نظر منتشر شده
۴۴
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 269582
خاطره آیت الله امینی از برخورد تند امام با آقای هاشمی
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۵۵
عده‌ای مدعی شده‌اند آقای هاشمی تنها کسی است که از امام توبیخ نگرفته و همیشه بر اساس خواسته‌های امام رفتار کرده است.

به گزارش جهان، سایت تاریخ انقلاب نوشت:

ماجرای نصب آیت‌الله منتظری به قائم مقامی رهبری توسط چه کسی مدیریت شده است؟ آیا در این مسئله مهم و حیاتی از حضرت امام(ره) مشورت گرفته شد؟ آیا سند یا مدرکی مبنی بر رضایتِ امام(ره) با این موضوع وجود دارد؟ آیا شخصِ آیت‌الله منتظری با این ماجرا موافق بوده است؟ چرا عزلِ وی –مانند انتصابش- از مجرای خبرگان رهبری اتفاق نیفتاد و امام(ره) شخصاً وارد ماجرا شد؟ اینها‌، تنها بخشی از سوالاتی است که می‌توان از مسئله نصب و عزل آیت‌الله منتظری پرسید. در نوشتار زیر، از زبان برخی شاهدانِ عینی خواهید خواند که اصلِ ماجرا به مدیریتِ شخص آقای هاشمی اتفاق افتاد و علی رغمِ نهیِ صریح امام از انتخاب آیت‌الله منتظری و اطلاعِ آقای هاشمی از عدم رضایت امام، وی بر این ماجرا اصرار ورزید و آن را در خبرگان مطرح و به رأی گذاشت. در ماجرای عزل هم با آنکه امام(ره) بارها تلاش کرد این ماجرا از ناحیه خبرگان مطرح شود، ولی آقای هاشمی مدتها از انجام خواستِ امامِ طفره رفت تا آنجاکه امام شخصاً اقدام به عزل کرد. نکته مهم، برخوردِ تند و تشرِ بی‌سابقه‌ی امام به آقای هاشمیِ رفسنجانی است که برخی از حاضران در این جلسه خصوصی –در خاطرات‌شان- از آن خبر داده‌اند.

در سال‌های اخیر بسیار مشاهده شده که برخی طرفداران آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با استفاده از برخی تعابیر امام و رهبری در مورد ایشان، به نوعی اعتماد ابدی و عصمت سیاسی برای ایشان ساخته‌اند؛ تا جایی که عده‌ای مدعی شده‌اند آقای هاشمی تنها کسی است که از امام توبیخ نگرفته و همیشه بر اساس خواسته‌های امام رفتار کرده است. به عنوان نمونه، در مصاحبه حجت‌الإسلام طباطبایی با روزنامه جمهوری اسلامی اینگونه آمده است: «من اینجا باید یک کلمه درباره آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آن‌روز و امروز بگویم؛ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یکی از مطیع‌ترین و فرمان‌پذیرترین اشخاص در اطراف حضرت امام(ره) بود. بنده تمامی اطرافیان امام(ره) در آن زمان را به طور کامل می‌شناختم؛ اما آیت‌الله هاشمی امکان نداشت اقدامی خلاف نظر حضرت امام انجام دهد و یا خدای نکرده ذره‌ای شبهه در ذهن خودش نسبت به امام داشته باشد. تا جایی که ذهن یاری می‌کند و تاریخ نشان می‌دهد، ایشان مشاور امینی برای امام بوده و هیچ توبیخی هم از امام نداشته‌اند.»[۱]

به نظر می‌رسد بازخوانی داستان نصب و عزل آیت‌الله منتظری با محوریت خاطرات آیت‌الله ابراهیم امینی -از همشهریان و دوستان نزدیک آیت‌الله منتظری- میزان صحت این گزاره را بهتر مشخص می‌کند.[۲]

طرح موضوع قائم‌مقامی در خبرگان بدون مشورت با امام و علی‌رغم عدم رضایت ایشان

وقتی در جلسه ۲۶ تیرماه ۱۳۶۴، مجلس خبرگان طرح تعیین قائم مقام برای رهبری را به تصویب رساند و آیت‌الله منتظری را مصداق این عنوان تشخیص داد، «بعضی خبرگان همین طرح را «بدون قید» [تعیین مصداق] امضاء کردند؛ ولی چند نفر آن را با اضافه‌ی قید «معظم‌له مصداق قسمت اول اصل ۱۰۷ می‌باشد» امضاء کردند.»[۳] این موضوع نشان می‌دهد که بزرگانی در مجلس خبرگان، انتخاب ایشان را به صلاح نمی‌دانسته‌اند. جالب آنکه بعد از این انتخاب، اعضای مجلس «خبرگان در پایان همین اجلاس خدمت امام رسیدند و حضرت امام برای آنان سخنرانی کرد، ولی در رابطه با انتخاب آقای منتظری نفیاً و اثباتاً سخنی نداشت.»[۴] این برخورد و بی‌اعتنایی امام پیام روشنی برای فعالان و صحنه‌گردانان ماجرای قائم‌مقامی داشته و نشان از ناراحتی ایشان از این ماجرا دارد.

