بحران غیبت مسئولین در میدان

دکترمحمودرضا امینی کارشناس ارشد راهبردی وحکمرانی اسلامی، گروه سیاسی الف،   4050720044 ۰ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
بحران غیبت مسئولین در میدان

در بزنگاه‌های حساس سیاسی و بین‌المللی، حضور خودجوش شهروندان در میادین و تجمعات عمومی، از یک‌سو بازتاب‌دهنده احساس مسئولیت ملی در برابر تهدیدات خارجی است و از سوی دیگر، بستری برای نظارت اجتماعی و مطالبه‌گری شفاف پیرامون روندهای تصمیم‌گیری کلان محسوب می‌شود. با این حال، تعمیق فاصله میان تریبون‌های رسمی و نبض واقعی جامعه، به‌ویژه با غیبت معنادار مسئولان اجرایی در این کانون‌ها، خطر شکل‌گیری سوءتفاهم‌های انباشته و فرسایش سرمایه اجتماعی را تشدید می‌کند. این یادداشت به بررسی پیامدهای ادامه‌دار انفعال مدیران در رویارویی با اقشار مختلف، آسیب‌های تقلیل دغدغه‌های عمومی به «احساسات ناپخته» و راهکارهای بازتولید وفاق از مسیر پاسخ‌گویی در میدان می‌پردازد.

 بازخوانی کارکرد تجمعات عمومی در شرایط ویژه

حضور خیابانی و تجمعات شبانه شهروندان(ملت مبعوث شده) در حال حاضر و دوره‌های تنش یا تصمیم‌گیری‌های بزرگ ملی، پیش از آنکه پدیده‌ای حاشیه‌ای باشد، نشانه پویایی سرمایه اجتماعی و حساسیت جامعه نسبت به سرنوشت کشور است. افرادی که فارغ از تفاوت‌های سلیقه‌ای، برای حراست از تمامیت ملی و اعلام همبستگی عمومی به خیابان‌ها می‌آیند، صرفاً تماشاچیان یا مصرف‌کنندگان سیاست‌های کلان نیستند؛ آنان خود را شریک سرنوشت و ناظر بر عملکرد نهادهای حکمرانی می‌دانند.

در چنین فضاهایی، گفت‌وگوها، بیانیه‌ها، شعارها و مضامین مداحی‌ها و سخنرانی‌ها ناگزیر بازتاب‌دهنده رویدادهای روز است؛ از مناسبات منطقه‌ای و مذاکرات خارجی گرفته تا سیاست‌های مالی و فشارهای معیشتی. این اظهارنظرها، فارغ از میزان دقت فنی یا جهت‌گیری سیاسی‌شان، دماسنج روشنی از انتظارات، نگرانی‌ها و امیدهای بخشی مؤثر از افکار عمومی به شمار می‌روند. 

مسئله محوری زمانی رخ می‌نماید که پاسخ سیستم مدیریتی به این کنشگری فعال، از مدار تعامل دوسویه خارج شود و به بیانیه‌های یک‌طرفه یا غیبت فیزیکی تقلیل یابد.

 تناقض ستایش کلامی و پرهیز میدانی

یکی از دوگانه‌های آشکار در تحلیل رفتار حکمرانی، همزمانی «سپاسگزاری مکرر از قدرت حضور مردمی» در پشت تریبون‌های اداری با «عدم حضور ملموس در بطن همان اجتماعات» است. دستگاه‌های تصمیم‌ساز به‌درستی قدرت این حضور را عاملی بازدارنده در برابر تهدیدهای بیرونی و پشتوانه‌ای در دیپلماسی تلقی می‌کنند؛ اما این اعتراف مثبت، به‌ندرت به پیوند عملیاتی تبدیل می‌شود.

وقتی مسئولی در دفتر کار خود از بصیرت و آگاهی جامعه تجلیل می‌کند، اما هنگام فراخوانِ همان جامعه برای شفاف‌سازی سیاست‌ها، تصمیم‌ها و چشم‌اندازها، در صحنه غایب است، نوعی «غیبت نمادین و ارتباطی» شکل می‌گیرد. در این شرایط، زبان گفت‌وگو جای خود را به پیام‌های یک‌سویه می‌دهد، نشست‌های خبری محدود و بخشنامه‌ها جایگزین اقناع چهره‌به‌چهره می‌شوند و بدنه حاضر در میدان احساس می‌کند صدایش شنیده نمی‌شود.

 آسیب‌شناسی نگاه حاکم بر مدیریت ارتباط با جامعه

ریشه این گسست ارتباطی را می‌توان در الگوهای ذهنی حاکم بر برخی لایه‌های مدیریتی جست‌وجو کرد:

 بدگمانی به صداقت مطالبات: گاه در تحلیل مدیران، اظهارنظرهای منتقدانه یا حتی نقدهای تند و بی‌پروای شرکت‌کنندگان به عناوینی چون «تحریک‌شدگی»، «رفتارهای هیجانی» یا «ناپختگی» تعبیر می‌شود. نادیده گرفتن زمینه‌های واقعی دغدغه‌ها و برچسب‌زدن به انگیزه‌ها، نخستین گام در گسست عاطفی و شناختی میان مجریان و مردم است.
 هراس از مواجهه با بازخورد منفی: حضور در جمع‌های مردمی همواره با تشویق همراه نیست؛ بلکه مستلزم شنیدن انتقادات صریح، اعتراض‌ها به وضعیت معیشتی یا ابهام‌زدایی از تصمیمات ناخوشایند است. فرار از این ریسک طبیعی و تمایل به حفظ تصویری بدون تنش، مسئولان را به مصاحبه‌های استودیویی و حلقه‌های بسته هدایت می‌کند.
 انحصار تبیین در دست واسطه‌ها: هنگامی که کارگزاران اصلی سیاست خارجی، اقتصاد یا امنیت در میان مردم حاضر نمی‌شوند، وظیفه تحلیل و جهت‌دهی افکار عمومی به‌ناچار به سخنرانان، مداحان یا کنشگران غیررسمی واگذار می‌شود. در این فضا، ممکن است برخی تحلیل‌ها با واقعیت‌های میدانی ناهمخوان باشند؛ اما مسئولیت اصلی این پدیده بر عهده همان مدیرانی است که میدان تبیین را خالی گذاشته‌اند.

 پیامدهای راهبردی گسست ارتباطی

تداوم فاصله میان کانون تصمیم‌گیری و بستر اجتماعی، هزینه‌های سنگینی را به ساختار حکمرانی تحمیل می‌کند. نخستین و مخرب‌ترین پیامد این غیبت، *فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی* است؛ جایی که کاهش باور عمومی به توانایی و شفافیت تصمیم‌گیران، به واگرایی خاموش از سیاست‌های رسمی می‌انجامد. وقتی جامعه حس کند تصمیمات کلان در فضایی ایزوله و بدون درک رنج‌ها و مطالبات میدانی اتخاذ می‌شود، به‌طور طبیعی در برابر اجرای طرح‌های اقتصادی و اجتماعی مقاومتمنفی نشان می‌دهد.
از سوی دیگر، این گسست ادراکی مستقیماً امنیت ملی را هدف می‌گیرد. هنگامی که رابطه‌ای مبتنی بر گفت‌وگوی رو در رو میان نخبگان مدیریتی و توده‌های مردم وجود نداشته باشد، خلاء اطلاعاتی ایجاد شده به بستر امنی برای جنگ روانی دشمن تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، مطالبات صادقانه و دلسوزانه شهروندان به‌دلیل نبودِ روایت رسمی و شفافِ مسئولان، دستخوش تحریف گشته و ظرفیت‌های ملی دفاع از کشور به چالش کشیده می‌شود. به بیان دیگر، انفعال مدیران در میدان، هزینه‌های اداره کشور و مدیریت بحران‌ها را به شدت افزایش می‌دهد.

ضرورت‌های راهبردی برای پیوند مجدد دولت و ملت
برای مهار این چالش و ارتقای تاب‌آوری کشور، بازتعریف سازوکارهای حضور مدیران در عرصه عمومی اجتناب‌ناپذیر است:
۱. حضور جسورانه برای گزارش‌دهی مستقیم: مدیران در سطوح مختلف باید بیاموزند که توضیح علت اتخاذ یک تصمیم، نشان‌دادن محدودیت‌ها و دفاع مستدل از خط‌مشی‌ها در میان مردم، نه‌تنها از اقتدار حاکمیت نمی‌کاهد، بلکه اعتمادسازترین رفتار مدیریتی است.
۲. رسمیت‌بخشی به تنوع نظرات در میان بدنه وفادار: این باور باید نهادینه شود که دلسوزی برای کشور لزوماً به معنای پذیرش چشم‌بسته تمام تصمیمات دولت نیست. طرح نقد نسبت به توافقات، برنامه‌های اقتصادی یا مواضع سیاسی در تجمعات، نشانه‌ای از پویایی است و باید با سعه‌صدر و پاسخ تخصصی همراه شود.
۳. عبور از الگوهای ارتباطی تک‌گویی (مونولوگ): مدیران باید فضاهایی را پدید آورند که گفت‌وگوی دوطرفه در آن امکان‌پذیر باشد؛ بسترهایی مانند تریبون‌های آزاد در اماکن عمومی و حضور در مساجد و میادین محوری شهر در همان ساعت‌های اوج گردهمایی‌ها، بدون تشریفات دست‌وپاگیر امنیتی.

میدان، محک واقعی تعهد ملی
جامعه‌ای که در تاریکی و سرما به خیابان می‌آید تا از آرمان‌ها و مرزهای فکری و جغرافیایی خود دفاع کند، بیش از هر چیز شایسته «صداقت»، «شنیده‌شدن» و «احترام عملی» است. غیبت مسئولان در این صحنه‌ها، فرصت‌سوزی بزرگی است که سرمایه عظیم اجتماعی را فرسوده کرده و راه را برای قضاوت‌های ناصواب هموار می‌سازد.
حاکمیت مقتدر، حاکمیتی است که کارگزاران آن به استقبال نقد مردم بروند، از پاسخ‌گویی در میدان نهراسند و توانایی اقناع افکار عمومی را به‌عنوان یکی از ارکان محوری امنیت ملی باور داشته باشند. عبور از بحران‌های پیش‌رو تنها در سایه همراهی صادقانه، تبادل اطلاعات شفاف و حضور فیزیکی مدیران در کنار همان مردمی محقق خواهد شد که بار اصلی هزینه‌های ملی را بر دوش می‌کشند.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین