امید تعداد زیادی از مردم به صندوقهای رای برای تغییر شرایط موجود و گلایهمندی قشری دیگری از هموطنانمان و عدم حضورشان در انتخابات اخیر، رسالت دولت آینده در رفع گرفتاریها، مشکلات و انسدادهای موجود را دوچندان کرده است. بدون شک رفع این معضلات در گرو شناخت مناسبات کنونی جامعه، درک منطقی از ریشههای مشکلات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور و میدان دادن به متخصصان و رفع انحصار قبیله گرایان است.
لذا استقرار دولت جوان حزباللهی مستلزم درک مسیر پیشرو و تشخیص صحیح مختصات ایستگاه نهایی توسعه کشور در کریدور بین المللی است که در آن قرار گرفته است. علاوه براین روبراه کردن ماشین اقتصاد دولت نیز مستلزم بازگردان اعتماد از دست رفته مردم میباشد، اعتمادی که در هشت سال گذشته دچار افول شده است. معتقدیم اعتماد باعث سرریز شدن سرمایههای پنهان مردم و به چرخش درآمدن چرخ تولید خواهد شد.
تقویت گفتمان مردمداری و جامعه محوری و اعتبار بخشی به جایگاه جامعه مدنی بعنوان نهاد ناظر بر عملکرد دولت، تعریف دقیق از سیاست خارجی گفتمان محور و حل و فصل تعارضات موجود، حفظ استقلال سیاسی کشور و تسکین دلهرههای مجازی و رسانهای شهروندان که پروژه بدخواهان جریان انقلابی را نقش بر آب خواهد کرد یقینا شرایط را برای حکمرانی مطلوب فراهم خواهد کرد.
دولت برآمده از امیدواری ملت برای دگرگونی کنش های موجود و بسط عملی اندیشه عدالتورزی افقهای زیادی را برای تحولآفرینی پیشروی خویش دارد. افقهائی که عملٱ باید تکیه بر اندیشههای نخبگان دینی و علمی بزند تا مناسبات توسعه بومی را در کشور بزرگ ایران تئوریزه کند.
اما گوهر کمیاب زمان برای سرفصل گشائی این تغییرات به سرعت رو به پایان خواهد رفت لذا باید با تکیه بر داشتهها و اتصال به ظرفیت نخبگان بسمت بهبود شرایط حرکت کرد. از همین رو و بعنوان سخن آخر باید خاطر نشان کرد که فرصتی برای آزمون و خطا و ایجاد پروژههای دولتمدارانه بدون پشتوانه فکری وجود نخواهد داشت.