آیت‌الله امینی با تحلیل ماجرای انتخاب آقای منتظری، از عدم مشورت خبرگان با امام در این موضوع مهم پرده برداشته و به این مهم اشاره می‌کند که «شاید خبرگان با این همه دقت و کنجکاوی از یک امر غفلت کرده باشند، و آن مشورت و استجازه از امام خمینی(ره) بود. باید در این مسئله بسیار حیاتی و مهم که از بزرگترین مسائل نظام اسلامی و مربوط به شخص حضرت امام بود، قبل از انجام عمل مشورت می‌شد، چنانکه خود امام بعداً در نامه‌اش به آقای منتظری نوشت: والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم...»[۵]

جالب‌تر آنکه خود آیت‌الله منتظری نیز قبل از نهایی‌شدن انتصابش به این مقام، طی نامه‌ای به خبرگان اعلام می‌کند که بهتر است بحث در حول محور اصل جایگاه قائم‌مقامی شکل بگیرد و «بحث شخص ظاهراً به مصلحت نیست» و با این وسیله ظاهرا خود را کنار می‌کشد؛ ولی اصرار برخی از طراحان -مانند آقای هاشمی رفسنجانی- بر فضای جلسه غالب می‌شود. آیت‌الله امینی در این زمینه می‌گوید: «مخصوصاً با توجه به نامه آقای منتظری به مجلس خبرگان، که از آنان خواست از انتخاب او به قائم‌مقامی صرف نظر کنند، جاداشت خبرگان مسئله را با امام در میان می‌گذاشتند و اگر چنین شده بود، با عواقب و آثار این انتخاب، آن هم در زمان‌های آغازین انقلاب مواجه نمی‌شدیم.»[۶]

انتقاد اساسی به عملکرد خبرگان و خصوصاً عملکرد آقای هاشمی، تنها عدم مشورت با امام نیست بلکه فراتر از این، بی‌اعتنایی به خواست و نهی صریح امام در این موضوع است. لذا نکته اساسی اطلاع آیت‌الله هاشمی از عدم رضایت امام از انتخاب آقای منتظری و نهی صریح امام در این موضوع است که با توجه به اسناد موجود، مستقیماً با هاشمی مطرح شده، و وی باوجود چنین نهی صریحی، اقدام به برنامه‌ریزی برای انتخاب آقای منتظری به قائم‌مقامی کرده است. این موضوع در خاطرات حجت‎الاسلام ری‌شهری از زبان آیت‌الله محمدی گیلانی به طور مبسوط نقل شده است که پس از اطلاع امام از ماجرا توسط آیت‌الله گیلانی، آقای هاشمی برای تذکر به عدم برگزاری خبرگان به جماران فراخوانده می‌شود، ولی با این توجیه که دعوت خبرگان انجام شده و دیگر نمی‌توان جلوی این اقدام را گرفت، حرف امام را زمین می گذارد.[۷]

حجت‎الاسلام ری‎شهری وزیر اطلاعات وقت و مسئول مستقیم پی‌گیری پرونده سیدمهدی هاشمی، در کتاب خاطرات خود با عنوان «سنجه انصاف» در این زمینه به نقل قولی از مرحوم آیت‎الله محمدی گیلانی -که در آن زمان عضو فقهای شورای نگهبان بوده است- اشاره کرده است، که آن مرحوم در سخنرانی خود در تاریخ ۶/۹/۱۳۷۹ در منزل آقای رازینی گفته است: یک روز قبل از مطرح شدن قائم‌مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان (۲۵ تیر ۱۳۶۴) من ضمن تماس با دفتر امام کتباً از ایشان درخواست ملاقات کردم... امام اجازه دادند. خدمتشان رسیدم. گفتم: «فردا قرار است موضوع قائم‌مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود. خواستم به عرضتان برسانم به آقای هاشمی [که در آن موقع رئیس مجلس خبرگان بوده است] بگویید مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم، خدمتشان درس خوانده‌ام، ایشان را عابد و زاهد می‌دانم، ولی این خصوصیات کافی نیست. او از عهده این کار برنمی‌آید...» امام گله‌های سوزانی از آقای منتظری را آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه. اضافه نمودند: «احمد هم از او دفاع می‌کند. از منزل سیدمهدی هاشمی دست‌نویس‌های او را آورده‌اند. من دیده‌ام نامه‌های آقای منتظری از نوشته‌های مهدی هاشمی الهام گرفته. این را من برای ایشان نوشتم.»... عرض کردم: «بفرمایید که فردا ایشان به عنوان قائم‌مقام رهبری مطرح نشود». امام قدری فکر کرد و فرمود: «احمد نیست. شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعد از ظهر من ایشان را ببینم». عرض کردم: «بله. اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم [و این جریان را به شما گفتم]. به هیچ کس نگویید. می‎ترسم مرا هم شمس‌آبادی کنند [که گروه مهدی هاشمی او را کشتند] یا مثل شیخ قنبر در چاه بیاندازند». این را که گفتم، امام خندید و سه بار فرمود: «خاطرت جمع باشد»... . رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح خدمت امام رسیدم. کاری داشتم. فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم. پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: «من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: «موضوع قائم‌مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن.» گفتم: «چرا؟ ما در اجلاسیه‌ی قبل به آقایان گفته‌ایم که ایشان را به عنوان قائم‌مقام مطرح کنیم.» فرمودند: «نه. یکی از دوستان آمده و چنین گفته... .» گفتم: «ما اعلام کرده‌ایم. نمی‌شود.» ... فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائم‌مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد.» ری شهری سپس اضافه می‌کند: «تامل در آنچه از آقای محمدی گیلانی نقل کردیم، نشان می‌دهد که امام در مورد طرح قائم‌مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان، در مقابل کاری انجام‌شده قرار گرفته بود. ... بی‌تردید اگر [اعضای مجلس] خبرگان نظر امام را می‌دانستند، آقای منتظری را به عنوان جانشین او تعیین نمی‌کردند.»

