسلامی جهان، فلسطین، لبنان، عراق، افغانستان و ... ، رویکردهای منفی و نفی کننده اتخاذ کرده بودند، امروز نسبت به جریانی حساس شده اند که حقانیت آن چندان موثق نیست. جریاناتی که تا دیروز شعار "فلسطین رو رها کن" می‌دادند، امروز حامی مسلمانان چین شده اند؟ آن هم جریاناتی که سابقه ی منفی وآلوده در دفاع از مسلمانان و مظلومان جهان دارند. جریاناتی که همواره جزء شعارهایشان و افتخاراتشان قطع کردن حمایت جمهوری اسلامی از مسلمانان و مظلومان جهان بوده است.



یکی از نشریاتی که در جریان جنگ 22 روزه از زدن تیتر برای مردم مظلوم غزه و فاجعه اسفناکی که رخ داد، دریغ ورزیدند، امروز دست به حمایت نه از مسلمانان چین، که از جریان تجزیه طلب مورد حمایت آمریکا زده اند و تیتر یک نشریه خود را به آنان اختصاص داده اند. یا نشریه ای دیگر چنان گزارشی از حوادث چین نوشته است که گویا قصدش بیشتر ماجراهای پس از انتخابات دهم در کشورمان است. چنان گزارش عجولانه و با ادبیات سخیفی نوشته اند که کافی است نام چین را با ایران عوض کرده تا متوجه نیت نویسندگان آن شویم.



آن‌ها از این اقدامات به دنبال نتایج دیگری هم هستند. نخست آنکه سعی کنند چنین القاء کنند که جمهوری اسلامی در مواضع خود نسبت به مظلومان و مسلمانان جهان، صداقت ندارد. همین نیت است که در بیشتر نوشته های آنان به وضوح قابل پیگیری است. اتهامی که بی شک سابقه ی انقلاب اسلامی و شکوه 30 ساله نشان داده است چنین نیست. و همواره جمهوری اسلامی علنی یا غیر علنی از جریانات اسلامی و مستضعفین جهان حمایت کرده است. در ادامه به دنبال آن هستند تا حمایت مردمی از مردم مظلوم فلسطین، لبنان، عراق و ... را کم رنگ کرده و انگیزه لازم را از مردم بگیرند.



دوم آنکه این جریانات به دنبال استفاده سیاسی درونی برای تصفیه حساب های سیاسی و گروهی هستند. و در این راستا به جای انتقاد از چین و پرداختن به وضعیت مسلمانان آن دیار، تیغ انتقادها را به سمت دولت نشانه رفته اند. این شواهد نشان از آن دارد که حتی اگر حرفشان حق باشد، نیت ناپاکی از آن اراده کرده اند.



5- اما وظیفه ما در این بین چیست؟ مایی که مسلمانیم نگران ظلمی که به برادران مسلمانمان و مظلومان غیر مسلمانمان در نقاط مختلف جهان هستیم، چه باید بکنیم؟ مسلما باید راهی بین سکوت مطلق و همصدایی با آمریکا و جریانات آمریکایی را برگزینیم.



در مرحله اول باید پی به حقیقت ماجرا ببریم. بفهمیم چه اتفاقی دارد می افتد. و مسلمانان چین را بشناسیم (عقایدشان، مشکلاتشان، راه های کمک به آنها و ...). در این بین کار رسانه های انقلابی و متعهد بیشتر می شود. بایستی در این شرایط هر چه بیشتر می توانند فضا را شفاف و مشخص تر کنند.



در مرحله بعد باید حرکت های مناسب را با توجه به اولویت ها، برای کمک به حل مشکلات مسلمانان چین فراهم کنیم. مسلما برای ما انگلیس با چین، آمریکا با روسیه فرق ماهوی ندارند. هر جا ظالم و مستکبری باشد با علیه اش به پا خواست و از مظلوم و مستضعف حمایت کرد. به خصوص جنبش دانشجویی مسلمان باید با تیزبینی دست به اقدام بزند؛ از دادن بیانیه و نامه نگاری با مراکز مرتبط گرفته تا کارهای بزرگتری چون تجمع و ...



همزمان با این مرحله نیز باید از رسانه ملی، وزارت خارجه و ... خواسته شود تا اگر به هر دلیلی موضع فعلی شان را اتخاذ کرده اند، اما اطلاع رسانی و ارتباط مستقیم با افکار عمومی کشورمان را فراموش نکنند. چه حتی اگر کارشان هم درست باشد، باید حقایق را به اطلاع ملت برسانند.



در انتها بایستی به این نکته مهم هم اشاره شود که در این گونه مواقع است که کمبود و ضعف جمع های مردمی که به مسائل مسلمانان جهان، با رویکردی انقلابی و آگاهانه بپردازد، احساس می شود. چیزی که برای انقلاب اسلامی که انقلابی برای جهانی بهتر است، نیازی مهم و حیاتی است.





* با تشکر از آقای سیدمهدی دبستانی برای ارسال این مطلب. ایشان وبلاگی با عنوان "http://sinkiang.mihanblog.com/" را نیز معرفی کرده‌اند که به انتشار مطالب نویسندگان مختلف در ارتباط با وقایع سین‌کیانگ می‌پردازد.







