به گزارش ایسنا، سفر اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، به سه کشور عضو ناتو و سخنرانی جنجالی او در یونان، به یکی از پربحثترین رویدادهای دیپلماتیک و رسانهای روزهای اخیر تبدیل شده است. روبیو در سخنرانی خود در مقابل بنای تاریخی آکروپولیس در آتن، با پیش کشیدن روایتی ضدایرانی مدعی شد که سپاه هخامنشیان و خشایارشا این مکان را به آتش کشیدند و معابد آن را ویران ساختند؛ اظهاراتی که واکنش های گستردهای را در شبکههای اجتماعی برانگیخت. منتقدان تاکید کردند که وزیر خارجه آمریکا با سوءاستفاده از روایتهای باستانی و تحریف تاریخ، در صدد بسترسازی روانی و توجیه رویکردهای تهاجمی و تهدیدات احتمالی نظامی علیه ایران بوده است.
روبیو در ادامه این سخنرانی مدعی شد که «تمدن غرب در معرض خطر افول قرار دارد» و از کشورهای اروپایی خواست تا برای نجات این تمدن، به «ارزشهای یونان باستان» بازگردند و در این مسیر به ایالات متحده یاری برسانند. اما ابعاد جنجالآفرین این سخنرانی تنها به تحریف تاریخ ایران محدود نماند؛ بلکه استفاده نسنجیده او از واژگان فلسفه سیاسی، واکنش تند نخبگان فکری غرب را نیز به دنبال داشته است.
ورود فوکویاما به میدان؛ نقد سوءاستفاده روبیو از «تیموس»
در تازهترین واکنش، فرانسیس فوکویاما، فیلسوف و پژوهشگر ارشد دانشگاه استنفورد، با انتشار یادداشتی صریح، ادعاهای وزیر خارجه آمریکا را زیر سوال برد. فوکویاما اشاره میکند که روبیو در تپه تاریخی «پنیکس» (در نزدیکی آکروپولیس) ستون فقرات تمدن غرب را مفهوم یونانی «تیموس» (Thymos) دانسته و آن را ستوده است؛ مفهومی که روبیو آن را صرفا معادل «جستوجوی تعالی، رقابت، جاهطلبی و جلوهگری مردان بزرگ» در عرصههای جنگ، فلسفه و کشورداری معرفی میکند.
فوکویاما با اشاره به اینکه مفهوم تیموس را خود او در سال ۱۹۹۲ در کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» بازتعریف کرده، تصریح میکند که وزیر خارجه آمریکا درکی بسیار ناقص و سطحی از این مفهوم دارد. وی توضیح میدهد که «تیموس» در روانشناسی و فلسفه باستان به معنای «غرور، غیرت و میل درونی انسان برای دیدهشدن و به رسمیت شناختهشدن» است؛ نیرویی که هرگز یک فضیلت یکسویه نیست، بلکه شمشیر دولبه خطرناکی محسوب میشود که نخستین نبردهای خونین بشر را برای تحمیل سلطه بر دیگران رقم زده است.
دو روی سکه؛ برابریخواهی دموکراتیک در برابر برتریجویی ویرانگر
این نظریهپرداز ارشد روابط بینالملل تشریح میکند که میل انسان به دیدهشدن به دو شاخه کاملا متضاد تقسیم میشود: نخست «ایزوتیمیا» (Isothymia) یا میل به برابری و به رسمیت شناختهشدن برابر با دیگران که زیربنای کرامت انسانی و پیدایش دموکراسیها به شمار میرود؛ و دوم «مگالوتیمیا» (Megalothymia) که بر برتریجویی، میل به سرآمد بودن و فرودستانگاری دیگران استوار است.
فوکویاما هشدار میدهد که این برتریجویی هرچند در مواردی نادر محرک رهبرانی چون جورج واشینگتن، آبراهام لینکلن و وینستون چرچیل بوده، اما در اغلب مقاطع تاریخ، سوخت اصلی ماشین استبداد و جنایات هولناک کسانی چون آدولف هیتلر، ژوزف استالین و پل پوت را تأمین کرده است. از این رو، تمجید کورکورانه روبیو از این خصلت بدون در نظر گرفتن ماهیت مهارنشدنی آن، خطایی راهبردی و فکری به شمار میرود.
فوکویاما میافزاید: «ترامپ میخواهد چهرهاش بر کوه راشمور حک شود، اما همزمان به دنبال افتخارات کماهمیتتری مانند جایزه صلح نوبل است. ترامپ نمونهای از «مگالوتیمیای مهارنشده» است. رئیسجمهور آمریکا به ثروت قانع نبود و در پی کسب قدرت سیاسی نیز برآمده است، مسیری که آمریکا را به سمت وضعیتی اقتدارگرایانه سوق داده است.»
قربانیکردن اصول دموکراسی در پای ترامپ
پژوهشگر ارشد دانشگاه استنفورد نوک پیکان نقد خود را مستقیما متوجه دونالد ترامپ و چاپلوسی سیاسی وزیر خارجهاش میکند. فوکویاما، ترامپ را تجسم کامل و بیپروای «برتریجویی مهارنشدنی» میداند که توان تفکیک میان فضیلتهای اخلاقی و رذایل قدرتطلبانه را ندارد.
فوکویاما تصریح میکند که مارکو روبیو برای حفظ جایگاه خود در حلقه اطرافیان ترامپ، حقیقت و واقعیتهای عینی را تحریف میکند. او میافزاید روبیو در حالی از اتحاد ارزشهای غربی سخن میگوید که رئیسش آشکارا رهبران اقتدارگرایی چون ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ را بیش از متحدان دموکراتیک واشنگتن تحسین میکند.
این اندیشمند برجسته در پایان خاطرنشان میکند همانگونه که برتریطلبی افراطی، دولتشهر آتن را در دوران باستان به باتلاق فاجعهبار «اردوکشی سیسیل» و سقوط کشاند، تکیه بر این خصلتها در جهان امروز نیز ویرانگر است؛ زیرا سنگبنای واقعی دموکراسی و منشور ایالات متحده، اصل «برابری ذاتی انسانها» است، نه کرنش در برابر میل حاکمان خودکامه برای تسلط بر جهان.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.