ماجرای مخالفت امام با انتخاب آقای منتظری، از طریق آقای محمدی گیلانی و البته با عدم تصریح به اینکه شخص امام این ناراحتی را به ایشان ابراز کرده است، به گوش آقای هاشمی می‌رسد و واکنش وی به این مسئله شاید بتواند گویای مشی ایشان در برخود با فرامین امام باشد. آیت‌الله امینی در این مورد می‌گوید: «در آن زمان که خبرگان در اجلاس فوق‌العاده در رابطه با انتخاب آقای منتظری به قائم‌مقامی در حال مذاکره بودند، آقای محمدی گیلانی در بیخ گوش من گفت: من در جماران بودم، در بیت امام گفته می‌شد که امام با انتخاب آقای منتظری به قائم‌مقامی موافق نیست. من نیز همین مطلب را آهسته به آقای هاشمی رفسنجانی گفتم، ایشان گفتند امام که نهی نکرده، به علاوه، در شرایط فعلی طرح این مطلب به مصلحت نیست، تا ببینیم چه پیش می‌آید.»[۸]

برخورد آیت‌الله هاشمی در رد خواسته‌ی امام با تعبیر «طرح این مطلب [نارضایتی امام] به مصلحت نیست» واقعیت تلخی را به اثبات می‌رساند. هاشمی رفسنجانی در روزنوشت خاطرات، به اطلاع خود از نارضایتی حضرت امام(ره) اذعان می‌کند. او در یادداشت‌های مربوط به سال ۶۴ می‌نویسد: «آقای محمدی گیلانی به دفترم آمد و پیام امام را درباره برنامه مجلس خبرگان آورد... گفت که امام با انتخاب آقای منتظری موافق نیستند.»[۹]

عزل منتظری اتفاقی غیر منتظره

آیت‌الله­ امینی در خاطراتش، پس از تبیین فضای دوران قائم‌مقامی و بعد از اشاره به برخی از اقدامات انتقادبرانگیز آقای منتظری، به تلاش‌های امام راحل برای اصلاح رویه آقای منتظری و خصوصاً اصلاح بیت ایشان، به خبری غیر منتظره در این مورد اشاره می‌کند: «من و دوستان به‌ویژه سران عالی‌رتبه‌ی کشور از نگرانی‌های امام نسبت به موضع‌گیری‌های آقای منتظری اجمالا باخبر و ناراحت بودیم؛ ولی با توجه به اوضاع و شرایط زمان، احتمال عزل ایشان را از قائم‌مقامی، آن‌هم باسرعت و قاطعیت اصلا نمی‌دادیم، و تحقق آن برای‌مان یک امر غیر منتظره و شگفت‌آور بود. تصمیم جدی امام به عزل آقای منتظری این‌گونه به اطلاع ما رسید: در روزهای اول فروردین ۶۸ آیت‌الله مشکینی به من زنگ زد که امام به وسیله‌ی حاج‌احمدآقا پیام مهمی را برای هیئت رئیسه خبرگان فرستاده. شما و آقای مومن و آقای طاهری خرم‌آبادی هرچه زودتر به منزل من بیایید تا در این‌باره مشورت کنیم. من به اتفاق آقایان به منزل آقای مشکینی رفتیم. ایشان گفتند حاج‌احمدآقا به وسیله‌ی تلفن با من تماس گرفت و گفت: امام به من فرموده که به شما بگویم خبرگان را برای تشکیل اجلاس دعوت کنید و هیئت رئیسه هم نزد من بیایند تا بگویم چه کنند؟ منظور امام برای ما روشن بود، و از شنیدن آن و عواقبش وحشت‌زده شدیم. پس از بحث و مشورت بدین نتیجه رسیدیم که باید در این امر مهم و حساس با آقای هاشمی رفسنجانی تماس بگیریم و مشورت کنیم.»[۱۰]

از مجموعه مطالب پیش‌گفته چند نکته قابل برداشت است. اول اینکه طرح مسئله قائم‌مقامی بدون اطلاع امام برنامه‌ریزی شده است؛ دیگر آنکه آقای هاشمی به هر دلیلی، امام را در برابر عمل انجام‌شده قرار داده و هزینه‏ هایی را برای نظام ایجاد کرد. ضمنا هراس آیت‌الله محمدی گیلانی از افشای جلسه‌اش با امام و ترس از ترور حتی در صورت اطلاع آقای رفسنجانی، خود مسئله مهمی است.