Share/Save/Bookmark
 


مرتضی
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۲:۰۴:۰۴
شما با این مقاله قصد تبرئه کردن دولت جمهوری اسلامی ایران در حمایت گزینشی از مظلومان و مسلمانان را دارید. فرض که در حقانیت معترضان چینی شک است کشتار مسلمانان چچن چطور؟ چرا دولت نسبت به کشتار شیعیان یمنی و گروه الحوثی سکوت کرد؟ حتی اگر حرکت معترضی چینی ها دینی نباشد آیا نباید در مقابل سرکوب آنها توسط دولت چین موضعگیری کرد؟ آیا تنها گروه برحق از نظر نظام جمهوری اسلامی ایران حزب الله لبنان و حماس است؟ جمهوری اسلامی از حمایت بی دریغش از یاسر عرفات چه طرفی بست؟ همین آقای عرفات نبود که دست مجاهدین سابق و منافقین جدید را فشرد؟ همین برادران فلسطینی نبودند که برای اعدام قاتل فرشتگان جبهه های ایران (صدام ملعون) سه روز عزای عمومی اعلام کردند و قلب ملت ایران از این حرکت خائنانه برادران فلسطینی جریحه دار شد؟
ممکن است حمایت جمهوری اسلامی ایران از حماس و حزب الله جنبه استراتژیک و در راستای منافع ملی باشد! که اگر چنین هم باشد نباید با بهانه های دینی و بهانه حمایت از مظلوم به حمایت از حزب الله و حماس بپردازیم. آن وقت تفاوت ما با انگلیس و آمریکا در چیست؟

بنده در مطلب بالا از هیچ خط قرمزی عبور نکردم پس خواهشمند است با درج آن اعتقاد به آزادی بیان باورمان شود. متشکرم (182561)
 
آزاد
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۵:۳۹:۰۱
حقیقت این است که در تمام مثال های ذکر شده (به جز فلسطین)، یک مسئله داخلی در حال اتفاق افتادن است و اقدامات تجزیه طلبانه و تهدید امنیت و حاکمیت ملی هیچ کشوری نیز توسط اقلیت چه مسلمان و چه غیر مسلمان در چهارچوب عرف اجتماعی و هنجارهای بین اللملی پذیرفته نیست و متاسفانه قابلیت دفاع در صحنه جهانی را نخواهد داشت .

در مثال های مطرح شده، موضوع درگیری ها بر سر مسلمان بودن یا نبودن افراد مورد ظلم نیست، و یا اگر هم این مسئله اهمیت داشته باشد در درجات بعدی قرار دارد. در این حالت، بحث تمامیت ارضی یک کشور مطرح است و اتفاقا وقتی که شما به عنوان یک کشور بیگانه به نفع گروه تجزیه طلب، موضع بگیرید، به ضرر آن گروه کار کرده اید و بهانه وابستگی آنان به بیگانگان را برای دشمنانشان فراهم کرده اید تا با شدت بیشتری به قلع و قم آنان بپردازند. برای مثال دولت یمن بسیاری از شیعیان این کشور را تنها به بهانه ارتباط با ایران، به زندان انداخته است. در این حالت یک اقدام نسنجیده از سوی ایران، کافی است تا کشور مورد اشاره ضربه نهایی را به آن گروه وارد کند.

اتفاقا پیشنهاداتی که بهانه جویان ارائه می کنند، ظلم مضاعف به اقلیت های مسلمان آن مناطق است و در صورتی که قرار بود نظام هم به بلاهت های آنان گوش دهد، بهانه ای به کشورهای فوق الذکر می داد و موجبات کشتار بیشتر آن ها را فراهم می کرد.
اقدامات نظام جمهوری اسلامی ایران در این قضیه
بررسی آرشیو اخبار، نتایج جالبی دارد: پنج شنیه 18 تیر 88، متکی با دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی در این باره رایزنی کرده است (+) یعنی قبل از آنکه بسیاری از سران جهان موضع گیری کنند و یا برخی سایت ها به یاد استفاده از این بهانه برای کوبیدن نظام و دولت بیفتند؛ دولت جمهوری اسلامی ایران در این باره اقدام کرده است.

نکته جالب تر در این خبر، ذکر این نکته است که وزير امور خارجه كشورمان در نظر دارد در اين خصوص با همتاي چيني خود گفت‌وگو بكند؛ که باز هم حکایت از عزم جدی دولت برای حل سریع این مشکل دارد.

البته این تماس تا روز یکشنبه 21 تیر 88، رخ ندارد(+)؛ که دلیل آن را می توان عدم تمایل طرف چینی به دخالت بیگانگان در امور داخلی اش دانست.

چین بارها ثابت کرده است که به شدت نسبت به نظرات دیگر کشورها در مورد خودش حساس است و حتی اگر این فرد اظهار نظرکننده، رئیس ابرقدرتی مانند آمریکا باشد، به برخورد تند چینی ها روبرو می شود. از این رو به نظر می رسد که به جای بیانیه دادن علیه چین یا هر اقدام شتابزده دیگر، بهترین راه تعامل منطقی با چین است و برای کمک واقعی به حل این موضوع، باید از تماس های خصوصی دو طرفه و به دور از جنجال سازی استفاده کرد؛ تا بهانه ای به دست دولت چین، برای سرکوب شدیدتر مسلمانان ندهد و به بهبود اوضاع هم کمک کند و مشخص است که دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، با درک این موضوع دقیقا در راستای همین خردورزی عالمانه حرکت کرده است. (182636)
 
مرتضی
۱۳۸۸-۰۴-۲۷ ۰۸:۲۰:۱۲
مطالبی که شما فرمودید درست و منطقی اما موضع مقاله چیزی نیست که شما گفتید. مقاله سعی دارد با ناحق جلوه دادن معترضین چینی عدم حمایت از آنان را توجیه کند.
بحث بر سر حمایت یا عدم حمایت است نه چگونگی حمایت. ولی شما چگونگی حمایت را مطرح کردید.
و اما در مورد شیعیان یمنی این توجیه خوبی نیست چراکه حزب الله و حماس هم متهمند که مورد حمایت ایران هستند و ایران هم صراحتاً اعلام کرده که مورد حمایت معنوی دولت ایران هستند همین موضع را در مقابل شیعیان یمن نیز می توانست اتخاذ کند. اگر اخبار شیعیان یمن را دنبال کرده باشد عبدلملک الحوثی چند وقت پیش از عدم حمایت ایران و بدتر از آن مذاکره دولت ایران با دولت یمن به شدت انتقاد کرده بود. (183294)
 
حسین
۱۳۸۸-۰۴-۲۶ ۱۶:۵۹:۵۴
با سلام و تشکر
بین چین و فلسطین چندین فرق اساسی است:
1- چین دارای ده ها میلیون مسلمان با ده ها هزار مسجد می باشد. این در حالی است که ما می بینیم که سایز مسلمانان آن کشور واکنش خاصی به این قضیه نشان نداده اند. البته ما نباید از آنها کاسه ی داغ تر از آش شویم. بعضی کنار گود نشسته اند و به دولت می گویند لنگش کن!
2- مردم فلسطین را از سرزمین مادریشان بیرون و آنجا را اشغال کرده و جز ما و اندک مسلمانانی حامی و پشتیبان ندارند. در حالیکه قضیه چین داخلی است.
3- مردم چین مانند مردم غزه در محاصره کامل قرار ندارند.
4- حمایت از دیگر مسلمانان یک واجب کفایی است و همانطور که اگر اعراب به اندازه ی کافی از فلسطین حمایت می کردند شاید تکلیف ما کمتر بود. این در حالی است که وقتی چین ده ها میلیون مسلمان دارد پس تکلیف با آنهاست.
5- اسراییل مظهر شیطان و نمونه ی یک کشور غاصب است که شعار آن نیل تا فرات است و اگر امروز می توانستند ادعای طالقان و شیراز و ملک سلیمان را می کردند.
6- آمریکا بدلیل اینکه از ابرقدرت شدن چین هراس دارد، همیشه این کارها را میکند، همانطور که در تبت نیز کرد. وقتی در فیلم ها عده ای را می بینیم که شعارهای انگلیسی سر داده اند، واقعا چه باید گفت؟ آیا اینها چینی هستند. (182967)
 
مرتضی
۱۳۸۸-۰۴-۲۷ ۰۸:۳۷:۳۰
1- اینکه سایر مسلمانان چینی واکنشی نشان ندادند دلیل نمی شود که ما از حق حمایت نکنیم. وقتی می توانیم حمایت نکنیم که بر ما ثابت شود برحق و مظلوم نیستند حتی مسلمان بودن هم طبق اصول قانون اساسی ما شرط نیست. لطفاً موضوع را منحرف نکنید بنده به مقاله ای ایراد گرفته ام که حقانیت معترضین را زیر سوال می برد بحث بر سر چگونگی حمایت نیست.

2- مطلب شماره 2 شما صرفاً تفاوت ظلم رفته بر مردم فلسطین با مسلمانان چینی را بیان می کند و دلیل بر حقانیت یا عدم حقانیت معترضین چینی نیست. طبق بیانیه حقوق بشر سازمان ملل متحد اگر موارد نقض حقوق بشر در کشوری اتفاق بیافتد اعتراض سایر دولتها به معنای مداخله در امور دولتی آن کشور نیست. و دولت چین هم این بیانیه را امضاء کرده است.

3- در هیچ جای اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی و بیانیه حقوق بشر سازمان ملل نیامده که فقط مردم در محاصره باید مورد حمایت قرار گیرند.

4- طبق همین بند لازم است که از مسلمانان چینی حمایت شود چراکه تاکنون غیر از ترکیه هیچ کشوری موضع قابل قبولی نگرفته است. باز متذکر می شوم بحث مقاله بر سر حقانیت یا عدم حقانیت معترضین چینی است نه چگونگی حمایت از آنها و جواب بنده هم در همان راستا بوده است. لطفاً ابتدا مقاله را با دقت مطالعه بفرمایید.

5- در اینکه اسرائیل مظهر شیطان است شکی نیست. و حمایت از مسلمانان چینی آیا به معنی حمایت از اسرائیل است!؟ و بدیهی است اگر از مسلمانان چین حمایت کردیم نباید سایر مسلمانان فراموش شوند اصلاً انتقاد من به حمایت گزینشی است.

6- ممکن است چنین باشد. و اگر دولت ایران این را می داند باید صریحاً بیان کند تا نقشه آمریکا نقش بر آب شود و نتواند به اهدافش برسد. البته باز تکلیف ساقط نمی شود و باید به آمریکا و چین تذکر داد که مردم را قربانی اهداف خودشان نکنند.


از مسئولین سایت الف تقاضا دارم جوابیه بنده را درج کنند. (183306)
 
علی اللهیاری
۱۳۸۸-۰۴-۲۶ ۲۲:۵۴:۱۷
دوست گرامی،
جمهوری اسلامی و وزارت خارجه، سخنگو دارد. و خود پاسخگو باید باشد.

اما چند نکته کوتاه، که هر یک مقاله ای جدا می طلبد:

- بالاخره من متوجه نشدم حمایت از دیگر مسلمانان خوب است یا خیر؟ چرا به حمایت جمهوری اسلامی از مسلمانان فلسطین معترضید اما از طرف دیگر می پرسید چرا از دیگران حمایت نمی کند

- سیاست جمهوری اسلامی در حمایت از گروه های مختلف در سطح جهان در سه سطح نمود می یابد. از برخی هم علنی و هم غیر علنی حمایت می کند. از برخی غیر علنی حمایت می کند. از برخی دیگر حمایت نمی کند. برای این کارش هم تحلیل دارد. و شاید تا مدتها پس از ماجراها نتواند این تحلیل ها -درست یا غلط- را منتشر کند.
اتفاقا یکی از اتهاماتی که باعث برخورد شدید با گروه الحوثی شده است، همین وابستگی آنها به ایران است.

- درباره چچن هم باز نیازمند بررسی بیشتر است. اما تا آنجا که من از مطالعه رسانه های عمومی به نتیجه رسیده ام، آن جریان هم بسیار به ماجرای فعلی چین شبیه بوده است. البته آنها حرکات خشنی علیه مردم غیر نظامی هم انجام می دادند.

- لبنان و فلسطین عمق استراتژیک انقلاب اسلامی است. اما از کجای آن شما منافع ملی را بیرون آوردید؟ دقیقا عمق استراتژیک برای نگاه دینی ماست. برادران ما در آنجا با دشمن اصلی اسلام و بشریت می جنگند. (183125)
 
مرتضی
۱۳۸۸-۰۴-۲۷ ۱۸:۰۸:۴۴
علی آقا
1- آیا من گفتم که چرا جمهوری اسلامی از مسلمانان حمایت می کند؟ یا همه حرفم محکوم کردن حمایت گزینشی است؟

2- اگر اتهام وابستگی گروه الحوثی به ایران باعث سرکوب شد (که تا حدودی درست است) چرا رهبر گروه آقای سید عبدالملمک الحوثی از ایران به شدت انتقاد کرد؟ حداقل رهبر گروه شیعیان فکر کنم مصلحت گروهش را بهتر از دولت ایران بداند. بنابراین این بهانه خوبی برای عدم حمایت نیست و اگر همین اتهام را دلیل عدم حمایت بیاوریم شاید این اتهام زنی خود دامی از طرف دولت یمن بود تا مانع حمایت ایران بشود و ایران گرفتار آن دام شد. همچنین مگر خود حزب الله و حماس متهم به ارتباط با ایران نیستند؟ و به همین بهانه آنها را تروریست نمی نامند و سرکوب نمی کنند؟

3- اگر ماجرای چچن به چین شبیه بوده است که دوباره آمدیم روی پله اول.

4- بنده گفتم اگر برای منافع ملی باشد و در برابر این شرط مطلبی گفتم. از شما انتظار است که با دقت مطالعه بکنید. اگر هدف ما از حمایت از لبنان و فلسطین به دلیل جنگ آنها با دشمن اصلی اسلام است که اولاً به معنی حقانیت آنها نیست و ثانیاً به نوعی داریم از لبنان و فلسطین به نفع اسلام استفاده ابزاری می کنیم که چنین چیزی حتی به نفع اسلام از نظر اسلام پسندیده نیست. در ضمن از نظر اسلام انسانهای مظلوم مورد حمایت هستند حال دشمنشان هرکسی می خواهد باشد.

در ضمن بنده نقش منافع ملی یا امنیت ملی را در حمایت از لبنان و فلسطین کم رنگ نمی بینم. وجود حماس و حزب الله و حمایت ایران از آنها باعث احتیاط اسرائیل و آمریکا و دول اروپایی در مواجه با ایران می شود و یکی از نگرانی های اسرائیل در حمله به ایران وجود حماس و حزب الله خصوصاً حزب الله است. پس همه حمایت ایران از لبنان و فلسطین از عمق استراتژیک انقلاب نشأت نمی گیرد. (184002)
 
محمد
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۲:۱۵:۰۵
ممنون ازمطلب واقعا زیبای آقای دبستانی.ایشون به حق جریانات روشناختن.ای کاش همه یک دید واقعی اسلامی آرمانی داشتن.جزییات مهم نیست این کلیت یک تفکره که مهمه. (182568)
 
fereydoon
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۲:۱۷:۱۴
با تشکربسیار از نویسنده و سایت الف که در ابن وانفسای بی خبری از چین اطلاعات جالبی در اختیار مشتاقان قرار میدهد منهم وقتی به اخبار تلویزیون از ارومچی نگاه میکردم شهری اباد با خیابانهای اسفالت و اتومبیلهای شیک دیدم که در مقایسه با وضع شهرهای انطرف مرز شوروی سابق یعنی قزاقستان بسیار پیشرفته امد از این مقاله هم مشخص میشود که ایغورها ثزوتمند هم دارند و جنگ وجدال قومی بوده و حکومت دیر جنبیده (182570)
 
شریفی
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۳:۰۳:۵۴
نفهمیدم اگر سیاست تک فرزندی در چین سبب افزایش پسران شده چرااین دختران دم بخت هستند که شوهرپیدانمیکنند؟ خلاصه تمام این استدلالهای شما توجیه کننده کشتار انسانها نیست وبرای من ایرانی مسلمان فرقی مابین جنایتکاران کمونیست زردوامپریالیستهای غربی نیست (182572)
 
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۶:۵۰:۳۴
بنظرم دستگاه دیپلماسی سالهاست باید مواضع شفافتری بگیرد. درست است که دلایل برای خودشان واضح است ولی باید مردم را هم در جریان گذاشت. پیشنهاد میکنم در دولت آینده وزارت خارجه بخش تفسیری داشته باشد که درباره همه اتفاقات مهم دنیا موضع و تحلیل صریح عمومی دهد. حتی اگر بعداً آن را تصحیح کند ولی نظر همانوقتش را به مردم اعلام کند. ممنون از آرمانگراییتان. (182659)
 
علی اللهیاری
۱۳۸۸-۰۴-۲۶ ۲۳:۰۰:۳۸
توجه بیشتر وزارت خارجه به افکار عمومی کشور خود ما، مسلما یکی از نیازهای این مجموعه است. (183131)
 
علی اللهیاری
۱۳۸۸-۰۴-۲۶ ۲۲:۵۸:۱۷
دوست گرامی،
گویا با عجله متن را خوانده اید. یک بار دیگر بخوانید.
این مشکل دختران دم بخت در نقاط دیگر چین را، با بردن همان اندک دختران دم بخت از استان سین کیانگ می خواهند جبران کنند.

بلی بنده هم در پاراگراف اول هم بر مظلومیت این مردم تاکید کرده ام. و در طول مطلب چند باری نیز بر این تاکید داشته ام که این نوع برخورد خشن محکوم بوده است. (183128)
 
سعيد
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۴:۱۱:۰۲
حقوق بشر همه جاي دنبا ابزاري است چه در آمريكا، چه در ايران. نگاه كنيد خبر شهادت آن خانم مصري كه توسط يك فرد مجنون صورت گرفته بود چند بار در صدا و سيما پخش شد، كشتار مسلمانان چين چند بار پخش شد؟ چرا؟ چون آلمان فعلا منافعش با ما يكي نيست اما منافع چين با ما يكي است. (182614)
 
مهدی
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۷:۴۶:۵۴
بخشی از مطالبی که بیان گردید بسیار زیبا بود وجای تفکر داشت. اما جهت روشن شدن قضیه باید 2 نکته را مورد توجه داشت.
دولت اردوغان در 5 سال حاکمیت بر ترکیه در جهت منافع ترکیه و دنیای اسلام حرکت کرده. در جنگ 33 روزه و در جنگ 22 روزه و حوادث بعد از آن ودر مورد ایران (برعکس دولت قبلی اجویت). علاقه مردم ترکیه به ترکان طبیعی است و حرکت آقای اردوغان خواست این مردم بدوه نه خواست امریکا همانطور که در جریان جنگ عراق دولت ترکیه به خواست مجلس و مردم حاضر به همراهی با آمریکا نشد.
کسانی که از احوال مردم ترکیه اگاهند می دانند که مردم ترکیه به مسلمانان تحت ستم و به مردم و دولت ایران عالقه زیادی دارند ( تمامی نظر سنجی های انجام گرفته در ترکیه نیز این را تایید می کند کم مثلا محبوبیت ایران در یک نظر سنجی رسمی نسبت به امریکا 95 به 5 بوده)

مردم ترکیه بشدت از امریکا متنفرند ( نظر سنجی سال گذشته در خاورمیانه 85% که بالاترین در خاور میانه بود.

صرف وجد گروهای سکولار و وابسته به امریکا دلیل عدم حمایت از مسلمان چینی نمی شود.

بعضی از آقایان منتقد دولت هم تازه فهمیده اند که باید ا مسلمانان حمایت کرد و تازه فهمیده اند که مرجع و نماز جمه یعنی چی

در پایان سخنی از سردار جاوید الاثر احمد متوسلیان که فرمود
هرجا گوینده لااله الا الله است انجا مرز اسلامی ماست. ما ملزم به دفاع از این مرزیم (182667)
 
hossein
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۸:۰۹:۲۳
این ها همه اش یک تو طعه است تا قدرت اقتصادی چین را مثل شوری نابود کنند .وضعیت مسلمان ها در کانادا و آمریکا بدتر از چین است . (182672)
 
هم وطن
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۸:۳۱:۰۱
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به دردآورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

زمانه زمانه ی تلخی است، مسلمان و غیر مسلمان ندارد. هر انسان مظلومی با هر دین و آیینی و نژادی در انسانیت و حق حیات با همه برابر است. بزرکترین آرمانی که امام (ره) آرزوی رسیدن به آن را داشت و آن هدف را دنبال می نمود، وحدت جهان اسلام بود. که اگر چنین می شد، امروز نه تنها شاهد هیچ ظلمی بر هیچ مسلمانی در هیچ کشوری در دنیا نبودیم، شاید به جرات بتوان گفت از حقوق تمام غیر مسلمانان مانند، سیاه پوستان آفریقا و آمریکا، و سرخپوستان یا هر نژاد دیگری که در این کره خاکی زندگی میکند،هم می توانستیم دفاع کنیم. افسوس که سران خائن بسیاری از کشورهای اسلامی مانع این وحدت می شوند. و بعضی از دوستان نادان داخلی خودمان هم تیشه به ریشه وحدت این ملت می زنند. کشوری می تواند ام القرای واقعی مسلمانان باشد و هست. امروز امید بسیاری از مظلومان جهان به ایران است و با چشمانی باز از پیشرفت های سیاسی و اقتصادی این کشور و ایستادگی جانانه آن در سی سال انقلاب گذشته مراقبت میکند، و منتظر قدرت گرفتن بیشتر این انقلاب و این مردم است. زیرا که مظلومین از مدعیان حقوق بشر جز گزافه هایی از دمکراسی و خیانت چیزی ندیده است. براستی چرا کسی این واقعیت را در اینجا فریاد نمی کند؟ چرا کسی این موقعیت بزرگ را که از برکت مجاهدت ها و خون پاک شهیدان این مرز و بوم و تحمل بی انتهای ملت به دست آمده است فریاد نمی کند؟ براستی امروز که خداوند به برکت این همه فداکاری این ملت این شان و منزلت را به این مردم بخشیده که دوباره پرچمدار انسانیت بعد از 2500 سال در این جهان باشد، کسی فریاد وحدت سر نمی دهد؟ چرا امروز باید بخاطر عده ای شیفته قدرت به دور خودمان بگردیم و به جای حرکت به جلو، دور درجا بزنیم؟ امروز اگر ما نتوانیم وحدت داخلی خود را به خاطر خودخواهی و زیاده خواهی های برخی حفظ کنیم، فردا چگونه پاسخ نسل های بعدی را خواهیم داد؟ آیا خواهیم توانست در روز محشر به چهره آن امام، آن شهیدان دست از عافیت شسته نگاه کنیم؟ اگر ما واقعا می خواهیم از مظلوم و بخصوص مسلمانان مظلوم در همه جا دفاع کنیم، بدون وحدت داخلی و ایجاد یک قدرت منسجم در راستای یک هدف والا می توانیم حرکت کنیم؟ آنچه به نظر این حقیر میرسد و در راس مهمترین مسائل داخلی می دانم این است که به دور از همه جناح بندی های حزبی و گروهی باید به فکر وحدت ملی باشیم. مدافع ضعیف با ناتوان در کمک رسانی برابر است. اگر ادعای دلسوزی و حمایت مظلوم را داریم باد در جهت حفظ و محکمتر کردن وحدت خود و دیگر مسلمین بکوشیم. نباید بگذاریم کشوری مانند عربستان سعودی با حکومت وهابی و ترکیه لائیک و ناسیونالیست مسلمان این فرصت رهبری مسلمین جهان را به کمک آمریکا از ما بربایند. (182681)
 
حسن فاتحی
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۱۹:۰۵:۰۷
به نظرمن همچنانکه دولت درمورد قتل بانوی حجاب درالمان موضع گرفت وقتل فجیع یک زن مسلمان را محکوم کرد وحتی دکتراحمدی نژادبه رئیس سازمان ملل نامه نوشت باید درچهارچوب ادعای اصول گرایی ومدیریت جهانی به کشتار مسلمانان چین نیز واکنش نشان میداد هیچ عقل سلیمی نمیتواند واکنش درمقابل قتل یک خانم محجبه را با واکنش دولت درقبال انبوه مسلمانان چین توجیه پذیربداند وحتی مراجع عظام واکنش نشان دادند وبنظرمن تمایل به اردوگاه شرق درسیاست خارجه علیرغم استفاده ابزاری روسها وچین ازما !به سیاست دولت تبدیل شده است واین مقاله نیز توجیهی برای کارکرد غیراصول گرایانه بود وگرنه خون مسلمان با مسلمان فرقی ندارد خصوصا\" دهها مسلمان بی دفاع که به شکلی فجیع قتل عام شدند وبنظرمیرسد دوستان حتی اعتراضات چین را نیز انقلاب مخملی میدانند! واین استدلال یکطرفه می تواند هرحرکت ناهمسو با منافع را مخملی ببیند واین خطای بزرگی است (182690)
 
lion2007
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۲۰:۴۷:۵۶
سلام:مراقب باشیم بهداز حمله عراق به کویت برخی بزرگان قصدداشتند ایرات را در حماین از صدام به کام یک جنگ تمکام عیاربا آمریکا سوق دهند.باید در سیاست گذاریها ازاحساسی برخورد کردن پرهیز کنیم.به جای دولت هم تصمیم نگیریم مسئله فلسطین باآیغورهایک مقایسه بی مورد است. (182715)
 
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۲۲:۴۷:۳۷
1)اگر حمایت جمهوری اسلامی ایران از حماس و حزب الله دارای جنبه استراتژیک و در راستای منافع ملی است ونیز عدم حمایت از مسلمانان چینی نیز در همین راستا توجیه مشود(هر چند با رنگ لعاب عوام فریبانه) پس دیگر نباید به کشور های مثل مصر اردن وغیره در قبال عدم حمایت از حماس خرده گرفت
2)شخصا با دیدگاه نویسنده مخالفم-جمهوری اسلامی ثابت کرده که در سیایت خارجی کاملا منفعت گرا(نه مصلحت گرا) است. رفاتار ایران در قبال موضوعات مهم جهان اسلام همانن فلسطین \"قره باغ\" \"چچن\" و... رفتاری کاملا متناقض است چه در قبال مسئله چچن و خصوصا قره باغ دولت جمهوری اسلامی در قبال اشغال 20درصد خاک یک کشور مسلمان وشیعی و آواره شدن بیش از 1 میلیون نفر از ساکنان آن موضع انفعالی که چه عرض کنم موضعی در حمایت از ارمنستان اتخاذ کرده است؟
آیا مسولین ایران از رویای ارمنستان بزرگ آگاهند
آیا از تنفر ارامنه از مشلمانان آگاهند؟
آیا می دانند که تنها راه ارتباطی ارمنستان با جهان خارج ایران است چه آنها به خاطر رفتار خود با همسایگان از طرف آنان تحریم شدند؟ (182724)
 
علی اللهیاری
۱۳۸۸-۰۴-۲۶ ۲۳:۰۴:۳۰
دوست گرامی،
منافع ملی؟ چه کسی گفته است عمق استراتزیک برای منافع ملی است. اتفاقا برای منافع دینی و عقیدتی است. (183132)
 
۱۳۸۸-۰۴-۲۵ ۲۳:۴۰:۴۲
چرا سعی در توجیه کردن مسلمانان دارید؟
اگر آمریکا از مسلمانان یک منطقه به خاطر منافع خودش حمایت کنند یعنی آنها از کمونیست ها بدترند؟! (182730)
 
ن
۱۳۸۸-۰۴-۲۶ ۰۱:۵۴:۱۶
نویسنده چند نکته را بدانند بد نیست .
1- در بخشی از این مقاله نوشته اید :\"
جالب آنکه سایت واحد مرکزی خبر ترکستان شرقی در بیانیه ای \" مردم اسراییل را برادر خوانده \" از نظر ما این حرف شبیه حرف مشایی به مردم اسراییل است و ایرادی ندارد .
2-شما که به خوبی ایالت سین کیانگ را میشناسید این را هم به دانستنی هایتان اضافه کنید که جمهو ری اسلامی در راستای هدف صدور انقلاب و شیعه حتی کتبی یه زبان انها نوشته و این کتابها نزد بسیاری از مردم این استان وحود دارد از خودتان بپرسید این یک بام و دو هوا چرا؟
3 -در حمایت از مردم بیگناه همه انسانها موظقند داد مظلوم را از ظالم بستانند این توصیه بزرکان مسلمان و اسلام است.مگر ما میدانیم خانم \"الشرینی\" به کدام جنبش تعلق دارد و جکاره است که چنین حمایتی از وی میکنیم یا دلیلش مسلمان بودن این خانم است ؟یا به صرف اینکه در المان این اتفاق افتاده این بوق و کرنا را راه انداخته ایم ؟
4- این مقالات و تجزیه وتحلیلهای عالم مابانه و ابکی چیزی رو عوض نمیکه.همه میدونند اگر این اتفاق جای دیگری میافتاد چه بلوایی به پا میشد و در رسانه ملی خواب و خوراک ما جنازه و خون میشد. (182764)
 
mm
۱۳۸۸-۰۴-۲۶ ۱۲:۵۰:۰۸
اين نوشته در واقع ماله كشي سياستهاي متناقض دولت در برخورد با حوادث جهاني است. موارد ذيل نظر بنده است هر چند ميدانم شما نامردابازم اونوحذف مي كنيد
1- برخورد افراطي در موارد مشابه (فلسطين و قتل مروه) بيشتر مصرف داخلي دارد .
2- وقتي آقايان هم وطنان خود را به شهروند درجه اول ودوم وخودي وغير خودي تقسيم بندي مي كنند لابد مسلمانان جهان هم خودي وغير خودي دارند.
3- منافع اقتصادي وسياسي مانع عكس العمل مشابه است.
كه البته اين آخري دل انسان رابيشتر به درد مياورد چرا كه تمام ادعاهاي انسان دوستي وانسانيت و مبارزه با ظلم وستم وكفار ودفاع از مظلوم و...را زير سوال ميبرد. (182843)
 
رضا
۱۳۸۸-۰۴-۲۶ ۱۵:۴۹:۵۸
این آقایی که می گوید وضع مسلمانان سینکیانک خوب است تصاویری که دیده مربوط به بخش چینی نشین شهر ارومچی بوده و دارای برجهای بلند و ساختمانهای شیک است ولی وقتی به منطقه مسلمان نشین اروچی وارد می شوید انگار ناکهان از قرن بیست و یکم به قرن پانزدهم پرتاب شده اید. اگر ماهواره دارید فیلمهای بیشتری در این رابطه ببینید چون اکثر تصاویری که تلویزیونهای چینی پخش می کنند مربوط به بخش چینی نشین شهر است.
ضمنا بد نیست بدانید تمامی آزمایشهای هسته ای چین در این منطقه انجام می شود منجمله 46 آزمایش هسته ایی در سطح زمین و درنتیجه آمار مبتلایان به سرطان در این منطقه بسیار بالا است. اکثر صنایع تسلیحاتی چین در این منطقه مستقر شده اند البته با کارمندان چینی. کارمندان دولتی چینی در این منطقه دو برابر سایر مناطق حقوق می گیرند. (182930)
 
hossein
۱۳۸۸-۰۴-۲۷ ۰۷:۰۳:۵۸
گوگول صفحه دکتر احمدی نژاد در فیس بوک ا از صفحه اول خود برداشت بعد از ارتباط خوب من با مردم 2 هزار نفر در دو روز دیدار کردند و صدها پیام همدردی اما دولت ایران و وزارت امور خارجه بهتر است از ما حمایت کنند دست خالی امکان پذیر نیست (183273)
 
۱۳۸۸-۰۴-۲۷ ۰۸:۴۸:۴۰
آمریکا پس از بیرون کشیدن نیروهای خود از عراق بدنبال استقرار آن ها در افغانستان و پاکستان و در واقع پشت مرزهای چین است. آمریکا از اتحاد ایران با دو قطب قدرت موجود یعنی چین و روسیه بشدت واهمه دارد و به همین دلیل در صدد نزدیک ساختن محتاتانه خود به ایران است. علت اصلی شعارهای اراذل و اوباش علیه چین و روسیه، در حاشیه نماز جمعه این هفته را نیز در همین راستا تحلیل کنید. یکبار دیگر فیلم افراد شعار دهنده و میزان درک سیاسی آنها را برانداز کنید. همه چیز روشن خواهد شد.
این قلم نیز مثل هر مسلمان دیگری از ظلم به سایر مسلمانان اندوهناک می شود اما تصور می کنم نباید به آمریکایی ها که دستشان تا آرنج به خون همه مسلمانان آغشته است نیز اجازه موج سواری بدهیم.
کسانی که مسائل بین المللی را تعقیب می کنند بخوبی می توانند متوجه صحت مطالب نوشته سایت الف شوند. قطعا در این ماجرا نیز مثل انقلابات مخملی، دست آمریکا در کار است تا قدرت چین تضعیف و تفکر آمریکایی غالب شود. آن وقت خیلی جالب است که خطیب محترم جمعه این هفته بدون اشاره به جنایت اخیر ضد اسلامی در آلمان با موج تبلیغاتی آمریکایی ها هم آوا شده و دولت کشور متبوع خود را به نادانی و بی تفاوتی در برابر کشتار مسلمانان متهم می کند! از ایشان که داعیه درک بالا از مسائل سیاسی دارند، تعجب آور است. شاید جای تعجب هم نداشته باشد. وقتی قرار باشد همه چیز را در پای مصالح دنیاطلبانه قربانی کنند، اینها خرد و ریز ماجرا خواهد بود. (183310)
 
