۸
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 35767
نبود احزاب واقعی؛ ریشه اختلاف دائمي مجلس و دولت
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۴۱
قال الله تبارک و تعالی فی کتابه الکریم

فیه رجال یحبون ان یتطهروا و الله یحب المطهرین

سوره توبه آیه 108



سخن را بعد از حمد خداوند و سلام بر انبیا و اولیا الهی به ویژه سید و سالار ایشان حضرت محمد مصطفی (ص)، با درود به روح تابناک امام راحل و شهیدان و با یاد مدرس بزرگ آغاز می‌کنم؛ همو که الگو و افتخار ما مجلسیان در نظام جمهوری اسلامی است و نامش در دل و جان ما می‌درخشد.



برحاضران جلسه ارجمند پوشیده نیست که مجلس در ایران با صد و دو سال سابقه یکی از ارکان حکمرانی در کشورداری است. مجلس دستاورد ماندگار انقلاب مشروطیت و ثمره شیرین انقلاب اسلامی است. ثمره درخت آزادی‌ خواهی و قانون مداری و حاصل مبارزه با استبداد و استعمار است. مجلس مظهر اراده ملی و حاکمیت ملی و نماد "ملت" است که زیر یک سقف به نمایندگی از ملت موجودیت یافته است. مجلس مظهر همبستگی و وحدت ملی است. احترام به مجلس احترام به ملتی است که مجلس را با رای خود پدید آورده و اهانت به مجلس، از هرکس و از هرجا که باشد، اهانت به ملت است.



خدا را شکر باید گفت که در سی سال گذشته مجالس پس از پیروزی انقلاب اسلامی فی الجمله توانسته‌اند با همت نمایندگان مومن و سخت‌کوش و انقلابی ادوار مختلف با وضع قوانین و اعمال نظارت به وظیفه خود عمل کنند. سعی آنان مشکور و رنجشان ماجور باد.



نیازی نمی‌بینم در بیان دستاوردهای مجلس هفتم و دفاع از عملکرد آن سخنی بگویم، چون هنوز از آن مجلس چندان دور نشده‌ایم که نیازی به یادآوری آن باشد. این فرصت تاریخی که در آن خانه ملت به حضور نمایندگان همه دوره ها مزین و مفتخر است فرصت مغتنمی است تا با استفاده از تجربه سی ساله مجلس شورای اسلامی به بعضی مسائل و مشکلات مجلس اشاره شود و برای رفع و حل آنها چاره اندیشی شود.



همواره شاهد بوده و هستیم که دولتها که می باید مجری قوانین مصوب مجلس باشند از اجرای قانون کمابیش شانه خالی می کنند و از مجلس گله می کنند آن را به شتابزدگی در وضع قوانین متهم می سازند و مصوبات مجلس را بعضا فاقد اتفاق و انسجام لازم می دانند. از سری دیگر شاهدیم که مجلس نیز از دولت گله می کند و آن را به عدم تبعیت از قانون و به خود رایی و خود سری متهم می کند. این قصه، البته سر دراز دارد و اختصاصی به مجلس هفتم یا هشتم و دولت نهم ندارد. بلکه "تا بوده چنین بوده و تا هست چنین است." رفع این گرفتاری و حل اختلاف، تنها با نصیحت و سخن گفتن در فوائد وحدت میسر نیست. باید اندیشه کرد و علت آن را پیدا کرد و از آنجا در پی یافتن راه حل بر آمد.



حقیقت این است که ریشه این اختلاف و تعارض دائمی میان مجلس و دولت در کشورما این است که در ایران "حزب" به معنای واقعی و حقیقی آن هنوز به وجود نیامده است، حزب حقیقی، حزبی برآمده از متن مردم انقلابی، که دولت ساز باشد نه دولت ساخته. در عموم کشورهایی که به شیوه دموکراسی اداره می شوند مجلس و دولت برخاسته از یک حزب هستند. مقصود من از حزب، جماعتی است تشکیلاتی با مرامنامه و دیدگاه‌های مشخص، در چارچوب قانون اساسی که تدوین برنامه های خود کار علمی و کارشناسی می کند و برای رسیدن به قدرت و اجرای آن برنامه ها، کار سیاسی می کند. مردم هم با ترجیح مرامنامه و یک برنامه یک حزب به احزاب دیگر و با ارزیابی عملکرد گذشته آن به نمایندگان متعلق به آن حزب رای می دهند و سپس دولتی متعلق به همان حزب از مجلس رای اعتماد می گیرد. در این حال، لوایحی که دولت به مجلس تقدیم می کند و یا طرحهایی که در مجلس مطرح می شود و با رای اکثریت فراکسیون به تصویب می رسد برگرفته از دیدگاههای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی همان حزب حاکم است و مجلس و دولت به دو شاخه روئیده بر تنه واحدی می مانند که از یک ریشه تغذیه می کنند.



رهبر معظم انقلاب در تمثیلی حکیمانه وظیفه مجلس را ریل گذاری دانستند تا قطار دولت در مسیرآن ریل حرکت کند. لازمه تحقق این سخن درست و لازمه هماهنگی این است که آن قطار و ریل با هم تناسب داشته باشند، والا اگر فاصله چرخهای قطار با فاصله ریل ها نخواند از ریل گذاری نتیجه ای عایدی نخواهد شد.



در کشور ما نه نمایندگان مجلس با فرآیند حزبی به مجلس راه می یابند و نه دولت ها مجری برنامه حزب پیروز در انتخاباتند. این عیب بزرگی است که خود منشا بسیاری از عیوب ریز و درشت دیگر است. در چنین وضعی، مجلس فاقد یک "هویت جمعی" است. تک تک نمایندگان، البته حسن نیت دارند و می خواهند خدمت کنند. اما به یکدیگر به معنی کارشناسانه همفکر و همسو نیستند. آنان در دیدگاه‌های کلی اشتراک دارند اما در راه‌ حل‌ها اشتراک ندارند. داشتن حسن نیت و اشتراک در مبانی و دیدگاه‌ها، البته لازم است اما کافی نیست. مجلس منسجم، فراکسیون‌های منسجم می‌خواهد. فراکسیون‌ها هم باید در خارج از مجلس عقبه و پشتوانه حزبی داشته باشند. نمایندگان می‌باید در مسیر برنامه‌ای مشخص حرکت کنند والا دچار تشتت می‌شوند. لازم است میان حزب و فراکسیون از یک سو و نمایندگان از سوی دیگر تعهد متقابل وجود داشته باشد.



قانون گذاری در مجلس و اداره کشور توسط دولت، یک کار جمعی است و کار جمعی وقتی اتفاق و انسجام منطقی پیدا می‌کند که از یک هویت جمعی برخاسته باشد. اگر این هویت جمعی وجود نداشته باشد؛ وقتی از مجلس سخن می‌گوییم معلوم نیست به کدام هویت سیاسی یا اقتصادی یا فرهنگی خاص اشاره می‌کنیم. باید قبول کنیم که صرف اجتماع دویست و نود نفر زیر یک سقف و نشستن آنها در کنار یکدیگر برای وضع قانون و اعمال نظارت کافی نیست.



درحال حاضر در غیاب احزاب واقعی، نمایندگان ناچارند باری را که حزب باید به دوش بکشد را شخصا به دوش بکشند. آنها باید برای جلب آرای مردم وعده‌هایی بدهند که تحقق آنها از توانشان بیرون است و ناچارند بخش معتنابهی از وقت خود را صرف حل مشکلات ریز و درشت موکلان خود کنند. مشکلاتی که بسیاری از آنها در واقع هیچ ربطی به وظیفه قانونگذاری و نظارت که وظیفه اصلی نمایندگی است ندارد. تامین هزینه های انتخابات نیز کلا یا بعضا بر عهده خود نمایندگان است. با اندکی تامل می‌توان دریافت که هریک از این کارها و بارها که بر دوش نمایندگان قرار می‌گیرد چه آثار زیانباری بر قانونگذاری و نظارت دارد و چگونه رابطه نمایندگان با دولت را تحت تاثیر قرار می‌دهد.