جلسه هیئت رئیسه خبرگان با هاشمی رفسنجانی پیرامون عزل آقای منتظری

آیت‌الله امینی ادامه ‌می‌دهد: «از همان‌‌جا با آقای هاشمی تماس گرفتیم و جریان پیام امام را با ایشان در میان گذاشتیم و کسب تکلیف کردیم. آقای هاشمی گفت: «من در این رابطه حرف دارم. شما بیایید تهران تا موضوع را در جلسه‌ی هیئت رئیسه مطرح کنیم و تصمیم بگیریم.» برای تشکیل جلسه‌ی هیئت رئیسه، روزی را تعیین کردیم. در آن زمان آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد مقدس بودند. آقای هاشمی جریان تصمیم امام را به ایشان اطلاع دادند. آن جناب پس از اطلاع بلافاصله به تهران مراجعت کردند و در دفتر آقای هاشمی حضور یافتند. بنده هم به اتفاق آقای مشکینی و آقایان محمد مومن و طاهری خرم‌آبادی در زمان مقرر در دفتر آقای هاشمی حاضر شدیم و تشکیل جلسه دادیم. ما جریان پیام امام را در امر به دعوت خبرگان برای تشکیل اجلاسیه خبرگان مطرح کردیم. آقای هاشمی رفسنجانی گفت چندی است که امام در رابطه با عزل آقای منتظری از قائم‌مقامی تصمیم گرفته و یکی‌دو مرتبه به من فرموده که مسئله‌ی آقای منتظری را تمام کنید؛ ولی من چون از عواقب آن می‌ترسیدم، با التماس و خواهش از ایشان خواستم در این اقدام عجله نکند، شاید در آینده راه حل بهتری پیدا شود. ولی امام قبول نکرد و فرمود من تصمیم خودم را گرفته‌ام، هر چه زودتر قضیه را تمام کنید. تا اینکه امروز (۶/۱/۱۳۶۸) خبردار شدم، خودش شخصا وارد عمل شده و در رابطه با عزل آقای منتظری نامه‌ای نوشته و برای من فرستاده تا به همراه آقای خامنه‌ای ببریم قم و تحویل آقای منتظری بدهیم. یک نسخه‌ی آن را هم به صداوسیما فرستاده تا در رادیو خوانده شود؛ ولی من به حاج‌احمدآقا گفتم: «به صداوسیما بگویید نامه را نخواند تا ما خدمت امام برسیم و حرف‌مان را بزنیم. خواندن نامه دیر نمی‌شود.»

پس از توضیحات آقای هاشمی، جلسه وارد دستور شد. موضوع بحث انگیزه‌ی امام از نوشتن نامه‌ی عزل و آثار و عواقب احتمالی این عمل، ضرورت یا عدم ضرورت پخش فوری نامه، لزوم یا عدم لزوم تشکیل اجلاس خبرگان، و دیگر مسائل از این قبیل بود. این بحث‌وگفت‌وگوها چندین ساعت طول کشید. در نهایت بدین نتیجه رسیدیم که لازم است قبل از هر اقدامی خدمت امام برسیم، نظرات‌مان را عرضه بداریم و کسب تکلیف کنیم. آنچه قرار بود خدمت امام عرض کنیم عبارت بود از:

۱- تقاضای انصراف امام از این اقدام ولو به صورت موقت، در صورت امکان؛

۲- تقاضای عدم پخش نامه به وسیله‌ی صداوسیما؛

۳- تقاضای انصراف از تشکیل اجلاس خبرگان و حداقل اجازه‌ی تاخیر آن؛

۴- تقاضای ملایم‌ترکردن لحن نامه به گونه‌ای که به جنبه‌ی حوزوی ایشان لطمه وارد نسازد.»

جلسه هیئت رئیسه خبرگان با حضرت امام(ره) و برخورد تند ایشان با هاشمی

آیت‌الله امینی در مورد جلسه‌شان با امام می‌گوید: «آقای هاشمی، آقای خامنه‌ای، آقای مشکینی و من به سوی جماران حرکت کردیم و در حدود ساعت نه شب به بیت امام رسیدیم. حاج‌احمدآقا گفت: «گمان نکنم در این موقع شب امام اجازه‌ی ملاقات بدهد؛ ولی خدمت ایشان عرض می‌کنم.» در این موقع آقای هاشمی در پاکت را باز کرد و متن نامه را برای ما خواند. با شنیدن نامه‌ی عاطفی و اندوه‌بار و قاطع امام که از عمق جانش نشئت می‌گرفت، حالتی وحشتناک و غیر قابل توصیف بر جانم عارض شد که تلخی آن را هنوز فراموش نکرده‌ام. بعد از چند دقیقه آقای حاج‌احمدآقا از نزد امام برگشت و گفت: «فرمودند چون آقایان آمده‌اند تشریف بیاورند.»