مرتضی
۱۳۸۸-۰۴-۲۷ ۱۰:۲۲:۰۰
دوست عزیز ناشناس!
خیلی مسائل بی ربط را به هم ربط داده ای تا مقاله را ثابت کنی.
مگر برایتان ثابت شده که شعاردهندگان نماز جمعه از آمریکا خط می گیرند؟ برای ما هم ثابت کن. آنهایی که شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس می دادند از روسیه دستور گرفتند؟ ولی واقعیت این است که شعار ما نه شرقی و نه غربی بوده و هست. و این اتهام زنی شما بیشتر ریشه در همان توهم توطئه شما و همفکران و رهبران جنابعالی دارد. (183373)
 
۱۳۸۸-۰۴-۲۸ ۰۱:۰۹:۲۶
اگه ممکنه فواید ارتباط با دو ابرقدرت چین وروسیه را همراه با مضرات رابطه با امریکا برای ما بنویسید.البته دو تا از فواید را خودم میدانم 1- ان که اجناس بنجل چینی کمر تولید کنندگان داخلی را شکسته و 2- که روسیه با تاخیر در ساخت نیروگاه بوشهر چه هزینه ای را به ما تحمیل میکند بقیه را شما به عنوان تعقیب کننده مسایل بین المللی برای ما بنویسید ای قلم اندوهناک (184371)
 
۱۳۸۸-۰۴-۲۷ ۰۹:۴۹:۱۴
برخی دوستان که قصد توجیه دارند میفرمایند مساله چین بر خلاف فلسطین یک مساله داخلی است.
در جواب دوستان باید گفت:
همزمان با اشغال فلسطین توسط اهل کتاب در شصت سال پیش، سرزمین مسلمین در گوشه ای دیگر توسط کافران کمونیست اشغال شد.

اگر بنا بر ازادی مسلمانان از قید و بند است که کفار از اهل کتاب بدترند.
با اهل کتاب میتوان معامله کرد ولی با کفار نه.
حالا دوستانی که داعیه دار زمینه سازی ظهور امام زمان هستند، در زمان ظهور چه پاسخی برای رفاقت با کفار چینی و آمریکای لاتین خواهند داشت؟
آیا این بر خلاف نص صریح قران و سیره پیامبر نیست؟
حالا عده ای هی توجیه بفرمایند.
کدام وجدان آگاه اشغال سرزمین مسلمانان توسط کفار را امر داخلی قلمداد میکند و در مقابل آن سکوت میکند؟
اینکه یک خانمی در یک گوشه دنیا با بوش ملاقات کرده آیا به معنای آمریکایی بودن مسلمانان اویغور است؟
آیا خجالت نمیکشید که در لفافه این انسانهای شریف را همنشین با بوش خطاب میکنید؟
ایا سرکوب تبت و ارومچی را باید امر داخلی دانست؟
در کدام بخش از تاریخ سرحد چین تا تبت بوده است؟
برادران ار خود را به خواب زده اید اشکالی ندارد ولی توقع نداشته باشید مردم دم خروس را ببینند و باز قسم حضرت عباس شما را باور کنند.
ترکستان شرقی سرزمین همزبانان و همکیشان ماست که توسط کفار چینی اشغال شده است.
اگر تمام قلم به مزدهای دنیا در مذمت دفاع از این انسانها و وابستگی آنها به آمریکا بنویسند ، باز وجدان ایرانی بیدار است.
ما مردم عادی وارد کننده اجناس چینی نیستیم که از تیره شدن روابط با چین بهراسیم.
آنهایی به قلم به مزدها پول بدهند که از قبل به خطر انداختن جان ایرانیها توسط اجناس نامرغوب و مضر چینی پولهای کلان بدست آورده اند.
تا میتوانید بنویسید.
تا زمانی که رسانه های نسبتا مستقلی چون الف وجود دارد، ایرانی خاموش نخواهد نشست. (183345)
 
یوسف
۱۳۸۸-۰۴-۲۷ ۱۸:۴۰:۱۷
چند ابهام درین مقاله برایم وجود دارد لطفا در صورت امکان توضیح دهید
1-شما نوشته‌اید که « این استان از اول متعلق به چین نبوده» پس سرزمین مسلمانان ایالت سین کیانگ همانند فلسطینیها به طور کامل و نه جزئی از آن اشغال شده و باید از آنها حمایت شود.

2-شما نوشته اید که رسانه های حامی آمریکا این جریان را یک جریان تجزیه طلبانه خوانده اند و موضوع را چنان ادامه داده اید که انگار رسانه های غربی درست گفته اند بالاخره از نظر نویسنده رسانه های غربی درست گفته اند یا نه؟

3-مردم سین کیانگ مسلمان هم که نباشند انسان هستند و حق اعتراض به دولت خود را دارند آیا شایسته نبود به اندازه ای که به اعتراضات مردم فرانسه به سیاستهای سارکوزی (که زخمی و کشته ای هم در بر نداشت)در رسانه ملی پرداخته شد به این مساله پرداخته شود؟ یا شاید فرانسوی ها شهروند درجه اول و چینیها شهروند درجه 2 هستند؟ (184048)
 
یک دوست
۱۳۸۸-۰۴-۲۹ ۰۵:۱۴:۳۶
جای تعجب است که رئیس جمهور هیچ گونه واکنشی نشان ندادند.
شعار انقلاب اسلامی : نه شرقی نه غربی
فعلا رئیس جمهور «نه غربی» را چسبیده
متاسفم.... (186003)