سخن را با این تذکر به پایان می‌برم که انقلاب اسلامی که مجلس یکی از ثمرات آن است یک نعمت بزرگ است.

زین قصه هفت گنبد افلاک پرصداست کوته نظر نگر که سخن مختصر گرفت



انقلاب هم یک نعمت بزرگ است و هم یک امتحان بزرگ. از خدا بخواهیم که ما را قدردان آن نعمت قرار دهد تا در این جهان همچنان سربلند بمانیم و در این امتحان موفق گرداند تا در‌آن جهان رستگار گردیم.



برای همه همکاران عزیزم در مجلس هشتم و همکاران دیروزم و پریروزم در مجالس هفتم و هشتم در خدمت به اسلام و انقلاب و ایران اسلامی آرزوی موفقیت می‌کنم.
Share/Save/Bookmark
 


محسن باقرزاده
۱۳۸۷-۰۹-۱۳ ۰۱:۰۷:۳۵
باسلام
کار سیاسی درکشور و آشنایی سیاستمداران با مهندسی سیاسی برای اداره جامعه در چارچوب قانون اساسی و مطالبات واقعی مردم یک ضرورت است.
با شکل گیری احزاب قوی و کارآمد میتوان امیدوار شد که تغییرات بنیان کن مدیران اجرایی در پس هر انتخابات رئیس جمهوری ومجلس جای خود را به ثبات مشاغل فنی واجرایی وتغییرات در مشاغل سیاسی واثر گذار در تصمیمات استراتژیک می دهد.
البته جای یک گلایه مهم از احزاب موجود در کشور هنوز وجود دارد وآن این است که احزاب کارکرد سیاسی خود را در روشن کردن مردم و هدف گذاری اصلی حزبی را متناسب با مطالبات واقعی مردم تدوین وتنظیم نمی کنند وبه همین منظور بین خواسته های مردم واحزاب فاصله عمیقی وجود دارد و همچنین بین احزاب و مسیر حرکت وعملکرد دولت نیز این شکاف مشاهده میشود.
بهتر آن است که نگاه واراده عملی برای شکل گیری احزاب در اندیشه صاحب نظران متنفذ سیاسی زودتر شکل بگیرد. (94607)
 
پدرام
۱۳۸۷-۰۹-۱۳ ۰۴:۵۸:۱۷
بسیار جای خوشحالی است که روز بروز اهمیت وجود احزاب در ایران بهتر و بیشتر معلوم می شود. حتی کسانی که شاید روزی با حزب و تحزب مخالف بودند هم به اهمیت حزب واقف می شوند. در تمام کشور های پیشرفته حد اقل دو حزب وجود دارد که عملکرد یکدیگر را زیر ذره بین می گذارند و انتقاد از درون را نهادینه می کنند. (94609)
 
سینا
۱۳۸۷-۰۹-۱۳ ۱۰:۲۴:۴۴
قوی شدن احزاب نمی تواند فقط در سخن محقق شود و ملزوماتی دارد:
1. سیستم انتخابات بر اساس سیستم حزبی باشد نه ثبت نام فله ای
2. احزاب باید بودجه معین داشته باشند چون احزاب در ایران نو پا هستند و مردم چندان تمایلی به پیوستن به احزاب ندارن حاضر نمی شوند حق عضویت بپردازند، بهتر است کمک مالی دولت به احزاب در لایحه بودجه با نظارت مجلس گنجانده شود
3.سیستم انتخابات ریاست جمهور جناحی شود تا در قالب دو گروه بزرگ بین دو کاندیدا رقابت شود مثل آمریکا
4.قانون انتخابات در راستای معرفی کاندیدا توسط احزاب اصلاح شود . لازمه این کار شفاف بودن قانون است تا برداشت های متفاوت از آن صورت نگیرد.
5. شورای نگهبان فقط ناظر انتخابات باشد و توجهی به کسانی که رای می اورند نداشته باشند (عدم وابستگی به گروهی) (94640)
 