در حدود ساعت ۹:۳۰ بود که خدمت امام مشرف شدیم. در ابتدا آقای هاشمی سخن را آغاز کرد، با لحن ملتمسانه گفت: «ما همیشه به هنگام بروز مشکلات و معضلات، خدمت شما شرف‌یاب می‌شدیم و در حل آن از جناب عالی کمک می‌گرفتیم. اکنون در رابطه با نامه‌ای که برای آقای منتظری نوشته‌اید و امکان دارد برای نظام مشکلاتی به وجود بیاورد، شرف‌یاب شده‌ایم. تقاضای ما این است که در پخش آن عجله نکنید، شاید در آینده راه حل بهتری پیدا شود. در تشکیل مجلس خبرگان هم تعجیل نفرمایید؛ اجازه بدهید اطراف و جوانب کار را خوب بررسی کنیم و خدمت شما عرضه بداریم، آنگاه هر چه بفرمایید عمل می‌کنیم.» بعد از آن آقای خامنه‌ای، سپس آقای مشکینی درباره‌ی همین مطلب سخنانی را عرضه داشتند. امام که آثار اندوه بر چهره‌ی ربانی‌اش آشکار بود، فرمود: «من در اطراف و جوانب این کار خوب فکر کرده‌ام و تصمیم گرفته‌ام. دیگر حرف ندارد. من از اول با انتخاب ایشان مخالف بودم، ولی نخواستم در کار خبرگان دخالت کنم. من گفته بودم نامه را در اخبار بخوانند، ولی در این‌باره کوتاهی شد. اگر اصرار کنید می‌گویم همین حالا بخوانند. من گفته‌ام عکس او را از ادارات پایین بیاورند. تشکیل مجلس خبرگان هم ضرورتی ندارد، من خودم او را خلع می‌کنم؛ چون اگر خبرگان او را عزل کنند معنایش این است که انتخاب سابق آنها کار درستی بوده، در صورتی که من از اول مخالف این کار بودم.» آنگاه به آقایان خامنه‌ای و هاشمی فرمود: «شما هم لازم نیست نامه را برای ایشان به قم ببرید، آن را به وسیله‌ی شخص دیگری می‌فرستم. شما هم دیگر برای دیدار ایشان به قم رفت‌وآمد نکنید.». در همین جلسه آقای هاشمی از امام درخواست کرد: «لحن نامه طوری باشد که به جنبه‌ی حوزوی آقای منتظری لطمه‌ای وارد نشود.» امام در جواب، سخنان تندی فرمود که با توجه به برخی مصالح و ملاحظات از ذکر آنها معذورم. بدین صورت جلسه با یاس و نگرانی پایان یافت.[۱۱]

پانوشت‌ها:

[۱]. ر.ک: روزنامه جمهوری اسلامی، سه شنبه ۲۵ آذرماه ۱۳۹۳؛ مصاحبه با سیدمهدی طباطبائی؛ و همچنین، بنگرید به: سایت هاشمی رفسنجانی، کد خبر: ۷۱۸۵۹. http://hashemirafsanjani.ir/taxonomy/term/۲۴۸۰
[۲]. برای اطلاع از متن کامل خاطرات ایشان در این موضوع، رجوع شود به؛ خاطرات آیت‌الله ابراهیم امینی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص۲۵۳-۲۶۷.
[۳]. همان، ص۲۵۵.
[۴]. همان،۲۵۶.
[۵]. همان، ص ۲۵۸.
[۶]. همان، صص ۲۵۸و۲۵۹.
[۷]. ر.ک: ری شهری. سنجه انصاف. نشر دارالحدیث. تهران. صفحه ۱۶.
[۸]. خاطرات آیت الله ابراهیم امینی، ص ۲۶۰.
[۹]. سایت هاشمی رفسنجانی. یادداشت مربوط به روز ۱۴ آبان سال ۱۳۶۴.

[۱۰]. خاطرات آیت‌الله ابراهیم امینی، ص ۲۶۳.
[۱۱]. همان، صص۲۶۴-۲۶۷.
 
محمّد
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۲:۰۴:۵۲
کم‌تر کسی این ادعا رو کرده، این مطلبی هم که فرمودید جدید نیست! ولی اعتماد امام به آقای هاشمی چیزی نیست که بشه پنهانش کرد. حالا شما هر چی دلتون می‌خواد زور بزنید، رو حرف مراجع که نمی‌تونید حرف بزنید. نمونه‌ش آیت‌الله وحید. (2867007) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۰:۳۳:۱۰
من از هیچ چی تعجب نمی کنم الا از عده از اصلاح طلبانی که یک بار هاشمی را عالیجناب ... خطاب می کردند و نفر سی ام شدن او در انتخابات مجلس ششم تهران را تقلب می دانستند و همان ها امروز سینه چاک طرفدار هاشمی شده اند!!!!؟

مطمینا هاشمی عوض نشده است ولی حزب باد بودن برخی نمایان شده است (2868048) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۲:۴۷:۲۰
من از این خبر نفهمیدم امام با آقای هاشمی برخورد تند داشتند یا در مورد آقای منتظری. اتفاقا دومی محتمل تر هست. لطفا حب و بغض شخصی را در تاریخ داخل نفرمایید. (2867114) (alef-13)
 
آرین
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۳:۲۶:۲۹
آقای هاشمی وقتی هر روز خاطره تعریف میکنی از امام البته همش به نفع تفکر خودتون همینه دیگه...بقیه ام خاطره دارن... (2867222) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۳:۴۳:۵۲
خود آقاى هاشمي در خطبه ها گفت كه در رابطه با نظرات امام نظر خويش را مطرح ميكرده شاهكار كرديد اتفاقا اين درست است كه آدم نظرش را شجاعانه بگويد (2867280) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۹:۵۴:۰۲
جالبه!
از کی تا حالا خاطره گفتن خووب شده
فقط واسه هاشمی اخ بود
بس کنید بابا (2867990) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۳:۴۵:۳۸
به نظر نمياد امام فقط هاشمي رو ملامت كرده باشند افراد ديگري رو هم ملامت كردند صلاح ندونستيد اونا رو بياريد. مرد مومن چرا استفاده جناحي از اين موضوع مي كنين مشكلي بوده البته حاد و بزرگان آن روز مي خواستند حل كنند اين كجاش ايراد داشت كه شما اينچنين دادوقال مي كنين. (2867282) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۳:۴۶:۰۰
بنده چندبار متن را با دقت خواندم اما اثري از خاطره "برخورد تند امام با آقاي هاشمي" نديدم، گويا دوستان در انتخاب تيتر قصد القاي منويات خود به خاطرات نقل شده در متن را داشتند. (2867284) (alef-13)
 