نصرت
۱۳۸۷-۰۹-۱۳ ۱۳:۵۳:۰۳
در جمهوری اسلامی حاکمیت حزب ستیز است و کمتر حاضر به پذیرش رقیب است شما می بینید چه قدر به مشارکت و مجاهدین انقلاب حمله می شود من نمی خواهم بگویم اینها از خطا بری هستند ولی دمکراسی و پذیرش قواعد آن گام به گام و با خطا و آزمایش است. نهادهای مدنی در کشور ما خیلی جوان هستند و باید با سعه صدر آنها رایاری کرد (94677)
 
۱۳۸۷-۰۹-۱۳ ۲۳:۰۸:۰۲
Dorood bar Aghaye Hadad e Adel. Man agar cheh az nazare sisasi ba ishan ham aghideh nistam, vali motaghedam ke ishan yek ensane besiar farhikhteh va dar eyne hal ba sedaghat dar keshvare ma hastand. Man alaragh inke mokhalefe siasi ishan hastam, kheyli barayeshan ehteram ghael hastam. (94726)
 
سید هادی
۱۳۸۷-۰۹-۱۴ ۱۸:۲۳:۰۶
بنام خدا قطعا تحول در نظام اداری واقتصادی کشور بدون برنامه میسر نیست . طی سی سال گذشته کشور از این نعمت محروم بوده وبعضا برنامه های اصلاحی به صورت جزیره ای تصویب شده . همانطور که جناب حداد عادل فرمودند ، مسلما فقط احزاب قوی وبا برنامه می توانند در کشور تحول اداری واقتصادی بوجود آورند . در این راه چه خوب است برادر فرزانه ای هم چون ایشان کار را شروع کنند . البته بعض مواد قانون اساسی هم باید اصلاح شود مانند افزایش دوران ریاست جمهوری به حد اقل شش سال و نحوه تعیین نماینده احزاب دارای رای لازم در مجلس شورای اسلامی و ..... به امید آن روز انشا الله (94801)
 
بنده خدا
۱۳۸۷-۰۹-۱۶ ۱۰:۱۱:۴۰
بلي يعني دروغي راكه بايد يك حزب بگويد نمانده مجبوراست بگويد
مگر تاالان به اسم حزب وگروه روحانيون ياروحانيت ودر آخر مردم نبوده
حتي به اسم مقدسات وشهدا باتشكر ازشما رئيس قبلي وهمه نمايندگانمحترم (94953)
 
۱۳۸۷-۰۹-۱۶ ۱۳:۳۷:۱۸
مردم سالاری ترجمه مناسبی از کلمه جمهوری و مطابق وضعیت کنونی جامعه ما است. در جمهوری، احزاب بخاطر منافع بلند مدت خود مجبورند بخشی از منافع طرفداران را تامین کنند به همین دلیل در راستای قول های داده شده حرکت می کنند و نمایندگانی کاردان به مجلس می فرستند. درحقیقت مردم حزب را می شناسند نه فرد را در حالی که در کشور ما عکس است و نتیجه اینکه عوام سالاری جای خود را به مردم سالاری داده است. باید بپذیریم که اکثریت مردم در هر جامعه تخصصی در سیاست ندارند همانگونه که در سایر علوم ندارند.وعده های انتخاباتی نیز دقیقا منطبق با همین فرهنگ مردم است زیرا به اهل فن و افراد صاحب نظر نمی توان چنین وعده های توخالی داد. متاسفانه کشور ضرر زیادی را از این بابت متحمل شده است. اول اینکه مردم درگیر مسایل سیاسی هستند بدون اینکه تخصص بینش و درک عمیق روابط را داشته باشند و بسیاری اوقات انرژی خود را بیهوده یا در مسیر غلط هزینه می کنند و دوم اینکه مسوولین هم خیالشان از مردم راحت است. واقعا اگر نمایندگان و مجلس در جای خود محکم بودند کسی جرات داشت در کشور رییس جمهور شود؟ (94984)