عباس رحيمي
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۳:۵۹:۰۶
من ازش خوشم مياد اين همه خانوادشو كوبيدن با اينكه قدرت داشت سكوت كرد درود بر هاشمي رفسنجاني (2867316) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۴:۴۴:۴۱
فقط قصد تخریب آقای هاشمی را دارند (2867390) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۴:۵۹:۲۴
بسه دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱ (2867413) (alef-13)
 
بهاره
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۵:۰۸:۱۳
آیت الله امینی کاش این مطالب را زودتر میفرمودید که برای افکار عمومی روشنگری میشد که این حاج آقا خاطره چقدر و چقدر به امام نزدیک بوده و اطاعت داشته (2867443) (alef-13)
 
ali
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۵:۳۰:۲۸
بابا دست بردارین از این خاطره بازی (2867520) (alef-13)
 
بیژنگ
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۵:۴۰:۵۹
آنچه ما از شخصیت امام خمینی ره می دانیم و با چند سالی که در زیر سایه ایشان از شخصیت بزرگ وی آموختیم آن است که امام خمینی با احدالناسی تعارف نداشت و بدون رودربایستی و رک حرف خود را می زد و همین ویژگی امام و دیگر ویژگی های ایشان وی را شخصیتی بی همتا می ساخت.
اما در باب این مقاله نظر من آن است که تمامی این گفتارها و نقل روایات و اتفاقات ذره ای به شخصیت آقای هاشمی رفسنجانی خلل وارد نمی سازد. اولاً گیریم که آقای هاشمی تشکیل جلسه خبرگان داده و حتی آقای منتظری را پیشنهاد داده باشند، در هر حال انتخاب آقای منتظری کار مجلسی به نام خبرگان بوده است و چنانچه انتخاب نامناسبی هم باشد باز هم آقای هاشمی گناهی مرتکب نشده اند که شما بخواهید آن را دستاوزیزی برای تخریب ایشان کنید. در ثانی امام خمینی همواره در زمانی که افراد مختلف اشتباه یا خطایی می کردند تا جایی که بنده به یاد دارم حرف خود را صریح و بی پرده زده و تصمیم قاطع را اتخاذ می کردند. امام خمینی با هیچ کس عقد اخوت نبسته بود که چشم بر خطای کسی ببندد و بیش از هر چیز به عزت اسلام و وطن فکر می کرد ماجرای آقای فخرالدین حجازی را فراموش کرده اید و یا جریان نظر حضرت ایت الله خامنه ای در خصوص توبه سلمان رشدی را فرموش کرده اید. حضرت امام همیشه نظر خود را اینچنین بیان می کرد و از هیچ کس واهمه ای نداشت. پس بیخود جو سازی نکنید (2867546) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۵:۴۲:۰۵
ارادتم به هاشمی بیشتر شد. (2867548) (alef-13)
 
Jahan
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۲:۰۷:۰۰
مشکل آقای هاشمی‌ هم داشتن اردتمندانی مثل شماست (2868231) (alef-3)
 
نیما
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۶:۰۱:۵۸
توبیخ آیت الله هاشمی از دقیقاً کجای صحبت های امام قابل برداشت هست!؟ تیتر مطلب بی انصافی و غیر واقعی. (2867603) (alef-13)
 
علیمی
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۶:۳۶:۳۷
این گزارش از صدر تا ذیل در تایید ایت الله هاشمی و اهمیت ایشان نزد حضرت امام و همه بزرگان ان زمان مانند ایت الله مشکینی و سایرین میباشد ضمنا جناب اقای امینی هم در این گزارش مطلبی در رد ایت لله هاشمی نگفته اند .همه مطالب فرعی و چکیده ذهن نویسنده میباشد . (2867685) (alef-13)
 
علی
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۶:۴۰:۲۵
شما با این مطالب کلا" رهبری و اقتدار امام را زیر سوال می برید و یک جورایی میخواهید به خواننده اینطور القا کنید که امام در برابر آقای هاشمی قدرت کافی نداشتند. با هاشمی مشکل دارید چرا به امام جفا می کنید؟ لطفا" منتشربشه تا نظر مردم را ببینیم. (2867697) (alef-13)
 
محمدرضا
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۶:۴۱:۵۸
وقتی این مطالب را با دقت می خوانیم تازه می فهمیم که ظاهرا نقش آقای هاشمی در مسائل و حوادث مرتبط با انقلاب قابل مقایسه با نقش دیگران نیست.
بقیه بدون اجازه هاشمی هیج کاری نمی کردند. تشر امام هم امری طبیعی بوده.
بقیه هم برای همین موضوع خدمت امام رسیده بودند اما فقط هاشمی جرئت کرده و با امام حرف زده . معلوم می شود نسبت به بقیه با امام راحت تر بوده. (2867702) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۶:۴۵:۲۳
طبق اين خاطره اينها همه با هم هماهنگ بوده اند و طبق اين خاطره معلوم نيست امام به كي تندي كرده و كلماتي كه آيه الله اميني به خاطر ملاحظاتي نقل نكرده اند را خطاب به چه كسي فرموده، لذا كار شما خراب كردن هاشمي است با مطالبي كه مجهول است ، از انصاف خارج شده اي توكلي!!!!! (2867707) (alef-13)
 
احمد توکلی
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۱:۱۴:۲۴
سلام دوست عزیز
این مطلب ازجهان و جهان از تاریخ انقلاب در الف نقل شده تیتر هم ظاهرا مال خود آنهاست البت من هم تیتر را گویای روشن جمله آخر متن نمیدانم.ولی به دلیل اهمیت ناقل آآیه الله امینی و موضوع و موثرین که نامشان آمده باز نشرش را کار درستی میدانم. شاهدش همین کامنت هاست صرف نظر از اینکه همه یا بعضی را قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم. پس ما بی انصافی نکرده ایم ارادتمند احمد توکلی (2868166) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۶:۴۹:۲۸
مطلب مستدل و خوبی بود هرچند که چیز تازه ای نداشت.

بخش مربوط به تیتر هم که در آخر مطلب آمده است میگوید : «در همین جلسه آقای هاشمی از امام درخواست کرد: «لحن نامه طوری باشد که به جنبه‌ی حوزوی آقای منتظری لطمه‌ای وارد نشود.» امام در جواب، سخنان تندی فرمود که با توجه به برخی مصالح و ملاحظات از ذکر آنها معذورم. بدین صورت جلسه با یاس و نگرانی پایان یافت.» >>>مشخص نیست حضرت امام نسبت به آقای هاشمی تندی کرده اند یا نسبت به مرحوم منتظری. (2867718) (alef-13)
 
آمین
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۶:۵۵:۵۸
من نمی دانم چرا بعضی ها اینقدر حسودند و دست از سر یاردیرین حضرت امام (رض) برنمیدارند. اینکه منتظری عزل شده تصمیم درستی بوده چراکه حضرت امام (رض) گرفته اند. اینکه به آیت اله هاشمی رفسنجانی می تازید معلومه که اینها ازروی حسادت است چون آقای رفسنجانی از یاران باوفای حضرت امام و درحال حاضر هم مقام معظم رهبری هستند.
فقط از خداوند قادر و رحمان التماس داریم این انقلاب را که ثمره خون هزاران هزار شهید است ازدست منافقین درامان بدارد انشاءا... (2867730) (alef-13)
 
کریم همکار
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۳:۳۴:۱۳
استدلالتان ضعیف است؟ح (2868376) (alef-11)
 
نیما
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۶:۵۸:۲۵
این جملاتی به که به نقل از امام (ره) آورده شده فعل و فاعل و ترکیب صحیحی داره که با توجه به شناختی که از نحوه تکلم آن مرحوم داریم بعید است متعلق به ایشان باشد. (2867732) (alef-13)
 
احمدی
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۷:۰۵:۱۱
این نامه با تیتر مغایر است در اینجا هدف متن که ایراد به آقای هاشمی است وجود ندارد لطفا دقت کنید با این کارها آقای هاشمی از چشم ملت نمی افتد (2867742) (alef-13)
 
مهدی
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۷:۲۰:۲۹
این خاطره باآرمان امام بسیارتناقض دارد
یعنی امام راحل ما اهل تعارف بود مصلحت اندیش بود
امام راحل وقاعدما که فرمودندبااحدی احداخوت نبسته ام تن به عمل انجام شده میدهد
وبی انصافی است امام ما ابهت ابرقدرتهاراشکست بااین خاطره یعنی ازمهم ترین مسئله کشورقایم مقامی مغفول مانده چرا این خاطره تاکنون بیان نشده
وعجیب است چرا باورهای مردم با خاطره گویی باتعیین شود
حضرات خاطره گو بجای دعوای بی مورد به امام خامنه ای تمسک بجویند که فصل الخطاب ماست (2867766) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۸:۳۸:۰۲
به خدا پناه ببریم وببرید به چه چیزهایی برای این دنیای خود متوصل میشویم (2867890) (alef-13)
 
احمد
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۸:۵۵:۲۰
اگر آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس خبرگان و به نمایندگی از هیئت رئیسه مواردی را که قبلا هماهنگ و توافق کرده اند (چهار مورد) را به استحضار امام رسانده اند و اگر امام برخورد تندی با این موارد و خواسته ها داشته اند و چیزی در جواب سخنان آقای رفسنجانی گفته اند آیا این برخورد تند با ایشان است یا با هیئت رئیسه؟ (2867916) (alef-13)
 
سیدرضا
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۸:۵۸:۳۹
باعرض سلام واحترام
چند نکته از این مطالب قابل تامل است.
1- این سخن امام "ولی نخواستم در کار خبرگان دخالت کنم. " نشان میدهد که ایشان به رای اکثریت احترام می گذاشت وقائل به استقلال مجلس خبرگان بوداند.
بنابراین اینکه انتخابات بصورت مستقل انجام شده وامام هیچگونه دخالتی نکردن یک درس بزرگ برای ماست واین یک نکته قوت این ماجراست نه نقطه ضعف آن

2- همانطوریکه بارها فیلم انتخابات درمجلس خبرگان بعدی از تلویزیون پخش شده اقای رفسنجانی در این انتخاب نیز نقش مو ثری داشته اند.
3- باید از تغییر رویکرد اقای رفسنجانی درخصوص برخی مسائل جاری کشور استقبال کنیم .چه این تغییر مواضع گاها با اقبال عمومی مردم مواجه شده است.
باتشکر (2867922) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۹:۱۳:۴۰
کاش سخنان تند امام رو هم میگفتند حالا که هم امام مرحوم شده و هم منتظری بالاخره باید این خاطرات به مردم عرضه شود تا واقعیت را بدانند و قضایای امروز را علی الخصوص نامه هاشمی در 88 را درست تر تحلیل کنند. (2867937) (alef-13)
 
العبد
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۹:۱۷:۱۶
عدم بيان جمله امام ، در خط آخر ، به بهانه معذوريت ، كار پسنديده اي نبود.
آقاي هاشمي ازسرمايه هاي نظام اند و صد البته معصوم نبودند و نيستند ، ولي دانستن حقايق ، حق مردم است آن هم پس از طي ساليان بسيار مديد. (2867941) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۱۹:۴۳:۵۰
اقای هاشمی خبطهای زیادی داشته و همیشه خودشو مبرا دانسته درسته که خدمات زیاذی هم داشته ولی باید سیاه و سفید دیده بشه (2867978) (alef-13)
 
احمد
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۰:۱۳:۳۶
همین شماها بودید که در دوره اصلاحات هاشمی را ترور شخصیت کردید حلا چرا سینه چاک شده اید این نشان تغییر موضع هاشمی است یا سوء استفاده از این شخصیت برای مزدوری بیگانه (2868007) (alef-13)
 
غغغغغ
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۰:۲۴:۲۹
اقای هاشمی یک سیاست مدار صادق است که هرچه تا حال گفته صادق بوده بد نیست به کتاب های ایشان در قبل از 1368 مراجعه بشه بعد گوهر بزرگ را شناسایی خواهید کرد (2868038) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۰:۳۴:۱۰
امام صراحتا در وصیت نامه شان نوشته اند که کسانی بعد از مرگ ایشان خواهند گفت فلان اقدام بر خلاف نظر امام بوده و امام تحت فشار بودند و یا تحمیل شد ...

اینها امام را نشناخته اند اگر نگوییم عمدی دارند. امام ما نه ظلم پذیر بود و غیر مسئول و فراری از مسئولیت (2868051) (alef-11)
 
کمال
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۱:۰۶:۴۵
باوجوداینکه دل خوشی ازآقای هاشمی ندارم....ولی واقعیت رانمی شودانکارکردکه آقای هاشمی نزدیکترین یارامام خمینی رحمه الله علیه بوده است ........
حداقل برای همه واضح است که اگرامام (رض)ازآقای هاشمی ناراضی بودنداوراجانشین خودودرفرماندهی کل قوادرزمان جنگ صدام علیه ایران منصوب نمی کردند. (2868159) (alef-13)
 
محمدی
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۱:۱۳:۰۷
آقای هاشمی البته که در تمام مقاطع حساس انقلاب نقش برجسته ای داشتند. در سرنوشت جنگ نیز اینگونه بود.
در تعیین رهبری بعد ازامام ومعرفت شخص مقام معظم رهبری نیز همانطور که بارها از تلویزیون خودمون دیدیم. نقش هاشمی برجسته بود.
هم در تعیین قائم مقامی وهم در تعیین رهبری بعد از ارتحال امام. (2868165) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۲:۲۱:۴۰
فقط متأسفم. به خاطر ذبح کردن آرمانهای انقلاب و اعتماد مردم به پای حب و بغضهای کور جناحی! (2868255) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۲:۳۳:۳۲
نکته جالب در مورد اين خاطره هاي اخير اينه که در همشون، حداقل يک طرف ماجرا در قيد حيات نيست ... (2868276) (alef-3)
 
دانشجو
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۲:۳۵:۴۲
افرین بر سایت الف که در سال همدلی و همزبانی در داغ کردن تنور اختلافات واقعا داره نقش خودش رو به خوبی ایفا میکنه.عزیز من ،مملکت بحثهای مهمتر از این داره که اقای هاشمی به امام توو فلان جلسه چی گفتن و امام جوابشون رو چی دادن و نظر فلان اقا در مورد اقای هاشمی چیه.اگه دلتون میسوزه برا بیکاری جوونا و امار 18 طلاق در هر ساعت در کشور فکری کنید. (2868282) (alef-13)
 
علی اکبر
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۲:۵۱:۳۳
من از این اخلاق اقای هاشمی خوشم میاد که همیشه نظرات خودش را بدون واهمه و ملاحظه بیان می کنند و صراحتا میگن که تحلیل من این هست. شما از ولی فقیه تبعیت کنید من هم از ولی فقیه تبعیت میکنم. به نظر من مفهوم دقیق ولایت فقیه همین هست که در عین داشتن تحلیل و بعضا مخالف بودن با حکم ولایت، جهت حفظ وحدت کشور نظر مخالف خودت را حتی اگر عقلا به آن معتقد هستید بپذیرید. (2868305) (alef-13)
 
سهراب
۱۳۹۴-۰۲-۱۴ ۲۳:۰۴:۴۱
خاطره گفتن ازطرف درگذشته ها اينروزها حسابی باب شده ازفرداهربچه ای بلندمبشه وازجانب افرادی که نیستن خاطره میگه وبااین کارش خودشو معروف میکنه کی به کیه انهاکه نیستن بگن کی راست میگه کی دروغ (2868328) (alef-13)
 
 
 
امروز
ديروز
هفته
 
 
 
 
 
 
امروز
ديروز
هفته